تناسب اندام با فکری جدید

علاوه بر ورزش و صحیح خوردن راههای دیگری برای سرعت بخشیدن تغییر فیزیکی بدن (تناسب اندام) وجود دارد.
۱ ) مثبت زندگی کنید. باور کنید که حتی اگر تا حالا تغییراتی را که دوست دارید به وجود نیامده اند، اما همین تغییرات ممکن خواهد بود. خودتان می دانید که زمان هایی در زندگی وجود دارد که اصلاً انتظار ندارید چیزی اتفاق بیفتد ولی می افتد. اگر برای خودتان مثالی ندارید، به اطراف خود نگاه کنید. آیا شخصی را سراغ دارید که فکر نمی کرد فلان شغل را پیدا کند، شخص مهمی را ملاقات کند یا وزن کم کند، اما همه ایتنها برایش اتفاق افتاده باشد. آیا تا حالا داستان های جالبی نخوانده اید که در آنها آدم ها بر موانع و مشکلات غلبه می کنند و زندگی خود را در جهت مثبت تغییر می دهند مثل من و شما. پس می توانیم بر

مشکلات فائق آییم. می توانید به تغییر در زندگی مطمئن باشید. از این جهت بدانید که تغییرات سریع و همان گونه که می خواهید اتفاق می افتند، فقط باید مثبت فکر کنید و در جهت آنها گام بردارید.

۲ ) در زمان حال زندگی کنید. اگر به نتیجه کاری فکر کنید کارها توان فرسا می شوند. فقط به امروز و هر آنچه که می توانید انجام دهید بیندیشید.
۳ ) توقعات خود را کم کنید. اگر انتظار داشته باشید هر کاری و تغییری زود انجام شود، خیلی زود مأیوس می شوید. مثبت فکر کنید و برای کارهای منطقی تر برنامه ریزی کنید.

۴ ) وسوسه ها را حذف کنید. چیزهایی که باعث حواس پرتی می شوند مثل غذاهایی را که نمی خواهید بخورید را کنار بگذارید. با افرادی که دارای عادات بد زندگی هستند، ترک مراوده کنید. اطراف خود را از آدم ها و مواردی پر کنید که آیینه تغییرات شما هستند. با آدمهای سالم و خوشحال رفت و آمد داشته باشید. کتابهای الهام بخش مطالعه کنید. به موسیقی گوش دهید تا به جنب و جوش بیفتید.

۵ ) عذر و بهانه ها را کنار بگذارید. عذر و بهانه های گوناگونی وجود دارد که شاید شما شنیده یا به کار برده اید. وقتی تمایل شما به ایجاد تغییر بیشتر از ترس شما برای تغییر است، عذر و بهانه ها از بین خواهند رفت. هیچ چیزی نباید شما را از فرد جدیدی شدن باز دارد. هر چند که ممکن است شما دلایل دست نیافتن به بعضی اهدافتان را ندانید اما هرگز ناامید نشوید و به تلاش تان ادامه دهید. حتماً موفق خواهید شد.
اصولاً وقتی ما به چیزی اهمیت می دهیم توجه بیشتری نسذبت به آن مبذول می داریم، اما گاهی این فکر کردن و توجه و تمرکز از حد عادی فراتر می رود و به عنوان نگرانی موجب آزار ما و دیگران می شود.

برای جلوگیری از این اتفاق سعی کنید به حالت روحی و خلق و خوی خود توجه کنید. اگر بیش از حد سرد و بی اسحسا یا بیش از حد عصبی و تند مزاج هستید یا چیزی تمرکز شما را بیش از حد به خود معطوف داشته و موجب نگرانی تان است، این مسأله ممکن ایت در جنبه های گوناگون زندگی شامل روابط ما با دیگران، شغل، امور مالی و هر چیز دیگر باشد.

توجه ما نسبت به موارد گوناگون باید در حد طبیعی و نرمال باشد در غیر این صورت پا را فراتر گذاشته و دچار نگرانی و نهایتاً استرس منفی خواهیم شد. زیرا نگرانی نیز می تواند منجر به تولید هورمون های شیمیایی در بدن شده و هماهنگی بدن را از بین برده و منجر به تنش، خشم و عصبانیت شود. تنها نتیجه آن مصرف بیشتر داروهای آرامبخش و مراجعه به انواع متخصصان است.

