چکیده

هزینه ها به تناسب با افزایش در فروش افزایش می یابد اما به تناسب کاهش در فروش کاهش نمی یابد. این عدم تناسب هزینه ها چسبندگی هزینه نامیده می شود. میزان کاهش هزینه ها به هنگام کاهش فروش، کمتر از میزان افزایش هزینه ها به هنگام همان میزان

افزایش فروش است. این رفتار نامتقارن هزینه ها به چسبندگی هزینه ها معروف شده است.یکی از مباحث که تحت تاثیر رفتارهاي

مدیریت وشیوه راهبري انان قرار می گیرد چسبندگی هزینه است چسبندگی هزینه دلالت بر کاهش کمتر هزینه نسبت به کاهش فروش دارد کاهش فروش فوق ممکن است تحت تاثیر محافظه کاري در مدیریت بر بروز چسبندگی هزینه مورد برسی قرار می گیرد

.محافظه کاري در مدیریت منجر به بروز چسبندگی می گردد اما الزامادرجه چسبندگی در شرکت هاي با محافظه کاري بالا بیشتر از درجه چسبندگی در شرکت هاي با محافظه کاري پایین نیست. در این مقاله ابتدا به تعریف چسبندگی هزینه پرداخته وانواع نظریه ها ي متفاوت در باره چسبندگی هزینه وبه تفاسیر محافظه کاري وتمایل ان به چسبندگی هزینه عوامل موثر بر چسبندگی هزینه اهمیت

چسبندگی هزینه براي تحلیل گران سرمایه گذاران وتفاسیر اقتصادي چسبندگی هزینه را مورد برسی قرار می دهیم .

کلید وازه :چسبندگی هزینه، رفتار هزینه، ساختار هزینه

مقدمه

آگاهی از رفتار هزینه ها نسبت به تغییرات سطح فعالیت و یا سطح فروش از اطلاعات مهم براي مدیران در خصوص برنامه ریزي،

بودجه بندي، و قیمت گذاري محصولات و تعیین نقطه سربه سر و سایر موارد مدیریتی است. نتایج برخی تحقیقات در داخل و خارج

کشوردر سال هاي اخیر بیانگر آن است که میزان افزایش در هزینه ها هنگام افزایش در سطح فعالیت بیشتر از میزان کاهش هزینه ها

هنگام کاهش در حجم فعالیت است.چنین رفتار هزینه ها را لچسبندگی هزینهل می نامیم. چسبندگی هزینه یکی از ویژگی هاي رفتار

هزینه نسبت به تغییرات سطح فعالیت است و بیانگر آن است که بزرگی افزایش در هزینه ها هنگام افزایش در سطح فعالیت بیشتر از

بزرگی کاهش در هزینه ها هنگام کاهش در سطح فعالیت است (نمازي و دوانی). علاوه بر مدیران، افراد برون سازمانی از جمله

حسابرسان، تحلیل گران، اعتباردهندگان و سرمایه گذاران علاقمند به شناخت و پیشبینی عملکرد شرکت هستند، ناگزیر به شناخت

رفتار هزینههاي شرکت هستند. براي مثال، تحلیل گران در فرآیند پیشبینی سود شرکتها ناچارند هزینهها را برآورد کنند. بنابراین

پیشبینی رفتار هزینهها، عنصري مورد نیاز در فرآیند پیشبینی سود میباشد.بنابراین شناخت پدیده چسبندگی داراي اهمیت می باشد.

رویکردهاي هزینه ها

الف)رویکرد درآمد فروش _هزینه

در رویکرد درآمد فروش هزینه،تغییرات دارایی ها و بدهی ها منعکس شده در ترازنامه نتیجه شناسایی اقلام صورت سود و زیان بر

اساس اصول تحقق درآمد و تطابق هزینه ها با درآمدها می باشد. به صورت گسترده هزینه عبارتست از تمامی اقلام بهاي تمام شده منقضی شده که قابل کسر کردن از درآمد فروش می باشد.

