چکیده
حاشیه نشینی دارای ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و پیامد های فردی و اجتماعی بسیاری دارد.حاشیه نشینی اکنون به یک مساله اجتماعی بسیار مهّم ایران تبدیل شده است. هدف اصلی این

پژوهش ((بررسی علل و پیامدهای حاشیه نشینی و ارائه راهکارهای مدیریتی آن)) می باشد. پژوهش حاضر از
نوع پیمایشی و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق را حاشیه نشینان شهر بانه تشکیل می دهند که تعداد آن ها در سال۱۳۹۲، بالغ بر ۲۵۰۰۰ نفر بوده

است و از آن تعداد ۳۰۰ نفر به عنوان حجم نمونه با فرمول کوکران، با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. دادههای گردآوری شده، به کمک نرم افزار SPSS پردازش و در دو سطح توصیف و تبیین با استفاده از آزمون همبستگی اسپرمن تجزیه و تحلیل شدند. آزمون فرضیات نیز بیانگر آن بود که بین جاذبه ها و دافعه های اقتصادی، جاذبه ها و دافعه ها اجتماعی- فرهنگی، پایگاه اقتصادی – اجتماعی، میزان محرومیت نسبی، انحرافات اجتماعی، میزان تحصیلات، مصرف رسانه، کار کودکان و
مشارکت اجتماعی با حاشیه نشینی رابطه معنی داری وجود دارد. در بخش پایانی مقاله، دلالتهای یافته ها و

نتایج تحقیق در جهت تعدیل پیامدهای حاشیه نشینی در بعد توانمندسازی و ارتقاء ساکنان مناطق حاشیه نشین مورد بحث قرار گرفته است.
واژگان کلیدی: حاشیه نشینی، بانه، مصرف رسانه، کار کودکان، مشارکت اجتماعی.

.۱ کارشناس ارشد جامعه شناسی و مدرس دانشگاه پیام نور بانه

بیان مساله:
شاید بزرگترین مشکل پیش روی جهان توسعه یافته شهری، شهرک سازیهای غیر رسمی یا محلههای فقیر نشین میباشد(پیکاهارسکاینن۲، .(۲۰۰۴ برآوردهای آماری نشان میدهد که نزدیک به ۸۰ درصد جمعیّت جهان در کشورهای توسعه نیافته جای گرفتهاند. تا ۵۰ سال آینده از هر ۱۰۰ نفر فقط ۱۲ نفرشان در کشورهای پیشرفته زندگی خواهند کرد(صالحی امیری و خدائی، .(۱۴ :۱۳۹۰ این توزیع نامناسب و نامتعادل جمعیّت در جهان و تمرکز و افزایش مستمر آن در شهرهای کشورهای در حال توسعه نه تنها توسعهی ناموزون و ناهماهنگ شهرها را به همراه داشته بلکه باعث شده شهرها توسعه و رشد بی رویه و خارج از مدیریت شهری را داشته باشند که یکی از اثرات مهم آن به وجود آمدن نواحی حاشیه نشین در این شهرها بوده است. این سکونتگاههای نابسامان بستر آسیبهای اجتماعی و مفری برای مجرمان و قانون گریزان بوده و اغلب سکنهی آنها دارای فرهنگی متفاوت از فرهنگ شهری میباشند میتوان گفت این

نواحی حاشیه پتانسیل بروز تمام مسائل اجتماعی را در خود دارد که همین مسأله موجب نگرانی و اضطراب مدیران و شهروندان متن شهر میشود(نقدی و همکاران، .(۱۳۸۹

