تکامل انسان از نظر قران

پيشگفتار
قران کتابی است که با گذشت زمان و ایام نه تنها از ارزش ان کاسته نمی شود بلکه هر روز که علم پیشرفت می کند اعجاز و ارزش علمی قران بیشتر نمایان می شود و اشکار می کند که این کتاب نمی تواند کتاب عادی باشد.قرآن مي‌تواند پاسخ‌ گوي سؤالات ما در همه زمينه‌ها، اعم از اجتماعي،فرهنگیو علمي باشد.
اگر روانشناسان. دانشمندان و حتی اقتصاددانان در این کتاب بنگرند بهترین قوانین را خواهند یافت !
در واقع قران کتابی است برای عزت و پیشرفت بشر در دنيا و آخرت .

منشاء زندگی در قرآن کريم:
پيدايش وخلقت موجودات خوب تريننكات قرآني است كه بزيبائي شرح داده شده است. آفرينش موجودات زنده از آب و نيز خاك بارها مورد اشاره قرار گرفته است در اين ميان توجه ويژه‌اي به خلقت انسان از آب و خاك دارد.

{أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السمَوَتِ وَ الأَرْض كانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلَّ شىْ‏ءٍ حَىٍ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ}[الأنبياء :۳۰]؛آيا کافران نمی بينند که آسمانها وزمين(درآغاز خلقت به صورت توده عظيمی در گستره فضا،يکپارچه) بهم متصل بوده وسپس آنها را از هم جدا ساخته ايم وهر چيز زنده ای را( اعم از انسان وحيوان وگياه) از آب آفريده ايم. ايا ايمان نمی آورند؟
{وَ اللَّهُ خَلَقَ كلَّ دَابَّةٍ مِّن مَّاءٍ فَمِنهُم مَّن يَمْشى عَلى بَطنِهِ وَ مِنهُم مَّن يَمْشى عَلى رِجْلَينِ وَ مِنهُم مَّن يَمْشى عَلى أَرْبَعٍ يخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرٌ}[النّور:۴۵]
و خداست كه هر جنبنده‏اى را (ابتدا)از آبى آفريد. پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى ‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار(پا)راه مى‏روند. خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند. در حقيقت، خدا بر هر چيزى تواناست.

در اين دو آيه صراحتاً منشاءآفرينش را آب معرفي مي‌نمايد و به پيوستگي آسمان و زمين در پيش از پيدايش آب اشاره دارد. مسلماً آنچه كه پيوستگي آسمان و زمين را موجب مي‌شود عدم وجود اتمسفر در اطراف كره زمين بوده است. پس از تشكيل اتمسفر و تمركز گازهاي حياتي در بخش‌هاي پاييني جو، اتمسفر زمين شكل گرفته و با پيدايش آب و استقرار آن بر روي زمين و پس از تشكيل خاك اولين موجودات حياتي متابوليسم‌دار خلق شده‌اند.

{فَإِنَّا خَلَقْنَكم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضغَةٍ مخَلَّقَةٍ وَ غَيرِ مخَلَّقَةٍ لِّنُبَينَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فى الأَرْحَامِ مَا نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى…}[الحجّ:۵]؛پس (بدانيد) كه ما شما را از خاك آفريده‏ايم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، داراى خلقت كامل و (احياناً) خلقت ناقص، تا (قدرت خود را) بر شما روشن گردانيم. و آنچه را اراده مى‏كنيم تا مدتى معين در رحمها قرار مى‏دهيم…

{وَ مِنْ ءَايَتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشرٌ تَنتَشِرُونَ}[ الروم:۲۰]؛يکی از نشانه های ( دال برعظمت وقدرت) خدا اين است که (نيای) شما را از خاک آفريد وسپس شما انسانها( به مرور زمان زياد شديد ودر روی زمين برای تلاش در پی معاش) پراگنده گشتيد.

