پیشگفتار

مکلوهان، صاحب تفکر دهکدة جهانی، دربارة رشد فناوری و ظهور رسانههای جدید میگوید: «کسانی که دربارة رسانهها به پژوهش میپردازند، کلید اصلی و قدرت تمامی رسانهها را در شکلدهی مجدد زندگی میبینند.» در واقع، شکل جدید رسان ها بخشی از رسانة گذشته است که برای حفظ هدف وجودی آن رسانه به سمت نوآوری و هماهنگی با فناوریهای نوین حرکت کرده است. در عصری که اطالعات با سرعتی قیاسناشدنی با گذشته مرزهای زمان و مکان را درنوردیده و با کمترین هزینة انتقال، مخاطبان بیشتری را پوشش داده، امکان انتشار افکار با دامنة تأثیر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بیشـتری میسـر شده اسـت. اما در این میان، کتاب رسانهای اسـت مؤثر و کارا که در انتقال علوم و داشتههای فرهنگی، علمی، اقتصادی و سایر علوم یک جامعه نقش بسزایی دارد. از آن جهت که کتاب از روزگاران قدیم از رسانهای مهم انتقال علم و دانش بین افراد و تمدنهای مختلف حائز نقش بوده است؛ این رسانه چه در قالب کتیبههای سفالی که در کتابخانههای بابل نگهداری میشد، چه به شکل مجموعـهای از کاغذهای پاپیـروس که مردمان رود نیل تدارک میدیدند، چه به صورت کتابهای «کُدکـس»، چه در قالـب کتابهای کاغذی در کتابخانهها، و در نهایـت چه در قالب کتابهای الکترونیک از دیرباز با تاریخ انسان عجین بوده است. از پادشاهان قدبرافراشته تا برانداخته، از حاکمان دانشافروز تا خشمافروخته، از کتابخانههای باشکوه تا سامانههای سوخته، و از کتابداران برجسته تا دانشمندانی چون ابنسینا همه جزء تاریخ و عمر کتاب هستند؛ از آن جهت که نشر كتاب سادهترين صورت تکثری بوده است كه به كمك يكي از شيوههاي توليد چاپي بر روي كاغذ و توزيع و پخش آن به قصد انتقال ـ انتقال از يك يا چند ذهن به ذهنهاي بسيار، يا انتقال از يك جامعه به جامعه يا جامعههاي ديگر، يا از يك فرهنگ و تمدن به فرهنگها و تمدنهاي ديگر، يا از يك نسل و دوره

۱۲ ۲

تابستان۱۳۹۱ شماره ششم

Archive of SID

توسعة فرهنگ کتابهای الکترونیک

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

به نسلها و دورههاي ديگرـ منتقل شده است. امروزه هم با استقبالی که از کتابهای الکترونیک در جوامع میشـود، نشـر کتاب به سمت دیگری حرکت کرده است و سازمانهای نشر با روی آوردن به انجام تغییرات و استفاده از رویکرد تحولی، در تحقق نشر کتابهای الکترونیک تالش میکنند. در واقع، انجام تغییرات و تحول در یک سازمان نیازمند مقدمات و ابزارهایی است که توسعه و تغییر فرهنگ سازمانی منطبق با تغییرات از مقدمات آن است. کارکنان و کارمندان یک سازمان نشر نیز از این قاعده مستثنی نیستند و میتوانند با بهرهمندی از یک فرهنگ سازمانی قویتر در کسب اهداف سازمان نقشآفرین باشند. از همین رو، پرسشی که مطرح میشود این است که توسعة فرهنگ سازمانی به چه صورتی میتواند در تغییر رویکرد ناشران سنتی به نشر الکترونیک موثر باشد؟

