چكيده
در اين تحقيق يك روش ساده و كم هزينه به منظور تعيين مقدار آمانتادين در سرم با استفاده از دستگاه گاز كروماتوگراف طراحي گرديد.
در اين روش از گاز حامل نيتروژن ، ستون OV17 و دتكتور FID به همراه استاندارد داخلي پسودوافدرين استفاده شد. نمونه ها توسط اسيد پركلريك پروتئين زدايي شده و عمل استخراج توسط اتر انجام گرديد كه بازيافت روش كامل بود.
در شرايط مذكور پيك آمانتادين ،‌استاندارد داخلي از يكديگر و مواد آندوژن به خوبي جدا گرديد. ضريب تغييرات درون روزي و بين روزي روش آناليز در حد قابل قبول بوده و حد آشكارسازي روش ۸/۰ محاسبه شد.
واژه هاي كليدي: آمانتادين ،‌ساس ،‌پلاسما

Title:
Author : Arezou Fattahi
Super Visors: Dr. A.Zarghi and Dr. A. Tabatabaie.
Adress: School of Pharmacy, Shaheed Beheshti university of medical sciences, Tehran, P.O.Box: 14155-6132
Abstract:
In the study amantadine was determined by a ?? gas chromatography (G.C) method ?? FID detector??
Nitrogen was used as carrier gas, on a OV16 column, with internal standard , pseudoephedrin HCL.
Serum Samples prepration was performed by protein preciptation using perchioric Acid, then extraction with diethil ether. Recovery of the method was perfect.
Standard and endogenous compounds.
The percentage of coefficient Variation of intra-day and inter-day analysis method was approved and detection limit of the method 0.8 was calculated.
Key words: Aman tadin, G.C, Plasma

پيشگفتار
آمانتادين دارويي ضد ويروسي است كه داراي خواص آنتي پاركينسوني است
بيماري پاركينسون چهارمين بيماري شايع نورودژنراتيو در افراد مسن است . كه ۱% افراد بالاي ۶۵ سال و ۴/۰% افراد بالاي ۴۰ سال را تحت تأثير قرار مي‌دهد . سن متوسط شروع حدود ۵۷ سال است . ( ۱ )

ايتولوژي و پاتوفيزيولوژي :
در پاركينسون اوليه ، نورونهاي جسم سياه و ساقه مغز از دست مي‌ روند كه دليل آن شناخته نشده است . از دست رفتن اين نورنها باعث كاهش نوروترنسمي‌تر دو پامين در اين مناطق مي‌ شود . شروع معمولاً بعد از ۴۰ سال است .
پاركينسونسيم ثانويه ، در اثر بيماريهاي ايديوپاتيك دژنراتيو ، داروها ، يا توكسين ها ايجاد مي‌ شود . شايع ترين دليل پاركينسونيسم ثانويه مصرف داروهاي آنتي سايكوتيك و رزرپين است كه بوسيله بلوك رسپتورهاي دو پامين باعث پاركينسون مي‌ شوند . دلايل ديگر عبارتند از مونواكسيد كربن مسمومي‌ت با منگنز ، هيدروسفالوس ، تومورها و انفاركت هايي كه مغز مي‌اني را تحت تأثير قرار مي‌ دهند . ( ۱ )
داروهايي كه سبب ايجاد سندرم پاركينسونيسم مي‌ شوند يا آنتاگونيست رپستورد و دوپامين هستند ( مثل داروهاي آنتي سايكوتيك ) ، يا سبب تخريب نورونهاي دوپا منيرژيك در نيگرو استر يا تال مي‌ شوند . ( مثل MPTP ) ( 2 )

علائم و نشانه هاي باليني :
در ۵۰ تا ۸۰ درصد بيماران ، بيماري بي سرو صدا و غافلگيرانه با ۴ تا ۸ HZ ترمور ( Pill – rolling ) يك دست شروع مي‌ شود . ترمور و لرزش در حال استراحت بيشترين مقدار است و در حال حركت كمتر مي‌ شود . و در هنگام خواب ناپدپد مي‌ شود . و با فشارهاي روحي و خستگي بيشتر مي‌ شود . معمولاً دست ها و بازوها و پاها بيشتر تحت تأثير قرار مي‌ گيرند . و به همين ترتيب فك ، زبان ، پلك هم مي‌ توانند تحت تأثير قرار بگيرند . اما صدا لرزش پيدا نمي‌ كند . در خيلي از بيماران فقط ريجيديتي رخ مي‌ دهد . و لرزش وجود ندارد . سفتي پيشرفت مي‌ كند و حركات كند مي‌ شود . ( برادي كاردي ) يا كم مي‌ شوند ( هيپوكينزيا ) و يا شروع حركات سخت مي‌ شود ( آكينزيا ) .

