چکیده

مقوله توسعه سیاسی از جمله موضوعات مهم در بعد از انقلاب اسلامی ایران می باشد که مقاله حاضر با بررسی نگرش نخبگان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا در جهت واکاوی آن می باشد.توسعه سیاسی به دلیل جمهوریت و مردمی بودن نظام اسلامی ایران با نگرش های متفاوتی از سوی جریانات سیاسی همراه بوده است. هدف اصلی پژوهش بررسی متغیر توسعه سیاسی در ایران بعد ازانقلاب می باشد.روش تحقیق تحلیلی- توصیفی می باشد و روش گرد آوری مطالب و مقالات کتابخانه ای می باشد.سئوال اصلی پژوهش این است که نگرش نخبگان اصلاح طلب و اصو لگرا نسبت به مفهوم توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران چیست؟ فرضیه اصلی تحقیق اینست که نگرش نخبگان هردو جناح متفاوت می باشد.نگرش به مفهوم جمهوریت و اسلامیت،ارزش مداری و قانونگرایی،نهادهای مدنی و سیاسی،تحزب و تحزب گرایی از جمله مفاهیم مورد تفاوت نخبگان اصلاح طلب و اصولگرا می باشد.نگرش به این مفاهیم برآمده از شرایط فکری،جامعه پذیری سیاسی و نوع نگرش وچشم اندازهای نخبگان هر جریان سیاسی می باشد.

واژگان کلیدی: نخبگان،توسعه سیاسی،اصلاح طلب،اصولگرا،ایران.

۱

مقدمه

در دنیای امروز توسعه دارای جایگاه ممتازی در میان کشورهاست . هنگامی که از توسعه سخن به میان می آوریم بیشتر منظور ما توسعه در ابعاد اقتصادی است و کمتر به دیگر جنبه های آن اهمیت داده می شود . توسعه سیاسی ،مفهومی پرمجادله در عرصه نظری و شاید دور از دسترس در حوزه عمل اجتماعی است.پشت سرگذاشتن دورازه های توسعه سیاسی و برپایی جامعه توسعه یافته سیاسی در هر کشور مستلزم عبور دشوار و گاه پرمخاطره از یک دوره گذار سیاسی است که اگر بیش از حد طولانی شود،احتمال بازگشت به عقب افزون می گردد.(فرقانی،.(۱۳۸۱توسعه سیاسی روی دیگر و مهم توسعه است که ساختار حکومتی و چهارچوب یک نظام را با مولفه های گوناگونی مورد توجه قرار می دهد .توسعه سیاسی ، مفهومی تازه در فرهنگ سیاسی کشور ما محسوب می شود و خاستگاه غربی دارد و واژه جامعه شناختی است . توسعه سیاسی در بیشتر جوامع در حال توسعه از جمله ایران ، بمثابه یک هدف مطلوب شناخته شده و به یکی از مهم ترین دغدغه های نخبگان،گروهها و نیروهای اجتماعی تبدیل شده است.بویژه که شهروند ایرانی از پس تجربه های ناکام یکصدسال اخیرش در پی این مطالبه تاریخی خویش است.پس توسعه سیاسی موضوعی است که نمی توان بی تفاوت از کنار آن گذشت.(قادری وعالی زاد،.(۱۳۹۲

در دوره اصلاحات تأکید بر مشارکت گوناگون اجتماعی در عرصه های مختلف،یکی از سیاست های ثابت آن دولت بوده است.برای نمونه فراهم کردن زمینه های مشارکت جوانان در عرصه های گوناگون فرهنگی ،اقتصادی،سیاسی،توسعه مشارکت زنان در و رفع محدویت های این مسیر،حق شرکت در شوراهای گوناگون و مجالس مختلف و از همه مهم تر مشارکت سیاسی بعنوان یکی از ارزش های اساسی نظام جمهوری اسلامی اشاره شده است.(همان،(۱۳۹۲در مورد سطح توسعه سیاسی در دوره اصوالگرایان و بطور مشخص دوران گفتمان عدالت محور با شعار عدالت محوری روی کارآمده بود بطرز مشخصی با هدف توسعه اقتصادی و تقسیم عادلانه ثروت در جامعه و به نوعی با تحت الشعاع قرار گرفتن این مقولات در صدر سیاست داخلی ایشان،از توسعه سیاسی در داخل فاصله گرفت و مشارکت در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کاهش چشمگیری پیدا نمود.