مقدمه

معماري داخلی به عنوان رشـتهاي تحـصیلی در عرصـه آمـوزش آکادمیـک دانـشگاهی کـشور، توجـه و بازنگري و همچنین توسعه و گسترش ضروري را میطلبد. هر چند در سالهاي اخیر کارشناسـی ارشـد این رشته از گرایش دیگر رشته ها فعال شده و چند مؤسسه آموزش غیردولتی نیز به پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی اقدام کردهاند، اما همچنـان خـلأ حـضور ایـن رشـته آموزشـی کارآمـد، خـلاق، زیبـا و ضروري در کنار و پا به پاي معمـاري و دیگـر رشـتههـاي هنـري بـهطـور جـدي در مقطـع کارشناسـی دانشگاههاي معتبر و متعدد حس میشود. بازار حرفهايِ این رشته به کار خود ادامه داده است و بـار آن را دیگر تخصصهاي فنی و هنري به دوش کشیدهاند.

گذشته تاریخی معماري داخلی، چه در معماري سنتی و ایرانی این سرزمین و چه در پهنه دیگر ملل و کشورهاي شرقی و غربی،کاملاً مشخص و متمایز و داراي هویتی انکارناپذیر است. در یک قرن اخیر که زمینه بسط و گسترش علوم دانشگاهی سرعت بیشتري به خود گرفته و تخصصی شدن رشتهها به دلیل نیازها و تحولات جامعه رو به توسعهکمـی و کیفـی گذاشـته اسـت، تربیـت و پـرورش دانـشآموختـه و کارشناس متخصص در این رشته و در داخل کشور بیش از پیش ضرورت مییابد.

هدف تحقیق

این پژوهش سعی ندارد که دلایل انزواي این رشته تحصیلی و یا عدم توجه و توسعه آن را در سالهـاي

۶ گذشته بررسی کند. بلکه هدف از این بررسی، نخست شناخت معرفتی آن و نقـش مـؤثر و حیـاتیاش در عرصه آکادمیک جهانی و سپس لزوم جبران گذشته و رسیدن به معیارها و اسـتانداردهاي آمـوزش ایـن رشته با در نظر گرفتن ضرورت تأسیس، گسترش و توسعه در دانشگاههاي داخلی است. در رسـیدن بـه این هدف، مقالهپیشِ رو این استعداد را در پتانسیل نهفته در دستگاه آموزش عالی کشور میبینـد و ایـن استعداد شامل مقررات و آییننامهها و مصوبات، قـوه و امکانـات تـدریس و همچنـین نیـروي مـستعد و جوانی است که دانشآموخته این رشته خواهد شد.

روش تحقیق

این تحقیق با تکیه بر مطالعات کتابخانهاي و بررسی مدارك و شواهد اسنادي دنبال شده اسـت. پـژوهش با این پرسش آغاز شده است که چرا رشتهاي پویا و خلاقانه به نام معمـاري داخلـی غیرفعـال گـشته؛ و چرا با اینکه در سالهاي اخیر زمینه توسعه آن فـراهم آمـده، در بـیتـوجهی خاصـی بـاقی مانـده اسـت.

بنابراین در طی این مسیر و با توجه به اطلاعات و آمار و دادههاي موجود، این تحقیق بر محور قیـاس و نظام مقایسهاي انجام شده است. از نظامهاي آموزشی متعارف در دنیا و نیز شناخت رویکردهاي هر یک از آنها (با توجه به مواد و محورهاي واحدهاي درسی و آموزشی آنها)، ضمن مقایسه با دروس مـصوب آموزش عالی کشور براي این رشته و این مقطع، تلاش داشته است که نقاط قوت و ضـعف، گـرایش هـاي نظري و رویکردهاي حرفـهاي حاصـل از آمـوزش را بیـان کنـد. ایـن روش در نهایـت بیـانگر ضـرورت گسترش و توسعه کمی و کیفی این رشته است و پیشنهادها و نتیجهگیري ملموس را به همراه دارد.

