چکیده

هر سیستم حکومتی که اصطلاحاً کشور نامیده میشود،ناگزیر از آن است که به منظور اداره قلمرو حکومتی خویش به مقوله تقسیمات کشوري به عنوان فرایندي سیاسی – اداري توجه خاص معمول داشته و در چهار چوب آن امکان تقسیم کار و توزیع خدمات و تأمین نیازهاي استمرار قدرت و حفظ سرزمین را برنامه ریزي نماید.

با تأملی در تاریخ پیدایش و سیر تکاملی مفهوم تقسیمات کشوري حضور شاخص مرز بندي تفاوتها را در فضاي جغرافیائی می بینیم که بصورت ساده اي ابتدا در بستر مرزهاي طبیعی مطرح شده و به مرور با غلبه عوامل متنوع انسانی و تکنیکی بنا به مقتضیات زمان و مکان پیچیدگی یافته تا به وضعیت موجود رسیده است.

در این مقاله به بررسی چگونگی این مرزبندیها و تأثیر آن بر نواحی مرزي پرداخته شده و براي پاسخ به این سوال،این فرضیه مطرح شده است که ارتقاءسطح واحدهاي تقسیمات کشوري به بهبود وضع و اداره بهتر نواحی مرزي منجر شده است.لذا ضمن توضیح آنچه که هست،وضعیت مسأله و ابعاد آن تشریح و تبیین شده است.پژوهش انجام شده،به لحاظ هدف از نوع کاربردي و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی است و اطلاعات لازم براي مقاله با استفاده از شیوه کتابخانه اي و اینترنتی و میدانی گردآوري شده است.
در نتیجه این پژوهش مشخص شده است که تأثیر تقسیمات کشوري در نواحی مرزي در بیشتر موارد مثبت بوده و ارتقاء سطح واحدهاي تقسیماتی موجب بهبود وضع و اداره بهتر نواحی مرزي شده است.

واژگان کلیدي: تقسیمات کشوري – نواحی مرزي – جغرافیاي ناحیه اي – برنامه ریزي ناحیه اي

-۱ مقدمه

بمنظور تبیین بهتر و ورودمناسبتر به موضوع مورد مطالعه لازم است که در مقدمه، دو اصطلاح »تقسیمات کشوري« و »نواحی مرزي« از لحاظ مفهوم و معنا بطور جداگانه تشریح گردد.

-۱-۱مفهوم و معناي تقسیمات کشوري

تقسیمات کشوري یکی از ابزارهاي حکومتی در اداره و کنترل فضاي جغرافیایی کشور است و تنها در مورد کوچکترین کشورهاست که امکان دارد از پایتخت یک کشور بدون اتخاذ یک یا چند طبقه واسطه اداري ، به طور کامل و مستقیم بر سرزمین کشور حکومت کرد (مویر، .(۲۵۱ :۱۳۷۹ کارکرد تقسیمات کشوري که شاید مورد توجه تمام نظام هاي سیاسی باشد عبارتست از تامین امکانات و خدمات براي مناطق نیازمند و تسهیل حاکمیت دولت تا پایین ترین سطح سیاسی (احمدي پور و منصوریان، (۳۶۹ : ۱۳۸۵ و در واقع هدف کلی تقسیمات کشوري

٤٩٩

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

تهیه چهارچوب و بستري مناسب براي تداوم بقاي ملی، امنیت ملی و تسهیل توسعه متوازن منطقه اي است (کریمی پور،

۱۳۸۱، . (۴ تصمیم گیري مرتبط با فضاي جغرافیایی یک کشور میتواند از بعد امنیت داخلی یک کشور بسیار تاثیر گذار باشد.

