جغرافیای گیاهی و خطوط اصلی رویشهای ایران

جغرافیای گیاهی از انتشار گیاهان ، در سطح کره زمین بحث کرده و علل و موجبات پراکندگی آنها را در نقاط مختلف جهان تجزیه و تحلیل می‌نماید. سازش با محیط که در اجتماعات گیاهی مشاهده می‌شود، از مباحث مهم جغرافیای گیاهی است.
دید کلی
وضع جغرافیایی و طبیعی ایران موجب شده است که این منطقه به منزله پلی در چهارراه بین چهار منطقه رویشی جهان به شمار رود. این چهار منطقه رویشی عبارتند از: منطقه ایران و توران ، منطقه اروپا و سیبری ، منطقه صحرا و عربستان و

منطقه سند و سودان. کشور ایران بخش عظیمی از فلات وسیعی است که افغانستان و بلوچستان قدیمی را نیز شامل است و با دو منطقه نامبرده یک واحد زیستی و جغرافیایی مشخص تشکیل می‌دهد. در این واحد جغرافیایی پهناور ، ایران دارای اختصاصاتی است که آن را از بقیه فلات متمایز می‌سازد. وجود کوههای مرتفع موقعیت خاصی را به آن بخشیده است.

آنچه تا به حال از نظرات دانشمندان گیاه شناسی و جغرافیای گیاهی استنباط شده است، روشن می‌شود که مناطق رویشی با مناطق اقلیمی و اوضاع آب و هوایی کاملا منطبق نمی‌باشند و فلور موجود در هر منطقه با شرایط اقلیمی آن هماهنگی مطلق نشان نمی‌دهد. دلیل عمده این امر آن است که شرایط ادوار گذشته زمین در ترکیب گیاهی هر منطقه دخالت عمیق دارد. بعضی مناطق دارای فلور اختصاصی مرکب از گونه‌های بومی هستند. در ح

الیکه بعضی مناطق دیگر دارای فلور اکتسابی هستند که از فلور مناطق دیگر مشتق شده است. به همین لحاظ در بین گیاه شناسان عقاید متفاوتی درباره تقسیم جغرافیایی مناطق گ

یاهی بیان گردیده است.
موقعیت جغرافیایی ایران
با توجه با اختصاصت جغرافیایی و طبیعی می‌توان در ایران ۵ ناحیه متمایز از هم تشخیص داد:
ناحیه خزر

در این ناحیه سواحل پست اطراف دریاچه خزر و جبال البرز و امتداد شرقی آن منظور گردیده است. اراضی این ناحیه بسیار حاصلخیز و مساعد برای رشد اجتماعات گیاهی زیادی است و دارای محصولات برنج ، توتون ، چای و … است.
ناحیه ارمنستان و زاگرس
این ناحیه یک قطعه کمانی شکل تشکیل می‌دهد که شامل یک پل کوهستانی با تعداد زیادی دره‌های بینابین است. زراعت دیم از زمانهای قدیم در این مناطق معمول بوده و بیشتر دارای جنگلهای بلوط با برگهای ریزان است.
ناحیه فلات مرکزی
این ناحیه شامل دشت مرتفعی است که در قسمتی از آن ارتفاعات بلند وجود دارد. این بخش از بادهای مرطوب محروم بوده و باران سالیانه آن کم بوده و درجه گرمای حداکثر آن زیاد است. کویر بزرگ مرکزی که دشت کویر نامیده می‌شود و کویر لوت در این ناحیه قرار دارند.
ناحیه خراسان
شامل قسمت شمال شرقی ایران است که در دنباله فلات مرکزی قرار گرفته است. در این ناحیه به نسبت دوری از دریای مازندران ، آب و هوا خشک‌تر است، نسبت به فلات مرکزی دارای بارش بیشتری بوده و زراعت مناسب‌تر است.
ناحیه لار و بلوچستان
این ناحیه بین فلات مرکزی و ساحل خلیج قرار گرفته است. این ناحیه از یک اقلیم حاره‌ای برخوردار است که با زمستانی کوتاه و معتدل و تابستانی خشک

و طولانی و گرمای نسبتا زیاد مشخص و متمایز است.
محیط زیست ایران
زندگی گیاهان در فلات ایران تحت تاثیر عواملی است که موجب تنوع گونه‌ها و پیدایش انواع مختلف رویشها گردیده است (عوامل موثر بر جمعیتهای گیاهی). عوامل مزبور عبارتند از:
اقلیم