.۱ مبانی نظری

-۱ –۱ نشر الکترونیک

اطالعات محصول اساسی قرن ۲۱ به شمار میآید و با کمک رسانههای الکترونیک به شکل چشمگیری فراگیر شده است؛ از این جهت که پس از ظهور رایانه )به ویژه رایانة شخصی( متخصصان از سازمانهای بدون کاغذ، ظهور کتاب الکترونیکی، تأثیر ارتباط جمعی وب جهانی، و پایان یافتن عصر کتاب چاپی خبر دادند. یعنی امکان مطالعه و انتقال اطالعات با کمک رایانههای شخصی و با استفاده از لوحهای فشرده و فرمتهای چندرسانهای امکانپذیر، و اغلب به عنوان نشری که انتشارات دیجیتالی مقالهها و کتابهای الکترونیکی را بر عهده دارد یاد میشـود. در بعضی مواقع نیز توسـعة کتابخانههای دیجیتال را نیز شامل میشود و مانند نشر رومیزی نسخة چاپی ندارد. از این رو، جامعة اروپا در سال ١٩٩٣ نشر الكترونيكي را به شکل هر نوع مطلبی که در رسانة غيرچاپي بتوان به صورت الكترونيكي ذخيره و استفاده کرد، تعريف كرده است. )بابایی، ۱۳۸۲، ص )۸

۱۲ ۳

تابستان۱۳۹۱ شماره ششم

Archive of SID

توسعة فرهنگ کتابهای الکترونیک

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

مارک اس. فرانکل۱ و همكارانش نیز وجود ویژگیهایی را در محيط الكترونيكي ضروري ميدانند؛ چون اعتقاد دارند زمانی که دسترسی عمومي به وجود آید و افراد گروهها و کاربران بتوانند از اطالعات در محیط الکترونیک مطلع شوند، یک سامانة طوالنیمدت دسترسی و بازیابی اطالعات نیاز است که با حفاظت فنی و عدم جابهجایی )مگر با اجازة مراجع قانونی( و با هویت مشخص و با داشتن مشخصات پیشینة كتابشناختي و آرشیو و امکان ارائة طوالنیمدت اطالعات بتواند نیازها و مطالبات مشتریان را جوابگو باشد.) بابایی، ۱۳۸۲، ص )۸ همة این موارد ویژگیهایی را برای نشر الکترونیک ایجاد میکند که منجر به مزیتهایی چون سهولت انتقال در عین یکپارچگی مطالب، سهولت کار و اجرا، انسجام مطالب و تنوع کاربرد، و پشتیبانی از امکانات مولتی مدیا برای این نشر میشود.

– ۲ – ۲ سازمانهای نشر

کمتر دیده شده است که از عنوان سازمان نشر برای انتشارات استفاده شود. در اغلب موارد، انتشـاراتیها را جـزء فعاالن فرهنگی و اجتماعی به شـمار آوردهاند. اما با توجه به نیـاز امروز برای طبقهبندی و انتشـار اطالعات، نمیتوان آنها را نادیده گرفت و در ش ـمار سازمانها نگنجاند؛ از این جهت که در بیشتر موارد همة انتشاراتیها در معرفی خود به توصیف اهداف، وظایف و اولویتهای خویش میپردازند و به نوعی برنامههای کوتاه و بلندمدت خویش را عیان میسـازند. اما دربارة این سازمانها بهتر است به انواع ناشران اشاره داشته باشیم، تا در کنار شناخت آنها انواع سازمانهای نشر نیز پدیدار شوند.

عبدالحســین آذرنگ ناشــران را به دو گروه تقسیم میکند؛ یکی ناشـران آگاه، كنشگر، روزآمد،آيندهنگر و آيندهگرا؛ و دیگری ناشران بيخبر، كنشپذير، واپسنگر، و گذشتهگرا. چون اعتقاد دارد که هر چه از قدرت توليدي نشـر از راه دسـتيابي به اطالعات كاسـته و بر انفعال در برابر اطالعات افزوده شود،نقش ناشر به سمت قهقرا حرکت خواهد کرد. همچنین وی در توصیف ناشران

