جايگاه خمس در اسلام

دورنمائى از فلسفه خمس و زكات
گرچه اسلام درآمدهايى را كه از طرق نامشروع، همچون اختلاس، احتكار، كم‏فروشى، ربا، سرقت، رشوه و امثال آن بدست مى‏آيد، به شدّت حرام كرده و حكومت اسلامى را مسئول بازگشت اين اموال به صاحبان اصلى آنها دانسته است، چنانكه اميرالمؤمنين على‏عليه السلام فرمود: تمام اموالى را كه در زمان خليفه سوّم ميان نورچشمى‏ها به ناحق تقسيم شده است، برخواهم گرداند، گرچه آن اموال در مهر زنان هزينه شده باشد. (۲) امّا با اين حال به دلايل تفاوت‏هاى حكيمانه‏اى كه خداوند ميان انسان‏ها قرار داده است و به خاطر تلاش و تخصّص و ابتكار، برخى افراد درآمد بيشترى دارند كه از طريق مشروع نيز كسب كرده‏اند، و برخى افراد با درآمد كم، توانِ اداره زندگى خود را ندارند.

تمام نظام‏هاى بشرى براى كم‏درآمدها به فكر چاره بوده‏اند، زيرا اگر اين خلاء به نحوى پر نشود، كينه و حسادتِ كم‏درآمدها نسبت به پردرآمدها شعله‏ور مى‏شود و شعله‏اش ممكن است همه چيز را بسوزاند. اگر گرسنگان سير نشوند، خطر بالارفتن آمار جنايات جدّى مى‏شود و هر نظامى كه به فكر گرسنگان نباشد، ماندنى نيست.
گرسنگىِ جمعى از مردم و پرخورى جمع ديگر را هيچ عقل و وجدان سالمى نمى‏پذيرد. به همين دليل، براى حلّ اين مسأله افراد و حكومت‏ها، طرحهاى زيادى ارائه داده‏اند كه رايج‏ترين آنها گرفتن ماليات و برقرارى تأمين اجتماعى و ايجاد مؤسسات خيريّه و صندوق‏هاى قرض الحسنه و امثال آن است.

اسلام نيز كه مكتبى جامع و اجتماعى است، براى فقرزدايى و حل مشكل محرومان جامعه، طرحهايى را ارائه داده كه يكى از آنها، مسئله خمس است.
رسيدگى به فقرا به قدرى مهم است كه حضرت على‏عليه السلام در حال نماز انگشتر خود را به فقيرى كه در مسجد از مردم تقاضاى كمك مى‏كرد و كسى به او پاسخ مثبتى نداد، عطا كرد و اشاره نكرد كه صبر كند و بعد از نماز به او كمك كند بلكه در حال ركوع انگشتر خود را به او بخشيد و آيه نازل شد: «انّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين آمنوا الّذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزّكاة و هم راكعون» (۳)
البتّه در بحث خمس، تفاوت‏هاى خمس و زكات با ماليات مرسوم دولتى بيان شده است كه ان شاءاللّه مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

خمس، نوعى تعديل ثروت است كه انسان با اراده خود و با قصد قربت، براساس ايمانى كه دارد و اعتمادى كه به او مى‏شود، درآمدهاى خود را بررسى و هزينه متعارف زندگى خود را از آن كاسته و بيست درصد از سودى كه مازاد بر هزينه زندگى سالانه او است، به عالم‏ترين، متّقى‏ترين و بى‏هوس‏ترين افراد مى‏پردازد تا او همچون وكيلى مورد اعتماد، در آنچه به صلاح جامعه مى‏بيند، هزينه كند.
اين تعديل ثروت از طريق خمس و زكات، امرى واجب است، ولى اسلام براى تعديل ثروت راههاى غير الزامى ديگرى نيز از قبيل وقف، هبه، صدقه، انفاق، وصيّت، كفّاره، نذر، عهد، ايثار و قرض‏الحسنه، قرار داده است.
تعديل ثروت در بعضى از مكاتب اقتصادى همچون كمونيسم، از طريق نفى مالكيّت خصوصى و به انحصار دولت درآوردن همه چيز، آن هم به صورت اجبار صورت مى‏گيرد كه در اين نوع تعديل هيچ‏گونه آزادى و انتخاب و رشد وجود ندارد.

