تولید فرش ماشینی

با ظرفیت ۴۰۰۰ تخته در سال

۱- ۱ مقدمه :
در زمان تسلط مغولها (قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادي) قالی بافی به سطح بسيار رفيعی از زيبايی وتکنيک رسيد. شکوفايی اين صنعت شايد با حکومت غازان خان (۱۳۰۷-۱۲۹۵ ميلادي) مصادف بود.

اما اوج قالی کلاسيک ايرانی را که از آن با رنسانس قالی ايران ياد می شود زمان سلاطين صفوی (۱۷۲۲-۱۴۹۹ ميلادي) به ويژه زمان حاکميت شاه طهماسب اول (۱۵۸۷-۱۵۲۴ ميلادي) و شاه عباس کبير(۱۶۲۹-۱۵۸۷ ميلادي) ثبت کرده اند. از اين دوران حدود ۳۰۰۰ تخته فرش به يادگار مانده که درموزه های بزرگ دنيا و يا در مجموعه های شخصی نگهداری می شوند.

در اين دوران در کنار قصرهای پادشاهان کارگاههای قالی بافی بناشد و مراکز گوناگون که قبلا در تبريز ، اصفهان ، کاشان ، مشهد ، کرمان ، جوشقان ، يزد ، استرآباد ، هرات و ايالات شمالی نظير شيروان ، قره باغ و گيلان وجود داشتند توسعه و رونق بيشتری گرفتند.
در همان زمان ، نقاشان و نگارگران بلندپايه طرحهای خلاصه شده و ترکيبی ترنج در وسط قالی و لچکها را در آن وارد کردند. يعنی همان طرحی که قبلا به زيباترين وضعی در قرن پانزدهم روی جلد کتابهای ارزشمند به کار می رفت.

با اشغال کشور بوسيله افغانها (۱۷۲۲-۱۷۲۱ ميلادي) اين صنعت و هنر رو به انحطاط گذاشت.
در قرن نوزدهم قاليهای ايرانی ، بويژه فرشهای نفيس ناحيه تبريز به اروپا راه يافتند. از سوی کشورهای اروپايی نمايندگانی به تمام کشورهای مشرق زمين گسيل شدند و با رقابت بسيار فشرده کليه فرشهای کهنه و عتيقه را گردآوری کرده به قسطنطنيه که هنوز هم مهمترين بازار قالی مشرق زمين بود فرستادند.
با به پايان رسيدن منابع فرشهای کهنه ، شرکتهای انگليسی (زيگلر ۱۸۸۳ م) آمريکايی و آلمانی به طور نامحدود اقدام به تاسيس کارگاههايی در تبريز ، سلطان آباد(اراک) ، کرمان کردند. اين روال تا جنگ جهانی اول که توليد قالی به طور قابل توجهی افزايش يافته بود ادامه داشت.

فرش ایران دارای تاریخی بسیار طولانی است، در ایران از دیرباز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است. به نوشته مورخان، جهانگردان، جنگجویان و آثار مكشوفه از گذشتگان گویای آن است كه فرشبافی به صورت هنری دستی ، مردمی ، روستایی و عشایری در ایران سابقه بس دراز دارد.

پروفسور «رودنكو» كاشف «فرش پازیریك» معتقد است كه قالی مذكور كار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ) است. توجه به نقش های مشابه و هم زمان این فرش در ستون های تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می نماید. آثار دیگری از جمله نقاشیهای برخی هنرمندان قرون وسطی حاوی نقش قالیهایی است كه گفته اند بافت ایران بوده است . برخی مورخان در مورد حمله رومیان به ایران و غارت دستگرد قالی را از جمله غنایمی كه در این غارت به دست آورده شده، قید نموده اند و نیز منابع یونانی از قالیهای زربفت ایران یاد كرده اند. «فرش بهارستان» با آن همه هنرمندی كه به تأیید روایات مختلف، دربافت آن به كار

رفته بوده اگر چه گاه در تعریف از آن راه اغراق پیموده شده اما خود نشانگر پیشرفت صنعت فرشبافی و صنایع جنبی از جمله طراحی و رنگرزی در ایران قدیم می باشد. فرش به عنوان نمودی از فكر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده كه گاه با فراغت فكری هنرمندان و محیط مناسبی كه برای رشد و شكوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی كه بر اثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیكر جامعه وارد شده، آن را به دوره نهفتگی و خمود سوق داده است.