اختلاف آب و هوایی در تمام نقاط ایران مشهود است و در تشدید این اختلافات ، عوارض سطحی و ناهمواریهای زمین نقش مهمی بر عهده دارند که موجب اختلاف آرایش گیاهی و پیچیدگی جغرافیای گیاهی شده است.
گرما
درجه گرما در تعیین حدود وضع جغرافیایی رویشها و ترکیب گیاهی هر منطقه نقش مهمی دارد. عامل گرما همراه با عوامل محیطی دیگر موجب شده که عناصر خاصی با احتیاجات معین در هر نقطه‌ای انتشار داشته باشد. تقسیم گرما و همچنین بارندگی در نقاط مختلف سبب تنوع پوشش گیاهی در این سرزمین است.
بارندگی
بارندگی در فراوانی و کمی اجتماعات گیاهی هر یک از مناطق رویشی ایران نقش بزرگی به عهده دارد. در ایران مقدار نزولات آسمانی از شمال به جنوب و از مغرب به مشرق کاهش می‌یابد. یکی از مهمترین عواملی که در میزان رویشها موثر می‌باشد، نحوه تقسیم باران سالیانه در فصلهای سال است. مثلا گرچه قسمت اعظم ایران از باران پاییزه و زمستانه و بهاره برخوردار است، فقط ناحیه خزر دارای باران تابستانی است. تبریز با میزان ۳۵۰ میلیمتر باران سالیانه ، از شیراز که باران سالیانه آن معادل میزان بارندگی تبریز است، به علت داشتن تابستان خشک از لحاظ رویش متفاوت است.

ناهمواریهای طبیعی
چگونگی آرایش پستی و بلندیهای سطح زمین از عوامل اکولوژیکی موثر در نوع رویشها و تراکم آنها به شمار می‌رود. اغلب اختلاف اقلیمی ایران زائیده وضع کوهستانی آن می‌باشد. شدت فرسایش خاک و اثر آبهای فرورو و عوامل سطح‌الارضی دیگر موجب

شده که در سطح فلات ایران ناهماریهای کوچکی ایجاد شود که بخشهای بوجود آمده از نظر خواص با هم متفاوت هستند. در نقاط پست ، همواره دو وضع رویشی مشخص می‌شود: اول حوضچه‌های مرطوب با رویشهای کم و بیش نمک‌دار است، دوم دشتهای مسطح و فاقد رویش که به علت فراوانی نمک و فقدان تهویه در خاک ، گیاهی در آن فرصت رشد نمی‌یابد.
تقسیم ایران به مناطق رویشی

در بین گیاه شناسانی که درباره تقسیم جغرافیایی رویشهای ایران مطالعه کرده و هر یک سبک خاصی بکار برده‌اند، می‌توان بواسیه (۱۸۶۹) ، درود (۱۹۲۷) ، انگلر (۱۹۳۶) ، زهری (۱۹۵۰) و عده دیگر را نام برد. تقسیمات جغرافیای گیاهی ایران که بتواند مورد قبول باشد، مستلزم شناسایی اختصاصات جغرافیایی واحدهای رده بندی آن می‌باشد و تمرکز گروههای گیاهی در تعیین مناطق رویشی بزرگی به عهده دارد.

گیاهانی که متعلق به یک منطقه رویشی باشند، گیاهان یک منطقه‌ای و آنهایی که در دو یا چند منطقه رویشی انتشار داشته باشند، آنها را دو یا چند منطقه‌ای گویند. جدول زیر گروههای گیاهی یک منطقه‌ای و مقدار نسبی آنها را نشان میدهد که در رویشهای ایران دخالت دارند:
گروه مقدار نسبی
اورو سیبری ۵%
ایرانو _ تورانین ۶۹%
مدیترانه‌ای ۰٫۵%
صحرا و عربستان ۰٫۵%
سودانی ۵%

 

رویشهای اوروسیبری
در این منطقه فلور معتدلی انتشار دارد. استعداد تولید گونه‌های جدید در جنسهای Salix (بید) ، Rosa (خانواده گل سرخ) و Rubus وجود دا

 

رد. رویشهای این منطقه دارای دو تیپ مشخص است: یکی تیپ بازدانگان و دیگر تیپ پهن برگان.
رویشهای ایرانو _ تورانی
قسمت عمده این منطقه دارای آب و هوای شدیدا گرم و زمستانهای سخت می‌باشد. اختلاف اقلیم محلی به تنوع رویشهای این منطقه اثر فراوان بخشیده است و از این لحاظ قطعاتی با رویشهای مشخص در آن بوجود آمده است. در بین واحدهای رده بندی متعلق به این منطقه در درجه اول جنس گون (Astagalees) وجود دارد. گونه‌های متعلق به این منطقه در طول تاریخ زندگی خود تنوع یافته و گونه‌هایی را بوجود آورده‌اند و این خود یک مزیت ژنتیکی است که در گیاهان این منطقه نسبت به مناطق دیگر مشاهده می‌گردد.
رویشهای مدیترانه‌ای
بین این رویشها و رویشهای ایرانو _ تورانی ، شباهت وجود دارد و بیشتر گونه‌های بادام و پسته در این مناطق رشد می‌کنند. در این منطقه بارندگی در زمستان صورت می‌گیرد.
رویشهای صحرا و عربستان
این منطقه به منطقه خرما هم معروف است. در این منطقه بارندگی در زمستان صورت می‌گیرد و در غالب نقاط ، سالیانه از ۱۰۰ میلیمتر تجاوز نمی‌کند که بطور نامنظم و سیلابی است.
نقشه جغرافیایی گیاهی ایران
در نقشه گسترش گیاهی ایران نواحی رویشی این سرزمین شامل چند قسمت زیر نشان داده می‌شود:

