پشگفتار
آنچه اکنون پیش روی دارید گزیده ای از مطالبی است که پس از مطالعه و تحقیق در مورد موضوع جهانی شدن اقتصاد بدست آوردیم.
جهانی شدن یکی از جنجال برانگیزترین مباحث در حوزه جهانی می باشد به شکل بسیار گسترده ای مطرح شده است و بر بسیاری از جنبه های زندگی مردم و حکومت های ملی تاثیر گذاشته بطوریکه کشورها خواه ناخواه بسوی جهانی شدن می روند.

البته این پدیده بیشتر در صحنه اقتصاد رخ داده و به تدریج بعد اقتصادی و محصولات آن ابعاد دیگر جامعه یعنی ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی – آموزشی- مذهبی و … را تحت تاثیر خود قرار میدهد. جهانی شدن اقتصاد که موضوع اصلی سمینار من می باشد در سه بخش جهانی، خاورمیانه و کشورهای حوزۀ خلیج فارس و ایران تهیه شده است.
در این تحقیق سعی شد تا چشم اندازی کلی از پدیده جهانی شدن اقتصاد را ارائه دهیم.امید است مورد پسند استاد گرامی واقع شود

بخش اول : جهانی شدن اقتصاد و تحولات آن
مقدمه :
در دورانی که در اثر شایعات مربوط به جنگ جهانی سوم ارزها به نوسان درآمده و لشکریان طوفان در بساری سرزمینها خود را آماده حمله ساخته اند، ما با وحشت به عناوین روزنامه ها خیره می شویم.

ارزش طلا، این حرارت سنج ترس، رکود می شکند. بانکها به لرزه درآمده اند. تورم از کنترل خارج شده و دولتهای جهان به فلج عمومی و کند ذهنی مبتلا شده اند.
گروه کر بزرگ کاساندرا در مقابله با تمامی اینها گوشها را با نوای شوم سرنوشت پر می کند و انسان کوچه و خیابان زمزمه می کند که دنیا «دیوانه» شده است و در همان حال کارشناسان و صاحب نظران به همه روندهایی که به فاجعه می انجامد اشاره می کنند .

یکی از این روندها، جهانی شدن است که ابعاد بسیار گسترده ای در حوزه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و خصوصاً تجاری اقتصادی یافته است.
تعریف : جهانی شدن یا Globalization یا به شکل صحیحتر universalism یعنی گسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان در دوران کنونی، بدین شکل که جنبه های متعددی از زندگی مردم از سازمانها و شبکه های اجتماعی تاثیر می پذیرد که هزاران مایل دورتر از جوامعی که در آن زندگی می کنند قرار دارند»
جهانی شدن اقتصاد کشورها در واقع از نیمه اول قرن ۲۰ ، آغاز شد و بعد از بحران ۱۹۲۹ و جنگ جهانی دوم، نهضت چند جانبه گرایی و تاسیس سازمان ملل و بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، ابعاد تازه ای به آن دادند.

بسیاری از صاحب نظران اظهار کرده اند آنچه امروز رخ می دهد ناتقال به جامعه ای جدید است که دیگر اساساً مبتنی بر وضعیت گرایی نیست.
آنها ادعا می کنند که ما وارد مرحله ای از توسعه می شویم که به کلی فراتر از دوران صنعتی است۰ چنانچه آلوین تافلر استدلال کرده است که:”آنچه هم اکنون رخ می دهد، به احتمال قوی، بزرگتر، عمیق تر و هممتر از انقلاب صنعتی است… احظه حاضر چندی کمتر از دومین فصل بزرگ جدا کننده در تاریخ بشر نیست”

یا مارکس می گوید: “سرمیاه داری امروزی به تولید و مصرف خصلت جهانی داده است… و صنعت را از قید ملیت آن رها ساخته است. تمام صنایع ملی قدیمی نابود شده است یا روز به روز بیشتر نابود می شوند. آنها جای خود را به صنایع جدید می دهند که معمول شد نشان بصورت مسئله مرگ و زندگی برای همه ملل متمدن در می آید،به ضایعی که دیگر نه فقط از مواد خام بومی بلکه از مواد خام استفاده می کنند که از دور افتاده ترین مناطق آورده می شود، صنایعی که محصولاتش نه فقط در داخل ، بلکه در هر گوشه جهان مصرف می شود.”
«یکی از جنبه های اصلی جهانی شدن ، نظام جهانی است که از دوره گسترش غرب از قرن ۱۷ به بعد بوجود آمده است و گد چه امروزه به سرعت گسترش می یابد اما به هیچ وجه پدیدة کاملاً جدیدی نیست و از زمانی در حدود دو یا سه قرن پیش آغاز گردیده است.»

