مقدمه:

امروزه دربعضي از رشته ها نقشه به عنوان يك ابزاراصلي تلقي شده چرا كه حقايق در ان انعكاس پيدا مي كنند.
امروزه با توجه به رشد سريع جمعيت و همچنين جهت رفاه حال ساكنين كره زمين نياز مبرمي به مسكن ، غذا، آب و… احساس مي شود.
براي فراهم كردن نيازهاي مردم ما در مرحله اول بايد محيط خود را بشناسيم چون امكان گردش و تحقيق قدم به قدم وجود ندارد لذا با استفاده ازتفسير نقشه هاي توپوگرافي به مقياس و بعنوان نقشه هاي مبناء يا مادر براي تحقيقات جغرافيايي از جمله شناخت ژئومورفولوژي منطقه يا ليتولوژي منطقه ياشبكه هاي ذهكشي منطقه و همچنين در طرحهاي برنامه ريزي ناحيه اي ومنطقه اي وبطور كلي براي آمايش سرزمين مورد استفاده قرار داد و به اهداف مورد نظرخود دست يافت.

مشخصات شهرستان ميانه:
شهرستان ميانه در۴۷درجه و ۱۱دقيقه تا ۴۸درجه و۱۸دقيقه طول شرقي و۳۷درجه تا ۳۷درجه و۵۵دقيقه عرض شمالي در دامنه بزقوش و قافلانكوه در ۱۶۵كيلومتري تبريزو در مسير خط ترانزيتي خط تبريز تهران واقع شده است . اين شهرستان از شمال به كوه هاي بز قوش وبه شهرستان سراب واستان اردبيل واز جنوب به استان زنجان واز شرق به شهرستان خلخال واز غرب به شهرستان هشترود محدود مي باشد.مساحت شهرستان مبانه در حدود ۵۵۹۰ كيلومتر مربع وداراي ۴ بخش و۴۶۶ آبادي و۸ مركز خدمات كشاورزي به شرح زير ميباشد: اوج تپه_ تركمنچاي_ تير چائي_ حومه ميانه_ كاغذ كنان_ ترك_ كله بز_ گرمرود بوده وارتفاع ان در پست ترين نقطه حدود ۱۰۰۰ مترودر مرتفع ترين نقطه۳۳۰۰ متر وارتفاع خود شهر ميانه از سطح دريا ۱۱۱۱ متر مي باشد.
موقعيت منطقه تير چائي:
منطقه تير چائي در شمال ميانه در ۳۷درجه و۴۷دقيقه و۳۷درجه و۳۰دقيقه عرض جغرافيايي و۴۷درجه و۴۵دقيقه و۴۷درجه و۳۵دقيقه طول جغرافيايي واقع شده ومساحت حوزه مورد مطالعه به طول km 5/14 وعرض km 75/25 مي باشد كه در كل مساحت منطقه مورد مطالعه km 38/402 مي باشد.
اين منطقه از شمال به ارتفاعات بزقوش از جنوب به شهر چايي كه در جهت شمال غرب به جنوب شرق جريان دارد ختم مي شود (منتهي مي شود) شيب عمومي منطقه در جهت شمالي جنوبي وتا حدودي در جهت شمالغرب جنوب شرقي مي باشد.

تحليل توپوگرافي منطقه:
منطقه مورد نظر يعني تير چايي به صورت يك منطقه كوهستاني بوده وپايين ترين نقطه ان در درٍه اي با جهت شمالي جنوبي وبه ارتفاع ۱۲۰۰ متر مي باشد ودر ۴۷ درجه و۳۹ دقيقه طول جغرافيايي واقع شده است وبلند ترين نقطه ان مربوط به ارتفاعات بزقوش به ارتفاع ۳۱۷۶ متر كه ۴۷ درجه و ۳۵ دقيقه طول جغرافيايي واقع شده است. شيب توپوگرافيكي منطقه،

شمالي جنوبي بوده،يعني از شمال به جنوب بوده در قسمت بالاي نقشه يعني طول جغرافيايي قله ۳۱۷۶ متر قرار گرفته كه سمت غرب ان تقريبا مسطح مي باشد ولي دامنه هاي شرقي وجنوبي ان داراي شيب بسيار زياد مي باشد شيب دامنه غربي ان كه در اصل به صورت متقارن ودامنه هاي شرقي وجنوبي ان به صورت نامتقارن مي باشدكه چندين شاخه يا آبراهه از آن به طرف گذرگاهي كه در سمت شرق ان قرار دارد جاري مي شود. درسمت شرق قله ۳۱۷۶ متري يك دره يا گلوگاهي كه به صورت عميق وتنگ مي باشد قرار دارد كه از شمال به طرف جنوبغرب به طول كشيده شده است كه در داخل اين دره

