جغرافيا

مقدمه:

جغرافيا علمي است که به بررسي چگونگي پراکندگي پديده‌هاي مکاني در چارچوب روابط متقابل محيط طبيعي و محيط انساني مي‌پردازد. شناخت روابط حاکم بين پديده‌اي در ديدگاه سيسستمي جغرافيا صورت مي‌گيرد. بررسي و شناسايي عوامل مختلف طبيعي با عوامل گوناگون محيط انساني در شکل‌گيري چشم‌اندازها از وظايف اصلي جغرافيا است و هماهنگي فعاليت‌هاي انساني با امکانات محيط طبيعي و حفاظت از محيط زيست از وظايف اصلي جغرافيدانان به شمار مي‌رود.

اهيمت مطالعات جغرافيايي در اين است که با هدف شناخت مسائل و چاره‌جويي براي آنها به بررسي پديده‌هاي مختلف مکاني مي‌پردازد. از مسائل عمده حوضه‌هاي آبخيز کشور مساله

فرسايش است که نقش زيادي در بازده محصولات کشاورزي، نوع پوشش گياهي و شکل‌گيري چشم‌انداز جغرافيايي داردكه امروزه مهمترين عامل تشديد کننده فرسايش انسان مي‌باشد و در اين مورد جنگل عامل بسيار مهمي در تعادل زيست محيطي دارد وارزش جنگل تنها به چوب آ

ن نيست بلكه بزرگ ترين نقش جنگل ها و گياهان علاوه بر تامين موادغذايي گياهخواران، انسان ها و نيز ارزش هاي مادي و معنوي نظير چوب و كاغذ، مبارزه با آلودگي محيط و فرسايش هاي آبي، بادي، ايجاد محيط هاي تفريحي، تعديل آب و مواد و دريافت انرژي حرارتي خورشيد به هنگام كربن گيري و تبديل آن به انرژي شيميايي است.

جغرافيا و حفاظت از محيط زيست

حفاظت از محيط زيست
هر گاه يكي از عوامل وجود نداشته باشد زندگي بشر دستخوش اختلال مي شود و حتي شايد زندگي امكان پذير نباشد. كارشناسان منابع طبيعي و محيط زيست معتقدند تهيه طرح هاي آمايش سرزمين به طور مستقيم وغيرمستقيم در اكثر مواقع با جنگل و فضاي سبز محيط ارتباط دارد. جنگل نقش مهمي در نظم مكاني هر كشور دارد. زيرا در برنامه هاي آمايش سرزمين نمي توان اهميت

جنگل را از لحاظ سطح، توليد چوب، تعديل دماي هوا، تفرجگاه و محل استراحت مردم خسته از زندگي ماشيني، ذخيره آب هاي زيرزميني، مبارزه با فرسايش، مبارزه با آلودگي هاي زيست محيطي و حتي پيكار با بيكاري و ايجاد هماهنگي اقتصادي در مناطق مختلف كشور ناديده گرفت.براساس همين اصل بايد تمام مسايل مربوط به جنگل مانند بهره برداري از آن، تغيير كاربري آن و تبديل به زمين هاي كشاورزي، مرتع ، مناطق صنعتي، مسكوني و ايجاد بزرگراه و هر نوع تغيير

