چکیده

چنانکه می دانیم پیش بینی اساس و پیش نیاز هر نوع برنامه ریزی و مخصوصاً برنامه ریزی های آموزشی است. در شرایط فعلی پیش بینی افقهای دور به سختی صورت می پذیرد و گاه حوادثی غیر منتظره همانند یک سونامی پایه و اساس برنامه ها از جمله برنامه ریزهای آموزشی را به هم می ریزد. در این شرایط منطقی نیست که از برنامه ریزی صرفنظر کنیم و خود را در معرض حوادث پیش رو قرار دهیم. پس باید برای حل این مشکل چاره ای یافت. در پژوهش حاضر نخست مفهوم آینده پژوهی و ابعاد مختلف آن بررسی می شود، سپس پیوند میان آینده پژوهی و برنامه ریزی آموزشی روشن ، و در نهایت جایگاه آینده نگری را در برنامه ریزی آموزشی مورد تحلیل قرار می گیرد. این تحقیق در زمره تحقیقات کیفی قرار می گیرد، و برای تجزیه و تحلیل یافته ها به دلیل ماهیت کیفی بودن تحقیق از روش استقرایی و تحلیل محتوا استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که آینده پژوهی ارتباط نزدیکی با برنامه ریزی آموزشی دارد چنانکه می توان گفت که این دو مقوله لازم و ملزوم همدیگرند یا به نوعی تکمیل کننده همدیگر هستد.

کلید واژه ها: آینده پژوهی، برنامه ریزی آموزشی، برنامه ریزی استراتژیک

۱دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریز ی آموزشی Malekpour.k92@gmail.com
2کارشناس ارشد برنامه ریز ی آموزشی Sajjad2059@yahoo.com
3دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریز ی آموزشی Mahdiazimi@yahoo.com
1

مقدمه

یکی از دغدغه های اصلی مدیران و برنامه ریزان پیش بینی آینده است. ضرورت پیش بینی آینده باعث پیدایش رشته ای در برنامه ریزی تحت عنوان “آینده پژوهی” شده است. در برنامه ریزی منظور از آینده پژوهی پیش بینی رویدادها و وضعیت آینده یک نظام آموزشی بر اساس وضع گذشته و موجود آن و نیز شناخت عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر آن نظام آموزشی است، به گونه ای که بر اساس شناختی که حاصل می شود آینده مورد نظر نظام آموزشی مشخص شده و برنامه ریزی لازم به منظور تحقق آینده مورد نظر صورت گیرد. کسانی که از چنین تخصصی برخوردارند آینده پژوه نامیده می شوند. بر مبنای اصطلاح آینده پژوهی برنامه ریزان آموزشی باید به دنبال پیش بینی وضعیت نظام آموزشی مورد نظر در آینده باشند(عبداللهی، .(۱۳۸۹

آگاهی از اوضاع آینده، یک نیاز اساسی در برنامه ریزی است. در سال های اخیر مخصوصا بعد از جنگ جهانی دوم دانشمندان و محققان بسیاری که خود را آینده پژوه می نامند؛ روش های کمی و کیفی متعددی را تهیه کرده اند که اساس آینده پژوهی بر مبنای عقلانیت است. آنچه که این آینده پژوه ها را به غیب گویی ها و رمال ها جدا می سازد عقلانیت حاکم بر روش ها و نیز اگاهی از این واقعیت است که آینده به هیچ وجه به طور مطلق و صد درصد قابل شناخت نیست. کنجکاوی درباره آینده نه به عنوان پیش بینی بلکه به عنوان روشی برای استفاده بهتر و دستیابی به منفعت بیشتر از شرایط و امکانات موجود، ذهن انسان مدرن را مشغول ساخته است(سیراج۱، .(۲۰۱۱ آینده پژوهی به این علاقه بشر، که دوست دارد جهان آینده را مطابق آمال و اهداف خود شکل دهد، مرتبط است. آینده پژوه ها، ترکیب مختلفی از دانش حال و تخیل و امیال و نیاز ها را برای دستیابی به این هدف به کار می گیرند. علاوه بر این سعی دارند تا پیامد های پیش بینی نشده و ناخواسته و تشخیص داده نشده فعالیت های اجتماعی را کشف کنند. به نظر می رسد که می توان ارتباط برنامه ریزی با هر یک از عرصه های مهم زندگی را به عنوان آینده پژوهی مطالعه کرد. آینده پژوهی، مشاهده ساختارهای آینده در ساختار حال است. ارتباط آینده پژوهی با برنامه آموزشی در دو بخش بیان می شود؛ نخست اینکه لازم است برنامه ریزان روش تفکر علمی خود را بر اساس تحولات ممکن در رشته های علمی را تغییر دهند و سیستم آموزشی نیز مطابق این تغییرات به آموزش برنامه ریزان مبادرت ورزد. از سوی دیگر برنامه ریزان باید فعالیت های پژوهشی و علمی خود را با توجه به تغییرات آینده در این راستا انجام دهند(بنیسی، ملک شاهی و دلفان آذری، .(۱۳۹۲

جامعه ی آینده ی ما جامعه دانش بنیان خواهد بود و ما هر روز منتظر پیشرفت جدیدی در علوم هستیم، در چنین جامعه ای تفکر ایده پردازی و خلاقیت اهمیت بنیادین خواهد داشت. توجه به این رخدادها در آینده برای برنامه ریزان آموزشی از این جهت مهم است که موضوع های متحول کننده را بیابند و سوژه هایی برای این تفکر پیدا کنند. بر اساس این شواهد و دلایل پژوهشگر بر آن شد تا مفهوم آینده پژوهی و ابعاد مختلف آن را بررسی نموده، پیوند میان آینده پژوهی و برنامه ریزی آموزشی را روشن نماید، و در نهایت جایگاه آینده نگری را در برنامه ریزی آموزشی مورد تحلیل قرار دهد .