مقدمه

از ویژگیهای اساسی نگارگری ایرانی در دوران اسلامی پیوستگی اش بـا مـذهب و عرفـان اسـت.نگارگران از مضـامین متنوع بهره می جستند و اشخاص و روایتها را در سطح کاغذ با زبان خط و رنگ می نمایاندند.در مکتـب تیموری،مـذهب و

هنر پیوندی درونی با یکدیگر دارند،زیرا نگارگران این دوره بر اسـاس ضـرورتهـای جدیـد مـذهبی و فرهنگـی در کارگـاه

سلطنتی نسخ مصور تولید می نمودند.دربار سلاطین تیموری جایگاه مناسبی برای هنرپـروری و حمایـت از هنرمنـدان بـود و اندیشه های معنوی مرتبا در تبادل با یکدیگر بودند و همین امر باعث رشد معرفت گرایی در دربار تیموری شـده بود.نگـارگر که از خلال زیبایی های این جهان به عالم ملکوتی نیز نظر داشت، هدفش دسـتیابی بـه صـور مثـالی و درک حقیقـت معنـوی بود.اندیشههای عرفانی و مذهبی برگرفته از دین مبین اسلام در تمامی جنبه های هنری و ادبی دوره تیموری راه یافـت و بیـان

تصویری بسیاری از نگاره ها را به شیوه رمزگونه و گاهی روایتگرانه نمود.هنرمند دوره تیموری که دل را جایگاه تجلی صفات

ملکوتی نموده بود با مقدم دانستن مدح اولیاء و ترکیب عناصر مذهبی و حکمت شیعی خلاق ترین دوره تاریخ مذهب و هنـر را در ایران پدید آوردند.دانش دوستی و هنرپروری و ادغام با عناصر باطنی اسلام و تشیع اصـلی تـرین ویژگـی ایـن برهـه از تاریخ ایران اسلامی است.بسیاری از اندیشمندان و عرفا و متفکران در این دوره می زیستند و با توجه به اوضاع و احوال چنین دریافت می شود که مضامین مذهبی در نگاره های این دوره از محتوایی در خور توجه برخوردار هستند.به همین منظور جهت

ریشه یابی تاثیرات تفکر شیعی در نگارگری مکتب تیموری تعدادی از نگاره هایی که بر پایه اندیشه های معنوی تشیع ترسـیم

شده اند مورد بررسی و تحلیل قرارمی گیرد و به بررسی چند پرسش اساسی در این حوزه پرداخته می شود. -آیا الگو و سنت های تصویری پیشینیان در ترسیم نگاره های تیموری راه یافته است.
-آیا اندیشه های امامت و ولایت مداری تاثیری در کلیت دوره تیموری به وجود آورده است.

-آیا تاثیرات مذهبی و سیاسی در پیدایش تفکر شیعی و رهیافت آن در نگارگری دوره تیموری نقشی داشته است.

این پژوهش بر پایه مستندات تاریخی است و نگاهی تحلیلی به روند حضور تجلی امامت و اندیشه های معنوی در نگـارگری دوره تیموری دارد و هدف آن بررسی و تحلیل سرچشمه های ظهور ولایت در بینش ایرانی و نقش آن در هنر می باشد.

۲

روش پژوهش

نگارنده در پژوهش حاضر با به کارگیری روش تحقیقی،توصیفی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای بـه بررسـی هنر و زیبایی شناسی شیعی در نگارگری دوره تیموری می پردازد.

پیشینه پژوهش

تحقیقات متعددی درباره تاثیرات حکمت معنوی اسلام و شکل گیـری هنـر اسـلامی وجـود دارد از جمله:جسـتاری در

زیبایی شناسی هنر اسلامی، اصـغر فهیمـی فـرد((۱۳۸۵ و تیتـوس بورکهـارت((۱۳۷۲ در مـدخلی بـر اصـول و روش هنـر دینی،تفکر فلسفی اسلام که در نگارگری،خوشنویسی و کاشیکاری متجلی شده اند را توصیف می کند و شکوفایی هنر اسلامی
را مرهون فتوحات مسلمین و آشنایی با فرهنگ و تمدن ملل دیگر می داند.کارل جی دوری((۱۳۶۸در کتاب هنر اسلامی، هنر