عصر مغول یعنی قرن هفتم هجری را می توان دروان بس غم انگیز برای انواع هنر ایرانی دانست و پس از آن قرون دهم و یازدهم هجری را كه عصر صفویان است زمان شكوفایی طبع هنری مردم ایران باید به شمار آورد. آغاز دوران صفوی متفارن با رشد بسیاری از هنرهای دستی و توسعه آن در كلیه شئون جامعه بوده است. بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوره ظهور كرده اند كه با اغتنام فرصت از آرامش و محیط مساعدی كه به وجود آمده عمر گرانبهای خود را بر سر ارتقاء سطح كیفی هنر و صنایع دستی نهاده اند وبا ابداع طرح ها و نقشه های زیبا و هنرمندانه جایگاه این صنایع به ویژه فرش را به حد اعلاء خود رسانیده اند و نام ایران را در سراسر جهان با آثار خود پرآوازه ساخته اند. با توجه به اهمیت عصر صفویه در اعتلاء هنر ایران و توجهی كه در این زمان به صنعت قالیبافی مبذول شده، جا دارد به این عصر و وضعیت هنرمندان و قالیباقی آن مشروح تر بپردازیم.

فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب كه به”شاه طهماسبی” معروف است و خود مكتبی خاص دارد كه به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت

و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می كرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات كلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد كه تا اواخر قرن ۹ هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شكارگاه

متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس كه به مكتب ” شاه عباسی” معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مكتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچك ترنج/ ب – طرح شكارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .

 

اینك با توجه به سهولت ایجاد ارتباط بین هنرمندان نقاط مختلف و پیشرفت تكنیك طراحی و نقش پردازی، فرش همگام با سایر هنرها و صنایع مردمی رو به تكامل رفته است، طرحهای محلّی به نقاط دیگر برای بافت فرستاده می شود و هنرمندان از نتایج تجربیات دیگر همكاران خویش كاملاً با خبر می گردند. وسایل كار طراحی پیشرفت نموده و تكنیك جدید به كمك هنرمندان آمده و ایشان به مهارت در تهیه و تكثیر طرحهای خود اقدام می كنند. بازار های فرش جهانی به ویژه

از اوائل قرن بیستم میلادی رونق گرفته و این خود تشویق دست اندركاران را در پی داشته و به ویژه در تبریز، كرمان، كاشان، اصفهان، اراك ، داد و ستد این كالای ارزشمند را رونق داده و در این زمان است كه بازار صادرات فرش های نو و كهنه گرم شده و كارگاه های بزرگ برای پاسخگویی به تقاضاهای روز افزون دایر گردیده است. این قالیها به اروپا به ویژه كشور آلمان و آمریكا حمل می گردد و موجبات تقویت بنیه مالی كشور را در حد خود فراهم می سازد و تجارت خارجی را به

سرمایه گذاری در تولید فرشهای مورد درخواستشان تشویق و ترغیب می نماید. مجموعه این اقدام طی قرن اخیر در جهت تقویت بنیه اقتصادی كشور مؤثر بوده، اما دخالت فروشندگان و صاحبان سرمایه در كار طرح و رنگ فرش و سفارشات غیر مسئولانه ایشان به كیفیت این دستباف لطمه وارد ساخته است. عدم نظارت صحیح بر كار بافت فرش و بسیاری عوامل دیگر از جمله قیمت ها و چگونگی صادرات طی نیم قرن گذشته، رقبای فرش ایران را به میدان رقابت كشانده واز سوی دیگر سودجویان را به سوء استفاده از غفلت دست اندركاران و انجام تقلباتی در مراحل مختلف تهیه موارد اولیه و تولید فرش وا داشته و در نتیجه موجبات

سقوط كیفیت و كمیت و گرمی بازار فرش ایران را فراهم نموده است به منظور ایجاد پیوستگی ارتفاء سطح كیفی این دستباف ارزشمند و تداوم تاریخ پرآوازه ی آن هوشیاری و كوششی همه جانبه لازم است كه امید است عشق و علاقه عامه مردم به این میراث اجدادی خود آن را در ضمیر كلیه دست اندركاران بیدار سازد.

