تفسير آيه ۱ تا ۱۴ سوره قيامت

تهيه كننده
«سوره قيامت»
از سوره هاي مكي قران است و در سال دوم سيزده سوره بر پيامبر(ص) نازل شد كه نازل شد كه شامل:
از سوره قيامت در جزء ۲۹ تا الاعلي در جزء ۳۰ قرآن قرار دارد. اين سوره داراي ۴۰ آيه مي باشد. محتواي سوره ب محور مسائل مربوط به معاد و روز قيامت دور مي زند، جزء بر چند آيه درباره قرآن مجيد و مكذبين به آن سخن مي گويد به چند بخش تقسيم مي شود:

۱-مسائل مربوط به اشراط الساعه (حوادث عجيب و بسيار هول انگيزي كه در پايان اين جهان و آغاز قيامت روي مي دهد.
۲-مسائل مربوط به وضع و حال نيكوكاران و بدكاران در آن روز.
۳-آيات مربوط به لحظات پر اضطراب مرگ و انتقال از اين جهان به جهان ديگر.

۴-بحثهاي مربوط به هدف آفرينش انسان و رابطه آن با مسئله معاد. نام ديگر اين سوره داراست به نام «اقسم بيوم القيمه» كه آيه اول اين سوره است.
فضيلت سوره: رسول اكرم (ص): كسي كه سوره قيامت را بخواند من و جبرئيل براي او در روز قيامت گواهي مي دهيم كه او ايمان به آن روز داشته و در آن روز صورتش از صورت ساير مردم درخشنده تر است. امام صادق(ع): كسيكه تداوم به سوره قيام كند و به آن عمل نمايد خداوند اين سوره را در قيامت همراه و از قبرش با بهترين بهره بر مي‌انگيزد و پيوسته به او بشارت مي دهد و در صورتش مي خند تا از صراط و ميزان بگذرد.

آيه۱: اين سوره با دو سوگند پر معني آغاز مي شود. مي فرمايد سوگند به روز قيامت و سوگند به وجدان بيدار انسانها و نفس ملامت كننده «اقسم بيوم القيامه، و لا اقسم بالنفس» اين موضوع بقدري بزرگ است كه سوگند ياد نمي كنم و در اول آيه آنرا مؤكدتر مي كند.

به قيامت سوگند ياد شده كه قيامت و رستاخيزي هست، مسأله قيامت آنچنان مسلم شمرده شده كه حتي در برابر منكران مي توان به آن سوگند ياد كرد. مهمي از معارفت قرآن و مسائل اعتقادي بر آن محور رستاخيزي و قيامت دور مي زند چرا كه مهمترن تأثير را در تربيت انسان و روند تكامل او دارد. نامهايي كه در قرآن براي اين روز بزرگ انتخاب شده بسيار است و هر كدام بيانگر بعدي از ابعاد آن روز مي باشد. و در هر يك از اين نامها سري نهفته شده. بيش از يكصد نام براي قيامت ذكر كرده اند كه هفتاد باز يوم القيامه در قرآن مجيد ذكر شده

از آن روز بترسيد كه هيچكس بجاي ديگري مجازات نمي شود، نه ضفاعتي پذيرفته مي شود و نه هديه و رشوه اي و نه ياري مي‌شوند. قطورترين پرونده ها در كوتاه ترين مدت رسيدگي كرده حكم نهايي خود را به سرعت صادر مي كند نه سالها سرگرداني و نه تجديد نظر. او سريع الحساب است. مجازات و كيفرش بر خلاف مجازاتهاي دادگاه هاي رسمي اين جهان است. روح انسان را مي آزارد، سپس آثارش در جسم، چهره و دگرگون شدن خواب و خوراك او آشكار مي شود. (نارالله الموقده سوره همزه آيه ۶) اين دادگاه نياز به شهود و ناظر ندارد، بلكه آگاهيهاي خود انسان متهم را به عنوان شهود به نفع يا بر صد او مي پذيرد. بعد از متلاشي شدن نظام هستي جهان نويني بر پا مي شود، همه به پيشگاه خدا عرضه مي شود و چيزي از كارها پنهان نمي ماند.

سوره تغابن كه يكي از نامهاي قيامت است به معناي مغبون شدن گروهي و برنده شدن گروه ديگر است. غابن= برنده مغبون= بازنده
رسول اكرم (ص): هيچ نوزادي متولد نمي شود مگر اينكه در مشبكه هاي سرش پنج آيه از سوره تغابن نوشته شده، اين اشاره به حتمي بودن اين مسئله است، محتواي اين آيات درباره همه فرزندان آدم بدون استثناء صادق است.