۱۲ ۴

تابستان۱۳۹۱ شماره ششم

Archive of SID

توسعة فرهنگ کتابهای الکترونیک

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

موفق و پيشرو بیان میکند که این ناشران واقعيتهاي زمان خود را خوب شناخته، تشكيالت خود را با مقتضيات عصر اطالعات و ارتباطات وفق داده، و با سرمايهگذاري هنگفتی در زمينة پژوهشهاي نشر، بهتر شناختن سليقهها و ذائقههاي دستخوش تغيير خوانندگان، بازاريابي، بازارگشايي،و بازارآفريني اقتصاد كتاب را از مهلكههاي بحران عمومي نجات دادهاند. آذرنگ همچنین اشاره دارد که ناشران از نظر مادي و از حيث معنوي جايگاه يكساني ندارند؛ به این جهت که ناشران جهانِ مصرفکنندهصنعت و اقتصادِ حرفة خود را پا به پاي تحوالت تكنولوژيك دگرگون ميكنند و هوشمندترينشان همچون موفقترين نمايندگان صنف خود باقي ميمانند؛ اما ناشران جهانِ مصرفكننده، كه نقش مهمي در اين تحوالت ندارند، مدام در معرض پيامدهاي ناخواستهاي هستند كه محصوالت جديد تكنولوژيك در بازار توليد و مصرف تغيير به بار ميآورد و به دلیل سرعت تغييرات، مجال انطباق دادن خود را با وضع جديد ندارند. با توجه به این دو مورد، میتوان سازمانها را نیز به سازمانهای نشر کنشگر و کنشپذیر تقسیم کرد، که در قالب تعاریف فوق ارائهشدنی هستند.

– ۳ – ۲ مهندسی مجدد فرایند

مهندسـی مجدد فرایندهای کسب و کار از مقولههایی است که در ادبیات تحوالت سازمانی نمود داشته است؛ چون صاحبنظران این مقوله را از مهمترین عوامل رسیدن به مزیتهای رقابتی و هماهنگی با تحوالت محیطی دانستهاند. در واقع، مهندسی مجدد فرایند با اتخاذ یک رویکرد همهجانبه و فراگیر، مؤلفهها و ابعاد وجودی یک سازمان راـ از مواردی چون استراتژی، ساختار، فرایند، نیروی انسانی، و تکنولوژی ـ دربرمیگیرد. همر و چمپي مهندسي مجدد فرايند کسب و کار را اين گونه تعريف ميکنند: «بازانديشي بنيادين، طراحي نو و ريشهاي فرايندها است، که براي دستيابي به پيشرفتي شگفتانگيز در عملکرد بر اساس معيارهايي نظير هزينه، کيفيت، خدمات و سرعت به کار میرود.» واژگان کليدي در اين تعريف عبارتاند از:

۱۲ ۵

تابستان۱۳۹۱ شماره ششم

Archive of SID

توسعة فرهنگ کتابهای الکترونیک

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

بنيادين : شيوة اصلي کار شرکت چيست؟

ريشــهاي: تمامي روندهاي کاري و ساختارهاي موجود بايد فراموش، و شيوههاي جديد کار کردن کشف شوند. تغييرات سطحي مفيد نيستند و تغيير بايد در ريشه عملي شود.

شگفتانگيز: بايد به تغييرات چشمگير و خارقالعاده دست يافت، نه بهبودهاي جزئي و اندک. فرآيندها: طراحي مجدد بايد بر فرايندها متمرکز باشد؛ نه بر وظايف، شغلهاي افراد، و يا ساختارها. در نتيجه يک سازمان بايد با پشت سر نهادن روندهاي کاري قدمي کار را از نو شروع کند. مهندسي مجدد در کانون خود بر فرايندها متمرکز است )شاهیبیک و همکاران، )۲۰۰۷ که در طرحریزی مجدد سازمانها و مهندسی مجدد، به مباحث زیر توجه میشود: