نگاهی به زن در ادوار تاریخ :
۱- زن در ایران باستان
اندیشه ایرانیان باستان درباره زنان نسبت به دیگر اقوام ماقبل یا هم عصر خویش از وضعیت مساعد و بهتری برخوردار بود، که شایان تقدیر وتحسین می باشد. اما باز مشکل از نگرش حقارت آمیز و رفتارهای تبعیض گونه به زنان حل نشده بود پرفسور کریستین سن دربارة اعتقادات ایرانیان زمان ساسانیان می نویسد« در نقش شکار طاق بستان فقط چندتن از ۳ هزار زن خسروپرویز را که در حرم داشت می بینیم این شهریار هیچگاه از این میل سیر نمی شد، و دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد را به حرم خود می آورد، هرجا زنی با وصف

مناسب می دیدند، خدمت را می بردند.» متأسفانه شاهد تداوم افکار پلید پیرامون بانوان در تاریخ نظام شاهنشاهی ایران تا قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب بودیم، بویژه تلاش سلاطین در گسترش حرمسراها در گذر تاریخ، دلالت بر واقعیت های تلخ و ضالمانه جنس مذکر بر مؤنث دارد. در تاریخ ایران مشاهده می کنیم که حتی زن در دوره ی ناصرالدین شاه بعنوان یک ابزار شهوت برای غریزه ای جنسی مردان قرار می گرفت. در این زمینه تصحیح شده که عملاً در تاریخ گذشته ایران زنان دارای شخصیت حقوقی نبوده و در شمار اشیاء و تحت قیمومت مردان قرار داشتند. می توان به ازواجهای شرم آور عصر ساسانیان اشاره کرد مانند زناشویی خواهران با برادران، پسرها با زن پدرها و تعداد زوجات که هر مرد می توانست حتی صد زن بگیرد.

۲- زن در فرانسه:
فرانسویان اعتقاد داشتند زن رفیق مار و فرستاده شیطان است که برای بقاء نسل به شکل انسان درآمده است حتی مجمع دینی فرانسه در سال ۱۳۰۸ میلادی پس از بحثهای زیاد درباره ماهیت زن چنین نظر داد که: زن انسان است اما برای خدمت مردان آفریده شده است.

۲- زن در اعراب جاهلیت:
فرمایه ترین دیدگاه در گسترة تاریخ درباره ی زن در عصر جاهلیت بود. قرائن و شواهد گسترده ای باستناد آیه کریمه و احادیث معتبر موجود است که بی رحمانه ترین رفتار را عرب جاهلی با زنان و دختران داشت. خداوند در آیاتی اشاره به این حقیقت که هنگامی به یکی از آنان بشارت داده شود که خداوند دختری به تو داده آنچنان از فرط ناراحتی چهره اش تغییر کند که صورتش سیاه و مملو از خشم و غضب گردد از قبیله اش متواری شود آیا این ننگ را برخود بپذیرد و یا آن را زنده به زیر خاک پنهان سازد؟ چه حکم بدی می کردند….!

۴- زن در هند:
در آئین بودایی که از ادیان رایج هندیان است زنان از حقوق و منزلت خانوادگی و اجتماعی محروم بودند و این نگرش همچنان در میان بسیاری از آنان موسوم است. پیرامون اقوال و افکار هندیان راجع به زنان چنین نگارش شده که آنان« زن را دروازه اصلی جهنم می دانند» و در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که زنان قربانی آداب زشت جاهلی بودند و همچنین از کسب دانش محروم بودند حتی سوزاندن زن پس از شوهرانشان نیز مرسوم بود که در این زمینه محققان و مورخان آورده اند:زن را وجودی فرعی برای مرد به حساب می آوردند. تا روزی که مرد زنده بود و شوهرش حق حیات داشت و روزی که شوهر از دنیا رفت، زن را زنده زنده با او دفن می کردند زیرا که زندگیش پس از شوهر ارزش ندارد و باید در قبر خادم شوهر باشد و این تفکر هنوز در نزد برخی از مردم جامعه هند وجود دارد. در قانون مانوی چنین آمده: زن باید در طول زندگی در قیمومت مرد باشد.

۵- زن در چین :
در بررسی آداب و رسوم چینیان طبق تحقیقات، حاصله ی پژوهشگران در می یابیم که زنان فاقد ارزش انسانی بودند. آنان نیز مانند عرب جاهلیت دختران خویش را زنده به گور می کردند و همسرانشان حاکمیت مطلق آنان را عهده دار بودند. و بعضاً زنان مورد دادوستد واقع می شدند و تولد دختران را شرم می دانستند. این حقیقت درتاریخ بشریت به روشنی دیده می شود در این زمینه چنین نقل شده:« اگر دختری متولد می شد، خویشان و نزدیکان به کسان نزدیک طفل تسلیت می گفتند دختران را زنده زنده می کشتند و یا به صحرا میافکندند.