رسول اكرم (ص) هركس سوره تغابن را بخواند مرگ ناگهاني از او دفع مي شود. در سوره واقعه آيه ۴۹-۵۰ قل ان الاولين … كه يوم الجمع نام گرفته- سوره طارق آيه ۹: آن روز روزي است كه صفات نهاني ظاهر مي شود نه تنها اعمال مخفيانه انسانهاست كه صفات و روحيات و خلقيات و نيتها همه بر ملا مي شود. روز رسوايي بزرگ بدكاران و سر بلندي بي نظير مؤمنان است.

رسول اكم(ص): خداوند در قيامت نخست از بندگان خود اقرار بر گناهان مي گيرد سپس مي فرمايد:
من اين گناهان را در دنيا بر شما مستور ساختم و امروز هم مي بخشم، گفته اند آن روز خدا سيئات مؤمنان را به حسنات تبديل مي كند و در مجموع نامه اعمالشات نقطه ضعفي وجود ندارد. سوره حافه آيه ۱۹ وقتي نامه اعمال را به دست راست مي گيرد مي خواند فرياد خوشحالي سر مي دهد و الحمداله مي گويد.
۲۱-فهو في عيشه راضيه» عامل بدبختي دو چيز شمرده شده- كفر- تكذيب آيات الهي كه ضد ايمان و عمل صالح است. به اين نامها بينديشيم و وضع خودمان را در آن روز در نظر بگيريم.
آيه ۲: و لا اقسم بالنفس اللو امه- سوگند به وجدان بيدار. روح و نفس انساني داراي سه مرحله است. نفس اماره: يعني روح سركش كه پيوسته انسان را به زشتيها و بديها دعوت مي كند و شهوات و فجور را در برابر او زينت مي بخشد.

۲-نفس لوامه: روحي است بيدار و نسبتاً آگاه، هرچند در برابر گناه مصونيت نيافته گاه لغزش پيدا مي كند و در دامان گناه مي افتد اما كمي بعد بيدار مي شود توبه مي كند و به مسير سعادت باز مي گردد.
۳-نفس مطمئنه: يعني روح تكامل يافته اي كه به مرحله اطمينان رسيده نفس سركش را آرام كرده، و به مقام تقواي كامل و احساس مسئوليت رسيد كه ديگر به آساني لغزش براي او امكان پذير نيست.

سوره والفجر آيه ۲۷-۲۸ يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه- اي نفس مطمئنه به سوي پروردگارت باز گرد. نفس لوامه، رستاخيز كوچكي است در درون جان هر انسان كه بعد از انجام يك كار نيك يا بد، بلافاصله محكمه آن در درون جان تشكيل مي گردد و به حساب و كتاب او مي رسد. در برابر كار نيك آرامش دروني دارد كه نمي توان توصيف كرد. ولي به دنبال يك خلاف- جنايت چنان گرفتار كابوس و طوفاني از غم مي گردد، از درون مي سوزد كه گاهي خود آگاهانه به مقامات قضايي معرفي و به چوبه دار تسليم مي‌كند. اين دادگاه دروني شباهتي عجيب به دادگاه رستاخيز دارد. نفش لوامه يكي از عوامل مهم نجات آنان محسوب مي شود به شرط آنكه وجدان بيدار باشد و بر اثر كثرت گناه ضعيف و ناتوان نگردد. سوگند به قيامت و نفس لوامه كه همه شما را در قيامت برانگيخته مي شويد و به سزاي اعمالشان مي رسيد.

آيه ۳: ايحسب الانسان ان لن تجمع عظامه: آيا انسان مي پندازد كه ما استخوانهاي او را جمع نخواهيم كرد. يكي از مشركان كه در همسايگي پيامبر (ص) به نام علي بن ابي ربيعه خدمت رسول آمد از روز قيامت كه چگونه است سؤال كرد بعد گفت اگر ان روز را با چشم خود ببينيم باز تصديق نمي كنم و ايمان نمي آورم چگونه ممكن است اين استخوانها را جمع آوري كند، اين باور كردني نيست، كه آيه نازل شد و پيامبر فرمود، خداوندا شر اين همسايه بد را از من دور كن. سوره يس ۷۸ نظير اين آيه آمده براي منكران. چرا در آيه روي استخوان تكيه شده. اولتً دوام استخوان بيش از ساير اعضاست. لذا هنگاميكه بپوسد و خاك شود و ذرات غبارش پراكنده گردد اميد بازگشت آن در افراد سطحي كمتر است. ثانياً استخوان مهمترين ركن بدن است كه ستونهاي بدن است كه ستونهاي بدن را استخوان تشكيل مي دهد و جابجايي بدن.

