قبل از دوره والسانان
مورد قبول واقع شده که خانواده ای Mesonychidae در پایان دوره زمین شناسی سرتاسر شروعی بودند والسانان ازدیگر پستانداران جدا شدند. این خانواده گوناگون بوده و یک مدرک علمی وجود دارد که این خانواده به آنگولاهای اندونزی مثل اسب ها، خوکها، باضافه والسانان تبدیل شدند.

خانواده مزونیکیده از پستانداران خشکی بوده اند و زمینهای همواری راکه امروزه آفریقاست در اوایل ائوسن اشغال کرده بوند. آنها دارای بدن های بزرگی بوده اند وساختار دندانی آنها نشان می دهد که این خانواده شامل گیاهخواران، گوشتخواران و همه چیزخواران بوده فسیل های مربوطه درمصب رود ها و تالاپ ها پیدا شده و اینطور نتیجه می شود که بعضی از مزونیکیده درحال تکامل به سمت یک زندگی آبی بوده اند.

راسته ی ocndylarthra احتمالاً جد بین artiodactyla و والسانان بوده اند که به آنگولاها( سم داران) تبدیل شدند که دلایل حاکی از این موضوع شامل: فسیل های قدیمی، ترکیب خونی یکسان، قندخون جنینی( و کروموزومها) انسولین( مرفولوژی و هم ساختار هخونی) می باشد.

این تشابهات به همراه مرفولوژی جمجمه به این نتیجه منجر می شود که مزونیکیدهه احتمالاً جد والسانان امروزی هستند) قبل از پیدایش والسانان اولیه، condylarthra های زمینی احتمالاً در کنار رودهایی با جریان کند که به داخل دریای تستیس غربی و جنوبی ریخته می شده سکنی گزیده بودند که با دریای مدیترانه و خلیج فارس امروزی مطابقت دارد. مجتمع این حیوانات در منابع آبی مشابه پستانداران ساوانا در استوای امروز است مثل هیپوتالاموس احتمالاً این موجود ات بیشتر آبزی و کمتر حجیم و جاگیر بوده اند.

در ابتدا اجداد والسانان از ماهی های کندرو و نرمتنان تغذیه می کرده اند ولی وقتی رشد جمعیت افزایش یافت و رقابت برای بدست آوردن منابع ایجاد شد نیاز به رفلکس های مربع و دندانهای بسیار مناسب برای شکار ماهی های تندرو بوجود آمد توانایی فرار از صیادان نیز مهم بود ولی خیلی با اهمیت شده بود.

تغییراتی که در ساختمان دندانی مشاهده می شود تحلیل فسیل ها را آسانتر می کند. انهناء راسته ی condylarthra به نظر می رسد که به archaeocetes تبدیل شدند که مشابه همان والسانان اولیه در پایان ناپیوستن هستند. ممکن است که موجود ات حد واسط بین مزونیکیده و آرتئوست یک حیوان سیل شکل بوده که فقط برای ازدیاد نسل به ساحل می اید و در دریا تغذیه میکرده است. حدود ۵۱ میلیون سال پیش سکنی گزیدن در دریا رخ داد.

* پیدایش والسانان اولیه
در دوره پالیوسین آنچه که امروز دریای مدیترانه و خلیج فارس است یک بخش بحساب شده بازو مانند قسمت غربی دریای تیسیس باستانی را ایجاد کرده است. احتمالاً دراین منطقه حدود ۵۰ میلیون سال پیش condylarthra در حاشیه های ساحلی و مرداب ها سکنی گزیدند. آنها مناطق مناسب اکولوژیک را که در پایان کراتا سه باقی مانده بود. بهره برداری می کردند توسط خزنده های منقرض شده شامل، icthyosaurs,Plesiosars ودیگران.

آبهای گرم دریای تیسیس احتمالاً در طی ائوسن بواسطه ی فرونشستگی اروپا و افزایش فعالیت آتشفشان ها در مناطق مختلف جهان گسترش یافت. این دریای گسترده شده نهایتاً تبدیل شد به آنچه را که امروز اقیانوس هند و آتلانتیک است.
مابین والسانان اولیه و اجدادشان نقصان اطلاعات فسیلی وجود دارد وممکن استکه گونه های انتقالی شایع و موفق نبوده اند بنابراین فسیلهای اندکی که واقعاً مشخص باشند نایاب اند. در نطریه دیگر ممکن است که تکامل condylarthra ها به والسانان خیلی سریع و در اثر جغرافیایی عملی انجام شده.بعضی از تکامل گرایان درحال حاضر باور دارند که یک تغییر سلسله ای در بعضی از راسته ی حیوانات خیلی قابل قبول تر است.

دنیای والسانان اولیه که در زیر راسته ی archaeocetes طبقه بندی می شوند شامل رستنی های استوایی و مرداب ها و دریاهای پیشروی داده شده است. archaeocetes دارای بدن های طویل شده بودند و آبزی بودند از نظر سایز بعضی ها از آنها متعادل بوده اند ولی گروهی هم امکان داشته تا ۲۱ متر رشد طولی داشته باشند.
قدیمی ترین فسیل قابل قبول والسانان به نام icthyosaurs,Plesiosaurs و دیگران. آب های گرم دریای تستیس احتمالاً در ی ائوسن بواسطه ی فروشستگی اروپا و افزایش فعالیت آتشفشانها در مناطق مختلف جهان گسترش یافت این دریای گسترده شده نهایتاً تبدیل شده به آنچه که امروز اقیانوس هند و آتلانتیک است.

مابین والسانان اولیه و اجدادشان نقصان اطلاعات فسیلی وجود دارد و ممکن است که گونه های انتقالی شایع و موفق نبوده اند بنابراین فسیلهای اندکی که واقعاً مشخص باشند نایاب اند. در نطریه دیگر ممکن است که تکامل condylarthra ها به والسانان خیلی سریع و در اثر جغرافیای علمی انجام شده. بعضی از تکامل گرایان در حال حاضر باور دارند که یک تغییر سلسله ای در بعضی از راسته ی حیوانات خیلی قابل قبول تر است.
دنیای والسانان اولیه که در زیر راسته ی Archaeoceti طبقه بندی می شود شامل رستنی های استوایی، مردابها و دریاهای پیشروی کرده است. Archaeoceti دارای بدن های طویل شده بودند و آبزی بودند. از نظر سای بعضی ها از آنها متعادل بوده اند ولی گروهی هم امکان داشته تا ۲۱ متر رشد طولی داشته باشند.