ب) رویکرد دارایی_بدهی

در این رویکرد اندازه گیري و گزارشگري مستقیم دارایی ها و بدهی ها مورد تاکید است. سود و زیان عبارتست ازتفاوت خالص دارایی ها(دارایی هاي منهاي بدهی ها) در پایان سال نسبت به ابتداي دوره در این رویکرد سود و اجزاي متشکله آن (درآمد فروش،

سود غیر عملیاتی، هزینه و زیان غیر عملیاتی) مفاهیمی ثانوي هستند که از طریق آن میتوان تغییرات دارایی ها و بدهی ها را گزارش

کرد، و هزینه عبارتست از خروج یا مصرف دارایی هاي واحد انتفاعی یا ایجاد بدهی (یا ترکیبی از هر دو) طی یک دوره مالی که از

تحویل یا تولید کالا ارائه خدمات یا سایر فعالیت هاي اصلی و مستمر یا عملیات کانونی آن ناشی شده باشد

ج)رویکرد دارایی_هزینه

در این رویکرد ابتدا باید تعیین شود که آیا قلم مورد بررسی دارایی است یا خیر چنانچه این قلم را نتوان دارایی تلقی نمود، ناگزیر باید به عنوان هزینه یا زیان شناسایی کرد.

طبقه بندي هزینه ها

طبقه بندي هزینه براساس کارکرد

در روش طبقه بندي بر اساس کارکرد هزینه که بعضال روش بها ي تمام شده فروش نیز نامیده می شود هزینه ها بر اساس کارکرد به عنوان بخشی از بهاي تمام شده فروش، توزیع یا اداري طبقه بندي می شود. این نحوه ارائه درمقایسه با روش طبقه بندي هزینه
برحسب ماهیت، اطلاعات مربوط تري در دسترس استفاده کنندگان قرار می دهد، لیکن در این روش تخصیص مخارج به کارکردها

می تواند اختیاري و نیازمند اعمال قضاوت قابل توجهی باشد.

طبقه بندي هزینه بر اساس ماهیت

در روش طبقه بندي براساس ماهیت هزینه ها، اقلام هزینه برحسب ماهیت(نظیر استهلاك، مواد مصرفی، کرایه حمل، حقوق و دستمزد و تبلیغات) با یکدیگر جمع شده و در صورت سود و زیان منعکس می شود.

رفتار هزینه

در مدل سنتی رفتار هزینه در حسابداري به دو دسته ثابت متغییر تقسیم می شود:

هزینه متغیر

هزینه هاي منابع انعطاف پذیر هزینه هاي متغیر نامیده می شود منابع انعطاف پذیر منابعی هستند که هزینه هایشان متناسب با مقادیر استفاده شده از ان ها است منابع انعطاف پذیر شامل مواردي مانند مواد خام انرژي برق براي استفاده از ماشین الات کار خانه است به این دلیل هزینه هاي متغیر متناسب با مقادیر استفاده شده از منابع هستند می توان ان هارا به فعالیت هاي زیر بناي مانند تعداد واحدهاي تولید شده نسبت داد.

هزینه ثابت

منابع مرتبط با ظرفیت پیش از انجام فعالیت تحصیل می شوند وبهاي انها نیز زود تر پرداخت می شود هزینه هاي مربوط به ظرفیت را هزینه ثابت گویند زیا این هزینه ها متناسب با ظرفیت که تحصیل شده است تغییر می کنند وارتباطی با ظرفیت استفاده شده ندارد بیشتر هزینه هاي پرسنلی وهمچنین استهلاك ما شین الات هزینه ثابت هستند هزینه ثابت با سطح برنامه ریزي شده فعالیت مرتبط است نه با سطح واقعی فعالیت ها مدیران با استفاده از رفتار هزینه نقطه سربه سر و درجه اهرم عملیاتی و مالی را محاسبه می کنند. از طریق تجزیه وتحلیل نقطه سربه سر

ارتباط بین سود، هزینه ها، سیاست قیمت گذاري و میزان تولید محصولات را مورد بررسی قرار می دهند، آگاهی از این ارتباطات به

مدیران امکان می دهد که از طریق تعیین روش هاي تولید، قیمت گذاري و میزانتولید، سود را به بالاترین سطح ممکن افزایش دهند.درجه اهرم عملیاتی یکی از معیارهاي ریسک تجاري است که با توجه به اندازه آن و پیش بینی هاي مربوط به فروش شرکت در

