جایگاه زنان در فرهنگ اسلامی و غرب

چکیده:
زن از دید اسلام و با توجه با ایات قرانی از پهلوی چپ مرد ساخته شده است و میتوان حقوق زن را در قوانین اسلامی و انهم در قران جستجو کرد از همه مهمتر سورهء حجاب، نساء و … شاهد بر مدعایم است. اگر کسی این مطلب را باور ندارد میتواند با مراجعه با ایات و سوره های قرانی انرا بخوانند. زن از دیدگاه اسلام نصف مرد است و شهادت دو زن به اندازه یک مرد است. در اینجا سوال پیش می اید که ایا زن چشم ، گوش و عقل سالم ندارد که شهادت دوتایش به اندازه یک مرد است

و یا از میراث نصفش را صاحب شود. زن در اسلام باید در پرده حجاب باشد و بجز محارم اش با دیگران نباید حرف بزند. يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً
” ای پیامبر ؛ به زنان و دختران خود و مومنان بگو که چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسب تر است، تا شناخته شوند و دیگران چهره شان را بیبند و مورد ازار قرار بیگرد. سوره ۵۹ .” جالب است ، اگر در اسلام مرد و زن برابر پنداشته میشد، چرا

مرد ها هم مانند زنان چادر به سر نکند تا پوشانیده شده و مورد ازار قرار نگیرد و یا چون مردان لازم به پوشانیده ان نمی بود. در واقع بیشتر ایه های حجاب را محمد برای مهار کردن عایشه ذکر نموده، چون عایشه صرف ۹ سال داشت که مجبور به ازدواج با محمد ۵۳ ساله که حیثیت پدرکلانش را داشت ، شد. یکی از دلایل که عایشه نسبت به محمد کینه داشت همین

بود که محمد با ازدواج کردن با من بر من ظلم روا داشته است.و بدون حضور محمد از خانه خارج میشد، چون دختر یکی از بزرگان اسلام یعنی ابوبکر بود. بنا محمد ناگزیر و برای ترس نشاندان به عایشه ایه های حجاب و نساء را سر هم بندی نمود. تا جاییکه اگر کمی از چهره زن معلوم شود ، مستقیم در جهنم با موی خود اوایزان میشود. بیبنم مناسبات چقدر غیر انسانی است. یک موجود کثیف باید خود را از همه پنهان نماید که در اسلام زن هم به همانگون امده است.

ملا عمر واقعا قانون اصیل اسلامی را پیاده کرده بود. که زنان را اجازه خارج شدن از خانه نمیداد؛ چون او بنابر گفته ایات قرانی عمل کرده است .که گواه این مطلب ایات سوره نساء و حجاب است. در اسلام زنان ناقص العقل است. “زنان ناقص العقلان است.” نهج البلاغه از گفتار امام علی. در اسلام به زن حق داده نشده که مانند مرد بتواند نماز جماعت بدهد. در حالیکه قبل از اسلام زنان دارای ازادی های نسبی درخور جامعه جاهل عرب انروز بوده است. نمونه ان خدیجه زن محمد است که به عنوان یک زن قبل از اسلام حق داشت که بیشیه تجارت را اختیار نماید و چون مردان در شهرهای مختلف برای تجارت برود. و

به عنوان یک زن حق داشت که از محمد خودش خواستگاری برای ازدواج کردن نماید. اسلام بزرگترین نمونه اش اینست که اسلام دختران را از زنده بگور کردن نجات داد ، حالیکه این پدیده در تمام جزیره العرب عام نبود و حتا در تمام سرزمین مکه نیز عام نبود و صرف مختص به چند قبیله بوده است. و دلیل این زنده بگور کردن ها هم جنگ های بدوی قبیایل عرب صحرا نیشین بوده است. اما ایات قرانی صریحا این موضوع را روشن میکند که زنان قبل از اسلام دارای ازادی های بود است که با امدن اسلام از ان فاقد گردید. در ایات از قران میخوانیم” لایرجن یرجون فی بیوتکم الجاهلیت” یعنی مانند دروان جاهلیت قبل از

 

اسلام از خانه های تان بیرون نروید. که این ایت نمایانگر اینست که زنان پیش از اسلام میتوانیست به عنوان یک انسان از خانه هایشان برای کارو… بیرون شود. ملا عمر هم از این قانون اسلام پیروی نمود. و همچینین در زمان خود محمد زنی که ادعای پیامبری داشت و بعد توسط محمد سرکوب شد، نشان دهنده این امر است که زنان دارای ازادی های بوده که حتا میتوانسته است به عنوان پیامبر خودش را قلمداد نماید. بعد توسط ایه های حجاب از ان گرفته شده و حتا حق بیرون شدن از منزل و یا نمایان شدن صورت، و یا به عنوان پیش امام جماعت برایش داده نشده. سوره بقره ایه ۲۲۳ در مورد زنان میگوید”” زنان کیشتزار شمایند برای کشت به انها نزدیک شوید و هرگاه مباشرت انان خواهید و برای ثواب ابدی چیزی پیش بفرستید و از الله بترسید و بدانید که نزد او میروید.” اینست حقوق زنان از دید اسلام که در ان زن کیشتزار است که مرد ها میتوانند از هر دروازه ان که دلش خواست وارد شود و به میلش در ان کشت نمایید. در سوره نساء ایه ۳۴ میخوانیم که:” لرِّجَالُ قَوَّمُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَلِهِمْ . یعنی مردان را بر زنان تسلط و نگهبانی است. و بواسطه انکه الله بعضی را به بعضی برتری داده است.” این است نمونه برتری مرد بر زن در نظام اسلامی.پس از ملا شینواری ، ملاعمر ، ولایت فقیه و … گناه نیست چون انان قوانین اصیل اسلامی را رعایت کرده است. و یا در ادامه همین سوره نساء