سابقه این رشته در کشور

پیشینه تأسیس و فعالیت رشته معماري داخلی در ایران به دهه ۴۰ شمسی برمیگـردد. تنهـا دانـشکدهاي که به گشایش مقطع کارشناسی این رشته همت گماشت، دانشکده هنرهاي تزئینی بود که این دانشکده بـا

گذشت سالها و پس از تحول و گسترش، هم اکنون با نام »دانـشگاه هنـر« فعالیـت آموزشـی وسـیعی در رشتههاي هنري دارد. رشته معماري داخلی پس از انقلاب فرهنگی، به دلیل نگرشهاي گونـاگونی کـه بـه این رشته وجود داشت، تعطیل گردید. البته چند سال پیش، این رشـته مجـوز و مـصوبه جدیـد از وزارت علوم، تحقیقات و فناوري گرفت و هر چند این رشته در دو سه مؤسسه غیرانتفاعی شروع به فعالیت کرد ولی هنوز هیچ دانشگاه هنري معتبر و بزرگ دولتی اقدام به تأسیس این رشته و پذیرش دانشجو در ایـن مقطع نکرده است (کیانی، ۱۳۸۶، .(۴

تعریف و تدوین آموزشی مصوب این رشته

معماري داخلی، وقتی در چارچوب نظام آموزشی دانشگاهی قرار می گیرد، داراي تعریفی آکادمیک اسـت.

در شوراي عالی برنامهریزي وزارت علوم، در تعریف رشته معماري داخلی، چنین ذکر شده است:۱

»اگر معماري، راحتسازي فضاي زیستی انسانهاست، معماري داخلـی اخـص موضـوع اسـت. بایـد بپذیریم که معماري، قادر به پوشش تمام شقوق تخصصی خـود نیـست و آنچنـان کـه در تمـام جوامـع پیشرفته تحت عنوان کاراییها و یا گرایشهاي مختلف مطرح است، در ایران هم با توجه به توسعه علمی، چارهاي جز قبول حقایق و اجراي آن نداریم.«

همانگونه که ملاحظه میشود، در این تعریف بـه گونـهاي شـفاف بـه شـاخهاي تخصـصی و لازم از معماري، به نام معماري داخلی اشـاره گردیـده و اجـراي آن در توسـعه علمـی کـشور نـوعی ضـرورت برشمرده شده است. این رشته آموزشی پس از تصویب آن در وزارت علوم، تحقیقات و فنـاوري،۲ از آن سال تاکنون در دانشگاههاي معتبر داخلی پیاده و اجرا نشده است.

نقش و توانایی رشته معماري داخلی

در مشخصات کلی برنامه معماري داخلی و در نقش و توانایی ایـن رشـته، مـواردي از ایـن دسـت دیـده میشود:

-۱ ایجاد امکانات لازم؛

-۲ آشنایی با روشهاي تحقیق و کسب مهارتهاي لازم در این زمینه؛

-۳ آشنایی با ابزارها و مصالح؛

-۴ شناخت ویژگیهاي مبانی نظري و علمی معماري داخلی؛

-۵ تربیت نیروي کارشناس و آگاه به مبانی علمی و نظري این هنر؛

-۶ کسب تواناییهاي لازم در اجراي مراحل مختلف فعالیتهاي معماري؛

-۷ کسب تواناییهاي لازم در تدریس معماري داخلی؛

-۸ کسب مهارت در ارزیابی، ارزشیابی و کارشناسی آثار معماري داخلی؛

-۹ توانایی دانشآموختگان در بررسی و تحلیل و شناخت، و نسبت آن با فرهنـگ و تفکـر حـاکم در جامعه؛ و

-۱۰ تواناسازي دانشآموختگان در همکاري با واحدهاي دولتی و خصوصی.

به روشنی میتوان گفت که در این اهداف، تربیت نیـروي کارشناسـی متخـصص، هـم بـراي عرصـه فرهنگی و علمی و هم در عرصه عملی و اجرایـی تأکیـد و توجـه شـده و شـایان ذکـر اسـت کـه در ایـن نگرشها، توجه به فرهنگ و تفکر جامعه (موضوع بند (۹ رویکردي هویتی را در عرصه و چشمانـداز ایـن رشته بیان داشته است.۳