• منطقه خزر (Hyrcanien) که شامل دشتهای سواحل خزر و نقاط

کوهستانی جنگلی و نقاط مربوط و مجاور آنها است.
• منطقه ایرانو _ توران که شامل قسمت اعظم فلات ایران است.
• منطقه نوبو _ سندی که شامل بخش جنوبی و جنوب شرقی ایران بوده و گیاهان آن از عناصر منطقه حاره دره سند است.
• منطقه صحرا و عربی که شامل جنوب غربی ایران بوده و در آن عناصر متعلق به رویشهای صحرا و عربستان ، شناخته می‌شود.
چشم انداز
ایران یکی از وسیع‌ترین و با اهمیت‌ترین ممالک خاورمیانه است. بررسی این منطقه چه از لحاظ ساختمان سرزمین آن و چه از نظر خصوصیات پوشش گیاهی قابل توجه می‌باشد. سالها است که این کشور توجه دانشمندان علوم طبیعی را به سوی خود جلب کرده است، ولی به علت دشواری دسترسی به نقاط مختلف کوهستانی و کویری آن ، انواع رویشها و وضع انتشار گیاهان در نقاط مختلف چنانکه باید ، شناخته نشده است.

از این نظر ایران یک زمینه تحقیق بسیار وسیعی برای گیاه شناسان و دانشمندان زیست شناسی به شمار می‌رود و جا دارد که برای بسط اطلاعات درباره گیاهان و استعداد رویشی مناطق مختلفه این سرزمین به منظور بالا بردن سطح کشت و موقعیت اقتصادی آن بصیرت بیشتری حاصل شود، تا مسائلی که در این زمینه وجود دارد به کمک روشهای علمی و نظریه‌های ارزنده‌ای که در جهان معمول می‌باشد، مورد بررسی و چاره جویی قرار گیرد.
چشم‌انداز گیاهی ایران

در جاهای مختلف ایران، پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده می‌شود. این تنوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. مرز قطعی نواحی گیاهی و جانوری کاملا مشخص نیست، ولی با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران درسه ناحیه¬ی معتدل مازندرانی، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده می‌شود.

چشم‌انداز گیاهی درناحیه¬ی مازندرانی : پوشش گیاهی ناحیه¬ی مازندرانی، شامل جنگل¬های انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناوراست. علت این امر، بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.
مساحت جنگل¬های شمال حدود ۱،۸۴۰،۰۰۰ هکتار است و دامنه¬ی شمالی رشته کوه البرز را پوشانیده است. این جنگل¬ها از بجنورد تا آستارا کشیده شده، جنگل¬های این ناحیه¬ پوشیده ازدرختان پهن برگ از نوع بلوط ، سپیدار، راش، افرا و غیره است.
جانوران ناحیه¬ی مازندرانی نیز متنوع‌اند و در جنگل¬های این ناحیه، گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی زندگی می‌کنند. در مرداب¬ها و برکه‌ها و باتلاق¬های این ناحیه قورباغه، مار، سنگ‌پشت، خرچنگ و همچنین انواع پرندگان مانند مرغابی، غاز، قو، و حواصیل به ویژه در فصل پاییز و زمستان به فراوانی یافت می‌شوند. همچنین دریای مازندران و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است.

چشم‌انداز گیاهی در ناحیه¬ی معتدل کوهستانی : ناحیه¬ی کوهستانی ایران از پوشش گیاهی ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری می‌بارد و تبخیر به علت پایین بودن دما به کندی صورت می‌گیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آن¬جا جنگل نیز دیده می‌شود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است، گیاهان کمت

ری می‌روید.
جنگل¬های ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تـُنُک و فاقد گیاهان زیردرختی هستند و در برخی جاها انبوه¬ترند و در زیر آن¬ها درختچه‌های گوناگون می‌رویند. بارزترین این جنگل¬ها، جنگل¬های غرب ایران است و از آن¬جایی که بیشتر درختان بلوط است، به جنگل¬های بلوط معروفند. بیشتر قسمت¬های کردستان، باختران، لرستان، کوه¬های چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوه¬های بخش کازرون فارس از جنگل-های بلوط پوشیده شده است. مساحت جنگل¬های بلوط را روی هم رفته ۱۰ میلیون هکتار برآورد کرده‌اند. تقریبا یک دهم این جنگل¬ها انبوه و بقیه تنک‌اند. در این جنگل¬ها درختان میوه ازقبیل گلابی، انجیر،‌ پسته و بادام وحشی وجود دارد.
چشم‌انداز گیاهی درناحیه¬ی بیابانی و نیمه بیابانی : در ناحیه¬ی بیابانی ایران به علت باران کم و نامنظم و تبخیر زیاد و وزش باد، پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی می‌توانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و با فاصله روییده‌اند. در این ناحیه، به ویژه در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کو

ه¬های شاهسواران و بارز جنگل¬های پسته که اغلب آن¬ها را «بنه» نیز می‌نامند، همراه درختان بادام وحشی دیده می‌شوند. مساحت این جنگل¬ها را ۲،۴۰۰،۰۰۰ هکتار برآورد کرده‌اند. همچنین در کرانه‌های دریای عمان و خلیج فارس جنگل¬های گ