امده که ” زنانیکه از مخالفت و نافرمانی انان بیمناکید، باید نخست پند بدهید و از خوابگاه یا از همبستر شدن با انان دوری کند در صورت نافرمانی انها را بزدن تنبیه کنید.” این است حقوق والای زن در قران و قوانین اسلام. در اسلام زن به عنوان جنس به سید خمس داده میشود. در اسلام زن به هدیه داده میشود . گواه مدعای من در این بحث ایه ۳۳ سوره احزاب است. که الله زنهای را که محمد مهر انرا داده باشد بر او حلال نموده است. با امدن “دین مقدس اسلام” زنان به حقوق انسانی اش که محرومیت از کار و بیرون رفت از منزل است را بدست اورد و برعکس به عنوان برده ه در چهار دیواری خانه محصور ماند. ا

گر امروز کسی از حقوق و برابری زنان در اسلام حرف میزند در واقع میخواهد اسلام را پوش مدرن و عصری بدهد . این نوع مسلمان ها در واقع اسلام را به انحراف میکشد . انان ایات های قرانی و احادیث معتبر ” رسول خدا ” را نادیده میگیرد. در اسلام زن و دختر جز مایملک مرد و پدر خانواده محسوب میشود. همانگونه که یک پدر حق دارد گاو، خر و یا هر جنس دیگرش را بفروشد این حق را نیز دارد که دخترش را برخلاف میلش همانگونه که حکم ایات و احادیث است بفروش برسانند. این ایات قرانی به عنوان مشت نمونه خروار است از قوانین که اسلام در مورد زنان و بقیه مسایل زندگی دارد. اما زنان در طول تاریخ

مورد انواع ستم قرار گرفته است. در نظام برده داری و به همین گونه در اسلام به عنوان کنیز و کسی که بتواند هر وقت که دلت خواست با ان همبستر شوی ، مورد ستم قرار گرفته در نظام فیودالی به حیث “ناموس” حق فعالیت و کار را ندارد در نظام سرمایداری کنونی به عنوان جنس مورد خرید و فروش قرار میگرد تا جاییکه اصلا یک جنس بی ارزش قرار گرفته وصرف برای خوشگذرانی است. انواع و اشکال ستم جمسی و جنسی بر زنان ناشی از عقاید دینی و مردسالارانه نظام حاکم بر جامعه است و میباشد و نابودی ان مستلزم فعالیت و مبارزه پیگیر و همه جانبه زنان است.

 

حجاب و جایگاه زن
نکته ای که باید به آن اشاره کنم اینست که قبل از انقلاب اسلامی ایران، جهان آنچنان توجهی همانند بعد از انقلاب، به مسئله جایگاه زن در اسلام نداشت، و آن را زیر ذره بین نمی گذاشت.
آنچه گهگاه ذهن مردم غرب را بر آن می داشت تا به زن در ممالک اسلامی بیاندیشند داستان و افسانه های حرمسرا های خلفا و شاهان مشرق زمین ، با زنان فراوان محصور در آنها بود.
اینان مسئله حرمسرا را به آزادی تعدد زوجات در اسلام مربوط دانسته و نگرش خویش به زن در اسلام را از آن استنباط مینمودند، و جوامع اسلامی را به حرمسرا داری و بردگی زنان محکوم میکردند.
البته این نگرش هم آنچنان عمیق نبود و از نوشتن قصه های افسانه های شرقی و استفاده آنها در تولید فیلمهای سینمائی فراتر نمی رفت.
گرچه موضوع فوق، جایگاه قابل بحثی در مطلب امروز ما ندارد، اما بد نیست بدانیم که حرمسرا، بدلیل رعایت نکردن عدالت در آن، اصولا مغایر با قوانین اسلام و از این منظر باطل می باشد.
اما تعدد زوجات، که در بسیاری اقوام دیگر نیز بصورت سنتی یا تلویحی وجود داشته است، گرچه در اسلام صریحاً مجاز می باشد، اما چنان شرائطی بر آن فرض شده، که آنرا در عمل تقریباً غیر ممکن می سازد.
بد نیست بعضی علل مجاز دانستن تعدد زوجات بررسی شود:
طبق رسم بعضی از اسکیموها اگر یکی از آنها در شکار کشته می شد، همنوعانش زن و بچه او را می کشتند، زیرا هرکس فقط میتوانست، خوراک خود و خانواده ا ش را تهیه کند، لذا با کشته شدن یکنفر، یک یا چند نفر دیگر هم محکوم به فنا می شدند، تا تعادل بین دستاورد و مصرف قبیله بهم نخورد.
در سایر جوامع که مردهایشان بیشتر در جنگ و یا کارهای سخت کشته می شدند و زن و فرزند آنان، بی سرپرست و نان آور می ماندند، چنین رویه ای معمول نبود، اما در چنین حالتی، این زن بیوه و اطفال یتیم چه باید می کردند؟
برده یا خدمتکار کسی می شدند تا لقمه نانی و سرپناهی داشته باشند؟
دزد، جنایتکار، گدا و یا خود فروش میشدند تا خود را بر روی آب نگه دارند؟
به هر حال حاصل این واقعیت تلخ یک معضل اجتماعی بود که تأثیر منفی در جامعه بر جای می گذاشت.
اسلام این وضعیت را مورد توجه جدی قرارداده، بدینترتیب که: مسئله یتیم را با وضع قوانینی در راستای الزام رعایت حقوق ایتام ، و مسئله زن بیوه را هم با مجاز دانستن تعدد زوجات، تحت رعایت شرائط بسیار سختی که بر آن فرض نموده، حل نموده است.