بگذارید موضوعی را برایتان تعریف کنم. اخیراً با فردی رو به رو شدم که از دست نوه اش و بی مهری های او به تنگ آمده بود. او که خودش هم اعتراف می کرد که نگرانی بی مورد و پی در پی او منجر به بیماری ها و عوارضی همچون سر دردف بی اشتهایی، بیخوابی و نهایتاً احساس خستگی مداوم شده بود. وقتی روان شناسان چند جلسه را با او داشتند مشخص شد که همه چیز از خواب دیشت که در مورد نوه اش دیده بود شروع شده و نهایتاً او همه اتفاقات سبد و ناراحتکننده را از زنجیره وار به یکدیگر ربط داده در صورتی که در بسیاری از آنها نوه اش نقشی نداشته است. گاهی اوقات توجه بیش از حد ما به افراد یا برخی مسائل منجر به بروز بسیاری اتفاقات ناراحت کننده و عوارض روحی و جسمی برایمان می شود. در چنین مواردی بهترین راه این است که با آنها به مجادله و اصطکاک بیشتر نپردازیم و مدتی فکرمان را مشغول چیزهای دیگر که عموماً آرامبخش یا لذت بخش هستند کنیم. گاهی اوقات نیز رها کردن چیزهایی که ما نمی توانیم، اما می خواهیم روند و نحوه عملکردشان را کنترل کنیم بهترین راه برای جلوگیری از نگرانی و اضطراب و نهایتاً استرس و بیماری است.
در ضمن شما دو راه دارید. ببینید می خواهید با رفتارتان به فرزندانتان آرامش و تدبیر بیاموزید یا نگرانی و استرس؟

با روح خود در ارتباط باشید :
دکتر وین دایر که از نویسندگان معروف است در مورد قدرت و تأثیر ارتباط افراد با روح خود نظراتن کاربردی زیادی ارائه داده است. او در یکی از کتاب های خود نوشته با توجه به این که در عصر فناوری و توسعه، مشکلات روحی و عاطفی زیادی برای اسنان ها ایجاد شده است به نظر می رسد که ارتباط مداوم و روزانه افراد با روح واقعی آنعها می تواند به سلامتی فکر و شادابی روحیه آنها کمک کند. از این رو چند نکته ساده را یادآور شده است که در این بخش به آنها می پردازیم :

هر روز را با جمله ای خوب شروع کنید.
وقتی برای هر روز خود جمله ای خوب و مناسب را در نظر بگیرید، قدرت درونی روح و انگیزه شما نیز برای تحقق بخشیدن به اهداف افزایش می یابد.
جملات می توانند بسته به روحیه هر فرد با دیگری متفاوت باشد، اما برای مثال می توانید روز خود را با این جملات آغاز کنید، امروز را برای این که یک روز عالی و کامل همراه با سلامتی و فراوانی است شکر می کنم. با این که خدایا متشکرم که در این روز فرصت های عالی در اختیارم گذاشتی تا بتوانم بخوبی کار کنم و برای دیگران هم مؤثر باشم. جملاتی نظایر اینها می تواند انگیزه لازم را بهش ما برای تحقق بخشیدن به آنچه می گویید و می خواهید بدهد. هر روز قدردان کارهای دیگران باشید.
در طول روز به طور مرتب علاوه بر شکر گزاری خدا از دیگران نیز به خاطر خدمات و کارها و حتی حضور یا بودنشان در کنارتان تشکر کنید تا ببینید از چه شادابی روحیه ای برخوردار خواهید شد.

خواندن جملات آموزنده بسیار مفید است. هر روز حتی اگر بتوانید یک پراگراف از کتابی آموزنده را بخوانید موجب می شود که انرژی شما در دامنه وسیع تری تشعشع داشته باشد.
می توانید این کار را هنگام شروع روز یا در شب قبل از خوابیدن انجام دهید.
خبرتان به دیگران برسد.

