در مکتب اسلام ،انسان در میان پدیده های هستی جایگاه و مقام بس والایی دار د،چنان که خداو ند در آفرینش این گل سر سبد هستی به خویشتن آفرین گفت.از ابعاد وجودی انسان که خدای متعال درقرآن پپان فرموده است،کرامت انسانی است که برای بررسی رشد وراههای سلامتی انسان می توان ازآنها بهره گرفت،زیراانسان سا لم کسی است که ازنظر جسمی وروحی درمسیررشد وبهره وری ازاستعدادهای وتوانهای خویش قرارگرفته باشد . مرزهای سلامتی وکرامت انسان خطوط کمرنگی هستنندکه مانند دوروی سکه به هم متصل هستند. پیامبر(ص) هدف از بعثت خود را تتمیم مکارم اخلاق بیان فرمو ده ودر روایات متعددی کرامت انسانی راتبیین نموده اند.امام علی (ع)نیز در نهج البلاغه انسان های کریم ورشد یافته را ترسیم نموده وفراوان در باره آن بحث کرده وبر آن صحه گذارده اند ،زیرا نگاه حضرت امیر(ع) به انسان و سلامت وی بازتا ب اندیشه های قرآنی و آمو زه های پیامبر(ص) می باشد. درمتون دینی ، تکریم وبزرگداشت انسان وسلامت مادی و معنوی اونهادینه شده است . ترسیمی که قرآن از حیات طیبه وباارزش انسان دارد جایگاهی است که سراسر امنیت وسلامت است ، ازاین رو در این نوشتار بر آنیم به مدد خداوند با استفاده از آیات قرآن و سنت علوی به بیان عظمت وجودی انسان و سّر برتری او نسبت به سایرموجودات ؛یعنی کرامت انسانی وتأثیرآن در سلامت انسان بپردازیم.امید که ان شاءاالله باتبیین این موضوع بتوانیم به فهم درستی از ارزش وسلامت انسان در نظام هستی نائل وآن را در همه صحنه های ز ندگی بکارگیریم.

کلید واژه ها: قرآن ،نهج البلاغه ، انسان سالم ،کرامت ذاتی،کرامت اکتسابی،مبانی کرامت

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان

نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

مقدمه

بر متفکران و اندیشمندان پوشیده نیست که انسانشناسی وشناخت انسان سالم از دانشهای پر دامنه و ژرف روزگار ما به شمار میرود. امروزه در این قلمرو، مکاتب و منظرگاههای بسیاری به منصهی ظهور رسیده و عرصه ی چالشهای فکری و پرسشهای علمی فراوانی گشته است. دربارهی کرامت انسان وسلامت اونیز در مکاتب گوناگون سخنها گفته شده و نکتههایی بیان شده است. بدون تردید یکی از مهمترین موضوعات قرآنی نیز حول محور انسان و ویژگیهای او سیر میکند. در واقع آن گونه که قرآن انسان را ترسیم نموده در هیچجا به چنین نحوی، جنبههای متفاوت انسان و کرامت وی در نظر گرفته نشده است. در حقیقت در بین مخلوقات، انسان از ویژگیهای بسیار متمایزی برخوردار است که به احسن الخالقین خطاب شده است. کرامت و بزرگواری ذاتی انسان هدیهی الهی نسبت به این مخلوق ویژه است که در شکل ظاهری، نیروی تعقل و تفکر، دارا بودن اراده و اختیار نسبت به پیشرفت خویش، انتخاب خیر ازشرّ و… نمود و بروز یافته است. دارا بودن این خصوصیات، انسان را شایسته تکریم و بزرگداشت ساخته است. از نظر قرآن انسان دارای منزلت ذاتی الهی است و از اینرو به عنوان خلیفهخدا قلمداد گشته و به تاج کرّمنا«» مکرم شده است.در سیرهی اهل بیت (ع)- آنان که مظهر تام و اکمل کرامت، شرافت و بزرگواری هستند- نیز رعایت اصول انسانی و به ویژه کرامت انسانها از جایگاه ویژهای برخوردار است که قسمتهایی از آن در کتاب شریف نهجالبلاغه مشاهده میشود. از اینرو آنچه در این مقاله به آن پرداخته میشود، کرامت انسان از دیدگاه امام (ع) و از منظر نهجالبلاغه است، زیرا نهج البلاغه تراوشات روح بلند و آسمانی انسان کامل است که شاگرد اول مکتب وحی و نمونه و الگوی راستین انسانیت و مظهر تام کمالات و فضایل والای انسانی است و میتوان گفت این کتاب بزرگ »کتاب انسان« است و بسامد بالای واژهی انسان و مفاهیم مربوط به آن نیز در نهجالبلاغه گواه آن است. بیتردید از جمله مسائلی که در نهجالبلاغه فراوان دربارهی آن بحث شده است، مسائل مربوط به کرامت انسان و حساسیتی است که امام نسبت به آن دارد. امام علی (ع) در نهجالبلاغه، اوصاف پسندیده و ارزشهای والای انسانی را معرفی نموده و انسانها را به الگوپذیری از آنها و تلاش برای رقابت در عرضههای تعالی بخش اخلاقی و به دست آوردن مقام انسانیت دعوت میکند .بنا براین سیر منطقی بحث اقتضاء می کند که در ابتدا به چیستی کرامت انسان وانواع آن پرداخته شود. در مرحله ی بعد مبانی کرامت و بزر گداشت انسان در مکتب اسلام بیان خواهد شدو سپس معیارهاوملاک های کرامت ودرنتیجه انسان سالم از دیدگاه امام ونهج البلاغه معرفی و نمونه ها ی آن نشان داده می شود.