بنابر این مشخص است که مجاز بودن تعدد زوجات بدلیل جلوگیری از معضلات اجتماعی و فساد می باشد، و با حرمسرا خصوصاً به طرزی که در تاریخ و قصص منعکس گردیده، و بیشتر بمنظور خوشگذرانی و نمایش قدرت بوده است، مغایرت کامل دارد.مسئله دیگری که این روزها جنجال بر انگیز شده، و حتی شهرت قانونمندی و آزاد اندیشی بعضی از کشورهای پیشرفته را نیز زیر سئوال برده است، مسئله حجاب است، که گاهاً تلویحاً چنین نمایش داده شده، که حجاب ابداع ج. ا. ایران و یا پرچم افراطیون و حتی تروریستها میباشد، در صورتیکه چنین نیست، زیرا؛

زنان، در ایران باستان هم از حجاب استفاده میکرده اند، و ساده ترین دلیل آن، لباسهای زنان عشایر و روستاهای ایرانست که نمادی از البسه ایران قبل از اسلام را دارد، مانند ابیانه و بسیاری دهات که در دامنه کوهستانهای ایران قرار دارند.
همچنین حجاب در میان پیروان بیشتر ادیان و جوامع و خصوصاً ادیان ابراهیمی و اقوامی که از آسیا تا افریقا و شرق اروپا زندگی می کرده و عملاً بزرگترین و قدیمی ترین تمدنها را تشکیل میداده اند، نیز به اشکال مختلف رایج بوده است

.
شاید لازم نباشد، تاریخ را زیاد به عقب ببریم!
اگر نظری به اروپای غربی تا اوائل و حتی اواسط قرن بیستم بیاندازیم، ملاحظه می کنیم که لباس خانمها نسبت به پوششی که امروز مورد استفاده قرار می گیرد، بسته و پوشاننده تر بوده است.

مقابله ای که امروزه در جوامع غربی با حجاب میشود، شاید مقابله بی حجابی مفرط در مقابل حجاب است، که بطور خودکار موجب تضاد گردیده و آنرا بحث بر انگیز نموده است، وگرنه استفاده از حجاب طی گذشت قرنها، تغییری نکرده که سئوال جدیدی خلق کرده باشد.

حالت ساده فوق، یعنی قرارگرفتن حجاب در برابر لباس سبک امروزی، زمینه سوء استفاده سیاسی از این موقعیت را فراهم نموده است، و می بینیم که عمل هم شده، که حجاب زنان مسلمان در چند سال اخیر، در جهان غرب خبر ساز شده و احزاب و رسانه ها بسیار بر سر آن بحثهای جنجالی کرده اند، که از آن میگذریم. جوامع غربی، چندیست حجاب را تا آنجا به محاکمه یکطرفه خود کشانیده اند، که زنهائی را از رفتن به دانشگاه یا محیط کار محروم کرده و دموکراسی سنتی خویش را بدینوسیله زیر سئوال برده اند.

اما اگر پنجاه سال قبل چنین مسئله ای در غرب مطرح می شد، توجه کمی را بخود جلب می کرد و همین موضوع صد سال پیش، تقریباً اصلاً مورد توجه نمی بود.
لباس پوشیدن امروزه که در برابرحجاب قرار گرفته، پدیده ایست که زائیده صنعت و یا بهتر بگوئیم تجارت مد میباشد، که در کنار صنعت تبلیغات، کار را فرا تر ازین نیز برده، که از مجال این بحث خارج است. اسلام حجاب را بصورت دستور شرعی با مشخصات و دلائل روشن مطرح کرده و رعایتش را واجب دانسته است، اما ساختار ظاهری حجاب در اقوام مختلف مسلمان اشکال مختلفی دارد، که بر پایه آداب و سنن قدیمی و عادات قومی آنها استوار است، گرچه فلسفه حجاب در اغلب این اقوام تا حدود زیادی برابر میباشد، که امیداست در فرصتی دیگر تحت عنوان صورت ظاهری و فلسفه حجاب آنرا بررسی کنیم.
با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران در کشوری بوقوع پیوسته، که مخالفت اصولی باحجاب در آن وجود نداشته، اما حجاب هم بعد از انقلاب اسلامی ایران مسیرجدیدی را پیموده و اشکال مختلفی را آزموده است.

اشکال مختلف حجاب بر حسب مقاطع زمان، اوضاع اجتماعی و موقعیت اقتصادی، با یکدیگر تفاوت داشته، و آنچه در حال حاضر مورد مصرف خانمهای شهرنشین می باشد، از تنوع رنگ و طرح فراوانی برخوردارست، که حالتی مطبوع به آن داده، که من خود اخیراً در ایران شاهد انواع لباس مد اسلامی بودم، که باید اقرار کنم که بسیار زیبا بودند.
البته حجاب مناطق روستائی که همان لباس پوشیدن باستانی ایرانست، که با قوانین اسلامی مسجّل گ

ردیده، همچنان بر جای خود باقیست، و تغییرچندانی نکرده، و خداکند که تغییرنکند، زیرا لباسهای محلی زنان ایران را میتوان از زیباترین البسه از ایندست دانست.

ضمناً بد نیست بدانیم که رعایت حجاب در اسلام، تنها مخصوص زنان نیست و مردان نیز ملزم به رعایت لباس مناسب و پوشیده میباشند.
حال میپردازیم به جایگاه زن در جمهوری اسلامی ایران.
زن در ایران نیز زن است و جایگاه خود را دارد، همانگونه که مرد مردست و جایگاه خود را دارد!
وقتی سخن از جایگاه این یا آن به میان می آید، این سئوال نیز پیش میاید، که مگر کسی جایگاه دیگری را اشغال یا خراب کرده، که حالا می بایست تکلیف جایگاه طرف دیگر معلوم شود؟شاید بتوان گفت بلی! اما نه اینکه مرد ایرانی جایگاه زن در ایران را غصب کرده باشد، بلکه این سؤالیست که بدلیل انحراف اطلاعات بوجود آمده، لذا غیر ایرانیان آنگونه که باید از جایگاه زن در ایران آگاه نیستند، و همانطور که در مبحث حجاب گفتیم، برداشتها بر پایه واقعیتها نمیباشد. در جامعه مدنی امروز جمهوری اسلامی ایران، حقوق سیاسی، قضائی و اجتماعی زن و مرد نسبتاً برابر است، و در جاهائی که تفاوتی هست، بدلیل نفس زن بودن یا مرد بودنست که شرائطی را جدا می سازد، که در سایر ملل نیز مصداق دارد. بدواً لازمست بدانیم که زن در جامعه ایرانی قبل و بعد از اسلام دوشادوش مرد به امور زندگی پرداخته و حضوری محسوس در صحنه تاریخ داشته است.

