مقدمه:

یکی از مسائلی که در عصر معاصر ذهن بسیاری از متفکرین جهان را به خود مشغول داشته مسئله» حقوق بشر« است. حقوقی که ارتباط تنگاتنگ به تعریفی هر مکتب از انسان، کرامت او، هدف خلقت او ارائه می نماید دارد. در قرن حاضر به دلیل افزایش نیازهای جوامع دنیای نوین و عدم تناسب میان توزیع ثروت و توسعه یافتگی و رفاه عمومی در بخش های مختلف جهان، دایره تزاحم منافع ملل را وسیع تر کرده است و سبب افزایش منازعاتی شده است که رفته رفته جایگزین جنگ های مذهبی و نزاع های نژادی و قومی قرون گذشته می گردد و به تقویت این باور که انسان ها دارای حقوق هستند کمک شایانی می کند. در مباحث حقوقی، حقوق بشر در جایگاهی خاص و بحث برانگیز قرار دارد؛ چرا که حقوقی که تحت عنوان »حقوق بشر« قرار می گیرند، حقوقی طبیعی و فطری اند؛ نه موضوعه و بیانگر تفکر سرنوشت افراد، نه تنها یک جامعه بلکه آحاد بشریت است. حقوق بشر در اسلام، از ویژگیهای برخوردار است که از جهان بینی آن نشأت می گیرد. در این مختصر برآنیم تا با بررسی دین اسلام، به بررسی جایگاه و ابزار تضمین حقوق بشر در این دین بپردازیم و سازگاری و همزیستی این دو را مورد کنکاش قرار دهیم.

مفهوم حقوق بشر

در تعریف حقوق بشر گفته اند: »حقوق بشر به معنای امتیازاتی کلی است که هر فرد انسانی طبعاً دارای آن است.« (فلسفی، بی تا: (۹۵ اما در جهان بینی اسلامی حقوق بشر حداقل حقوقی است که خداوند به انسان از آن جهت که انسان است و فارغ از رنگ و نژاد و زبان یا میزان صلاحیت و توانایی و فردی او اعطا کرده است. لذا حقوق بشر حقوق جهانی اند زیرا این حقوق حق مسلم هر عضو خانواده بشری می باشند از طرف دیگر این حقوق هدیه الهی بوده و هیچ شخصی آن را به دیگری واگذار نمی کند. برخلاف حقوق اساسی یک کشور که از رابطه اقامت افراد در یک کشور خاص به آنان اعطا می شود دین اسلام به دلیل آنکه از نظام حقوقی شاخصی برخوردار است حقوق اساسی انسان را که به ذات توجه دارد و نیازی به دخالت دولت ندارد را مورد عنایت خاص قرار داده که در زیر برخی از آنها به اختصار بیان می شود.

الف- حق حیات

حق حیات به عنوان حق انسانی برای انسان ثابت است؛ یعنی هر انسانی به عنوان آفریده خدا این حق را داراست و هیچ کس نمی تواند این حق را از او سلب کند. آیات بسیاری بر این حق اشاره داشته و آن را جز حقوق مسلم بشری دانسته است که تعرض به آن گناه و جرم است. احترام خون انسان و حرمت قتل نفس از مسائل مورد وفاق است. هم نظامهای حقوقی الهی و هم بشری قتل را از جرایم بزرگ می شمارند. تا آن جا که کشتن یک انسان برابر با قتل همه انسان ها و نجات یک انسان از هلاکت به منزله نجات همه انسان ها تلقی شده است. (مائده(۳۲/ مطابق ماده سوم اعلامیه جهانی حقوق بشر، یکی از حقوق طبیعی بشر، حق حیات است. و بیان می دارد: »هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.« در فرازهای متعددی از تعالیم اسلامی تضمین این حق بشری خود را نمایان می سازد. برای مثال در قرآن کریم آمدهوَلاَاستتَقْتُلُواْکه:» النﱠفْسَ الﱠتِی

اللّهُحَرﱠمَإِلاﱠ بِالْحَقﱢ ؛ کسی را که خداوند کشتنش را حرام کرده، جز به حق مکشید.« (انعام( ۱۵۱ / و نیز برای تأکید بیشتر بهمَنصراحتقَتَلَدر جاینَفْسًادیگربِغَیْمیفرماید:ِنَفْسٍ» أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنﱠمَا قَتَلَ النﱠاسَأَحْیَاهَاجَمِیعً فَکوَمَأَنﱠمَانْ أَحْیَا النﱠاسَ جَمِیعًا مائده۳۲/؛ هر کس دیگری را نه به قصاص قتل یا به جزای ارتکاب فسادی در روی زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته باشد.« همچنان که ملاحظه می شود

همایش ملی حقوق نیب الملل رد آهنیی علوم روز

خداوند به صراحت نفس انسان را بدون در نظر گرفتن دین و جنس و زبان و فرهنگ دارای حرمت معرفی کرده است.
ب- ممنوعیت شکنجه و رفتار برخلاف شئون بشری