تاریخچه جهانی شدن:
مفهوم جهانی شدن دارای تاریخچه مشخصی در ادبیات سیاسی و بین المللی است.
الف)برخی بر این اعتقادند که جهانی شدن حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد و با مدرنیسم، جهانی شدن هم شکل گرفته است.
ب) برخی دیگر از نویسندگان بر آنند که «جهانی شدن» یکی از شاخه های مدرنیسم است و در عین حال یک جریان جدید هم می باشد و ریشه ای تاریخی ندارد.
مدرنیسم جریانی بود که در عغرب آغاز شد و دیدیم که چگونه جهان را در نوردید و «جهانی» شد. علی رغم آنکه در ابتدا توسط سنت گراها مخالفت های زیادی در مقابل مدرنیسم صورت گرفت ولی در نهایت مدرنیسم پیروز شد.

برای مدرنیسم خصوصیات زیادی نقل می کنند که یکی غیر قابل بازگشت بودن آن است. یعنی مدرنیسم مانند یک انقلاب همه چیز را زیر و رو می کند و از آنجا که universal است پس همه جهان را در هم می نوردد. به اعتقاد این گروه مدرنیسم جریانی بود که نمی شود جلوی آن را با وجود آنکه دیدگاههای مخالف زیادی در مقابل آن وجود داشت سد کرد.
به عقیده گروه اول، پدیده جهانی شدن که ما امروز شاهد آن هستیم مرحله ای از جریانی است که از قدیم شروع شده اما اکنون شکی جدید به خود گرفته است و علت این شکل گیری نوین «تکنولوژی ارتباطات» است و این همان چیزی است که نافلر در موج سوم به ان اشاره کرده است.بی تردید ما امروز در یک دهکده جهانی زندگی می کنیم و پیش بینی تا فلر صحیح بوده است.

اما در کل این نظریه که جهانی شدن محصول دهه اخیر می باشد، صحیح تر بنظر میرسد زیرا در همین ۱۰ الی ۱۲ سال اخیر است که شاهد تحولات ناشی از جهانی شدن ، مثل «پیشرفت ناگهانی تکنولوژی ارتباطات» هستم.
حالا این سوالات مطرح می شوند که جهانی شدن صرفاً برای کشورهای در حال توسعه اهمیت دارد یا برای کشورهای جهان سوم هم یک موضوع قابل بررسی است؟
آیا جهانی شدن شکل جدید و نوینی از استعمار است؟

در حال حاضر اندیشمندان نسبت به مساله جهانی شدن به دو دسته خوش بین و بد بین تقسیم می شوند:
الف) برخی می گویند جهانی شدن هیچ نفعی برای ما نخواهد داشت زیرا جهانی شدن ادامه استعمار و شکل جدیدی ازآن می باشد که ما نباید فریب آنرا بخوریم یعنی اینکه دیدگاه خوبی نسبت به این پدیده ندارند و بر این عقیده اند که جهانی شدن یک process نمیباشد. بلکه یک project «پروژه» است یعنی عده ای نشسته اند و نقشه ای برای استعمار دنیا طراحی کردهاند که این نقشه نام جهانی شدن به خود گرفته است. طراحان این نقشه می خواهند حاکمان آینده جهان باشند.

ب) در مقابل کسانی هم معتقدند که جهانی شدن یک پروسس است و از آن بعنوان یک نقشه فرهنگی یاد نمی کنند بلکه آنرا یک روز طبیعی که برنمه های خاص خودش را دارد ، می دانند و می گویند جهانی شدن فرایندی است که از جایی شروع می شود و به تکامل می رسد.کسی آنرا هدایت نمی کند و با پیشرفت علم و تکنولوژی و ارتباطات راه خودش را می پیماید و ÷یش می رود.