۱ – ۲ نام کامل طرح و محل اجرای آن :
کارگاه تولید فرش ماشینی

محل اجزا :
استان شهرستان بخش روستا

۱ – ۳ – مشخصات متقاضیان :
نام نام خانوادگی مدرک تحصیلی تلفن

۱ – ۴ – دلایل انتخاب طرح :
فرش یکی از کالای زینتی خانه های ایرانی است ، امروزه با توجه به گرایش مردم به زندگی مدرن و استفاده از انواع کفپوشها همچنان فرش اصیل ایرانی جایگاه خود را حفظ کرده است و همچنین بسیاری از مردن ترجیح می دهند از فرشهای ایرانی برای محیط زندگی خود استفاده کنند ، استفاده از فرش های ایرانی امروزه به سایر کشور های دنیا نیز رسیده است و مردن در بسیاری از نقاط دنیا برای داشتن محیطی دلنشین از فرش های ایرانی استفاده می کنند . بافت فرش یکی از هنر های بومی ایرانی است و حفظ این هنر که امروزه به صنعتی قدرتمند تبدیل شده است یکی از وظایف تمامی ایرانیان است و انتخاب این طرح در راستای همین وظیفه و علاقه ای که به این صنعت وجود داشته است .

۱ – ۵ میزان مفید بودن طرح برای جامعه :
این طرح علاوه بر سوددهی بالا و میزان فروش مطلوب دارای بازار اشتغالزایی مناسب نیز میباشد ، این یکی از طرح هایی است که دارای سوددهی بسیار بالا بوده و می تواند مورد حمایت ارگانهای دولتی نیز قرار گیرد .

۱ – ۶ – وضعیت و میزان اشتغالزایی :
تعداد اشتغالزایی طرح : ۶۵نفر

تاریخچه و سابقه مختصر طرح :
بازارهای فرش دستباف در جهان فاقد تنوع لازم بوده و عموما به دویا چند کشورمحدود می شود.تجربیات بازرگانی بین المللی نشان داده است که تغییر رویکرد این کشورها خصوصا در شرایط بحرانهای سیاسی میتواند در کاهش صادرات تاثیر چشمگیری داشته باشد.این وضعیت برای تمام کشورهای تولید کننده فرش دستباف با تفاوتهای اندکی وجوددارد.

فرضا ۵۰% تا ۶۰% فرش دستباف کشور هند به بازار آمریکا وکانادا صادر می شود وحدود ۲۰ تا ۲۳% آن به بازار آلمان و ۲/۴ درصد آن به بازار کشورهای آسیای شرقی می رود که نشان دهنده وابستگی شدید هند به کشور آمریکا در صادرات فرش دستباف است و یا در مورد کشور پاکستان تقریبا ۵۰% صادرات فرش دستباف این کشور به آمریکا انجام می گیرد که مشابه هند وابستگی زیادی به بازار آمریکا دارد . در سال گذشته ۴۸% صادرات فرش دستباف این کشور به

آمریکا و۱۳% به آلمان و۱۲% به ایتالیا و۷% به فرانسه و۵% به انگلستان انجام شده است و در سال ۲۰۰۴ سهم آمریکا ۳۳% و سهم آلمان ۱۱% و در سال ۲۰۰۲ سهم آمریکا ۵۱% و سهم آلمان ۲۰% بوده است.و یا در مورد کشور نپال حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد فرشهای دستباف صادراتی این کشور به ۲ کشور آلمان و امریکا می رود و وابستگی شدیدی به بازار آلمان دارد بطوری که درسال ۲۰۰۵ حدود ۴۱% فرشهای دستباف صادراتی نپال به کشور آلمان و ۳۳% آن به کشور آمریکا