بنا به آمارهای رسمی اسکان بشر سازمان ملل اکنون حدود یک میلیارد از جمعیّت شهری جهان در مناطق حاشیه زندگی میکنند در گزارش چالشهای آلونک نشینی در سال ۲۰۰۳ آمده است حداقل ۴۰ درصد سکونتگاههای جهان به عنوان آلونک طبقهبندی میشوند (نقدی، .(۱ :۱۳۸۶ این رقم در سال ۲۰۰۱ معادل ۳۲درصد کل جمعیّت شهری دنیا بوده است (اسکان بشر ۳، (۲۰۰۳نسبت. جمعیّت سکونتگاههای غیر رسمی به کل جمعیّت شهرنشین ۳۱/۲ میباشد که این رقم در مناطق در حال توسعه ۳۱/۴ درصد می-باشد و در غرب آسیا ۲۵/۵ میباشد (اسکان بشر، .(۲۰۰۶ در ایران نیز بیش از ۹۰ درصد سکونتگاههای غیر رسمی در محدوده قانونی شهرها قرار گرفتهاند که تراکم خانه و خانوار و جمیعت در آنها روز به روز در حال افزایش میباشد.

با توجه به وضعیت کنونی جامعه شهری ایران، پدیده حاشیه نشینی یا اسکان غیررسمی از مهمترین مسائل شهری محسوب میشود. در تبیین کلی این پدیده اجتماعی، علل ساختاری مانند نابرابری در فرصتها و توزیع منابع ثروت و درآمد که در فرایند رشد و توسعه به شکلهای عدم تعادل منطقهای شهری

æ روستایی ظهور کرده است باید مد نظر قرار گیرد(نقدی، .(۱۷۷: ۱۳۸۶ دلایل شکلگیری این پدیده متنوع
æ متعدد است که ممکن است از مکانی به مکان دیگر متفاوت باشد. اما مهاجرت از نقاط مختلف به این محلات فقیرنشین مهمترین دلیل آن محسوب میشود(آختر و تورن۶، .(۱: ۲۰۰۴

۲ . Pekka Hurskainen 3 . UN- Habitat

شهر بانه واقع در استان کردستان در دهه۸۰ شاهد هجوم روستائیان مهاجر و گروه های کم درآمد شهری به مناطق حاشیه ای شهر بوده است و با معضلات و مسائل شهری همچون حاشیه نشینی، فقر فرهنگی، رشد ناموزون، افزایش جرم و جنایت، بروز مشاغل انگلی و غیره روبه روست. همچنین این شهر به علت گذارندن هشت سال جنگ ایران و عراق و قرار گرفتن در غربی ترین نقطه کشور و داشتن مرز مشترک با عراق و مسیر قاچاق کالا و تاثیرات آن بر شهر و بافت شهری با مسائلی فراتر از شهرهای دیگر نیز مواجه است. علیرغم بن بست نسبی جغرافیائی و صنعتی نبودن شهر بانه طی دهههای اخیر رشد سریع شهری داشته که معلول چند عامل از جمله ضمیمه شدن روستاهای پیرامون به شهرها، مهاجرتهای روستایی و …بوده است. حاشیه در بانه تا حد زیادی ناشی از بافت سنتی شهر است. حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی امروز برای توسعه شهری بانه یک مانع جدی است و خود این پدیده برآیندی از همه نابرابریها است که میتواند جامع همه اشکال فقر باشد. وضعیت حاشیه نشینی در این شهر به گونهای است که هم اکنون بالغ بر ۶۰ درصد از مردم این شهر تنها در ۳۵ درصد از مساحت بانه اسکان پیدا کردهاند(بوم نگار پارس). بانه به عنوان شهری کوچک در چند سال گذشته ماهیتی کشاورزی داشته و امروزه تبدیل به یک نقطه تجاری مرزی به لحاظ تجارت وسایل الکترونیکی، خانگی و … شده و نوعی شهرنشینی و شهرگرایی ناخواسته و برنامه ریزی نشده را موجب شده است، لذا حاشیه نشینی در بانه با مفهوم رایج آن در دیگر نقاط ایران تفاوت قابل ملاحظه ای دارد.جمعیّت شهر بانه در حال حاضر ۱۱۰۰۰۰ هزار نفر است که ۲۵۰۰۰هزار نفر از این جمعیّت در حاشیه شهر زندگی میکنند(مسکن و شهرسازی بانه). ظهور پدیده حاشیه نشینی در مناطقی همچون دمامه(تازاوا)، محله مولوی، شهرک گلستان و بوستان، احمد آباد، جاده سلیمانی و شهرک لاله و سرچنار اثرات و پیامدهایی را با خود به همراه دارد که لزوم برنامه ریزی شهری را در این شهر می طلبد به طوری که برای بررسی موضوع فوق تحقیقی پیرامون مسائل مرتبط با حاشیه نشینی در شهر بانه انجام گرفته است که درصدد شناسایی و بررسی راهکارهای تعدیل حاشیه نشینی و پیامدهای آن در شهر بانه می باشیم.