کسانیکه جهانی شدن را یک پروژه می دانند، عواملی را نام می برند که باعث تسلط فرهنگ غربی بعد از جنگ جهانی دوم و خصوصاً در عصر حاضر شده است که عبارت اند از:
(۱)Cassandra : دختر پادشاه تروا است که بنا به افسانه های یونانی، آپولو عاشق وی می شود و به وی قدرت پیشگویی عطا می کند. ولی کاساندرا به عشق آپولو جواب رد می دهد و آپولو مقرر می دارد که کسی پیشگوییهای وی را باود ندارد. کاساندرا بارها و بارها انقراض حکومت پدرش را پیش بینی کرد ولی کسی به وی اعتنا ننمود تا اینکه تزوا به دست یونانیان افتاد و کاساندرا از آن پس به عنوان برده به خدمت آنان در آمد(م-آمریکانا، ص۱۹۸۰،۷۶۶)
۱- شركتهاي چند مليتي ۲- بازارهاي فروش جهاني ۳- انقلاب اطلاعاتي ۴- فروپاشي نظام كمونيستي شوروي

جهاني شدن فرهنگ :
از ديد تاريخي ، جريان جهاني شدن كنوني اقتصاد و فرهنگ ، تشكيل چهارمين تمدن جهاني را نويد مي دهد،
اين جريان به نامهاي گوناگوني شناخته شده است از جمله جامعه فراصنعتي ، اطلاعاتي و ارتباطي جهاني شدن زندگي اجتماعي هم بر الگوي هاي متغير هر نشيني اثر مي گذارد و هم از آنها تاثير مي پذيرد . همچنين جهاني شدن اقتصاد در فرهنگ همراه از هم گسيختگي ، بي عدالتي و بر خوردهاي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي بسياري است . يا به عبارت ديگر جهاني شده روابط اجتماعي به گونه اي برابر و هماهنگ پيش نرفته و از آغاز در ارتباط با نا برابري ميان مناطق مختلف جهان بوده است . همانطور كه گفته شد تا فكر عقيده داشت كه ما با يك دهكده ٌ جهاني سرو كار داريم . حال در اين دهكده بحثهاي فراواني در مي گيرد كه كدام مليت و كدام فرهنگ غالب خواهد شد و كدام فرهنگ مغلوب مي شود ؟ يا اينكه آيا فرهنگ غرب مسلط مي شود ؟ آيا فرهنگها خودشان باقي مي مانند ؟

برخي از انديشمندان در پاسخ گفته اند كه اصلا” اين طور نيست كه بگوييم جهاني شدن ، فرهنگها را از بين مي برد،آنها د رادامه تو ضيح شان از اصطلاح و فرهنگ موزاييكي » استفاده مي كنند . به اين معني كه فرهنگها ي مختلف در جهان مانند موزائيك كنار هم زندگي مي كنند و هر چه اين موزائيكها رنگارنگت و متنوعتر باشند ، زيبا تر و جالبتر بنظر مي رسد ، يعني اينكه نبايد اصلا” نگران كنار هم قرار گرفتن فرهنگها متفاوت باشيم .

 

همچنين نبايد نگران باشيم كه كدخداي اين دهكده كوچك غربي ها خواهند شد ! چـــرا؟
غربيها و قتيكه ديدند كشور هايشان سرشار و انباشه از فيلمهاي هاليوود و آمريكايي مي شود، عهد نامهٌ تلويزيون فرامرزي را تصويب كردند و اجازه ندادند كه فرهنگ آمريكايي مسلط شود زيرا اعتقاد داشتند كه اين Globalization نيست بلكه Americanization است

برخي ديگر از انديشمندان نيز مي گويند از آنجا كه جهاني شدن يك خصلت سركش در جهان است نمي توان بطور حتمي گفت كه در جهان چه اتفاقي در حال رخ دادن است زيرا براي آنكه بتوان راجع به يك موضوع اظهار نظر نمود بايد از سطحي بالاتر به آن نگريست ، حال آنكه خود ما نيز در معرض جهاني شدن هستيم .
عوامل جهاني شدن : عواملي در پيدايش و تكوين جهاني شدن نقش دارند كه عبارتند از :
۱- صنعت ارتباطات ۲- رشد شركتهاي چند مليتي ۳- گسترش و نفوذ بازارهاي جهاني ۴- افزايش اقدامات بين المللي در خصوص حفظ حقوق بشر ۵- مسائل زيست محيطي
توضيح صنعت ارتباطات :