رمسیری به صورت پراکنده دیده می‌شوند که درختان آن¬ها عبارتند از: گز، کهور، کنار، آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.
جانورانی که در این ناحیه زندگی می‌کنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا. همچنین درکناره‌های دریای جنوب و میان آن¬ها سنگ پشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهی¬ها وجود دارند.
پوشش گیاهی نیمه بیابانی و کوهپایه ای این تیپ در شمال قاین بخش نیم بلوک را در برمی یگرد. عمر ان کوتاه بوده زیرا با افزاش سریع درجه حرارت زمینها پیش از رسیدن تابستان رطوبت خود را از دست می دهند. از گیاهان خوش خوراک دامی سیه دان

ه، گل خیارک، سینه کفتر، سوسن، بروموس و فیچ و تاغ عمده ترین پوشش گیاهی این قسمت را تشکیل می دهند.
پوشش گیاهی کوهستانی مناطق کوهستانی پوش گیاهی آن از نوع استپی درمنه و گون ودر نقاط مرتفع تر از نوع بادام وحشی و بنه می باشد. در هر حال امروزه مراتع به لحاظ کمی و کیفی در حال عقب نشینی و تخریب می باشد و گیاهان خوش خوراک به نوع خشن تبدیل می شوند.
آنچه مسلم به نظر می رسد قرن نمودن، بذرپاشی، تثب

یت شنهای روان، رعایت ظرفیتهای مراتع، بهبود شیوه های جرایی، و کاشت گیاهان مناسب مرتعی است. چون زمان رشد گیاهان نابود می شود باید آگاهی لازم به عشایر و دامداران داده شود تا خ

ود حافظان مراتع باشند. از آنجایی که دامداران دا

شتن دام بیشتر را نشانه منزلت اجتماعی خویش می دانند این طرز تفکر باعث افزایش روز افزون دام می شود. کوچ عشایر زابل، زاهدان، بیرجند و خواف به منطقه زیر کوه یا گذراز محل نیر باعث نابودی مراتع می گردد فرسایش خاک توسط با دوسیلاب، حضور افاغنه درگذشته، حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق، توسعه اراضی زیرکشت و شخم زدن زمین باعث تخریب مراتع گردیده است .
در منطقه علامرودشت به دلیل ريزش كم باران و كوتاهي فصل ريزش و نیز خشکی هوا، امکان شکل¬گیری پوشش گیاهی غنی محدود و دشوار است.

این موضوع سبب آن شده است كه منطقه علامرودشت از لحاظ منابع گياهي، چشم¬اندازی فقیر را عرضه نماید.
پوشش گياهی غالب در منطقه علامرودشت را گياهان بوته¬اي، درختچه¬هاي كوتاه قامت و علفي¬هاي يك¬ساله با پوشش پراكنده و غير متراكم تشكيل مي¬دهند. بیشتر گیاهان منطقه از نوع گرمسیری و دارای برگ¬های ریز و خاردار و با ریشه¬های عمیق هستند.
گياهان شناسايي شده شامل گونه‌هايي مي‌باشد كه در مناطق بياباني و خشك با بارش متوسط ساليانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ ميلي متر رشد مي¬كنند.
در بسياري از نقاط منطقه، پوشش گياهي محدود به آبراهه¬هاي حاصل از جاري شدن سيلاب¬هاست. به دليل محدوديت ميزان رطوبت در اين منطقه

، نمي¬تواند پوشش گياهي متراكم شکل گیرد. هرچند ميزان متوسط بارندگي سالانه (۲۶۸ ميلي‌متر) در منطقه علامرودشت نسبتاً خوب است، اما سودمندي اين بارندگي را بايد در پراكنش و توزیع منظم آن دانست كه شدت بالا و میزان کم بارندگي و پراكنش زمانی ناهمگن آن در منطقه و نیز تغییرات شدید سالانه آن، عامل مهم خشكي محيط و عدم سازگاري گونه‌‌‌هاي گيا‌‌هان غيربومي محسوب مي‌شود. به طور كلي اراضي منطقه علامرودشت شور

و قليايي است كه خود محدوديتي جهت تراكم پوشش گياهي در منطقه ميباشد.
اساساً تراكم پوشش گياهي حدوداً از ۳۰ سال قبل شروع به زوال و نابودي نموده و در اثر چراي بي¬رويه دام و برداشت توسط مردم منطقه، مرتباً از ميزان پوشش گياهي كاسته شده است.
هر قدر که از ارتفاعات و دامنه‌‌‌ها به سوی پايکوه و نواحی پايين دست دشت پيش رويم به خاطر تغيير شرايط طبيعی با تغييرات مهمی‌در تراکم و نوع گونه‌‌‌های گياهی مواجه می‌شويم. بدين صورت که در پايکوه‌‌ها، مراتع از نوع گيا‌‌هان استپی متشکل از مراتع کوهستانی و جلگه¬ای و دشتی به صورت بوته¬زار‌‌های وسيع به چشم می‌خورد.
گيا‌‌هان مرتعي و بومي‌ در منطقه علامرودشت را می¬توان به دو گروه تقسيم نمود: گيا‌‌هاني كه در مناطقي با شوري كم تا متوسط مي‌رويند و گيا‌‌هاني كه در مناطق شور و شوره¬زارها مي‌رويند. مراتع منطقه علامرودشت از علوفه¬ی بهمن، ریش پازن و کنگر (Cynara cordunculus) پوشیده است که در مناطق کوهستانی و کوهپایه¬ای بیشتر بهمن می¬روید. این گیاه پس از پایان فصل زمستان و گرم شدن هوا خشک می شود و رفت و آمد در آن مشکل می¬شود. پوشش گياهی بوته¬ای نيز شامل گيا‌‌هان استپی و بوته‌‌‌های فصلی مانند س

