چکیده:

یکی از مهمترین عواملی که میتواند موجب کاهش مصرف انرژي در ساختمانها شود. انتخاب صحیح مصالح ساختمانی براي بخشهاي مختلف ساختمان میباشد. کاربرد و انتخاب مناسب مصالح در طول اعصار دل مشغولی معماران بود. انتخاب دقیق استفاده از مصالح موجود در محیط زیست ،ساده ترین راه معماران براي طراحی ساختمانهاي پایدار میباشد. به طور سنتی هم در انتخاب مصالح عامل قیمت و هزینه یک فاکتور مهم محسوب میشود. قیمت و هزینه، شامل موارد زیادي از جمله هزینه هاي تولید مصالح و حمل و نقل و هزینه هاي زیست محیطی و البته هزینه هاي ناشی از بحرانهاي روانی حاصل از ایجاد فضاهاي نامناسب میباشد.. ویژگیهاي ذاتی مواد مصالح و نیز شیوه بکارگیري آنها، نقش تعیین کنندهاي در تعریف فرم و فضاي معماري دارند. چنان که می توان گفت: در شکلگیري مکان، فرمها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا میکنند. هر مادهاي فرم خاص خود را میطلبد و برخی فرمهاي حجمی و فضایی خاص را مطرح میسازد و بدین ترتیب صورت فضاي معماري را تحت تاثیر قرار میدهد. براي این منظور، ضمن بررسی ویژگیهاي مصالح در معماري پایدارتر به بررسی چند نمونه از تلاش هاي جدید صورت گرفته در حوزه ي پایداري خواهیم پرداخت. روش تحقیق این پژوهش با توجه به ماهیت بحث به صورت توصیفی- تحلیلی و در بستر مطالعات کتابخانه اي می باشد.

کلمات کلیدي: مصالح ساختمانی،معماري پایدار،محیط زیست،انرژي،فضاي معماري

دومین کنفرانس بین المللی رویکردهاي نوین در نگهداشت انرژي جایگاه مصالح در معماري پایدار؛ مصادیق و نمونه ها

-۱ مقدمه

انسان امروزي با نگاهی دل اندوهانه به طبیعت میاندیشید. عمیقتر آن وجود فیزیکی نوع بشر هم به شاخه و همه به ریشه طبیعت وابسته است. در واقع نوع و جامعه بشري شاخه درخت طبیعت است۱ .پایداري به طور فزآیندهاي به عنوان تنها موضوع مجاز طراحی در معماري قرن بیست و یک مطرح شده است.۲ صرفه جویی در مصرف انرژي و پرهیز از آلودگی محیط زیست در زمان تولید، انتقال، به کارگیري و بازیافت مصالح ساختماي از اصول معماري پایدار است. بی تردید استفاده از مصالح طبیعی، محلی و بومی که بیشترین سازگاري اقلیمی و آشنایی فرهنگی را با محیط اطراف خود دارند میتواند مناسبترین پاسخ به این اصل باشد. ساختمانها، امروزه %۶۰ منابع استخراج شده از زمین را به مصرف میرسانند. در نتیجه، تلاش براي استفاده از مصالح ساختمانی و شیوههاي ساختمان سازي که کمترین آسیب را به محیط زیست برسانند، روزبروز در سرتاسر جهان در حال افزایش است.۳ در روند شکل گیري یک بنا نیز تا پایان عمران سه مرحله تعیین کننده را میتوان نام برد مرحله نخست ساختن بنا، مرحله دوم بهرهبرداري و دیگري تخریب آن است. در هر یک از این مراحل ما نسبت به محیط اطراف بنا تعرض کرده و سیستم تعادلی آن را بر هم زدهایم.در این راستا مصالح ساختمانی نقش مهمی را در پایداري ایفا میکنند و در واقع آنچه که ماهیت یک بنا را شکل میدهد مصالح هستند.کاربرد و انتخاب مناسب مصالح در طول اعصار دل مشغولی معماران بود.