يكي از صنايع مسحور كنند ه است كه در دهه اخير با سرعت باور نكردني رشد يافته است . مثلا” در حال حاضر حجم يك كتابخانه بزرگ را در يك ريسك فشرده (CD ) ذخيره مي كنند و انبوهي از اطلاعات را از آن سوي دنيا Down load مي نمايند. اينها همه د ست به دست هم داده اند تا تحول عجيبي را در انتفال ازاطلاعات صوت و تصوير بوجود آورند. شما مي توانيد چنند دقيقه نامه خود را به همه جاي دنيا برسانيد.

اين مسائل باعث شده اند تا در حوزه هاي مختلف فكري و فرهنگي ، سياسي ، و تحولات زيادي صورت بگيرد و ملت ها همواره از وضع يگديگر آگاه باشند .
توضيح رشد شركتهاي چند مليتي :

« در حال حاضر در حوزه اقتصاد، شركتهايي به نام شركتهاي چند مليتي (Multynational )وجوددارند
كه ديگر وابسته به يك دولت خاص نمي باشند و از چند مليت تشكيل شده اند . البته امروزه ديگر شركتهاي
چند مليتي هم دارند از رونق مي افتد و شركتهاي «فرامليتي » در حال شكل گيري هستند كه بخش عظيمي از اقتصاد جهاني در دست اين شركتها ست . مثالي مي توان در اين جا آورد در مورد صنعت اتومبيل است. اتومبيل مورد اسكورد كه تقريبا” توليدي جهاني است طوري طرح ريزي شده بود كه از قطعات ساخته شده و مونتاژ شده در كشورهاي مختلف توليد شود و براي اتومبيل راني در تمام قاره ها مناسب باشد (به ين شكل كه قطعات توليد شده در ۱۲ كشور اروپايي ، كانادا ، آمريكا و ژاپن و مونتاژ نهايي درآمريكا و انگليس و اسپانيا انجام مي شود )» (۱)

شركتهاي فرامليتي به ايجاد تقسيم كار بين المللي جديد و وابستگي متقابل اقتصادي بين جوامع كمك كرده اند و اكنون همه ُ كشورهاي جهان را عميقا” تحت تاثير قرار مي دهند . (۲)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انتوني گيدنز ، جامعه شناسي ، ترجمه منوچهر صيوري – تهران ۱۳۷۶ ص ۵۸۶ و ۵۸۷
فلكر فروبل ، و ديگران ، تقسيم كار بين المللي جديد – ۱۹۸۰ م

توضيح گسترش و نفوذ بازارهاي جهاني :
گفته مي شود كه سرمايه داري تا كنون سه دوره را پشت سر نهاده ست :
الف ) سرمايه داري تجاري (Commercial )
ب ) سرمايه داري صنعتي (Industrial )
ج ) سرمايه داري مالــي (Financial )

از يك دوره مشخص به تعد ، سرمايه داري تجاري جاي خود را به سرمايه داري صنعتي داد. در دو قرن ۱۶ ئ ۱۷ شاهد سرمايه داري تجاري هستيم ولي در قرون ۱۸ و ۱۹ به سرمايه داري صنعتي را داريم و درقرن بيستم نيز سرمايه گذاري صنعتي جاي خود را به سرمايه گذاري مالي داد. سرمايه داري مالي با دو نوع يدگر تفاوتهايي دارد .
در اين نوع سرمايه داري اعتبار و اعتماد است كه پيش برنده امور است و به همين دليل امروز ه بانكها هستند كه در سرمايه داري دنيا نقش مهم و اساسي را برعهده دارند. بخصوص بانك جهاني و صندوق بين المللي پول .

