مقدمه
تفسیر چیست؟
تفسیر در لغت به معنای برگرفتن نقاب از چهره است.
مگو تو آن که نور و کلام مبین است نقابی بر چهره دارد که از آن برگیریم؟
نه، نقابی قرآن ندارد این ما هستیم که باید نقاب از چهره جان برگیریم و پرده از دیده عقل و هوش خود کنار زنیم تا مفاهیم قرآن را دریابیم و روح آن را دریابیم. از سوی دیگر قرآن تنها یک چهره ندارد، یک چهره عمومی دارد که برای همه گشاده است، و نور مبین است و رمز هدایت خلق!
این چهره ها که در لسان احادیث «بطنون» قرآن نامیده شدند برهمه کس تجلی نمی کنند و یا صحیحش را همه چشم ها قدرت دیدن آن را ندارد و تفسیر کمک می کند که حجاب ها کنار برود و به ما شایستگی دید دهد.

ویژگی های سوره ی حمد
این سوره در میان سوره های قرآن درخشش فوق العاده ای دارد که از مزایای زیر سرچشمه می گیرد:
۱- آهنگ این سوره ۲- سوره حمد، اساس قرآن است ۳- سوره حمد، افتخار بزرگ پیامبر
۴- تأکید بر تلاوت این سوره

محتوای این سوره
این سوره ۷ آیه دارد و هر کدام اشاره به یک مطلب مهم می کند:
«بسم الله» سر آغازی است برای هر کار و استمداد از ذات پاک خدا را به هنگام شروع در هر کار به ما می آموزد.
«الحمد لله رب العالمین» درسی است از همه ی بازگشت های نعمت و تربیت همه ی موجودات و توجه به این حقیقت که همه این مواهب از ذات پاکش سرچشمه می گیرد.
« الرحمن الرحیم» این نکته را بازگو می کند که اساس خلقت و تربیت و حاکمیت او بر پایه ی رحمت و رحمانیت است و محور اصلی نظام تربیتی جهان را همین اصل تشکیل می دهد.
«مالک یوم الدین» توجهی است به معاد و سرای پاداش اعمال و حاکمیت خداوند بر آن دادگاه عظیم.

«ایاک نعبد و ایاک نستعین» توحید در عبادت و توحید در نقطه ی اتکاء انسان ها را بیان می کند.
« اهدنا الصراط المستقیم» بیانگر نیاز و عشق بندگان به مسأله ی هدایت و نیز توجهی است به این حقیقت که هدایت ها همه از سوی او است!
سرانجام آخرین آیه ی این سوره، ترسیم واضح و روشنی است از صراط مستقیم راه کسانی است که مشمول نعمت های او شده اند، و از راه مغضوبین و گمراهان جدا است.و از یک نظر این سوره به دو بخش تقسیم می شود. بخشی از حمد و ثنای خدا سخن می گوید و بخشی از نیازهای بنده.
چنان که در «عیون اخبار الرضا» علیه السلام در حدیثی از پیامبر (ص) می خوانیم:

خداوند متعال چنین فرموده: من سوره ی حمد را میان خود و بنده ام تقسیم کردم، نیمی از آن برای من و نیمی از آن برای بنده ی من است، و بنده ی من حق دارد هر چه را می خواهد از من بخواهد:

هنگامی که بنده می گوید:«بسم الله الرحمن الرحیم» خداوند بزرگ می فرماید بنده ام به نام من آغاز کرد و بر من است که کارهای او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم و هنگامی که می گوید : «الحمدلله رب العالمین» خداوند بزرگ می گوید بنده ام مرا حمد و ستایش کرد و دانست نعمت هایی که دارد از ناحیه ی من است، و بلاها را نیز من از او دور کردم، گواه باشید که من نعمت های سرای آخرت را بر نعمت های دنیای او می افزاییم و بلاهای آن جهان را نیز از او دفع می کنم، همانگونه که بلاهای دنیا را دفع کردم.
و هنگامی که می گوید «الرحمن الرحیم» خداوند می گوید: بنده ام گواهی داد که من رحمان و رحیم، گواه باشید بهره ی او را از رحمتم فراوان می کنم و سهم او را از عطایم افزون می سازم و هنگامی که می گوید «مالک یوم الدین» او می فرماید: گواه باشید همانگونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از آن من می دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان می کنم، حسناتش را می پذیرم و از سیئاتش صرف نظر می کنم.

