جایگاه دین در اندیشه روشنفکران عصر مشروطه

«فهرست مطالب»
عنوان : صفحه :
چکیده
مقدمه

فصل اول : کلیات
۱ . ۱ ) اهمیت تحقیق
۱ . ۲ ) بیان مسأله
۱ . ۳ ) سؤالات تحقیق
۱ . ۴ ) فرضیه
۱ . ۵ ) اهداف

۱ . ۶ ) بررسی منابع
۱ . ۷ ) محدودیت ها
فصل دوم : مرور مطالعاتی
فصل سوم : ارائه و تجزیه و تحلیل داده ها
دارای ۵ گفتار
فصل چهارم : استنتاج و پیشنهادها
ضمایم و منابع

نمایه

چکیده :
بی گمان انقلاب مشروطیت ایران (۱۲۸۵ ه . ش / ۱۹۰۵ – م) یکی از تحولات سر نوشت ساز تاریخ کشور ما به شمار می رود و مانند هر انقلابی نقطه عطف و تحولی است که نهاد ها و ساختار های اجتماعی را دگرگون کرده است. این انقلاب فرزند زمان خود و ترا ویده ی ذات جامعه ی خویش است.
گرد آمدن شرایط ذهنی و عینی نیرو های اجتماعی سرانجام خود را در قالب های نسبتاً پایه ای و مستمر به صورت حرکت های اصلاحی با انفلابی بروز می دهد.

الگو های نظری و شیوه ی تفکر رایج در آن زمان و نوع نگرش های دینی و باور های مذهبی و فلسفه ی سیاسی – اجتماعی اندیشمندان و خرد ورزان آن عصر ، و ده ها عامل ذهنی و فکری دیگر، به اضافه ی شرایط عینی مسلط بر جامعه ، در پیدایش و شکل گیری و اثر بخشی انقلاب مشروطیت دخالت داشته اند که از جمله ی این عوامل می توان چگونگی معیشت و وضع اقتصادی و طبقاتی ، ساخت و ترکیب جمعیتی، سیستم حکومتی و نوع سیاستگذاری آن، و حتی شرایط اقلیمی، جغرافیایی، طبیعی، سیاسی و انسانی را بر شمرد. یکی از ابعاد مهم دوره ی مشروطیت که از دیدگاه علمی ، به ویژه جنبه ی جامعه شناختی آن کمتر پژوهیده شده است، پدیده ی روشنفکری و روشنفکران است.

اگر عناصر روشنفکری نو ظهور آن دوره را در انگیزش و زمینه سازی فکری انقلاب مشروطه موثر بدانیم، و به خصوص آنها را حلقه ی واسط و وسیله ی آشنایی ایران با دنیای جدید (مدر نسیم) بدانیم ، پر واضح است که توجه و تلاش برای شناخت این پدیده ی تازه، – روشنفکر – اهمیت مضاعفی می یابد. نشانه ی همیشگی روشنفکر، اندیشه ی اوست، کار اصلی روشنفکر ، تولید فکر و پرداختن به مسائل نظری است. «روشنفکر کسی است که برای اندیشه و فکر زندگی می کند. دلبستگی او به زندگی فکری، شباهت بسیاری به دلبستگی مذهبی دارد.،

البته باید گفت که اندیشه ی روشنفکر نه سبیط ، ساده و یک جانبه، بلکه چند وجهی است. یکی از وجوه افکار روشنفکران نوع نگاه آنان به مسائل دینی و عملکرد ها، سنت ها و باور های مذهبی است. کمتر روشنفکری را می توان یافت که خواسته یا نا خواسته به مقولات دینی پرداخته باشد، و این موضوع به اهمیت و جایگاه دین و آموزه های دینی در زندگی فردی و اجتماعی آدمی بر می گردد. «دین، هم کهن ترین و هم فاقد ترین و اثر گذارترین نهاد اجتماعی بشر است.، علاوه بر اهمیت و جایگاه دین در زندگی آدمی، نوع نگریستن به دین وبر خورد نظری با آن نیز مهم است.

