جغرافیای اقتصادی ايران
ایران سرزميني پهناور، پرجمعیت، غني و حاصل خيز است و با کوه هاي بلند و درّه هاي پُرآب وجلگه هاي حاصلخيز و تنوع آب و خاک ،موقع مناسبي براي کشاورزي و دامپروري دارد. به علاوه، در دل کوه ها و درعمق کويرها و شوره زارهاي مرکزي اين سرزمين منابع عظيم زيرزميني، از سفره هاي گسترده آب تا معادن سرشار نفت و گاز و آهن و مس، ذخيره شده است. تنوّع اوضاع جغرافيايي و تفاوت بسيار زياد درآب و هواي مناطق مختلف از ديگر عواملي است که زمينه لازم را براي انواع فعّاليت هاي اقتصادي در کشور فراهم مي آورد.
کشاورزي
گرچه حدود هفتاد درصد از سرزمين ايران کوهستانی یا کویری وغير قابل کشاورزي است، پيشينه کشاورزي درايران چندان قديم است که پژوهندگان معتقدند اگر ايران کانون نخستين فعّاليت هاي کشاورزي نباشد، يکي از قديم ترين آنهاست. ازحدود چهارهزارسال پيش از ميلاد مسيح ساکنان اين سرزمين به کشاورزي مي پرداخته اند. وجود سدها، بندها، کاريزها، و منابع عظيم آب، که به وسیله ی جوی ها و آبراه ها ميان کشاورزان تقسيم مي شده، نشان از کوشش بسيار براي توسعه کشاورزي و سرسبزي و آباداني در دوره شاهنشاهان ايراني پيش از اسلام دارد. با حمله اعراب و سقوط ساسانيان، براثر نا آشنائی حاکمان عرب و بي توجّهي به نگهداري سدها و آب بندها، کشاورزي مدّتي از رونق افتاد، امّا با روي کار آمدن نخستين حکومت هاي ايراني دگرباره کارآيي خودرا بازيافت. امروزه، با تنوّع جنس خاک و آب و هوا، امکان کشت و بهره برداري از همهء انواع محصولات کشاورزي و دامي از سردسيري و گرمسيري در ايران وجود دارد.
برنج کاری در گیلان
صادرات کشاورزي ايران بيشتر پنبه، حبوبات، سبزيجات، انگور، خرما، وخشکبار بوده است. امّا در دهه های اخير، با افزايش جمعيّت و کاهش نسبي توليدات کشاورزي ميزان سرانهء اين گونه صادرات کاهش يافته و، دربرابر، نيازايران به وارد کردن کالاهاي غذايي و کشاورزي، از آن جمله گندم، برنج، روغن، گوشت، چغندر قند و نيشکر روزافزون شده است. مشکلات کشاورزي ايران را، علاوه بر کم بود آب و مشکل آبياري، نارسايي راه ها و وسايل ارتباطي، زيان آفات نباتي و کم کاري پنهان در کشاورزي دانسته اند. با این همه امروزه افزون بر مصرف داخلی مقداری محصولات کشاورزی از جمله میوه به صورت تازه یا خشک و کنسرو به کشور های همسایه صادر می شود.

معادن
ایران با ۱۰% ازکل ذخایر زیرزمینی دارای یکی از بزرگ ترین حوضه های نفت و گاز جهان است. دراستخراج نفت بعد از عربستان سعودی مقام دوم را بین اعضای سازمان اوپک دارد ودر بهره برداری از معادن گاز نیز بعد از روسیه قرارمی گیرد. با آن که جز در رشته نفت و گاز تحقيقات ومطالعات دامنه داري راجع به معادن ايران انجام نيافته است، دربيشتر نقاط کشور آثار وجود کان هاي مختلف به چشم مي خورد. ذخيره بعضي از اين معادن ناچيز است. امّا ذخيره بعضي ديگر چون معادن مس سرچشمه و معادن آهن بافت و زَرََند کرمان چشمگير است. افزون بر اين، اطّلاعات زمين شناسي و کان شناسي نشان مي دهد که در ايران کان هايي با ميزان ذخيره و عيار بالا وجود دارد که با معادن بزرگ دنيا برابري مي کند. مهمترين معادني که درايران استخراج مي شوندعبارت اند از: نفت، گاز طبيعي، زغال سنگ، آهن، مس، سرب، منگنز، طلا، نقره، گوگرد، پنبه نسوز، خاک سرخ، خاک نسوز، نِشادُر، زرنيخ، سنگ مرمر، سنگ گچ و آهک، کروميت، زاج، نمک، آنتيموآن،سنگ های ساختمانی، شن و فيروزه.