چینیان خداوند را خالق پسران و شیطان را خالق دختران می دانستند. لذا پسر در نزد آنان برکت و دختر طوق لعنت بود. زن جسماً و روحاً در اختیار شوهر و پیوسته مورد تحقیر و آزار قرار می گرفت. خلاف رسم و ادل بود که پدر دخترش را نوازش کند یا او را ببوسد. چینیان تولد دختررا به قدری بد میدانستند که وقتی دختری به دنیا می آمد او را در کهنه ای می پیچیدند و به علامت عزا یک دانه دوک به در خانه خود می آویختند»دکتر گوستاولوبون در تاریخش درباره عقاید چینیان می نویسد:« حرف زن را باید گوش داد ولی به آن اعتماد نباید نمود.»
۶- زن در یونان باستان :

دیدگاه یونان باستان درباره زنان آمیخته با خرافات و اندیشه های حقارت آمیز بود. گوستاولوبون در تاریخش می نویسد: یونانیان عموماً زن را موجودی پست می دانستند که تنها برای ادامه نسل و کارهای خانه بدرد می خورد. اگر زنی بچه ای ناقص و بی قوار می زائید آن زن را می کشتند زن در قوانین یونان اصلاً از خود اختیار ندارد. پس به استناد تاریخ و قوانین یونان باستان زن هیچگونه حق و ارزشی نداشته و بعنوان شریک زندگی محسوب نمی شده است. زیرا اعتقاد یونانیان براین بود که زن زائیده شیطان و عضو پاک نشدنی است و زن بآسانی مورد معامله و واگذاری به دیگران قرار می گرفت.

بطوریکه این اندیشه غلط در نگاه اندیشمندان و دانشوران یونان نیز دیده می شود هنگامی که افلاطون حق زنان را در کسب دانش مانند مردان دانست از ناحیه بزرگ ترین شعرای طنز نویس مورد تمسخر قرار گرفت.
۷- زن در روم باستان:
از اظهارنظر پژوهشگران و مورخان به خوبی درمی یابیم که چهره زنان در فرهنگ روم باستان وضعیت نامطلوبی داشتند و زن بعنوان مظهر و سمبل شیطان تلقی می شد، و جایگاه خانوادگی و اجتماعی او را نادیده می گرفتند. در اعتقاد رومیان نسبت به زنان چنین نقل شده:« زن مظهر شیطان و از انواع ارواح موذیه بود و به این خاطر از خندیدن و سخن گفتن او جلوگیری می کردند. در روم زنان همیشه تحت کفالت بودند. مادربودن یا همسربودن در این باب دخیل نبود. زنان رومی در حقیقت اشخاص به شمار نمی آمدند بلکه جزء اشیا بودند و

پس از مرگ مانند اشیاء به ارث برده می شدند.» واقعیت های مسلم تاریخ بیانگر این است که در تمدن روم با زنان همانند حیوانات برخورد می شد و از مطالب فوق استنباط می شود که حتی در صورت خوب بودن، او را مستوجب عقوبت و شکنجه می دانستند. برخی ابراز داشته اند که هنوز در ایتالیای فعلی که روم نامیده می شود، این دیدگاه وجود دارد چنانکه ضرب المثل مشهور بر این واقعیت صحه می گذارد که گفته شده:« اسب بد باشد یا خوب مهمیز لازم دارد و زن هم خوب باشد یا بد چوب لازم دارد.» و درجایی دیگر چنین اظهار کرده اند:« نه خر را می توان اسب نامید نه زن را انسان». گفتارهای فوق حاکی از اندیشه های بیمار و افکار شوم غالب به اعتقادات رومیان است که زنان را انسان نمی دانستند.
۸- عقیده کشیشان مسیحی درباره ی زن :

وضعیت زنان در پرتو آئین مسیحیت نیز از حقوق و جایگاه مساعدی برخوردار نبود. در رساله ی اول پولس چنین آمده:« مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد آفریده شده است.» و این نگرش منفی در اندیشه و تعالیم کشیشان مسیحی نیز مشهود است.چنانکه در این زمینه بیان شده است که:« در اندیشه و تعالیم کشیشان مسیحی نیز وضعیت زنان نابسامان بود و حقوق آنان تضییع می شد.زیرا آنان زن را عامل سقوط مرد می دانستند. هانری هشتم پادشاه انگلستان حکمی صادر کرد که برطبق آن، زن، دزدان و ارواح خبیثند حق نداشتند کتاب مقدس را لمس کنند.»

بنابراین از مجموع عقاید اقوام و تمدن های پیشین چنین برداشت می شود که:
الف) غالباً زن بعنوان ابزار تملک مرد محسوب می شد.
ب) حاکمیت مطلق در خانواده و اجتماع از آن مردان بود و زنان اختیاری نداشتند.
ج) مضامین آراء و نظرات بیانگر آن است که زنان مظهر و نماد شیطان بودند.
د) در اکثر موارد زنان پس از مرگ همسران خویش، مورد تصرف دیگران قرار گرفتند یا هلاک می شدند.