معرفی برخی محلات حاشیه شهر بانه:

محلات حاشیه ای شهر بانه( احمد آباد، گلستان و مولوی، دمامه و … ) در ضلع شرقی محدوده خدمات شهری در امتداد شمالی- جنوبی شکل گرفت که جنوبی ترین آنها محله دمامه با مختصات طول جغرافیایی ۴۵ ۵۴ ۲۹ وعرض جغرافیایی۳۵ ۵۸ ۴۳ و شمالی ترین آن آحمد آباد با مختصات طول جغرافیایی ۵۳ ۵۹ ۴۵ و عرض جغرافیایی۳۶ ۰ ۲۶ با میانگین ارتفاع ۱۵۸۰ از سطح دریا قرار گرفته است.این محلات در راستای توسعه روستاهای اقماری شهر بانه شکل گرفته است که محلاتی همچون مولوی، عثمان آباد دارای

سابقه سکونت بیش از ۱۵ سال می باشد. مساحت کل محلات حاشیه ای ۴۲۲,۸ هکتار می باشد که در حال حاضر بخش اعظم آن مورد ساخت و ساز قرار گرفته است. میانگین تعداد واحد های ساختمانی حدوداً ۴۰۰۰ پلاک با جمعیتی برابر با ۲۵۰۰۰ نفر می باشد. در نقشه شماره ۱ مناطق حاشیه نشین شهر بانه با رنگ قهوه ای نشان داده شده است.

نقشه شماره (۱)مناطق حاشیه نشین شهر بانه

×ویژگیهای مناطق حاشیهنشین (از نگاه سیمون چپمن(۴

۱ -عموماً غیر قانونی هستند. -۲غالباً خلق الساعه هستند و از مواد و مصالح مختلف ساخته شدهاند. -۳ به وسیله خود ساکنان احداث شدهاند.-۴ فاقد خدمات شهریاند.-۵ توسعه آنها بدون برنامهریزی و اتفاقی صورت میگیرد.-۶ مکان گزینی آنها در لبههای شهری – حواشی راه آهن و بزرگراهها صورت میگیرد.-۷ در مناطق نامناسب شهری تشکیل میشوند.-۸جمعیّت متراکم دارند که از خانوادههای پر جمعیّت تشکیل شده است.-۹ تسلط فرهنگ فقر در این مناطق.-۱۰ جدا گزینی تودهای از مردم روستایی در

جامعه شهری.-۱۱ گوشه گیری مردم منطقه از زندگی شهر …ویژگیهای مناطق حاشیهنشین را میتوان در چند دسته کلی زیر طبقه بندی کرد:
-۱ ویژگیهای کالبدی: در مناطق حاشیهنشین سطح خدمات عمومی و تأسیسات شهری از حداقل استاندارد های لازمه بسیار پائینتر است. این مناطق دارای معابر تنگ و باریک و ناهموار و خانههای متراکم و فشرده با متراژ پائین و فاقد ایمنیهای لازم، با شبکههای غیر اصولی فاضلاب و در بعضی جاها فاقد شبکه آب و فاضلاب هستند. از دیگر ویژگیهای کالبدی این مناطق عدم وجود فضاهای تفریحی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی و یا عدم دسترسی آسان به این فضاها، و مهمتر اینکه بعضی از این خانههای این مناطق در مسیرهای نامناسب و شیب دار و لغزشی با مصالح نا مرغوب و ارزان ساخته شدهاند.