ساده ترین گواه این مدّعا، همیاری زنان با مردان در امور کشاورزی و تولیدات پشتوانه ای می باشد.
در زندگی سنتی قدیم ایران، که هنوز هم معمولست، خانمها را به هنرشان می سنجند، و وقتی می خواهند از خانمی تعریف کنند، میگویند از هر انگشتش هنری می ریزد، و این هنر در اغلب موارد بصورت تولیداتی مانند فرش و سایر هنرهای دستی بوده، که یا کمک پشتوانه ای هزینه زندگی بوده و یا اینکه بخش اصلی هزینه زندگی را نأمین می نماید.
در قانون اساسی ایران حق فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان برابر مردانست، و یک خانم هم میتواند حتی رئیس جمهور شود. بسیاری از نمایندگان پارلمان ایران زن هستند، اساتید دانشگاه، دانشمندان، قضات، اطباء و رؤسای بسیاری از ادارات و افسران پلیس را خانمها تشکیل می دهند. جالب اینست که در اغلب ادارات و مؤسساتی که کارهای دفتری دارند، حضور خانمها بیش از آقایانست، تعداد دانشجویان دختر در ایران بیش از دانشجویان پسر است، خانمها در کارخانجات و کارگاههای تولیدی، مشغول به کار هستند.
من خانمهائی را دیده ام که راننده اتوبوس وکامیون راه دور هستند.
خلاصه اینکه خانمها همه جا دوشادوش آقایان کار می کنند و هیچ محدودیتی هم ندارند و اتهام و یا انگ زدن به زنهای ایرانی، به خانه نشینی و دوری از فعالیتهای اجتماعی، افسانه ای بیش نیست.
بد نیست، به یکی دو نکته دیگر هم اشاره کنم؛ خانمهای ایرانی در جریان انقلاب دوشادوش مردان فعالیت نمودند، که تصاویر حضور آنان باقیست. اما از این مهمتر شرکت آنان در جنگ ایران و عراقست، که خانمها بعنوان نیروهای پشت جبهه، در شهر ها و روستاها نقش مهمی در جمع آوری و رسانیدن کمکهای مردمی به جبهه ها ایفا نمودند. سهم قابل توجهی از خدمات پزشکی به عهده خانمها بود.
اما زنان ایرانی از این هم فراتر رفتند و با دیدن آموزشهای سنگین نظامی، عملاً بخشی از دفاع از سرزمینشان را بعهده گرفتند.
لازم است اشاره ای هم به حقوق زن در خانواده ایرانی بشود، که این نیز جزو سئوالات آنهائیست که با ایران آشنائی ندارند. در اینباره هم اخبار انحرافی زیادست، و یکی از دستاویزهای آن، بودن حق (اصولی) طلاق با مرد میباشد، که طرفداران حقوق زن را بر می انگیزد، تا شعارهای آزادیخواهانه سر بدهند.

اشاره به ریزه کاریهای حقوق مدنی و قضائی در اینمورد، از تخصص من بدور است، اما میدانم که طلاق که حقش با مرد است به این سادگیها و بدون رأی مراجع قضائی انجام نمیگیرد!
ظرافتی دیگر اینکه، در اسلام حق قبول ازدواج با زنست و بدون هیچگونه تداخل حقوقی و قضائی دیگران انجام میگیرد، خلاصه اینکه تا عروس خانم ((با اجازه بزرگترها)) بله نگوید، داماد حقی ندارد.
و آخرین مطلب اینکه؛ علیرغم همه تصورات و واقعیات، آمار طلاق در ایران از غرب کمتر است.

نقش جايگاه زن در اسلام
وضعيت كنوني جوامع بشري و جوامع اسلامي
ستم و تبعيض نسبت به زن يك تراژدي تاريخي و جهاني است . خريد و فروش زن ، زنده به گور كردن دختران در بين عرب جاهلي ، بردگي و اسيري، زنداني حرمسراهاي دربارها ، قرباني براي خشنودي خدايان ، انداختن در رود نيل براي آمدن باران ، قتل و سوزاندنشان پس از مرگ شوهر در بين هندوان ، دفن دختران زنده با فراعنه مرده كه پس از مرگشان نيز خلاصي از چنگال شومشان نداشته باشند، ربودن، تجاوز، قتل و ضرب و شتم نمونه هاي معروف اين ستم تاريخ است . در دنياي امروز غالباً از زن به عنوان وسيله اي براي زراندوزي استفاده مي كنند. صنعت و تجارت فيلم از پر درآمدترين كارها است و آنچه گوهر

اين صنعت را تشكيل مي دهد مسائل جنسي است . در اينجا ما از اسلام دفاع مي كنيم . نه از وضعيت موجود مسلمين و مدعي هستيم كه تصوير اسلام از زن بهتر است از تصوير ساير مكاتب قديم و جديد و انسب به وضع طبيعي و تكويني انسان و جامعه انساني است . در بسياري از مكاتب به زن به عنوان يك موجود ناقص نظر مي شود. در تورات آمده است (( منزهي تو اي پروردگار، سلطان جهان ، كه من زن متولد نشدم)) در انجيل آمده است (( مرد تصوير خدا و جلوه اي از جلال اوست ، اما زن تجلي جلال مرد است )) اين طرز نگرش از نظر اسلام محكوم است و طبق تعاليم قرآن هيچ جنسي بر جنس ديگري