كه سختي و هيپوكينزي ممكن است منجر به درد و احساس خستگي شوند . صورت شبيه ماسك مي‌ شود . با دهان باز و ناپدپد شدن برق چشم ها كه ممكن است بادپرسيون اشتباه شود . راه رفتن مشكل مي‌ شود . فرد به اين سو و آن سو حركت مي‌ كند و خودش را مي‌ كشد . قدم ها كوتاه و بازوها در كنار كمر ثابت اند و حركت نمي‌ كنند. ( ۱ )

درمان
بيماري پاركينسون معمولاً پيشرونده است و منجر به ناتواني فزاينده مي‌ شود مگر اينكه درمان موثر انجام گيرد . غلظت دوپامين كه بطور طبيعي در هسته هاي قاعده اي مغز بالا مي‌ باشد در پاركينسونيسم كاهش مي‌ يابد . تلاش هاي دارويي براي تقويت فعاليت دوپامينرژيك با آگوسيت هاي دوپامين توفيقاتي در تخفيف تعداد زيادي از علايم كلينيكي اين عارضه داشته است . يك رويكرد ديگر كه مكمل روش قبل است عبارتي از ايجاد تعادل طبيعي بين تأثيرات كولينرژيك و دوپامينرژيك روي هسته هاي قاعده اي توسط داروهاي آنتي موسكاريني مي‌ باشد . ( ۲ )
داروهاي مورد استفاده ( ۱ و ۳ )
۱ ـ Carbidopay levodopa
2 ـ Bromocriptine
3 ـ Pergoide
4 ـ Ropinirole
5 ـ Pramipexole
6 ـ‌Entacapone
7 ـ Tolcapone
8 ـ Selegiline
9 ـ Amantadin
10 ـ Trihexphenidy

فصل اول

آمانتادين

۱ ـ ۱ ـ ويژگيهاي فيزيكوشيمي‌ايي
آمانتادين
پودر سفيد رنگ كريستالي كه به راحتي در كلروفرم حل مي‌ شود و در آب بسيار كم ( spaningly ) حل مي‌ شود .
PH محلول ۲۰% آبي آن بين ۳ و ۵ است .
نام شيمي‌ايي آن مي‌ باشد ( ۴ و ۵ )
فرمول ساختماني آن
آمانتادين هيدروكلرايد
پودر سفيد كريستالي ، با نقطه ذوب همراه با تخريب آن
به نسبت ۵/۲ : ۱ در آب ، ۵ : ۱ در اتانول و در كلروفرم حل مي‌ شود . و در اتر نسبتاً غير قابل حل است . ( ۴ و ۵ )