و ایمان در اسلام را دارای پیوندی ناگسستنی محسوب می کند و علی رغم قوانین سخت وحتی آزاردهنده برای هنرمنـدان بـه

منظور خلق آثار هنری،تفکر روشن اندیش شیعی را راهگشای بالندگی آثار اسـلامی در ایـران مـی داند.وجـه تمـایز پـژوهش

حاضر با تحقیق های پیشین،توصیف مذهب شیعه و حکمت متعالی آن و پیوستگی مذهب و هنر در دوره تیموری است.

حکمت معنوی شیعه

حکمت معنوی شیعه شکل گرفته از حکمت نبوی است. همان حکمتی که هشتصـد سـال فلاسـفه و عارفـان علـیرغـم مقبولیت آن، در مسأله تلفیق آن تشکیک داشتند و سرانجام در قرن دهم هجری قمری، بـا اسـتفاده از تعـالیم بـاطنی ائمـه بـه خصوص نهج البلاغه، حکمت اشراقی سهروردی که حاصل جنبه های از نظریات بزرگان ایرانـی و باسـتانی هرمسـی، تعـالیم عرفا به خصوص آرای عرفانی ابن عربی و فلسفه عقل گرای ابن سینا به تکامل رسید و حکمت متعالیه پدید آمـد. تشـیع کـه

سالها، ریشه در روح ایرانی داشت، چهره درخشان خود را در طول تاریخ نشان داده است، ریشه های تشیع بـه دوران آل بویـه

می رسد که طی مرور زمان، در دوره صفویه به عنوان دین رسمی ایران تثبیت شد. تشیع از بنیاد و به معنـای برحـق کلمـه، در حکم باطن و معنای درونی مذهب اسلام است، این باطن و معنای درونی به طور کامل همان تعالیمی اسـت کـه از امامـان در قلب مسلمان ایرانی نفوذ کرده است. جنبه باطنی اسلام، نتیجه ختم نبوت است و رسالت اصلی تشیع، اجتماع معنوی بر محور عشق است. مؤمن ایرانی براساس همین تقکر، دل سپرده ولایت عشق می شود که در دایره نبوت، با طلوع خورشید آخرالزمـان

مصادف است. اساس هنرهای دینی و نکته مشترک آنها، عشق به یکتاپرستی و ولایت می باشد که همان سرسـپردگی بـه مقـام

حضرت حق است، زیرا در همه آنها سایه ای از حقیقت متعالی و صور معقله ای است که جنبه تجریدی داشته و به مکاشـفه ای استحسانی می رسد. انکشافی که انسان با آن از غربت به مبدأ رهایی می یابد و با تکرار اسم » االله اکبر « به محاکات و ابداع نور جمال ازلی حق تعالی میپردازد و جلوه حُسن او را ترسیم می نماید. غم غربت و میل به وصل اسـاس تفکـر شـیعی اسـت و وجه باطنی آن غریبی معصومین و امامانی است که همواره گرفتار تعقیب و آزار عوامل قدرتهای دنیوی بوده اند. حـس غربـت

به منجی موعود و امکان دهی قربت به ذات الوهیت، در فضای ترسیم و تجسم کلام متجلی شد تا از طریـق تجربـه شـهودی،

وحدانیت تکثرات و صور خیال را آشکار سازد. پیوستگی مذهب و هنر همواره عامل شکوفایی معنوی در ایران بوده است. در مذهب ایرانی که سرچشمه آن از قلب تشیع است، شعر و هنر انسی جمع گشته و هنرمند عارف و عـارف هنرمنـد مـی شـود.

مکتب متعالیه شیعه که خود الگو و راهگشای مکاشفات است، علاوه بر عرفان بر هنر ایرانی تأثیر می گذارد. تیتوس بورکهـات

معتقد است که هنر ایران ریشه در عرفان شیعیدارد و کاملاً از هنر اسلامی عرب که از هنر بیزانسـی نشـأت گرفتـه متفـاوت

میباشد (کربن،.(۱۱۳ :۱۳۸۵

تفکر شیعی که سالها به طور غیرمستقیم در ذهن مسلمان ایرانی جاری بود، وامدار ترکیب شایسته ای از مشرب ابن سینا، حکمت سهروردی است که با پیوند با تعلیمات شیعه امامیه، نهج البلاغه، باعث شکوفایی هنرهای تزیینی در ایران شده اسـت.