سال آینده در مورد انجام یا عدم انجام سرمایه گذاري در پروژه هاي مختلف تصمیم گیري نمایند. درجه اهرم مالی اطلاعاتی در مورد
دریافت یا عدم دریافت وام در اختیار مدیران واحد تجاري می گذارد.۱ علاوه بر این، افراد برون سازمانی که علاقمند به شناخت و
پیشبینی عملکرد شرکت هستند، ناگزیر به شناخت رفتار هزینههاي شرکت هستند. براي مثال، تحلیل گران در فرآیند پیشبینی سود

شرکتها ناچارند هزینهها را برآورد کنند. بنابراین پیشبینی رفتار هزینهها، عنصري مورد نیاز در فرآیند پیشبینی سود میباشد( ویس .(۲۰۱۰

تعریف چسبندگی هزینه

تعریف:

میزان افزایش هزینه ها به هنگام افزایش فروش کمتر از میزان کاهش هزینهها به هنگام همان میزان کاهش فروش است.

– براي مثال اگر درآمد فروش ۱۵٪ افزایش یابد هزینهها ۱۰٪ افزایش مییابد اما اگر درآمد فروش معادل همان ۱۵٪ کاهش یابد هزینهها ۹٪ کاهش مییابد در چنین وضعیتی هزینههاي مورد نظر چسبنده خواهند بود.

نتایج پژوهش اندرسون و همکارانش ( ( ۲۰۰۳ نشان میدهند که با افزایش % ۱ در سطح فروش، هزینههاي اداري، عمومی و فروش %۵۵ افزایش، و با کاهش % ۱ در سطح فروش، هزینههاي اداري، عمومی و فروش %۳۵ کاهش مییابد.

نمازي و دوانی، چسبندگی هزینه هاي اداري، عمومی و فروش را در بورس اوراق بهادار تهران برروي ۵۰ شرکت درطی یک دوره ۱۰ ساله بررسی کردند، نتایج نشان داد در ازاي %۱ افزایش در سطح فروش، هزینه هاي اداري عمومی و فروش %۶۵ افزایش می یابد،
در حالی که در ازاي %۱ کاهش در سطح فروش هزینه هاي اداري،عمومی و فروش %۴۱کاهش می یابد.

نتایج پژوهش دیگر که تفاوت شدت چسبندگی هزینه ها در میان بخش هاي مختلف سازمان را ازمون می کند نشان می دهد که شدت چسبندگی هزینه ها براي بخش هاي مر کزي و اصلی شرکت بیشتر است کالیجا ( ( ۲۰۰۵ چسبندگی هزینه ها عملیاتی را با
استفاده از دادهاي چهار کشور امریکا انگلیس فرانسه المان ازمون کرد نتایج پژوهش نشان داد با تغییر %۱ در فروش هزینه

عملیاتی%۹۷ افزایش می یابد وکاهش %۱ در فروش هزینه عملیاتی %۹۱ کاهش میابد وشدت چسبندگی هزینه ها در فرانسه والمان
بیشتر از چسبندگی در امریکاو انگلیس است.

نظریه تصمیمات اگاهانه

نظریه تصمیم اگاهانه از نظریه هاي مطرح در باره چسبندگی هزینه است براساس نظریه مذکور هزینه ها تحت تاثیر تصمیم هاي مدیریت چسبندگی میابد زمانی که مدیران احساس می کنند کاهش در فروش به صورت کوتاه مدت ومقطعی خواهد بود وکاهش در

فروش در دوره جاري با افزایش فروش در دوره بعد جبران خواهد شد براي حفظ منابع تلاش می کنند وهزینه هاي حفظ این منابع

را متحمل می شوند و به امید روزهاي بهتر خواهند بود زمانی که مدیران درنتیجه کاهش فروش منابع مربوط به فعالیت هاي عملیاتی خود را کاهش می دهند در دوره اي که فروش به حالت عادي بر می گردد براي تامین دباره منابع واماده سازي ان ها تا اینکه همانند

دوره قبل از کاهش فروش به ظرفیت عادي دست یابد باید زمان وهزینه گزافی صرف کنند بنابر این براي کسب سود در بلند مدت
سعی می کنند به حفظ منابع خود بپردازند تا از کسب در امد هاي احتمالی اینده بی بهره نمانند.