 

جامعيّت اسلام
آرى، از امتيازات اسلام آن است كه اقتصاد آن با اخلاق و عاطفه آميخته است، همان‏گونه كه سياست و ديانت آن به هم آميخته است. نمازجمعه با اين كه يك عمل عبادى است، يك مانور سياسى هم هست. اسلام حتّى در جهاد، به مسائل عاطفى، اخلاقى، اجتماعى و سياسى نيز توجّه دقيق دارد.

اين على بن‏ابيطالب‏عليه السلام است كه در بحبوحه جنگ به خورشيد نگاه مى‏كند تا مبادا نماز اوّل وقتش از دست برود! و فرزندش امام حسين‏عليه السلام ظهر عاشورا در برابر سيل تير دشمن، نه تنها نماز واجب مى‏خواند، بلكه به مستحبات نماز نيز از قبيل اذان، اقامه، جماعت، اوّل وقت و… توجّه كامل دارد. و باز مى‏بينيم همين علىّ بن‏ابيطالب‏عليهما السلام در وسط جنگ، وقتى يارانش آب را در ظرفى تَرك‏دار براى او مى‏آورند، مى‏فرمايد: آشاميدن آب از ظرف ترك‏دار مكروه است. (چه بسا ذرّات آلوده‏اى كه لابه‏لاى آن ترك باشد و آب را غيربهداشتى كند.)

باز مى‏بينيم در وسط جنگ بعضى از حضرتش مى‏پرسند: نظر شما درباره فلانى و فلانى چيست؟ حضرت مى‏بيند پاسخ اين سئوال سبب فتنه و تفرقه مى‏شود، سؤال‏كننده را توبيخ مى‏كند و اجازه نمى‏دهد امّتى كه به وحدت كلمه نياز دارند دستخوش تفرقه شوند، و باز مى‏بينيم به هنگام جنگ، شخصى از على‏عليه السلام معناى توحيد را مى‏پرسد و رزمندگان از سؤال او ناراحت مى‏شوند، حضرت مى‏فرمايد: جنگ ما براى توحيد است و سپس توحيد را براى او معنا مى‏كند.

به رزمندگان دستور مى‏دهد آب آشاميدنى دشمن را مسموم نكنيد، درختانشان را قطع و به فراريان تيراندازى نكنيد، به زنان و كودكان و سالمندان كارى نداشته باشيد. در كجاى دنيا سراغ داريد كه جنگ، سياست، عبادت و اقتصاد اينگونه با مسائل اعتقادى، اجتماعى، اخلاقى، بهداشتى و عاطفى آميخته باشد.
در نظام اسلامى رابطه ميان مردم و رهبر الهى رابطه صلوات و درود است. به مردم فرمان مى‏دهد كه به پيامبرشان درود فرستند: «يا ايّها الّذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً» (۴) و به پيامبر نيز دستور مى‏دهد به پرداخت‏كنندگان زكات صلوات و درود فرستد: «خُذ من اموالهم صدقة و صَلِ‏ّ عليهم» (۵)

در اسلام، روزهايى عيد ناميده شده است كه ضمن شادى و تبريك، رسيدگى به محرومان از طريق تقسيم گوشت قربانى در عيد قربان و سير كردن شكم گرسنگان در عيد فطر از طريق زكات فطرة مورد توجّه است. جامعيّت اسلام تا آنجاست كه حتّى خوردن و آشاميدن، هدفمند طرّاحى شده است؛ در كنار جمله «كلوا» كه فرمانِ خوردن است، يكجا مى‏فرمايد: «كلوا…و لاتسرفوا» (۶) در خوردن زياده‏روى نكنيد.
يكجا مى‏فرمايد: «كلوا… و اشكروا» (۷) به خاطر خوردن از خداوند تشكّر كنيد.