۳

تعلیماتی که نحوه ادراک شهودی و الهام قلبی آن به عنوان عامـل اصـلی آفـرینش تصـویر و تجسـم اعیـان ثابتـه مطـرح شـد

(سپهبدی،۵۶ :۱۳۳۵ـ .(۵۷ یکی از این عوامل، ابداع جهان واسـط و رابـط میـان دنیـای عقلانـی و دنیـای مـادی اسـت کـه سهروردی آن را » اقلیم هشتم« می نامد. » اقلیم هشتم «، جایگاه امام غایب است که به واسطه آن عـالم نگـارگری ایرانـی معنـا

می شود. کیفیت خاص در نگارگری ایرانی ناشی از بینش شیعی است که در آن عالم فراحسی شاهدان غیب ترسـیم و اجسـام

در حالت روحانی اند. » اقلیم هشتم « معادل مکانی در این جهان ندارد و نشانه ای از شور مهدویت اثنی عشـری اسـت کـه در

رنگهای نگاره ها، کاشیها… شکوفا میشود. رنگهایی که از محمد (ص) و تجلی نور محمدی وی منشا میگیرند و سرانجام بـه نقطه پایانی نبوت وی، یعنی تجلی کامل همه صفات و همان راهگشای صراطستقیم یعنی مهدی موعود مـی رسـند و نهایتـاً

رمز تمامی نقوش شمسه و اسلیمی به حقیقت محمدیه منتهی می شود. در اندیشه معنوی و باطنی تشیع، حد فاصل شـریعت و

الهام و شهود به مراتب کمتر از تسنن می باشد و دستیابی به الهام قلبی و ادراک شهودی از محسوسات، اصل تبیین کننده هنـر

اسلامی ایرانی می باشد. تعالیم و عقاید شیعی، با اثرگذاری بر کلیه صور هنری در فرهنگ اسلامی ایرانی، صورتی وحـدانی بـه

این هنر داده است. همین تفاوت آن را متمایز از سایر هنرهای اسلامی در کشورهای عرب نموده اسـت. زیبـایی در هسـتی و هنر در گونه های مختلف صوری ایرانی، تنها براساس قاعده تجلی ذات حضرت حق قابل قبول و معقـول مـی باشـد و مظـاهر

زیبایی به صورت رمزپردازی در هنر مذهبی شیعه تجلی نموده است.

پیشینه تاریخی و فرهنگی دوره تیموری

پس از مرگ تیمور در سال ۸۰۷،پسر و جانشین او به نام شاهرخ هرات را مرکز قلمرو خویش قرار داد و در آن جـا بـه مدت چهل و دو سال فرمانروایی کرد.شاهرخ کارگاهی بر پا کرد و نقاشانی را به کار مصور سـازی متـون تـاریخی گماشـت.

تصاویر نسخه های زمان او شیوه نگارگری عهد ایلخانان را به یاد می آورند.زیرا الگوی اغلـب آن هـا جـامع التـواریخ رشـید

الدین بود (پاکباز،.(۷۱ :۱۳۸۳ الگوهـای نگـارگری دوره تیمـوری بـر آمـده از سـنت پیشـینیان و تحـولات عهـد ایلخانـان است.ایجاد کارگاه های سلطنتی و انتقال نقشمایه های آسیای میانه و ترکیب هنر مانوی،نوآوری در سبک و سیاق ایـن دوره را شکل می دهد.به نظر می رسد فن نگارگری در ایرانیان زاییده ذهن و قریحه انتزاع گرای آنان باشد که پس از اسلام با مفـاهیم دینی پیوند خورده است.نگارگران پس از دوره اسلامی با الگو برداری از قدسی گرایی نقاشی مانویان به مفاهیم عرفانی گرایش