آمانتادين سولفات

Pka = 104
2 ـ ۱ ـ فارماكوكينتيك :
جذب : به راحتي و اغلب به طور كامل از دستگاه گوارش جذب مي‌ شود . يك دوز mg100 خوراكي آن سطح سرمي‌ در مدت ۸ ـ ۱ ساعت ايجاد مي‌ كند( ۶ ) اوج غلظت پلاسمايي ۴ ساعت بعد از‌مصرف ايجاد مي‌ شود. (۴ و۵)
حداكثر غلظت بافتي هنگامي‌ كه دوز mg100 هر ۱۲ ساعت مصرف شود در مدت ۴۸ ساعت ايجاد مي‌ شود ( ۶ )
انتشار :
بعد از مصرف خوراكي آمانتادين در بافتهايي مانند قلب و كليه و كبد و شش ها يافت شده است . از جفت و سد خوني ـ‌‌ مغزي عبور مي‌ كند و همچنين به شير ترشح مي‌ شود . پروتئين با يندينگ آن در حدود ۶۷% است . ( ۴ )
دفع :
بيشتر دارو به صورت دست نخورده از طريق فيلتراسيون گلومرولي دفع مي‌ شود . هر چند متابوليت استيله هم در ادرار رديابي شده است . (‌۴ )
در حدود ۵۶% دوز به صورت دست نخورده در مدت ۲۴ ساعت در ادرار وارد مي‌ شود و در حدود ۸۶% آن در طي ۴ روز وارد ادرار مي‌ شود . ( ۶ )‌
۳ ـ ۱ فارماكولوژي
مكانيسم دقيق آن شناخته نشده است اما تصور مي‌ شود باعث ريليز دو پامين از انتهاي دو پامينرژيك اعصابي مي‌ شود كه در جسم سياه افراد پاركينسوني باقي مانده اند . ( ۷ ) در بيماري انفلوانزا ، آمانتادين از نفوذ ذرات RNA ويروس به سلول مي‌زبان جلوگيري مي‌ كند . همچنين از نسخه برداري ويروس جلوگيري مي‌ نمايد ( ۶ )
۴ ـ ۱ عوارض جانبي
عوارض معمولاً وابسته به دوز هستند و نسبتاً خفيف مي‌ باشند. غلظت هاي پلاسمايي بالا از آمانتادين ( ۱ تا ۵ ميكروگرم در ميلي ليتر) با پاسخ هاي نورتوكسيك جدي همراه است شامل : تحريك پذيري ، اشكال در تمركز ، سرگيجه ،‌ گيجي ، بي خوابي ، سردرد تغييرات خلق يا واكنش هاي سايكوتيك ، توهمات، هذيان ، تشنج يا كوما و آريتمي‌‌هاي قلبي ( ۳ )
اثرات نوروتوكسيك آمانتادين با مصرف همزمان آنتي هيستامين ها ، داروهاي سايكوتروپيك و آنتي كولينرژيك ها مخصوصاً در افراد مسن تر افزايش مي‌ يابد . ( ۳ )
ساير عوارض آمانتادين شامل هيپوتانسيون ارتواستاتيك ، ادم محيطي ، آتاكسي ، لتارژي، تهوع و استفراغ ، بي اشتهايي ، خشكي دهان ، يبوست ، راش پوستي ، تاري ديد ، حساسيت به نور ، لكوپني و CHF .

۵ ـ ۱ تداخل دارويي
ممكن است اثرات آنتي كولينرژيك ها را تشديد كند ( ۴ )
داروهايي كه PH ادرار را بالا مي‌ برند ممكن است ترشح آمانتادين در ادرار را كم كنند.(۴ )‌
۶ ـ ۱ شكل دارويي و مورد مصرف
آمانتادين با نام هاي تجاري Mantadix , Antadine , symmetrel , symadine , Virofral در اشكال كپسول ۱۰۰M و شربت در بازار دارويي دنيا وجود دارد ( ۱ و ۵ )
آمانتادين يك آگونيست ضعيف دو پامين و داراي خواص آنتي موسكاريني است . همچنين آنتاگونيست رسپتورهاي N ـ متيل ـ D ـ آسپارتات مي‌ باشد . آمانتادين داراي خواص آنتي پاركينسوني است و در درمان مخصوصاً در مراحل اوليه بيماري بكار مي‌ رود . در بهبود علائمي‌ مانند برادي كينزي ـ سفتي و لرزش مفيد است . اما ممكن است كم كم نسبت به آن مقاومت ايجاد شود ( ۴)

در درمان پاركينسون معمولاً با دوز mg100 در روز شروع مي‌ شود و تا دوز ۱۰۰ mg دوبار در روز افزايش مي‌ يابد . گاهي هم تا دوز mg 400 در روز استفاده مي‌ شود . اما اين دوز نبايد بيشتر شود . ( ۴ )
در افراد بالاي ۶۵ سال به دليل كاهش كليرانس كليوي در اين گروه سني بايد حداقل دوز موثر استفاده شود . ( ۴ )‌
قطع آمانتادين در پاركينسون به منظور جلوگيري از بدتر شدن علائم بايد به آهستگي صورت گيرد . كارخانه هاي سازنده پيشنهاد مي‌ كنند كه دوز مصرفي يك هفته در مي‌ان نصف شود ( ۴ ) .
آمانتادين همچنين داراي خواص ضد ويروس است . و يكي از داروهاي موثر براي پيشگيري و درمان انفلوانزا A مي‌ باشد .