عميق و تنگ يكي از شاخه هاي اصلي رودخانه تير چائي جاري مي باشد كه اين شاخه باتوجه به اين كه ارتفاعات بزقوش برف گير بوده تا اواخر مرداد ماه در آنجا برف باقي مي ماند لذا از شاخه هاي اصلي بوده به طوري كه در تمام فصول سال داراي آب مي باشد همچنين آبراهه هاي اصلي وفرعي متعددي از دره هاي كوچك اطراف به طرف اين دره اصلي يا گلوگاه

جاري شده و سرانجام به شاخه اصلي يا آبراهه اصلي كه در كف يا بستر دره جاري است مي پيوندد در سمت شرق گلوگاه يا دره مورد نظرقله اي با ارتفاع ۳۰۳۹ متر وجود دارد كه شيب دامنه هاي شرقي؛جنوبي وغربي آن تقريبا با هم مساوي بوده وبه صورت متقارن مي باشند و همچنين در قسمت جنوبي قله۳۰۳۹ متري قله ديگري قرار دارد كه ارتفاع ان ۲۹۳۲ متر مي باشد كه مابين اين دو قله يك شيار وجود دارد گه در اصل بصورت يك دره بوده كه وسعت آن يا والول يا همان دره كوچك وكم عمق مي باشدكه جهت آن شرقي غربي است كه يك آبراهه دايمي درآن جريان دارد وبه آبراهه اي كه در سمت غرب اين دره در داخل گلوگاه بود مي پيوندد.

مسير اين آبراهه پيچ وخم دارد يا ماندري است با توجه به ايزوهسيپهاي سمت چپ ياغرب قله ۲۹۳۲ شيب بسيارتند مي باشد كه انتهاي آن به دره عميق وتنگ منتهي مي شود با توجه به منحني هاي ميزان اصلي قسمت پايين قله ۳۹۳۲ متري تا ارتفاع۲۷۰۰و۲۶۰۰و۲۵۰۰منطقه داراي شيب تندي بوده كه جهت اين شيب شرقي غربي بوده وهمچنين مابين اين دو نقطه يعني۲۷۰۰و۲۵۰۰متري دودره متقارن وجودداردكه داراي آبراههاي فصلي يا غيردايمي مي باشد كه جهت آن نيز شرقي غربي

مي باشد در ارتفاع ۳۵۴۰ متري يك دره كوچكي به شكل U آغاز شده است و درست در ارتفاع۲۴۰۰ متري تبديل به يك دره M شكل مي گردد كه عامل ان را مي توان ازعوامل دروني زمين يا كاتاستروفيسم ذكر كرد اين دره هم داراي يك آبراهه ازنوع غيردايمي مي باشد. بطوركلي درشرق قله هاي ۳۰۳۹و۳۹۰۰و۳۹۳۲ متري وهمچنين بطرف پايين تا ارتفاع۲۴۰۰ متري با توجه به منحني هاي ميزان كه تاحدودي ازهمديگربازبوده وفشرده نمي باشد زمينهاي تقريبا مسطح مي باشند كه درارتفاعات ۲۹۴۶و۲۹۳۰همراه با چندين تپه مشاهده مي شود كه احتمالاجنس اين زمين ها ازنوع مقاوم بوده كه عوامل فرسايشي ازجمله آب و باد نتوانسته درطي ميليونها سال آنها را فرسايش دهد.

آبراههاي دايمي ازقله هاي مذكورمنشعب شده كه چون شيب توپوگرافيكي شمالي جنوبي است لذا آبراهاي مذكور به طرف جنوب جريان داشته و پس ازعبوراز دره هاي M شكل درواقع يكي ازشاخه هاي اصلي رودخانه كلامرز را تشكيل مي دهد اين آبراهه ها پس ازعبوراز دره هايي سرانجام به گلوگاهي كه در مابين ارتفاع ۲۴۰۰ متري و۲۳۰۰ متري وجود دارد رسيده وازانجا با عبوراز يك درهM شكل وارد يك درهv شكل بسيار طولاني مي شود ومي توان گفت كه اين دره ازتا عرض