مفهومشناسی واژهی »کرامت«

واژهی »کرامت« برگرفتهاز ریشهی »کرم« بوده و بر بزرگواری، عزت و شرافت، دلالت میکند. ابن فارس می نویسد: » اصل صحیح له بابان؛ أحدهما شرف فی الشیء أو شرف فی خلق من الاخلاق« ، وی کرم را به معنای شرف ذاتی و یا در برداشتن اخلاق نیکو معرفی میکند. ( ابن فارس،۱۳۸۹،ج۵ص.(۱۷۲ راغب نیز در مفردات میگوید: »کرم اگر وصف خدا واقع شود، مراد از آن احسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد، نام اخلاق و افعال پسندیدهی او است که از وی ظاهر میشود. ( راغب،۱۴۰۴،ص(۴۲۹ این واژه در مقابل لفظ »هوان« و »لؤم« به معنای پستی و ذلت قرار داد: »و من یهن االله فماله من مکرم«؛ هر کسی را که خدا او را پست سازد، هیچکس او را بزرگ نخواهد داشت. (حج،(۱۸ وبه طور کلی گفتهاند: »الکرم نقیض اللؤم«؛ کرم برخلاف فرومایگی است. (فراهیدی، ۱۴۱۰ق،ج۲،ص(۵۱۰ بنابراین در مفهوم واژهی »کرم « و مشتقات آن، معانی: بلند همتی، بزرگواری، عزت، جوانمردی، گرامی بودن و بخشندگی ذکر شده است. (سیاح،ج۴،ص-۶۴ .(۱۳۶۳به همین جهت، در معنای »اکرام« و »تکریم« که متعدی کرم میباشد، چنین آمده است:»اکرام و

۲

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان

نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

تکریم این است که بزرگ داشتی یا سودی به انسان برسد که در آن نقصان و خواری نباشد یا چیزی که به او میرسد، او را کریم و شریف گرداند. (راغب، همان) البته خصوصیات کرامت، با اختلاف مصادیق و افراد آن فرق میکند؛ بدین معنا که گاه کرامت در موضوعات خارجیه استعمال میشود؛ مثل »کتاب کریم« (نمل، (۲۸ یا »منکلّ زوج کریم« (لقمان،(۹ و گاه در مورد سخن، مثل آیهی » وقل لهماقولاً کریما« (اسراء،(۲۳ و گاه در مورد انسان، مانند آیهی»ولقدکرّمنا بنی آدم« (اسراء،(۷۰ یا انّ» اکرمکم عنداالله أتقاکم)«حجرات(۱۳، و گاه در مورد ملائکه، مثل آیهی »کراما کاتبین) « انفطار،(۱۱ و استعمال در مورد خداوند متعال، مانند آیهی فانّ»ربّی غنیّ کریم« (نمل(۴۰؛ ولی معنای جامع کلی در همهی این مصادیق یکی است و آن عزیز بودن و شرافت