در هر روز سعی کنید کاری یا کمکی به دیگران بکنید لازم به یادآوری است که این کار می تواند شامل یک مهربانی یا یک لبخند و گرفتن دست یک دوست غمگین نیز باشد.
تحقیقات محققان انگلیسی نشان داده افرادی که به دیگران کمک می کنند عموماً شادتر بوده و خیر و برکت بیشتری به زندگی خودشان وارد می شود.
به آنچه علاقه دارید بپردازید.

اگر حتی روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه را به انجام کاری که مجبور نیستید انجام دهید، بلکه فقط به خاطر دلتان انجام می دهید اختصاص دهید بتدریج دارای افکار مثبت تر و روحیه بهتری خواهید بود.
مراقب افکارتان باشید.
شاید برایتان باشد که بدانید اگر افکارتان را مهار نکنید ممکن است منجر به نتایج عملی هولناکی در زندگی تان شود. پس سعی کنید به آنچه فکر می کنید و انرژی می دهیئ افکار سازنده باشد نه دوره کردن غم ها یا آزار دیگران.

به یاد داشته باشید که افکار احساسات را می سازد و احساسات اعمال و رفتار ما را.
استرس اجتماعی باعث چاقی :

پژهشگران هشدار دادند که استرس اجتماعی سبب بروز چاقی می شود و به افزایش وزن کمک می کند. تحقیقات نشان داده است که استرس اجتماعی باعث انباشته شدن چربی بیشتر در حفره شکمی می شود و بنابراین خطر بروز حمله قلبی را تشدید می کند. به گفته پژوهشگران؛ استرس و تنش های اجتماعی موجب تشکیل پلاک در رگهای خونی و سمدود شدن آنها می شود. محققان دریافتند که استرس اجتماعی سبب آزاد شدن بیش از حد طبیعی هورمون های استرس می شود و این هورمون چربی را در ناحیه حفره شکمی تشدید می کند.
جرقه ای در تاریکی :

انتقاد پذیر بودن به این معنی نیست که منتظر بشینیم تا منتقد حرفش رو بزنه و بعد شروع کنیم به توجیهش که نه خیر، این طور نیست، من این جوری ام، من اون جوری ام …! به نظم انتقاد پذیر بودن به این معنیه که ما انتقاد رو بشنویم و بهش فکر کنیم. تمام تجزیه و تحلی هامون رو انجام بدیم و نظر موافق یا مخالفمون رو هم برای خودمون نگه داریم. اگه به نظرمون درست اومد بپذیریمش و از سازندگی اون استفاده کنیم و اگه غلط و بی اعتبار بود، خب در ذهن خودمون ردّش کنیم؛ دلیلی نداره که منتقد رو توجیهش کرد یا به زبان خود منتقدا تیکه پاره شون کرد!

پاسخگوی عزیزیم، وقتی شما با لحنی قاطع و با حرفایی دهن پرکن جواب منتقدا رو می دید، از اون جا که ما بروبچ شما رو خیلی دوست داریم، فرصت فکر کردن از بچه ها گرفته می شه و اونا موضعگیری می کنن و فقط می خوان تو دهن طرف بزنن و از صفحه دفاع کنن. آقا، خانوم، بروبچ عزیز، اگه شما واقعاً صفحه رو قبول دارید دلیلی نداره که این قدر از حرف منتقدا ناراحت و عصبانی بشید.

۱ ) متن اول «آتیش» یه نظر بود و این یه نظر و حتی چند نظر مشابه چیزی از صفحه بروبچ کم نمی کنه (نه در ذهن ما و نه در داقعیت) بلکه اهمیت صفحه رو (حتی برای یه مخالف مثل آتیش) نشون می ده که اومده و نظرش رو براحتی می گه. آدم که نباید از نظرهای دیگران عصبانی بشه. جواب پاسخگو هم تنها جنبه آموزش به ما رو داشت.