صادر شده است و یا در سال ۲۰۰۴ این ترکیب بصورت: ۵۵% آلمان و ۱۷% آمریکا و۴% بلژیک و ۵/۲ % سوییس و۳/۳% انگلستان و ۷/۲ درصد هلند بوده است و در سال ۲۰۰۰ این ترکیب بصورت: ۷۱% آلمان و ۴/۱۱% آمریکا و۴۵/۴ % بلژیک و۸۴/۲% سوییس و۱۳/۲% انگلستان و۱۹/۱ % هلند بوده است و یا در مورد کشور چین ۶۳ تا ۶۵% فرشهای این کشور به بازار آمریکا صادر می شود که شبیه به کشورهای هند و پاکستان وابستگی زیادی به بازار آمریکادارد .کشور ترکیه نیز ۳۶% به بازار آمریکا و ۲۰% به بازار آلمان فرش صادر می کند و کشورهای :ایتالیا و انگلستان و اسپانیا نیز هرکدام ۴ درصد سهم دارند.

فرش دستباف ایرانی نیز با چنین ترکیبی مواجه است.صادرات فرش دستباف ایران به بیش از یکصد کشور مختلف جهان صورت می گیرد ولی تقریبا نیمی از فرشهای دستباف ایرانی به ۲ کشور می رود. در مجموع نکات زیررا می توان از جداول آماری صادرات فرش دستباف ایران ذکر نمود:

۱- صادرات فرش دستباف به بیش از ۱۰۰ کشور جهان انجام می گیرد
۲- حدود ۹۸ درصد صادرات فرش دستباف ایران به ۲۵ کشور جهان انجام می گیرد
۳- حدود ۸۰ درصد از صادرات فرش دستباف ایران فقط به ۱۰ کشور جهان صادر می گردد
۴- حدود ۵۰ درصد صادرات فرش دستباف ایران فقط به ۲ کشور صورت می گیرد(در حال حاضر این ۲ کشور:آمریکا و آلمان و در سالهایی که آمریکا حضورنداشت ۲ کشور آلمان و ایتالیا بودند البته سهم کشور آلمان بیشترو تقریبا ۳ برابر ایتالیا بوده است و در حال حاضر نیز تقریبا سهم کشور آمریکا و آلمان هر یک با حدود ۲۵% -با نوسان اندکی -برابر است)
۵- حدود ۱۵ درصد فرش دستباف ایران به کشورهای اسلامی صادر می شود(در میان کشورهای اسلامی کشورهای:امارات متحده عربی-لبنان- عربستان-کویت-ترکیه –بحرین و فطر به ترتیب میزان بیشتری فرش دستباف ایران را وارد کرده اند)
جدول زیر سهم ۲ بازار:آلمان و آمریکا از فرش دستباف ایران طی ۱۰ سال گذشته را نشان می دهد:

سال آلمان % وزنی آلمان %ارزشی آمریکا %وزنی آمریکا %ارزشی
۷۵ ۴۹ ۴۳ ۱/۰ ۵/۰
۷۶ ۴۵ ۴۱ ۳/۰ ۷/۰
۷۷ ۴۴ ۴۰ ۲/۰ ۶/۰
۷۸ ۴۱ ۳۷ ۱/۰ ۱/۰
۷۹ ۳۷ ۳۲ ۱۷ ۱۶
۸۰ ۳۴ ۲۹ ۱۹ ۱۹
۸۱ ۲۷ ۲۴ ۲۷ ۲۴
۸۲ ۲۸ ۲۴ ۲۷ ۲۴
۸۳ ۳۲ ۲۶ ۲۲ ۱۹
۸۴ ۲۹ ۲۳ ۲۳ ۱۹
۸۵ ۲۱ ۱۶ ۲۸ ۲۳

بازرگانی خارجی فرش
فرش دستباف در جهان معمولاً بعنوان كف پوش اتاق و در مواردي براي تزئين ديوار يا ميز و يا مبل مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين كالا در كشورهاي تركيه، پاكستان، افغانستان، هندوستان، چين، نپال، و…. و كشورهاي شمال آفريقا (الجزاير، تونس، مراكش) بافته مي شود ليكن زادگاه فرش دستباف ايران بوده و به لحاظ ويژگيهايي كه از نظر اصالت و زيبايي نقوش و كيفيت بافت دارد، فرش ايران كالايي است هنري و با ارزش كه با مرور زمان نه تنها مصرف آن به فراموشي سپرده نشده بلكه توانسته با گسترش تكنولوژي و ماشيني شدن زندگي، جاي خود را در موزه‌ها، كاخهاي مجال، هتلهاي بزرگ و … باز كند.
در حال حاضر رقيبان فرش ايران، با استفاده از نيروي كار ارزان و نيز با استفاده از تكنولوژي و همچنين مديريت مناسب توانسته‌اند حضور ايران را در بازار جهاني فرش كمرنگتر كنند.