هر هيچ نژاد و اهل زبان و جغرافيايي به نژاد و اهل زبان و جغرافياي ديگر برتري ندارد. تنها مالك برتري انسانها تقوا و عدالت است . اما در مقايسه كشورهاي اسلامي با غرب از حيث عفاف و طهارت زن در بسياري از كشورهاي اسلامي به مراتب در جايگاه رفيع تري قرار دارد. و قابل قياس با زن در غرب نيست . اما از حيث برخورداري از حقوق و مزاياي اجتماعي و رشد علمي و دخالت در شئون جامعه زنان در غرب از وضعيت بهتري برخوردارند. البته براي زن مسلمان ضمن اينكه ((قسمت دوم مهم است)) مهمتر و غير قابل اغماض است و دومي را به بهاي از دست دادن اولي به هيچ وجه نمي خواهد . بدترين وضع يت زن در جوامعي است كه از سوي با تاثير از زنان غرب عفاف و اصالت خود را از دست داده اند و از طرف ديگر هيچ بهره اي از علم و فرهنگ و برخورداري از حقوق انساني كه در غرب تا حدي تامين است ندارد. اينها خسر الدنيا و الاخره هستند و اين خاصيت يك جامعه خود باخته و مقلد است . تقليد فساد بسيار آسان است . اما تقليد علم و فرهنگ و پيشرفت اجتماعي و سياسي كار دشواري است . متاسفانه بسياري از دولتها و كشورهاي اسلامي به اين سو سير مي كنند . بهتر اين است كه در وهله اول آنچه را كه داريم از دست ندهيم و در مرحله بعد براي دستيابي به آنچه كه نداريم تلاش كنيم . بعضي از حاكمان در جهان اسلام مانند رضا خان و آتا تورك ديدند در غرب علم و فرهنگ وجود دارد . اما حجاب و عفاف اهميت ندارد . براي تشبه به غرب تصميم گرفتند اول عفاف را از زنان بگيرند . چون كار آساني است، تابعه فكري براي علم و فرهنگ شود . اين حالات در مورد افراد هم جاري است . آنچه براي فرد و جامعه مطلوب است حفظ اصالت و طهارت همراه با كسب علم و اعتلاي شخصيت است و جامعه مطلوب اين است كه اكثريت قاطع زنان و مردان به اين وضعيت رسيده باشند.
ديدگاه اسلام در مورد تفاوتهاي زن و مرد
در ابعاد مختلف بين زن و مرد تفاوت ديده مي شود كه برخي از اين تفاوتها طبيعي و حق مي باشند و برخي ديگر مصنوعي و ناحق كه بايد براي رفع آنها تلاش نمود. اين تفاوتها ناشي از طبيعت، شريعت و عادت و سمت مي باشد. تفاوتهاي طبيعي و تشريعي تبعيض نيست و برخلاف و طبيعتي اعراض نيست . اگر ساختمان جسمي و روحي زن تفاوتهايي با مرد دارد اين شرط ضروري همسر بودن ، مادر بودن و زن بودن است. چه راز همه آنها را بفهميم چه نفهميم به شريعت نيز كه كتاب تدويني حق است بايد اطاعت و انقياد داشت. در اينجا بايد دو كار كرد. يكي شناخت حقانيت شريعت و ديگر فهم درست از آن ، تفاوت زن و مرد در احكام شرعي تبعيض نيست . اينكه جواز قاضي شدن زن محل بحث فقهي است مشكلي ندارد. اينكه انسان قاضي نباشد. در دو محدوديت نيست . گر همه مردان قاضي هستند . مشكل زنان اين نيست كه قاضي نيستند ، مگر شغل

قحطي است . زن مي تواند وزير ، وكيل ، استاد دانشگاه، رئيس جمهور و غيره كه شأنشان كمتر از قاضي نيست باشند. هيچ مشكل ارزشي هم در اينجا نيست. بلكه شرع بر اساس حكمتي كه به طور كامل و قطعي براي ما روشن نيست حكمي داده است و مامور به اطاعت هستيم همچنين است ساير قضاوتهايي كه در شريعت بين زن و مرد ديده مي شود اما تفاوتهايي كه صرفاً منشا اجتماعي دارند مقبول نيستند . اين عادت در چاره اي از موارد در فهم از دين اثر مي گذارد ، گاه از تفاوتهايي طبيعي و شرعي برداشت و استفاده نادرست مي شود. از تفاوتهاي طبيعي ، نقص وجودي زن و از تفاوتهاي

شرعي كه متناسب با ساختار شخصيتي متفاوت زن و مرد است . تفاوتهاي ارزشي فهميده مي شود. اما چنانچه گفتيم تفاوتها نه دلالت بر نقص وجودي و نه نقص ارزشي دارند بلكه فقط موجب تمايز دو جنس و شخصيت آنها مي باشد بنابراين در مورد طبيعت ، شناخت ، و در مقابل فهم نادرست از شريعت تصحيح فهم و در مقابل عادات و سنن نادرست نيز انكار و ترك لازم است .