ه) فاقد هرگونه حقوق مادی و معنوی در خانواده و اجتماع بودند.
و)در مشورت و تصمیم گیری های خانواده و اجتماع دخالت نداشتند.
ز) استفاده نمودن از زنان صرفاً بخاطر بقاء نسل و انجام دادن کارهای خانه صورت می گرفت.
ح) برخورد با آنان خشونت آمیز بود و مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند.
۹- اسلام و زن امروز:

به راستی باید گفت که اسلام هر چیزخوب را به زن بخشیده و اورا از هر گونه گزند و آسیبی حفظ کرده است و ابائی ندارد جز اینکه از این شهر دروغین آزادی که غرب زن را در آن جای داده است جدا شود و هرگاه به ضمیر انسان خطور کند برفضیلت از دست رفته و آبروی به ابتذال کشیده شده و سعادت مهمل زن خون خواهد گریست و زن بزودی در موقعی که رشدش پابرجا شد خواهد دانست که برای فضیلت و حقوقش هیچ منجی و محافظی نخواهد داشت. غیر تعالیم الهی که دشمنان دین آنها را بصورت زنجیرهایی تصور می کنند که برگردن بسته شده باشد. قرآن هنگامی که سخن از ریشه پیدایش انسان به میان می آورودر زن را شریک مرد قرارداده است و قبایل و اقوام را ازاین دو به وجود آمده می داند و بدان جهت مرد پدر و زن مادر شده است و از نظر انسانیت تفاوتی میان آنها وجود ندارد بلکه تفاوت فقط از راه ترقی انسان اعم از مرد یا زن بوجود می آید که دارای محسنات نیکو و پارسائی و فضیلت و تقوی باشد. و این معنی را در احکام خداوند در می یابیم که می فرماید:

« ای مردم،ما همه شما را از مرد و زنی آفریدیم و شعب و فرق مختلف گردانیدیم. تا یکدیگر را بشناسید و بدانید که اصل و نسب نژادی مایه افتخار نیست بلکه بزگوارترین شما نزد خدا با تقوی ترین مردمند.) اسلام از حقوق زن در تمام زمینه ها دفاع کرده و ارزش او را بالا برده و وی را از فراگرفتن دانش و انجام کارهای متناسب با مقامش در حدود حفاظت شخصیت زن محروم نکرده است. رسول اکرم خطاب به مردان متأهل فرموده است: « بهترین شما آنهائی هستند که برای زنان خود بهتر باشند.» و این رسوائی هایی که با زن امروزی انجام می شود و بدبختی هایی که او را مبتذل گردانیده و هتک حرمت هایی که از او شده وشرق اسلامی می بیند جز نتیجه ی واقعی استعمار بداندیش نیست. بنابراین وجدانهای زنده کجا

است تا این خطرهای قریب الوقوعی را که در عصر کنونی متوجه زن است درک کند؟ وکسی که می خواهد این حقیقت را تأکید کنند چاره ای ندارد جز اینکه نگاه کاوشگرانه ای به مطبوعات و تبلیغات و فرهنگ عمومی که بوسیله جراید و رادیو و سخنرانیها و محافل اجتماعی منتشر می شود بیفکند و ملاحظه کند که رادیوئی که در منزل است سخنگویی است که خاموشی نمی گزیند و درمی یابیم که معظم برنامه هایش فقط در اطراف زن دور می زند و سرتاسر آوازها حاوی دعوت علنی برای تشویق به جستجوی زن و بلعیدن و دربرگرفتن او است بهر وسیله ای که ممکن شود و آن بخاطر هیجانی است که این آوازهای ناپاک و زیان بخش در نداهای جنسی و فریادهای شهوانی خود بوجود می آورند، نداهایی که در روح دختران و پسران جوان خطرناکترین مظاهر حیوانی را برمی انگیزد و موانع و سدها را در برابر احساسات او سرنگون می سازد. همان احساساتی که اگر سرکشی کند تبدیل به طوفانی می شود که هرچه در راه خود ببیند از میان می برد پخش نمایشنامه ها و داستانها که اغلب آنها در بازه ی زن است و ای کاش پیرامون چیزهایی دور می زند که

به زن شرافت و فضیلت می بخشید مثل (عفت و نجابت و برزگ منشی) و تنها پیرامون عشق زن و هتک حرمت و خوارشمردن او ودرگیری مردان با هم درباره زن و غیرت مردان نسبت به او و نسبت به آنان و عشق زن نسبت به مرد بیگانه و عشق جنون آمیز شوهر به زنی جز همسر خودش و چه بسیار نقش های رذالت آور و هدف های زشت دیگری که در این داستان ها به چشم می خورد.