همانطور كه مي‌دانيم در سطح جهان كشورهاي زيادي هستند كه فرش ايران به آنها صادر ميشود، كشورهاي كه از واردكنندگان قديمي فرش هستند، كشورهاي جديد كه خواهان فرش ايران هستند و همچنين كشورهاي ناشناخته‌اي كه با تبليغات مناسب مي‌توان سهم عمده‌اي از فرش ايران را به آنجا صادر كرد. اميد است با چاره‌ جويي و همچنين مديريت توليد، فروش و صادرات گامي نو در اين راه برداشته شود.

وضعيت فعلي فرش ايران
روزگاري نام ايران با فرش ايران در سراسر جهان عجين بود و شهرت فرش و هنرمندان توانمند ايراني شهره جهان بود، اما امروزه رقيباني از گوشه و كنار جهان كه سابقه و قدمتي در اين صنعت و بازار جهاني ندارند سربرآورده و بيش از ۵۰ درصد از سهم بازار را به خود اختصاص داده‌اند. كشورهايي همچون پاكستان، هند و نپال توانسته‌اند سهم بازار و ايران از اين صنعت تنگ‌تر كنند و سهم چند درصدي ديروزخود را به ۵۰ درصد امروز برسانند.
اين در حالي است كه بيش از ده ميليون خانوار در ایران از طريق اين صنعت ارتزاق مي‌كنند؛ راه‌اندازي كارگاه، سرمايه چنداني نمي‌طلبد و نقش صنعت فرش در اشتغال‌زايي غیر قابل انکار است.

در طي بيست و اندي سال اخير روند صادرات فرش ايران نزولي بوده و به پايين‌ترين حد خود رسيده است. اين در حالي است كه بازارهاي جهاني روبه ‌گسترش است و جمعيت جهان نيز بيشتر از ۵۰ درصد افزايش يافته است. طبيعي است كه ميزان مصرف فرش باید به مراتب بيش از۲۰ سال گذشته باشد.

بررسي وضعيت فعلي صادرات فرش با استفاده از آمار سال‌هاي ۷۸-۱۳۷۰
در سال ۱۳۷۰، صادرات فرش ايران ۱۱۱۷ ميليون دلار بود كه ۴۳ درصد صادرات غيرنفتي كشور را تشكيل مي‌داد. رقم صدور فرش در سال ۱۳۷۳ به حدود ۱۶۷۴ ميليون دلار رسيد كه ۴۴ درصد صادرات غيرنفتي كشور بود. اين ارقام در سالهاي بعد به شدت افت كرده تا آنجا كه در سال ۱۳۷۷ به پايين‎ترين حد در اين دهه يعني به ۵۷۶ ميليون دلار و حدود ۲۰ درصد صادرات غيرنفتي كشور رسيد.

رقم صادرات غيرنفتي كشور نيز كه در سال ۱۳۷۳ به ركود ۸/۴ ميليارد دلار رسيده بود از سال ۱۳۷۴ به بعد تا به حال در حدود ۳ الي ۱/۳ ميليارد دلار جا زده است و عليرغم تمامي تسهيلات و راهكارهاي ارايه شده، هيچگاه نتوانسته است به جايگاه سال ۱۳۷۳ نزديك شود.
جدول شماره دو صادرات فرش ايران را طي سالهاي ۱۳۷۰ الي ۱۳۷۸ به نمايش مي‎گذارد. درصد سهم فرش نسبت به صادرات غيرنفتي كشور نيز در اين جدول مشخص مي‎باشد.