شهرسازي و معماري نامه داخلی معماري کارشناسی دورة گسترش و وسعهت

۷

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۸

نسبت »وجه فنی ـ هنري« معماري داخلی

فرایند معماري از یک جنبه، از آنجا که به ساخت وساز در عرصه سهبعدي میپردازد و مکـانی محـدود و نسبتاً تعریفشده را براي زیست و یا بهرهبرداري طرح و اجرا میکند، در حوزه فنی و ساختوساز قرار میگیرد؛ اما از جنبهاي دیگر و از آن رو که با مفاهیم زیباییشناختی و هنرمندانـه سـروکار مـییابـد، در عرصه هنري نیز حضور دارد. بدین ترتیب میتوان گفـت کـه قرارگیـري رشـته معمـاري داخلـی در بـین رشتهها ترتیب و مکانی را به خود اختصاص میدهد که از یک سو به رشتههاي فنی و مهندسی (و کمتـر هنري) گرایش دارد و از جهتی دیگر به رشتههاي هنري (و کمتر فنی) مرتبط است (شکل .(۱ این ترتیب و یا ردهبندي دستکم جایگاه و نسبت مستقیم و نزدیک و یا غیرمـستقیم و دور بعـضی از رشـتههـا را بـا معماري داخلی تعیین و یا تثبیت میکند. این قرارگیري در دانشکدههاي مختلف و یـا کـشورهاي مختلـف، اگرچه ساختار مشابه و تا حدودي یکسان دارد ولی از نظر میزان نسبت با رشته اي دیگر و جنبههاي فنی

تا هنري، به طور طبیعی یکسان نیست.

گرافیک و طراحی
معماري سازه و
… حوزه معماري …
صنعتی
تجسمی داخلی ساختمان

هنري فنی

شکل ۱

به عبارتی دیگر، رشتههاي همسو و یا مرتبط با معماري داخلی در نظامهاي آموزشـی دانـشگاههـاي دنیا متفاوتاند، به گونهاي که این رشته گاه با گرافیک، طراحی مد و یا بازاریابی ارائه میگردد.۴

پیوند و ارتباط با دیگر رشتهها

معماري داخلی، چه در بستر آموزش و آکادمیک و چه در عرصه حرفهاي و بازار، پیوند و رابطه اي جدي و مؤثر با دیگر رشتههاي علمی و عملی دارد. این رشته، اگر چه در زمینه فنی و ساختمان و تأسیسات و سازه در مقایسه با معماري ـ پیوستگی کمتر و یا خاصتري دارد، ولی در همان حـوزه تخصـصی خـود نیز داراي کمیت و کیفیت عمدهاي است. شناخت معمار داخلی از سازه و کـارکرد و توانـاییهـاي آن، بـه همان میزان کـه بـراي مهنـدس معمـار در طراحـی معمـاري مـؤثر اسـت، بـراي فـضاي داخلـی و ایجـاد نوآوريهاي هنري و فضایی براي معماري داخلـی نیـز بااهمیـت و لازم اسـت. از جانـب دیگـر، بـیشـک عرصه ارتباط معمار داخلی در زمینههاي هنري نظیر گرافیک، مجسمهسـازي، هنرهـاي سـنتی و دسـتی، تلویزیون و سینما و تئاتر، بیشتر از عرصه و زمینه هنري اسـت کـه معمـاري بـا آن سـروکار مـییابـد.

معماري داخلی از جهتی ارتباط علمی، طراحی و کاري وسیع با حوزه طراحـی صـنعتی دارد. بـسیاري از تمرینهاي عملی و درسهاي دانشگاهی هدف و منظور مشابهی را در معماري داخلی و طراحـی صـنعتی دنبال میکنند و هر دو در جستوجوي آفرینش زیبایی و کارایی مناسب و شایسته هستند.

اما به غیر از ارتباط مستقیم علمی و یـا حرفـهاي معمـاري داخلـی بـا رشـتههـاي پـیشگفتـه، نـوعی پیوستگیجدي و عمده با رشتههاي دیگر از جنبه نظري و علمی به چشم می خورد. دانش اقتـصاد و علـم بازرگانی، از وجوه لازم و انکارناپذیر براي آموختـههـاي معمـاري داخلـی اسـت، بـه گونـهاي کـه حتـی

»بازاریابی« به بخش مهمی از صنعت معماري داخلی بدل گردیده اسـت. بـهعـلاوه، طراحـی در فـضاهاي داخلی، چه در عرصه مسکونی و چه در شاخه طراحی فضاهاي تجاري، ارتباط و آموزش در رشتههـاي روانشناسی، موسیقی، جامعـهشناسـی، مـدیریت، شهرسـازي، تـاریخ و ادبیـات و ماننـد اینهـا را بـراي دانشپژوهان معماري داخلی به نوعیمکمل بدل میسازد و آن را الزامی میکند.

