چکیده

آسیای میانه به عنوان بخشی از گسترهی حوزه تمدنی ایران، از جایگاه ویژهای در سیاست خارجی جمهوری اسـلامی ایـران برخوردار است. وجود اشتراکات و پیوندهای تاریخی، فرهنگی بین ایران و آسیای میانه و نیز پتانسـیلهـای عظیم نفت و گاز، بازار مناسب برای کالاهای ایرانی و از همه مهمتر محصور بودن این منطقه در خشکی و استفاده از قلمرو ایران به عنوان اقتصادیترین مسیر برای این کشورها، فرصتهای بالقوهای را پیش روی ایران قرار داده و به نوعی موجب شده تا زمینههای مناسبی برای گسترش مناسبات فراهم گردد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد جامعهی مستقل مشترکالمنافع تمایل بسیاری از کشورهای قدرتمـند مـنطقهای و بیـن المللـی، بـهصورت خواسته یا ناخواسته، به این منطقه جلب گردید. از جمله این کشورها جمهوری اسلامی ایران بود که با توجه به نزدیکی و قرابتهای تاریخی و فرهنگی با کشورهای منطقه بـه تقابلـی شدید فرا خوانده میشود. تا جایی که برای دستیابی به حقوق اولیه همسایگی و ذینفع شدن در مـنافع مشـترک بـاید از مسیر سخت دفع نیروهای بیرونی عبور نماید. بر این اساس بررسی شرایطمنطقهای برایشناخت سطح روابط استراتژیک کشور با آن، از ضرورتهای اولیه میباشد.در این مقاله مؤلف با بهرهگیری از الگوی نظری به امکانسنجی مناسبات استراتژیک ایران با منطقه و کشورهای کلیدی آن میپردازد.

کلیدواﮊهها:اندرکش و تعارض،همکاری و رقابت، همسویی راهبردی،روابط استراتژیک،قدرتهای فرامنطقهای،آسیای میانه، چالشهای امنیتی.

مقدمه

پـس از فروپاشـی اتحـاد جماهـیر شـوروی، موقعیـت ﮊئوپولیتیک ایران در کنار جغرافیای اقتصادی آسیای میانه، وضعیتی را به وجود آورد تا قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای توجهی خاص را به این حوزهی استراتژیک معطوف داشته و بهدنبال کسب منافع خود باشند.

سـرزمین آسـیای مـیانه شـامل پنج کشور قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان (شکل۱) با وسعتی در حدود چهار میلیون کیلومترمربع (۰۰۹/۳۹۹/۳) و جمعیتی حدود ۰۵ میلیون نفر که بیش از سه چهارم آن مسلمان سنی و حنفی مذهب هستند از شمال

بـه روسـیه، از جـنوب بـه افغانسـتان و ایران، از غرب به دریای خزر و از شرق به چین محدود میشود.

شکل ۱ : پراکندگی جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی مقیاس تقریبی ۰۰۰/۰۰۰/۰۱ : ۱ (سازمان جغرافیایی کشور-۶۷۳۱)

در دایـرهالمعارف روسیه تزاری واﮊهای به نام آسیای میانه١بهعنوان یک محدوده جغرافیایی

مشـخص یـا واحـد سیاسـی بـه چشم نمیخورد ولی با دو عنوان ترکستان و ماوراﺀالنهر روبرو میشویم که در واﮊه ترکستان آمده است :

»از بخـش غربـی و مرکـزی قـاره اوراسـی، سرزمین وسیع ترکستان وجود دارد. این نام از مدتها پیش وجود داشته این سرزمین از کوههای اورال تا دریای خزر در غرب و جنوبشرقی آن تا آلتای و مرز چین، در جنوب ایران و افغانستان و در شمال استان های تورلسک و تومسک قـرار دارد. ایـن سـرزمین نیمی از وسعت اروپا را داراست در حالی که تعداد جمعیت آن کمتر است«(بلینتسکی، ۱۷۳۱:۹۲).

۱- SerdnaiaAsyia (Middle Asia)

از نـیمه قـرن نوزدهـم، جغرافـیدانان و سیاحان اروپایی باتوجه به عینیتهای جغرافیایی و تقسـیمبـندیهـای اقلیمی (با درنظر گرفتن سلسله کوهها، رودهای بزرگ و دیگر موقعیتهای زمین شناختی) بخشی از قارهی بزرگ آسیا را »آسیای مرکزی«١ نامیدند که شامل پنج کشور آسـیای مرکـزی فعلی، سین کیانگ چین، تبت شمالی، بخش غربی مغولستان، کشمیر، بخش شـمال پاکسـتان، افغانسـتان و بخشـی از خراسـان و مـازندران ایـران بود. روسها در راستای سیاسـت جداسـازی اقـوام غـیر روس از گذشـتهی تاریخـی خود کلمهی »آسیای میانه« را با محدودهی وسیعتر به جای لفظ تاریخی ماوراﺀالنهر برای منطقه وضع نمودند.

پـس از اسـتقرار حکومـت بلشویکها در سال ۴۲۹۱ میلادی نام جعلی »آسیای میانه«٢ با اعمـال قـدرت روسـیه کمونیسـتی پدیـد آمـد کـه بـیتـردید در ارتـباط بـا قدرت شوروی و سـلطهطلبـیهای آن بود و بدین ترتیب آسیا از لحاظ سیاسی در ارتباط با مسکو به سه بخش تقسیم گردید :

١» -آسیای نزدیک« که به نزدیکترین بخش آسیا به مسکو قلمداد گردید یعنی متصرفات قفقاز و شمال قفقاز.