كثرت تنوع و اشكال اندازه هاي مختلف استخوانها در بدن انسان از عجايب خلقت خدا محسوب مي شود.
آيه ۴: بلي قادرين علي … آري ما قادريم كه حتي انگشتان (خطوط سر انگشتان) او را دوباره به صورت اول موزون و مرتب كنيم، چرا كه منكران هرگز به گفته خود ايمان نداشتند بلكه تنها بر پندار و گمانهاي واهي و بي اساس تكيه مي كردند. بنان در لغت انگشتان و سرانگشتان آمده، نه تنها خداوند استخوانها را جمع آوري مي‌كند بلكه اشاره به لطيفي خطوط سرانگشت انسانها كرده كه به صورت اول باز مي گرداند. كمتر انساني در روي زمين پيدا مي شود كه خطو.ط سرانگشت او با ديگري يكسان باشد. خطوط سر انگشت هر انساني معرف شخص اوست.

آيه۵: بل يريد الانسان: آيه به يكي از علل حقيقي انكار معاد اشاره كرده: چنين نيست كه انسان در قدرت خداوند بر جمع استخوانها و زنده كردن مردگان ترديد داشته باشد، بلكه هدفش از انكار اين است كه مادان العمر گناه كند. او مي خواهد از طريق انكار معاد، كسب آزادي براي هرگونه هوسراني و ظلم و بيدادگري گناه بنمايد. هم وجدان خود را از اين طريق اشباع كاذب كند و هم در برابر خلق خدا مسئوليتي براي خود قائل نباشد. چرا كه ايمان به معاد و دادگاه عدل سر عظيمي در مقابل هرگونه عصيان و گناه او مي خواهد. اين لجام را بر مي گيرد اين سد هم را مي شكند و آزادانه هر عملي را خواست انجام دهد و متحصر به زمانهاي گذشته نبوده، بلكه گناه را مقدم مي دارد و توبه را به تأخير مي اندازد كه بعداً توبه خواهم كرد.

آيه۶: يسعل ايان: لذا مي پرسد قيامت كي خواهد آمد. سؤال نها از وقت بر پا شدن قيامت نه به اين معناست كه اصل آنرا قبول داشتند بلكه سؤال مقدمه اي است براي انكار اصل قيامت گويند مثل اينكه: فلان شخص از سفر مي آيد و هنگاميكه طول كشيد و نيامد ديگري كه منكر آمدن آن مسافر است گويد، پس اين مسافر كي خواهد امد. در مورد وقت آن سؤال مي‌كند تا راه را براي فجور خود بگشايد. نمونه روايت زمان عمر و معجزه علي كه پسري طلب مال پدر كرد و علي (ع) بعد از بردن او در قبرستان و استخوان دنده پدر بر بيني پسر گذاردن و خون جاري شد.

رسول خدا (ص): امت من قبل از جنبيدن در روز قيامت از چهار چيز سؤال مي شود.
عمر- جواني- مال- محبت ما اهل بيت.

آيه ۷: فاذ ابرق البصر: برق در اصل روشنايي و برقي است كه در ميان ابرها ظاهر مي‌شود، برق زدن چشمها در ايه به معني حركت شديد و اضطراب آميز آن از شدت هول و هوس است و بعضي آنرا به معني ساكن شدن حدقه چشم و خيره نگاه كردن به يك نقطه كه غالباً وحشت است تفسير كرده اند. قبل از رستاخيز تحول عظيمي در دنيا پيدا مي شود و نظام آن متلاشي مي گردد. در آن روز چشمه ها از شدت وحشت به گردش در مي آيد و اطراف را نظاره مي‌كند.