صادرات فرش ايران در سالهاي ۷۸- ۱۳۷۰
سال ميليون دلار درصد صادرات غيرنفتي
۱۳۷۰ ۱۱۱۷ ۴۳
۱۳۷۱ ۱۰۳۱ ۳۶
۱۳۷۲ ۱۳۸۳ ۳۷
۱۳۷۳ ۱۶۷۴ ۴۴
۱۳۷۴ ۹۱۹ ۳۰
۱۳۷۵ ۶۰۲ ۲۰
۱۳۷۶ ۵۹۵ ۲۲
۱۳۷۷ ۵۷۶ ۲۰
۱۳۷۸ ۶۹۱ ۵۶/۲۰

وضع پيمان ارزي و اعمال سياستهاي اقتصادي و ارزي نابخردانه و غيركارشناسي و بكارگيري نرخ ارزيابي بالا و غيرواقعي جهت پيمان سپاري فرشهاي صادراتي و بكارگيري قوانين پيچيده ، نارسا و متغير را مي‌توان از دلايل افت شديد صادرات به شمار آورد. صادرات فرش در سال ۷۸ نسبت به سال قبل از ۳/۲۱ درصد رشد برخوردار شده از ۵۷۶ ميليون دلار به ۶۹۱ ميليون دلار رسيد.

در ۹ ماه نخست سال ۸۰ صادرات فرش و صنايع دستي به ۸/۴۰۲ ميليون دلار رسيد كه در مقايسه با مدت مشابه سال ۷۹، ۳۰/۱۵ درصد كاهش را نشان مي‌دهد. بيشترين كاهش صادرات در بين گروههاي مختلف كالاهاي صادراتي غيرنفتي متعلق به فرش و صنايع دستي بود. صادرات فرش همراه مسافر نيز با كاهش ۹/۱۵ درصدي در ۹ ماه نخست سال ۸۰ به ۶۵ ميليون دلار كاهش يافت. از مجموع صادرات ۸/۴۰۲ ميليون دلاري فرش در مدت ياد شده سهم صادرات فرش دستباف ۳/۳۸۹ ميليون دلار بوده كه از صادرات ۱۶ هزار تن فرش به خارج از كشور كسب شده است. اين ارقام در مقايسه با مدت مشابه با مدت مشابه سال ۷۹، از لحاظ وزني ۶/۱۷ و از لحاظ ارزشي ۸/۱۴ درصد كاهش نشان مي‌دهد.

سهم صادرات فرش دستباف از ۸/۱۷ درصد كل صادرات غيرنفتي در ۹ ماه نخست سال ۷۹ به ۷/۱۲ درصد در سال ۸۰ كاهش يافته است.
ارزش صادرات غيرنفتي و فرش دستباف و نرخ رشد آنها (ميليون دلار و درصد)

سال ارزش صادرات فرش دستباف ارزش صادرات غيرنفتي سهم صادرات فرش دستباف از صادرات غيرنفتي (%) نرخ رشد صادرات فرش دستباف (%) نرخ رشد صادرات غيرنفتي (%)
۱۳۶۰ ۱۴۹۴ ۳۳۹۵ ۴۴۰۱ ـــــــــ ـــــــــ
۱۳۶۱ ۶۷ ۲۷۳۷ ۲۴۴۸ ۵۵۱۵- ۱۹۳۸-
۱۳۶۲ ۸۸۹ ۳۵۶۶ ۲۴۹۳ ۳۲۶۹ ۳۰۲۹

۱۳۶۳ ۸۹۸ ۳۶۱۱ ۲۴۸۷ ۱۰۱ ۱۲۶
۱۳۶۴ ۱۱۵۱ ۴۶۵ ۲۴۷۵ ۲۸۱۷ ۲۸۷۷
۱۳۶۵ ۳۵۶ ۹۱۵۵ ۳۸۸۹ ۲۰۹۳۰ ۹۶۸۸

۱۳۶۶ ۴۸۲۱ ۱۱۶۰۸ ۴۱۵۳ ۳۵۴۲ ۲۶۷۹
۱۳۶۷ ۳۰۸۸ ۱۰۳۵۸ ۲۹۸۱ ۳۵۹۵- ۱۰۷۷-
۱۳۶۸ ۳۴۴۷ ۱۰۴۳۹ ۳۳۰۲ ۱۱۶۳ ۰۷۸
۱۳۶۹ ۵۰۹۱ ۱۳۱۲۲ ۳۸۸ ۴۷۶۹ ۲۵۷۰
۱۳۷۰ ۱۱۶۱۲ ۲۶۴۸۷ ۴۳۸۴ ۱۲۸۰۹ ۱۰۱۸۵
۱۳۷۱ ۱۱۰۵۶ ۲۹۸۷۷ ۳۷۰۱ ۴۷۹- ۱۲۸۰