جغرافياي به صورت نصف النهاري گسترده شده است بطوري كه روستاي نقاب درشرق اين دره درارتفاع ۱۸۰۰متري واقع شده است. درقسمت شمال دره مذكور چندين قله با ارتفاعات ۲۶۰۷و۲۵۶۲و۲۵۱۷و۲۴۹۴ قرارگرفته كه مابين ارتفاع ۲۵۱۷ تا۲۵۰۰ يك دره تقريبا uشكل قرارگرفته كه آبراهه اي ازارتفاع ۲۶۰۷ متري منشعب شده وپس ازعبوراززمين هاي مسطح سرانجام درارتفاع۲۵۰۰ متري وارد دره كوچك مذكورشده و ضمن عبوراز دره M شكل وارد يك دره بسيارطولاني شده كه آبراهه موجود درآن يكي ازشاخه هاي اصلي كلامرزچاي است بايد توجه كنيم كه باتوجه به منحني هاي ميزان قسمت

شمال قله هاي ۲۶۰۷و۲۵۶۲ شيب تندي داشته كه ميتوان احتمال دادكه جنس دامنه هايآن ازموادي كه مقاومت كمتري دارد ايجاد شده ودراثر فرسايش به اين شكل درآمده اند. دامنه هاي جنوبي و شرقي دره هاي مذكور به صورت زمين هاي تقريبا مسطح بوده به طوري كه درارتفاع۲۳۰۰ متري تا ۲۱۰۰ متري با توجه به ايزوهيسپها داراي شيب تند ميباشد وهمچنين ازارتفاع ۲۴۹۴ متري چندين آبراهه اصلي كه جهت آنها به طرف شرق مي باشد جاري شده و در ارتفاع ۲۲۰۰ متري به يكي از شاخه هاي رودخانه كلامرز مي پيوندد. همچنين اين قسمت از حدود طول شمالي قرار دارد و اين قسمت، مناسب براي دامداري به علت مراتع مي باشد.
قسمت ديگر نقشه در۳۷درجه و۴۰دقيقه طول جغرافيايي و۳۷درجه و۳۵ دقيقه عرض جغرافيايي منطقه قرار دارد كه اكثرا زمين هاي آن به صورت مسطح بوده و قابل كشاورزي مي باشد خاكهاي اين منطقه از نوع رس و مارن مي باشد و علت آن پر تعداد بودن آبراهه ها در قسمت شمال شرق و همچنين درمركزوغرب منطقه مي باشد كشت به صورت ديمي مي باشد ؛

 

مگردرحاشيه رودخانه ها. اكثرزمينهاي اين منطقه را باغات تشكيل مي دهد به علت برخورداربودن ازآب وهواي مناسب و برخوردار بودن ازدو رودخانه (كلامرز وتيرچايي) زمينه براي تجمع انساني مساعد مي باشدكه روستاهاي چندي ازجمله قشلاق گل يورد واشليق وكسلان وتجرق و… به وجودآمده است. اين منطقه مسطح بوده وفقط درارتفاع۱۸۰۰و۱۷۰۰ متري

 

شيب ديده مي شود كه آن هم به صورت يك دره بوده وبه احتمال قوي اين دره هم در اثرفرسايش نرمال يا آب جاري پديد آمده است ضلع جنوبي منطقه هم به علت شيب زياد وآذرين بودن منطقه نفوذ ناپذير بوده و آبراهه هايي ديده مي شود و فقط براي مرتعداري مناسب مي باشد. قسمت ديگري در۳۷ درجه و۳۵ دقيقه تا ۳۷ درجه و۳۰ دقيقه عرض جغرافيايي و۴۷ درجه و۳۵ دقيقه تا۴۷ درجه و۳۵ دقيقه طول جغرافيايي قرار دارد. منطقه، يك منطقه تقريبا كوهستاني وازيك قسمت مسطح تشكيل شده مثل روستاي خواجه ده كه براي كشاورزي مناسب مي باشد. چندين راه درجه دوويك راه آسفالته درجهت شمالي جنوبي مشاهده مي شود. در قسمتهاي مركزي منحنيهاي ميزان به هم فشرده بوده كه نشان دهنده شيب زياد