به اعتقاد نمازي ودوانی پور((۱۳۸۹ زمانی که فروش کاهش میابد حفظ منابع در کوتاه مدت باعث افزایش هزینه ها می شود در

نتیجه سود در کوتاه مدت کاهش میابد ولی اگر در میان مدت فروش افزایش یافته وبه وضعیت قبلی خود نزدیکتر شود حفظ منابع در مقابل حذف منابع راهبرد بهتري است زیرا حفظ منابع در میان مدت وبلند مدت موجب کسب سود بیشتري خواهد شد به عبارت دیگر بر اساس نظریه تصمیم اگاهانه مدیران به صورت عمدي واگاهانه تلاش می کنند با حفظ منابع در دوره هایی که باکاهش فروش مواجه اند در بلند مدت و بر اساس پیش بینی فروش در اینده سود بیشتري را نصیب شرکت کنند.

نظریه تاخیر در تعدیل هزینه

بر اساس نظریه مذکور هزینه ها به این دلیل دچار چسبندگی می شود که سرعت کاهش فروش و هزینه ها نمی توانند یکسان باشند.

اندرسون و هیواي شیبا نمونه هاي پژوهش تجربی مربوط به این موضوع است. آنها دریافتند که شدت چسبندگی در کوتاه مدت بیشتر

از میان مدت و بلند مدت است و چسبندگی هزینه ها در بلند مدت کاهش می یابد و نوسان هاي هزینه به نوسان هاي فروش نزدیکتر می شود. سابرا مانیام و ویدن مایر متوجه شده اند که چسبندگی هزینه ها در نوسان ها و کاهش هاي با اهمیت فروش دیده می شود ولی این پدیده در کاهش هاي ناچیز مشاهده نمی شود. یافته هاي مذکور بیانگر حقیقت است که هزینه ها نمی تواند به سرعت کاهش فروش کاهش یابد.

نکته مهمی که در اینجا حائز اهمیت است توجه به این موضوع است که یافته هاي پژوهشگران مذکور فقط نظریه تاخیر در تعدیل هزینه ها را تایید می کند. البته نظریه تصمیم آگاهانه توسط بولو و همکاران در سال( ( ۱۳۹۱ مورد آزمون واقع شد ومورد تایید قرار
گرفت. علاوه بر این، دو نظریه مذکور با هم تناقض ندارند.

از دیدگاه نظریه تصمیم آگاهانه یافته هاي مذکور این گونه تفسیر می شود که تعدیل هزینه ها در کوتاه مدت با تاخیر مواجه می شود و این موضوع بر این حقیقت دلالت می کند که مدیران از روي قصد و به صورت کاملا آگاهانه تصمیم می گیرند. منابع مربوط به فعالیت هاي عملیاتی خود را بر اساس پیش بینی هاي خود از آینده فروش شرکت حفظ کنند یا به اعتقاد اندرسون مدیران ممکن است کاهش منابع مربوط به فعالیت هاي عملیاتی را به تاخیر بیندازند تا زمانیکه آن ها به دائمی بودن کاهش تقاضا (کاهش فروش) اطمینان بیشتري حاصل کنند. گروهی از پژوهشگران معتقدند که مدیریت براي تامین منابع مورد نیاز تولید (عوامل تولید) قرارداد هایی منعقد می کند که که هر گونه قصور یا فسخ آنها مستلزم پرداخت هزینه و جرایم گزافی خواهد بود.( هزینه هاي تعهد شده) به عبارت دیگر،عوامل اصلی چسبندگی هزینه ها را در قالب سه عامل اصلی می توان طبقه بندي کرد(بولو و همکاران.(۱۳۹۱

از آنجا که لازمه هر تصمیم گیري، داشتن اطلاعات کافی است،مدیران به هنگام روبه رو شدن با کاهش فروش، پیش از تصمیم گیري

درباره کاهش فروش صبر می کنند تا اطلاعاتی به دست آورند که به آن ها در ارزیابی پایداري کاهش تقاضا کمک کند. این تاخیر موجب چسبندگی هزینه ها می شود، زیرا منابع بلااستفاده در فاصله زمانی میان کاهش حجم فعالیت و تصمیم به تعدیل منابع،

نگهداري می شود. همچنین ممکن است یک فاصله زمانی میان تصمیم کاهش منابع و تحقق کاهش هزینه ها وجود داشته باشد، زیرا
فسخ تعهدات قراردادي زمان بر است.نتیجه تحقیق کردستانی و مرتضوي((۱۳۹۱ چسبندگی هزینه هاي فروش، عمومی و اداري در

دوره پس از کاهش فروش وارونه می شود.