و هنگامی که می گوید« ایاک نعبد» خداوند بزرگ می گوید بنده ام راست می گوید، تنها مرا پرستش می کند، من شما را گواه می گیرم بر این عبادت خالص ثوابی به او می دهم که همه ی کسانی که مخالف این بودند به حال او غبطه خوردند.

و هنگامی که می گوید «ایاک نستعین» خدا می گوید: بنده ام از من یاری جسته و تنها به من پناه آورده، گواه باشید من او را در کارهایش کمک می کنم، در سختی ها به فریادش می رسم و در روز پریشانی دستش را می گیرم.

و هنگامی که می گوید « اهدنا الصراط المستقیم ……..» تا آخر سوره. خداوند می گوید این خواسته ی بنده ام برآورده است و او هرچه می خواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد آنچه امید دارد، به او می بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش می سازم.
تفسیر:

۱- بسم الله الرحمن الرحیم
میان همه ی مردم جهان رسم است که هر کار مهم و پردازشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز می کنند و نخستین کلنگ هر مؤسسه ارزنده ای را به نام کسی که مورد علاقه ی آن هاست بر زمین می زنند، یعنی آن کار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط می دهند.
ولی آیا بهتر نیست که برای پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، آن را به وجود پایدار و جاودانی ارتباط دهیم که فنا در ذات او راه ندارد، چرا که همه ی وجودهای این جهان به سوی کهنگی و زوال می روند، تنها چیزی باقی می ماند که با آن ذات لایزال بستگی دارد.

اگر نامی از پیامبران و انبیاء باقی است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است که کهنگی در آن راه ندارد، و اگر فی المثل اسمی از «حاتم» بر سر زبان ها است به خاطر همبستگیش با سخاوت است که زوال ناپذیر است.

از میان تمام وجودها آن که ازلی و ابدی است تنها ذات پاک خداست و به همین دلیل باید همه چیز و هرکاری را با نام او آغاز کرد و در سایه ی او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه ی قرآن می گوییم « به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر »
این کار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلکه باید از نظر واقعیت و معنی با او پیوند داشته باشد، چرا که این ارتباط آن را در مسیر صحیح قرار می دهد و از هرگونه انحراف باز می دارد و به همین دلیل چنین کاری حتماً به پایان می رسد و پربرکت است.

به همین دلیل در حدیث معروفی از پیامبر(ص) می خوانیم: کل امر ذی بال لم یذکر فیه اسم الله فهو ابتر:«هرکار مهمی که بدون نام خدا شروع شود، بی فرجام است»
امیرالمؤمنین علی (ع) پس از نقل این حدیث اضافه می کند «انسان هرکاری را که می خواهد انجام دهد باید بسم الله بگوید یعنی با نام خدا این عمل را شروع می کنم و هر عملی که با نام خدا شروع شود خجسته و مبارک است و نیز می بینیم که امام محمد باقر (ع) می فرماید:«سزاوار است هنگامی که کاری را شروع می کنیم چه کوچک باشد چه بزرگ، بسم الله بگوییم تا پربرکت و میمون باشد».

کوتاه سخن این که پایداری و بقای عمل بسته به ارتباطی است که با خدا دارد.
به همین مناسبت خداوند بزرگ در نخستین آیات که به پیامبر وحی شد، دستور می دهد که در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه ی خطیر را با نام خدا شروع کند: اقرء باسم ربک.
و می بینیم حضرت نوح (ع) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر کشتی و حرکت روی امواج کوه پیکر آب که هر لحظه با خطرات فراوانی روبرو بود برای رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزی و مشکلات به یاران خود دستور می دهد که در هنگام حرکت و در موقع توقف کشتی «بسم الله» بگویند.