قدیمی ترین فسیل قابل قبول والسانان به نام Pappocetus Luard از نیجریا شمالی و Protocetus avatus از مصر که هر دو مربوط به خانواده ی Protocetidae هستند و احتمالاً خصوصیات رفتاری مشابهی داشته اند. نام رایج برای اولین والسانان Zeuglodon است در ساختمان استخوان این حیوانات به پستانداران اواخر کراتاسه و اوایل ائوسن شبیه است مخصوصاً تخصصی شدن آنها برای به چنگ درآودن صیدهای تندرو مثل ماهی ها.

در طی پالیوسن و ائوسن گونه زایی در بین پستانداران ایجاد شد که منجر به جنگ و ستیزهای فراوان برای بدست آوردن منابع غذایی شد.
جمعیت بزرگی پرورش یافت ولی بعداً بدلیل تغییرات در تعادل اکولوژیک که افزایش جمعیت ایجاد شده بود باعث فروپاشیدن آنها شد. از آنجائیکه تکامل معمولاً درشرایط نامساعد رخ می دهد مثبل جاهایی که اندازه جمعیت کاهش یافته تکامل هم بالاخص در این دوره زمانی سرعت گرفت.
انتخاب طبیعی در این دوره زمانی سازش های مساعدی را برای شکارکردن ماهی های تندرو و چابک بجای موجودات آب شیرین زی، نرم تنهای دهانه رودخانه های بزرگ و ماهی های کندرو

برگزید. از نظر ساختمان دندانی ناجور دندان بوده اند از و این نشان میدهد که دندانهای پیش،نیش و دندانهای آسیا متمایزند از انواعی که در پستانداران خشکی زی هستند مثل والهای امروز والسانان اوولیه دارای استخوانهای گوش بسیار متراکم، گام های بلند، سوراخ های بینی بالای پوزه، فضای اطراف استخوانهای گوش برای حضو چربی و کیسه های هوایی که گوش را از جمجمه جدا بکند بودند. بدن طویل شدهبود ودم بلندی داشته اند گردن کوتاه و اندام حرکتی عقبی کوتاه

شده بود. اندام جنبه جلویی به شکل راکت تیس بوده و عمل خمیدگی در مهره دم دیده می شود که اجازه می داد ه حرکت های بالا و پائین دم به خوبی و حرکت های پهلو به پهلو انجام بگیرد.
والسانان اولیه احتمالاً از نظر فیزیولوژیکی بخوبی والسانان امروزی به زندگی دریازی سازگارنشده بودند وحتی بعداً نمونه های موجود فقط محدود به آبهای گرم بودد و archaecete فقط می توانستند در آبهای کم عمق شیرجه بزنند.

محدودیت های بسیار در بدنآنها رقابت را بین والسانان پیشرفته در دوره الیگوسن غیر ممکن کرد. با وجود انواع غالب در ائوسن تنوع در دوره الیگوسن فرو پاشید و الیگوسن به دلیل تنوع پائین گونه ها مخصوصاً در جنوب غربی اقیانوس آرام مشهور است آخرین باقیمانده های این زیر راسته مربوط به ابتدای میوسن در فرانسه هستند تاریخ های مربوط به این باقیمانده ها تأئید نشده است.
* اولین odontocetes

دردوره الیگوسن بین ۲۸ تا ۲۵ میلیون سال پیش archaeocete بوسیله ۴ خانواده جایگزین شدند که شامل squalodontids, Agrophiidae که mysticete های اولیه هستند( در این دوره زندگی برای والسانان آبی تر شده به صورتی که سوراخ های خارجی بینی به سمت عقب منتقل شدند و ساختمان بدن به فرمی در آمد تا بتوانند حیوانات را از اب شکار کنند وگردن بلند و متحرک و اندام حرکتی عقبی کارآمد و بالاخره بیشتر محدوده کمربندی لگن از بین رفتند. هرگونه پوشش بدنی

دارای مو و پشم که این مخلوقات را با اجداد خشکی زیشان ارتباط می داد کاملاً از بین رفت. بدن بیشتر به فرم از درآمد و یک باله پشتی بوجود آمد. گونه های پسین احتمالاًً با گونه های اولیه وجه مشترک داشته اند ولی در نهایت بوسیله ی انواعی مثل دلفین های باله راست از بین رفتند. همچنین در این دوره دلفین های با دم های پره صاف گسترش یافتند. هر نوع عملی را که برای زندگی در دریا مفید نبود توسط انتخابی طبیعی به سرعت از والسانان خذف شد تکامل خیلی

تهاجمی عمل می کر و به همراه سازش های برای بقاء که شامل پایداری به انباشتگی و تجمع هموگلوبین، تحمل میزان پائین اکسیژن ایجاد پینه ی زیرپوستی که در پستانداران دریایی برای ذخیره مواد غذایی است و از آن روغن گرفته می شود کنترل پیشرفته دمای بدن، فشرده شدن جلوی جمجمه بیشترین odontocetes های اولیه هنوز تا حدو دندان بوده اند. ولی در اواخر الیگومن دندانها در بعضی نمونه ها تعدیل شد که شامل ردیف های بلند و بسیار تیز بود و دندان ها هم شکل تک ریشه ای با تاج های مخروطی شکل بود را حالتی مشابه جور ندان هاست. تقریباً همه

ی دلفین های امروزی جور دندان هستند فقط یک استثناء قابل توجه در Rissos Dophin هست. بعضی از Odon toot ها به شدت مشتق شده بطور قابل ملاحظه ای به تاروال ها یا نهنگ های

دریای شمال که بخشی از ساختمان دندان را از دست دادند یا به دندان های مخصوصی توسعه پیدا کردند. Odon toot ها به اصطلاحات و تغییراتی بسیاری تن دادند. مثلاً درشکل گیری جمجمه، سازش برای اسکن صوتی و غواصی، melon در شکاف بینی ایجاد شد] ملون:در سر قرار دارد که مخصوص عمل echolocation است. یعنی آنها از این طریق صوت را در محیط اطراف پخش می کنند و الگوهایی که در اثر برخورد صوت به اجسام اطراف ایجاد شده را دریافت می کند از این طریق

صوت را در محیط اطراف پخش می کند و اکوهایی که در اثر برخورد صوت به اجسام اطراف ایجاد شده را دریافت می کند و می توانند عمل آن جسم و نوع آن را تشخیص دهند.[ توانایی انعکاس صدا احتمالاً زمانی بوجود آید که جمجمه متراکم شده بود و احتمالاً بوسیله ی adontocete های اولیه بطور ماهرانه تمرین شده و بعضی سازش ها که این توانایی را کمک کردند مثل جدایی جدایی استخوان ه