است.چندين تپه شاهد در منطقه ديده مي شود وقله اي به ارتفاع ۱۳۵۲ مترويك دره تقريبا u شكل درقسمت جنوب كه رودخانه بولانليق چاي ازكنارآن مي گذرد مشاهده مي گردد. قسمت ديگراز۴۷درجه و۴۵دقيقه تا۴۷درجه و۴۰دقيقه طول جغرافيايي و۳۷درجه و۴۰دقيقه تا۳۷درجه و۴۵دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد. منطقه مورد نظرداراي قله هاي بسياري است كه قسمت غرب آن داراي شيب زيادي مي باشد و تنها قسمت شمال شرقي همواراست درقسمت جنوبي قله در ارتفاع ۲۶۰۰ متري يك دره M شكل است بطوري كه مابين ارتفاعات ۲۷۷۹و۲۶۰۰و۲۴۳۹ تا ۲۱۰۰ متري درشرق و ارتفاعات ۲۶۲۰و ۲۵۸۲و۲۱۵۲ تا ۲۱۰۰يك دره يا دراصل يك گلوگاه كه عميق و تنگ مي باشد درجهت شمالي جنوبي كشيده شده كه يك آبراهي اصلي درآن جريان دارد كه دامنه هاي آن تنگ بوده و شيب بسيار زيادي دارد كه كف بسترخود را عميقا بريده است.
وجود چندين راه درجه دويا مالرو وقله۲۶۰۷متري درشرق نقشه كه قسمت قله آن به صورت مسطح بوده ولي دامنه هاي آن داراي شيب مي باشد. درشمال اين قله يك دره M شكل ودره U شكل درغرب دره هاي V شكل درسمت شرق نمايانگر است اين قسمت نيز به علت شيب زياد منطقه،براي زراعت مناسب نبوده وبه درد مرتع مي خورد.

در قسمت بالاي روستاي سرخه حصار يك گلوگاه مشاهده مي شود و همچنين وجود قله ۲۲۵۶ متري كه سمت شرق آن به علت فرسايش آبي داراي شيب تندي و قسمت جنوبي و غربي آن با وجود يك دره كوچكU شكل ولي روي هم رفته مسطح مي باشد بطوريكه باغهاي ميوه روستاي نقش دراين قسمت قرار دارد. وجود چندين تپه شاهد يابوت در منطقه نشان دهنده جنس مقاوم بوده ويا اين تپه شاهدها در محل مناسبي استقرار يافته اند كه عامل فرسايشي نتوانسته اند آنها را فرسايش دهد. مابين قله هاي ۲۰۷۰ متري شرق و۲۰۹۸ متري درغرب دودره U شكل قرارگرفته و در ميان اين دو دره يك منطقه مسطح وجود دارد ؛ بنام انترفلو كه جهتش شمالي و جنوبي است.

قسمت ديگر از۴۷ درجه و ۳۵ دقيقه تا ۴۷ درجه و ۴۰ دقيقه طول جغرافيايي و ۳۷ درجه و۳۵ دقيقه تا۳۷ درجه و۴۰ دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد.

در قسمت شمالغرب اين منطقه يك دره طولاني وجود دارد كه رودخانه كلامرزدآن جاري شده كه دامنه هاي اين دره داراي شيب نسبتا تندي مي باشد دراين قسمت دره كور يا خشك همراه با دره هايي كه داراي آبراهه هاي فصلي مي باشند ديده ميشود . همچنين وجود تالو هايي در منطقه نشانگراين است كه علت تند بودن شيب دامنه هاي مذكورفرسايش نرمال مي باشد قسمتهاي ديگر به صورت هموار ومسطح بوده كه براي زراعت مناسب مي باشد.

وجود آبراهه هاي متعدد در منطقه نفوذ ناپذير بودن زمين مي باشد. وجود چندين راه درجه دو در روستاهاي كذرج_نودوزق_بالوجه_چرونشان ازوجود و استقرار نيروي انساني در اين منطقه مي باشد.
قسمت ديگر از۴۷ درجه و۳۰ دقيقه تا۴۷ درجه و۳۵ دقيقه طول جغرافيايي و۳۷ درجه و۳۵ دقيقه تا۳۷ درجه و۳۰ دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد.

از اين قسمت به بعد نام رودخانه كلامرز عوض شده البته در ميان اهالي به رودخانه قوري چاي معروف است.
در اين قسمت دره هاي متعددي وجود دارد از جمله آنها تپه ۱۵۰۲ متري و ۱۴۱۹متري و۱۳۹۰متري مي باشد كه اطراف آنها به صورت دشت بوده و بسيار مسطح مي باشد.