معماري داخلی، پیوند نزدیک با معماري

معماري داخلی پیوند ناگسستنی با معماري دارد، و اینکه امروز از آن به عنوان رشتهاي مستقل در نظـام آموزشی جهان سخن به میان می آید، بدین منظـور نیـست کـه مـاهیتی جـدا از معمـاري دارد. دسـتکـم، همانگونه که گفته شد، اشتراك در دروس و مبانی واحدهاي درسی این موضوع را ثابت میکنـد. نگـاهی به کلیه دورههاي آموزشی، آکادمیک و آزاد معماري داخلی در کشورهاي گوناگون مشخص میسازد که مدرسههاي معماري داخلی هرگاه جنبههايصرفاً هنري را در آموزش و فراگیري دنبـال کننـد از مبـانی دروس معماري دور میشوند و دانشآموختگانشانعمدتاً رنگ دکوراتور به خود مـی گیرنـد. دورههـاي آزاد۵ معماري داخلی که بسیاري از مؤسسات آموزشی آن را به شکل آموزش حرفهاي دنبـال مـیکننـد، مبین این نظر است. اما زمانی که معماري داخلی به دنبال طراحی (دیزاین) و مرتبط با معمـاري آمـوزش داده شود، دانشآموخته آن بیتردید معمار هم هست، چرا که اصول و مبانی معمـاري در دروس پایـه و تخصصی را آموخته است. براي همین است که بیـشتر مؤسـسات حرفـهاي و مهندسـان مـشاور موفـق، دپارتمان و بخش جداگانهاي از فضاي حرفهايشان را به مهندسان و معماران داخلی اختصاص میدهنـد

(همچون بخشی را که به مهندسان سازه، تأسیسات و مانند اینها اختصاص میدهنـد). بنـابراین از همـان آغاز پروژهها، معماران داخلی در جریان طراحی و فرایند طراحی پروژهها قرار میگیرند و بـدیهی اسـت که با دیدي همهجانبه به پروژه مینگرند و طبیعی است که این پیوند و همکاري زمانی موفقیتآمیز اسـت که دورههاي آموزشی و آکادمیک دانشگاهها در معماري داخلی برمبنـاي پیونـد و همـاهنگی و فراگیـري اصول دروس معماري قـرار گیـرد. در نهایـت اینکـه معمـاران داخلـی در آمـوزش دو جبهـه معمـاري و معماري داخلی، به همان اندازه به رنگشناسی، بافت، زیباییشناسی، هنرهاي سنتی، تجسمی، تاریخ هنـر و نظایر اینها نیاز دارد که به اصول طراحی معماري، فرم، عملکرد، فضا، سازه، ایستایی و تاریخ معماري.

بستر مناسب توسعه آموزشی

رشته معماري داخلی در کدام دانشکدهها باید شکل بگیرد؛ و کدام مجموعـه آموزشـی در ارتقـاي کیفیـت آموزشی و توانایی اجراي این رشته موفقتر خواهد بود؟

اگر نخست به واحدهاي درسی این رشته توجه شود، نتایج روشنی از ویژگیهـاي سـاختاري دروس و بررسی آنها به دست خواهد آمد. معماري داخلی بیشترین ارتباط رشته اي را با معماري دارد. شـباهت، پیوند و آمیختگی آن با رشته مادر خود، نخستین زمینه مناسب براي شکلگیري و توسعه رشته معماري داخلی در دانشکدة معماري است. از طرف دیگر، وجود درسهایی که با حـوزههـاي دیگـر نظیـر طراحـی صنعتی، تجسمی، مرمت و نظایر اینها مرتبطاند، این نگرش را به دست میدهد که بهتـرین بـستر مناسـب براي این رشته، دانشکدهها و یا دانشگاه هاي هنريِ داراي کلیه دروس و رشتههاي هنري هستند.

پس این نتیجه را میتوان گرفت که وجود و تأسیس رشته معماري داخلی در دانشکده یا مؤسـسهاي که نه رشته معماري دارد ونه رشتههاي هنري، موفقیتآمیز ـ یا دست کم چهبـسا پربـار ـ نخواهـد بـود.

همچنین اگر تأسیس این رشته در مجموعهاي آموزشی شکل بگیرد که رشته معماري را در خـود داشـته

شهرسازي و معماري نامه داخلی معماري کارشناسی دورة گسترش و وسعهت

۹

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۱۰

باشد، میتوان گفت که به اهـداف خـود خواهـد رسـید. امـا بـدیهی اسـت کـه رشـته معمـاري داخلـی در مجموعهايکاملاً موفق است که هم رشته معماري را داشته باشد و هم رشتههاي دیگر هنري را. استفاده از فضاهاي آموزشی، استادان، کارگاهها، کتابخانه تخصصی، امکانات و در نهایـت افکـار و اندیـشههـا و تمرینها و موضوعات آموزشی دیگر رشتههـا بـیتردیـد در شـکلگیـري و آمـوزش هـر دانـشآموختـه معماري داخلی بسیار اثربخش است. بنابراین با توجه به این موارد و نیز شکل ۱، از لحاظکمـی و کیفـی بهترین بازده در این رشته همانا ارتباط با دیگر رشتههاي هنري است. این پیوندبعداً در عمل و در بـازار کار همیشگی و الزامی است.