۲ ) به نظر حرفهای «بدون نام» که متن سرگشاده رو نوشته بود هم کاملاً درسته. خب راست می گه، اگه یه نفر نخواد فکر کنه و شعورش رو ببره بالا، کاری نه از دست ما برمیآد و نه از دست هیچ کس دیگه. افرادی هم که می خوان شعورشون رو بالاتر از اونی ببرن که هست، براش تلاش می کنن که می شه همون تداوم شعور. حرفای «بدون نام» رو کاملاً قبول دارم اما باید درباره فایده صفحع بروبچ بگم که خوبی این صفحه اینه که این تداوم شعور رو حفظ می کنه و اون رو ارتقا می ده و در این میان ممکنه جرقه ای باشه برای همون افراد بی فرهنگ؛ شاید یه روزی اتفاقی چشمشون به این صفحه خورد و خوششون اومد و تأثیر مثبتی روش گذاشت. پس «بدون نام» عزیز، دلیلی نداره با حرفای شما صفحه بسته شه.
ضمیر ملکی ادراک :

صدای پاهایم را می شنوند اما صدای قلبم را نه. قطره های خونم را می بینند اما قطره های اشکم را نه. چهره ام را می نگرند و رنگ رخسارم را می فهمند اما احساسم را نه.
نیاز به درک است اما به فهم آن که با چشم می فهمد، نه.

«بود؟ نبود؟ کی بود؟ کجا؟ هاااا ؟!»
با خود فکر می کنم حضورت تلافی کدام اشتباه من است؟ فکر می کنم ولی باز به جایی نمی رسم. باور کن نبودنت عاشقانه تر از بودنت و بودنت دیوانه کننده تر از نبودنت است؛ نه با بودنت می توانم سر کنم نه با نبودنت!

هر گام کوچک برای تغییر دروغ به حقیقت، انتقاد به تحسین و ترس به عشق می تواند گامی نو به سوی زندگی خانوادگی و اجتماعی مملو از احساس آرامش باشد.
بعضی افراد سعی می کنند به ندای درونی خود گوش نکنند، چرا که معتقدند گوش سپردن به آن دیوانگی محض است. اما این شیوه نگرش درست نیست، ندای درونی ذهن شما گاهی اوقات می تواند هدایتگر ذهن شما و نیز نیرویی برای رهسپار کردن اعمال و رفتار شما به سوی مقصدی منطقی و صحیح باشد، اما همین ندای درونی ذهن گاهی با گرایش های منفی و منتقدانه و القای عیب و ایرادهای متعدد به شما زندگی خانوادگی و اجتماعی تان را مختل کرده و باعث گوشه گیری و انزوای شما می شود. اما بدانید و آگاه باشید که شما همواره در حال شنیدن این ندای درونی هستید و هرگز نمی توانید آن را براحتی متوقف کنید.

تا به حال اتفاق افتاده که هنگام نگاه کردن در آینه به اندازه و سایز بینی خود توجه نکنید؟ به حالت شچم ها و ابروهای خود خرده نگیرید؟ بر کوچکی یا بزرگی لب و دهان خود تمرکز نکنید؟ آیا صدای درونی ذهنتان در قضاوت کردن نسبت به شما همیشه پر از انتقاد و نارضایتی است؟ آیا گوش هایتان از شنیدن مکرر این انتقدات خسته نشده اند؟ آیا چشم های شما از دقیق شدن روی عیب و ایرادهای ظاهری و باطنی تان اشباع نشده اند؟ آیا درجه حساسیت شما در خصوص خرده گیری های ندای درونیتان تا حد زیادی بالا نرفته است؟

تحقیقات نشان داده اند افرادی که در چه خودانتقادی آنها در حد بسیار بالایی است در مقایسه با افرادی با درجه پایین خودانتقادی از حس مقایسه ای بالاتری برخوردارند مدام در حال قیاس کردن هر چیز یا هر کس با خود یا دیگری هستند. این مقایسه ها زمانی برای آنها آزاددهنده می شود که نقص های آنها نمایان تر می شودف در این زمان زمینه مناسب برای سرزنش خود و دیگران در آنها به وجود می آید. سرزنشی که گاه آنها را از کار و زندگی عادی و خانوادگی خود بازداشته و به سوی تنهایی سوق می دهد. این افراد با تمرکز روی نقاط ضعف و عیب خود و بزرگنمایی آنها، شیوه بسیار دردناکی برای زندگی خود انتخاب می کنند که بیشتر به مرگ تدریجی شبیه است.