یافتند،زیرا ادبیات و مذهب از شاخص ترین ویژگی های مفهومی نگارگری ایرانی است.دوره تیمـوری دوره اسـتیلای ادبیـات

وادغام آن با هنر می باشد.از این رو تفکر و اندیشه اسلامی با همراهی ادبیات در نگارگری تیموری رشد نمود.مضامین اسلامی و شرح قصص انبیاء با گسترش فضاهای ادب پروری در دربار سلاطین تیموری جایگاه پرورش افکار را برای هنرمندان فراهم نمود.امیر علیشیر نوایی حامی بزرگ هنرپرور کارگاهی را در هرات تاسیس نمود و جلساتی در باب مشاعره و تبادل اندیشه ها در آن جا برگزار می نمود.هنرمندان دوره تیموری با بهره گیری از قواعد بازنمایی خاص ایرانی در دوره های پیشین همچـون نمایش صحنه های خیال برانگیز،شکل بندی مرجان گونه صخره ها،پرده رنگ های چند رنگی و شگفت انگیز،شن های بیایان

همچون طلای درخشان،رشته نهرها،باغات جشن و سرور با چشمه،کوشک ها،کاخ ها و قلعه هایی که نـوک پرتگـاه هـا قـرار

دارند(آژند،(۱۳۷۸:۱۷۵ و ترکیب آن ها با مفاهیم و بینش اسلامی در پی ایجاد جهانی نو بودند.شوریدگی و جذبـه ای کـه از

عشق به شیعه در ایران شکل می گرفت اندک اندک در آثار هنری جلوگر می شد.الهامات مذهبی در هنر تیموری کاملا حضور

داشت.عرفان متصوفه که راهی قوی و توانمند در شعر فارسی یافته بود در نقاشی نیز متجلی شد (همان:.(۱۷۱

فضا و تفکر شیعی مرهون زحمات خواجه نصیرالدین طوسی و سپس پیروان او هم چون سید جمال الدین کاشـی اسـت که خواند میر از حضور او در دربار اولجایتو خبر می دهد(بیانی،.(۱۳۷۵:۷۸انتساب شیعیان و ترقی آنان در دستگاه حاکمیـت تیموریان از عوامل موثر در بالندگی تفکر شیعی بود.قواعد زیبایی شناختی نگارگری ایرانـی کـه شـامل دیـد تـک نقطـه ای و

۴

سطوح های رنگی با شبکه ای موزون از عناصر و اشکال می شد در کل مکاتب نگارگری ایرانـی رعایـت شـده اسـت.نگارگر

دوره تیموری نیز با توجه به امکانات تزیینی و بیان رنگی که از هنر سلجوقی و ایلخانی و سابقه تصویری در هنرهای تجسمی قبل از اسلام به او به ارث رسیده بود،ویژگی بینشی دوران خویش را با ساختار و فضای خیال برانگیز تلفیـق نمـود و جهـانی

آفرید که در آن رویت واقعیت کاربردی نداشته بلکه مضامین ادبـی و مـذهبی بـا توصـیفی نـاب دربـاره امامـان شـیعی را بـه

تصویرکشیده است.حکمت متعالیه شیعه قاعده های مصور سازی دوره تیموری را دستخوش تغیر قرار داد و آرامش و صـفای

باطنی را وارد نگارگری این دوره نمود.صحنه های جنگ و کارزار دوره سلجوقی تلطیف شدند و تاریخ نگـاری ایلخـانی نیـز اندک اندک رنگ باخت.از نظر شیعه،هنر الهی (در قرآن خداوند هنرمند مصور است)پیش از هر چیز تجلـی وحـدت الهـی در

جمال و نظم عالم است.وحدت در هماهنگی و انسجام عالم کثرت و در نظم و توازن انعکاس می یابد.جمال بالنفسـه حـاوی

همه این جهات است و استنتاج وحدت از جمال عالم،عین حکمت است.بدین جهـت تفکـر اسـلامی میـان هنـر و حکمـت

ضرورتا پیوندی می بیند (رهنورد،.(۲۳ :۱۳۸۸ همین ارتباط بین حکمت شیعه و هنر در دوره تیموری،راهگشای نوآوری ها و

بالندگی در دوران صفویه شد.