۴ . Simon Chapman

-۲ ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی: اغلب ساکنان این سکونتگاهها جزء طبقات پائین جامعه هستند از درآمد اندکی برخوردارند و دارای مشاغل کاذب و غیر تولیدی یا در بخشهای غیررسمی کار میکنند (اقتصاد غیررسمی) اغلب خانوارهای این مناطق دارای بعد خانوار بالا داشتن ارتباط خویشاوندی با همدیگر و دارای اشترکات زبانی و مذهبی و فرهنگی هستند که اکثراً همه آنها از یک منطقه یا یک روستا مهاجرت کردهاند و بعضی از آنها نیز از نسل دوم و یا سوم ساکنان سکونتگاههای غیر رسمی هستند.

-۳ ویژگیهای حقوقی: مهمترین ویژگی سکونتگاههای غیر رسمی است. این است که ساکنان این سکونتگاهها فاقد مالکیت رسمی زمین هستند. یا اینکه زمین را به قیمت بسیار نازل و یا اجارهای خریداری میکنند به هر حال چون این ساکنان بدون توجه به معیارها و ضوابط شهری (رشد و توسعه و حفاظت شهر) خریداری میکنند اعتبار قانونی ندارد. بر اساس تعاریف بانک جهانی سکونتگاههای غیر رسمی در مسائل و مشکلات زیر با هم اشتراک دارند:-۱ فقدان تأسیسات شهری مناسب و کافی.-۲ فقدان خدمات شهری مناسب و کافی.-۳ افزایش تنشها به علت شکاف عمیق اجتماعی بین ساکنان این سکونتگاهها و مناطق رسمی کشور-۴ پیچیدگی و دشواری تأمین خدمات به علت توسعه نا موزون۵ و برنامه ریزی نشده(نقدی و همکاران، .(۱۳۸۹

پیشینهی پژوهش:

پژوهشگران متعددی همانطور که نشان داده شده، به بررسی حاشیه نشینی پرداخته و به علل و ریشه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن توجه کرده اند. مروری نقادانه بر پژوهش های انجام شده نشان می دهد که اکثر تحقیقات داخلی علل حاشیه نشینی را بصورت توصیفی و با متغیرهایی معدود مورد بررسی قرار داده اند و کمتر تحقیقی پیامدهای حاشیه نشینی را به صورت تحلیلی در مورد بررسی قرار داده است، همچنین با توجه به بافت خاص جامعه آماری مورد بررسی در پژوهش حاضر، تحقیقاتانجام شده عموماً در فضای فرهنگی متفاوت پیامدهای حاشیه نشینی را مورد بررسی قرار داده اند، ویژگی هایی چون مرزی بودن و تفاوت های زبانی و مذهبی جامعه مورد بررسی این اهمیت را بیش از پیش نشان می دهد.

هزارجریبی و همکاران((۱۳۸۶ در اثری با عنوان نقش حاشیه نشینی بر وقوع جرایم اجتماعی شهرستان کرمانشاه به صورت پیمایشی و جامعه آماری ۷۱ نفر، از کارشناسان انتظامی استان و کلیه روسای کلانتری ها و روسای تجسس و فرماندهان پاسگاههای انتظامی شهرستان کرمانشاه، به صورت تمام شماری می باشد. نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل یافته ها، حاکی از این است که حاشیه نشینی بر وقوع جرایم اجتماعی اثر خیلی زیادی دارد.

۵ . Inharmonious development

صابری فر((۱۳۸۸ به بررسی تحلیلی حاشیه نشینی در شهر بیرجند: مطالعه موردی منطقه کارگران می پردازد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که مهاجرت های روستا- شهری، ضعف توان مالی ساکنان ناحیه به همراه ناتوانی مسوولان در ساماندهی این وضعیت، باعث پیدایش شکل گیری حاشیه مورد بررسی و بروز ناهنجاری های متعدد شده است؛ به طوری که بسیاری از این خانواده ها از فقر و محرومیت رنج می برند. اغلب آنها فاقد امکانات بهداشتی، تفریحی و … هستند.