برخي در تلاش اند حتي تفاوتهاي بدني را رفع يا تقليل دهند . از ديدگاه اسلام اين تفاوتها طبيعي است و لازمه زن و مرد بودن است . به فرض زنان بتوانند با ورزش و تدابير ديگر بدنشان را مانند مردان كنند . باز نشان دهنده ي عدم تفاوت نيست اگر زن و مرد با هم شروع به ورزش كردن كنند . باز آن قاصد باقي مي ماند. در ورزش با سخت افزار و ورزش هايي مثل بوكس، كشني، وزنه برداري و مانند آن زنان علاقه كمتري نشان مي دهند و تفاوت دارند اما در ورزشهايي مثل شنا، دوچرخه سواري، تنيس روي ميز و امثال آن زنان علاقه مند تر و موفق ترند . چه لزومي دارد كه زن و مرد در اين امور يكسان باشند. اين نظريه به ضرر زدن است كه در واقع مرد را كامل مي داند و زن را ناقص و به زن توصيه مي كند كه به هر طريقي شده كه تو بايد خود را مثل مرد كني تا كامل شوي. در حالي كه كمال زن در زن بودن است و زن بودن به مشخصات جسمي و روحي

زن است. ديدگاه اسلام آن است كه زن را به خودي خود موجود كاملي مي داند و نمي خوا هد از زن موجودي شبيه مرد بسازد، كساني كه تفاوتها را ناديده مي گيرند و ذكر آنها را توجيه وضع موجود تلقي مي كنند و به تكرار اشكالات (كليشه اي ) مي پردازند گرفتار خطا مي باشند . ذكر تفاوتها براي توجيه تبعيض ها نيست بلكه براي شناخت بهتر زن است . ناديده گرفتن تفاوتها خام انديشي است.

مواجهه درست با مسئله زن

طرح مسئله زن در جوامع اسلامي اغلب به صورت دفاع از مواضع اسلامي در مقابل انتقادات و تهاجماتي است كه از سوي غربيان به اسلام و جوامع اسلامي مي شود. اگر اشكالي هست در فهم يا در نيت اين مهاجمين است كه بايد به رفع آن اقدام كنند .آنگاه در مقابل اين تهاجمات در مقام والاي زن در اسلام تاكيد مي گردد و به آياتي از قرآن و پاره اي از احاديث استفاده مي شود و به برخي نمونه ها اعلاء چون حضرت مريم و آسيه و در قرآن ، و خديجه و فاطمه سلام الله عليها در تاريخ اشاره مي گردد و بدين ترتيب مسئله حل شد تلقي مي گردد. اين نوع برخورد دفاعي و انفعالي با مسئله مشكلي را حل نمي كند . اين شيوه در دفع اين شبهات نيز ناكام است . اشكال كنند كاري به معناي باطني قرآن ندارد. بلكه به ظاهر دين و قرآن (بسنده) مي كند و از طرفي هم وضعيت موجود زن در جهان اسلام و جايگاهي كنوني بالفعل در خانواده و جامعه دارد اهميت دارد. مواجهه صحيح با مسئله اين است كه بياييم مسئله را درك كنيم و به رسميت بشناسيم و تا مسئله براي خودمان جدي نباشد به دنبال راه حل جدي نمي رويم.
راههاي حل مسئله از ديدگاه اسلام :
۱- از ديدگاه اسلام بين زن و مرد در انسانيتشان تفاوتي نيست و تفاوت در جنسيت پس از اشتراك در ذات و نوع است يا به تعبير ديگر آنها دو صنف از يك نوع هستند يعني حقيقت و گوهر آنها يك چيز است و در انسانيت هيچ يك بر ديگري تقاضايي نيست و اسلام تنها مالك و تفاوت را در ارزش تقوا مي داند.
تعبير قرآن كريم در اين موضوع ( يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباَ و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم من الله عليم خبير) اي مردم همه شما را تحت از مرد و زن آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد . بلكه بزرگوارترين شما نزد خداوند با تقواترين مردم اند و خداوند كاملاَ آگاه است.
۲- با وجود وحدت در ذات و تساوي در ارزش بين زن و مرد تفاوتهايي است كه موجب تفاوت در پاره اي از احكام و لوازم مي باشد . اين تفاوتها را مي توان به سه دسته كلي تقسيم كرد.

۲-۱ تفاوتهاي طبيعي كه خود بر دو قسم مي باشند: الف زيستي biological ب رواني psychological
2-2 تفاوتهاي اجتماعي : social كه محصول جامعه انساني و رفتارها و مناسبات بين آدميان است . حال در مقابل تفاوتهاي اجتماعي زن و مرد در نقشهايي كه ايفا مي كنند و بهره وري از انواع مزايا در معشيت اجتماعي موضوع اسلام چيست؟ مشي غالب جوامع بر قبول اين تفاوتها است ولي در مقابل اين تفاوتها است ، ولي در مقابل برخي از فمنيستهاي عصر حاضر هيچ نوع تفاوتي را بر نمي تابد به نظر آنها ساختار جوامع بشري يك ساختار طبيعي نيست ، بلكه در ابعاد مختلف بر پايه پدر سالاري((patriarchy ))و غلبه و تسلط مردان شكل گرفته است . در مقابل اينها اسلام و همچنين عقل سليم هم نه تبعيضهاي ناروا عليه زن را مي پذيرد و نه تفاوتهاي زن و مرد را ناديده مي گيرد . دين مبين به طرز بسيار زيبا به احياء حقوق زن ومرد پرداخته است و حقوق هر يك از زن و مرد را به لحاظ مسئوليت و مشكلاتي كه در زندگي بر عهده دارند تقسيم بندي نموده است . نه راه افراط را براي هر يك از زن و مرد در پيش گرفته نه راه تفريط.
۳-۲: تفاوت در پاره اي از احكام ديني كه ناشي از وحي است .

آيا قوانين اسلامي با رشد و فعاليت اجتماعي و شخصيتي زن منافات دارد؟
در مساله تعامل تقوا و رشد و شخصيت زن سه مقوله قابل بررسي است ۱- تقوا را بي اهميت تلقي كنيم كه در اين صورت به لحاظ عملي كار آساني است اما پيامدهاي زشت ديگر را به همراه دارد .
۲- عفاف و طهارت زن را با اهميت تلقي كنيم و او را از حقوق طبيعي و اجتماعي مثل تحصيل ، كار ، ورزش و غيره محروم كنيم. كه البته ممكن است تقوا حفظ شود اما به قيمت نازل بودن و معطل ماندن شخصيت زن و كشتن استعدادهاي وي و عقب ماندگي جامعه ها مي شود.