لمه (Chenopodium sp.)، انواع گراس‌‌‌ها، کاروان کش‌‌‌ها، خارشتر (Alhaji camelarom)، شبدر وحشی، شب¬بو (Cherianthus hortens) و … می‌باشد. ویژگی بارز پوشش گیاهی منطقه علامرودشت همانند سایر مناطق جنوبی کشور، وجود درختانی چون نخل، کنار، کهور و گز (Tamarix sp.)می¬باشد که در آب و هوای گرم و خشک جنوب،

مدت¬های طولانی دوام می¬آورند.
به طور كلي در نقاط غربي و ارتفاعات حوضه آبخيز علامرودشت، گونه‌‌‌هاي درختي و جنگلي پراكنش دارند كه در قديم از تراكم نسبتاً خوبي برخوردار بود‌‌ه¬اند. در ارتفاعات بالا در دامنه‌‌‌هاي شمالي و جنوبي حوضه آبخيز علامرودشت، بنه (Pistacia mutica)، در ارتفاعات پايين‌تر كلخنگ (pistacia khinjuk) و بادام كوهي (Amygdalus Scoparia) وجود دارد. علاوه بر این در ارتفاعات منطقه درختاني چون انجير‌كوهي، ريواس، گَوَن، زبان گنجشك، كيالك، آنغوزه و… مشاهده می¬شود. در كوهپايه‌‌‌ها و دشت‌‌‌ها نیز درخت كنار (Ziziphus

spina christi) مشاهده مي‌شود که درختی خودرو است. علاوه بر درخت کنار، درختچه¬هاي كهور، استبرق، گز، خرزهره، ديشك، انار ابوجهل و… که با وضعیت اقلیمی و خاک منطقه سازگار هستند نیز یافت می¬شود.
از گيا‌‌هان دارويی با ارزش می‌توان به بابونه، سربرده، تلخه بيان، آويشن، خاكشير، پودنه، سياه دانه، نعناي كوهي، مورتهل، کريشک و… اشاره کرد.

تراكم پوشش گياهي و مراتع در علامرودشت ارتباط نزديك با منابع آب و مقدار ريزش¬هاي جوي دارد. به طوري كه با شروع فصل بارندگي، دشت و دامنه كوه‌هاي علامرودشت سرسبز مي¬شود و علاوه بر عرضه مناظر بدیع، منابع علوفه را در اختيار دامداران قرار مي¬دهد. وجود مراتع در غرب علامرودشت باعث شده كه در گذشته، عشاير اين قسمت از منطقه علامرودشت را به عنوان منطقه قشلاق خود برگزينند. ولي با پايان يافتن فصل بارندگي و آغاز فصل طولاني گرما، مراتع و گیاهان به سرعت رو به خشكي مي‌رود و برخی از آن¬ها به صورت گیاهان خاردار به مصرف غذایی دام ها می¬رسد. به دليل نامنظم بودن ريزش‌هاي جوي، درصورت بروز خشك‌سالي و در نتيجه كمبود علوفه و مرتع، خسارات فراواني به دامداران وارد مي‌آيد.
یکی از موارد قابل ملاحضه در منطقه علامرودشت، تفاوت تراکم و نوع پوشش گیاهی و درختان موجود در دامنه¬های کوه¬های شمالی (دامنه جنوبی کوه هوا و تنگ خور) و کوه¬های جنوبی (دامنه شمالی کوه نر) است، به طوری که دامنه شمالی

کوه¬ نر (واقع در جنوب دشت) دارای پوشش گیاهی به مراتب غنی¬تر از دامنه جنوبی کوه¬های تنگ خور و هوا (واقع در شمال دشت) می¬باشد. این وضعیت به این دلیل است که چون کوه¬های منطقه علامرودشت محوری تقريباً شرقی- غربی دارند، دامنه جنوبی کوهستان در تمام مدت روز گرما دريافت می‌کند، به همين سبب دما در دامنه جنوبی بالاتر و تبخير نيز در ‌اين دامنه شديدتر است. بنابراين رطوبت خاک در زمان کوتاهتری از دست می‌رود. شرايط دامنه جنوبی بر دو