معدنی (۱۳۸۷) در تحقیقی به بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر تشکیل حاشیه نشینی شهر سنندج – سال ۱۳۸۷ (ه.ش) (مطالعه موردی محدوده عباس آباد)، می پردازد. حاشیه نشینان فقط مهاجران روستایی نیستند بلکه گروه های دیگری (گروه های کم درآمد شهری) نیز شامل می شوند. که به دلیل سیاستهای ناکارآمد زمین و مسکن شهری در واقع باید آنان را سرریز اقتصادی – اجتماعی شهری محسوب داشت که به دلیل افزایش قیمت زمین و مسکن به این مناطق رانده شده اند. با توجه به این که هدف بررسی عوامل موثر بر شکل گیری محله های فرودست شهری سنندج می باشد، بنابراین متغیرهای فقر شهری، دسترسی به زمین ارزان، شغل موقت یا کم درآمد، شغل فعلی، مهاجرت و سرریز جمعیت اقتصادی – اجتماعی شهری به عنوان متغیر مستقل و متغیر حاشیه نشینی در رابطه با متغیرهای فوق به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.
محمدی و همکاران((۱۳۸۵، به بررسی چالشهای حاشیه نشینی در شهرستان کوهدشت، استان لرستان، می پردازد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن است که حاشیه نشینان از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند و بار تکفل زیادی را به دوش می کشند. اولویت بندی چالش های حاشیه نشینی نیز نشان می دهد که عدم برخورداری از سیستم فاضلاب مناسب و مشکل مالی و درآمد کم از مهم ترین چالش های حاشیه نشینان به شمار می روند. در نهایت طبق نتایج تحلیل عاملی، چالشهای حاشیه نشینان به ترتیب اهمیت در قالب پنج دسته چالش های اجتماعی- فرهنگی، چالشهای زیستی، چالش های اقتصادی، چالشهای آموزشی- بهداشتی و چالشهای رفاهی طبقه بندی شده اند که چالشهای اجتماعی- فرهنگی به عنوان مهم ترین چالش حاشیه نشینان قابل شناسایی است.

ربانی (۱۳۸۶)، در تحقیقی به بررسی عوامل موثر بر شکل گیری مساله حاشیه نشینی و پیامدهای اجتماعی آن در شهر اهوازمی پردازد. نتایج پژوهش نشان داد که مهاجرت از محیط های کوچک روستایی و شهری اطراف به شهر اهواز، مهمترین عامل ایجاد و گسترش مناطق حاشیه نشین می باشد که خود تحت تاثیر دافعه های اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی محل سکونت قبلی و جاذبه های اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی شهر بوده است. همچنین در بحث پیامدهای اجتماعی مشخص شد که بین شدت حاشیه نشینی و

افزایش میزان محرومیت نسبی حاشیه نشینان رابطه وجود دارد که در نهایت باعث حاکم شدن فرهنگ فقر در منطقه حاشیه نشین شده است.

زنگی آبادی(۱۳۷۹ )، در تحقیقی با عنوان تحلیل علل اقتصادی – اجتماعی حاشیه نشینی در شهر اصفهان، با روش پیمایشی به یافته های زیر دست یافته است: ۴۴, ۵ -۱درصد از پاسخگویان مناطق حاشیه نشین، مهاجر غیر بومی بوده و ۵۷,۸ درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی می کرده اند که اکثر اینان را می توان در زمره رانده شدگان از متن به حاشیه نامید -۲ تهیه و دسترسی آسان تر به مسکن در مناطق حاشیه نشین (ارزان تر بودن قیمت زمین شهری و مسکن)، باعث هجوم مهاجران و گروه های کم درآمد شهری به این مناطق شده است -۳ درصد بیکاری در مناطق حاشیه نشین بسیار بالاتر از سایر مناطق شهری بوده و یکی از دلایل حاشیه نشینی در شهراصفهان محسوب می شود -۴ میانگین درآمد حاشیه نشینان در مقایسه با میانگین درآمد سایر گروههای شهری بسیار پایین بوده، به عنوان یکی از دلایل اصلی حاشیه نشینی محسوب می شود -۵ میانگین قیمت اجاره بهای مسکن در مناطق حاشیه نشین به طور تقریبی ۱۷,۵درصد پایین تر سایر مناطق شهری بوده و در تصمیم گیری افراد برای ساکن شدن در مناطق حاشیه نشین موثر واقع شده است.

