چکیده

شهر به عنوان مکانی مناسب و شهرنشینی به عنوان شیوه ی مطلوب زیستن محسوب می شود. به دلیل تمرکز محیطی، شهرها و نواحی اطراف آنها همواره مورد هجوم مخاطرات زیست محیطی قرار گرفته اند و این موضوع به خصوص در شهرهای کشورهای در حال توسعه، نمود بیشتری پیدا کرده است. توسعه پایدار به عنوان سیستم تلفیق کننده اهداف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی برای افزایش رفاه انسان بدون آسیب رساندن به نسل های آینده، می باشد. با توجه به این موضوع که دستیابی به توسعه پایدار در راستای عدالت محیطی متضمن وجود چهار عامل محیط؛ منابع؛ اقتصاد و فرهنگ می باشد، بنابراین نبود هریک از این عوامل خللی در دستیابی به توسعه پایدار و عدالت محیطی ایجاد خواهد کرد. در این بین محیط زیست نیز به عنوان یکی از عواملی که در حیات انسانی نقش مؤثری را ایفا می کند؛ به وسیله ای اساسی برای دستیابی به توسعه زودهنگام در جهان سرمایه داری تبدیل شده است. این در حالی است که ادامه یافتن روند فعلی بهره برداری از محیط و به همراه آن تخریب محیط زیست؛ نه تنها مانع از تحقق توسعه پایدار می شود بلکه آینده حیات در کره خاکی را در معرض نابودی قرار می دهد.

معماری سبز در واقع طرحی برای آینده است که از انرژی طبیعی خورشید، نور و گرما فراهم می آورد و همین طور آسایش را برای ساکنین یک جامعه یا شهر و یا خانه تضمین می کند. ایجاد ساختمان سبز به علاوه بر کمک به سلامت فردی، رضایت مندی و سودمندی را نیز به همراه دارد. در این تحقیق سعی شده است توسعه پایدار شهری به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد و چالش هایی زیست محیطی که در این رابطه وجود دارد عنوان شده و رویکرد مناسب در مواجه با آنان ارائه گردد.

کلید واژه ها: شهرسازی، توسعه پایدار، محیط زیست و توسعه پایدار، معاری سبز

۱ آدرس: کرمانشاه، شهرک ژاندارمری، خیابان دانشگاه آزاد، بر خیابان اصلی، پلاک ۱۶۹، طبقه دوم، کد پستی: ۶۷۱۸۹۹۶۷۷۵

مقدمه

شهرنشینی امروزه ابعاد وسیعی پیدا کرده و روز به روز بر جمعیت شهرها افزوده می شود. تا سال ۱۹۰۰ میلادی از هر هشت نفر یک نفر در مناطق شهری زندگی می کرد (گیلبرت و گاگلر ( ۱۳۷۵ اما اکنون وضعیت تغییر کرده است.

افزایش جمعیت شهرها سبب تراکم کاربری ها در آن ها شده و این امر فضاهای باز شهری را بیش از گذشته تهدید می کند. کاهش سطوح فضاهای باز و سبز خصوصی و به دنبال آن افزایش تراکم مسکونی در شهرها نیاز به فضاهای عمومی تجهیز شده را افزایش داده و احداث و گسترش پارک های تفریحی را در شهرها ضروری می سازد. توسعه خواهی امروزه در جهان، تبدیل به جنبشی فراگیر و جهانی شده است، اغلب دولت ها و همه ملت ها خواهان توسعه هستند، اما مراد از توسعه در این میان متفاوت می باشد. از گذران امور روزمره گرفته تا فراغت، از فقر مطلق تا بهبود دسترسی به خدمات اساسی اقتصادی و اجتماعی در این مقوله قرار می گیرند. در یک تعریف کلی، تمام تلاش های صورت گرفته برای حرکت از وضع موجود به سوی وضع مطلوب، مصداق توسعه است. اما این حرکت مستلزم برنامه ریزی و تصمیم گیری دقیق می باشد زیرا این روند پیشرفتی همیشه خوشایند نیست و گاهی با بحران ها و چالش هایی همراه است که به طور قابل ملاحظه ای جامعه ی انسانی و زیستی را به خطر می اندازد که به اصطلاح آسیب و تاثیرات مخربی که بر جای می گذارند بسیار بیشتر از حد مطلوبیت آنهاست. چالشهای زیست محیطی با افزایش جمعیت، صنعتی شدن و استفاده از ذخایر فسیلی مانند ذغال سنگ و نفت به صورت جدی حیات در کره خاکی را به مخاطره انداخته اند. امروزه افزایش غلظت گازهای گلخانه ای در جو زمین باعث گرمایش در کره زمین شده و متاسفانه غلظت این گازها در جو روند افزایشی دارد. با ادامه این روال پیش بینی می گردد تغییرات وسیعی در زیست بوم کره خاکی برای جانداران اتفاق افتد، که اکثر این تغییرات تاثیر تخریبی بر گونه های مختلف جانداران دارد؛ آلودگی های هوا، آب و خاک مشکلات دیگری هستند که در حال حاضر گریبان گیر محیط زیست می باشند؛ که شامل آلودگی های نفتی، سموم، داروها، عناصر سنگین فلزی و ترکیبات آلاینده هوا هستند. پساب های صنعتی، شهری و کشاورزی و همچنین ترکیبات و عناصر حاصل از احتراق موتور ماشین ها و کارخانجات صنعتی عوامل عمده آلودگی های محیط زیست می باشند. این عوامل که برشمردیم برخی از آسیب ها و تاثیرات مخربی است که توسعه های شهر سازی مدرن و کارخانه های صنایع غول پیکر پدید آورده اند. با افزایش این رویه تخریب زود هنگام زیست بوم اجتناب ناپذیر است و بشر باید در فکر جای دیگری برای زیستن باشد که این امر هم در حال حاضر امکان پذیر نمی باشد. رویکرد مناسب در این خصوص تعامل با محیط زیست می باشد که علاوه بر ایجاد آسایش و رفاه، حفظ محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد.