فرانک لویدرایت و آلوار آلتو نمونههاي خوبی از معمارانی هستند که کیفیت کاربرد مصالح در پروژهرا تقریباً به حد کمال خود میرساندند. کاربرد مصالح در مقیاس خرد، مشکلات متعددي را در مورد انتخاب بوجود میآورد. زیرا این نوع مصالح بر بافت عمومی ساختمان و لطایف بصري آن چه در خارج و چه در داخل بنا تاثیر میگذارند. ویژگیهاي ذاتی مواد مصالح و نیز شیوه بکارگیري آنها، نقش تعیین کنندهاي در تعریف فرم و فضاي معماري دارند. چنان که می توان گفت: در شکلگیري مکان، فرمها بوسیله مواد و مصالح نقش خود را ایفا میکنند. هر مادهاي فرم خاص خود را میطلبد و برخی فرمهاي حجمی و فضایی خاص را مطرح میسازد و بدین ترتیب صورت فضاي معماري را تحت تاثیر قرار میدهد.۴

۱-۱تاریخچه توجه به انرژي خورشیدي

در تمدن غرب، قدمت بررسی ارتباط بین محیطهاي طبیعی و محیطهاي ساخته دست بشر، دست کم، به توصیههاي ویترویوس در ارتباط با موضعاتی همچون مکان، جهت و استفادة بهینه از نور طبیعی بر میگردد.. اگرچه دیدگاه ویترویوس، انسان مدار بوده (از آن جهت که به طبیعت به عنوان منبعی براي ارضا نیازهاي بشر مینگریسته) اما این دیدگاه هنوز هم طی گذشت بیش از ۲هزار سال از عمر ویترویوس استوار و پابرجاست.

در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، نوعی حس عدم اعتماد نسبت به پیشرفتهاي علمی و فناوري بوجود آمد و تمایل شدیدي در مردم نسبت به »بازگشت به طبیعت« حسن میشد، بخصوص با بوجود آمدن جنبش »هیپیها « و حوادث سال ۱۹۶۸ مبناي این تغییرات اغلب به فرهنگ شرق بر میگشت، جائیکه هماهنگی و سازگاري با طبیعت هم براي سلامت و رفاه نوع بشر ضروري است. در دهه هفتاد، بحران نفت موجب سرعت گرفتن تحقیقات جدید در رابطه با منابع انرژي غیر فسیلی شد. از آغاز دهه ۱۹۶۰ میلادي که معلوم شد که فقط یک زمین براي زیستن وجود دارد. تلاش براي جلوگیري از تخریب آن شروع شد. موجودیت و تکامل انسان در گرو فهم، دوستی، رفاقت و مدار با طبیعت است. ۳

-۲اصول معماري پایدار

معماري پایدار شامل ترکیبی از ارزشهاست : زیبایی شناسی، محیط، جامعه ،سیاست ، اخلاق . این معماري تمرینی از بکار گیري این ارزشها و دانش ها و ترکیب در یک جنبه مرکزي در هماهنگی با محیط است . معماري موفق ، منطقاً در باره

دومین کنفرانس بین المللی رویکردهاي نوین در نگهداشت انرژي جایگاه مصالح در معماري پایدار؛ مصادیق و نمونه ها

موضوعات ،دوام ، طول عمر ، پایداري ، مصالح مناسب و حس مکان فکر می کند و در ایجاد تعادل بین الزامات محیطی و اقتصادي تلاش می نماید. در این جنبش جهانی ، معماران نیز همسو با سایر دانشمندان در پی یافتن راهکارهاي جدید براي تامین زندگی مطلوب انسان بوده اند . بدیهی است که زندگی ، کار ، تفریح ، استراحت و… همه و همه فعالیت هایی می باشند که در فضا هاي طراحی شده توسط معماران ، صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت ، وظیفه اي بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می باشد ، کاربرد مفاهیم پایداري در معماري ، مبحثی تازه را به نام معماري پایدار ، معماري اکولوژیکی ، معماري سبز و معماري زیست محیطی باز کرده است که همگی اینها داراي مفهوم یکسانی بوده و بر معماري سازگار با محیط زیست دلالت دارد. ۵ طراحی پایدار، نوعی دخل و تصرف در محیط است که تلاش می کند تا راه حل هایی را ابداع نماید که با اهداف محیطی،