تصمیمات نادرست همگرائی ملی را کاهش میدهد و حتی در سیاست خارجی کشور نیز تاثیر میگذارد(اخباري و یدالهی ،

(۲۸ : ۱۳۸ مهمترین عوامل موثر در این تقسیم بندي در طول تاریخ عبارتند از وسعت جغرافیایی کشور، ویژگیهاي طبیعی سرزمین و تحمیلات محیط طبیعی، پراکندگی قومی ، نژاد و مذهبی، توجه به

کانون هاي شهري، تبعیت از جهات جغرافیایی، شیوة معیشت و ویژگیهاي اقتصادي و مسائل نظامی، مرزي و سرحدي، پراکنده گی قدرت در پهنه سرزمین (قلمروهاي ایلخانان بزرگ)، در دورة معاصر نیز شکل حکومت و نوع رژیم سیاسی، مسائل سیاسی، امنیتی و استراتژیک، اقلیت هاي اکولوژیک ، جغرافیاي قدرت و حمایت و همچنین شاخص هاي علمی و قانونی بیشترین میزان اثر گذاري را در الگوي تقسیمات کشوري داشته است. (اعظمی و دبیري ،(۱۴۹: ۱۳۹۰ .در بین کلیه عوامل و شاخص هاي موثر که هر کدام بنا به مقتضیات زمان و مکان از درجه اي از اعتبار برخوردارند. بنظر میرسد که علی رغم میل و ضرورت حرکت علمی و قانونی درمقوله تقسیمات کشوري شاخص هاي علمی و قانونی هنوز از قدرت و تاثیر گذاري لازم برخوردار نیستند .

-۲-۱ مفهوم و معناي نواحی مرزي:

نواحی جمع ناحیه و یک مفهوم جغرافیایی است که با پسوند مرزي گویاي وجوه مشخصه سرزمینهاي مرزي ومتاثر از مرز میباشد.این اصطلاح درحوزه سیاسی، اجتماعی، اقتصادي و فرهنگی به نحو بارزي تعیین کنندة تفاوتهاي خاص این نواحی با دیگر نواحی در داخل کشور است. هر چند ناحیه و مطالعات ناحیه اي از زمان »استرابون« و»بطلمیوس« تا عصر حاضر

(حداقل به مدت ۲۰ قرن) مورد بحث جغرافیدانان بوده است، ولی به نظر اغلب جغرافیدانان کمتر موضوعی از جغرافیا وجود دارد که مانند ناحیه نامفهوم مانده باشد. در ادبیات جغرافیایی ایران نیز اگرچه تلاشهایی در شناساندن ناحیه به کار رفته، ولی هنوز ناحیه و مطالعات ناحیه اي و حتی برنامه ریزي ناحیه اي جایگاه خود را در مطالعات جغرافیایی و برنامه ریزي کشور باز نیافته است (ابراهیم زاده، (۱۲ :۱۳۸۸

انجمن جغرافیدانان آمریکا در اجلاس پنجاهمین سالگرد تأسیس خود، ناحیه را چنین تعریف کرده است: ناحیه فضایی است با وسعت متفاوت و معیار ویژه اي که بتواند با نوع خاصی از ترکیب داده ها چنان سیماي برجسته اي بیاید که از فضاهاي اطراف خود مشخص باشد. بنابراین هر برش یا قطعه اي از فضاي سرزمینی که در نهایت با تجمع و ترکیب داده هاي همگون باشد، ناحیه است (آسایش، .(۳۲: ۱۳۷۴ اینجاست که وسعت متفاوت و حدود نواحی مرزي تابع دقت نظر محقق و پیش فرضهاي وي در بررسی داده هاي همگون میباشد.

نکات اساسی در ادراکات ناحیه اي آن است که هر محقق و دانشجوي جغرافیا و یا محقق امور ناحیه اي، قبل از شروع به مطالعات ناحیه اي لازم است به چند نکته اساسی توجه کند تا بتواند به تحلیلی ژرف از ناحیه مورد مطالعه بپردازد.

الف) خلق نواحی یک عمل آگاهانه اجتماعی است. نواحی بدانسان که مردم یا سیاستهاي حکومتی میخواهند خلق میشودبا یکدیگر تفاوت دارند. این تفاوتها و تمایز ها ممکن است به وسیله تفاوتهاي طبیعی ایجاد شوند یا محیط هاي طبیعی مشابه با واکنش هاي انسانی بسیار متفاوت روبرو گردند. از طرفی الگوهاي مشابه سازمان انسانی نیز ممکن است در قلمروهاي طبیعی متفاوت پدیدار شوند.