پيشگيري فصلي با اين دارو با دوز mg 200 در روز در ۱ يا ۲ دوز منقسم در حدود ۷۰ تا ۹۰ درصد اثر حفاظتي در برابر انفلوانزا A نشان داده است . دوز mg 100 در روز بهتر تحمل مي‌ شود و اثر حفاظتي هم دارد . ( ۳ و ۴ ) . پيشگيري فصلي يك روش جايگزين در افراد در معرض خطري است كه نمي‌ توان واكسن انفلوانزا را براي آنها تجويز كرد يا واكسن در آنها موثر نمي‌ باشد. پيشگيري بعد از شناسايي انفلوانزا در جامعه يا ناحيه بايد هر چه سريعتر شروع شود و براي مدت زماني كه خطر همچنان وجود دارد ادامه يابد ( معمولاً ۴ تا ۸ هفته )‌ اين دارو مي‌ تواند همزمان با ايمن سازي بوسيله واكسن شروع شود و براي ۲ هفته و تا زماني كه پاسخ ايمني شروع شود ادامه يابد . ( ۳ و ۴ )

درمان با آمانتادين در انفلوانزا A ساده بالغين به صورت mg 200 در روز ( تا ۵ روز ) مي‌ باشد كه بهبودي را سرعت مي‌ بخشد و باعث كاهش مدت زمان تب و مشكلات سيستمتيك مي‌ شود . ( ۳ )
براي افراد بالاي ۶۵ سال دوزهاي كمتر از mg 100 يا mg 100 يك روز در مي‌ان پيشنهاد مي‌ شود . ( ۳ )
آمانتادين همچنين بر عليه هرپس زوستر هم بكار مي‌ رود . در هرپس زوستر درمان با mg 100 دوبار در روز به مدت ۱۴ روز انجام مي‌ شود . و اگر درد باقي ماند درمان براي بيشتر از ۱۴ روز ادامه مي‌ يابد . ( ۴ )
آمانتادين به تنهايي يا به همراه اينترفرون و ساير داروها در درمان هپاتيتC مزمن هم بكار مي‌ رود ( ۳ )
موارد مصرف عنوان نشده :
– واكنش هاي اكستراپيراميدال:‌‌ آمانتادين به عنوان يك جايگزين براي داروهاي آنتي موسكارينيك در درمان كوتاه مدت واكنش هاي اكستراپيراميدال ناشي از دارو بكار مي‌‌رود اما پيشرفت مقاومت به دارو استفاده از آن را محدود مي‌‌كند.( ۴ )
– آمانتادين در درمان سرخجه هم بكار رفته است . ( ۴ )‌
– سكسكه : آمانتادين در سكسكه هاي مقاوم مفيد است ( ۴ )
– مالتيبل اسكلروزيس : آمانتادين ممكن است در كاهش علائم خستگي مفيد باشد.( ۴ )
– سندروم نورولپتيك بدخيم ( N M S ) . ( 4 )
7 ـ ۱ موارد منع مصرف و احتياط
در اختلالات كليوي شديد و افراد داراي سابقه صرع يا ساير انواع تشنجات و زخم معده منع مصرف دارد . ( ۴ )‌
در افراد داراي بيماري قلبي يا كبدي ، اختلال كار كليه ، اگزماي راجعه ، سايكوز بيماران سالمند كه ممكن است به اثرات آنتي موسكاريني حساس باشند و كساني كه كليرانس كليوي در آنها كاهش يافته است با احتياط مصرف شود .(۴)‌
حاملگي : آمانتادين در طول حاملگي نبايد استفاده شود . اثرات تراتوژن روي حيوانات گزارش شده ( ۴ )‌
شيردهي : در شير ترشح مي‌ شود . ( ۴ )‌

۸ ـ ۱ غلظت درماني
دوز خوركي mg 150 به ۶ فرد تجويز شد ، بعد از حدود ۳ تا ۴ ساعت غلظت پلاسماي ۳۲/۰ تا ۵۶/۰ ميكروگرم در ميلي ليتر ( مي‌انگين۴/۰) مشاهده شد . (۵)
و بعد از تجويز خوراكي mg100 دو بار در روز در ۲۲ داوطلب ، غلظت ثابت پلاسماي ۱/۰ تا ۱/۱ ميكروگرم در ميلي ليتر ( مي‌انگين ۵/۰ ) مشاهده شد . ( ۵ )‌
۹ ـ ۱ سميت
در كساني كه بر اثر مصرف آمانتادين فوت نموده اند غلظت هاي بافتي زير گزارش شده است :
خون ۲۱ صفرا ۶/۴۱۸ كبد ۴/۱۳۵
ادرار ۱۳۳۰ ( ۵ )