اجتماعی و اقتصادي، در یک نگاه کل نگر و در هم آمیخته به تعادلی دست یافته باشد که بتواند کیفیت برتري براي زندگی نسل کنونی و میراث مناسبی را جهت آیندگان فراهم سازد. ۶ از آنجا که دغدغه اصلی پایداري توجه به شرایط محیطی است، طراحی پایدار محیطی، نوعی نزدیک شدن به محصول طراحی

است که بهره مندي از ویژگیهاي درونی بستر و شرایط محیطی را به حداکثر رسانده در حالی که شرایط نامطلوب حاصل از این ساخت و ساز را به حداقل سوق می دهد. ساختمانها از مرحله طراحی و نحوه استقرار می بایست به شرایط و موقعیت به خوبی پاسخ مساعد دهند، در حالی که مواجه و مقابله با طبیعت را به حداقل سوق دهند.

در واقع مقوله معماري پایدار امري فراگیر بوده، مانند گرایش هاي قبلی به سبک معماري منجر نمی شود و با وجودي که دغدغه اصلی آن مربوط به مساله محیط زیست می باشد، از تمامی گرایش هاي پیشین که به مساله تقلیل استفاده از مصالح و انرژي توجه کرده اند بهره می گیرد. گرایش هایی مانند؛ معماري فن آور، معماري سبز، معماري هوشمند و همچنین طراحی محیطی، معماري رفتار گرا، معماري اقتصاد محور، و… این در حالی است که به واسطه خاستگاه هاي گفته شده خود را از معماري هاي پیشین که کارکرد یا ایجاد فرم محض را دنبال می نمودند متمایز می سازد. میتوان گفت، طراحی پایدار نوعی از معماري است که از حداکثر استعدادهاي محیطی براي آسایش مصرف کنندگان سود می جوید و ابزارها و راه کارهاي هوشمندانه اي را در این راه به کار میگیرد. این نوع معماري نه به صورت احداث یک ساختمان در یک بستر، آنچه که تا کنون صورت گرفته، بلکه حتی الامکان و متناسب با مقیاس و مقر طرح با بستر وحدت یافته به جزء لاینفکی از آن تبدیل می شود.) معماري پایدار در حلقه شهر به تناسب مقیاس و کارکرد، همچنین جزء لاینفکی از حلقه هاي وسیع تر و پیاپی شهري نیز می باشد. در این معماري، مصالح و عناصر ساختمانی قابل بازیافت و فضا قابل سازمان دهی مکرر می باشند و بدین ترتیب با انعطاف پذیري در برابر خواست هاي رو به تحول مصرف کنندگان از تخریب بنا جلوگیري می شود. ۷

۲-۱ تعاریف ساختمان هاي پایدار

می توان در رابطه با ساختمان پایدار تعاریف زیر را ارائه داد:۸ – ساختمانهایی که کمترین تاثیرات ناسازگار بر ساخت و محیط طبیعی را در طول عمر وساختمان واستقرار منطقه اي و جهانی دارند.

– ساختمان پایدار می تواند تمرینی ساختمانی و تلاشی براي رسیدن به کیفیت صحیح ( شامل ایفاي نقش اقتصاد ، جامعه و محیط) در عرصه اي وسیع باشد.

– اینچنین مصرف منطقی منابع طبیعی و مدیریت مناسب آن، می تواند به ذخیره منابع اندك ،کاهش مصرف انرژي و تقویت کیفیت محیطی بپردازد.

دومین کنفرانس بین المللی رویکردهاي نوین در نگهداشت انرژي جایگاه مصالح در معماري پایدار؛ مصادیق و نمونه ها

آ ساختمان پایدار چرخه کامل زندگی ساختمان، داشتن کیفیت محیطی ،کیفیت کارکردي و ارزشهاي آینده را مد نظر قرار می دهد.

۲-۲شاخصهاي معماري پایدار

برخی بناها داراي ویژگیها و خصوصیاتی هستند که آنها را در زمره بناهاي پایدار قرار میدهد که به شرح زیر میباشد: اصل اول ـ حفظ انرژي: باید طوري ساخته شود که نیاز ساختمان یه سوختهاي فسیلی را به حداقل برساند.

اصل دوم ـ هماهنگی با اقلیم: بناها باید طوري طراحی شوند که با اقلیم و منابع انرژي موجود در محل احداث هماهنگی داشته و کار کند.