اگر دقت كنيم مي بينيم كه در امور بانكي نكنولوژي ارتباطات تقش اساسي را بر عهده دارد تا آنجا كه اموربانكي نيز از طريق ارتباطات ابينترنتي قابل انجام است .
توضيج افزايش اقدامات بين المللي در خصوص حفظ بشر :

از مسائل ديگري كه اثر بسياري در خصوص مسالهُ جهاني شدن دارد و داشته است مسالهٌ افزايش اقدامات بين المللي در خصوص حفظ حقوق بشر است. در اين دوره با رشد سريع سازمانهاي غير دولتي (NGO مواجه هستيم . اين شركت ها در مقابل دولتها صاحب قدرت شده اند و ارتباطات مردم هم بواسطه اينترنت با اين شركتها بسيار تسريع شده و همين موضوع مشللاتي را براي دولتها بوجود اورده است .
توضيح مسائل زيست محيطي :

بحث مهم دگري كه فرآيند جهاني را تشديد نمود ، مسائل «زيست محيطي است ». مسالهُ گرم شدن كره زمين و بارانهاي اسيدي و نازك شده لايه ازن بحث هايي هستند كه همه ممالك و كشورهاي دنيا را به خود مشغول نموده است .

بنابراين لازم است كه همه دولته براي رفع اين مشكلات هماهنگ و همكار باشند . مجموعه اين علل به بحث جهاني شدن دامن زدند و آنرا به پيش بردند .اين بحث در كشورهاي غربي پيدا شده كم كم به ساير نقاط جهان هم سرايت كرده است .

ابعاد جهاني شدن : جهاني شدن ابعاد مختلفي دارد از جمله :
۱- بعد ارتباطي جهاني شدن ۲- بعد سرمايه داري جهاني شدن ۳-بعد سياسي جهاني شدن
۴- بعد فرهنگي جهاني شدن ۵- بعد معرفتي جهاني شدن
توضيح بعد ارتباطي جهاني شدن :

يعني اينكه جهان كوچك شده است كه در اين مورد نظربا لوهان گيدنز و ديويد هاروي و كاستلز حائز اهميت اند .
آنتوني گيدنز مي گويد:« در جهان صنعتي زمان و مكان كم رنگ مي شود.» به اعتقاد وي هنگمي كه چيزي روي مي دهد و زماني كه آن چيز روي مي دهد ، يعني زمان و مكان رخداد يك پديده ، درفهم چگونگي و چرايي آن مهم است . هر چه به جوامع صنعتي نزديك ميشويم ، نقش زمان و مكان در سطح جامعه ملي كمرنگ شده اما يك نقش محلي (Local ) پيدا مي كند.

به تعبير گيدنز زمان و مكان در قابل و شكل منطقه اي و محلي دنبال مي شود و به شكل گير طبقات اجتماعي كمك مي كند، يكي از شرايط شكل گيري طبقات اجتماع كه ايران فاقد آن است اين است كه طبقات مختلف يك جدايي گزينشي از يكديگر داشته شاند و در محله هاي خاص حكومت كنند. سكونت در محله ها مختلف و متفاوت ، باعث تعاملي بين طبقا ت بالا مي شود و اين تعامل باعث شكل گير فرد و فرهنگ طبقاتي مي شود مثل شمال و جنوب ، شرق و غرب درصحنه بين المللي .

مك لوهان مي گويد جهان به صورت يك دهكده در آمده است ، يعني اتفاقي كه د ر زمان و مكان مي افتد .مقابل تعميم و تسري به زمان و مكان ديگري است . گيدنز اين مفهوم را تحت عنوان قاصله گيري زماني و مكاني ياد مي كند. وي مي گويد چون در جوامع قبيله اي رابطهُ اجتماعي و چهره به چهره حكم فرما بوده است ، آنها بيشتر اسير اين روابط زمينه مند زماني و مكاني بودند . مثل يك روستا در يك قبيله ، تماسهاي چهره به چهره و زمان رخداد يك حادثه خيلي تعيين كننده بوده و به تدريج كه به سمت جوامع طبقاتي و صنعتي مي رويم ، يك فاصله گيري زماني و مكاني رخ مي دهد.