۱۳۷۲ ۱۳۸۴ ۳۷۴۶۸ ۳۶۹۴ ۲۵۱۸ ۲۵۴۱
۱۳۷۳ ۲۱۳۲۹ ۴۸۲۵۵ ۴۴۲۱ ۵۴۱۱ ۲۸۷۹
۱۳۷۴ ۹۸۱۱ ۳۲۵۰۷ ۳۰۱۸ ۵۴۰۰- ۳۲۶۳-
۱۳۷۵ ۶۴۲۵ ۳۱۰۵۷ ۲۰۶۹ ۳۴۵۱- ۴۴۶-

۱۳۷۶ ۶۳۵۷ ۲۸۷۵۶ ۲۲۱۱ ۱۰۶- ۷۴۱-
۱۳۷۷ ۵۷۰۱ ۳۰۱۳۳ ۱۸۹۲ ۱۰۳۲- ۴۷۹
۱۳۷۸ ۶۹۱۲ ۳۳۶۲ ۲۰۵۶ ۲۱۲۴ ۱۱۵۷
۱۳۷۹ ۶۱۹۵ ۳۴۸۶۶ ۱۷۷۷ ۱۰۳۷- ۳۷۱
۱۳۸۰ ۵۵۲۸ ۴۲۲۴ ۱۳۱ ۱۰۷۷- ۲۱۱۵
۱۳۸۱ ۵۱۷۲ ۴۴۲۲ ۱۱۶۹ ۶۴۴- ۴۶۹

در زیر آمار صادرات فرش دستباف ایران به کشورهای عمده و درصد سهم آنها طی چند سال گذشته آورده شده است:
در زیر نمودارسهم صادرات فرش دستباف ایران به کشورهای عمده در سال ۱۳۷۵ و هشت ماهه ۱۳۸۵ به تفکیک وزن وارزش نشان داده شده است:
نمودار صادرات فرش دستباف ایران در سال ۱۳۷۵ به لحاظ وزن

نمودار صادرات فرش دستباف ایران در سال ۱۳۷۵ به لحاظ ارزش

نمودار صادرات فرش دستباف ایران در هشت ماهه سال ۱۳۸۵ به لحاظ وزن

وضعیت مختصر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی محل اجرای طرح :
محل اجرای طرح یک شهرک صنعتی در اطراف استان قزوین است که به لحاط موقعیت و وضعیت فرهنگی و اجتماعی در جایگاه مناسبی قرار دارد ، این منطقه به دلیل اینکه در منطقه ای کاملا صنعتی قرار دارد آمادگی اجرای این طرح را دارا می باشد .

مراحل انجام كار :
طرح های فرش :
اساس تقسیم بندی شركت سهامی فرش ایران، نقشه های فرش ایران به ۱۹ گروه اصلی و تعداد زیادی طرح های فرعی تقسیم می شوند.

گروه ۱-
طرحهای آثار باستانی و ابنیه اسلامی: این طرحها از ساختمانها و كاشیكاری ها و اشكال هندسی و تزئینی بناها الهام گرفته شده است. در طول تاریخ طراحان فرش در طرحهای اصلی دخل و تصرفاتی كرده و طرحهای فرعی را بوجود آورده اند. معروفترین این آثار عبارتند از مسجد شیخ لطف الله، محرابی كوفی، مسجد كبود، مقبره شیخ صفی، سردر امامزاده محروق، گنبد قابوس، مسجد شاه اصفهان، تخت جمشید، طاق بستان، طاق كسری(ایوان مدائن)، و زیرخاكی.

گروه ۲-
طرحهای شاه عباسی: اساس این طرح را گلهای طراحی شده خاصی تشكیل می دهند كه به نام شاه عباسی مشهور شده است. این گلهای تجرید یافته، ضمن شاخه و برگها و گاه اسلیمی ها و ختائی ها در متن و حاشیه فرش، نقشه اصلی را تشكیل می دهند. به گروه های فرعی طرح اصلی نامهای، افشان، لچك ترنج، ترنجدار، درختی، جانوری، شیخ صفی، طره دار سلسله ای، شاه عباسی تصرفی، ترنجی طره دار، بوته ای و لچك ترنج كف ساده، داده شده است.