صنايع
صنعت نيز، مانند کشاورزي، درتاريخ ايران سابقه اي طولاني دارد. انواع واقسام ظرف ها و کوزه هاي سفالي و ابزار فلزّي از دوران پيش از تاريخ جزو آثار باستاني است و نشان از صنعتي پيشرفته دارد. امّا ساسانيان درخشان ترين دوره تاريخ صنعت ايران را پديد آوردند. شاهکارهاي معماري، ظرف هاي فلزّي و سفالي و پارچه هاي لطيف و گران بهاي آن دوران خريداران بسيار در سرزمين هاي دور و نزديک داشت. توانگران روم باستان به خريد دستآوردهاي ايرانيان رغبت بسيار داشتند و بهايي گزاف براي آن ها مي پرداختند.

دوره صفويان دوران رونق اقتصادي ايران بود. قالي هاي نفيس ابريشمين ايران آن زمان چنان دربازارهاي اروپايي شهرت داشت که نام قالي را با نام ايران درآميخت. امّا پيشرفت سريع صنعتي در اروپا بسيار دير و به صورت محدود درصنعت ايران تأثير گذاشت و در نتيجه زيربناي توسعه صنعتي ايران تا دوران رضاشاه ريخته نشد. درنيمه دوّم سلطنت محمّدرضا شاه پهلوي مهمترين تحرّک صنعتي ايران درتاريخ معاصر صورت گرفت. پس از وقفه ای که درزمان جنگ ایران و عراق به وجود آمد، دوباره توجه به صنایع و به کار اندازی واحد های صنعتی رونق گرفت که در صنایع کوجک رو به پیشرفت سریع است. صنايع امروز ايران را به دو بخش دستي و کارخانه اي مي توان تقسيم کرد. مهمترين بخش صنايع دستي ايران بافت قالي و قاليچه وگلیم است که علاوه بر مصرف گسترده داخلي رقم چشمگيري درصادرات دارد. خاتم کاري، ميناکاري و پارچه هاي دستباف ابريشمي و زري، که جنبه هنري نيز دارد، از ديگر صادرات ايران دراين بخش است. صنايع دستي دراقتصاد روستايي ايران بيشتر از آن نظر مهم است که مي تواند بيکاري يا کم کاري ناشي از طبيعت کار توليد کشاورزي را جبران کند.

صنايع کارخانه اي ايران از دوران سلطنت ناصرالدّين شاه در واحدهاي کوچک آغاز شد. امروزه صنايع غذايي، نسّاجي، سيمان، صنايع سلولزي، چرم و پوست، دخانيات و توليد و مصرف برق و صنايع مونتاژقطعه های یدکی دراستان هاي مختلف ايران درحدّ مصرف داخلي فعّال است و به تدریج وارد مرحلهء صادرات می شود. صنعت ماشين سازي و ساخت قطعات اتومبيل از ديگر صنايع کارخانه اي نوپاي کشور است که پس از انقلاب اسلامي و براثرجنگ باعراق مدتی متوقف ماند. اما در دهه ی اخیر دوباره فعال شده و درحال گسترش قابل ملاحظه است. صاحب نظران معتقدند که ايران ظرفيّت گسترش صنايع ماشين سازي را تا حدّ تأمين مصرف داخلي و حتّي صدور به کشورهاي همجوار دارد.

نفت و گاز مهمترين منابع صنعتي ايران و صادرات اين دومادّه پر بها و نيروزا بزرگ ترين سرچشمه درآمد ارزي دولت ايران است. پيش از انقلاب اسلامي، ايران پس ازعربستان سعودي، دوّمين صادرکننده بزرگ نفت درجهان به شمار مي رفت. پالايشگاه هاي ايران درآبادان، کرمانشاه، تهران، شيراز و مسجد سليمان، پيش از جنگ با عراق، علاوه بر تأمين مصرف داخلي، مقداري نفت تصفيه شده را به خارج از کشور صادر مي کرد.