توضيح بعد سرمايه داري جهاني شدن :
در بعد افتصادي ، جهاني شدن را بدون نظام سرمايه داري نمي توان فهم گرد. حال اگر اين واقعيت را پذيرفته و نگاهي جامع به آن داشته باشيم آيا مي شود قطع نظر از بعد سرمايه داري جهاني شدن بدان پيوست ؟ آيا مي شود اين بعد سرمايه داري را نا ديده گرفت ؟
روشن است كه سرمايه داري محمل جهاني شدن اقتصادي است ، زيرا نهادهاي خاص آن همچون بازارهاي ملي كالا، نيروهاي كارقرار دادي و مالكيت قابل انتقال ، مبادي اقتصادي بين المللي دور را، تسهيل مي كنند.

خاستگاه وليه و مباني اصلي جهاني شدن اقتصاد ، تجارت است ، روبط فراملي كه ازطريق تجارت بر قرار شده است ، مي تواند روابط بين دولتها را تضعيف و يا دست كم با شكل روبرو سازد.
جهاني شدن عمدتا” در بعد تجاري خود ، در واقع همين نظام سرمايه داري است .
نوئل كاستلز نيز مي گويد : بعد اقتصادي جهاني شدن سه ضلع دارد : ۱-يك ضلع ن تكنولوژي اطلاعات است . ۲- ضلع ديگر اطلاعات گرايي به مثابه شيوه جديد توسعه است يعني جنبه نرم افزارانه توسعه يافتگي اهميت مي يابد. ۳- ضلع سوم آن نظام سرمايه داري است ، در بعد اقتصادي . جهاني شدن را بدون نظام سرمايه داري نمي توان تصور كرد.
توضيح بعد فرهنگي جهاني شدن :

«جهاني گرايي تنها يك ايدئولوژي نيست كه در خدمت منافع يك گروه محدود باشد . همانگونه كه ملي گراي زماني مي گفت بيانگر افكارتمام ملت است . جهان گراي نيز ادعامي كند كه از طرف همهُ جهان سخن ميگويد و ظاهرا” بعنوان يگ ضرورت تكاملي تلقي مي شود. بايد انتظار داشت كه دهه هاي آينده ، عصر مبارزه براي ايجاد نهادهاي جديد جهاني باشد نهاد هايي كه بتوانند هم معرف كشورهاي ما قبل پيدايش ملت و هم كشورهاي ما بعد پيدايش ملت باشند . بطور خلاصه ما در جهت يك نظام جهاني متشكل از واحدهاي بشدت بهم پيوسته نظير نورونهاي عصبي در حركت هستيم نه نظامي كه نظير بخشهاي يك ديوانسالاري شكل گرفته باشد.» (۱)
اما سخن آخر : راه مقابله با جهاني شدن چيست و ما چه وطيفه اي داريم ؟

جهاني شدن، پروژه اي اجتماعه با مباني معرفتي سست بنيه است ، به نظر نويسنده راهي كه پيش روي ماست استفاده ز ابزارهاي هژمونيك جهاني شدن است . سرمايه داري مدرسه ، دانشگاه و كليسا مي سازد شما بايد در آنها رخنه كنيد . اگر ابزار هژموني سرمايه داري ، ارتباطات جهاني است بايد از اين ارتباطات به نحواحسن استفاده نمود . بسياري از دوستان پاسخ بيانيه ۵۸ فقراستراتژيست را در همان سايتي كه آنها فرستاده بودند اعلام كردند و اين بهترين راه مقابله است . اما جدي ترين راه مقابله ، گفتگوي اديان و نيز گفتگوي بين فرق اسلامي است . بهترين راه مقابله است كه از بين نرفته است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) آلوين تافلر ، موج سوم ، ترجمه شهيدخت خوارزمي- تهران ۱۳۸۰ ، ص ۴۵۱

نكته ديگر اينكه بايد درك عميقي از انقلاب اسلامي داشته و اين انقلاب را در شرايط جغرافيايي ايران ، محسور نبينيد . انقلاب اسلامي را به عنوان پروژه اينبشري نگريسته و آن را تئوريزه كنيد و بر اساس اين نئوريزه و ايوئولوريزه كردن انقلاب اسلامي استرا تژي بلند مدت آن را تدوين نمييد در حاليكه از دو پيام بنيادين انقلاب اسلامي غافي نيتمد ، معنويت گرايي و خداگرايي و معنويت گرايي كه در ساخت روابط اجتماعي و خداگرايي كه در ساخت اندام خردمندي بسط يافته است .