امیری((۱۳۸۸، در تحقیقش، حاشیه نشینی چالشی فرا روی توسعه پایدار شهری (با تاکید بر کلان شهر اهواز) به بررسی حاشیه نشینی به عنوان چالشی فرا روی توسعه پایدار شهری پرداخته و در این ارتباط علل، مکانیسم و پیامدهای حاشیه نشینی در شهر اهواز با استفاده از رویکردهای کمی و کیفی مورد کندوکاو و بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق با استفاده از تکنیک های مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در مناطق حاشیه شهر اهواز داده های مورد نیاز جمع آوری شد و بر اساس یافته های این مطالعه بخش عمده اسکان غیر رسمی شهر اهواز ناشی از مهاجرت های روستا – شهری است. حاشیه نشینان از شهر و محله زندگی خود رضایت بالایی ندارند و از احساس تعلق شهروندی پایینی برخوردار هستند.

مبانی نظری
دیدگاهی که در این پژوهش در ارتباط با علل مهاجرت مدنظر ما می باشد، دیدگاه اورت، اس. لـی مـی باشد که به تئوری عوامل جاذبه و دافعه معروف است. به طوری کـه بـر اسـاس ایـن دیـدگاه، دافعـه هـای روستایی و جاذبه هـای شـهری نقـش مـوثری در ارتبـاط بـا چگـونگی مهـاجرت بـه شـهرها و میـزان آن دارند(ربانی، .(۱۰۰ :۱۳۸۵ اورت اس لی در مقاله ای تحت عنوان نظریه مهاجرت چهار عامـل عمـده را در این امر موثر می داند، عوامل موجود در مبداء، عوامل موجود در مقصد، موانع موجود در جریان مهاجرت از مبداء به مقصد و عوامل شخصی. در هر مبداء یک سری عوامل مثبت (جاذبه ها) و عوامل منفی( دافعه هـا) وجود دارند که در نگاه داشتن فرد در یک منطقه یا مهاجرت او موثر هسـتند، مـثلاً برخـورداری مقصـد از

وجود امکانات آموزشی، اشتغال و درآمد بیشتر در مقایسه با مبداء، مهاجرت را تشویق می کنـد و بـالعکس آلودگی محیط زیست، بالا بودن سطح هزینه های زنـدگی، دوری از خـانواده و محـیط و فرهنـگ بـومی از عوامل دافعه مهاجرت هستند و ممانعت های فیزیکی و یا قانونی نیز بر جریان مهاجرت تاثیر مـی گذارنـد. هر چقدر این موانع بیشتر باشند، میزان مهاجرت کمتر خواهد بود و بالعکس. عوامل دیگر کـه در مهـاجرت موثرند، عوامل شخصی هستند، نظیر سن مهاجر، جنس مهاجر، میزان مهارت مهاجر، و یا وابستگی سیاسـی و تعلقات قومی مهاجر(پاپلی یزدی، .(۲۳۰ :۱۳۸۳

همچنین دیدگاهی که در این پژوهش در ارتباط با پیامدهای حاشیه نشینی مدنظر ما می باشد، نظریه فرهنگ فقر و محرومیت نسبی می باشد.
فرهنگ فقر

مفهوم نظریه ی فرهنگ فقر این است که فقر تنها نداشتن درآمد کافی نیست، بلکه شیوه ای از زندگی است که از نسلی به نسلی دیگر انتقال می یابد. برخلاف نظریه ی اقتصاد سیاسی که به دنبال عوامل ریشه ای فقر در ساختارهای بزرگ تر جامعه می گردد، فرهنگ فقر، فقر را معلول دیدگاه های ذهنی خود افراد فقیر شهری می داند(رضوی،.(۲۴ :۱۳۸۲