داشتن در ذات یک چیز، بیملاحظه برتری داشتن نسبت به چیز دیگر است. (مصطفوی،۱۳۶۸،ج۱۰،ص.(۴۶ در مجموع میتوان گفت: کرامت به معنای نزاهت از پستی و فرومایگی است و کریم: یعنی روح بزرگوار و منزه از هر پستی. بدین معنا، کرامت در برابردنائت قرار میگیرد و کریم در مقابل دنی. (جوادی آملی، کرامت در قرآن،ص(۲۲-۲۱
کرامت در قرآن

بدون تردید یکی از مهمترین موضوعات قرآنی، حول محور انسان و ویژگیهای او سیر میکند. در واقع آن گونه که قرآن انسان را ترسیم نموده، در هیچ جایی به چنین نحوی، جنبههای متفاوت و کرامت انسانی در نظر گرفته نشده است. در حقیقت در بین مخلوقات، انسان از ویژگیهای بسیار متمایزی برخوردار است که به »أحسن الخالقین« خطاب شده است. تکریم انسان ازدیدگاه وحی تاآنجا اوج می گیردکه آفریدگارانسان به خاطرآفرینشی چنین بدیع به خویش تبریک می گوید.( مؤمنون ،(۱۴-۱۲ تنها آیهای از قرآن که به صراحت به بحث کرامت انسانی پرداخته است، آیهی هفتاد سورهی اسراء میباشد. خداوند متعال، دربزرگداشت و برتری این مخلوق فرموده است:»و لقدکرّمنا بنی آدم و حملناهم فیالبرّ و البحر و رزقناهم منالطیّبات وفضّلنا هم علی کثیرممّن خلقناتفضیلاً«؛ ما بنی آدم را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان بخشیدیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم،برتری دادیم.

انواع کرامات الهی

در اینکه انسان از جانب خالق خویش تکریم شده است هیچ تردیدی نیست، ولی اینکه کرامت به چه شکل و به چه کیفیتی است با استفاده از آیات قرآن دوگونه کرامت را میتوان برای وی برشمرد.

نوع اول: کرامت ذاتی و تکوینی

انسان به عنوان برترین مخلوق الهی، دارای کرامت و شرافت ویژه نسبت به دیگر موجودات است. خداوند بهطور سربسته میگوید: ما انسان را گرامی داشتیم، ولی در اینکه به چه چیز گرامی داشته سخن زیاد گفته شده است ؛بعضی آن را به سبب اعطای قوهی عقل و نطق و استعدادهای مختلف و آزادی اراده میدانند؛برخی اندام موزون و قامت راست؛ عدهای هم موهبت انگشتان که انسان با آن کارهای بسیار ظریف و دقیق انجام میدهد و همچنین قدرت نوشتن و تدبیر امور زندگی و اعمال بسیاردیگر.

مفسران و قرآن پژوهان کر امت را به این می دانندکه انسان تنها موجودی است که میتواند غذای خود را با دست بخورد، برخی به خاطر سلطه او بر تمام زمین و عدهای به علت شناخت خدا و قدرت بر طاعت و فرمان او میدانند.(طباطبایی،۱۴۰۲،ج۸،ص۲۳ ؛طبرسی،۱۴۰۶،ج۶،ص۶۶۳؛زمخشری ،ج۲،ص۶۸۰ ؛بیضاوی ،۱۴۱۸، ج۳، ص(۲۶۲ مقصود از تکریم، اختصاص دادن به عنایت و شرافت دادن به خصوصیتی است که در دیگران