ای گوش با اجسام چربی و کیسه های هوا اجازه می داد تا شنوایی در آنها مدت دار باشد.
اولین adontocete های واقعی مربوط به خانواده ی Agrophiidae بوده اند آن والهای پوزه کوتاه بوده اند با دندانهای مثلثی کوسه مانند نهایتاً aqualodont بوجود آمدند که رفتار آنها مشابه به والهای قاتل است. اگرچه از لحاظ مورفولوژی کاملاً با هم متفاوت بودند. بیشتر آنها بزرگ با بدن های ۳ متری بوده اند و جمجمه در آنها کاملاً فشرده شده بود. aqualodont ها به خانواده ای از

دلفین هایی تبدیل شدند که قبلاً Eorhinodelphinidae نامیده می شدند. ولی امروزه این نام به ehabdosteidae تغییر یافت. این موجودات پوزه های بسیار بلند داشتند و بیشتر گونه های این خانواده تقریباً ۳ متر طول داشتند. فسیل ها مربوط به اوایل و اواسط میوسن است و در اروپا ،امریکای شمال و جنوبی و رسوبات آبهای شیرین استرالیا یافت شده.جمجمه کاملاً فشرده شده و یک جور دندان بودند ولی بهر حال جمجمه ها در این زمان هنوز متقارن نبوده برخلاف دلفین های امروزی.
* od

ontocete های اولیه تا دلفینیده
در اوایل میوسن Melon در انواع جدید پرورش یافت و سیستم های شنوایی کامل تر شدند. خانواده های گوناگونی مشابه دلفین ها که درحال حاضر منقرض شده اند شکوفا شدند: خانواده ی squalodelphinidae اولین odontocete شناخته شده بودند با جمجمه های نامتقارن ۲ تاکسون شاخته شده squalodelphis از ایتالیای شمالی و Diochtichus از آرژانتین احتمالاً این موجودات

کوچک با کمتر از ۳ متر طول بوده اند و با تعداد زیادی دندانهای یکجور. جمجمه های فشرده شه بود مشابه Rhabdosteidae وتعداد زیادی از گونه های مشتق شده ی Squalodontidae بعضی ها معتقدند ه والهای پوزه دار از این گونه تکامل یافته اند ولی دلایل اندکی براین این باور وجود دارد.
دردهه های جدید سطح خون خانواده های Delphinoidae شامل بیشتر گونه های والسان های زنده هستند که شامل خانواده های monodntidae,phocoenidae, Delphinidae هستند بیشتر اعضاء خانواده ی Kentriodontidae بسیار کوچک بوده و نهایت به ۲ متر

می رسیده اند اینها پوزه های کوتاه و تعداد زیادی دندانهای یکجور داشته اند باوجود گوناگونی درا واسط و اواخر میوسن در اقیانوس آرام و آتلانتیک نمونه ای کمتر از ۱۰ میلیون ساله وجود نداشت.
خانواده های monodntidae,phocoenidae, Delphinidae از نظر ژنتیکی بسیار به هم مشابهند و فقط در ۱۵-۱۰ % c-Heterochromatin با هم تفاوت دارند. عدد کروموزومی آنها یکسان و برابر۲۰-۴۴ است و فقط یک استثناء مربوط به orca است که دارای یک جفت کروموزم t است که این کروموزوم بازوهای کوتاهی دارند و دارای satellite هستند و کروموزوم mهم در orca بسیار کوچک است.

نزدیکترین اجداد وال ها :
قدیمی ترین نماینده شناخته شده والها روی خشکی راه می رفته و گوشتخوار بوده و دارای سم و بدن پشم دار بوده است جانشین آنها در دوره ائوسن احتمالاً به گونه های قوزدار تکامل یافته و زندگی دوگانه ای داشته اند یعنی هم در خشکی و هم در آب های کم عمق زندگی کرده اند.در طی ۱۰ میلیون سال بدن این گونه ها به زندگی در اقیانوس سازش یافتند.و

کدام حیوان جد والها بوده؟ آخرین کشفیات در فسیل های وال به این نتیجه رسیده که آنگولاها( جانوران سم دار) که مدت طولانی است منقرض شده اند بنام Mesonychids جد وا لها بوده اند. اطلاعات مولکولی از نمونه ای DNA نشان می دهد که آنها از artiodaotyl ها بوجود آمده اند که شامل کرگردن ها هستند نه مزونیلیدها و این کرگدنها در حقیقت نزدیک ترین جانوران به والها هستند. پژوهش برروی استخوانهای قوزک پا اولین والها بیشتر به artiodactyls ها شبیه است و در حال حاضر شباهت های ظاهی هم این قضیه را پشتیبانی می کند.

فسیلهای مربوط به pakicetid که در سال ۲۰۰۱ تشریح شده در تعیین ای مسئله که والها با چه حیوانی ارتباط دارند بسیار با اهمیت بوده این فسیل ها اطلاعاتی را که در حال حاضر دانشمندان روی DNA والهای امروزی بدست آورده اند را ثابت می کند یعنی اینکه نزدیکترین موجود به والها آنگولاهای انگشتی یعنی Artiodaryl والهای امروزی بدست آورده اند را ثابت می کند یعنی اینکه نزدیک ترین موجود به والها آنگولاهای زوج انگشتی یعنی Artiodarylبوده اند مثل کرگدن،خوک، شتر،آهو و گاو ها.

* یک تصور غلط رایج:
Pakictus یک آرکئوست مربوط به اواسط ائوسن ازکولدان پاکستان است و در حال حاضر قدیمی ترین cetacacun شناخته شد ه است. تا سال ۲۰۰۱
Pakictus فقط از روی جمجمه اش شناخته شده بود ولی در یافته های جدید در پاکستان نمونه هایی را پیدا کرده اند که مشخصات اولیه ای را در جمجم و کل اسکلت بدن نشان میدهد این حیوانات تا اندازه ای دارای اندام های متحرک پیشرفته بوده اند و آبزی بوده اند.

Pakictus به هیچ عنوان به یک وال شبیه نبود و احتمالاً یک پستاندارد زمینی بوده درهر حال جمجمه آن منطقه ای مربوط به گوش دارد با شکل بسیار نامتقارن که فقط به فسیل والها و تی والهای امروزی بیشتر شبیه است. این ویژگی ها در والسانان جزو خصوصیات تشخیصی هستند که در همه cetaceam دیده می شوند و در هیچ پستاندار دیگری وجود ندارد. خصوصیات زیاد یادگیری packictid ها به بعضی از والها شبیه اند ولی این خصوصاایت در همه والها مشترک نیست. برای

مثال ساختمان دندانها، دندانهای packictid بسیار به دندان های فسیل های وال شبیه است ولی شباهتی به وال های امروزی ندارد. packictid ها در دریا زندگی نمی کرده اند. سنگ هایی که فسیل آنها در آن حفظ شده نشان میدهد که استخوان ها در رودهای کم عمق مدفون شده بودند و نیز درآب و هوای گرم و خشک این احتمال وجود دارد که packictid در این رودها آب تنی می کرده اند. استخوان های آنها بطور غیرمعمولی ضخیم بوده که احتمالاً یک سازش بوده تا آنها را برای مقابله با اثر شناوری آب سنگین تر کند.