اما عرضه کردن جنس لطیف در بازار جراید و مطبوعات نقش اساسی است که برای جلب وجودی و استثمار حقیقی و بمنظور تخریب های جامعه ی اسلامی انجام می شود و روزنامه ها و مجلاتی وجود دارد که با رواج کامل به انتشار چیزهایی اختصاص داده شده است که مربوط به زن ذلیل و بخشنده از عکس های لخت و ننگین داستانهای ناپاک و زیان آور اخبار خیانت های ننگین روح جوانان نورسیده تحریک می کند و به اجبار آنان را بسوی گمراهی و انحراف می کشاند و بدین ترتیب است که ما متوجه این مفاسدی می شویم که مبانی اخلاق ومروت و شرافت را در سینما و تماشاخانه و اجتماعات و مکانهای مخصوص مفهوم می سازد.
۱۰- زن در نظر اسلام( شخصیت زن در اسلام) :

زن شخصیتی انسانی و دارای روحی از همان نوعی است که مرد دارد:« ای مردم بترسید از پروردگار خود آن خدایی که همه ی شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرده و ازآن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن برانگیخت))

که میان زن و مرد باز شناخته نمی شود و دستورات و قوانین عمومی برای همه: «ای اهل ایمان، مؤمنان هرگز نباید فوم دیگر را مسخره و استهزاء کنند (شما چه می دانید)
بنابراین زن در اصل منشاء و سرنوشت دارای وحدتی کامل و تمام حقوقیا ست که مستقیماً به این شخصیت مربوط می گردد. بدین جهت احترام خون و ناموس و مال و کرامتی که جایز نیست رویاروی یا غایبانه به آن اشاره شود و تمام حقوق مشترکی که میان شاید آن قوم که مسخره می کنید بهترین مؤمنین باشند و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را سخریه نکنند که بسا آن قوم بهترین آن زنانند و هرگز عیب جویی(از هم دینان) خود مکنید و بنام و لقب های زشت یکدیگر را مخوانید».
«….. و هرگز از حال درونی هم تجسس مکنید وغیبت یکدیگر را روا مدارید.»

« و در آخرت برای زن و مرد مجازات یکسان قرار داده است»
« پس خدا دعاهای ایشان را اجابت کرد که البته من که پروردگارم عمل هیچکس از مرد و زن را بی مزد نگذارم( چه آنکه همه درنظر خدا یکسان هستند و بعضی از بعضی دیگر برتری ندارند مگر به طاعت و معرفت.)

و تحقق بخشیدن به ماهیت انسانی در زمین که برای مرد و زن فراهم است: صلاحیت تملک و تصرف از جهات گوناگون از قبیل رهن و اجاره و وقف و خرید و فروش و بهره برداری.
« هر کسی از مرد و زن از آنچه اکتساب کنند بهره مند شوند»
اکنون که وضع زن و شخصیت او را در اسلام و سایر مذاهب و ملل شرح دادیم مانعی ندارد که اندکی هم درباره طلاق در آئین اسلام گفتگو کنیم.
۱۱- زن و حقوق برابر( شخصیت زن در اسلام) :

اسلام تمام مشکلات و موانعی را که میان روابط خانوادگی و اثرات ناشیه ازانتخاب همسران متعدد و در آن دوران وجود داشته از بین برده و در اثر جلوگیری از ازدواجهای غیرشرعی تمام مشکلات خانوادگی را مرتفع ساخته و برای زنان از جهت ازدواج و طلاق آزادی های متناسب و معقولی بوجود آورده است.
اسلام دانش پژوهی را به زن اجازه داده و در این زمینه زن و مرد را با هم برابر دانسته و کسب دانش را برای آنان از گهواره تا گور لازم شمرده است.
خلاصه آنکه اسلام بخاطر اینکه زن و مرد را در دو مرز متعادل قرار دهد، موضوعات فکری و دلایل کافی و روشنی در اختیار ما قرارداده است. بطوریکه نمی توانیم ایمان داشته باشیم به اینکه هیچ دین و مذهبی در جهان غیراز دین حنیف اسلام این همه توجه زیاد پیرامون تأمین حقوق قانون زن مبذول داشته باشد.

آری اسلام است که زن را ازپائین ترین در جات به عالیترین مراتب ارتقاء داده، تا آنجا که وی را در سطحی برابر مرد منظور داشته است.
و قرآن کریم باین امر مژده داده و چنین تصریح کرده است« این مردم از پروردگار خود بترسید. آن خدایی که همه شما را از یک تن آفرید.»
و همچنین پیامبر گرامی تصریح فرموده اند که« زنان نیمی توأم از مردانند».