در وضع آن حتي توسعه سطح جنگل، با طرح هاي آمايش سرزمين كه هدف آن ايجاد محيط زيست سالم و مناسب است، هماهنگي داشته باشد. تخريب جنگل ها نظم حاكم بر آمايش سرزمين را بر هم مي زند.
جنگل علاوه بر ارزش هايي كه براي آن ذكر شد به لحاظ رويش نيز بسيار ارزشمند است. ارزش سالانه رويش جنگل هاي شمال كشور ۲ هزار و ۲۲۰ تريليون تومان برآورد مي شود. در حال حاضر سطح جنگل هاي شمال كشور يك ميليون ۸۵۰ هزار هكتار برآورد شده است. اگر رويش جنگل هاي شمال كشور به طور متوسط سالي ۳ مترمكعب فرض شود و ارزش هر مترمكعب ۴۰ هزار تومان باشد، سالانه رقمي معادل ۲ هزار و ۲۲۰ تريليون تومان از رويش جنگل هاي شمالي به دست مي آيد. به گفته مسئولان در طول ۸۰ سال جنگلباني كشور هميشه عوامل تخريب در جنگل باعث شده كه سازمان جنگل ها و مراتع كشور بهره برداري از جنگل را از ۳ متر مكعب در هكتار به كمتر از يك مترمكعب كاهش دهد. ضمن آنكه براي تامين نيازهاي چوبي كشور واردات آزاد تعرفه آن برداشته شده است تا جايي كه صنايعي مثل مبلمان، لوازم منزل و صنايع ساختمان تا حدي از

منابع قبل جدا شده و خود به زراعت چوب مي پردازند.
در حال حاضر سياست گسترش زراعت چوب در كشور تشويق مي شود تا حجم قابل توجهي از نيازهاي چوبي كشور از اين مناطق تامين شود و اميد مي رود مجموع اين اقدامات از فشار

وارد به جنگل ها بكاهد. به هر حال باتوجه به نقش و اهميتي كه جنگل ها دارند به نظر مي رسد تخريب جنگل ها به دليل كسب منافع شخصي بسيار بي رحمانه و غيرمنصفانه است. اينكه چوب هاي جنگلي با ماشين هاي حمل برنج به مناطق مختلف كشور منتقل شود و به قيمت هاي گزاف به فروش مي رسد خيانت به نسل هاي آينده است. نسل هايي كه گسترش شهرها و زندگي ماشيني اكسيژن مورد نياز آنها را مي طلبند و با تخريب جنگل ها، آنها از حداقل ممكن هم محروم مي شوند. در صورت بي توجهي به حفظ منابع طبيعي و تخريب جنگل ها در آينده اي نه چندان دور به نظر مي رسد بايد به دنبال خريد اكسيژن بود، البته اگر اكسيژني براي خريد وجود داشته باشد.

انسان و محيط زيست
بين انسان ومحيط پيرامون آن روابط متقابلي برقرار است که در هر نظام يا صورتبندي اجتماعي واقتصادي اين روابط شکل خاصي پيدا ميکند .يکي از جنبه هاي کاربردي جغرافيا بررسي وشناخت عوامل مؤثردر عدم توسعه پايدار در مناطق مختلف جغرافيايي است .امروزه رشد جمعيت در مناطق ساحلي وگسترش فيزيکي آنها در ابعاد افقي وعمودي موجب آلودگي اين مناطق شده ا

ست.
برخي از نواحي ساحلي بخصوص نواحي با آب وهواي گرم وخشک جزء اکوسيستم هاي ناپايدار هستند علاوه بر آن ارزيابيهاي بعمل آمده در سطح جهاني در ارتباط با آلودگي هاي زيست محيطي همواره عدم اطلاعات علمي اساسي و نبود مديريت صحيح را آشکار نموده است.در حال حاضر نيز ظرفيت موسسه هاي ملي ومنطقه اي وبين المللي موجود بويژه در کشورهاي در حال توسعه جهت توليد وتبادل اطلاعات کافي ومناسب محدود است.زيرا که براي فهم ودرک فرآيند

هاي جلوگيري از آلودگي محيط زيست وجود اطلاعات يکپارجه وهماهنگ وسيسنمهاي مراقبت نظامدار بر اساس تکنولوژي مناسب يک ضرورت محسوب ميشود.بنابر اين مطالعات جغرافيايي با مشاهدات وبررسيهاي دقيق وبرنامه هاي مؤثر ميتواند براي جلوگيري از آلودگي محيط زيست سودمند باشد.وبا توجه به تاکيد اين مقاله بر مقولات مديريت محيط زيست سعي شده تا راهکارهاي مناسب براي تحقق توسعه پايدار در استان بوشهر بخصوص در نواحي ساحلي معرفي گردند.