شهر و محیط زیست شهری

کلمه شهر city از ریشه فرانسوی آن cite گرفته شده، که با آمدن نورمن ها به انگلستان برای شهرهای بزرگ به کار برده می شده است .کلمه municipality به معنای شهرداری نیز واژه ای رومی می باشد. (مقیمی ،(۱۳۸۲

شهر پدیده ای طبیعی و انسانی می باشد که از عناصر مادی(مدنیت) و غیرمادی (اخلاقی) ترکیب شده است. همچنین بهطورکلی شهرنشینی به عنوان شیوهای از زندگی تعریف شده که میتوان اذعان داشت این شیوه امروزه شیوه غالب زندگی در سراسر جهان محسوب

می شود. که با شیوه زندگی روستای تفاوت بنیادی دارد و به همین اساس، فرهنگ شهرنشینی نیز با فرهنگ روستای تفاوت اساسی دارد. شهر مکان تنهایی و گمنامیاست. این موضوع فرصت تجربهی رویدادها و رفتارهای متنوع را فراهم می سازد؛ زیرا دیگر آن محدودیتها و قواعد سخت و انعطافناپذیر سنتی و روستایی وجود ندارند. فرد خود را از قید و بند سنتی آزاد و از دید آشنایان، دوستان و اعضای فامیل، پنهان احساس میکند. شهرجای است که در آن صدها انسان با سبکهای مختلف زندگی، زبان ها، ارزشها، هنجارهاو رسم و رسوم متفاوت زندگی میکنند. شهر جایی است که درآن انواع کالاهای اقتصادی (موتور، تلویزیون، لباس، مواد ساختمانی و موادغذای…) و فرهنگی (موسیقی، فیلم، کتاب، اخبار و مجلات) خارجی و داخلی تولید و به مصرف میرسد. فرهنگ شهری همان قراردادها و قوانین زندگی شهری است یا فرهنگ شهرنشینی همان قواعد و الگوهای رفتاری است که برای زندگی شهری مناسب است و میتواند به زندگی شهری نظم ببخشد، یعنی برای زندگیکردن در شهر یک سری ارزشها، قواعد و الزامات عمومی وجود دارد که همه شهروندان یک شهر مستلزم رعایت آنها هستند که در صورت عدم رعایت، زندگی شهری با چالشها و آسیبهای جدی مواجه است. شهرسازی مقوله پیچیدهای است که معمایی چندگانهای را دربردارد، از سویی به اموری از قبیل برنامهریزی اقتصادی، ایجاد قوانین و مقررات مناطق مختلف شهر و همچنین آرایهبندی بافت شبکههای شهری میپردازد و از سوی دیگر باتوجه به حساسیتی که به کلیت و کالبد شهر دارد، به ساختار فضایی آن توجه می کند. به این ترتیب باتوجه به اهمیت موضوع، توجه به تمام امور برای فردی که بخواهد به ساختارشهری بپردازد، بیتردید نیاز به آمادگی خاصی دارد، به بیان دیگر بیاطلاعی چنین فردی از حیطه اموری که به آن اشاره شد، میتواند بسیار فاجعهآمیزتر از بیاطلاعی معمار از معماری باشد.