بنابراین با توجه به این بیانات بارز آیا دیگر برای آن دسته از محققان غربی که اسلام و مسلمانان را مترود می سازند که زن را فاقد روح می دانند هیچگونه مجوزی باقی می ماند؟
قرآن کریم در موارد بی شمار برای زن و مرد را تقریباً در تمام جهات اخلاقی، معنوی و فکری اعلام و تأکید می کند. ایده ئولوژی اسلام چهارده قرن پیش زن را نه فقط بعنوان یک انسان و شریک در حقوق و وظایف به حساب آورده است. بلکه چهره او را به زیباترین و عالیترین نقش که در مکتب های دینی و غیردینی عصر حاضر شناخته شده است تصویر کرده است.
همچنانکه قرآن کریم تصریح کرده است:« زنان به منزله جامه ای برای شما هستند و شما نیز جامه ای برای آنان می باشید.»
(زنان جامه ستر و عفاف شما و شما نیز لباس عفت آنها هستید)

و کیست که نداند جامه در این جا معنی: حمایت و امنیت و زیبایی و بالاتر از آن انس و الفت است و این زیباترین توصیفی است از همدلی و همنشینی که خدای بزرگ میان زن و مرد بوجود آورده است.
۱۲- مقام زن در اسلام( شخصیت زن در اسلام) :
در اواخر قرن نوزدهم که نهضت صنعتی در اروپا گسترش یافت و زن در امر کارخانه و شرکت ها سهیم گشت مسأله برابری حقوق زن و مرد مطرح شد و پس از آن تعداد کسانی که طالب آزادی بدون قیدوشرط زن شدند بطور بی سابقه ای افزایش یافت و دامنه فعالیت آغاز گشت.

بطوریکه ما بار دیگر در کشور خود با این موضوع روبرو شدیم و اکنون مشاهده می کنیم که این مسئله از مهمترین مسائل اجتماعی در دوره کنونی بشمار می رود.
از این رو ما در این باره نخست برمبنای سوابق تاریخی و سپس پیرامون زن از نظر اسلام گفتگو می نمائیم.
اسلام پس از گذشت قرنها قربانی تحریف و سوء تعبیر در کشور های غربی شده است و تقریباً از قرن چهاردهم میلادی مبارزاتی میان مسلمانان و مسیحیان آغاز گشت و اروپا به وارونه نشان دادن حقایق شتافت تا جائیکه اسلام بصورت نامناسبی جلوه گر شد.
در این مورد بیشتر تأسف در این است که تنها اروپا نیست که راه منحرفی در برابر اسلام گشوده است. بلکه برخی از پیروان اسلام را نیز تحت تأثیر قدرت غرب قرار دادند مشاهده می کنیم که از احساس و درک این نظم حیاتی در اسلام عاجز مانده اند.
۱۳- آفرینش زن در اسلام

شایان ذکر است که درفرهنگ غنی و روح بخش اسلام مسأله آفرینش و خلقت زنان از سرشت و خمیرمایه مردان بوده و با توجه به نص صریح آیات کریمه قرآن این حقیقت بخوبی روشن می گردد که اسلام هیچگونه تبعیضی بین این انوشیت و انسانیت قائل نشده است. اما براساس نظرات دانشمندان و پژوهشگران از دیدگاه ادیان آسمانی و غیرآسمانی نسبت به خلقت زن سه نظریه وجود دارد که عبارتند از:« گروه اول را ادیانی تشکیل می دهند که اساساً مقوله آفرنیش زن و در نتیجه انوشیت را کاملاً جدا از آفرینش انسان می دانند گروه دوم را ادیانی تشکیل میدهند که آفرینش زن را در حاشیه آفرینش انسان مطرح ساخته اند و بدین ترتیب زن را ناقص معرفی نموده اند. گروه سوم: از ادیان، میان آفرینش انسان و زن تفاوتی

قائل نبوده اند و زن و مرد را دو انسان هم طراز و در کنار هم معرفی می نمودند» از گفتار فوق چنین برداشت می شود که دیدگا ه اول زن را فاقد ارزش دانسته قبل از اسلام در ادوار تاریخ رایج بوده است نظرات گروه دوم: که آفرینش زن را در حاشیه و وابسته به مرد معرفی نموده اند در ادیان یهود و مسیح به وضوح مشاهده می گردد و بویژه در کتاب مقدس در سخر تکوین زن را موجودی متفرع از مرد اغواگر و مکارمعرفی نموده است. اما گروه سوم که زنان و مردان را بصورت مساوی در آفرینش نگریسته، اسلام می باشد. باستناد آیات شریفه چنین استنباط می گردد که زن و مرد از روح واحدی آفریده شده اند و خداوند فرموده اند:« ای مردم از پروردگارتان پروا کنید هموکه شما را از یک تن یگانه بیافرید و همسر او را هم از او پدید آورد واز آن مردان و زنان بسیاری را بوجود آورد.».