{هُوَ الَّذِى خَلَقَكم مِّن تُرَابٍ ثمَّ مِن نُّطفَةٍ ثمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثمَّ يخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثمَّ لِتَبْلُغُوا أَشدَّكمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شيُوخاً وَ مِنكُم مَّن يُتَوَفى مِن قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُّسمًّى وَ لَعَلَّكمْ تَعْقِلُونَ} [غافر:۶۷]؛خدا کسی است که شما را از خاک می آفريند،سپس(خاک را) به منی تبديل ميگرداند،وبعد( منی را) به ژالو گونه ای تبديل مينمايد،وآنگاه به شکل نوزادی (ازشکم مادرانتان) بيرونتان مياورد. بعد تا مير سيد به کمال قوت خود،آنگاه پير ميشويد برخی از شما پيش از آن مرحله ميميرند- و تا به وقت معين ميرسيد. اميد است شما بفهميد.

{هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْترُونَ}[الأنعام:۲]؛خدا آن ذاتی است که شما را از گل آفريده است؛( برای زندگی هريک از شما) زمانی را تعيين کرده است(مرگ) وزمان معين را تنها خدا ميداند وبس. سپس شما شک وترديد به خود راه ميدهيد.
}وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن سلَلَةٍ مِّن طِينٍ}[مومنون: ۱۲]؛ما انسان را از عصاره ای از گل آفريده ايم.
{الَّذِى أَحْسنَ كلَّ شىْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانسنِ مِن طِينٍ}[السجده:۷]

همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده، و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد.
در اين آيات، خداوند پاک منشاء خلقت انسان را از خاك بيان نموده است.

مراد از خلقت اوليه از خاك اين است كه پدر بزرگ نخستين ما يعني حضرت آدم عليه السلام از خاك آفريده شده و چون خلقت غيرآدم عليه السلام ( بني آدم) منتهي به خلقت آدم مي‌شود ، در نتيجه خلقت ايشان هم در اصل از خاك بوده است. چرا كه مواد غذايي كه وجود انسان و حتي نطفة او را تشكيل مي‌دهد اعم از ماد حيواني و گياهي و همچنين عناصر و اجزاي سازندة سلول‌هاي بدن موجود زنده، همه از خاك و روييدني‌هاي زمن نشأت مي‌گيرد.

خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم صريحاً به غذاي انسان و ديگر موجودات اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد:
به غذايت نگاه كن كه از دانه‌ها و حبوبات ، انگور و خرما و زيتون و درخت نخل و از باغهاي پر درخت و ميوه‌هاي تر و خشك درست شده و همة اينها براي شما و حيوانات شما تعيين گرديده است.

اگر در اين آيه بيشتر دقت نماييم به نكات بسيار جالب و ارزشمندي برخورد مي‌نماييم . پرورش دادن گياهاني كه يا مستقيماً غذاي انسانند يا آنكه به طور غيرمستقيم غذاي انسان را فراهم مي‌آورند، نياز به يك خاك حاصلخيز دارد. حاصلخيزي خاك به عوامل متعددي مربوط است كه در مجموع مي‌توان آنها را به صورت زنجيري مرتبط باهم در نظر آورد. از ميان اين عوامل به ذكر نمونه‌هايي بسنده مي‌كنيم.

{فَاستَفْتهِمْ أَ هُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَهُم مِّن طِينٍ لازِبِ}[الصافات:۱۱]؛( به منکران بعث وقيامت بگو) از ايشان پرس وجو کن که آيا آفرينش( دوباره) ايشان سخت تر ودشوار تر است يا آفرينش چيز هائی که آفريده ايم؟ ما که ايشان را از گل چسبنده ناچيزی آفريده ايم. {وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن صلْصلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ}[الحجر:۲۶]؛وما انسان را از گل خشکيده فراهم آمده از گل تيره شده گنديده ای بيافريديم.

خلقت از (تراب) (طين) و (حَمَإٍ مَّسنُونٍ) سه مرحله از مراحل تكامل خاك در بستر اوليه كره زمين است كه بر اثر وجودآب و نيز گازهاي تشكيل ‌دهنده سطح زمين و به كمك ديگر كانيهاي متشكله سطح زمين، خاك ها تكامل يافته و نهايتاً اولين سلولهاي حياتي از ميان خاكهاي سياه و بدبو شكل مي‌گيرند.
با تشكيل اولين سلولهاي حياتي، آنچه از اين پس مهم جلوه مي‌نمايد تشكيل سلولهاي بزرگتر با كارائي بيشتر كه امكان ادامه حيات در شرايط زيست محيطي مختلف را دارا باشند. مسلماً شكل‌گيري و ايجاد گونه‌هاي مختلف حياتي مستلزم رشد و تحولي هدفمند در اشكال اوليه حيات به شمار مي‌آيد .