وجود آبرفتهاي رودخانه قوري چاي در منطقه و همچنين زمينهاي مسطح و آبراهه هاي متعدد نشان دهنده امكان پذير بودن كشاورزي در منطقه است و به همين جهت روستاهاي صومعه كبودين_اليخارج_مونق_ماهي آباد_زاويه_ جهنديز و…در اين مكان استقرار يافته اند.

بايد توجه كنيم كه تفسير كلي هر كدام از مباحث(زمين شناسي،خاك،اب هوا،تحليل ذهكشي و ابها،كشاورزي،مرتع) بطور جداكانه توضيح داده شده اند.
موقعيت زمين شناسي:
سه نوع تشكيلات زمين شناسي عمده در منطقه وجود دارد:
۱_ تشكيلات Uestone:

رسوبات ابرفتي يا تراسهاي ابرفتي جوان كه مربوط به دوره هاي چهارم زمين شناسي بوده و از فرسايش ارتفاعات بزگوش تشكيل شده است اين رسوبات عمدتا شامل تناوبي از رسوبات شني،رسي،قلوه سنگي كه بر اثر فاصله ازارتفاعات هر چه از كوهپايه دورتر شويم دانه بندي درشتر مي شود ضخامت ابرفت نسبتا زياد و در بعضي جاها بيش از ۳۰ متر است به علت شيب عمومي زياد منطقه در اثر جريان نزولات (برف وباران) آبراهه هاي متعددي در منطقه وجود دارد كه مهمترين آنها تيرچائي و رودخانه كلامرز به طولkm 30 مي باشد كه آبهاي جاري منطقه و همچنين قسمت اعظم آبهاي فرورو و آبهاي زيرزميني از اين دو رودخانه تخليه و ذهكش و از دسترسي منطقه خارج مي شود.

 

۲_ تشكيلات مارن_ رسي ميوسن:
قسمتهاي جنوب ،جنوبغرب و غرب منطقه شامل تشكيلات مارن،رسي،ميوسن،تشكيلات مارن ، رسي ، سيلت استون درابعاد وسيع و ضخامت زيادي اين منطقه را پوشانيده است كه گاها تشكيلاتي از آهك و ماسه سنگ ديده مي شود اين تشكيلات مربوط به ميوسن بالايي است كه در شمال و جنوب به تشكيلات آذرين ختم مي شود.
۳_تشكيلات آذرين شمال اين منطقه (ارتفاعات بزگوش) كلا از تشكيلات آذرين مي باشد كه اين تشكيلات متنوع و از لحاظ زمين شناسي قابل توجه است.

بطوري كه اين نوع سنگها در اين نوع تشكيلات وجود دارد كه از طرف شرق به غرب به شرح زير تكرار مي شود:
۱_ تشكيلات كنگلومرا : شيلهاي آهكي و اهك مربوط به كرتاسه بالايي
۲_ ماسه سنگهاي قرمز و كنگلومرا مربوط به ائوسن زيرين(تشكيلات فجن)
۳_ تشكيلات آذرين پيروكلاسيك و جريانهاي مواد مذاب مربوط به ائوسن مياني.
تشكيلات آذرين توفهاي اسيدي و گنبدهاي سنگهاي دازيكي مربوط به ميوسن زيرين
۵_تشكيلات آذرين ائوسن كه بسيار متنوع و شامل توفهاي اسيدي پيروكلاستيك_لاتيت_آنزريت_ليوليت وگاها آهكهاي نموليتي مي باشد.
آب و هواي منطقه:

منطقه مورد نظر داراي آب و هواي سرد و خشك بوده و از جريان هواي مديترانه اي متاثر مي باشد جريان هواي مديترانه اي در اواخر پاييز تمام طول زمستان و اوايل بهار منطقه را فرا مي گيرد علاوه بر مواردي كه اشاره شد منطقه تا حدودي تحت تاثير رطوبت درياي مازندران و توده هاي هواي سيبري نيز قرار مي گيرد. ميزان بارندگي متوسط منطقه مورد مطالعه حدود ۳۲۰ميلي متر درسال مي باشد كه به علت وضعيت خاص توپوگرافيكي و شرايت جوي داراي رودخانه هاي فصلي مي باشد مهمترين آنها عبارتند از: تيرچائي و كلامرزچائي كه منبع تغذيه سدهاي خاكي منطقه مي باشد. اين منطقه داراي بادهاي محلي مي باشد. كه عبارتند از:

۱_ باد سفيد (آغ يلي) : از جريانات اقيانوس اطلس ودرياي مديترانه مي باشد كه وارد ايران شده؛ يك رشته آن به طرف شهرستان مراغه مي وزد و از آنجا در امتداد دره ها بطرف شهرستان ميانه سير مي كند كه در اين نواحي بنام باد سفيد يا گرمش معروف است.