۳

ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر

استان هرمزگان

نخستین همایش اسلام و سلامت روان- بندرعباس، اسفندماه ۱۳۹۱

—————————————————————

نباشد، با همین خصوصیت است که معنای تکریم با تفضیل فرض میکند، چون تکریم معنایی است نفسی؛ در تکریم کاری به غیر نیست، بلکه شخص مورد تکریم مورد نظر است که دارای شرافت و کرامتی بشود، به خلاف تفضیل که منظور از آن این است که شخص مورد تفضیل از دیگران بر تری یابد ، در حالیکه او با دیگران در اصل آن عطیه شرکت دارد. (طباطبائی،۱۳۷۴،ج۱۳،ص(۲۱۵ آنچه از مجموع آیات و نظریات مفسران به دست میآید، اینکه مقصود از تکریم، اختصاص دادن شخص و اشخاص مورد تکریم را به خصوصیتی است که در دیگران نباشد، به همین جهت معنای تکریم با تفضیل فرق کرده و تفاوت پیدا میکند.تکریم ،گرامی داشتن به وسیله ی نعمت است ومستلزم این نیست کسی را که به وسیله ی نعمت ها گرامی می دارند ،برتر هم باشد .از این رو پس از ذکرتکریم ،تفضیل را آورد تا مطلب را تمام کرده باشد.(طبرسی ، همان) طبق آیهی فوق خدای کریم به انسان هم کرامت داده است و هم فضیلت. کرامت ناظر به شرافت ذاتی شیء است که ویژهی اوست و مقایسه با غیر در آن لحاظ نمیشود، برخلاف تفضیل که مقایسه با غیر، رکن است .ذات اقدس الهی افزون بر تکریم انسان، وی را به بسیاری از موجودات برتری داده است. (جوادی آملی، تفسیر انسان به انسان،۱۳۸۴ ش،ج۳۸، ص(۲۱۶با اینکه در میان اولاد آدم ،افراد کافرو گمراه بسیار ند مع الو صف همه را به خلقت کرامت مفتخر ساخته ،زیرا منظور این است که آن ها رابه نعمت های دنیا و صورت های زیبا و تسخیر موجودات و وجود پیامبران گرامی داشته اند.(طبرسی ، همان ) علامه طباطبایی در این باره چنین میگوید: حال که معنای تکریم و فرق آن با تفضیل روشن شد اینک می گوییم :انسان در میان سایرموجودات عالم خصو صیتی دارد که در دیگران نیست و آن داشتن عقل است. معنای تفضیل انسان بر سایر موجودات این است که در غیر عقل از سایر خصوصیات و صفات هم انسان بر دیگران برتری داشته، هر کمالی که در سایر موجودات هست حد اعلای آن در انسان است .( طباطبایی،همان) بدین ترتیب تفضیل انسان بر سایر موجودات به عنوان موهبت و کرامتی از جانب خداوند به این معناست که آنچه را که به آنها داده از هر یک سهم بیشتری به انسان داده است؛ اگر حیوان غذا میخورد خوراک سادهای از گوشت و یا میوه و یا گیاهان و یا غیر آن دارد، ولی انسان که در این جهت با حیوان شریک است، این اضافه را دارد که همان مواد غذایی را گرفته و انواع طعامهای پخته و خام را برای خود ابتکار میکندو…(همان،ص(۲۱۷ به غیر از آیهی فوق، آیات دیگری در قرآن وجود دارند که همه بر کرامت تکوینی و ذاتی نوع انسان دلالت

دارند. (تین،۴؛مؤمنون،(۱۴ به ویژه آن دسته از آیاتی که انسان را غایت و هدف از خلقت بسیاری از موجودات معرفی کرده است و آنها را در خدمت انسان و مسخر او میداند .(لقمان،۲۰؛ بقره،۲۹، جاثیه،(۱۳ کرامت ذاتی، به دو شکل ظاهری و معنوی تحقق یافته است:تکریم ظاهری مثل: ایستاده راه رفتن، خوردن و آشامیدن با دستان، قدرت بر نوشتن… که در کلام برخی مفسران آمده است. تکریم معنوی انسان به عقل است که بسیاری از تکریمهای ظاهری از آن نشأت میگیرد و انسان را بر سایر حیوانات برتری میبخشد. این نعمت که بزرگترین و محبوبترین نعمت خداوند است، انسان را در تشخیص حق و باطل، خیروشر ،صلاح و فساد و… راهنمایی می کند. تکامل زندگی بشر، از این نعمت سرچشمه گرفته است.هریک از این دو تکریم شامل همهی انسانها می شود و نه تنها رنگ، نژاد، قبیله و…. در آن تاثیری ندارد، بلکه ملاکهای برتری حقیقی مانند ایمان، علم، جهاد و… نیز نقشی در آن ندارد. از اینرو، قرآن کریم جمیع فرزندان آدم (ع) را مشمول این تکریم معرفی کرده است.»و لقد کرمنا بنی آدم«سپس انسانها در حقیقت مشمول تکریم اجباری میشوند. (جوادی آملی،۱۳۸۵،ج۳،ص.(۲۷۲ -۳