با توجه بـه فقـدان توجـه اکثـر معمـاران معاصـر بـه حـواس پنجگانـه، در ایـن نوشـتار بـه شـرح مختصـري از نحـوه ادراك حـواس در معمـاري و مثـال هـایی از برنامـه هــاي ممکــن جهــت تقویــت درك آگاهانــه ي حــواس در یــک نمونــه فضــاي معمــاري، پرداختــه شــده اســت. در پایــان نامــه ي نگارنــده بــا عنــوان مــوزه حــواس پنجگانـه، ســعی شــده بـه تمــام حــواس در چهــارچوب معمـاري پرداختــه شــود چـرا کــه خودآگــاه یــا ناخودآگـاه بــر درك انســان از فضـا تــاثیر مــی گذارنــد و از آن خاطره اي می سازند که بـا پـنج حـس از آن یـاد مـی شـود. در پـنج گـالري ایـن مـوزه کـه متشـکل از نمایشـگاه هـاي مفهـومی بـازي بـا حـواس مـی باشـد، برخـورد درست با حواس را متـذکر مـی شـود و سـعی دارد بـا تمـرین اشـراف بـر حـواس و بـاز کشـف آنهـا و آمـوزش بـودن در لحظـه ، انسـان را بـه شـناخت خـود راهنمـایی کند و امکان ایجاد درکی فراتر از آثار به نسبت موزه هاي سنتی را میسر سازد؛

کلمات کلیدي: معماري حواس، حواس پنجگانه در معماري، پدیدارشناسی حواس در معماري

۱٫ مقدمه

هـر محـیط، روح یـا فضـایی دارد کــه از تـک تـک عناصـر موجــود در محـیط تـاثیر مـی پــذیرد؛ انسـان در ثانیـه هـاي ابتــدایی ورود بـه یـک محـیط، بــدون اینکه تـک تـک عناصـر موجـود یـا جـز جـز عوامـل محیطـی را بررسـی کـرده باشـد، بـا برداشـت هـا و دریافـت هـاي ناخودآگـاه، یـک احسـاس کلـی را درك می کند که روح یا فضاي حاکم بر محیط است.

در فرآینــد تفکــر و ادراك همــواره حــس بینــایی بــر دیگــر حــواس ســلطه داشــته و بســیاري از مشــکلات معمــاري معاصــر نیــز ریشــه در ارجحیــت بینــایی بــر حــواس دیگر دارد و غیر انسـانی بـودن معمـاري معاصـر را میتـوان پیامـد عـدم تعـادل در نظـام حـواس مـا دانسـت؛ بـه تعبیـر دیگـر، انزواگرایـی و جـدایی گزینـی نتـایج سـلطه ي چشـم اســت؛ و ایــن ســلطه بــه ســرکوب دیگــر حــواس و در نتیجــه فقــدان ادراك راسـتین از محــیط انجامیــده اســت. چــرا کــه ایــن امــر مــا را از درك ابعــاد متنــوع وجودي انسان باز می دارد.

نادیــده گــرفتن یــک یــا چنــد حــس بــه ایــن دلیــل کــه در یــک فعالیــت خــاص بــه طــور بــارز از آن اســتفاده نمــی شــود، درســت نیســت؛ بنــابراین اگــر بخـواهیم تـاثیر مطلـوب تـري بـر جســم و روانمـان داشـته باشـیم لازم اسـت تمـامی عــواملی کـه بـر حـواس مـا تـاثیر مــی گذارنـد شـامل نور،صـدا، رنـگ، فـرم، اشــیا، روابط و… را کنترل کنیم.

تمــام اطلاعــاتی کــه مــا از جهــان پیرامــون خــود داریــم، از طریــق حــواس مــا بدســت مــی آینــد. همــه ي ایــن اطلاعــات بــه مــا کمــک مــی کننــد تــا فرآینــدهاي پیچیــده تــري چــون ادراك و شــناخت را داشــته باشــیم. در واقــع بــدون حــواس ایــن فراینــدها نیــز اتفــاق نخواهــد افتــاد و مــا نخــواهیم توانســت توانــایی هاي دیگر ذهنی خود را به کار گیریم.

حـواس مـا نسـبت بــه تمـام انـرژي هــاي فیزیکـی یـا شـیمیایی خــارج از بـدن حسـاس نیســتند. در واقـع محـرك هـا در آســتانه اي مشـخص گیرنـده هــاي حسی را فعال می کنند.

دریافـت هــاي فضـایی مربــوط بـه حــواس بینــایی و لامسـه بســیار بـه هــم مربــوط انـد. فضــاي لامسـه نــاظر را از اشــیا جـدا مــی کنـد؛ در حالیکــه فضــاي بینایی اشیا را از یکدیگر جدا می کند.

بویایی و چشـایی بـا دو سیسـتم جداگانـه کـار مـی کننـد و طبـق اصـول متفـاوتی عمـل مـی کننـد . امـا اغلـب بـا هـم تعامـل دارنـد؛ زیـرا حفـره دهـان در ارتبـاط بــا بینــی اســت و مـواد بــودار مــی تواننــد عــلاوه بـر گیرنــده هــاي بویــایی، گیرنــده هـاي چشــایی را نیــز تحریــک کننــد و بـدین جهــت احســاس چشــایی یــک احساس مرکب است و بررسی آن به طور مطلق مشکل خواهد بود. براي همین در حین چشیدن مزه چیزي ترکیبی از بویایی و چشایی احساس می شود.

در نهایــت آنچــه فــرد از فضــا دریافــت مــی کنــد در نتیجــه ي همکــاري حــواس مختلــف او حاصــل مــی شــود و هرچنــد احساســی کــه بــه وســیله هــر یــک از ایــن حواس حاصل می گردد از لحاظ زمانی با دیگري متفاوت است، ولی اغلب به طرز پیچیده اي به هم مربوط هستند.

١

دومین همایش ملی پژوهش هاي کاربردي در »مهندسی عمران، معماري و مدیریت شهري«

nd National Conference on Applied Researches in Civil engineering, Architecture and Urban planning٢