آفرينش انسان جلوه‏اي از قدرت خدا
خبرگزاری شبستان: ديباچه هر كتابي، خلاصه و فشرده آن كتاب است و انسان ديباچه كتاب آفرينش و نشانه‏اي از عظمت و خلاّقيت خداوند بزرگ است. در قرآن مجيد كه خود معجزه پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و نشانه عظمت و قدرت پروردگار عالم است، علاوه بر تمام آيات قرآن كه هر كدام به نوعي نشاني از خالق يكتاست، آياتي نيز وجود دارد كه اشاره به توحيد و يگانگي خداوند متعال دارد و با تعبير “وَ مِنْ آياته” آغاز مي‏شود. اين آيات عبارتند از آيه‏هاي ۲۰ تا ۲۶ سوره روم و همچنين آيه ۴۶ همين سوره و آيه‏هاي ۳۷ و ۳۹ سوره “فصّلت” و ۲۹ و ۳۲ سوره “شوري”. اين آيات يازده‏گانه يك دوره كامل توحيد مي‏باشد.

 

هفت آيه از اين آيات در سوره “روم” آمده كه سه آيه از آنها درباره نشانه‏هایي است كه در درون وجود انسان (انفسي) و سه آيه ديگر درباره نشانه‏هایي است كه در خارج از وجود انسان (آفاقي) و يك آيه هم درباره “آفاق” و “انفس” هر دو آمده است. نخستين آيه از اين آيات، آيه ۲۰ سوره روم است كه درباره آفرينش ابتدایي انسان اوليّه يعني حضرت آدم عليه‏السلام است.

***
آفرينش انسان از ديدگاه دانشمندان
درباره آفرينش انسان و مواد اوليّه آن نظريات گوناگوني وجود دارد كه دو نظريه از ديرباز بوده است. عدّه‏اي معتقد به تبدّل انواع جانداران از جمله انسان هستند. مانند “چارلز داروين” طبيعي دان انگليسي كه درباره آفرينش انسان معتقد است انسان يكي از انواع موجودات زنده است و با ميمون از يك منشأ بوده و اين دو داراي اجداد مشترك بودند و انسان تكامل يافته و به صورت كنوني درآمده است۱٫

 

خداوند متعال در آيه ۵۹ سوره آل عمران با تشبيه خلقت حضرت عيسي عليه‏السلام در خارق‏العاده بودن و استقلال آفرينش به آدم عليه‏السلام مي‏فرمايد:”إِنَّ مَثَلَ عِيسي عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَم خَلَقَهُ مِنْ تُراب.” همانا مَثَل آفرينش عيسي در خارق‏العاده بودن به امر خدا مانند آفرينش آدم بوده كه خدا او را از خاك آفريد پس بدان خاك گفت بشري به حدّ كمال باش، هماندم چنان شد.

“كرسي موريسُن” در انتقاد از نظريه داروين مي‏نويسد: “كشفيّات داروين فقط قدم بزرگي در راه پيشرفت افكار فلسفي بوده است. اما امروز كسي مانند “هِگل” نمي‏تواند بگويد كه با آب و مواد شيميائي و زمان مي‏توان آدم آفريد”۲٫ هگل مي‏گويد: “هوا و آب و مواد شيميایي و زمان به من بدهيد و من با آنها انسان خلق كنم”۳٫ با پيشرفت روزافزون علم و دانش، بي‏پايه بودن اين نظريه روشن‏تر مي شود. ما مي‏بينيم در عصر حاضر حتي كساني كه دست به شبيه‏سازي مي‏زنند، با پيوند سلّول زنده از يك گياه يا حيوان به يك موجود ديگر مانند خود موجود سلول