از دیدگاه نظریه تصمیم اگاهانه یافته هاي مذکور این گونه تفسیر می شود واین موضوع بر این حقیقت دلالت می کند که مدیران از
روي قصد وبه صورت کاملال اگاهانه تصمیم می گیرند منابع مربوط به فعالیت هاي خود را بر اساس پیش بینی هاي خود از اینده فروش شرکت حفظ کنند یا به اعتقاد اندر سون (۲۰۰۳) مدیرا ن ممکن است کاهش منابع مربوط به فعالیت هاي عملیاتی رابه تاخیر بیندازند تازمانی که ان ها به دائمی بودن کاهش تقاضا اطمینا ن بیشتري حاصل کنند.

تفاسیر محافظه کاري وتمایل به چسبندگی هزینه

واتز (۲۰۰۳) ریشه محافظه کاري مالی در گزارشگري مالی را دلایل اقتصادي می داند وچهار عمل زیر را در شکل گیري ان ذکر می کند (واتز وروچود هوري .(۲۰۰۶

_۱ انگیزه قرار دادي :

قرار دادبین شرکت واشخاصی که در استخدام ان هستند (قرار داد پاداش با مدیران ) و قرار داد که بین شرکت وطرفهاي خارج از شرکت وجود دارد (قرار داد بدهی بین سهامداران واعتبار دهندگان ) تفسیر قرار دادي محافظه کاري.

_۲انگیزه دعاوي قضایی

_۳ انگیزه قانون گذاران حسابداري

_۴ انگیزه ما لیاتی

در تفسیر قرار دادي چه براي قرار دادهاي استقراض وچه براي قرار دادهاي پاداش خدمت تمایل به محافظه کاري منجر به شناسایی

بیشتر هزینه ها جهت جلو گیري از شناسایی سودهاي خوش بینانه خواهد بود این سودها می تواند ملاکی براي پرداخت پاداش
مدیران وهمچنین توزیع منابع براي پرداخت به وام دهندگان می باشد (کریمی(۱۳۹۰ لذا تمایل به چسبندگی هزینه با شناسایی بیشتر

هزینه ها نسبت به درامدها رفتار مدیران را در خصوص قرار دادهاي پاداش خدمت به نفع سهامداران کنترل می کند واز طرف دیگر منافع وام دهندگان را در قرار دادهاي استقراض به نفع اعتبار دهندگان هدایت می کند.

در تفسیر دعاوي قضایی دعاوي حقوقی بیشتر از واقع نشان دادن سود ودارایی ها ایجاد می شود تا کمتر از واقع نشان دادن انها

(جبارزاده(۱۳۸۹ از زمانی که حسابرسان ومدیران در یافتند که هزینه هاي دعاوي قضایی مربوط به بیشتر شناسایی کردن سود ودارایی

ها بیشتر از هزینه هاي مربوط به کمتر شناسایی کردن انها می باشند اشتیاق بیشتري براي کمتر شناسایی کردن انها وبیشتر شناسایی
کردن هزینه افزایش می یابد (واتز .(۲۰۰۳

از انجا که سود مشمول مالیات وروشهاي محاسبه سود مشمول مالیات به سود گزارش شده وابسته است در نتیجه محاسبه سود نیز تحت نفوذ وتحت دستکاري بوده است (کریمی(۱۳۹۰ لذا در این تفسیر مدیران جهت گریزاز پرداخت مالیات به چسبندگی هزینه

روي می اورند تا با کاهش سود مشمول مالیات رقم کمتري را به دولت پرداخت نمایند.