گروه ۳-
طرحهای اسلیمی: شكل اصلی این طرح را شاخه های دورانی در میان برگها تشكیل می دهد. این شاخه ها، تجرید یافته طرح درخت می باشند. اسلیمی انواع بسیار زیاد دارد و معمولا در بیشتر قالبها این طرح تكرار می گردد اما در بعضی فرشها این طرح مسلط است.معروفترین اسلیمی ها ، اسلیمی دهن اژدر است. در این نوع اسلیمی انتهای هر شاخه به دو بخش متقارن منشعب می گردد و بصورت فكین اژدها نشان داده می شود و روی ساقه شاخه ها جوانه هایی در نقاط مختلف تزئین شده است كه بیشتر این جوانه ها را اسلیم می نامند. شاید كلمه اسلیمی از اسلیم به معنای جوانه باشد و شاید هم این لغت مصغر اسلامی باشد و می دانیم كه در هنرهای اسلامی از این طرح بسیار استفاده شده است. این طرح نیز به لحاظ تغییرات و دخل و تصرف ها به گروههای فرعی بسیار تقسیم شده است. مانند اسلیمی، اسلیمی بندی، اسلیمی شكسته، اسلیمی دهان اژدر، اسلیمی لچك ترنج، اسلیمی ترنجدار و اسلیمی ماری.

گروه ۴-
افشان: با آنكه در طرحهای فرش معمولا كلیه اجزا و اشكال، به هم پیوسته و مرتبط هستند، گفتی قلم نقاش از هنگام شروع طرح تا پایان آن تحرك و ارتباط خود را قطع نساخته است ولی طرح افشان به این صورت است كه گل وبرگها و شاخه ها بطور پراكنده و بدون پیوستگی با یكدیگر در متن فرش افشانده شده اند. به همین علت است كه اصل چنین طرحی را افشان نامیده اند. اما در طرح افشان نیز تنوع و تغییر زیادی داده شده است و طرحهای فرعی بسیاری از آن منشعب گشته است. مانند افشان اسلیمی، افشان ختائی، افشان بندی، افشان شكسته، افشان گل اناری، افشان شاه عباسی، افشان شاخه پیچ، افشان دسته گل، افشان حیوان دار و افشان ترنجدار.

طرح های فرش و نامهای قدیمی آن :

گروه ۵- اقتباسی:
بعضی از این طرحها به نقشه های محلی و بومی مناطق مرزی ایران مربوط می باشد.

گروه ۶ بندی:
منظور از استعمال واژه بندی این است که یک قطعه کوچک از یک طرح در سرتاسر فرش چه از جهت طول و چه از سمت عرض تکرار گردد. چون این قطعات در مرحله تکرار به هم می پیوندند، آنرا «بند بندی» یا واگره می نامند.
نامهای فرعی این گروه عبارتند از بندی اسلیمی، بندی پیچک، بندی شکسته، بندی کتیبه ای، بندی مستوفی، بندی ورامین یا میناخانی، بندی قالب خشتی یا لوزی، بندی ترنجدار، بندی درختی، بندی قابقابی، بندی شیر شکری یا بازوبندی، بندی سروی ، بندی آدمکی یا ملانصرالدین، بندی بختیاری، بندی مجلسی، بندی خوشه انگوری، بندی شاخه گوزن حیواندار، بندی خاتم شیرازی و بندی دسته گل.

گروه ۷- بته ای:
طرح بته ای تجرید یافته درخت سرو است. بته های سرکج فرش ایران که به بته جقه شهرت یافته است. در طرحهای بته ای به اندازه و اشکال مختلف به چشم می خورد. معروفترین طرحهای بته ای عبارتند از بته جقه، بته شاخ گوزن، بته ترمه، بته سرابندی، بته خرقه ای، بته قلمکار اصفهان، هشت گل، بته کردستانی یا هشت بته، بته میر شکسته، بته لچک ترنج ، بته سنندج، بته افشاری و بته بازوبندی و بته بادامی.