عدم تبعیض در خلقت زن و مرد( جایگاه زن در اسلام ویهودیت) :
پس بنا به نص صریح قرآن کریم، در ساختار خلقت زن و مرد هیچگونه تفاوتی دیده نمی شود و خداوند هدف از آفرینش آنان شناخت و معرفیت بیان کرده میزان برتری را جنسیت ندانسته است بلکه برحسب میزان شایستگی و لیاقیت و کرامت انسانی ازموقعیت الهی بهره مند می گردد که در این زمینه خداوند چنین می فرماید:« ای مردم همانا شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را به هیأت اقوام و قبائلی درآوردیم تا با یکدیگر انس و آشنایی یابید بی گمان گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست. آیه شریفه بیانگر این است که تعارض و اختلافی در خلقت زن و مرد ملاحظه نمی شود و علاوه بر آن میزان شایستگی و اجر و پاداش الهی به زنان در گرو اعمال صالحه آنان می باشد که خداوند باز چنین می فرماید:« هرکسی عمل صالح کند در حالی که مؤمن است خواه مرد باشد خواه زن به او حیات پاکیزه می بخشیم و پاداش آنها را به بهترین اعمال که انجام داده اند می دهیم.»

۱۵- خلقت زن عامل تسکین و آرامش( جایگاه زن در اسلام و یهودیت):
به گواه بسیاری از آیات قرآن، خداوند هدف از خلقت زن را آرامش و آسایش مردان بیان کرده است. خداوند در سوره مبارکه روم می فرماید:« از نشانه های خداوند آن است که برای شما از نوع خودتان همسرانی آفرید که به آنان آرام گیرید. شیخ طوسی به نقل از« قتاده»در تفسیر آیه کریمه چنین می نویسد:« همانا خداوند از اطلاع آدم آفرید» از گفتار مفسرین و محققین چنین فهمیده می شود که هیچ نقصانی در آفرینش جنس مؤنث نسبت به مذکر وجود ندارد بلکه نوع خلقت مدنظر می باشد چنانکه مؤلف توضیح الملل در این زمینه می گوید:« خداوند ابتدا آدم را آفرید و پس از آن پهلوی مرد، زن را آفرید.» البته ناگفته نماند که مردان بایستی آرامش را برای زنان در محیط خانواده متقابلاً برقرار نمایند، نه اینکه صرفاً زنان این وظیفه را برعهده بگیرند. اما از آنجا که زنان دارای عواطف فوق العاده ای هستند تأثیری مضاعفی خواهند داشت و این جنبه تکریم زن است نه تضعیف او.

۱۶- فضیلت مادربودن در اسلام( جایگاه زن در اسلام و یهودیت):

از اساسی ترین و بهترین ابعاد برجسته زنان که منزلت آنان را رفعت داد، متصف بودن آنان به مقام مادری است که همواره در اندیشه الهی از کرامت و شرافت برخوردار هستند و بارزترین مشخصه زن در عرصه خانواده و اجتماع بخاطر موقعیت عظیم مادربودن است که همواره در مکتب اسلام و شریعت یهود به زیباترین وجه توصیف شده است. ازاحکام پرفروغ اسلام بدست می آید که احترام به مادران همسنگ پدران و در مواردی بهتر و برتر از آنان بوده است.

در قرآن کریم چنین آمده « سفارش کردیم انسان را درباره پدر و مادرش، مادرش او را به مشقت حمل کردو با مشقت زائید حمل او و شیرخوردن او ۳۰ماه طول کشید. تا آنگاه که به رشد خود و به ۴۰ سالگی رسید»و باز در خلقت و احترام مقام مادر در روایت ارزشمندی از ابوعبدالله نقل شده که امام صادق(ع) فرمود:« مردی به سوی پیامبر(ص) آمد و گفت: ای پیامبر به چه کسی چه نیکی کنم؟ گفت:به مادرت. گفت: پس، به چه کسی؟ گفت: به مادرت. گفت: پس به چه کسی؟ گفت: به مادرت. گفت:پس به چه کسی؟ گفت به پدرت» علاوه بر آن در حدیثی باستناد از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود :« موسی(ع) گفت: پرودگارا مرا سفارش کن. گفت: سفارش می کنم تو را به حق خودت سه بار. پس گفت: ای پروردگار ا مرا سفارش کن فرمود: سفارش می کنم تو را به حق مادرت دوباره پس گفت: پروردگارا مرا سفارش کن. پس گفت سفارش می کنم تو را به حق پدرت.

بدیهی است که در فرهنگ اسلامی مادران از منزلت فزونتری نسبت به پدران برخوردار بوده اند. و شایسته است که انسان نهایت تکریم و سپاس را در بزرگداشت آنان بنماید و خداوند نیز در قرآن کریم خطاب به بنی اسرائیل درباره احترام به پدر و مادر می فرماید:« بیاد بیاور هنگامی که از بنی اسرائیل گرفتیم که غیر از خداوند را پرستش نکنید و به والدین نیکی کنید.» آیه مبارکه گویای این حقیقت است که پس از پرستش خداوند اطاعت و احترام پدر و مادر الزامی است.