روشنفکران به خاطر این که فرزند و محصول دنیای مرر نیسته اند، برداشت و طرز تلقی و دید گاه شان از بنیاد ها و نهاد های دینی با تلقی های قدیمی از دین متفاوت است. به همین دلیل، پژوهشگران و محققان اجتماعی باید به شناخت و باز بینی جایگاه دین در اندیشه ی روشنفکران هر عصری بپردازند تا از این رهگذر به شناخت قابل اتکا و اعتماد تحولات اجتماعی، سیاسی و تاریخی دست یابند، و بتوانند درباره رسالت و مواضح روشنفکران هر دوره منصفانه قضاوت و آنها را نقد کنند. در این تحقیق بر آنیم تا درباره «جایگاه دین در اندیشه ی روشنفکران دوره مشروطه» کندو کار کنیم و در یک بررسی جامعه شناختی، برخی گوشه های پنهان اندیشه های منو الفکران ایران آن مان را پیرامون باور ها، عملکرد ها و سنت های دینی مسلط آن دوره، آشکار کنیم.

کلید واژه ها : ایران، مشروطه، دین، روشنفکر

مقدمه :
مجموعه تحولاتی که در نهایت منجر به پیدایش و استقرار مشروطیت در (روز چهاردهم مرداد ماه ۱۲۸۵ هـ . ش ۱۹۰۵ م ) ایران شد از داده های گوناگونی قابل بررسی است یک شیوه آن است که محقق از تورق کتاب های تاریخی و وقایع نگاری های مورخان به تحقیق و تفحص در چند و چون رخدادهای مشروطیت بپردازد. یکی دیگر از روش ها، بررسی اوضاع و احوال اجتماعی دوران های گذشته و پی گیری اندیشه ها و آرای نخبگان علمی و اجتماعی است

که در حقیقت ریشه در وقایع بیرونی دارند و تجلیات بازتاب اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن عصر هستند، جنبش مشروطه خواهی بی گمان از مهمترین سرفصل های تاریخ ایران زمین است، که از جهات گوناگون در خورد و شایسته ی شناخت علمی و دقیق به دور از پیش داوری های ذهنی و نگاه های تعصب آمیز قومی، دینی، نژادی و … است که روشنفکران ایرانی که همراه و همزاد مشروطیت ایران اند یکی از حلقه های اصلی و پایه های بنیادی این جنبش به حساب می آیند. از این روی تحقیق درباره ی جنبش مشروطه و بررسی آراء و افکار روشنفکران آن دوره باید به طور همزمان صورت پذیرد.

برای شناخت اندیشه های روشنفکران، بررسی کتاب ها، مقاله ها، دست نوشته ها، نامه ها و دیگر آثار آنها و رجوع مستقیم به منابع آن دوره اجتناب ناپذیر است. البته برای جامعیت و غنای بیشتر فهم و شناخت مان ناگزیریم که اجمالاً درباره ی بستر تاریخی اجتماعی و سیاسی اقتصادی و زمینه های فرهنگی آن اندیشه ها نیز بحث کنیم؛ چرا که همین بستر در حقیقت زمینه ی جنبش فکری ایران معاصر را پس از دوران آشنایی با تمدن و فرهنگ غرب فراهم کرده است. از این طریق می توان نظور مفهوم و کارکرد دین و اصلاح آن را در اندیشه ی روشنفکران ایرانی پی گرفت و علل چند گونگی مواضع و نسبت آنان با دین را باز فهمید.

در فصل سوم و در گفتار اول با عنوان «سیمای ایران در آستانه ی قرن بیستم میلادی» بحث قشربندی اجتماعی، اوضاع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران در آستانه ی مشروطیت، و نیز چگونگی پیدایش جنبش مشروطیت را پیش کشیده ایم.
در گفتار دوم «سیر تفکر و تنوع اندیشه در دوره ی مشروطه» مطرح شده که در آنجا به مشروطه سازان فرهنگی ایران اشاره رفته است و سه طرز اندیشه ی مطرح در آن زمان را به اختصار توضیح داده ایم. در گفتار سوم با عنوان «دین و پیشگامان جریان روشنفکری ایران» که در حقیقت متن اصلی فصل سوم را شامل می شود،

اندیشه های سه تن از بزرگان روشنفکری ایران یعنی آخوند زاده، ملکم خان و طالبوف آمده است که به تفصیل آراء و افکار آنان درباره دین و نهادهای برخاسته آن را آورده ایم.
گفتار چهارم را به «برخی موانع و مشکلات کار فکری و فرهنگی در ایران » اختصاص داده ایم و همین طور سعی شده به گوشه هایی از علل دین ستیزی و دین گریزی روشنفکران نیز در گفتار پنجم اشاره شود. در پایان فصل سوم، مباحث مطرح شده در گفتارهای پنج گانه را جمع بندی کرده ایم و نتایج نهایی را به فصل چهارن (استنتاج) ارجاع داده ایم.