يكجا مى‏فرمايد: «كلوا… و اعملوا صالحاً» (۸) با قدرتى كه از غذاخوردن بدست مى‏آوريد كار نيك انجام دهيد.
يكجا مى‏گويد: «كلوا…. و لاتطغوا فيه» (۹) از قدرتى كه به وسيله غذا بدست آورده‏ايد طغيان نكنيد.
يكجا مى‏فرمايد: «كلوا… و آتوا حقّه» (۱۰) بخوريد و حقّ آن را اداء كنيد.

و يكجا مى‏فرمايد: «فكلوا… اطعموا» (۱۱) بخوريد و به ديگران نيز اطعام كنيد.
حتّى آنجا كه به زنبور عسل الهام مى‏كند شيره گل را بمك، دستور مى‏دهد كه عسل بساز، بنابراين اسلام، دين خوردن و خوابيدن نيست، بلكه خوردن و خوراندن و كار نيك انجام دادن و طغيان و زياده‏روى نكردن است، همه با هم در نظر گرفته شده است. در كدام مكتب به اين جامعيّت توجّه شده است.
به هر حال دنيا ماليات مى‏گيرد و اسلام نيز خمس و زكات مى‏گيرد، امّا شما در اين كتاب به نكات و لطائفى برخورد خواهيد كرد كه نشان مى‏دهد حساب ماليات‏هاى اسلامى از حساب انواع ماليات‏هايى كه در دنيا گرفته مى‏شود و قوانين آن بافته و ساخته فكر بشرى است جداست. در قوانين اسلامى به تمام ابعاد توجّه شده است؛
از چه چيزى خمس و زكات گرفته شود؟

چه مقدار از سرمايه مشمول خمس و زكات شود؟
چگونه گرفته و چگونه پرداخت و چگونه مصرف شود؟
محاسبه اموال با چه كسى باشد، گيرنده يا پرداخت‏كننده؟
پرداخت كننده با چه انگيزه و هدفى بپردازد و گيرنده چه ويژگيهائى داشته باشد؟
چگونه مردم را به پرداخت خمس و زكات علاقمند كنيم؟

مسؤلين جمع‏آورى چه افرادى باشند و چگونه به سراغ مردم بروند. در كجا گردآورى شود و شرائط خزانه‏دار بيت المال چه باشد، با افرادى كه سوءاستفاده مى‏كنند، چگونه برخورد شود و دَه‏ها مورد ديگر كه اگر ميان ماليات‏هائى كه در دنيا گرفته مى‏شود با خمس و زكات مقايسه شود، معجزه بودن مقرّرات اسلامى روشن مى‏شود، همان گونه كه اگر مقايسه‏اى ميان اذان و ناقوس كليسا شود، مشخّص مى‏گردد كه جملات اذان موزون، پرمحتوى‏، هدفمند و انگيزه‏آور، ولى در صداى ناقوس، چيزى مفهوم نيست. اگر مقايسه‏اى ميان نماز اسلام باعبادات ساير اديان شود، اگر مقايسه‏اى ميان جهاد اسلامى و جنگهاى دنيا شود، اگر مقايسه‏اى ميان كنگره بين‏المللى حج با ساير اجتماعات شود و اگر مقايسه‏اى ميان نظام خانواده در اسلام با نظام خانواده در دنيا شود، جلوه اسلام بيشتر روشن خواهد شد.