۲_بادمه(قره يل) : قسمتي از بادهاي گيلان از تنگه منجيل عبور نموده معمولا با شدت كمي در امتداد قزل اوزن به طرف آذربايجان وقسمتي به طرف زنجان و تهران مي رود اين باد در ميانه بنام بادمه معروف است به علت اين كه ايستگاه سينوپتيك در شهرستان ميانه در سالهاي گذشته وجود نداشته ولي اخيرا اقدام به نصب دستگاههاي آن گرديده است.

خاك و طبقه بندي اراضي:
۱_ خاك شناسي
۲_ تشكيل خاك
خاك از نظرهاي مختلف و باتوجه به كاربرد آن بصورت مختلف تعريف گرديده است ولي در ارتباط با مسائل كشاورزي از ديدگاه خاك شناسي آن را مي توان چنين تعريف كرد:

خاك عبارت است ازمجموعه اي ازاجسام طبيعي مركب از مواد آلي و معدني كه در سطح زمين تشكيل شده و داراي خصوصياتي است كه درنتيجه تاثيرات متقابل آب وهوا ،گياهان به عنوان گلوگاه مكانيكي تامين كننده آب و مواد غذايي و نهايتا پرورش دهنده آنها مي باشد. همان طور كه از تعريف خاك برمي آيد و پنج عامل اصلي در تشكيل آن دخالت دارد كه در ارتباط با منطقه مورد مطالعه به صورت خيلي مختصر به آن اشاره مي شود.

آب و هوا(climate): بطور كلي تمامي اين منطقه داراي آب و هواي مديترانه اي است بدين معني كه داراي تابستانهاي گرم و خشك و زمستانهاي سرد و مرطوب مي باشد و براساس آمار موجود يا زندگي ساليانه آن ۲۴۵ ميلي متر است متوسط درجه حرارت ساليانه منطقه نيز در اكثر۳/۲۵ و در حداقل ۱۴/۱درجه سانتي گراد مي باشد اراضي مرتع كه تحت تاثير آبهاي زيرزميني نيستند شامل خاكهاي با بافت سنگين و مقاوم به فرسايش مي باشد كه زمان كافي جهت تكامل و انتقال تجمع

 

كه كربناتها و املاح در اختيار داشته كه در نتيجه آن خاكهايي با آفتهاي مشخصه به وجود آمده است . ولي خاكهاي كوه پايه ها اكثرا جوان هستند از نظر مواد آلي ضعيف بوده و دائما در معرض فرسايش يا رسوب گذاري جديد باشند گروهي ديگر از خاكها در منطقه پست يا در تراس پايين رودخانه ها قرار دارند و قسمت اعظم آن در سال را تحت تاثير آبهاي زيرزميني يا آبهاي منطقه از ارتفاعات بوده كه اين امر موجب تجمع املاح گرديده و باعث تكامل نسبي آنها گرديده است ؛ البته بايد متذكر شد

كه در اين گونه مناطق خاكهايي نيز هستند كه چون دائما در معرض طغيان ، فرسايش يا افزايش مي باشند . بجز طبقه سطحي اگر يك Ochric فاقد هر گونه افق مشخصات مي باشد و زمان هيچ گونه نقشي در تكامل آنها نداشته است.
مواد مادي Parent Material :
مواد مادري خاكهاي موجود منطقه از سنگهاي آهكي،گچي،دگرگوني،آذرين دروني و بيروني و بالاخره تفها و كلنگلومرها و ماسه سنگهاي موجود درارتفاعات است كه اين سنگها تحت تاثير حرارت و هواديدگي Weathering خرد و متلاشي شده و توسط آب يا نيروي ثقل منتقل،سپس تحت تاثير عوامل مكانيكي،شيميايي،بيولوژيكي قرار گرفته و خاكهاي موجود را به وجود آورده است. موادهاي حاصله بسته به سرعت انتقال و شيب به ترتيب بر جاي گذاشته شده كه در نتيجه آن تشكيل خاكهايي با بافتهاي درشت در مجاور ارتفاعات و خاكهايي با بافت ريز و خيلي ريز در اراضي پست خاكهاي بين بافت نتوسط و ريز در حد فاصل ارتفاعات و اراضي پست(دشتها) مي باشد.