طرح مسئله:پيشرفت سريع صنايع وتکنولوژي در قرن بيستم سبب شده تا آلودگي محيط زيست نيز بيش از پيش افزايش يابد وبصورت يک مشکل جدي وبزرگ مطرح شود وجود رابطه متقابل ودر حال رشد بين طبيعت وجامعه سازمان يافته انساني ومجهز به وسائل فني که بدون وقفه منابع ضروري ولازم را از طبيعت ميگيردومصرف مينمايدومواد زائد ناشي از فعاليتهاي حياتي وتوليدي را به آن بر ميگرداند واقعيتي غير قابل انکار است بدين ترتيب مجموع شرايط طبيعي که جامعه انساني در کنش متقابل ومستقيم است منجر به پيدايش محيط جغرافيايي خاصي ميگردد.اما موضوع قابل توجه در اين نوع کنش روشن نمودن منطقي ترين نحوه بهره برداري وتبديل وتغيير محيط طبيعي است که بدون شناخت صحيح قوانين اجتماعي که بر آن محيط استوار است وهمچنين بدون شناخت قوانين طبيعي غير ممکن است. امروزه بهره برداريهاي بي رويه انسان از طبيعت با توجه به افزايش نيازهاي آن سبب شده تا رابطه انسان با طبيعت به رابطه نا متعادل تبديل شود. ودر برخي مناطق موجب تخريب محيط زيست گردد . بنظر ميرسد آنچه که ميتواند موجبات يک رابطه مناسب را فراهم آوردارائه يک شيوه مديريت صحيح ومتناسب با هر محيط جغرافيايي است.استان

بوشهر با دارا بودن حدود ۶۲۵ کيلومتر مرز ساحلي با خليج فارس داراي موقعيت جغرافيايي خاصي است که نقاط مختلف ان کم وبيش دچار تغيير وتحولات گوناني ميشوند واز طرفي قرار گرفتن بسترجغرافيايي استان در مسير ساحلي خليج فارس سبب شده تا بهره برداري هاي مختلفي در اشکال بهره برداري از منابع آبزي ومنابع نفت وگاز بروز نمايد ودر عين حال در برخي موارد سوء مديريت ها وبهره برداريهاي نابجا از آن سبب شده تا امروز قسمت اعظم مناطق ساحلي بويژه نزديکي شهرها قرباني آلودگي محيط زيست وبهره برداري بيش از حد منابع واستخرا

ج معادن و… شوند.
علاوه بر آن کاربرد تکنولوژي موجود در بهره برداري از سواحل با فکر صحيحي همراه نبودهونتايج نا مطلوبي را ببار آورده است.بنابر اين بهبود وضعيت بهره برداري از منابع در اين ناحيه بايستي بعنوان يک موضوع مهم مورد توجه قرار گيردوميتواند بعنوان مو ضوع تحقيق مورد مطالعه قرار گيرد.
جنگل و حفاظت از آن
جنگل ها شش هاي زمين هستند و بيش از ۲۰ درصد از اكسيژن مورد نياز موجودات زنده را گياهان تامين مي كنند. اما عده اي بسيار محدود به خاطر كسب منفعت شخصي، با قطع درختان و با نابودي هر هكتار جنگل، زمين سالانه از ۵/۲ ميليون تن اكسيژن محروم مي شود. آمار دقيقي در زمينه قطع درختان و قاچاق چوب در دسترس نيست، اما گفته مي شود سالانه بيش از دو ميليون مترمكعب چوب از جنگل هاي كشور قاچاق مي شود.
ارزش جنگل تنها به چوب نيست. جنگل از بسياري جهات ديگر براي انسان ها و محيط زيست آنها اهميت دارد. بزرگ ترين نقش جنگل ها و گياهان علاوه بر تامين موادغذايي گياهخواران، انسان ها و نيز ارزش هاي مادي و معنوي نظير چوب و كاغذ، مبارزه با آلودگي محيط و فرسايش ه