فصل دوم

كلياتي در مورد GC

مقدمه
بدون ترديد يكي از معمولترين روشها در اندازه گيري كيفي و كمي‌ داروها در فرمولاسيون و مايعات زيستي ، كروماتوگرافي مي‌ باشد . اين بدان علت است كه روشهاي كروماتوگرافي مرحله جداسازي مطلوب و رديابي حساس و اختصاصي را همزمان انجام مي‌ دهند . ( ۸ )
اصل حاكم بر انواع متفاوت كروماتوگرافي وجود دو بخش ، يكي فاز ثابت و ديگري فاز متحرك در سيستم است . سرعتي كه هر يك از اجزاء نمونه به پائين ستون رانده مي‌ شوند بستگي به تمايل نسبي آن جزء نسبت به دو فاز ( ثابت و متحرك ) داشته و همين خاصيت يا تمايل نسبي عامل اصلي جداسازي مورد نظر است . ( ۸ )

آنچه گفته شد پايه و اساس در تمام انواع كروماتوگرافي است . فاز متحرك تقريباً همواره يك سيال بوده و مي‌ تواند مايع يا گاز باشد . فاز ثابت نيز مي‌ تواند جامد يا مايع باشد در صورتيكه از اجسام جامد به عنوان فاز ثابت استفاده گردد ، تمايل به آن ممكن است توسط عوامل مختلفي چون جذب و قابليت حفره هاي موجود در جسم جامد جهت جاي دادن برخي مولكولها كه مي‌ بايد از هم جدا شوند تحت تأثير قرار گيرد . مهم اين است كه بين فاز نگهدارنده كه همواره ماده اي جامد است و فاز ثابت كه مي‌ تواند خود فاز نگهدارنده بوده يا توسط مايع پوشش داده شده و يا جذب شده توسط فاز نگهدارنده باشد تفكيك قائل گرديد . تمايل ماده حل شونده به فاز ثابت مايع مربوط به حلاليت آن است كه به نوبة خود با تنظيم قدرت يوني محلولهاي آبي و يا مخلوطي از حلالهاي مختلف با قطبيت هاي متفاوت در مورد حلال آن قابل تنظيم است.( ۸ )

قبل از اختراع كروماتوگرافي گازي توسط مارتين وسينج و جيمز و مارتين ، جداسازي مقادير كم مايعات فرار با نقطة جوش نزديك به يكديگر يك جداسازي بسيار مشكل بود . در مورد مخلوطهايي كه براي آنها نمي‌ توان روشهاي شيمي‌ايي را بكار برد، اين گونه مايعات را تنها مي‌ توان با جزء به جزء كردن در ستونهاي ريز جزء به جزء كن دقتي و تنها هنگامي‌ كه مادة كافي در دسترس باشد و در صورتي كه نقطة هاي جوش به حد كافي متفاوت باشد و چنانچه بتوان از مخلوطهاي همجوشي دوري جست . جدا كرد (۹‌)

۱ ـ ۲ كروماتوگرافي گازي
در كروماتوگرافي گازي ( GC ) ، يك گاز حامل بي اثر به عنوان فاز متحرك عمل مي‌‌كند كه اجزاي سازندة يك مخلوط را از يك ستون حاوي يك فاز ساكن تثبيت شده مي‌ شويد ( ۱۰ )
چنانچه فاز ساكن جامد باشد آن را كروماتوگرافي گاز ـ جامد ( G S C ) مي‌ نامند .
اگر فاز ساكن مايع باشد آن را كروماتوگرافي گاز ـ مايع ( G L C ) مي‌ نامند .
مايع فاز ساكن به صورت لاية نازكي بر روي جسم جامد بي اثري پخش مي‌ شود و اساس جداسازي بر پاية تقسيم نمونه به درون و بيرون اين مايع است ، گسترة‌ وسيعي از فازهاي مايع با دماهاي قابل استفاده تا ۴۰۰ ، GLC را به صورت متنوع ترين و گزينش پذيرترين شكل كروماتوگرافي گازي در مي‌‌آورد. (۱۱ )