ویژگی های مثبت خود را بیابید :
توانایی یافتن و دیدن ویژگی های منحصر به فرد و فوق العاده در خود، مهارتی ضرورتی برای تغییر شیوه اندیشیدن مثبت و انرژی زاست. به جای نشستن و عسب تراشی در خصوص ظاهر خود اندکی به خصوصیات مثبت فکر کیند. شما خوب می دانید که هر کس دارای خصیصه های ظاهری و باطنی زیبا و دوست داشتنی است، سعی کنید آنها را پیدا کنید و برای آنها ارزش قائل شوید. به گرمی لبخند خود فکر کنید، لبخندی که چهره شما را سرشار از شور حیات و زندگی می کند. صدای دلنشینی دارید که براحتی بر دل هر کس می نشیند و بسیاری از موارد دیگر. اگر خوب دقت کنید براحتی می توانید چیزهایی با ارزش و زیبا در ظاهر و باطن خود بیابید که می تواند درجه اعتماد به نفس شما را تا حد زیادی بالا برده و شما را به این مرحله می رساند که هیچکس در دنیا سراسر عیب و ایراد نیست.

با یافتن نقاط مثبت ظاهر و باطن خود قدردان طراح چهره خود باشید، چرا که این قدردانی راهی برای فاصله گرفتن از خود انتقادی و عیب تراشی های بیهوده است. خود را مورد لطف و محبت قرار دهید و به خود عشق بورزید. فراموش نکنید که راه عشق ورزیدن و دوست داشتم دیگران از جاده عشق و محبت به خود شما می گذرد. همیشه به خود بگویید که شما شایسته برخورداری از کلام های پر از عشق و احساس هستید. سعی کنید در شیوه اندیشیدن خود تغییر اساسی دهید و ندای منتقدانه ذهن خود را کنترل و از تراوشات منفی آن جلوگیری کنید.

با عشق ورزیدن به خود ناخودآگاه عضلات صورت شما از حالت خمودگی و عبوسی به حالت انعطاف و لبحند تغییر جهت می یابد و چه زیباست لبخندی که سرشار از محبت و قدردانی است.

آیا ستا به حال به این موضوع فکر کرده اید که با تغییر افکار و تراوشات ذهنی خود به شیوه ای مثبت چقدر جرأت جسارت شما برای زندگی کردن، ریسک کردن، دیده شدن و مورد تحسین و قدردانی قرار گرفتن بالا می رود. پس نسبت به این تغییرات دقیق و حساس باشید، به این ترتیب بسیار ساده و راحت می توانید در مقابل ندای منتقدانه و منفی گرایی ذهن خود به حالت آماده باش در آمده و در صورت نیاز سریع آن را خنثی کنید. همیشه به خود بگویید که از شنیدن این حرف های بی اساس و منتقدانه خسته شده اید و می خواهید قابلیت های مثبت خود را یافته و به آنها بیش از گذشته بها دهید.

«*یاد بگیریم که خود را دوست داشته باشیم و به خودمان احترام بگذاریم، چرا که این کار برای ایجاد پایه های احساس احترام و علاقه دیگران حیاتی و ضروری است *»
کودک روخ خود را نوازش کنید :
به الفاظی که خود را با آنها توصیف می کنید فکر کنید. یک بار دیگر به طنین انتهای آنها گوش کنید. آیا شمار جرات و جسارت این را دارید که این بیانات تند و تیز و منفی در خصوص خود را با صدای باند و در جمع تکرار کنید؟ آیا این کار باعث آزار و اذیت شما نمی شود؟ پس چرا آنها را در ذهن خود پنهاد کرده اید و اجازه می دهید که با تیغ تیز نقادانه خود روح شما را مجروح سازد. جراحاتی که گاه اثر آنها تا مدت های مدید باعث فشار، استرس و انزوای شما خواهد شد.