اي آبي، بادي، ايجاد محيط هاي تفريحي، تعديل آب و مواد و دريافت انرژي حرارتي خورشيد به هنگام كربن گيري و تبديل آن به انرژي شيميايي است. اصولا اگر حياتي در كره زمين وجود دارد ناشي از همين واكنش هاست كه متاسفانه عده اي سود جو همه اين مواهب را براي كسب منافع شخصي با قطع درختان در معرض نابودي قرار مي دهند. همچنين درصد تغيير زمين هاي جنگلي، به دليل خنكي هوا و بالا بودن ميزان رطوبت بسيار كمتر از مناطق غيرجنگلي

است. ميزان تبخير در زمين هاي فاقد جنگل سه برابر بيشتر از مناطق جنگلي پهن برگ است.
در جنگل باد شديد نمي وزد، نور آفتاب كمتري به زمين مي تابد و از همه مهم تر ميزان رطوبت هوا بيشتر از مناطق غيرجنگلي است، با اين همه باز هيچ ابايي از قطع درختان در جنگل هاي ايران وجود ندارد. اگر مناطق آبخيز حوزه سدي پوشيده از جنگل باشد، علاوه بر اينكه مانع فرسايش و حمل مواد معدني به داخل سد مي شود و از غيراقتصادي شدن آن جلوگيري مي كند، باعث مي شود كه آب داخل سد در تمام فصول سال يكسان بوده و تغيير محسوسي نداشته باشد، ضمن آنكه جنگل ها در حفظ و نگهداري آب نقش غيرقابل انكاري دارند و از اين جهت به خصوص در كشور كم آبي مثل ايران، بسيار حائز اهميت هستند. بنابراين بحث آمايش سرزمين مطرح مي شود. آمايش سرزمين، دانشي است مولود علم سياست، اقتصاد و جغرافيا كه مي خواهد بنا به استعدادهاي طبيعت و برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي كشور، تركيبي عقلايي و منطقي براي توزيع بهتر فعاليت هاي انسان ايجاد كرده و بين هدف هاي كشوري هماهنگي به وجود آورد. با تهيه و اجراي طرح هاي آمايش سرزمين، بايد بين مناطق ناهماهنگ به مرور هماهنگي اجتماعي و اقتصادي به وجود آورد. حيات انسان بر چهار عنصر اصلي آب، هوا، خاك و روشنايي استوار است.

ارزيابي محافظت نكردن محيط زيست بر ايران
دما و ميزان بارش
به‌منظور ارزيابي ميزان آسيب‌پذيري كشور در اثر عدم كنترل رهايش گازهاي‌گلخانه‌اي، شش سناريوي متفاوت طراحي شده‌اند. اين سناريوها خود تركيب منتخبي از مدله

ا و سناريوهاي متفاوت مانند دو مدل جي‌سي‌ام (HadCM2 وECHAM4)، سه سناريوي انتشار (IS92a, IS92b and IS92c) و سه حساسيت اقليمي متفاوت مي‌باشند. در اين تركيبها سه وضعيت مختلف براي انتشار گازهاي گلخانه‌اي در نظرگرفته‌شده‌است كه به ترت

يب عبارتند از:
الف) ميزان انتشار پايين
ب) ثابت نگهداشتن ميزان انتشار در شرايط فعلي و
ج) ميزان انتشار بالا
در نهايت نتايج مدلسازي انجام‌شده بين تركيبات سناريوها و حساسيت‌هاي اقليمي مختلف نشان مي‌دهد كه براي حالت (الف) افزايش دما بين ۱ تا ۵/۱ درجه سانتيگراد، براي حالت (ب) افزايش دما بين ۵/۲ تا ۱/۴ درجه سانتيگراد و براي حالت(ج) اين افزايش دما بين ۹/۵ تا ۷/۷ درجه سانتيگراد مي باشد. همچنين همين تركيبها براي به تصوير كشيدن تغييرات بارندگي در كشور مورد استفاده قرار گرفت كه نتايج آن عبارتند از:
 براي شرايط الف – ۱۱% تا ۱/۱۹% كاهش بارش نسبت به سال پايه
 براي شرايط ب – ۹/۳۰% تا ۵۰% كاهش نسبت به سال پايه
 براي شرايط ج – ۵۸% تا ۸۰% كاهش نسبت به سال پايه
منابع آبي