لغویون واژه شکنجه را در معانی مختلف از جمله: عقاب، عقوبت، عذاب دادن دزد و گناهکار بکار برده همچنین شکنجه کردن را به معنی عقوبت کردن نیز ذکر کرده اند. برخی مفهوم شکنجه را در ایلام بدنی غیر به هر وسیله مادی منحصر کرده اند (الفاروقی، .(۶۹۸ : ۱۴۱۰ در اصطلاح حقوقی، شکنجه را تحمیل رنج فیزیکی یا روحی بر شخص به منظور اخذ اقرار از او تعریف کرده اند (والکر، (۱۹۸۰ در قرآن کریم علاوه بر آیات بسیاری که بر کرامت و منزلت آدمی تصریح دارد برخی آیات به طور خاص ایذاء و آزار دیگران را گناهی آشکار و از مصادیق بهتان قلمداد کرده است (طبرسی ج: ۱۳۵۰ :۱۷۳ / ۲۰؛ جرجانی ج: (۱۳۳۷ :۲۴ /۸ چنان که فرمودهِینَ ظَاهَرُوهُم مﱢنْ أَهْلِاست:الْکِتَابِ» مِن صَیَاصِیهِمْ وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرﱡعْبَ فَرِیقًا ونَتَقْتُلُوَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا؛ و آنها که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده اند آزار می دهند، متحمل بهتان و گناه آشکاری شده اند.« (احزاب( ۲۶ / با توجه به شرافت و منزلت انسانی در معرفت دینی، شارع تحمیل هر گونه ایذاء و رنج بر دیگری را ممنوع ساخته و ارتکاب هر رفتار مخالف با شأن و منزلت انسان را مورد نهی شدید قرار داده

است.

»و یحرم ضرب المتهم لما فیه من اذلاله و اهدار کرامته و قد نهی رسول االله صلی االله علیه و آله عن ضرب المصلین: ای المسلمین« (سید سابق، بی تا: (۴۶۶

ماده پنجم اعلامیه ۱ هر گونه رفتار و مجازات برخلاف شئون بشری از جمله شکنجه را مردود اعلام می کند. در حقوق اسلامی از آنجا که آزادی اراده از شرایط نفوذ اقرار است، شکنجه به منظور اخذ اقرار و اعتراف ممنوع است؛ اما برخی مجازات های اسلامی نظیر تشهیر که در جرائمی چون قذف پیش بینی شده است، ممکن است از منظر این ماده رفتاری متضمن توهین به شخصیت مجرم به حساب آید. حال آن که در ماده پنجم اعلامیه با عبارت »احدی را نمی توان تحت. . . مجازات. . .موهن قرار داد.« مجازات توهین آمیز نسبت به تمامی مجرمین مردود اعلام شده است. گرچه معیار توهین آمیز بودن رفتار و مجازات عرف جوامع است، اما با این حال کمتر مجازاتی ر امی توان یافت که متضمن وهن مجرم نباشد. حتی اقدامات تأمینی و تربیتی نیز گرچه به منظور جلوگیری از تحقیر مجرم و تأکید بر روش های اصلاحی و تربیتی و درمانی تأسیس شده است، اما ویژگی غیر قابل انکار بسیاری از مجازاتها و حتی اقدامات تأمینی و تربیتی توهین ب هشخصیت مجرم است. قرآن مجید در آیات متعددی به حمایت از حقوق بشر اهتمام ورزیده است که به چند مورد به عنوان نمونه اشاره می شود:ِنَ لِلﱠذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنﱠهُمْ-» ظُلِمُوا وَإِنﱠ اللﱠهَ عَلَی نَصْرِهِمْ الﱠذِینَلَقَدِیرٌأُخْرِجُوا*هِمْمِن دِیبِغَیْرِارِ حَقﱟ إِلﱠا أَن وَلَوْلَا دَفْعُ اللﱠهِ النﱠاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لﱠهُدﱢمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌمَسَاجِدُوَصَلَوَاتٌیُذْکَرُوَ فِیهَا اسْمُ اللﱠهِ کَثِیرًا حج۳۹/ و ۴۰ این آیه، علت إذن در جهاد را »مظلومیت« و مورد ظلم قرار گرفتن و اخراج از کاشانه و آواره

ساختن مومنان از وطن خود از سوی ستمگران می داند.وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ-» فَأُوْلَئِکَ مَا عَلَیْهِم)إِنﱠمَا مﱢنالسﱠبِیلُسَبِیلٍعَلَی(۴۱ الﱠذِینَ یَظْلِمُونَ النﱠاسَ وَیَبْغُونَ ضِ بِغَیْرِفِیالْحَقﱢالْأَرْأُوْلَئِکَ لَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ )۴۲)شوری۴۱/ و ۴۲ کسانی که بعد از آن که مورد ظلم قرار

– ۱ ماده پنجم: احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.

همایش ملی حقوق نیب الملل رد آهنیی علوم روز

گرفتند، یاری بطلبند، ایرادی بر آنان نیست، ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم می کنند و در زمین به ناحق ظلم روا می دارند.لاَ تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ-»وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرﱢجَالِ وَالنﱢسَاء وَالْوِلْدَانِقُولُونَالﱠذِینَرَبﱠنَایَ أَخْرِجْنَا مِنْ ِ الْقَرْیَهِ الظﱠالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لﱠنَا مِن لﱠدُنکَ وَلِی ا وَاجْعَل لﱠنَالﱠدُنکَمِ نَصِیرًا نساء(۷۵/ چرا در راه خدا و برای

رهایی مردان و زنان و کودکانی که به (دست ستمگران تضعیف شده اند) پیکار نمی کنید؟

همان افراد ستمدیده ای که می گویند: پروردگار ا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برا ما تعیین فرما. در سنت نبوی (صلی االله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز سفارش زیادی به این امر شده است : چه این که »در اسلام، مسئولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه ای همگانی است که باید همه یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند.« (خسروی، (۶۹ :۱۳۷۳ چنانکه دستور امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام نیز در نهج البلاغه نامه ۴۷ به این امر اشاره می فرماید: »کونا للظالم خصماً و للمظلوم

عوناً؛ همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید.«