آیا از این شکنجه گر روح و اعضاب خود شده اید، خسته و مستاصل نشده اید؟ اصلاً به این فکر کرده اید که عیب و ایراد تراشی برای اعضاء و جوارحی که با سلامت کامل در حال فعالیت هستند و زندگی شما را تسهیل کرده اند چقدر می تواند بی انصافی باشد. پس دست از این کار زشت بردارید و کودک آزار دیده روح خود را مورد لطف و قدردانی قرار دهید.

یاد بگیرید که خود را دوست داشته باشید و به خود احترام بگذارید. چرا که این گار برای ایجاد پایه های احساس احترام و علاقه دیگران حیاتی و ضروری است. اگر شما با بی رحمی هرچه بیشتر خود را در معرض تهاجمات منتقدانه درونی خود قرار دهید؛ به آسانی راه را برای کسانی که زبان انتقادیشان باعث رنجش روح و ذهن دیگران می شود باز گذاشته و دردی بر دیگر دردهای خود اضافه می کنید. آیا دوست دارید به فردی منتقد تبدیل شوید که با ایرادگیریهای نادرست باعث آزار دیگران می شود؟ اگر جوابتان منفی است بدانید اگر شیوه منتقدانه ندای ذهنی خود را مهار نکنید، دیر یا زود به چنین فردی تبدیل خواهید شد که هیچ کس از دست انتقادهایتان در آرامش نخواهد بود. پس سعی نکنید که مورد نفرت و انزجار دیگران قرار بگیرید و خود را تغییر دهید.

عشق ورزیدن به خود و دیگران باعث آرامش قلب، ذهن و روح ما می شود و چه موهبتی بهتر از برخورداری از یک زندگی سراسر عشق و آرامش است.
خداوند با حسی سرشار از عشق به ما می نگرد …

خداوند با هر اسمی که شما می خوانیدش در کنار ماست و حضورش در اعمال، گفتار و کردار ما هویداست، هرچند گاه خود ما از این امر غافل هستیم. حس کنید که خداوند در حال نگریستن به شماست. آیا دید او نسبت به شما انتقادی است یا اینکه با حسی سرشار از عشق و پذیرش به شما می نگرد؟ در کنار خداوند مهربان و پذیرا در دنیای ما دیو غیرقابل اعتماد و منفور انتقاد زندگی می کند که هر از چندگاهی روح ما را با بیانات تند و تیز خود می آزارد، باید سعی کرد که این دیو عاری از حس محبت و پذیرش را از زندگی خود بیرون انداخته و روح خود را با حس اعتماد و جسارت عجین کرده و ارزش هایی که زندگی ما را سرشار از نور سلامت و محبت می کند، پاس داریم. عشق ایستا و دور از واقعیت نیست بلکه موهبتی پویا و آتشین است.

مطمئن باشید که همه ما در زندگی از حمایت خالق خود برخورداریم، حمایتی همراه با علاقه و پذیرش اما این خود ما هستیم که با تیرهای انتقاد به سوی سلامت روح و ذهن خود و خانواده خود نشانه رفته و عرصه زندگی را برای خود و دیگر اعضای خانواده تنگ می کنیم. چرا وقتی می شود زندگی خود را با محبت و عشق سپری کنیم با افکار متجاوزانه و انتقادی به تیرگی و تاریکی بشتابیم و آن را برای خود و اعضای خانواده تلخ و تلخ تر کنیم.

شما زمانی می توانید به فرد دلخواه و موردنظر خود تبدیل شوید که خود را خوب بشناسید و در هر شرایطی خود را قبول داشته باشید. اما عشق زمانی به زندگی شما پا می گذارد که ندای ذهنیتان را عادت دهید که به جای انتقاد از کلمات سرشار از محبت و قدرشناسی در مورد شما استفاده کند. آیا الان آماده اید که به اولین زمزمه عاشقانه ذهن خود گوش کنید؟ پس تغییرات و اصلاحات را از همین الان شروع کنید. تمرین و ممارست در این راه حرف اول را می زند. به یاد داشته باشید تا خود شما نخواهید نمی توانید تغییر کنید، پس اراده کنید خود را دوست داشته باشید و به خود انتقادی بگویید خداحافظ ….