 

۱ . ۱ ) اهمیت تحقیق :
اهمیت مطالعاتی این تحقیق به اهمیت سه واژه ی کلیدی «مشروطه»، «دین» و «روشنفکر» بر می گردد. بدون شک مشروطه به عنوان سرآغاز دوره گذار مورد توجه تمامی اندیشمندان، مورخان، صاحب نظران و اصحاب علوم اجتماعی بوده و هست، چه آنان که با نگاهی منفی مشروطه را «سوغات فرنگی» و سوق دادن کشور به سوی ورطه غربزدگی و توطئه ی انگلیسی ها برای چپاول نفت می دانستند، یا برعکس، کسانی که با نظری مثبت مشروطه را پدید آورنده ی پدیده های نو می دانند. همه و همه بر اهمیت مشروطه به عنوان یکی از سرفصل های مهم تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران اذعان و اعتراف دارند. دین نیز که تاریخی همزاد تاریخ انسان دارد،

با نفوذ و تأثیر بی همتای خود در روحیات، باورها و رفتارها و کمال جویی ها و نهایت طلبی های آدمی نقش بزرگی را در حیات فردی و اجتماعی بشر ایفا کرده است. آدمی قبل از این که به گونه ای فلسفی و یا تجربی و علمی زندگی را تبیین کند با همین اعتقادات دین بر ذهن پرسش گر خود پاسخ می داده است.

شناخت علمی و دقیق رویکرد و نگاه روشنفکران و نخبگان فکری جامعه به دین و نهادهای برخاسته از آن، می تواند ما را درک و فهم بهتر و کاراتر از تحولات اجتماعی یاری رساند، و سطح «فهم تاریخی» ما را ارتقاء بخشد. بحث روشنفکری و چگونگی مواجهه ی آن با دنیای جدید (غرب) و دین، گرچه از یک تاریخ صد ساله، و شاید هم بیشتر برخوردار است اما موضوع آن هنوز هم برای جامعه کنونی ما تازگی دارد. جدال فکری میان برخی از ناموران و سر آمدن جریان روشنفکری معاصر و همچنین با رقبای جدی شان یعنی روحانیون در چگونگی تعریف و تبیین مباحث کلامی و فلسفی دین، و یا جنبه های اجتماعی دین، در دهه اخیر در ایران خودگویایی تازگی و اهمیت بحث روشنفکری و روشنفکران و نگاه آنان به دین است.

به هر تقدیر، حالت گذار و گذرا از سنت به مدرنیسم وضعیتی است که باید به دقت هرچه تمام تر بررسی شود و جامعه ی ایران تکلیف خود را به طور اساسی با مفاهیم نو و دستاوردهای جدید عصر مدرن روشن کند. کارهای تحقیقی و پژوهش های اجتماعی در زمینه ی پیشینه ی تاریخی و طیف فکری روشنفکران و شناخت کامل تر اندیشه های آنان می تواند ما را در مسیر پیمودن حالت گذرا و رسیدن به وضعیت های پایدارتر و با ثبات تر اجتماعی مدد رساند، و از جدل های بی حاصل و بی سرانجام قلمی و قدمی که در اثر سوء فهم اندیشه ها حاصل آید برحذر دارد.

به نظر راقم این سطور پرداختن علمی و از سیر حوصله و به دور از پیش داوری های متعصبانه و یکسو نگری های ارزشی، با رعایت «اخلاق علمی» به مباحثی از قبیل : رابطه دین و دموکراسی، دین و انسان متوسط نه انسان متعالی، دین و حقوق طبیعی شد، دین و رفتارشناسی اجتماعی، دین و فرهنگ و هویت ملی، دین و عقلانیت و روشنفکری، دین و سایر تجربه ها و …. اگر از نانِ شب ضروری تر نباشد، کم اهمیت تر هم نیست.