۲ ـ ۲ مزايايي كروماتوگرافي گازي
۱ ـ سرعت
استفاده از گاز به عنوان فاز متحرك باعث بوجود آمدن تعادل نسبتاً سريعي مي‌ان فاز ساكن و متحرك مي‌ شود و در نتيجه مي‌ توان از سرعتهاي زياد گاز حامل استفاده كرد.(‌۱۱ )
۲ ـ تجزيه كيفي
فاصله زمان تزريق نمونه تا بدست آمدن ماكسيمم پيك را زمان بازداري مي‌ گويند . اين خاصيت جزء ويژگيهاي نمونه و فاز مايع و در دماي معلوم است . با كنترل صحيح سرعت جريان گاز و دما اين كمي‌ت مي‌ تواند تا حد ۱ درصد قابليت تكرار پذيري داشته باشد و براي شناسايي پيكها بكار رود . ( ۱۱ )
۳ ـ تجزيه كمي‌
سطح زير هر پيك متناسب با غلظت پيكها مي‌ باشد و مي‌ تواند براي تعيين غلظت دقيق هر جزء مخلوط بكار برده شود ( ۱۱ )
۴ ـ حساسيت
حساسيت دستگاه كروماتوگرافي يك دليل اساسي براي كاربرد تجزيه اي زياد GC است. مزيت اين حساسيت زياد اين است كه مقدار بسيار كمي‌ از نمونه مورد نياز است . يك يا چند ميكرو ليتر از نمونه براي تجزيه كامل كافي است . ( ۱۱ )
۳ ـ ۲ اجزاي گاز كروماتوگرافي
قطعات اصلي يك دستگاه كروماتوگرافي گازي عبارتند از :
۱ ـ استوانه گاز حامل
۲ ـ كنترل كنندة‌ سرعت جريان گاز و تنظيم كنندة فشار آن
۳ ـ محل تزريق ( محل ورود نمونه )
۴ ـ ستون
۵ ـ آشكار ساز
۶ ـ ثبات
۷ ـ دما پاي براي تنظيم دماي محل تزريق نمونه ، ستون و آشكار ساز . ( ۱۱ )

 

۱ ـ ۳ ـ ۲ گاز حامل
يك استوانه گاز با فشار زياد به عنوان منبع گاز حامل به كار برده مي‌ شود . در كار با GC در دماي ثابت ، نفوذ پذيري ستون در طول مدت تجزيه تغيير نمي‌ كند . براي آنكه فشار يكنواختي به ابتداي ستوان وارد شود و در نتيجه سرعت جريان گاز ثابت بماند ، بايد از يك تنظيم كننده فشار استفاده شود . در يك دماي معين اين سرعت جريان ثابت گاز ، اجزاي موجود در نمونه را در مدت معيني ( زمان بازداري ) از ستون مي‌‌شويد.(۱۱)
گازهايي كه معمولاً مورد استفاده قرار مي‌ گيرند عبارتند از هيدروژن ، هليم و نيتروژن .
گاز حامل بايد داراي خصوصيات زير باشد :
۱ ـ بي اثر باشد تا از هر گونه تأثير بر نمونه يا حلال اجتناب شود .
۲ ـ قادر باشد كه نفوذ گاز را به كمترين مقدار برساند .
۳ ـ به طور خالص و همي‌شه در دسترس باشد .
۴ ـ ارزان باشد .
۵ ـ براي آشكار ساز مورد نظر مناسب باشد . (‌۱۱ )
۲ ـ ۳ ـ ۲ محل تزريق نمونه

نمونه از طريق محل تزريق ( inyector ) وارد گاز كروماتوگرافي مي‌ شود . اين محل محفظه اي كوچك است كه يك طرف آن بوسيلة پرده اي ( Septun ) لاستيكي يا سيليكوني پوشيده شده است . نمونه هاي مايع بوسيله يك ريز سرنگ مدرج كه ظرفيت آن چند ميكروليتر است از طريق پرده لاستيكي به داخل محفظه تزريق مي‌ شوند . سرنگ محتوي نمونه ، پرده را سوراخ كرده وارد محفظه مي‌ شود و پس از انجام تزريق و خروج سوزن ، پرده به حالت اول باز مي‌ گردد و سوراخي روي آن باقي نمي‌ ماند . درماي محفظه ورودي نمونه معمولاً ۵۰ بيشتر از نقطة جوش كم فرارترين جزء سازندة‌ نمونه است و بنابراين تبخير آني صورت مي‌ گيرد . ( ۱۱ و ۱۰ )
براي جلوگيري از پهن شدن نوار ، نمونه بايد كوچك باشد و به سرعت و به صورت يك « توپي » بخار وارد ستون شود . ( ۱۱ و ۱۰ )
براي ستونهاي تجزيه اي معمولي ، اندازه نمونه از چند دهم يك ميكروليتر تا ۲۰ تغيير مي‌ كند .