براي بررسي ميزان اثرات گرم شدن زمين بر منابع آبي ايران، تحقيقات مختلفي بااستفاده از داده هاي آبي ـ هواشناسي و مدلهاي رواناب مختلف كه با سناريوهاي انتشار و تغييرات دمايي نيز ادغام شده‌اند، انجام شده‌است. نتيجه داده‌هاي رواناب دوره اي كه از ۳۹۸ ايستگاه آب سنجي گردآوري شده‌اند، نشان مي‌دهد كه شاخص سيلاب در ۴۷% آنها تغيير كرده است. بعلاوه در ۶۰۰ ايستگاه هواشناسي مورد مطالعه در طي سالهاي ۲۰۰۰-۱۹۹۰ مشخصا تغييرات اقليم مشاهده شده است.

مدل درازمدت رواناب كه براي ۳۰ حوضه رودخانه اي استفاده شد، نشان مي‌دهد كه افزايش دما، حجم رواناب را در زمستان، به دليل تبديل بارش برف به باران و در بهار، به دليل آب شدن سريع برفها افزايش مي‌دهد. همچنين مشخص شده است كه افزايش دما بر رواناب حوضه هاي آبگير تاثير گذاشته و نوسانات رواناب ناشي از بارندگي را كاهش مي دهد.
كشاورزي
افزايش دماي پيش بيني شده در اثر تغييرات آب و هوايي باعث كاهش باروري نشاء برنج، كاهش طول عمر ذرت، نارسي گندم و كاهش جوانه زني سيب زميني مي گردد.
از طرفي ديگر تغييرات آب و هوايي با كاهش ميزان و زمان بارش، بر اساس داده هاي تاريخي، باعث كاهش توليد گندم و پنبه مي گردد. بطوريكه خشكسالي هاي اخير در محدوده سالهاي ۷۸-۱۳۷۷ باعث كاهش ۱,۰۵۰,۰۰۰ تن محصول گندم آبي و ۲,۵۴۳,۰۰۰ تن محصول گندم ديم گرديد. اين نتايج نشان مي دهند كه بخش كشاورزي ايران در برابر پديده تغيير آب و هوا بسيار آسيب پذير مي باشد.
جنگل و كاربري زمين
گرم شدن زمين بر بخش جنگل به شدت تاثير مي گذارد. تغيير محل رويش طبيعي گونه هاي گياهي جنگلي، بخصوص گونه هاي مقاوم و انقراض گونه هاي نيمه مقاوم از نمونه هاي اين تاثيرات مي باشند. رويش طبيعي گياهان جنگلي آشفته شده و منجر به كاهش توليد چوب و محصولات غير چوبي در جنگل مي شود. هجوم دام به عرصه هاي جنگلي و مراتع و تشديد بيماري گياهان باعث تسريع فرسايش زمين، مخصوصاً در مناطق خشك و نيمه خشك مي گردد. افزايش سطح آب دريا در خليج فارس و درياي عمان باعث تخريب جنگلهاي دريايي حرّا (مانگرو) مي گردد. در اثر كاهش مقدار علوفه در جنگلها، كه مي تواند در برخي موارد نشانه اي از شروع بيابان زائي باشد، شرايط زيست محيطي براي حيات وحش در مناطق جنگلي به سرعت نامساعد مي گردد . افزايش دما و خشكسالي باعث تخريب پوشش گياهي شده و به پيامد آن فرسايش خاك تسريع مي گردد كه در نهايت به علت تضعيف ظرفيتهاي اكولوژيكي منطقه در اثر اين تخريب ها پيامدهاي اجتماعي ناگواري نظير مهاجرت اتفاق مي افتد.
نواحي ساحلي
شمال كشور ايران مركز توليدات كشاورزي مي باشد. صنايع توليد انرژي در منطقه جنوب قرار دارند و مركز استخراج نفت و صدور آن به‌شمار مي‌روند. اكثر بنادر بزرگ صدور كالا در جنوب مستقر شده اند. حضور اين صنايع در شمال و جنوب ايران نشان مي‌دهد كه نواحي ساحلي كشور تا چه حد نسبت به اثرات تغيير آب و هوا آسيب‌پذير مي‌باشند.
با توجه به داده هايي كه در طي ده سال در ساعت هاي مختلف از س