خانواده packicetidas شامل ۳ جنس است: Pakicetus/Nalacetus/Ichthyolestes
از بین آنها Pakicetus/Nalacetus بزرگترین ها هستند و Ichthyolestes کوچکترین در شکل کلی این ۳ جنس خیلی با هم متفاوت نیستند.
بیش از ۸۰ گونه در خانواده والها طبقه بندی می شوند و تاکسونومیست ها ترجیح می دهند که آنها را Cetacean بنامند که در کلمه ی یونانی ketos به معنای غول دریایی گرفته شده cetacean به ۲ گروه تقسیم می شوند.

۱) Mysticete ( بالونها ) که از صفحات شانه مانندی که در سقف دهانشان وجود دارد برای غذا گرفتن از آب استفاده می کنند گروهی از والها مثل Bluewhale والهای باله دار و بیشتر والهای دراز در این گروه قرار می گیرند به همراه یکسری والهای کوچکتر مثل Mink whale و pygmy right whale .
2) odonto cete ( والهای دندان دار) شامل : Belugus نا روالها Beacked Whale, pilot ، whale, sperm whale,

که خود شامل دلفینها و گراز دریایی می شود. Killer Whale ها بزرگترین اعضاء خانواده دلفین ها هستند.
در ابتدای ائوسن که از ۵۵ تا ۲۲ میلیون سال ادامه داشته اغلب به نام آغاز سال پستانداران نامیده می شود و زمانی که والها آغاز پیدایششان بوده دیرینه شناسان حال می توانند فشار والها را در سری از فسیل های کشف شده دریایی کنند.
Blue whale ها بزرگترین cetacean از هر دانیاسور شناخته شده از بزگترین بوده اند و به طول ۱۰۰ پا و وزن میلیون پوند می رسیده اند.

باقیمانده های packicetus دقیقاً مربوط به رودخانه هاست یعنی همان جایی که پیشنهاد شده که احتمالاً این موجودات بخشی از زمانشان را در آن می گذرانده اند.( نکات دقیق در آناتومی pakicotus باعث شد که دانشمندان این موجود ات را والهای اولیه اعلام کنند مثل:
۱) وجود برجستگی روی تاج دندانهای آسیا
۲) یکی از استخوانهای گوش میانی به نام Tympanic که دارای یک خمیدگی s شکل است) مثل موقعیت بقیه استخوانهای گوش میانی در اسکلت جمجمه

این ۲ ویژگی در بقیه پستانداران وجود ندارد ولی یک اثر مربوط به همه ی والهای قدیمی است.
یک فسیل گیج کننده مربوط به قبل از ۵۰ میلیون سال پیش از یک جمجمه با سایز باندازه ی جمجمه گرگ صحرایی یافت شد که دارای یک برآمدگی مثل موهاک( یک نوع مدل مو) بود یعنی در جایی که ماهیچه ها بهم چسبیده و به پستاندار قدرت گاز گرفتن بدهد. وقتی زیر جمجمه را بررسی کردند استخوان های گوش را به صورت ۲ تا پوسته دیدند که مشابه شکل انگور بود و

بوسیله استخوانهایی به شکل s روی جمجمه لنگر انداخته بودند که چنین چیزی برای یک دیرینه شناس مثل Ambulocetus natans که در سال ۱۹۹۴ در پاکستان کشف شد که به معنای وال شناگر و راه رونده روی خشکی است او پاهای چهارانگشتی بسیار دور از هم و ضخیمی داشته و یک سم کوچک در انتهای هر انگشت این موجود دارای دندان های تیزی بوده وتقریباً به اندازه ی یک شیر دریایی بوده) او یک شکارچی کمین کننده بوده مشابه نوع شکاری که در کروکودیل های امروزی وجود دارد.

سال) دارای دست ها و پاهای بسیار بلند با دندان و گوش والهای امروزی این حیوان حد واسط بین زندگی خشکی زی ودریا زی بوده)

حدود۴۲ – ۴۵ میلیون سال پیش کوچ مرز به رود دلتا بود بصورت دوره ای و در فواصل معین ازآب اقیانوس هند پر می شد و محلی بود که مملو از کوسه ها،ماهی ها ی استخوانی و ماهیهای چهارگوش عمق زی که از دندان تغذیه می کنند کروکودیل و لاکپشت و همچنین والها بود بعضی از والهای اولیه که در این منطقه یافت شوند شامل:

Kutchicettus, Andrewsiphius, Rodhocetus, Indocetus بودند این والهای اولیه حدود ۵ تا ۱۵ متر طول داشتند و به نظر می رسد که سرهای بزرگ دندانهای بی قاعده و پاهای عنکبوتی بوده اند. آنالیزهای اخیر روی ایزوتوپ های اکسیژن در دندانهای آنها نشان می دهد که آها نیازی برای نوشیدن از آبهای شیرین مثل palcicetus نداشته اند. این جانشین های مخصوصAmbubcetu تغییرات قابل ملاحظه ای برای تبدیل شدن به پستانداران دریای واقعی در خود بوجود آورد.

* جای بینی محل قرارگیری بینی در والهای اولیه:
والها وقتی پوزه شان را بالای آب نگه می داشتند براحتی تنفس می کرده اند سوراخ های بینی به سمت بالای سر مهاجرت کردند بطوریکه والهای قدیمی بیشترز مانشان را با سر داخل آب به سر می کردند سوراخ های بینی در والها به تشخیص فرمهای جدید وال کمک می کند در صورتی که والهای دندان دار معمولاً یک سوراخ دارند و دروالهای استخوانی سوراخ شکاف خورده و ۲ نیمه شده.

ستون فقرات این موجود ات انعطاف پذیرتر و قدرتمندشده بوده با تحلیل رفتن اندامهای پشتی و استخوان های ران و کفل گردن آنها کوتاهتر شده بود و اجازه می داد که موجود ات در آب شنا کنند( نیاز کمتر به گوش خارجی به این دلیل است که بعضی از آنها صداها را زیر آب گزینش می کنند و از میان استخوانهای آرواره پائینی با یک لایه پرچربی به گوش داخلی منتقل می کنند این تحول در کمتر از ۱۰ میلیون سال رخ داده والها از هر پستانداری بیشتر دچار تغییر و تحول شده اند و در حال حاضر از بهترین نمونه های تکاملی هستند.