پستي و بلندي Relef اشكال ناهمواري ها:
منطقه مورد مطاله داراي دشتهاي مرتفع و دشتهاي بزرگ و كوچك است كه تماما در محدوده ارتفاعات بزقوش و رودخانه هاي آيدوغموش،قرانقو،قزل اوزن. ارتفاعات قافلانكوه تشكيل شده كه به طور كلي شيبها از ارتفاعات شروع و به نواحي پست يا تراس پايين رودخانه ها ختم مي گردد و چون منطقه كوهستاني است شيبها و جهت آنها و همچنين مقدار پستي و بلندي بسيار متفاوت است كه بطور خلاصه وضعيت پستي و بلندي را مي توان با شرح فيزيوگرافي منطقه بشرح زير بيان نمود كه به سه واحد تقسيم مي شود.

۱_ دشتهاي مرتفع Plateaux:
اين واحد همانطور كه از اسمش هم پيداست در قسمتهاي مرتفع واقع گرديده و اكثرا شامل خاكهاي قديمي با مقاومت بيشتري مي باشند شيب اصلي آنها بين ۸_۱۲درصد و شيب جانبي آنها بين ۵_۱۲درصد متغير است و عموما داراي پستي بلندي نسبتا زيادي هستند . در اين واحد آب زيرزميني خيلي پايين و معمولا سنگ و سنگريزه در سطح و داخل خاك ديده مي شود همچنين مواد آهكي آنها بعلت قدمت تشكيل خاكهاي زياد مي باشد اكثر اين اراضي به كشت ديم اختصاص دارد.

 

۲_ دشتهاي آبرفتي دامنه اي Piedmont Alluvial Plains:
اين واحد شمال دشتهاي بزرگ و كوچكي است كه در اثر انتقال و ته نشين شدن ذرات ريز منطقه از ارتفاعات در قسمتهاي مسطح تشكيل گرديده كه عمدتا داراي شيب ملايم بدون پستي و بلندي و يا با پستي و بلندي كم و خاكهاي تكامل يافته با بافت سنگين تا خيلي سنگين اين واحد داراي آب زيرزميني پايين و فاقد سنگريزه سطحي قلوه سنگ و شوري است و تقريبا مناسب ترين اراضي منطقه را شامل مي شود كه بيشتر به كشت ديم و مقدار كمي به آبي اختصاص داده شده است.
۳_ دشتهاي آبرفتي رودخانه اي River Alluvial Plains :

اين واحد شمال دشتهاي بزرگ و كوچك است كه در قسمت هاي كاملا مسطح تشكيل شده است و ذرات منطقه از ارتفاعات يا رسوبات آبرفتي توسط رودخانه ها در تشكيل خاكهاي اين واحد مؤثر بوده است عموما داراي شيب ملايم و بدون پستي و بلندي و خاكهاي تكامل يافته اي با بافت سنگين تا خيلي سنگين مي باشد . در بعضي از قسمتها اين واحد زيرزميني در بخشي از سال بالا است كه غالبا بر كشت برنج صيفي جات اختصاص داده شده است و در قسمتهايي كه آب زيرزميني پايين بوده و خاكها داراي ذهكش مناسب هستند به كشت سورگوم_غلات و ساير محصولات بصورت آبي صورت مي پذيرد.

 

فعاليت موجودات زنده Biological Activitis :
لازمه فعاليت ميكروارگانيسم هاي خاك وجود مواد آلي،واكنش مناسب(PH)و رطوبت و حرارت بموقع است . آن قسمت از اراضي را كه زير كشت ديم هستند نه تنها از رطوبت و حرارت كافي برخودار نيستند بلكه از لحاض مقدار مواد آلي نيز به علت تعليف بقاياي گياهان كشت شده و قسمتي از پوشش گياهان طبيعي منطقه توسط احشام كم مي باشد . خاكهايي كه تحت آبياري هستند با وجود اينكه در زمان مناسب از لحاض رطوبت و حرارت مقدار مواد آلي بصورت كود به خاك اضافه مي