ب) نواحی یک هویت خود باز ساخته دارند. زیر آنها ساخت هائی هستند که مردم را به آگاهی میرسانند. نواحی، مدل هاي کارکردي براي پرورش اجتماع فراهم می آورند و مجموعه اي از اعتقادها و نگرشهاي ویژة ناحیه اي را خلق میکنند . از این رو مردم در ناحیه هویت مکانی می یابند.

٥٠٠

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

پ) صفات مشخص خود باز ساختگی ناحیه، یک امر جبر گرایانه نمی باشد. بدین معنی که هیچ فرهنگ ناحیه اي نمیتواند جدا از سیاست و یا مردمی باشد که به باز ساخت آن می پردازد. دگرگونی هاي ناحیه در اثر نیازهاي انسانی بوجود می آیند و در برخورد با عقیده ها و عمل آگاهانه گروهی مردم و همگام با شرایط طبیعی شکل می گیرند.

ت) به نظر »رونالد جانستون« جغرافیدان انگیسی در داخل جهان سرمایه داري، نواحی واحدهاي مستقلی نمی باشند و در اغلب موارد ساکنان این نواحی کنترل سرنوشت خود را در اختیار ندارند.

ث) اغلب نواحی، حاصل عمل آگاهانه، عمدي و عملکردي گروهی است که در جامعه خود از قدرت کافی برخوردارند و قادرند فضا را به دلخواه خود مورد بهره برداري قرار دهند و مکانها را برابر اهدافشان بسازند(آسایش و استعلاجی، (۳۸ :۱۳۸۲

-۲ مبانی نظري

هدف دولتها از تقسیمات کشوري ، عبارت است از ادارة بهتر امور منطقه اي و عملی، نظارت سیاسی و اعمل سیاستهاي دولت مرکزي، ایجاد وحدت وامنیت ملی، توسعه هماهنگ و پایدار، فراهم کردن زمینه براي عرضه خدمات و تامین بهتر نیازهاي اساسی مردم و توسعه رفاه اجتماعی و اقتصادي ، نظارت سیاسی براي رسیدن به هدف هاي ملی و جلوگیري از ناهنجاري ها، ناراحتیها، تجزیه طلبی ها و …، فراهم کردن زمینه مساعد براي مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی، اقتصادي و فرهنگی خود و ایجاد توسعه منطقه اي و پایه گذاري چهارچوب فضایی و جغرافیایی لازم براي گسترش سازمانی و اداري دستگاه هاي دولت مرکزي (حافظ نیا، .(۱۹۵ : ۱۳۷۹ به طور کلی، هدف از تقسیمات کشوري. که مورد توجه تمام نظام هاي سیاسی میباشد- تامین خدمات و امکانات براي منطقه هاي نیازمند و آسان کردن حاکمیت دولت تا پایین ترین سطح سیاسی در پهنه کشور است (احمدي پور، .(۱۳۸۵ براي رسیدن به این هدف، نظام تقسیمات کشوري باید به گونه اي کارآمد طراحی شود تا کمترین تنش و بیشترین هماهنگی و همکاري دو سویه را در منطقه ها و بین سرزمین هاي همجوار کشور ایجاد کند و زمینه لازم را براي توسعه منطقه اي فراهم آورد . . (Barry, 1992 )

از آنجائیکه در برخی از آثار پژوهشگران اصطلاح ناحیه و منطقه بجاي هم بکار گرفته میشود و از نگاهی دیگر اصطلاح ناحیه را می بینیم که به محدوده هاي متفاوت سرزمینی گفته میشود ذکر این نکته لازم است که در این مقاله ناحیه عبارت است از حدقل یک یا چند شهرستان که از نظر ویژگیهاي طبیعی و جغرافیایی همگون بوده (قابل تمییز از نقاط دیگر) و از نظر اقتصادي، اجتماعی و کالبدي داراي ارتباطات فعال متقابل باشند. (سازمان برنامه و بودجه ، .( ۲ :۱۳۷۶