کارخانه ذوب آهن اصفهان و صنايع وابسته به آن ازجمله کارخانه هاي ماشين سازي اراک و تبريز و کارخانه هاي تصفيه مس درغني آباد تهران و سرچشمه کرمان در اقتصاد ايران اهميّت فراوان دارد. به طور کلي، ايران براي پيشرفت و گسترش صنعتي از نظر منابع و معادن غني است. امّا درچند دهه ی اخیر پايين بودن ميزان سرمايه گذاري و کمبود متخصّص، که به ويژه پس از انقلاب و خروج گروه بزرگي از دانش آموختگان و کارشناسان بيشتر احساس مي شود، از موانع گسترش سريع تر صنعت درايران بوده است. با این همه پیشرفت درصنایع کوچک درشهرهای مختلف و گسترش صنایع سنگین نظامی راه را برای تحولی بزرگ در صنعت آماده می کند.

جهان گردی
طبيعت زيبا و متنوّع، جنگل ها، گياهان و جانوران کم ياب و پديده هاي طبيعي شگفت انگيز درگوشه و کنار کشور، که عرصه هاي زيبا و ناشناخته بسيار دارد، امکان جلب انبوه جهان گردان داخلي و خارجي را فراهم کرده است. علاوه براين، تاريخ کهن ايران و آثار باستاني با شکوه و گنجينه هاي هنري دوران اسلامي کشور از عوامل مهمّ جلب جهان گردان است. صنايع دستي و هنرهاي بومي نيز در جلب سيّاحان نقشي عمده دارد. در دوره محمّد رضا شاه مقدّمات رشد جهانگردي درايران فراهم آمد و مهمانسراهاي بسيار در نواحي مختلف

کشور به اين منظور بنا شد و وضع راه ها بهبود يافت. پس از انقلاب اسلامي، به واسطه درگيري هاي داخلي و جنگ ايران و عراق و کمبود امکانات پذيرايي و وسايل ارتباطي، اين صنعت از رونق پيشين خود افتاد. امّا، بار ديگربا تلاش گسترده گام هايي براي جلب مسافران و جهان گردان داخلی و خارجي برداشته شده و مقدمات وسایل رفاهی و تربیت افراد وارد و متخصص در این زمینه درهمه نقاط ایران در دست انجام است.
جمعيّت
ايران سرزمين پهناوري است که به علّت وضع طبيعي توزيع جمعيّت در نواحي مختلف آن يکسان نيست. بيشتر مردم ايران در نواحي غرب و شمال کشور، در جلگه هاي واقع بين کوه هاي البرز و درياي مازندران، و دراستان های آذربايجان و نيمه ی شمالي دامنه هاي زاگرُس زندگي مي کنند. آب فراوان، زمين هاي حاصلخيز و چراگاه هاي سبز و خرّم مهم ترين عامل اين تراکم جمعيّت است. اين مناطق، که کمتر از ۱۶درصد خاک ايران را تشکيل مي دهد، بيشاز ۳۵ درصد کلّ جمعيّت را در خود جاي داده است.

کوير لوت و کويرنمک درناحيه مرکزي و شرقي ايران در واقع جاي زندگي نيست. اين منطقه بيش از ۱۷درصد مساحت کلّ کشور را دربرمي گيرد امّا کلّ ساکنان آن از يک درصد جمعيّت کشور تجاوز نمي کند. مردم اين نواحي امروزه نيز اغلب دراجتماعات بسيار کوچک اطراف قنات ها و در فاصله هاي دور از يکديگر زندگي مي کنند. جلگه خوزستان، استان فارس، بخش شمالي خراسان و شهرهاي مرکزي واقع بين کوه هاي البرز و زاگرُس، تراکم جمعيّتي ميانه دارد و نواحي شرقي و سرتاسر سواحل جنوبي کشور کم جمعيّت است.

گذشته از وضع طبيعي، ايجاد کانون هاي بزرگ صنعتي، امکان دستيابي به خدمات درشهرهاي بزرگ، افول بخش کشاورزي و هجوم روستاييان به شهرها، همچنين جنگ ايران و عراق از عوامل مؤثّر درجابه جايي جمعيّت کشور بوده است. عامل ديگر درترکيب جمعيّت، انبوه پناهندگان افغان به ايران است که، بنا بر آمارسازمان ملل متّحد، بيش از دوميليون تن برآورد می شد. اين پناهندگان درترکيب و ضريب افزايش جمعيّت نواحي شرقي مانند خراسان، سيستان و بلوچستان تأثيرداشته اند.