۱۶- مشورت با زن در اسلام( جایگاه زن در اسلام و یهودیت) :
اسلام با ظهور افکار عالیه اش اهتمام خویش را برای ارتقاء شخصیت انسانها بکا ربرد و از همفکری زنان در امور خانواده و اجتماع به بهترین شیوه استفاده نمود. و هیچگاه از تصمیم گیری های مهم، او را محروم نساخت بلکه از مشورت او درتنظیم فعالیت های خانه و مشارکت های اجتماعی کمک گرفت قابل ذکر است که در سیره رفتاری پیامبر نیز ملاحظه می شود که در آغاز نزول وحی با همسر وفادارش حضرت خدیجه در مسائل مهم مشورت می نمود. گوستاولوبون در این زمینه می گوید:« اسلام از آغاز تأسیس رأی و نظر و مشورت زنان را بکار می برد بصورتی که در اوایل نزول وحی بر پیامبر(ص) او خدیجه همسرگرامیش را ازکیفیت وحی آگاه نمود». و هنگامی که امام علی برای خواستگاری حضرت زهرا(س) نزد پیامبر

رفت مسأله را با حضرت زهرا(س) در میان گذاشت و با رضایت و توافق حضرت فاطمه(س) او را به تزویج حضرت علی(ع) درآورد در قرآن کریم نیز از آراء و اقوام بانوان در مسائل مهم استفاده شده است. در جریان دختران حضرت شعیب(ع) با پدرشان اینگونه سخن به میان آورده: یکی از آن دو دختر گفت: پدرجان او را( با دستمزد) به کار گیر که او بهترین کسی است که میتوانی او را بکار گیری. هم تواناست و هم درستکار علاوه بر تصریح بسیاری از آیات قرآن از مضمون بسیاری از روایات نیز درمی یابیم که مردان همواره به مشورت نمودن با زنان توصیه شده اند.

۱۷- زنان مسلمان در کسب دانش( جایگاه زن در اسلام و یهودیت)
بی تردید در فرهنگ اسلام فراگیری دانش اختصاص به مرد ندارد و زنان و مردان در کسب علم و دانش اندوزی حقوق یکسانی دارند و هیچگونه ممانعتی برای زنان وجود نداشته است و از ویژگی های انکارناپذیر قرآن است که تأکیدات گسترده درباره اهمیت و فضیلت دانش و تلاش در آموزش علوم دارد. هرچند در قرآن الفاظ بصورت صیغه مذکر ذکر شده است. بنابر نظر اکثر مفسران دلالت ظاهر الفاظ بیانگر جنسیت مذکر نیست بلکه خطاب آیه عام می باشد و مرد و زن را دربر می گیرد. همین تشویق و ترغیب اسلام به علم باعث گردید که در میان

مسلمین زنان تحصیل کرده و بانوان دانشمندی در عرصه ادب و دانش رشد نموده اند و به درجه ی استادی نائل شدند همانند بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه(س) که احادیث زیادی از ایشان درباره آئین همسرداری و الگوهای زندگی و حریم عفاف به یادگار مانده است بویژه خطبه های ایشان در مسجد مدینه در جمع زنان مهاجر و انصار یا در میان مردم در بازار مشهور است. همچنین مصحف فاطمه که وقایع سیاسی و اجتماعی روزگار عصر خویش را بازگو کرده گویای این حقیقت است و علاوه بر آن فضیلت های علمی دخترش حضرت زینب(س) که با

شجاعت تمام در برابر یزید سخنرانی کرد و از جنایات او پرده برداری نمود و علوم فراوان ازمادرش آموخت. غیرقابل انکار است تا جایی که مردم برای مسائل حلال و حرام به او مراجعه می کردند و او را در کوفه برای زنان تفسیر قرآن می کرد برخی از مورخین بر این باورند« در عصر خلفای عباسی در مشرق و بنی امیه در اندلس بانوانی بودند که در دانش و ادب مشهور بودند. مثلاً ولاده دختر خلیفه که طبع او در فن شاعری دارای شهرت بود و در قصر« لبنای» دختری بودکه به نهایت استادی در صرف و نحو و شاعری و حساب و هندسه بود.
۱۷- در فضیلت زنان مسلمان در اخلاق و عبادت

در اسلام کسب فضائل اخلاقی و ارزشهای انسانی بستگی به رعایت تقوا و عمل صالح دارد و تمامی انسانها خواه زنان و خواه مردان هیچگونه برتری بخاطر جنسیت ندارند اسلام تنها ملاک برتری را تقوا و شایستگی می داند. در قرآن شاهد آیات متعددی هستیم که زنان و مردان را به فضیلت های اخلاقی فراخوانده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید« همانا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مومن و مردان و زنان فرمانبر و مردان و زنان درستکار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه بخش و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می کنند، خداوند برای همگی شان آمرزش و پاداشت بزرگ آماده ساخته است»