ويژگيهاي جهاني شدن اقتصاد :
۱- رشد تجارت جهاني ۲- رشد سرمايه گذاري مستقيم خارجي ۳- تجارت پول و سرمايه
۴- جريان ازادانه خدمات توليدي ۵- توسعه صنعت توريسم
رشد تجارت جهانــــي :
شواهد آماري نشان مي دهند كه بعد از جنگ جهاني دوم كشورها در ران آزاد سازي تجارت و گسترش آن حركت كرده اند به نحوي كه از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۵ نرخ رشد صادرات جهاني بيشتر از توليد جهاني بوده است و نيز به لحاظ كمي از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۹ حجم توليد جهاني از ۷۱۱۰ به ۳۱۰۰۰ ميليارد دلار،
در حالي كه صادرات جهاني از ۱۲۴/۸ به ۶۴۷۶ ميليارد دلار اقزايش يافته است .
رشد سرمايه گذاري مستقيم خـــارجي :

از ويژه گيهاي كنوني اقتصاد جهاني رشد چشمگير در حجم سرعت سرمايه گذاري هاي مستقيم جارجي است .
بنابرشواهد آماري حجم سرمايه گذاري مستقيم خارجي به طور متوسط طي دو دوره زماني ۹۰-۱۹۸۵ و۹۶-۱۹۹۱ از ۱۴۱/۹۳ به ۲۴۲/۵ ميليادر دلار رسيد ه به كه ۸۲ در صد آن در دوره ۹۰-۱۹۸۵ در كشورهاي توسعه يافته و ۱۸ درصد در كشورهاي كمتر توسعه يافته اتفاق افتاده است . اين در صدها در دوره ۹۶-۱۹۹۱ به ۶۴ و ۳۶ در صد رسيده است .
تجارت پــــول و سرمايه :

از ويژه گيهاي ديگر اقتصاد كنوني جهان رشد تجارت پول و سرمايه ناشي از افزايش چشمگير حضور بانكها و شركتهاي فرامليتي در بازارهايي مالي داخلي و خارجي است كه عمدتا” در شهرهاي بزرگي نظير نيويورك ، لندن ، پاريس ،توكيو و ساير مراكز كشورهاي توسعه يافته كه توان جذب سرمايه داري بين المللي ، مديريت مالي و مراكز بانكي را داشته اند صورت گرفته است .

۱۰
جريان آزادانــــه خدمات توليـــدي :
رشد و دگرگوني خدمات توليدي يكي ديگر از ويژه گيهاي اقتصاد جهاني است . صادرات مهارتهاي مديديتي، اطلاعات و نكنيم هاي سازماني از مهمترين نوع تجارت بدون مرز به شمار مي آيند كه عمدتا” توسط سرمايه گذاري خارجي در خدمات صورت مي گيرد ، رشد خدماتي نظير حسابداري ، انتشارا ت ، محاسبه گرها ، مهندسي مالي و حقوقي ، نقش اساسي در گسترش و هدايت خدمات توليدي داشته اند . بنابر شواهد آماري سهم خدمات توليد ي در توليد ناخالص داخلي در كشورهاي توسعه يافته در چند دهه گذشته رشد بالايي داشته و بيشترين تغييرات به ترتيب در كشورهاي ايناليا ، ژاپن و فرانسه صورت گرفته است .

توسعه صنعت توريسم :
گسترش ارتباطات و وسايل ارتباطي امن و سريع نظير هواپيما، كشتي هاي بزرگ مسافربري و قطارهاي سريع السير و آشنايي ملتها از همديگر انگيزه سير و سياحت را به وجود آورده است به نحوي كه صنعت توريسم را به يكي از زيربخشهاي مهم بازرگاني در آورده است. چنانچه آمارها نشان مي دهد در آمد دنيا از محل صنعت توريسم در سال ۱۹۹۶ ، ۴۲۵ ميليارد دلار بوده است .