حدود۴۰ میلیون سال پیش والهای باستانی از دریای تستیس گسترش یافتند که مهد تکامل والها در نظر گرفته شده) که گروهی به نام Dorudontines arose بودند این موجودات هنوز می توانند باله های شنای خود را در محل بازو خم کنند و سوراخهای بینی در آنها بطور ناقص بالای پوزه در سمت سر قرار گرفته بودند آنها والهایی بودند دم دار با بدنی پراز پر که در دریا متولد شده و احتمالاً از آنها والهای امروزی بوجود آمده.

طی تحقیقات مشخصی بنام Goedert فسیلی از یک وال دنداندار پیدا شد که یک ارتباط بین والهای باستانی بود و دارای ترکیبی از دندانهای جورواجور بوده و نسل باقیمانده آنها در خشکی بود و odontocete ها و sperm whale ودلفین ها و خویشاوندان آنها)
Sperm Whale ،والهای دندان دار از خانواده ی physeteridas مربوط به اقیانوس های معتدل و استوایی که سر بزرگ آنها حفره ای دارد شامل روغن، اسپرم، موم کافوری) و روده باریک آنها حاوی عنبرسائل است.

مهمترین مشاهده در این حیوان انتقالی در ساختار جمجمه آنهاست. پیدایش کیسه های مخصوص در محل کانال بینی برای حرکت هوا بداخل و خارج و برای ایجاد صوتهای ارتعاشی و یک عدسی از بافت چربی یا ملون در جلوی سروال که برای فوکوس صوتهای خروجی استفاده می شود و یک لایه نازک و کم چربی در محفظه آرواره پائینی که به دریافت اصوات ارتعاشی کمک می کند ترکیب این مجموعه توانایی هدایت و پیداکردن

شکار در عمل echolocation را کمک می کند مخصوصاً در والهای دندان دار odontocote ها)
* تکامل Echolocation

 

اکتشاف در فسیلهای وال های اولیه ثابت کرد که وال توانایی شنیدن زیر آب را پیدا کرده. Pakicetus فاقد این لایه چربی گسترد شده در گوش میانی بود که در والهای امروزی وجود دارد. در هر حال melon در odontoceteها یا همان والهای دندانی تکامل یافته در Basibsaums صوتها به گوش میانی منتقل می شود از ارتعاش آرواره پائین odontocete عمل echolocation را انجام می دهند. melon صدا را به بیرون هدایت می کند و آرواره پائینی بعنوان گیرنده عمل می کند.
محققین نشانه هایی را در تکامل والها یافتند:
مراوده و ارتباط اجتماعی
۱- مراوده و ارتباط اجتماعی با دلفین های دیگر
الف) مراوده اجتماعی با دیگری
ب) ارتباط با دیگری
ج) مراوده و ارتباط اجتماعی با انسانها
الف) مراوده اجتماعی با انسان

ب) ارتباط با انسانها
مراوده و ارتباط اجتماعی با دلفین های دیگر
مراوده اجتماعی با دیگری
دلفین ها بصورت گروهی زندگی می کنند مراوده اجتماعی با دیری شبیه انسان هست آنها به یکدیگر وابسته اند و با همدیگر مثل یک خانواده زندگی می کنن.
علت اصلی که دلفین ها در گروههای بزرگ زندگی می کنند معاشرت پذیری و اجتماعی بودن این است بلکه یک شکل مطمئن از امنیت است که آنها بصورت فردی نخواهد داشت اما در گروه دارند.
از دلایل امینت نسل جوان است تا زمانی که آ«ها ۲ سال دارند توسط مادرانشان حمایت می

شوند اگر مادر نیاز به تأمین غدا داشته باشد یکی از خاله ها پرستاری را بعهده می گیرد آنها این کار را توسط بین مادر فرزند انجم می دهند وقتی مادر بازمی گردد فرزندش را به همان صورت تحویل می گیرد. ارتباط خوب برای دلفین های جوان الزامی است و این برای تأمین امنیت خودشان است.
جستجوی غذا در گروه می شود آنها یک گروه بزرگ از ماهی ها را محاصره کرده و یکی یکی تغذیه می کنند آنها این کار را با شنای مستقیم به سمت بالا به صورت دایره اطراف ماهی ها انجام میدهند.

اگردلفین ها خودخواه باشد یا با هم همیاری نکنند تغذیه موفقیت آمیز خواهد بود.
مزیت دیگری در یک گروه این است که دلفین ها می توانند از خودشان خیلی بهتر دفاع کنند.
دلیل شنی عالی نها و سرعت بالایشان می توانند هر ساعت ۴۵ کیلومترحرکت کنند آنها حتی می توانند با یک وال رقابت کنند. این قابل مقایسه با سرعت یک موتورسیکلت

بعنوان یک سلاح اضافی آنها دندانهای تیزی دارند و دم قوی که به آن سخت ضربه می زنند.
احتمالاً یک کوسه ماهی نمی تواند از یک زوج دلفین ببرد.
سئوال دیگری که بلافاصله به ذهن می رسد این است که آب دلفین ها این سلاح ها را علیه یکدیگر هم بکار می برند.

پاسخ + است زیرامثل ما آنها گاهی اوقات با هم کلنجار می روند.
یکی از این دلایل می تواند دلفین ماده باشد یا فقط یک ناراحتی ساده)
بیشتر دلفین ها یک پوست تقریباً خراب دارند که در نمای نزدیک خوب دیده می شود که بیشتر وقتها دلفین دیگری باعث آن شده است.

زندگی بصورت گروهی به دلفین ها گرمی و راحتی می بخشد.دلفین ها
( دوباره مثل انسان) از همکاری با یکدیگر لذت می برند. بازی قسمتی از زندگی روزانه آنهاست. آنها ترجیح می دهند با هم بازی کندا ما آنها فقط چند بازی انفرادی بلدند. یکی از این بازیها شنا است. آنها بالاپریدن از آب را دوست دارند و نیز آنها دیوانه آمیز ترین کارها را زیر آب انجام می دهند آ«ها حلقه های هوایی خارج از هوا درست می کنندکه سعی می کند این حلقه هوایی را زیر آب هم نگه دارند( اطلاعات بیشتر در مورد این مسئله در بخش بعد یافت می شود بازیگوش ) شما همچنین می توانید چند تصویر در این بخش ببینید.