خمس در قرآن
«وَ اعلَموا أنّما غَنِمتُم مِن شَى‏ءٍ فَاِنّ لِلّهِ خُمُسَه و لِلرَّسولِ ولِذِى القُربى‏ وَ اليَتامى‏ والمَساكينِ وابنِ السَّبيلِ اِن كُنتُم آمَنتُم بِاللّه…» (۱۲)
«اگر به خدا ايمان داريد، بدانيد هر چه را به عنوان غنيمت بدست مى‏آوريد، بى ترديد يك پنجم آن براى خدا و رسول و خويشان و يتيمان و درماندگان و در راه ماندگان است.»
تاريخ نزول آيه

بعضى زمان نزول آيه را جنگ بنى قينقاع (۱۵ شوال سال دوم هجرى) مى‏دانند، (۱۳) برخى زمان نزول را جنگ اُحد (۷ شوّال سال سوم هجرى) (۱۴) و بعضى جنگ بدر (رمضان سال دوم هجرى) مى‏دانند. (۱۵) كه خداوند از مجاهدان اسلام مى‏خواهد خمس آنچه را در جنگ به غنيمت برده‏اند، پرداخت نمايند.

نگاهى دقيق‏تر به آيه خمس
نگاهى به آيه خمس اهميّت آن را نشان مى‏دهد زيرا:
۱- در كمتر آيه‏اى مربوط به احكام، اين همه تأكيد پى در پى آمده است. كلمات «واعلموا، انّما، من شى، فانّ، للّه خُمُسه (بجاى «خمسه للّه») و ان كنتم آمنتم» نشان تأكيد است.
۲- براى تهييج مردم مى‏فرمايد: اگر ايمان داريد، خمس بدهيد. بنابراين پرداخت آن از لوازم ايمان شناخته شده است.

۳- جمله «فانّ للّه خُمُسه» (كه به اصطلاح جمله اسميّه است) بيانگر اين است كه اين حكم دائمى است، نه موقّت و موسمى. به علاوه چيزى كه نشانه ايمان است نمى‏تواند موقّت باشد.
۴- كلمه «واعلموا» در اول آيه به معناى آن است كه بايد خمس دادن باورتان بيايد و مسئله را جدى بگيريد. راستى عجيب است كه شركت در جبهه، كنار پيامبر بودن، اهل نماز و روزه بودن، عقايد سالم داشتن، از مهاجرين، انصار و سابقين بودن، مجروح شدن و بالاخره بر سپاه كفر پيروز شدن به تنهايى كافى نيست، زيرا با آن همه كمالات باز هم قرآن مى‏فرمايد: اى رزمندگان پيروز! اگر ايمان داريد خمس غنائم را بپردازيد. اگر به بعضى از دستورات مثل جهاد و نماز عمل كرديد، ولى به دستور خمس عمل نكرديد، ايمان واقعى نداريد.

يك نكته مهم
رسول خداصلى الله عليه وآله در شب جنگ بدر نخوابيد و دائماً دعا مى‏كرد و مى‏فرمود: خدايا! اين گروه اندك از مسلمين روى زمين مشابهى ندارند، اگر اينها شكست بخورند روى زمين بنده مؤمنى نخواهى داشت. (۱۶) امّا قرآن خطاب به همين رزمندگان مى‏فرمايد: اگر ايمان داريد، خمس بدهيد. يعنى چه بسا تعداد مؤمنان در جهان بسيار كم باشد، ولى حتّى همين تعداد كم كه مشمول دعاى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نيز هستند، اگر به تكليف الهى و پرداخت خمس عمل نكنند، ايمان ندارند.

اهميّت خمس
نه تنها در آيه ۴۱ سوره انفال، پرداخت خمس شرط و لازمه ايمان شمرده شده، بلكه چهارمين آيه اين سوره نيز نشانه مؤمنان واقعى را كمك به محرومان مى‏داند و مى‏فرمايد: «مؤمنان كسانى هستند كه هرگاه خداوند ياد شود دلهايشان مى‏طپد و… از آنچه به آنها روزى كرده‏ايم انفاق مى‏كنند. اينان همان مؤمنان حقيقى هستند.» آرى، پرداخت خمس از جهات متعددى داراى اهميّت است كه ما به بعضى از آن جهات فهرست‏وار اشاره مى‏كنيم. از نظر اعتقادى همان گونه كه در آيه خمس خوانديم: پرداخت خمس نشانه ايمان و اعتقاد واقعى است. «اِن كنتم آمنتم…» از نظر عبادى خمس از عبادات است و بايد با قصد قربت پرداخت گردد و هرگونه رياكارى و ناخالصى در انجام اين فريضه اختلال به وجود مى‏آورد.