به گفته ی پورتس((۱۹۷۲، این نظریه ((وضعیتی را نشان می دهد که در آن مردم در دام محیطی اجتماعی گرفتار آمده اند که ویژگی هایش بی تفاوتی، تسلیم شدن به سرنوشت، نبودن آرمان های والا، نگرانی و همزمان با آن استقبال از رفتار بزهکارانه و تایید آن است)) (گیلبرت و گاگر، .(۱۹۲ :۱۳۷۵ در جمع بندی نهایی می توان گفت که این چنین فقری در زمان ما نیز وجود دارد، و این فقر، حاشیه نشینی مردمی است که فاقد امکانات بقاء نیستند اما پایگاه و قدرت شان را از دست داده اند و چنان بیرون از جامعه زندگی می کنند که نام و نشانی هم ندارند(ربانی،.(۹۷ :۱۳۸۵

محرومیت نسبی

مفهوم محرومیت نسبی را اولین بار در دهه ی۱۹۴۰، نویسندگان کتاب ((سرباز آمریکایی)) به کار بردند. آنها از این مفهوم برای نشان دادن احساسات فردی استفاده می کنند که فاقد منزلت یا شرایطی است که به اعتقاد خویش باید داشته باشد معیار چنین شخصی مراجعه به داشته های اشخاص یا گروه های دیگر است(گر، .(۵۴ :۱۳۷۷

((هولندر)) معتقد است که این محرومیت زمانی اتفاق می افتد که مردم:

۱٫ به چیزی میل کنند که آن را ندارند.
۲٫ خود را مستحق به دست آوردن آن بدانند.

۳٫ به خاطر ناتوانی در تملک آن، خود را مقصر ندانند(هولندر، .(۳۸۳ :۱۳۷۸

از نظر تدرابرت گر محرومیت نسبی، زمانی به وجود می آید که فردی چیزی را مشاهده کند که خودش ندارد اما دیگری دارد و آن فرد مایل است که آن چیز را داشته باشد(رفیع پور، .(۴۴ :۱۳۷۷ و در تعریف مفهومی محرومیت نسبی عبارت است از اختلاف منفی میان انتظارات مشروع و واقعیت(گر، .(۵۴ :۱۳۷۷

از نظر گر، هر چه امکانات پیشرفت و ارتقاء در افراد و گروه های مرجع دیگر(یعنی در گروه هایی که انسان خود را با آن ها مقایسه می کند) بیشتر باشد، انتظارات انسان ها بیشتر می شود و یک نوع احساس بی عدالتی نسبی به وجود می آید. در ضمن هر چه امکان دستیابی به ارزش های مورد نظر یا ارتقاء اجتماعی کمتر باشد، نیز محرومیت نسبی افزایش پیدا می کند(رفیع پور، .(۴۵ :۱۳۷۷

بنابراین شرایط زندگی در مناطق حاشیه نشین به صورتی است که سبب به وجود آمدن شرایط فرهنگی خاصی برای آنان می شود. به طوری که از یک سو فقر فرهنگی و مشکلات مالی و از سوی دیگر دیدن زندگی شهریان که از امکانات امروزی بهره مند هستند، سبب ایجاد نارضایتی عمیق و گسترش محرومیت نسبی در میان این اقشار جامعه می شود(ربانی،.(۸۵ :۱۳۸۵
این امر گاهی می تواند همچون بشکه ی باروت برای ایجاد آشوب های اجتماعی عمل کند(برآبادی،.(۴۹ :۱۳۸۱ لذا اعتقاد به پیشرفت و داشتن یک زندگی بهتر در میان حاشیه نشینان و مهاجرین روستایی که برای کسب درآمد بیشتر به شهرها روی آوده اند، باعث می گردد گروه های مرجع آنها کسانی باشند که از وضعیت بهتری برخوردار هستند، اما چون شرایط حاکم، امکان دستیابی به چنین موقعیت هایی را برای همه فراهم نمی کند، احساس محرومیت نسبی در میان گروه های فقیرنشین شهری افزایش پیدا کرده و زمینه نارضایتی اجتماعی را در میان آن ها به وجود می آورد و به تدریج گروه مرجع در میان این گروه تغییر پیدا کرده و به سوی اهدافی که دستیابی به آن ها ساده تر ولی نامشروع می باشد، سوق پیدا می کنند و به تعبیر مرتون تناسب میان ابزار و اهداف از بین می رود و این موضوع نخست باعث افزایش میزان محرومیت نسبی و سپس باعث گسترش رفتارهای ناهنجار اجتماعی در میان این قشر از جامعه می گردد(ربانی،.(۸۵ :۱۳۸۵ این مساله در نخستین نسل حاشیه نشینان کمتر مشاهده می شود. اما فرزندان این نسل در محیط شهری پرورش می یابند و هدف ها و آرزوهای شهری جذب می کنند و برای تحقق آرزوهایشان نخست به فعالیت های غیرقانونی و سپس به کنش های ناهنجار روی می آورند.