در مورد ستونهاي مويين چون قطر ستون بسيار كم است بايد از مقادير بسيار كم نمونه استفاده شود تاپيكهاي تيز بدست آيد براي اين منظور يك شكافنده نمونه بكار گرفته مي‌‌شود تا تنها كسر كوچكي از نمونه تزريق شده را به سر ستون حمل كند (۱۰) اين روش را Head – space آناليز گويند.

۳ ـ ۳ ـ ۲ ستون ها
جداسازي اجزاي نمونه در داخل ستون هايي كه از فاز ساكن پر شده اند انجام مي‌ شود چنانچه فاز ساكن جامد باشد آن را كروماتوگرافي گاز ـ جامد ( G S C ) مي‌ نامند و اگر فاز ساكن مايع باشد آن را كروماتوگرافي گاز ـ مايع ( G L C ) مي‌ نامي‌م . مايع فاز ساكن به صورت لايه نازكي بر روي جسم جامد بي اثري پخش مي‌ شود . ( ۱۱ )
براي اينكه مواد موجود در ستون ، به طور يكنواخت پر شود ستون مستقيم را ابتدا پر مي‌ كنند و براي اينكه درآون قرار گيرند به صورت مارپيچ در مي‌ آورند .
ستون ها به دو دسته تقسيم مي‌ شوند .

الف ـ ستون هاي پر شده ( Packed Columu ) :
ستونهاي پر شده امروزي از لوله هاي شيشه اي ، فلزي ( فولاد زنگ نزن ، مس، آلومينيم )‌يا تفلون ساخته مي‌ شوند كه نوعاً طول ۲ تا ۳ متر و قطر داخلي mm 4 ـ ۲ دارند ( ۱۰ ) .
قطر خارجي ستونهاي تجزيه اي استاندارد اينچ است . (‌۱۱ )
براي پركردن ستون ، ، ابتدا بايد فاز ساكن را كه يك مايع غليظ است به صورت لايه اي روي يك جسم جامد بي اثر به نام جامد نگهدارنده كشيد . برخي از خصوصيات يك جامد نگهدارنده خوب عبارتند از :
۱ ـ بي اثر بودن ( جذب سطحي بر روي آن انجام نشود . )
۲ ـ مقاوم در برابر خرد شدن
۳ ـ مساحت سطح زياد
۴ ـ شكل منظم و اندازة يكنواخت ( ۱۱ )
مادة ‌خام اكثر تركيباتي كه به عنوان نگهدارنده جامد در كروماتوگرافي گازي مورد استفاده قرار مي‌ گيرند دياتومه است . خاك دياتومه سيليكاي هيدراته طبيعي است كه اسكلت دياتومه ها را تشكيل مي‌ دهد . سيليكاي طبيعي داراي تعداد زيادي گروههاي OH است كه مي‌ تواند باعث جذب سطحي فيزيكي گونه هاي آناليت قطبش پذير يا قطبي مانند الكل ها يا هيدوركربنهاي آروماتيك روي سطوح تكيه گاه شود . اين جذب سطحي منجر به پهن شدن و اغلب دنباله دارد شدن پيكها مي‌ شود . براي رفع اين مشكل مواد تكيه گاه مي‌ توانند توسط سيلان دارد شدن با دي متيل كلرو سيلان ( DMCS ) غير فعال شوند .

 

بر اثر شستن با متانول ، كلريد دوم با يك گروه متوكسي جانشين مي‌ شود :

تكيه گاه سيلان دارد شده ممكن است هنوز جذب سطحي باقيمانده اي نشان دهد كه احتمالاً بر اثر وجود ناخالصيها در خاك دياتومه است . شستن با اسيد قبل از سيلان دار كردن اين ناخالصيها را جذب مي‌ كند . مواد پر كننده اي كه با اسيد شستشو داده و سيلان دارد شده اند با علامت – AW – DMCS به فروش مي‌ رسند ( ۱۰ )‌
يك واكنش گر سيلان دار كنندة ديگر هگزامتيل دي سيلازان است كه فرمول آن ، مواد پر كننده اي كه با اين واكنشگر مورد عمل قرار گرفته‌اند با علامت – HMDS عرضه مي‌ شوند . ( ۱۰ )