واقعیت جالب دیگری از دلفین ها در مورد خواب است آنها هرگز نمی توانند کامل بخوابند از آنجائیکه ممکنه غرق شوند. اگر به چرت عمیق بروند پس چطور دلفین ها استراحت می کنند؟ آنها فقط نیمی از بدنشان را استراحت می دهند. آنها این انتخاب را دارند که نیمی از مغزشان را استراحت بدهند، در حالیکه در اطراف شنا میکنند و با نیمه دیگری نفس می کشند. شما میتوانید براحتی بگوئید چه موقع می خوابند زیرا یک چشمشان بطوراشک بسته است. اگرآنها گهگاه هر دو نیمه ی مغزشان را استراحت می دهند آنها بطور کامل استراحت می کنند.
کسی می تواند حدس بزند اما دلفنبن ها گپ زدن با همدیگر را دوست دارند. افرادی که به دلفینها کار می کنند گاهی اوقات می بینند دو دولفین یک گفتگوی کامل دارند.
ارتباط با دیگری

دلفین ها می توانند با صدای خیلی بلند( الکتروسونیک) با یکدیگر ارتباط برقرار کنند شنوایی دلفین ها بسیار حساس تر از انسانهاست. آنها می توانند صداها را تا فرکانس –Hz200/(ارتعاش نوسان در ثانیه) تشخیص دهند این در مقایسه با قدرت شنیداری ما بسیار بالاست. ( تا فرکانس Hz 20/- ) دلفین ها بنابراین می توانند تولید کنند صداهایی که برای ما خیلی بالاست که بشنویم.
این فرکانس بالا همچنین مزایایی برای جهت یابی دارد صداهای الکتروسونیک اکو می شوند به این صورت است که آنها اشیاء( یا صدا را) در تاریکی قرار می دهند.د لفین ها می توانند توسط

صداهای دیگر( با فرکانس بالا) در دریا صدمه ببینند گاهی اوقات جهت یابی شان را به دلیل همین بطور کامل از دست می دهند نتیجه اغلب در روزنامه ها خوانده می شود یا در تلویزیون دیده می شود دلفین ها بطور اتفاقی کنار ساحل شستشو می کنند.
( اطلاعات بیشتر در بخش کشتیرانی و جهت یابی صوتی)

مراوده و ارتباط اجتماعی دلفینها با انسانها
مراوده اجتماعی با انسانها
همانطور که گفته شد دلفین ها به بازی علاقمند هستند آنها دنبال دسوت خوب می گردند تا با او بازی کنند. شما اغلب می بینید که دلفین ها سعی می کند در طول قایق شنا کنند یا اینکه آنها به ساحل می روند جائیکه افراد هستند افراد هم گاهی اوقات توسط دلفین ها نجات داده می شوند، زمانی که ممکن است غرق شوند.
چرا به نظر می رسد دلفین ها با انسان بودن لذت می برند؟
برای بسیاری از افراد شامل دانشمندان( بیولوژیست ها) دلیل دقیق مشخص نیست بیشتر مردم می گویند این فقط بازیگوشی است. مشاهده شده که دلفین ها، شکمها، و قطعات چوب را به ساحل می آورند این ادعای اینکه

] دلفین ها انسانهای در حال غرق را نجات می دهند[ بی اعتبار می کند از این گذشته ثابت شده است که دلفین ها دوست دارند بازی کنند و افراد برا نها اسباب بازی های خوبی هستند. احتمالاً همچنین دلیل این واقعیت است که دلفین ها از مرواده ی اجتماعی با افراد لذت می برند( بخش هوش و زبان را بخوانید) دلفین ها مشتاق یادگیری هستند درست مثل سگها دلفین ها بآسانی تربیت می شوند.

معمولاً این خلاف میلشان نیست. برخی دلفین ها، وقتی یک توپ دریافت می کند آنرا نگه می دارند زیرا خیلی دوستش دارند انسانها فقط اسباب بازیها خوبی نیستند بلکه همچنین کارهایی می کنند که لذت دلفین ها را افزایش میدهد. ما به عنوان انسان همچنین با قراردادن آنها در دلفینارسوم ها جای یکه آنها نمایش می دهند از آنها استفاده می کنند. زیرا ما از طرف دیگر، دلفین ها را مثل اسباب بازی می بینیم ارتباط اجتماعی بین دلفین ها و انسانها بطور معقول خوب و انعطاف پذیر است اما همانند انسانها و دلفین ها بین خودشان گاهی با هم کلنجار می روند. اغلب اینها خدشه هایی در ارتباط ا ست که من در مورد آن در بخش بعد بیشتر صحبت می کنم.
ارتباط با انسان ها

ارتباط بین دلفین ها و افراد سخت است و ما یک زبان کاملاً متفاوت داریم ودلفین ها تارهای صوتی دارند دلفین ها با صداهای بسیار بلند با هم ارتباط برقرار می کنند که ما نمی توانیم بشنویم.
اندامهایی از انسان ها پیشرفت کرده است که دلفین ها قادر نیستند انجام دهند که این صداها را تولید می کنند.
زیست شناسان زیادی هستند که زبان را کشف کرده اند ما تا حد کنر موفق شده اند.
دلفین های درون دلفیناربوم علائم متفاوتی می دانند و این علائم راههای
اصلی ارتباط است .
حرکات یک دلفین به انسان سرنخ هایی می دهد که منظورشان را بفهمد. این موردی است برای سرپرست یا افراد دیگری که کارهای زیادی با دلفین ها انجام میدهند.

مشکل دیگری در ارتباط وجود دارد از صورت دلفینها چیزی نمی شوند فهیمد آنها همیشه پوزه ی در حال لبخند جالب دارند حتی موقعی که عصبانی اند. بعلاوه آنها وقتی عصبانی هستند چیز زیادی نشان نمی دهند. اگر می خواهید با دلفین ها بدون ایجاد هیچ مشکلی شنا کنید باید یک هدف ایمنی را بگذرانید. مواردی بوده است که شناگران بخاطر سوء تفاهم توسط دلفین ها مورد حمله قرار گرفتند.
دلفینها عموماً حیوانات بازیگوشی هستند این یک واقعیت است که بیشتر وقت خود را به بازی می گذرانند. اما دلفینها با بازیگوشی تا کجا می روند برای پاسخ به این سئوال من با چند مثال توضیح میدهم:

این افراد در حال غرق شدن بودند اما دلفین ها درست سروقت آنها را به ساحل رسانده اند.
این داستانها آنقدر قشنگ هستند که شبیه افسانه های زیبا می باشند.
بهرحال تحقیقات وسیع نشان داده است که اینها فقط اتفاقات صرف هستند.
دلیل آن فقط بخاطر طبیعت بازیگوش دلفین ها است.