۱ . ۲ ) بیان مسئله :
عصر مشروطیت با همه دستاورد های و کاستی ها پیش تبلور تعادل سه طرز اندیشه است که هر یک نمایشگر سه قدرت موجود در جامعه ی آن روز ایران است. حاکمان خود کامه، روحانیون سنتی، و روشنفکران نو پامی عمدتاً غرب گراسه طیف صاحب نظر و دارا قدرت رای و تاثیر گذار بروند اجتماعی سیاسی آن دوره اند. با توجه به موضوع این تحقیق، دین و روشنفکران مشروطه (جایگاه دین در اندیشه ی روشنفکران عصر مشروطیت) چگونگی نگرش روشنفکران نسبت ، به دین، که موجب اتخاذ موانع متفاوت و متنوع در قبال نسبت ها، عملکرد ها و حتی اعتقادات دینی، و احیاناً باعث بروز و ظهور انتقادات تند و سخت به آموخته ها و نهاد های دینی می شد. «مسئله مورد بحث » این تحقیق است. دین چه به صورت اعتقاد و امری متعالی و چه به شکل نهادی اجتماعی، در همه ی ابعاد زندگی بستر تاثیر گذار و سامان گرامیست.

روشنفکرانی که در جهت اصلاح گری اجتماعی قلم و قدم می زدند نمی توانستند به سادگی از آنها دین بگذرند. آنان که پرورش یافته ی غرب بودند به طور قطع از منظر علوم جدید به همه ی پدیده های اطراف از جمله دین خود می نگریستند. املاک و محک سنجش روشنفکران مشروطه به طور اعضای و یگانه، «علوم جدید غربی» بود از این رو طبیعی است که آنان حرف و حدیث هایی در این باب (به ویژه از دید گاه اجتماعی داشه باشند.)

۱ . ۳ ) سوالات تحقیق :
با عنایت به اهداف و حدود مطالعاتی، پرسش های تحقیقاتی ذیل ارائه می شود:
سوالات اصلی :
۱ ) روشنفکران عصر مشروطه چگونه دین را تعریف می کردند و یا تعریف آنان نزد دین چیست؟
۲ ) آیا روشنفکران عصر مشروطه برای دین کار کرد های اجتماعی (از قبیل ایجاد، انسجام، و یا همبستگی اجتماعی، …..)قابل بودند.

۳ ) روشنفکران عصر مشروطه به دنبال چه نوع پروتستا نتسیم اسلامی یا رنسانس دینی بودند؟
۴ ) آیا روشنفکران عصر مشروطه در مواجهه با مسائل دینی، بین نهاد های دینی و بنیاد های دینی تمایز و تفکیک قابل می شدند؟
سوالات فرعی :
۱ ) آیا روشنفکران عصر مشروطه برای دین کار کرد اجتماعی مثبت قابل بودند؟
۲ ) آیا روشنفکران عصر مشروطه برای دین کار کرد اجتماعی منفی قابل بودند؟

۳ ) آیا روشنفکران عصر مشروطه به کار کرد های آشکار و پنهان دین (مثبت و منفی) توامان توجه داشتند؟
۴ ) توصیف روشنفکران عصر مشروطه لز پروتستا نسیم اسلامی چیست؟
۵ ) آیا پروتستانسیم اسلامی روشنفکران عصر مشروطه مانند همتای خود یعنی پروتستا نتسیم مسیحی دنیای غرب بود؟
۶ ) ویژگی های مهم و مشترک پروتستا نتسیم اسلامی روشنفکران عصر مشروطه کدام اند؟

۱ . ۴ ) فرضیه ها :
۱ ) مشروطه بغض تاریخی فشرده در گلوی ملّتی بود که بعد از یک عمر شکست و عقب ماندگی از کاروان علم و تمدن و واخوردگی فکری و فرهنگی، ترکیبد و فصل نوینی را در پیش روی ملت ایران در همه ی زمینه ها گشود.

۲ ) روشنفکران دوره ی مشروطیت در غله های گوناگون، چه آنان که گرایشات ضد دینی داشتند و چه آنانی که از درِ مسالمت و آشتی با مسائل دینی روبرو می شدند، یک اجماع فکری داشتند، و آن این بود که اصول مدنیت جدید غربی، از پارلمان گرفته تا آزادی و دموکراسی، نه تنها مفیدند بلکه برای ملت و کشورها ضروری اند.