آيه ۸: و خسف القمر- زماني كه ماه بي نور و منخسف گردد.
۹-و جمع الشمس و القمر- خورشيد و ماه يكجا جمع گردد. گاه گفته اند: هر دو در كنار هم قرار مي گيرند و يا هر دو با هم از مشرق طلوع كرده و در مغرب غروب مي كنند و گاه گفته اند: هر دو نور خدا را از دست مي دهند و جمع خواهد شد. اين دو قسمت از مهمترين پديده هاي انقلابي آخر جهان است كه در قرآن كم و بيش اشاراتي شده و در سوره تكوير آيه ۱- اذا الشمس كورت: هنگامي كه خورشيد تاريك گردد. مي دانيم نور ماه از خورشيد است. وقتي خورشيد تاريك شود ماه نيز تاريك گردد. كره زمين در ظلمت وحشتناكي فرو مي رود. بابك انقلاب و تحول عظيم جهان پايان مي يابد، سپس يا تحول عظيم ديگري (با نفخه صور دوم كه نفخه حيات است) رستاخيز انسانها آغاز مي شود. در آن روز انسان ني گويد.

آيه ۱۰: يقول الانشان يومئذ اين القمر: راه فرا كجاست. انسانهاي كافر و گناهكار كه روز قيامت را تكذيب مي كردند آن روز از شدت خجالت و شرم پناهگاهي مي جويند، و از سنگيني بار گناه و ترس از عذاب راه فرار مي طلبند. سوره بناء : و يقول الكافر ليشي: ايكاش خاك بودم و هرگز انسان نمي شدم- اي كاش مرگ به اين زندگي حسرت بار پايان مي داد.
۱۱-كلا و زر: ولي به زودي به نها گفته مي شود. هرگز چنين نيست راه فرار و پناهگاهي در اينجا وجود ندارد.
حاقه آيه ۲۹: قدرت من نيز از دست رفت. ۲۸ مال و ثروتم هرگز مرا بي نياز نكرد

يوم البروز- يوم الظهور- هنگاميكه تمام قبايع اعمال خود را بر ملا مي بينند فريادشان بلند مي شود آهي سوزان و ناله اي شرر بار سر مي دهند.
آيه ۱۲- الي ربك يومئذ المستقر: قرارگاه نهائي همگان به سوي پروردگار جز او پناهگاهي وجود ندارد. حكم نهايي به دست خداتس. يا اينكه قرارگاه نهائي از بهشت و دوزخ به فرمان اوست. اين آيه از جمله اياتي است كه خطر سير تكامل ابدي انسان را بيان مي‌كند. تغابن آيه ۳ و الله المصر- بازگشت همه به سوي اوست. انسانها رهرواني هستند كه از سر حد عدم حركت كرده و تا اقليم وجود اين همه راه را آمده اند و در اين اقليم نيز رو به سوي وجود مطلق هستي بي پايان خداوند در حركتند و هرگاه از مسير اصلي و صراط مستقيم منحرف نشود اين حركت تكاملي تا ابد ادامه خواهد يافت و هر روز وارد مرحله تازه اي قرب خدا مي شوند، اما اگر مسير خود منحرف شوند سقوط كرده و نابود خواهد شد.

۱۳-ينبو الانسان … در اين روز انسان را از كارهايي كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مي‌سازيم. نخست اعمالي كه در حياط خود از پيش فرستاده يا آثاري كه بعد از مرگ از او باقيمانده اعم از سنت نيك و بد و مردم بدان عمل مي كنند و حسنات و سيئاتش به او مي رسد. يا اولين اعمالي است كه بجا آورده و آخرين اعمالي كه در عمرش انجام داده، ديگر اينكه اموالي را پيش فرستاده و اموالي كه بر وارثان گذاشته.

آيه ۱۴: بل الانسان علي: بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است. گرچه خداوند و فرشتگان انسان را از تمام اعمالش آگاه مي كنند، ولي نيازي به اين اعلام نيست و اعضايش در آن روز بزرگ شاهد و گواه او هستند. سوره فضيلت آيه ۲۰- شهد عليهم سمعهم و ابصارهم- گوشها و چشمها و پوستهاي تنشان گواهي مي دهند. يس آيه ۶۴: دستهاي آنها با ما سخن مي گويند و پاهايشان گواهي مي دهند. بصيره= بينايي و آگاهي شخص آگاه. گرچه آيات درباره معاد و قيامت سخن مي گويد، ولي عالم دنيا را نيز شامل مي شود، در اينجا نيز مردم از حال خود آگاهند، هرچند گروهي با دروغ و پشت هم اندازي و ظاهرسازي و رياكاري چهره واقعي خويش را مكتوم مي دارند.