۳- جمع بين عفاف شكوفاي شخصيت و برخورداري از مواهب و مشاركت فعال در تحرك چرخ جامعه كه اين هم خواستگاه عقل و علم است و هم خواستگاه دين . راههاي اول و دوم آسان است اما راه سوم برنامه ريزي علم و سرمايه و پويايي در قانون گذاري.

ارتقاء سطح نظام تعليم و تربيت و دانشگاه و امكانات و محيط امن براي كار و رفت و آمد و غير آن مي خواهد كه جامعه موظف است اين بها را به خاطر آن هدف و ارزش گرانبها بپردازد.

مشكل اصلي در ديد منفي به زن و راهكارهاي اسلام
منشا مشكلات به دو بخش تقسيم مي شود۱- بخش فردي ۲- بخش اجتماعي
در بخش فردي منشا نابرابري يا اعتقادات غلط درباره ارزش انساني زن است كه بر طبق آن گمان مي شود زن در درجه نازل تري قرار دارد يا اخلاق غير مهذب است كه به دليل عدم تربيت صحيح از يك سو و غلبه فيزيكي از سوي ديگر مرد حقوق زن را ناديده مي گيرد و البته جمع بين اعتقاد غلط و اخلاق نادرست هم بسيار است .
در بخش اجتماعي مي توان از سه عامل آداب و رسوم نادرست قوانين خير عادلانه و فساد اداري يا فعل در اجراي قانون نام برده از ديدگاه اسلام ريشه همه اين وجوه ضعف و عقب ماندگي از فرهنگ اصيل است راه احقاق حقوق زن را شناخت عامل فوق و مقابله با آن مي داند و براي رفع موانع فوق حركت هماهنگ و همزمان را لازم مي داند. در ديدگاه جديد اگر تحت به اصلاح اداري و سپس به اصلاح قانون پرداخته شود ثمرات قابل توجهي را به بار مي آورد و بايد توجه شود كه با فعل پيشرفته ترين قوانين اگر تغيير در فرهنگ عمومي وضعيت زنان ايجاد نشود . تغيير قابل توجهي صورت نمي گيرد تغيير در زير ساختهاي اعتقادي ، اخلاقي و فرهنگي يك برنامه دراز مدت است و چيزي نيست كه بتوان در كوتاه مدت ولو با انقلاب به آن نائل شد . لذا براي اين امر مهم برنامه ريزي سنجيد شناخت دقيق فرهنگ جامعه و تعاليم بين يافتن روشهاي درست تعليم و تربيت و تدبير و سختكوشي مداوم لازم است موفقيت زن در يك جامعه وابسته به ميزان رشد فرهنگي آن جامعه و يك شاخص براي سنجش ميزان رشد فرهنگي هر جامعه است .
راهكار اسلام براي سلامت جامعه وفرد:
يك اصل محوري در بينش اسلامي : اهميت عظيمي است كه اسلام براي طهارت روحي و عفت عمومي قائل است . در اين راستا طهارت و پاكدامني زن يك اصل اساسي و غير قابل انعطاف محسوب مي شود از اين ديدگاه اسلام كساني راه افراط و تفريط را در پي گرفته اند مثل مقدس نماهاي جاهل و در مقابل اينها افرادي كه براي زن هيچ حد و مرزي قائل نيستند من جمله در حقوق زن اينها هر دو از نظر اسلام محكوم است . حقيقت امر اين است كه از نظر اسلام بين حق زن و مرد در تحصيل علم و در برخوداري از ساير تسهيلات زندگي و امتيازات اجتماعي فرقي نيست به عنوان مثال: حديث معروف نبوي تحصيل علم را يكسان بر مرد و زن مسلمان واجب مي شمارد. اما در كنار اين امر آنچه اسلام بر آن تاكيد داشته است . حفظ سلامت و طهارت زن است نه محروميت زن از اين مزايا محدويتهاي كه در اين باب است براي حفظ سلامتي روحي و معنوي زن است كه مستلزم سلامت مرد و در نتيجه سلامت كل جامعه است اسلام در مقابل براي محدويتهاي كه براي زن قائل شده تا به وسيله آن به هدف بزرگتر يعني سلامت جامعه برسيم هم براي جامعه و هم براي مرد در قبال زن حقوقي را معرفي كرده كه عبارتند از اينكه اسلام براي مردان هم محدوديتهاي قائل شده كه اين محدوديتها در راستاي سلامت جامعه است مثل پرهيز از تحريكات جنسي و غيره همچنين جامعه بايد با در اختيار گذاشتن امكانات لازم براي تحصيل ورزشي و تفريحات براي زنان محدوديتهايي كه آنها متقبل شده اند را جبران كند.

شيوه درست و اميد بخش در حل مسئله زن اين است كه مسئله زن را به عنوان يك معضل نظري و يك شكل اجتماعي به رسميت بشناسيم دفع شبهات و دفاع از معارف دين بخشي از اين طرح و يك گام در اين مسير است . گام ديگر شناسايي و معرفي مشكلات فردي و اجتماعي بالفعل زنان كه ريشه هاي فكري و فرهنگي و اخلاقي دارد مي باشد . اينجا محور بحث عمل جامعه و طرز تلقي مردم از زن است كه گاه رنگ ديني دارد ، گام سوم ارائه راه حل براي رفع اين مشكلات و بالاخره گام نهايي اقدام عملي فردي و اجتماعي و دولتي در اجراي راه حل ها است. با برداشتن گامهاي چهار گانه هم در موقعيت زن