ره زندگی و رويش گيا‌‌هان اثر می‌گذارد و در‌اين دامنه ب

يشتر گيا‌‌هان آفتاب دوست و گيا‌‌هانی که نياز کمتری به آب دارند، می‌رويند. برخلافِ دامنه جنوبی، دامنه شمالی در طول روز گرمای کمتری دريافت می‌کند و میزان تبخير در ‌اين دامنه کمتر است، در نتيجه مقدار آب بيشتر خواهد بود و خاک مدت زيادتری تحت تاثير آب قرار می‌گيرد. به همين دليل خاک دامنه شمالی از دامنه جنوبی ضخامت بيشتری دارد و در نتيجه پوشش گياهی دامنه شمالی کوه گسترده¬تر و بيشتر از دامنه جنوبی می‌باشد. همان طور که گفته شد، تفاوت پوشش گياهی دامنه شمالی و جنوبی را می¬توان به وضوح در کوه¬های منطقه علامرودشت مشاهده کرد.
لزوم پاسداشت کوهستان‌ها
سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۳ روز ۱۱ دسامبر (۲۰ آذر) را به عنوان روز بین المللی کوه ها اعلام کرد. امسال مساله تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین موضوع اصلی تمام برنامه های سازمان ملل است و شعار امسال روز بین المللی کوه ها این است «با تغییرات روبه رو شوید؛ تغییرات آب و هوایی در مناطق کوهستانی».
اکوسیستم های کوهستانی از موثرترین و زیباترین چهره های زمین به شمار می روند. تسلط چشمگیر آنها بر دشت ها و فلات های پیرامون خود پیامد اکولوژیک بسیاری دارد.
کارکرد اکوسیستم های کوهستانی

در تعدیل دما بسیار چشمگیر است. کوه ها به دلیل همین ویژگشتی نیست و امروزه ده درصد از جمعیت جهان در نواحی کوهستان زندگی می کنند. یک چهارم خشکی را کوه ها فرا گرفته اند. از طرفی اکوسیستم کوهستانی نقش عمده یی در وضعیت اقتصادی پیرامون خود ایفا می کند. فشار بیش از حد انسان بر اکوسیستم های کوهستانی هرساله باعث از بین رفتن میلیون ها تن خاک می شود. کاهش پوشش گیاهی کوه ها در اثر جنگل زدایی، چرای بی رویه و کاربری نادرست اراضی باعث می شود که کوه ها نقش ذخیره سازی آب را به خوبی ایفا کنند. پیامد این روند، تسریع فرآیند ذوب برف، عدم تغذیه آب های زیرزمینی، سیلاب و خاک

شویی و خارج شدن آب از دسترس انسان، خسارت اقتصادی و اجتماعی سنگین و کمبود آب در فصل خشکی است.

تاثیر کوه ها در شرایط اقلیمی به ویژه در مناطق خشک، بسیار چشمگیر و تعیین کننده است. کشور ما به علت حضور ارتفاعات بلند زاگرس و البرز پیرامون فلات ایران، دارای خشکی غیرمنطقه یی است. اگرچه ممکن است حضور ارتفاعات مزبور از ورود توده های مرطوب هوا به داخل فلات جلوگیری کند (که به هر حال به علت شرایط پرفشارش بدون حضور کوه ها نیز چنین می بود) ولی همین عوارض با تخلیه رطوبت ابرها به شکل برف در ارتفاعات، آب های جاری، پوشش گیاهی جنگل ها و مراتع را برای منطقه بسیار خشکی چون فلات داخلی ایران به ارمغان می آورند. به این ترتیب کوهستان ها شرایط مساعد، منابع آب، پوشش گیاهی و… را برای دشت های وسیع و کویری سرزمین ایران مهیا کرده اند. لذا شرایط اکولوژیک، اقتصادی و فرهنگی سرزمین، دشت های خشک و بیابانی و دشت های باریک و مرطوب سواحل جنوب و شمال ایران را کوهستان ها تعیین می کنند. اخیراً وضعیت غیرعادی اقلیمی متاثر از جریانات ال نینو و لانینا ناشی از اثر آلودگی هوا، جنگل زدایی، کویرزایی نیز به افزایش بارش های برفی زمستانی و تشدید گرمای تابستانی منجر شده است. به نظر می رسد که با گرمایش هوا احتمال بروز سیل های شدید و متواتر همراه با توفان و خشکسالی افزایش یابد. بارش های بسیار شدیدتر به علت افزایش ابرهای باران زای اروپایی در ارتفاعات زاگرس و البرز قابل پیش بینی است که می

زان بسیار زیاد فرسایش را موجب خواهد شد. اثرات دگرگون کننده وضعیت اقلیمی در مناطق خشک و گرم و پیامدهای آن در بهبود شرایط زیستی کشور ما را می توان در بسیاری از کوه ها

نشان داد. شرایط زیست اقلیمی خطه شمال کشور حاصل دخالت دیواره کوهستانی البرز است و این رشته کوه مانند دامگاهی، ابرهای دریای خزر را به

زیر فرو می کشد. رشته کوه های زاگرس به نحوی مشابه مانع ورود هوا و رطوبت دریای مدیترانه می شود و اگرچه به سود کشور ما عمل نمی کند، ولی در گستره یکپارچه طبیعت خلل

 

ی در کارکرد آن نیست. بدیهی است پیامدهای اسارت ابرها، در یک سو سرسبزی و در دیگر سو خشکی است. اگر رشته کوه های مغرب نبودند صحرای آفریقا به سرعت تا کرانه های دریای مدیترانه گسترش می یافت. همین رشته کوه ها همچون دیواره یی غیرقابل نفوذ سد راه پیشروی این صحرا هستند. اکوسیستم های کوهستانی ایران از جمله غنی ترین و متنوع ترین رویشگاه های گیاهی کشور و غرب آسیا به شمار می روند. مهمترین توده های جنگلی و مراتع کشور در کوهستان ها گسترده اند. البرز شمالی پوشیده از جنگل های هیرکانی است و اجتماع آن از نظر وسعت رویشگاه در دنیا منحصر به فرد است. رویش های البرز جنوبی و مرکزی