در عین حال، بیاطلاعی مردم از شهرسازی، به همانصورت که در معماری مشکلساز است، درمورد شهرسازی نیز مصداق مییابد. به طوری که بیاطلاعی مردم از شهرسازی، حتی در کشورهای به اصطلاح پیشرفته نیز پیامدهای گوناگونی به بار می آورد. هر چند واکنشهای مردم به قوانین جاری در امر ساخت و ساز، مشکلات ترافیک، سروصدا و آلودگی و همچنین تشکیل گروههای مختلف برای حمایت از محیط زیست، حفظ بناها و مراکز شهری باارزش تاریخ و از این قبیل موارد، در حال افزایش است، اما این موضوع را نمی توان بهعنوان آگاهی مردم از شهرسازی قلمداد کرد. همانطور که هیچ تاثیری در بهبود اوضاع و تغییر در خطمشی دستاندرکاران در زمینه شهرسازی نداشته اند و حتی در این بین مردم به نحوه زندگی کردن خود کوچکترین حساسیتی نشان نمیدهند. به هر حال تعریف فضا در شهرسازی بسیار پیچیدهتر از تعریف آن در معماری می باشد، لکن در یک کلام میتوان عنوان کرد که شهر نیز مانند یک ساختمان که با پیوستاری فضا سبب پویایی گروه می شود، باید عمل کند. بنابراین همانگونه که برای هیچ ساختمانی نمیتوان عمر ابدی درنظر گرفت، درمورد شهر نیز این امر صادق است.

نگاهی به ویژگیهای شهر زیستپذیر

انسان برای ادامه ی حیات، با طبیعت از یکسو و با جامعه از سوی دیگر در ارتباط همیشگی قرار دارد؛ بهطوری که بدون این دو، سرگردان و بیهدف خواهد بود. اگر این تعامل سازنده باشد و به آنچه که قرار است در اختیار نسلهای آینده قرار گیرد آسیب نرساند و از تواناییهای آنها نکاهد، میتوان آن را »زیستن« یا »زندگی انسانی« نامید.

صفت زیستپذیر که از بحثهای نوین شهرسازی می باشد، به شهری اطلاق میگردد که مانند یک موجود زنده ی سالم و طبیعی، فرمانروا

æ فرمانپذیر است، میآموزد، ارزشها را حس میکند و به آنها ارج مینهد، اجزای آن باهم در ارتباط کامل هستند، و بالاخره دارای اندامهای تنفسی است و سرزنده است. در یک شهر زیستپذیر، اصول اجتماعی همانند اصول طراحی دارای اهمیت به سزایی هستند. تغییر

æ دگرگونی در شهرها بنا بر سیاستهای نوین مدیریت شهری و شهرسازی اجتنابناپذیر است. همچنین تغییر شکل شهرها با فعالیتهای نوین، اقتصاد شهری و ارزشهای فرهنگی یک جامعه مرتبطاند. بستر طبیعی و الگوی تاریخی از دیگر مؤلفههای تأثیرگذار بر این دگرگونیها هستند. هر یک از دو مقوله اصول اجتماعی و اصول طراحی، دارای زیرمجموعههای متعددی هستند که اگر هماهنگ و متوازن به آنها پرداخته شود، دستیابی به بالاترین کیفیت زندگی یا زیستپذیری امکان پذیرتر می باشد.

یک شهر زیستپذیر به همه؛ پیر و جوان، افراد سالم و افراد معلول به یک اندازه میاندیشد و اهمیتی که برای جایگاه هریک از آنها قائل است به یک میزان می باشد. روشن است که به این ترتیب، هرچه شهرها کمجمعیتتر باشند و وسیع تر و همچنین دور از فقر باشند و بهرهمند از موهبتهای طبیعی، برقراری معیارهای زیستپذیری در آنها به واقعیت نزدیکتر خواهد بود.

شهر و توسعه شهری

هر شهر فضائی را اشغال می کند که در طول زمان وبرحسب سیر تاریخی و حوادث گوناگون دائما در حال تغییر می باشد. در مقابل رشد کنونی توسعه شهری، تلاش برای شناخت گرایش های گذشته و تحولات تاریخی شهرها بی فایده می باشد زیرا هر گونه راه حلی که در گذشته استفاده می شده مربوط به همان دوران بوده و الزاما امروزه استفاده نمی گردد. بعلاوه اینکه اگر در دوره خاصی یک الگوی شهرسازی، همگانی بوده و در چندین جا بکار می رفته آن مدل متعلق به همان دوره و زمان بوده و دلیلی بر استفاده از آن الگو در زمان دیگر وجود ندارد. بنظر می رسد که در این زمینه نه پیوستگی و ارتباطی وجود دارد و نه پیشرفت تراکمی و متوالی ملاحظه می شود.

در گذشته شهرها با محدوده ای که به طور مصنوعی و برطبق نقشه معینی بوجود می آمدند محورها و خطوط ارتباطی را که بخش های مختلف شهر را به یکدیگر مربوط می ساخت، در چارچوب نسبتا ثابتی تثبیت می کردند. محله های شهری در پیرامون یک مرکز که چارچوب کاملا معینی پیدا کرده بود سازمان می یافتند و توسعه شهری بدون اینکه به روابط قبلی شهر صدمه ای بزند ادامه پیدا می کرد،

امکان داشت توسعه جدید شهر موجب جابجایی برخی نیروهای داخلی گردد ولی در استخوان بندی شهر تغییری حاصل نمی گردید. و برحسب خواست ها و گرایش های جدید ادامه پیدا می کرد و همچنان حد و حدود خود را حفظ می کرد.