در نتیجه با توجه به مطالب گفته شده تصمیم براي حفظ سطح دارایی عملیاتی مازاد ومنابع بدون استفاده می تواند از ملاحظات
شخصی مدیریت در راستاي هزینه نمایندگی باشد مدیریت ممکن است تنها به خاطر منافع شخصی خود از جمله نگرانی ناشی از

کاهش سود وپاداش ویا از دست دادن کارکنان اشنا سطح دارایی هاي عملیاتی را کاهش ندهند وظرفیت تولیدي شرکت راثابت نگه
دارد این امر به رخداد چسبندگی در هزینه ها منجر خواهد شد ملاحظات وتمایلات شخصی ممکن است سیاست هاي مختلف

مدیران که بر گرفته از محافظه کاري مدیران ونگرش هاي محافظه کارانه نسبت به مسائل مدیریتی موجود در بنگاه است را تحت الشعاع قرار دهد که این ملا حضات ریشه در بد بینی مصلحتی مدیران است مدیران محافظه کار با توجه به تفاسیر وتوجیهات مرتبط با محافظه کاري تمایل بیشتري به حفظ هزینه ها دارند تا فروش هاي خود در بازار را هنگام وجود تقاضا از دست ندهند محافظه

کاري باعث می گردد که افق دید رهبران شرکت ها بلند مدت تر شود وافزایش افق هاي دید بلند مدت منجر اتخاذ سیاست

چسبندگی هزینه بیشتري را بدنبال دارد زیرا همواره انها می خواهند سطحی از فعالیت را براي حضور فعال در اینده بازار حفظ نمایند حفظ این سطح از فعالیت باعث می شود در زمان حاضر هزینه به اندازه فروشی که کاهش پیدا کرده است پایین نیابد ودر نهایت چسبندگی هزینه رخ دهد لذا سوال پژوهش حاضر عبارت از اي محافظه کاري باعث بروز چسبندگی هزینه می گردد.

یکی از مسائلی که گویاي نقش اطلاعاتی محافظه کاري ومفید بودن ان براي استفاده کنندگان اطلاعات مالی است تاثیر ان بر کاهش تعارض سیاست هاي ذینفعان مانند تقسیم سود بین سهامداران ودارندگان اوراق قرضه وکاهش هزینه تامین مالی است پایبندي به رویه محافظه کاري باعث کاهش تمایل مدیران به استقراض ودر نتیجه کاهش هزینه تامین مالی می شود در فرایند عقد یک قرار داد

بدهی وام دهنده با ریسک از دست دادن اصل سرمایه روبروست از این رو از تمامی سازو کار هایی که بتواند این ریسک را کاهش

دهد استقبال می کند در واقع محافظه کاري بخشی از همین سازو کار است (ژانگ .(۲۰۰۸

محافظه کاري , سوگیري رفتاري وتمایل به چسبندگی

به طور کلی می توان محافظه کاري حسابداري را در سه مقوله به شرح زیر طبقه بندي کرد:

الف- مقوله رفتاري :

بدبینی از خوش بینی بهتر است به عنوان نمونه بر اساس رهنمود هاي حسابداري بدهی هاي احتمالی (زیانهاي احتمالی) تحت شرایط خاص شناسایی می شوند در صورتی که این رهنمودها در خصوص داریی ها ي احتمالی (سودهاي احتمالی ) کاربرد ندارد.

ب- مقوله زمان :

زودتر نشان دادن زیان ها وهزینه ها از دیرتر نشان دادن انها بهتر است ودیر تر نشان دادن سودها ودر امدها از زودتر نشان دادن انها
بهتر است.

ج -مقوله ارزش :

کمتر نشان دادن سودها ودرامدها از بیشتر نشان دادن ان ها بهتر است وبیشتر نشان دادن زیان ها وهزینه ها ازکمتر نشان دادن ان ها
بهتر است.

از نظر رفتاري مدیران ومالکان به طور طبیعی گرایش دارند که نسبت به واحد تجاري بیش از اندازه خوشبین با شند این خوشبینی

زیاد موجب می شود که داراییها ودر امدها بیشتر بیان شود لذا باتوجه به این مقوله محافظه کاري نوشداروي لازم براي این خوشبینی
بیش از حد است (کلر دیوین (۱۹۶۳ استدلال می کند که فرونشاندن خوشبینی و القا بدبینی مشکل است خوشبینی که یک ریال سود

ایجاد می کند بیش از بد بینی ایجاد شده به وسیله یک ریال زیان است پیامدهاي خوشبینی بیش از اندازه وخیم تر از پیامدهاي بد بینی بیش از اندازه است تحمل یک زیان واقعی در اثر تخمینی بیش از حد خوشبینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزش گذاري بیش از حد بد

بینانه جدي تر است زیرا احتمالال سرمایه گذاران حسابرس را براي زیان هاي بیش بیان ارزش خالص دارایی هاونه کم بیان ارزش خالص دارایی ها مورد تعقیب قانونی قرار می دهند.