تنها سوره ی توبه است که بسم الله در آغاز آن نمی بینیم چرا که سوره ی توبه با اعلان جنگ به جنایتکاران مکه و پیمان شکنان آغاز شده و اعلام جنگ با توصیف خداوند به « رحمان و رحیم» سازگار نیست.

در اینجا توجه به یک نکته لازم است و آن این که ما در همه جا بسم الله می گوییم چرا نمی گوییم بسم الخالق یا بسم الرزاق و مانند آن؟!
نکته این است که الله چنان که به زودی خواهیم گفت، جامع ترین نام های خداست و همه ی صفات او را یک جا بازگو می کند، اما نام های دیگر اشاره به بخشی از کمالات او است، مانند خالقیت و رحمت او و مانند آن .

به هرحال هنگامی که کارها را با تکیه بر قدرت خداوند آغاز می کنیم، خداوندی که قدرتش مافوق همه ی قدرت هاست، سبب می شود که از نظر روانی نیرو و توان بیشتری در خود احساس کنیم، مطمئن تر باشیم، بیشتر کوشش کنیم، از عظمت مشکلات نهراسیم و مأیوس نشویم و ضمناً نیت و عملمان را پاک تر و خالص تر کنیم. و این است رمز دیگر پیروزی به هنگام شروع کارها به نام خدا.

نکته ها:
۱- آیا بسم الله جزء سوره است؟!
در میان دانشمندان و علماء شیعه، اختلافی در این مسأله نیست که بسم الله جزء به سوره ی حمد و همه ی سوره های قرآن است، اصولاً ثبت «بسم الله» در متن قرآن مجید در آغاز همه ی سوره ها، خود گواه زنده این امر است،زیرا می دانیم در متن قرآن چیزی اضافه نوشته نشده است و ذکر بسم الله در آغاز سوره ها از زمان پیامبر (ص) تا کنون معمول بوده است.
۲- الله جامع ترین نام خداوند
در جمله ی « بسم الله» نخست با کلمه ی « اسم» روبرو می شویم که به گفته ی علمای ادبیات عرب، اصل آن از «سمو» بر وزن غلو گرفته شده که به معنی بلندی و ارتفاع است و این که به هر نامی اسم گفته می شود، به خاطر آن است که مفهوم آن بعد از نامگذاری ،معنی پیدا می کند و از مهمل و بی معنی بودن در می آید و ارتفاع می یابد.
تنها نامی که اشاره به تمام صفات و کمالات الهی یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان «الله» است.
۳- رحمت عام و خاص خدا

مشهود در میان گروهی از مفسران این است که صفت «رحمان» اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار می باشد، زیرا می دانیم « باران رحمت بی حسابش همه را رسیده، و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده» همه ی بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند، و روزی خویش را از سفره ی گسترده نعمت های بی پایانش برمی گیرند، این همان رحمت عام او است که پهنه ی هستی را در برگرفته و همگان در دریای آن غوطه ورند .
ولی « رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه ی بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار او است، زیرا آن ها به حکم ایمان و عمل صالح، شایستگی این را یافته اند که از رحمت و بخشش و احسان خاصی که آلودگان و تبهکاران از آن سهمی ندارند، بهره مند گردند.
۴- چرا صفات دیگر خدا در بسم الله نیامده است؟!