گرفته شده، جاندار ديگري به وجود مي‏آورند، همانند پيوند گل و گياه است۴٫ نه اين كه با يك مشت خاك و هوا و آب بتوان موجود زنده‏اي را خلق كرد. چرا كه دميدن روح و جان خلاّقي قادر و حكيم مي‏خواهد كه او تنها خداوند حكيم است كه هستي‏بخش تمام جهان هستي است. و او است كه به خاك تيره و خاموش، روح و جان مي‏بخشد چنانكه مي‏فرمايد: “…وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي…” و از روح خود در آن دميدم.. و بعضي ديگر معتقدند كه آفرينش انسان مستقل از ساير جانداران مي‏باشد كه اين عقيده نشأت گرفته از ظواهر ديني و كتب آسماني مي‏باشد. مخصوصا قرآن مجيد هم تأييد مي‏كند. از جمله آيه ۲۰ سوره روم و ۵۹ سوره آل عمران.

“كرسي موريسُن” مي‏نويسد: “حقيقت امر اين است كه مؤلف اين كتاب هم اطلاع صحيحي در اين خصوص ندارد اما معتقد است كه حيات، نشانه‏اي از قدرت بي‏چون و چراي الهي است و به هيچ وجه جنبه مادي ندارد”۵٫ “هو الخالِقُ الباري‏ءُ المُصَوِّرُ..”۶٫ او خداوندي است خالق، آفريننده‏اي بي‏سابقه و صورتگري بي‏نظير…. باز در همان كتاب در جواب “هگل” كه انسان را موجودي كاملاً مادي و تصادفي فرض مي‏كند، مي‏نويسد: هگل فراموش كرده است كه براي اين كار نطفه و جرثومه حيات نيز لازم است. ايشان پس از آن كه ذرّات نامریي را جمع كردند و براي خلقت انسان آنها را با نظم و ترتيب پهلوي هم چيدند، تازه بايد به قالب آن جان بدهند. به فرض آن كه به انجام همه اين امور خارق‏العاده توفيق يافت از بين ميليون ها احتمال فقط به يك احتمال ممكن است جانوري به وجود آيد كه چشم روزگار غريب‏تر از آن چيزي نديده باشد. خوشمزه‏تر آن كه پس از كاميابي در اين امر، تازه خود “هگل” نخواهد گفت اين موجود عجيب بر حسب اتفاق و تصادف به وجود آمده، بلكه مي‏گويد:«هوش و نبوغ من آن را خلق كرده است».

“راستي خداوند براي ايجاد شگفتي‏هاي خلقت، اسباب و وسایل اسرارآميزي به كار مي‏برد كه فهم آن از قوّه تعقّل ما خارج است”.

***
خصايص انسان از نظر علمي
۱٫ تمام خصايص موجودات آلي را دارد چون از عناصر تشكيل يافته است(خصايص عنصري)= تن.
۲٫ تمام خصايص موجودات زنده و آلي را دارد.
۳٫ تمام خصايص “جانوري” را دارد (خصايص بيولوژيك)= جان. علاوه بر آن، خصايصي مخصوص به خود دارد كه در هيچ‏يك از موجودات زنده و جانوران جاندار هم ديده نشده و آن وجود “روان انساني” با خصائص انساني است= روان۷ .
***

موادّ اوليّه آفرينش انسان از نظر قرآن
نخستين آيه‏اي كه خداوند متعال به آن اشاره مي‏كند، و آن را نشانه‏اي از عظمت و خلاّقيت خود مي‏شمارد، آيه ۲۰ سوره روم و اشاره به آفرينش و موادّ اوليه انسان نخستين كه مهم‏ترين نعمت و موهبت الهي به انسان است، مي‏باشد. چنانكه مي‏فرمايد:”وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ”. يكي از نشانه‏هاي او اين است كه شما را از خاك آفريد و سپس شما انسان هایی شديد كه در روي زمين پراكنده شدید چرا كه ديباچه هر كتابي خلاصه و فشرده مطالبي است كه در آن كتاب نوشته شده است. و ديباچه كتاب آفرينش، انسان است كه در هر جمله و صفحه آن كتاب، علوم و فنوني نهفته است و هركدام از آن صفحات، دانش و تخصصّ مخصوص به خود را مي‏طلبد. مثلاً علم طب از نظر جسم و تن و