علامه طباطبایی درذیل آیه شریفه می نویسد:« اسماء به خدمت پیامبر آمد و عرض کرد ای رسول خدا جنس زن گرفتار خسران و زیان است. پیامبر(ص) فرمود: چرا؟ عرض کرد بخاطر اینکه در اسلام و قرآن فضیلتی ندارد و اینجا بود که آیه فوق نازل گردید» قرآن کریم در کنار مردان از زنان قدیسه و پاکدامنی یاد می کند که مظهر ایمان برای زنان مؤمن هستند خداوند در سوره مبارک تحریم چنین می فرماید:« و نیز خداوند درباره مومنان مثلی می زند و آن همسر فرعون است که گفت: پروردگارا برای من در نزد خودت خانه ای در بهشت بنا کن و مرا از شر فرعون و عمل او رهایی ده و از قوم ستمکاران نجات بخش و نیز مریم دختر عمران را که ناموس خود را محفوظ داشت و آنگاه از روح خویش به آن دمیدیم و سخنان و کتابهای پروردگارش را استوار گرفت واز فرمانبرداران بود.

مفسران در تفسیر آیه گفته اند« آسیه بخاطر ایمانش آزارهای بسیاری از دست فرعون کشید و سرانجام فرعون دستور داد که برروی او صخره ای بیندازند وخداوند به دعای او روحش را قبض کرد لذا صخره بر جسم بی جان او افتاد و علاوه بر آن در قرآن درباره مقامات معنوی حضرت مریم چنین آمده است: که در محراب عبادت همواره ملائکه با او سخن می گفتند و گفت و شنود می کردند و روزی از غیب برای او می رسید. و مقامات معنوی او آنقدر بالا بود که پیامبر زمان خویش را در حیرت فرو برده بود»
پس فضیلت و شایستگی زنان باعث خوشبختی و سعادت خانواده است همانطور که پیامبر در این زمینه فرمودند: از خوشبختی مردان این است که زن با فضیلت و شایسته ای نصیبش شود. علاوه بر آن سیره نبوی شاهد رفتارهای شایسته پیامبر با همسرانش و دخت بزرگوارش هستیم و در روایتی عایشه از پیامبر نقل می کند: رسول خدا هرگاه از سفر برمی گشت زیر گلوی حضرت زهرا(س) را می بوسید و می فرمود: از او بوی بهشت را استشمام می کنم.

طبعاً نحوة رفتار پیامبر با دختر گرامیش صرفاً بخاطر رابطه پدری و فرزندی نبود بلکه پیامبر مواهب و فضیلتهای اخلاقی و عبادتی ایشان بوده است که این چنین مورد محبت ویژه پیامبر قرار گرفت.
ازدواج و تشکیل خانواده
ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام
تعریف خانواده : پژوهشگران و محققان در کتب تربیتی و منابع مربوطه تعاریف گوناگونی از خانواده ارائه داده اند، که بیانگر اهمیت تشکیل خانواده است و برخی جامعه شناسان« خانواده را یک پدیده تاریخی می دانند که از اجتماع کلی جدا نیست و واحدی است اجتماعی که در عین حال خصایص یک نهاد و یک گروه را واجد است. عده ای خانواده را گروهی از افراد که با یکدیگر پیوندی برپایه همخونی و نسبی یا ازدواج و یا فرزندپذیری دارند را خانواده گویند.» و بسیاری نیز خانواده را واحدی اجتماعی می دانندکه براساس ازدواج پدید می آید در واقع این گروه تشکیل خانواده را محصول ازدواج می دانند. و برخی می گویند:« خانواده نخست از زن و مردی که در سایه ازدواج مشروع با هم پیوند برقرار کرده اند تشکیل می شود.» در مقدمه قانون اساسی در تعریف خانواده آمده است که:« خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی و رشد و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی در تکشیل خانواده زمینه ساز اصلی

حرکت تکامل و رشد انسان است. » در تعاریف فوق خانواده مظهر رشد و تکامل انسان بسوی شکوفایی و پویایی جامعه است و تداوم این همکاری و همگامی بین اعضاء موجب پایه ریزی و روابط افراد درجامعه می گردد پس خانواده متضمن تکامل اجتماعی است و به عبارتی خانواده عبارت است از:« زن و شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آنها که معمولاً با هم زندگی می کنند.» قرآن کریم نیز در بسیاری از آیات صراحتاً و به روشنی بر ضرورت تشکیل خانواده و امر ازدواج تأکید نموده و بالاترین و صمیمانه ترین ارتباط های بشری را ارتباط زن و مرد نامیده است و گرایش فطری زن و شوهر نسبت به یکدیگر را در شکل گیری خانواده به کرات بیان نموده است.