شود ، چون پوشش طبيعي و بقاياي گياهي اين اراضي كلا توسط احشام تعليف مي شود اين خاكها هم از نظر مواد آلي چندان غني نيستند ولي نسبت به اراضي زير كشت ديم وضعيت بهتري دارند در اراضي مسطح و تقريبا پست كه قسمتي از سال كاملا از آب اشباع و حرارت آن پايين است فعاليت بيولوژيكي چشمگير صورت نمي گيرد . زمانيكه خاك از حالت اشباع خارج شده و حرارت آن نيز نسبتا مناسب است فعاليت بيولوژيكي آغاز مي شود و در نتيجه اين امر تشكيل افقهاي سطحي

با ماده آلي نسبتا غني است . در فصل تابستان كه خاكها خشك و ترك مي خورند مقداري از خاك سطحي كه محتوي مواد آلي مي باشد به داخل شكافها نفوذ كرده و باعث افزايش مواد آلي در طبقات زيرين مي گردد بطور كلي چون لقام خاكهاي منطقه داراي اسيديته بيشتر از ۷ هستند مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه فعاليت باكتريها در منطقه به مراتب از قارچها كه به محيط اسيدي احتياج دارند بيشتر مي باشد.
زمان Time:
يكي از عوامل مهم در تشكيل و تكامل خاكها ، زمان است چه در صورت فراهم بودن تمامي شرايط مناسب تكامل خاك تابعي از زمان مي گردد. خاكهاي منطقه مطالعه شده از تاثير زمان بر تكامل آنها به دو گروه تقسيم مي گردند:
اول خاكهاي جوان كه زمان كافي جهت تكامل آنها وجود نداشته و به جز طبقه سطحي Ochric فاقد هر نوع افق مشخصه ديگري مي باشد كه اين خاكها در رده Inceptisols طبقه بندي شده و در دشتهاي مرتفع قديمي پراكنده هستند.
دوم خاكهايي كه به علت شيب دائم،بافت مناسب،رطوبت بالنسبه كافي وسپري شدن زمان لازم تكامل يافته ونتيجه آن تشكيل افقهاي مشخصه زيراعم از Calcic ياCambic است كه اين نوع خاكها دررده Inceptisols طبقه بندي وشامل سريهاي مختلفي ازخاكهاست كه درواحدهاي فيزيوگرافي مختلف پراگنده هستند.

مورفولوژي Morphology :
به منظور شناخت و دستيابي به بعضي خصوصيات خاكها نظير اسيديته ، قابليت هدايت الكتريكي ، درصد كاتيون تبادل مورد نياز بر انجام تجزيه هاي آزمايشگاهي و تعيين رنگ ، ساختمان،پوشش رسي ، تجمع كربناتها يا املاح ديگر تراكم ذرات درشت تر ازدو ميليمتر و غيره و مشاهدات صحرايي مي باشد.

مشخصات ظاهري خاكها ارتباط زيادي باعوامل موثردر تشكيل آنها را دارد كه ممكن است يك ياچند عامل تاثير بيشتري درتكامل ويا در تشكيل خاك داشته باشد با سپري شدن زمان، تفاوت حاصله چشمگيرتر بوده و در صورتي كه فاكتورهاي مورد نظر اثر چنداني نداشته باشند؛خاك حاصله بيشتر از خصوصيات مواد مادري تبعيت مي كند. خاكهاي موجود منطقه از نظر مورفولوژي بسيار متفاوت بوده كه به طور خيلي خلاصه در زير اشاره مي شود:

_برخي از خاكهاي منطقه داراي طبقه سطحي تيره با ساختمان دانه اي و مواد آلي نسبتا غني هستند و طبقات زيرين آنها متاثر از آبهاي زيرزميني نبوده و به رنك قهوه اي تا قرمز مي باشد._ديگراز خاكها زمان كافي جهت تشكيل طبقه Calcic راداشته و عموما از زهكش مناسب برخوردار بوده و رنگ قهوه اي تا قرمز آنها معرف اكسيد بودن محيط آنهاست. خاكهاي تكامل يافته ديگري نيز در منطقه وجود دارد كه معمولا ساختمان مكعبي نسبتا خوبي بوده و طبقه Cambicآنها مشهود است. علاوه بر خاكهاي ياد شده تعدادي از خاكهاي منطقه ضمن برخورداري ازتهويه مناسب به علت جوان بودن تكامل چنداني درآنها صورت نگرفته و افق مشخصه اي مشاهده نمي گردد.