برنامهها و نظامهاي آموزشی

رشته معماري داخلی در جهان دوره پرتحولی را گذرانده است. سالها پیشتقریباً هـیچ برنامـهاي بـراي معماري داخلی کالجها و یا دانشگاهها وجود نداشت، لیکن کـمکـم ایـن تغییـر و تحـول صـورت گرفـت و امروزه فرایند فعال و معتبري در برنامه، اصول، تمرینها و آموزشهاي استاندارد بـه چـشم مـیخـورد (عپطحطپصهطپطک۲طپططکصغطyق ح.(www برنامهها و رتبهبندي خاصی نیـز در آمـوزش معمـاري داخلـی در کشورهاي مختلف وجود ندارد، اما مدارس و دانـشکدههـایی بـا روش هـا و درجـهبنـديهـاي رقـابتی در آموزش و امکانات وجود دارند. برنامه آموزش معمـاري داخلـیصـرفاً واحـدها و درسهـایی را در بـر میگیرد که براي آموختن و گذراندن دوره آموزشی است ولی اعتبـار مدرسـه نیـز بـسیار مهـم اسـت و اهمیت و اعتبار آن به برنامه، امکانات و شیوه آموزشی آن است (عپهح۲yأصکغ؟طکک۲طپططکصغع ح.(www

در آلمان به طور سنتی، معماري داخلی در دانشگاههاي پلیتکنیک و یا دانشگاههـاي علـوم کـاربردي تدریس میشود و دوره کارشناسی (کاربردي) آن سه سال طـول مـیکـشد؛ امـا بـه جهـت همـاهنگی بـا سیستم دانشگاهی و اعتبار مدرك بینالمللی، این کشور به بازسازي ساختاري آن پرداخته اسـت کـه بـه طور معمول دورهاي ۵ ساله را در بر میگیرد و این برنامه میتواند به طور مشترك با دیگر دانشگاههاي سطح اروپا صورت پذیرد.

در بریتانیا پنجاه دانشگاه و کالج هنري وجود دارد که دورههاي سهساله دارند که در برخـی از آنهـا در ادامه، یک دورهنسبتاً طولانی معماري داخلی وجود دارد. بـسیاري از دورههـاي معمـاري داخلـی در انگلستان،تقریباً تازهتأسیساند، که این خود نشان از رشـد و توسـعه معمـاري داخلـی در دنیـاي امـروز دارد. در این میان برخی نیز به مانند دانشگاه کینگستون۶ لندن داراي سابقه طولانی هستند. ایـن دانـشگاه هماکنون به عنوان »مهد« یا »خانه« آموزش معماري داخلی در انگلـستان شـهرت دارد و تـأثیري عمـده و بااهمیت نیـز در شـکل گیـري حرفـه اي در ایـن رشـته در چهـل سـال اخیـر در ایـن کـشور داشـته اسـت

(عپطح۲yأصکغ؟طکک۲طپططکصغطح.(www

معماري داخلـی، حرفـهاي چنـدوجهـی اسـت کـه در آن خلاقیـت و ارائـه راهحـلهـاي فنـی برمبنـاي ساختارهاي کاربردي و بهمنظور دستیابی به محیط ساخته شده در فضایی داخلی است. این راهحلهـاي کاربردي و اجرایی به بالا بردن سطح کیفیت زندگی، فرهنگ و آفرینش زیبایی میانجامند. معماري داخلی بهطور کلی بایستی هماهنگ و با معماري و ظاهر بنا، محیط کالبدي، بافت اجتماعی و نیز با رعایـت کـدها و مقـررات ملـی و قـانونی و تـشویق بـه اصـول پایـداري زیـستمحیطـی، مبتنـی بـر روش نظـاممنـد

(سیستماتیک) و نیز هماهنگ و برگرفته از تحقیق، مطالعه، تجزیه و تحلیـل و تلفیقـی از دانـش و خلاقیـت باشد (همان).