بیشتر از یک بار محققان مشاهده کرده اندکه دلفین ها چیزهای را به ساحل می آورند مثل آشغال و تشتک.
این یعنی اینکه ممکن است یک دلفین یک انسان را بجای یک شیء به ساحل بیاورد.
دلفین ها اغلب در طول قایق شنا می کنند این به این علت نیست که آنها افراد روی کشتی را بطور ویژه ای دوست دارند اما آنها از جریان قایق لذ

ت می برند.
تمام اینها بخاطر بازیگوشی دلفین هاست.
دلفین هایی که در دلفینیاریوم اقامت دارند معمولاً از آن لذت می برند دلفین هایی هستند که در مورد توپها و حلقه ها دیوانه اند و مربیان آنها مثل اسباب بازی هستند از تمام اسباب بازیهای که وجود دارند شاید انسانها برای دلفین ها سرگرم کننده ترین باشند.
جای تأسف است که جذابیت انسانها برای دلفین ها از هر چیزی بیشتر وزیباتر است انسانها یک عاشق واقعی برای دلفین ها نیستند. دلفین ها ماهی ها را می گیرند و مردم همه نوع بازی با دلفین ها را انجام می دهند. کمی جای افسوس است اما دلفین ها فقط حیوان هستند مثل میمون ها.
آن لبخند معروف هم آنچه به نظر می آید نیست( حتی اگر یک دلفین عصبانی باشد به خندیدنش ادامه می دهد آن بخاطر ساختار صورتش است اما ما بعنوان انسان اغلب فکر می کنیم حیوان شاد است.)

این روش ارتباط ماست و اغلب مایلیم درمورد احساس دلفینها سوء تفاهم داشته باشیم.
( به بخش مراوده اجتماعی و ارتباط در این وب سایت برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید )
در بخش فرعی بعدی شما می توانید در مورد بازیهاسی مختلفی که دلفین ها دارند بخوانید.
قسمتهایی از رسانه ها نیز در دسترس اند.
مثال های از بازیها:
این بخش یک مروری بر بازی های مختلف است که دلفین ها روزانه در آن شرکت می کنند یا در دلفیناریوم یا در طبیعت گاهی اوقات مطالبی در مورد بازی ها مورد سئوال است.
اسباب بازی هایی که توسط انسان ساخته شده: در دلفیناروم دلفین ها اسبباب بازی هایی مثل توپ،حلقه ها و مدارند. این اسباب بازیها بطور طبیعی موجود نیستند اما دلفین ها این را دوست دارند برخی دلفین ها دیوانه ی این اسباب بازیها هستند برای مثال وقتی مربی توپ را به دلفین می دهد دلفین آن را برنمی گرداند.

هر دلفینی با اسباب بازی یک نمایش

ی ارائه می دهد. بعضی ها توپ میخواهند که با آن بازی کنند.
در حالیکه برخی حلقه را ترجیح می دهند.
حلقه های هوایی: حلقه های هوایی اسباب بازی های ویژه ای هستند که توسط دلفین ها ساخته شده اند. دلفین ها عمیق شیرجه می روند و سپس یک حلقه ی هوایی زیبا را در اطراف حود خود میدهند. اون شبیه یک حقله ی هواست آنها از آن برای شنا استفاده می کنند یا سعی می کنند حلقه را پائی ن ببرد و یا فقط به اون برای شوخی یا برای شادی نگاه می کنند.
انسانها:

همانطور که قبلاً گفته شد انسانها اسباب بازیهای مشهوری برای دلفین ها هستند.
در یک دلفیناریوم این خصیصه به معنی در نظر گرفته میشود و همچنین در ساحل های استرالیا و یونان شما ببینید که انسانها بطور ویژه ای برای دلفینها جالب اند. دلفین ها افراد را دوست دارند چون می توانند با آنها بازی کنند(برای مثال شنا به دلفیناریوم که این اتفاق در آن میافتد فکر کنید) و زیرا آنها به دلفین ها میدهند.

شنا: دلفین ها شناکردن را خیلی دوست دارند آنها دیوانه آمیزترین کلکها را می زنند مثل بالاپریدن در آسمان، سپس واردشدن به آب مثل یک دربطری باز کن. آنها دوست دارند در طول قایق های پاروزنی شنا کنند یک دلفین فقط شناکردن را دوست ندارد او می تواند خیلی خوب شنا کند. در آب دلفینها( بازیگران شیرین کار) می توانند به سرعتی در حدود ۶۵ کیلومتر در ساعت برسند این قابل مقایسه با سرعت یک موتورسیکلت است.

* دیگری: اگر آنها بخواهند کاری متفاوت انجام دهند همدیگر را دارند آنها می توانند با هم گپ بزنند با هم شنا کنند با هم حلقه های هوایی بدهند. به هر حال به نظر میرسد اونها فعالیت های فوق را لذت بخشند از آن هایی که همتایانشان انجام میدهند می یابند.

جهت یابی و تعیین موقعیت بوسیله صدا:
I. جهت یابی
II. تعیین موقعیت بوسیله ی صدا
III. چطور تعیین موقعیت بوسیله ی صدا انجام می شود.
جهت یابی:
یک دلفین درفضای خیلی وسیع حرکت می کند. جهت یابی اهمیت زیادی دارد زیرا یک دلفین بآسانی رد جایی را که بدون یک سیستم هدایتی خوب است را از دست میدهد.
گاهی – نه بدون دلیل – اتفاق میافتد که یک دلفین یا یک گروه از دلفینها راهشان را گم می کنند.
گاهی اوقات این مشکل بزرگی نیست اگر چند km از جایی که باید دور باشد .

اما اگر دلفین در کنار ساحل در یک قسمت کم عمیق بماند آن را فرزند گیش خواهد بود. در اینحالت نمی تواند راهش را به دریا بیابد. این برای دلفین گران استکه بدنش را مرطوب نگاه دارد و اگر ای اتفاق نیفتد بخاطر را ته شدن می میرد. دلفینهایی که کنار دریا گیر اتفتاده اند می تواند تنها نجات داده شوند و اگر انسانها بتوانند سریع به آنجا برسند و آنها را به آب برگردانند بنابر این این نوع اشتباهات ممکن است کشنده باشد.

تعیین موقعیت بوسیله ی صدا
یک دلفین نه تنها می تواند از صدایش برای جهتیابی استفاده نماید بلکه می تواند اشیای مشخص را و یا چیزهای دیگر مثل ماهی، جایگزین آن کند. این اهمیت زیادی برای دلفین دارد. از آنجائیکه دلفین نمی توند به جلو نگاه کندچون چشمهایشان در اطراف سرش هستند،اون صداها ارسال می کند و امواج صدا منعکس می شود اگر به چیزی برخورد کنند. راهی که ارتعاش صدا به دلفین دارد. از آنجائیکه دلفین نمی تواند به جلو نگاه کند چون چشمهایش در اطراف سرش هستند. او صداها را ارسال می کند و امواج صدا منعکس می شوند اگر به این روش تعیین مکان اشیاء کولوکیش در تعیین موقعیت بوسیله ی صدا نامیده می شود.