اغلب خشکی دوست هستند که از نظر حفاظت آب و خاک نقش حیاتی دارند. رشته کوه های زاگرس بسیار متنوع است و اگرچه از نظر تراکم، فقیر و تیپ های جنگلی و غیرجنگلی آن تنک است، ولی از نظر گونه های بومی بسیار حائز اهمیت است. کوه های خراسان (بینالود، کپه داغ، آلاداغ) نیز از نظر گیاهان دارای اهمیت بسیار است. کوه های ارسباران برخوردگاه فلور هیرکانی، اکسینی و قفقازی است و تحت تاثیر فلات مرکزی نیز قرار دارد. رشته کوه های جنوب پوشیده از بوته ها و درختچه هایی است که منشاء متفاوتی دارند و میعادگاه عناصر دیرین پالئوتروپیک و پالئو آرکنیک است و در آنها نفوذ عناصر گیاهی ایرانی- تورانی به مرزه

ای گرم جنوب ایران (که از آن قسمت های نواری هندی- سیرجانی هستند) به چشم می خورد.
یکی از گونه های مهم هیرکانی گونه لیلکی است و انجیلی و پلت و بلندمازو از جمله گونه هایی هستند که در جامعه گیاهی شمال البرز غایبند.
از جانوران پستاندار اکوسیستم های کوهستانی در زیستگاه های جنگلی هیرکانی می توان گونه های مرال، شوکا، گربه های وحشی، خرس، پلنگ، راسو، سمور جنگلی، رودک، تشی و سنجاب درختی را دید. در زیستگاه های شمال غربی که شامل جنگل های ارسباران تا استپ های کوهستانی شمال غربی می شود، می توان قوچ و میش ارمنی، خرس، گرگ، شغال، روباه، بز و پازن، پلنگ، سنجاب زمینی و گربه وحشی را مشاهده کرد. زیستگاه های خراسان کانون اصلی قوچ و میش اوریال، گربه پالاس، سنجاب دم میشی، پلنگ، بز و پازن، خرس، گراز و پایکا است.
زیستگاه های زاگرس جنوب غربی مهمترین زیستگاه بز و پازن، قوچ و میش، پلنگ، گرگ، شغال، روباه، کفتار و خرس قهوه یی، سمور، گربه وحشی و سنجاب ایرانی است.
دایره المعارف ایرانیکا ۸ تیپ زیستگاهی برای پرندگان در ایران مشخص کرده است که سه تیپ آن کاملاً کوهستانی هستند که عبارتند از؛

۱) استپ های نیمه خشک و کوهپایه های حاشیه کویر که پوشیده از درمنه خشک و نیمه خشک است. سارگپه پابلند، دلیجه، باقرقره، سبزقبا و زنبورخوار از جمله پرندگان این زیستگاه است.
۲) کوه های مرتفع، منطقه های آلپی کوه های البرز، زاگرس و کوه های آذربایجان، خراسان، کرمان و بلوچستان که گونه های بارز این زیستگاه ها عبارتند از

عقاب طلایی، هما، بادخورک، صعوه کوهی، طرقه کوهی، دم سرخ سیاه، چلچله کوهی، چکاوک شاخدار، زاغ نوک زرد، گنجشک برفی و کبک دری. ناحیه جنگلی و درختزارهای کوهستانی البرز- زاگرس که جنگل های شمال آذربایجان و جنوب خزر را شامل می شود، دارای پرندگانی مانند دارکوب سبز، کبوتر جنگلی، دارکوب خالدار، جیجاق، پیت درختی، سنگ چشم پشت سرخ، صعوه جنگلی، الیکایی، سسک درختی زرد، سسک سرسیاه، سینه سرخ، توکا، چرخ ریسک و در ارتفاعات بلوچستان و کرمان سسک سینه سرخ ایرانی، سسک نقابدار، هیوم و حتی در کوه های دورافتاده که هنوز از توده های اورس قابل توجهی برخوردارند گونه هایی نظیر سهره پیشانی سرخ را می توان نام برد.
افزون بر اینها، در گذشته های نه چندان دور کوهستان به عن

وان بارویی مطمئن در برابر ناامنی های اجتماعی بود و ارزشی استراتژیک داشت و همیشه پناهگاهی برای مبارزان مردمی بود. کوهستان امانتدار بسیاری از کانون های مذهبی بود؛ از آتشکده ها گرفته تا کلیساها، از قلعه های نظامی تا کتیبه ها، همه در دل کوهستان محفوظ بوده اند. از نمونه های آن قلعه بابک در منطقه کلیبر در کوه های ارسباران، آثار دوران اشکانی و ساسانی در کوه خواجه سیستان و کتیبه گنج نامه در کوه الوند را می توان نام برد. کوه های ایران از نظر تفرجگاهی بسیار غنی هستند. برخی از این پدیده ها تا حد یک اثر طبیعی ملی ارزشمندند. سوسن چلچراغ گونه بسیار نادر و منحصر به فردی است که در داماش در دامنه کوه های جنگلی هیرکانی می روید. آبشارهای کوه دنا، دریاچه سوتک و ولشت در کوه های البرز، دریاچه گهر در اشترانکوه و… نمونه هایی از هزاران پدیده زیبا و باارزش کشور ما به