محافظه کاري نوعی تمایلاتی ذهنی ورفتاري موجود در مدیران در خصوص بکارگیري رویه هاي مختلف حسابداري به سمتی می باشد این تمایلاتی ناشی از محدودیت ناشی ویا مصلحت بوده ومنجر به جهت دهی محاسبات حسابداري به سمتی می شود که
شناسایی بیشتر هزینه ها وبدهی ها و کمتر درامدها ودارایی ها را رقم خواهد زد لذا محافظه کاري را می توان به عنوان سوگیري

رفتاري مدیران مطرح نمود به گونه اي که در هنگام تفسیر قرار داد بین مدیران ومالکان وجهت کنترل تضاد منافع بین مدیریت ومالکیت به صورت یک محدودیت وارد عمل شده وبه مدیران اجازه بیشتر از واقع نشان دادن درامد ها وکمتر از واقع نشان دادن هزینه ها نمی دهد بر همین اساس این سوگیري در حالت تفسیر قرار دادي بین مالکان ودارندگان اوراق قرضه وجهت حمایت از حقوق اعتبار دهندگان به صورت یک سوگیري مصلحت طلبانه اعمال می شود که هزینه هارا بیشتر ودرامدها راکمتر شناسایی می نماید تا از توزیع سودي که براي پرداخت اصل وسود اعتبارات پرداخت شده استفاده می شود جلوگیري بعمل اورد.

اساس اعمال تمایلات محافظه کارانه به علت ترس ناشی از بروز زیان هایی است که شناسایی بالاتر درامدها وکمتر هزینه ها ممکن

است به وجود بیاورد در واقع محافظه کاري نوعی ریسک گریزي براي رفع تضاد منافع بین ذینفعان است بر این اساس سوگیري

رفتاري که در مدیران منجر به محافظه کاري می گردد ناشی از نوعی زیان گریزي در مدیران ا ست در دانش مالی زیان گریزي به عنوان یکی از سوگیري ها ي رفتاري به صورت زیر تعریف شده است((۷

سوگیري زیان گریزي به عنوان بخشی از تئوري چشم انداز توسط کانمن وتورسکی در سال((۱۹۷۹ در پاسخ به یافته هاي تئوري مزبور مبنی بر اینکه تمایل افراد به پرهیز از زیان بیشتر از کشش ا ن هابه سمت کسب سود است توسعه یافت برخی از مطالعات در مورد زیان گریزي یک قاعده سرانگشتی رایج را به وجود اورده اند که از نظر روانی امکان وقوع زیان به عنوان یک محرك به طور

متوسط دو برابر امکان کسب سود ي به همان میزان در تصمیم افراد موثر است (میشل ام پیمین (۱۳۸۸ با توجه به تعریف مالیه

رفتاري از زیان گریزي وتوجیهی .که این مفهویم برایی اعمال محافظه کاري فراهم می اورد چسبندگی ناشی از نوع سوگیري رفتاري مدیران می باشد تا با عمل محافظه کاري ودر راستاي حفظ منافع ذینفعان اعمال می گردد وتمایل به کاهش هزینه ها را هنگام کاهش

فروش پایین می اورد این تمایل مانع از شناسایی سود بیشتر می گردد واز یک طرف مدیران را در قرار دادهاي پاداش کنترل کرده واز
طرف دیگر منافع اعتبار دهندگان را از طریق محدودیت در توزیع سود بین سهامداران حفظ می نماید.

علل چسبندگی هزینهها

بنگاههاي اقتصادي براي تولید کالا یا ارائه خدمات، به منابع نیاز دارند. شرکتهاي تولیدي به مواد اولیه، نیروي کار، ماشین آلات، ساختمان و خطوط مونتاژ نیاز دارند تا مواد خام را به محصول نهایی تبدیل کنند. خرده فروشیها به موجودي کالا، ساختمان براي فروشگاه و تعدادي فروشنده نیاز دارند. سازمانهاي خدماتی براي ارائه خدمات به مشتریان، به کارکنان خبره و گروه پشتیبانی نیاز

دارند. (مرتضوي، آذر .(۹۰