اکو( صداهای منعکس شده) دلفین را از جای دقیق شیء مطمئن می نماید به خاطر صدای تقریباً ثابت دلفین در یک دنیای صوتی کامل زندگی میکند این بطور ویژه موردی درتاریکی است.
چطور تعیین موقعیت بوسیله صدا انجام می شود:
دلفین ها صداهای مجزایی با تیک کوتاه با طول ماکزیمم ۰۲ هزارم ثانیه(۰۰۰۲ . ثانیه) تولید می کند.
هر ثانیه، ۵هزار از این صداها را پوشش میدهد این صداها فرکانس ۵۰Hz در ارتعاش در ثانیه دارند.
تحقیقات دراین مورد درباره دلفین ها انجام شده است.

اول چشمهای یکی از دلفینها بسته شد وقتی اون نزدیک محلی که غذا بود برده شد، اون این صداها را بلندتر درآورد. این صداهای اکوشده با جهت ارسال شد و به این صورت اول توانست یک قسمتی از پلاستیک را با همان اندازه از غذا از یک تکه ماهی تشخیص دهد.

در دلفیناریوم آنها در تاریکی کامل بدون از دست دادن سرعت بدون برخورد با شیء شنا می کنند.
تفاوتی بین دلفین ها و دیگر حیوانات در این که چطور از تعیین موقعیت به وسیله ی صدا انعکاس می کنند وجود دارد. تفاوتی بین دلفین ها ودیگر حیوانات در این که چطور از تعیین موقعیت بوسیله ی صدا استفاده می کنند وجود دارد حیوان بسیار مهم دیگری با این توانائی خفاش است. خفاش دو گوش
خیلی بزرگ

دارد در حالی که دلفین دو سوراخ دارد.
هوش و زبان
۱) هوش
الف- مغز
ب- داستانهای قدیمی
ج) سئوال بزرگ
ح) زبان
هوش
مغز
دلفین ها مغزهای خیلی بزرگ و چین خورده ای که بعلاوه ی حجم بدن بزرگ ظرفیت ذهنی ویژه ای ارائه میدهد.
طبق گفته ی محقق مغز پیلری، مورد سئوال قرار می گیرد که آیا مغز سپینس( انسان) از نظر در جه بندی با لاتر است یا نه؟ دلفین ها بآسانی تربیت می شوند و سریع و استثنایی یاد می گیرند.
به هر حال تحقییقات اخیر نشان داده است که تعداد سلول های مغزی یافت شده در دلفین ها بطور قابل مقایسه ای کوچک اند دانشمندان به این نتیجه می رسند که دلفین ها احتمالاً کم استعدادتر از آن چه فکر می کردند می باشد.

انسانها سلول های مغزی بسیار بیشتری دارند و بنابراین می توانند کمی سریعتر یاد بگیرند و فکر کنند.
داستانهای قدیمی

داستانهای قدیمی زیادی در مورد دلفینها که هزاران سال پیش اتفاق افتاده وجود دارد.
تلماکوس، پسر دریانورد ادپسوس در دریا افتاد و نزدیک بود غرق شود خوشبختانه یک دلفین او را نجات داد و او را به ساحل آورده در نتایج او با حکاکی او با یک دلفین روی پسرش تشکر کرد.
این داستان دیگری است که بوسیله ی دانشمندان روهن پالینیوس در مورد دوستی بین یک پسر کوچک و یک دلفین گفته شده است دلفین برای پسر بسیار جالب بود تا حدی که با او بازی می کرد و هر روز او را به مدرسه می آورد.

این داستانها برای این زمان غیرواقعی می باشند و کاملاً توسط دانشمندان جدید رد شده است.
سئوال بزرگ
دلفین های پستانداران بسیار با استعدادی هستند.
داستان های زیادی بر این مدعا هستند که آنها هوشی فراتر از درک انسان دارند و قابل تحقیق نیستند.
سفرهایی وجود دارد که بیماران لاعلاج را برای شنا با دلفین ها می فرستند و اعتقاد دارند این سفرها بیماریشان را درمان می کند زیرا دلفین ها صداهای دکتر اسونیکی ایجاد می کنند که عملکرد شفا دهنده دارد.
انسانها عموماً اراده ی خیلی قوی دارند و این اراده ی بسیار محکم است اگر کسی بخواهد به چیزی دست پیدا کند برای مثال شخصی که سرطان داشته، رفت که با یک دلفین شنا کند روی معتقد شد که دلفین بیماری اش را علاج خواهد کرد. با تلقین به عقاید خود اراده ی وی برای خوب شدن افزایش یافته است و این شانس بهبودی واقعی وی را بالا خواهد برد.
افراد زیادی همچنین گفته اند دلفین ها بطور ویژه انسانها را دوست ارند یعنی دلفین ها می تواند به یک تخصص ویژه وابسته شوند و دلفینی بودکه در ابتدا به مردی که بطور مداوم با او شنا می کرد وابسته شده بود و بطور ضمنی اشاره می کرد که می خواهد نوازش شود. زمانیکه مرد روی سرش دست کشید اشک را در چشمهایش دید مثل اینکه از روی خوشحالی گریه می کرد.

درست مثل انسانها که می توانند افراد دیگر را از غرق شدن نجات دهند دلفین ها هم می توانند این کار را انجام دهند. همچنین داستان های جدیدی از دلفین هایی که انسانها را نجات می دهند وجود دارد.
آیا آن بدلیل این است که آنها می خواهند کمک کنند یا غریزه شان این چنین است.
افراد همچنین دیده اند که از آنها تشکها و دیگر دلفین ها را به سال می آورند. این رفتار خطری قابل فهم است که دلفین ها گهگاه افراد را نجات میدهند.
تحقیقات زیادی در مورد رفتار دلفین ها هست به نظر می رسد که آنها مشترکات زیادی با انسانها دارند.

اگر به یک دلفین آئینه داده شود تا خودش را ببیند او به قیافه ی خود توجه میکند اگر مثلاً یک دایره ی سیاه به یکطرفش بچسبد او با بیزاری به آن نگاه میکند.
بنابراین سئوال بزرگ در این جا این است چرا دلفین ها کارهایی می کنند که معمولاً انسان ها انجام میدهند. آیا آنها واقعاً این قدر باهوش اند.

دلفین ها مطمئناً موجودات باهوشی هستند اما جای شک است که آیا توانایی های عقلانی آنها از انسان فراتر می رود؟ برخی تأکید و برخی دیگر تکذیب میکنند ما در حال حاضر به نتیجه نرسیده ایم.
بهرحال بیشتر مردم قبول دارند که هوش یک دلفین قابل مقایسه با هوش یک میمون است.