پيشرفت حاصل مي شود و هم زمينه بسياري از شبهات در مورد دين رفع يا حداقل تقليل مي يابد حال سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه افراد و گروههاي مختلف در طرح مسئله زن چه اهدافي را دنبال مي كنند؟ جواب مي گوئيم كه در عصر جديد جنبشهاي بسياري در جوامع مختلف براي دفاع از حقوق زن و پايان دادن به تبعيضات در مورد زن پديد آمد كه توانست در بعضي از جوامع تا حدودي هم ديدگاهها را در مورد شخصيت زن تغيير دهد و هم مقداري از تبعيضات نسبت به زن را تقليل دهد لكن اين تحولات در همه جوامع واقع نشد و در آن جوامعي كه تحولي ايجاد شد همه جانبه نبود . پاره از

برداشتهاي نادرست از اسلام هم درباره زن و بسياري از رفتار هاي نادرست رايج بين مسلمين موجب شده است كه برخي گمان كنند حقوق زن در اسلام مورد اهتمام نيست و ادعا كنند كه در پاره اي از احكام اسلامي در مورد زن تبعيض ديده مي شود و اين ايده موجب تبليغ نادرست و تشويش اذهان شده است در كنار اين مطلب و تحت پوشش دفاع از حقوق زن كساني نيز براي مقابله با اسلام و مسلمين به ويژه مبارزه با حركتهاي اسلامي در دهه هاي اخير استفاده از اين حربه را كارساز يافته و براي تامين اهداف سياسي و گاه مذهبي خود از آن استفاده مي كنند.

حل مشكلات زنان و راههاي پيشنهادي اسلام
ابتدا بايد روشن كنيم كه به دنبال چه راه حلي هستيم و اصلاً چه وضعي را مطلوب مي دانيم . چنانچه گفتيم زن مسلمان و جامعه اسلامي به دنبال راه حل اسلامي براي مسئله زن است . راه حلي كه به رفع ستم و تبعيض و رسيدن به حقوق عادلانه رشد ابعاد مادي و معنوي شخصيت زن كه عبارت است از تحصيل تقوي و طهارت همراه با كسب كمالات علمي و اجتماعي وضعيت زن در غرب امروز جاذبه توهمي پيدا كرده و به عنوان راه حل موفق مورد قبول بسياري از مردم واقع شده است . در حالي كه تصوير اسلامي از زن شناخته شده است و جامعه نمونه عيني هم وجود ندارد،رسالت جامعه اسلامي معرفي و ساختن چنين الگويي است . در اين راه مشكلاتي وجود دارد كه با تعارف و شعر و شورا حل نمي شود با ناديده گرفتن هم از بين نمي روند. بايد مشكلات را شناخت بيان كرد و راه حل طلب كرد. سخنان شعاري، كلي ، خطايي درباره مقام والاي زن بدون پيشنهاد هيچ گونه تغيير و تحولي در نظر و عمل نسبت به بهبود وضع زنان كاري بي اثر و فقط خود را راضي كردن است و دوره اين گونه سخنان هم گذشته است اگر زن داراي مقام چنين و چنان است بايد در عمل و عينيت جامعه در برخورد با شخصيتش موثر باشد مقام والايي كه هيچ گونه ظهور جز در آشپزخانه نداشته باشد و زن را در حد يك مملوك حفظ كند وجودش كالعدم است اين مقام والا بايد ثمره اش در جايي ظاهر شود بحث در ارزش جايگاه اجتماعي زن است نه فقط در شرافتش پيش خدا.
حل اين مشكل دو مرحله دارد. ۱- مرحله نظري يا فكري ۲- مرحله عملي ، در مقام بحث نظري بايد نخست به شناخت و نقد وضع موجود و ريشه يابي مشكلات پرداخت آنگاه براي رسيدن به وضعيت مطلوب تلاش نمود مساله اصلي در اين باب پاسخ به شبهات مربوط به دين نيست بلكه اول بايد تصحيح فهم عمدي و فهم ديني خود و تصحيح عمل خود بپردازيم آنگاه اگر اشكالي باقي ماند پاسخ دهيم . مشكلات در باب زن مربوط به دين نيستند . اما بسياري بين دين و فرهنگ و سنن جاري در بين مردم تفكيك نمي كنند و بيشترين مشكلات به ترتيب عبارتند از ۱- فكري و فرهنگي ۲- مشكل در اجراي قوانين موجود۳- نقص خود قوانين، در مرحله عملي: اصلاح اداري و اجراي قوانين اولويت فوري دارد.
يكي از مهمترين عوامل موثر در بازيافت موقعيت زن : دخالت زنان در امور و نشان دادن توانائيهاي خود در رشته هاي مختلف علمي، هنري و مديريتي است نه فقط بحث كردن راجع به حقوق زن اگر زن يك كتاب ارزنده در تعليم و تربيت بنگارد و با يك اثر هنري بيافريند و يا يك سازمان را خوب مديريت كند كه به مراتب بيشتر از شخصيت زن دفاع كرده است . تا اينكه كتابي در مورد شخصيت زن بنويسيد : مطالعه كتاب را ممكن است مردم نپذيرند اما واقعيت عيني را نمي توانند انكار كنند . وقتي زن هنرش را عرضه مي كند كسي نمي تواند انكار كند: سخن گفتن از بو مشك و بوئيدن مشك فرق بسيار است.
بسياري از زنان مستعد و عالِم وقتي به تحقيق مي پردازند سعي مي كنند راجع به زن بنويسند و سخن بگويند به نظر مي رسد اين بهترين انتخاب نيست اگر به جاي اين توانايي خود را در عرصه هاي مختلف تحقيقي و علمي به منصه ظهور رسانند . در اين امر موفق تر خواهند شد . اگر زنان توانائيهايشان را ارتقاء دهند حضور و تاثير سازنده در جامعه داشته باشند بر قدر و منزلتشان افزوده خواهد شد اين موثر ترين نحوه دفاع از حقوق زن است . البته در كار احساس مسئوليت و همكاري مردان در تحقق اين امر شرط ضروري است.
زن در ادیان الهی