پاسخ این سؤال، این که در آغاز هر کاری لازم است از صفتی استمداد کنیم که آثارش بر سراسر جهان پرتو افکن است، همه ی موجودات را فراگرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانی نجات بخشیده است.
مؤمنان راستین با گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» در آغاز کارها دل از همه جا بر می کنند و تنها به خدا دل می بندند، و از او استمداد و یاری می طلبند، خداوندی که رحمتش فراگیر است و هیچ موجودی از آن، بی نصیب نیست.
اَلحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمین
اَلرَحمنِ اَلرَحیم

جهان غرق رحمت اوست. این که می گوییم: انگیزه، به خاطر آن است که هر انسانی به هنگامی که نعمتی به او می رسد فوراً می خواهد، بخشنده ی نعمت را بشناسد و طبق فرمان فطرت به سپاسگزاری برخیزد و حق شکر او را ادا کند.
و این که می گوییم: راهنمای ما در شناخت پروردگار نعمت های او است، به خاطر آن است که بهترین و جامعترین راه برای شناخت مبدأ، مطالعه در اسرار آفرینش و رازهای خلقت و مخصوصاً وجود نعمت ها در رابطه با زندگی انسان هاست.

به این دو دلیل سوره فاتحه الکتاب با این جمله شروع می شود(الحمدلله رب العالمین). برای پی بردن به عمق و عظمت این جمله لازم است به تفاوت میان «حمد» و «مدح» و «شکر» و نتایج آن توجه شود.

حمد در لغت عرب به معنی ستایش کردن در برابر کار یا صفت نیک اختیاری است، یعنی هنگامی که کسی آگاهانه کار خوبی انجام می دهد و یا صفتی را برای خود برگزیند که سرچشمه ی اعمال نیک اختیاری است، ما او را حمد و ستایش می گوییم.

مدح به معنی هر گونه ستایش است، خواه در برابر یک امر اختیاری باشد یا غیر اختیاری،فی المثل تمرینی را که از یک گوهر گران بها می کنیم، عرب آن را مدح می نامد.
شکر از یک نظر عمومیت بیشتری دارد، چرا که شکر گاهی با زبان است و گاه با عمل در حالی که حمد و مدح معمولاً با زبان است.
اما کلمه «رب» در اصل به معنی مالک و صاحب چیزی است که به تربیت و اصلاح آن می پردازیم و کلمه «ربیبه» که به دختر همسر انسان گفته می شود از همین جا گرفته شده است، زیرا او هرچند از شوهر دیگری است ولی زیر نظر پدر خوانده اش پرورش می یابد.

کلمه ی « عالمین» جمع عالم است و عالم به معنی مجموعه ای است از موجودات مختلف که دارای صفات مشترک و یا زمان و مکان مشترک هستند، مثلاً می گوییم عالم انسان و عالم حیوان و عالم گیاه و یا می گوییم عالم شرق و عالم غرب، عالم امروز و عالم دیروز، بنابراین «عالم» خود به تنهایی معنی جمعی دارد و هنگامی که به صورت « عالمین» جمع بسته می شود، اشاره به تمام موجودات و مجموعه های این جهان است.
نکته ها:

۱- خط سرخ بر همه رب النوع ها
مطالعه تاریخ ادیان و مذاهب نشان می دهد که منحرفان از خط توهین راستین، همواره برای این جهان رب النوع هایی قائل بودند، سرچشمه این تفکر غلط این بوده که گمان می کردند که هر یک از انئاع موجودات نیاز به رب النوع مستقلی دارد که آن نوع را تربیت و رهبری کند، گویا خدا را کافی برای تربیت این انواع نمی دانستند! حتی برای اموری همانند عشق، عقل، تجارت، جنگ و شکار رب النوعی قائل بودند، از جمله یونانیان دوازده خدای بزرگ را(رب النوع) پرستش می کردند که به پندار آن ها بر فراز قله بزم خدایی دائر ساخته و هر یک مظهر یکی از صفات آدمی بودند!

پرورش الهی راه خداشناسی
گرچه کلمه رب همانگونه که گفتیم در اصل به معنی مالک و صاحب است ولی نه هر صاحبی، صاحبی که عهده دار تربیت و پرور می باشد و به همین جهت در فارسی به عنوان پروردگار ترجمه می شود.
دقت در سیر تکاملی موجودات زنده و تحول و دگرگونی های موجودات بی جان، و فراهم آمدن زمینه های تربیت موجودات و ریزه کاری هایی که در هر یک از این قسمت ها نهفته شده است یکی از بهترین طرق خداشناسی است.