روانشناسي از جهت روان و… انسان را مورد بررسي قرار مي‏دهند. از اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام نقل شده است كه فرمود: “أَتَزعَمُ أنَّك جِرمٌ صَغيرٌ وَ فيك انْطَويَ العالَمُ الأَكْبَر، أنتَ‏الكتابُ المُبينُ الَّذي بِأَحْرُفِه تَظْهَرُ المُضمَرُ۸ ” اي بشر آيا خيال مي‏كني كه به ظاهر جِسم كوچكي هستي، در صورتي كه در وجود تو جهاني پر از رمز و راز نهفته است. تو يك كتاب آشكاري هستي كه هر يك از حروف و كلمات آن كتاب آشكار كننده نهان خلقت بزرگ است.

واقعا انسان چه مخلوق عجيبي است كه ابعاد گوناگون آن هنوز براي بشر ناشناخته است. چنانكه علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: “مَن عرفَ نَفسَهُ فَقد عرف رَبِّهُ” هركس خودش را بشناسد، خداي خود را شناخته است. انساني كه كرات مختلف و درياها و خشكي‏ها را تسخير كرده و با پيشرفت سريع علمي خود، دنيا را مانند يك دهكده كوچك قرار داده و در يك زمان خيلي كوتاه از تمام گيتي باخبر مي‏شود و اطلاعات علمي خود را در اختيار ديگران مي‏گذارد و اطلاعات ديگران را بلافاصله دريافت مي‏كند؛ چگونه از خاكي آفريده مي‏شود كه يك مادّه بي‏حركت و خاموش است؟ چه نيرویي غير از خالق توانا مي‏تواند از خاك تيره، انسان متمدن و سراسر نور و لطافت و زيبایي بيافريند و هوش و ذكاوتي به او عطا كند كه دنيا را به استخدام خود درآورد؟

مي‏دانيم كه هر سازنده و پديد آورنده‏اي ابزار و ماده اوليه مي‏خواهد اما خداوند متعال همه موجودات از جمله انسان را بدون سابقه و ابزار و ماده اوليه آفريد: “…اِبتدعَ ما خلقَ بِلا مِثالٍ و لا تعبٍ و لا نصَبٍ و كُلّ صانِعِ شَي‏ءٍ فَمِن شَي‏ءٍ صنَعَ و اللّهُ لا مِن شي‏ءٍ صنع ما خلقَ”. خدا هرچه آفريده، ابتكاري و بدون سابقه بوده، نقشه‏اي از پيش در ميان نبوده و رنج و تلاشي تحمل نكرده۹٫

خداوند متعال در مورد خلقت اوليّه انسان در آيات متعددي با لفظ “تراب”۱۰ و “طين”۱۱ تعبير آورده و بيان فرموده است كه انسان را ابتداءً از خاك آفريده است. چنانكه در اين باره جريان حضرت عيسي عليه‏السلام را به آدم عليه‏السلام كه كاملاً مستقل، و از خاك به وجود آورده، مقايسه مي‏كند و مي‏فرمايد: “إِنَّ مَثَلَ عِيسي عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُراب…”. اين آيه تصريح دارد بر اين كه حضرت آدم عليه‏السلام مستقلاً از خاك گرفته شده زيرا كه قرآن براي آدم نه پدري قايل است و نه مادري و تبدّل انسان از موجودات ديگر را نفي مي‏كند و مي‏فرمايد: “بَدأَ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طِين..۱۲٫ خداوند انسان را ابتداءً از خاك آفريد. حالا خاك چه مراحلي را پشت‏سر گذاشته در آيات متعدد متذكّر مي‏شود مانند: سوره‏هاي سجده:۷ – مؤمنون: ۱۲ – حجر: ۲۶ – الرحمان: ۱۴ كه حاكي از مراحل خاك، گِل و لاي، گِل خشكيده(مانند سفال) و گِل چسبنده است.