شمار می روند. اکوسیستم های کوهستانی سرزمین های حاشیه یی محسوب می شوند، یعنی سرزمین هایی که به علت وجود برخی از موانع طبیعی امکان کشت و زرع متمرکز در آنها نیست. دامنه های شیب دار، صخره یی و سرمای زیاد از عوامل محدودکننده فعالیت های کشاورزی در کوهستان به شمار می روند. سیستم دامداری و کوچ رو و سنتی که در بیشتر نقاط دنیا وجود دارد، در ایران نیز به صورت زندگی ایلات و عشایر تجلی یافته که از این عوامل استفاده معیشتی می کنند. ییلاق و قشلاق به صورت کوچ عمودی از کهن ترین شیوه های زیستی جوامع انسانی به شمار می روند. در حال حاضر فشار جمعیت دام و دگرگونی روش های کاربری اراضی تمام سرزمین های حاشیه یی را در معرض خطر قرار داده است. این جمعیت برای تامین سوخت هنوز به هیمه و هیزم متکی است. با ادامه روند قطع درختان (که مساوی تخریب اکوسیستم کوهستان است) تداوم شیوه دامداری کوچ رو قابل تضمین نخواهد بود، زیرا این جوامع رابطه موزون و هماهنگ خود را با طبیعت از دست می دهند. این جوامع کوچ رو دارای دستاوردهای با ارزش تجربی در رابطه با طبیعت هستند. این جوامع تجربه هایی گرانبها درباره کاربری گیاهان (غذایی، علوفه یی یا دارویی)، کاربری اراضی و تراس بند

ی و شیب شکنی بوده و در تحولات فنون متفاوت استفاده از زمین به ویژه در اراضی شیب دار و خاک های فرسایش یافته سهم زیادی دارند.
یکنواخت سازی فرهنگی برای حفظ تنوع زیستی که بعد چهارم آن تنوع فرهنگی است، ضایعه یی دردناک به شمار می رود. در نیم قرن اخیر نفوذ و گسترش نوآوری های فنی در شیوه های زیستی ایلات و عشایر، دگرگونی های زیادی به وجود آورده است و در نتیجه این اجتماعات هماهنگی خود را با طبیعت از دست داده اند و در این ف

رآیند مراتع کوهستانی روزبه روز فقیرتر و از جوامع ایلات و عشایر تهی شدند. از عوامل تهدیدکننده اکوسیستم کوهستانی می توان علل زیر را نام برد؛
۱) پاک تراشی پوشش گیاهی سیست های کوهستانی.
۲) فشار دام؛ پوشش گیاهی جنگلی و مرتعی سیستم های کوهستانی به شدت تحت فشار چرای بی رویه دام قرار دارد. برخی میزان دام کشور را سه برابر ظرفیت مراتع ذکر کرده اند. از این لحاظ مراتع زاگرس و کوه های خراسان در وضعیتی به مراتب بدتر از البرز هستند.
۳) بهره برداری از معادن؛ به طور کلی بهره برداری از منابع طبیعی باید با تفکر آمایش انجام شود. اما تخریب های اخیر نشان می دهد که متاسفانه چنین نبوده است. در دامنه های جنوبی البرز و مشرف به تهران، برداشت سنگ لاشه به چشم می خورد. این نوع بهره برداری ها از معادن در مناطق اشترانکوه، کلاه قاضی و شیرکوه نیز کاملاً مشهود است. فرسایش و تغییر PH آب از جمله پیامدهای ناشی از این نوع بهره برداری هاست و رانش های بزرگ ناشی از واریزه های کوهی روی کل موجودات رودخانه تاثیر گذاشته است. در این روش تخریب، خاکی که برای تولید هر سانتیمتر آن صدسال وقت لازم است، به راحتی شسته شده و به چرخه رودخانه وارد می شود. این فرسایش عمر مفید سدها را نیز کم می کند.
۴) جاده سازی؛ احداث جاده در مناطق کوهستانی با حجم زیاد خاکبرداری و خاکریزی همراه است که در ادامه باعث نابودی زیستگاه ها و نابودی جانوران

و گیاهان و آسیب به مناطق حساس خواهد شد.
۵) توریسم؛ مناطق کوهستانی امروزه به یکی از منابع توریسم جوامع پیشرفته تبدیل شده اند. فعالیت های توریستی، شرایط زیستی بسیاری از گونه های کوه زی و نادر را به مخاطره انداخته است که اختلال در امنیت حیات وحش، آلودگی های زیست محیطی، شیوع بیماری های حیات وحش، فشردگی خاک و آسیب دیدگی چشم انداز ها از جمله پیامدهای متعارف توریسم و استفاده بی رویه از کوه ها به عنوان منابع ت

فرجگاهی به شمار می رود.