مجموعه این عوامل تنها به تولید و نهادینه شدن فرهنگ فقر می انجامد، فرهنگ فقر وسیله ای برای فرد جاشیه نشین است تا با محیط و فضای خود سازگار گردد. این فرهنگ و روش زندگی، نشانه ی کوشش انسان های فقیر برای مقابله با نومیدی است. نومیدی از دانستن این واقعیت که کسب موفقیت در زمینه ی ارزش ها و هدف های جامعه بزرگ تر برای آن ها نه محال بلکه تقریباً ناممکن است.

فرضیات پژوهش:
بین حاشیه نشینی و میزان میزان محرومیت نسبی رابطه معناداری وجود دارد. بین حاشیه نشینی و میزان مشارکت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. بین حاشیه نشینی و میزان انحرافات اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. بین حاشیه نشینی و میزان مصرف رسانه رابطه معناداری وجود دارد.

بین حاشیه نشینی و میزان کار کودکان رابطه معناداری وجود دارد. بین حاشیه نشینی و میزان تحصیلات رابطه معناداری وجود دارد.
بین حاشه نشینی با دافعه های اقتصادی محل سکونت قبلی رابطه معناداری وجود دارد.

بین حاشه نشینی با دافعه های اجتماعی – فرهنگی محل سکونت قبلی رابطه معناداری وجود دارد. بین حاشه نشینی با جاذبه های اقتصادی شهر رابطه معناداری وجود دارد.
بین حاشه نشینی با جاذبه های اجتماعی – فرهنگی شهر رابطه معناداری وجود دارد. بین حاشیه نشنی با پایگاه اقتصادی – اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.

روش پژوهش
روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیمایش است. در این تحقیق از ابزار پرسشنامه جهت جمع آوری داده ها بهره گرفته شده است. جامعه آماری ما در این تحقیق را حاشیه نشینان شهر بانه تشکیل می دهند کهتقریباً ۲۵۰۰۰ هزار نفر می باشند. در این تحقیق از شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای استفاده شده است. لذا پس از محاسبه حجم نمونه، کلیه مناطق حاشیه بانه (دمامه، شهرک بوستان و گلستان، شهرک مولوی، احمدآباد، شهرک سرچنار و جاده سلیمانی) به عنوان نمونه ما انتخاب شدند و پرسشنامه ها به صورت تصادفی بین آن ها توزیع و جمع آوری گردید.حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در سطح معناداری%۹۵ و خطای نمونه گیری%۵ حدود۳۰۰ نفر میباشد. به منظور بالا بردن پایایی ابزار سنجش، آزمون مقدماتی انجام شد، پرسشنامه بین۳۰ نفر از حاشیه نشینان توزیع گردید، سپس با استفاده از آزمونهای تحلیل عاملی و سنجش پایایی به بررسی گویههای مقدماتی پرداخته و در نهایت با تعدیل گویهها پرسشنامه نهایی استخراج شد. دادههای گردآوری شده، به کمک آمارهای موجود در نرم افزار SPSS پردازش شدند و در دو سطح توصیف و تبیین مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای آزمون فرضیات تحقیق که از نظر سطح سنجش، ترتیبی هستند، از آزمون همبستگی اسپرمن استفاده شده است.