ه ايستگاه (چابهار، بندر عباس و بوشهر) جمع‌آوري شده‌اند، ميانگين افزايش متوسط سطح آب دريا در خليج فارس و درياي عمان ۵/۴ ميليمتر در سال بوده است كه با سناريوي سال ۱۹۹۵ IPCC مطابقت مي كند. بعضي از اثرات افزايش دما و سطح آب دريا در نواحي ساحلي عبارتند از:
فرسايش كناره هاي ساحلي در شمال و جنوب، آب گرفتگي زمينهاي پست مثل شبه جزيره ميانكاله و خليج گرگان، سفيد شدگي گسترده آبسنگهاي مرجاني، نفو

ذ آب شور در آبهاي شيرين در اثر آب گرفتگي زمينهاي ساحلي همگي مثالهايي از آسيب پذيري سواحل شمالي و جنوبي ايران مي باشند.
از منظر اقتصادي اجتماعي، تغيير اقليم اثرات سوء شديدي بر بهداشت و رفاه خانوارها دارد كه از آن جمله مي‌توان به تامين آب‌شيرين در مناطق‌ساحلي اشاره نمود. نفوذ آب شور به داخل آبهاي سطحي و زيرزميني از مهمترين پيامدهاي تغييراقليم در منطقه – بويژه در حوضه آبريز رودخانه كارون- محسوب مي‌شود. رودخانه كارون اصلي‌ترين منبع تامين آب شرب براي شهرهايي با جمعيت بيش از يك ميليون نفر است و نفوذ آب شور در اثر افزايش سطح آب دريا و كاهش دبي آب رودخانه‌ها يكي از موضوعات مورد بحث درباره اين رودخانه بوده و هست.
بهداشت
تغيير آب و هوا تاثير مستقيمي بر سلامتي انسانها دارد. انتظار مي رود كه گرم شدن زمين منجر به افزايش بيماريهاي قلبي و عروقي، تنفسي و بيماريهاي عفوني و ميكروبي گردد. مالاريا، يكي از بيماريهايي كه در مناطق استوايي شايع است، در استانهاي گرمسيري ايران نيز رايج است. تحقيق بر روي ميزان بروز مالاريا از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ در كشور نشان مي دهد كه ميزان موارد ابتلاء به اين بيماري عليرغم افزايش امكانات بهداشتي و درماني رو به رشد است.
انرژي و فرايندهاي صنعتي
كاهش راندمان نيروگاههاي حرارتي، كاهش در توليدات نيروگاه

هاي آبي در اثر كاهش سطح آب پشت سدها، تخريب نواحي ساحلي، اسكله هاي نفتي، تاسيسات گاز و تروشيمي در نواحي ساحلي جنوبي در اثر طوفانهاي دريايي شديد، همگي تاثيرات محسوس ناشي از تغيير آب و هوا هستند. همچنين پيش بيني مي شود كه گرم شدن زمين باعث افزايش تقاضاي برق به ميزان ۲۰,۰۰۰ مگاوات در طول ۵۰ سال

آينده گردد .

منابع :

سايتهاي الكترونيكي :
—————————–

www.khabargozari.net
www.daneshnameyeroshd.com
www. irangreenpen.org
www.climate-change.ir