از نظر سياسىپرداخت خمس به حاكم و فقيه جامع الشرائط سبب ارتباط مردم با جانشينان پيامبر مى‏شود كه اين ارتباط در طول تاريخ لرزه بر اندام طاغوت‏ها انداخته است. پرداخت خمس كمك كردن به خط اهل بيت و تقويت بنيه مالى فقها و حوزه‏هاى علميّه‏اى است كه روشنگر مردم در طول تاريخ بوده‏اند. پرداخت خمس سبب تبليغ و نشر تفكّر علوى به وسيله علما و فضلا و طلاّب و مرزبانى از حدود و ثغور دينى و مبارزه با انواع انحرافات فكرى و اخلاقى و سم‏پاشى‏ها و ايجاد ترديدها و وسوسه‏هاى بدخواهان مغرض و يا طرفداران ساده دل است.
به علاوه اين پرداخت، رابطه عاطفى ميان فقها و مردم را برقرار مى‏كند و فقها را از وضعيّت اقتصادى جامعه آگاه مى‏كند.از نظر اقتصادى پرداخت خمس راهى براى تعديل ثروت، مبارزه با تكاثر و رسيدگى به محرومان و تهى‏دستان جامعه است. از نظر اجتماعى

پرداخت خمس راهى براى ايجاد الفت و محبت ميان طبقات مختلف و جلوگيرى از ايجاد شكاف‏هاى عميقِ اجتماعى است. از نظر روانى پرداخت خمس سبب مى‏شود كه انسان در خود احساس كند حامى اهل بيت و مراجع تقليد و حوزه‏هاى علميّه و تبليغات صحيح دينى است و اين احساس همواره او را هوادار جبهه حق و مخالف جبهه‏هاى باطل و وسوسه‏هاى آنان قرار مى‏دهد.
از نظر تربيتى پرداخت خمس انسان را حسابگر، دقيق، وظيفه‏شناس، نسبت به محرومان جامعه مسئول و نسبت به حمايت از خط خدا و رسول و اهل‏بيت‏عليهم السلام، متعهّد تربيت مى‏كند.
پرداخت خمس روح سخاوت و نوع دوستى را در انسان شكوفا مى‏كند. پرداخت خمس روحيه بى‏تفاوتى و دنياپرستى را از انسان برطرف مى‏كند.
كوتاه سخن آنكه پرداخت خمس؛

رابطه انسان را با خدا از طريق قصد قربت در پرداخت،
رابطه انسان را با محرومان از طريق كمك به ايتام،
رابطه انسان را با حاكم معصوم يا عادل از طريق كمك به فقهاى عادل،
رابطه انسان را با جامعه از طريق تقويت حوزه‏هاى علميه و اعزام اسلام شناسان به اطراف،
رابطه انسان را با خودش از طريق مهار كردن خوى حرص و بخل و بى‏تفاوتى،
رابطه انسان را با نسل آينده از طريق حلال كردن لقمه‏ها و مهريه‏ها،
و رابطه انسان را با پيامبر اسلام و اهل بيت معصومش‏عليهم السلام از طريق رسيدگى به سادات محروم تنظيم و تصحيح و تقويت مى‏كند.

آثار خمس
اگر به تعبيراتى كه در آيات و روايات آمده است توجّه كنيم، به آثار پرداخت خمس بيشتر پى خواهيم برد. بعضى جملات و كلماتى را كه براى فلسفه خمس آمده فهرست‏وار مطرح مى‏كنيم.