آيه ۲۰ سوره روم به دو نمونه از قدرت خلاّقيت خداوند متعال اشاره مي‏كند:

۱٫ آفرينش انسان از خاك ممكن است اشاره به خلقت اوليه انسان كه مخلوطي از آب و خاك، آن‏هم از انواع مختلف خاك هاي تيره، قرمز، سبز، سخت، نرم، خشن، ملايم و سخت باشد۱۳ يا اشاره به نطفه و غذاي انسان است كه باز از خاك به صورت ميوه‏جات و سبزيجات به دست مي‏آيد و با آن غذاها سلّول به وجود مي‏آيد و از آن سلولها نطفه ساخته مي‏شود و از نطفه؛ انسان.

دكتر”الكسيس كارل” مي‏گويد: “عناصر تشكيل دهنده نطفه انسان ابتدا از فرآورده‏هاي خاكي مانند: آهن، مس، كلسيم و يد تهيه مي‏شود كه زمين آنها را به صورت ميوه‏ها و سبزي ها درمي‏آورد و گياهان در بدن دام ها به لبنيات و گوشت تبديل مي‏شوند و بدن انسان با استفاده از آنها نطفه و اسپرم را مي‏سازد.

۲٫ لفظ “إذا” در آيه “فجائيّه” است و در مواردي به كار مي‏رود كه كاري يك مرتبه انجام گيرد يعني خداوند قدرت انتشار و توليد مثل به انسان عطا كرد و در مدت كوتاهي نسل بشر زياد شد. كه اگر زمينه توليد مثل و توالد و تناسل را در نهاد انسان قرار نمي‏داد، امكان نداشت نسل بشر رو به افزايش بگذارد.

***
موادّ اوليّه آفرينش انسان از ديدگاه احاديث
اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام در اين زمينه مي‏فرمايد: “خداوند مقداري خاك از قسمت هاي سخت و نرم زمين و خاك هاي مستعد، شيرين و شوره‏زار آن گرد آورد، و آب بر آن افزود تا گلي خالص۱۴ و آماده شد و با رطوبت، آن را بهم آميخت تا به صورت موجودي چسبناك۱۵ درآمد و از آن صورتي داراي اعضاء و جوارح، پيوستگي ها، گسستگي ها آفريد، آن را جامد كرد تا محكم شود و صاف و محكم و خشك ساخت تا وقتي معلوم و سرانجامي معين و آنگاه از روح خود در او دميد و داراي افكاري قرار داد كه به وسيله آن در موجودات تصرف کند به او جوارحي بخشيد كه به خدمتش پردازد و ابزاري عنايت كرد كه وي را به حركت درآورد، نيروي انديشه به او بخشيد كه حق را از باطل بشناسد و ذائقه، شامّه و وسيله تشخيص رنگ ها

و اجناس مختلف در اختيار او قرار داد و او را معجوني از رنگ هاي گوناگون و مواد موافق و نيروهاي متضاد و اخلاط مختلف حرارت، برودت، رطوبت، يبوست، ناراحتي و شادماني ساخت۱۶٫ عبداللّه بن يزيد بن سلام از پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مورد آفرينش آدم و اين كه چرا “آدم” ناميده شد، پرسيد. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: “براي اين كه از خاك و گرد و غبار روي آن آفريده شده است. گفت: آيا آدم از تمامي خاكها آفريده شد، يا از يك نوع از خاك؟ فرمود: بلكه از تمامي خاكها، زيرا كه اگر از يك نوع خاك آفريده شده بود، همديگر را نمي‏شناختند، و همه با يك قيافه آفريده مي‏شدند. گفت: آيا در دنيا مَثَلي براي انسان ها هست؟ فرمود: خاك؛ چرا كه خاك انواع و اقسامي دارد: خاك سفيد، سبز، سرخ مايل به سفيدي، غبارآلود(سفيد كدر)، سرخ، صاف، سرد، شوره‏زار، خشن، نرم. لذا مردم هم مانند خاكها نرم، خشن، سفيد، زرد و سرخ به رنگ خاك ها آفريده شدند۱۷٫ پس حيات و هستي، نشانه‏اي از قدرت بي‏چون و چراي الهي است و به هيچ‏وجه جنبه مادي ندارد.