پيــامدهاي جهـــاني شدن :
نتايج تحقيقا ت دانشمندان نشان مي دهد كه مراكز عمده اقتصاد جهاني در مورد منطقه آمريكاي شمالي ، اروپا و شرق و جنوب شرقي آسيا قرار دارند و فرآيند جهاني شدن اقتصاد بيشتر به نفع اين سه منطقه است .

بنابراين ، بسياري از كشورهاي كمتر توسعه سافته آسيايي و آفريقايي و آمريكايي كه داراي بازارهاي پولي و مالي كار آمد ن ساختار اقتصادي توسعه سافته و سرمايه هاي انساني كافي نيستند از فرآيند جهاني شدن اقتصاد بهره زيادي نخواهند برد و در حقيت فآيند جهاني شدن اقتصاد به نفع كشورهاي قوي تمام مي شود زيرا به دليل فوق جريان سرمايه به

سوي اين كشورها نبوده و از طرف ديگر پيشرفتهاي سريع فني وبيونكنولوژيكي از اهميت منابع وموا د اوليه كشورهاي كمتر توسعه سافته ماسته است . بسياري از مخالفان جهان شدن اقتصاد (به شيوه آمريكايي ) معتقدند كه تبليغ فرهنگ و ارزشهاي مادي مطلوب نظام سرمايه داري سبب كم رنگ شدن ارزشهاي انساني و معنوي و رشد خشونت و جنايت مي شود واستقلال عمل و خط مشي هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي در سطح مالي كشورها را كاهش ميدهد و فشار رقابت اقتصادي مي تواند به نا بودي محيط زيست يينجامد ، قاعدتا ” اين موارد در كشورهاي كمتر توسعه يافته نمود بيشتر مي يابند.

۱۱
پرسش اساسي اين است كه چگونه ممكن است دو جهان يكي ثروتمند ود يگري فقير و گرسنه در كنار هم زندگي كنند و هر دو لذت ببرند ؟
به هر حال از آنجا كه جهاني شدن پديده اي حقي و فطعي بوده حاضر منافع كشورهاي پيشرفته را تأمين مي كند ، كشورهاي جهان سوم بايد خود را براي رويار رويي با چالشهاي جهاني شدن اقتصاد آماده سازند.

پيشنـــهادات :
با توجه به ويژه گيهاي جهاني شدن و عوامل مؤثر در گسترش آن مي توان گفت كه عملا” جهاني شدن در صحنهُ اقتصاد رخ داده است و حركت كشورها به سوي آن موجه جلوه مي كند . بويژه براي كشورهاي كمتر توسعه يافته ، هر چند كه ارزشها و شيوه زندگي آنها را نپذيرند . پس كشورها براي بهره گيري از دستاوردهاي علمي و فرهنگي و سرمايه هاي خارجي بايد تحولات و اصلاحات اساسي زير را بوجود آورند.

تحول در ساختار اموزشي و تربيت نيروهاي با مهارت بالا.
گسترش كمي و كيفي بازار بورس به نحوي كه بتواند در جهت تأمين سرمايه هاي مالي و رقابتي،مديريت و انتقال سهام و …… بعنوان بخش پيشتاز حركت كند.
تحول در ساختار اقتصاد با گسترش سرماي گذاريهاي زير بنايي ، شكستن انحصارات دولتي ، رفابتي كردن فعالتهاي اقتصادي ، افزايش كارايي بويژه در ادارات و تشكيلات دولتي و اجراي سياستهاي كار آمد.

اصلاح سياستهاي تجاري و سيستم ارزي و نيز گسترش همكاريهاي اقتصادي و تجاري
منطقه اي.
۵- اصلاح و شفاف كردن قوانين مالياتي ، كار و سرمايه گذاري هاي خارجي در جهت جذب
سرمايه ها ،دانش فني و وان مديديتي خارجي .
۶- تحرك درسياست خارجي در راستاي گسترش همكاريهاي اقتصادي و تجاري با مناطق
مختلف جهان .
مصاحبه با محمد حسين اديب مسئول سايت WWW.TEHRANECONOMIST.COM
سئوال : نا پروسه جهاني شدن اقتصاد ، جهت نگاه نسبت به انسان هم تعيير مي كند؟
جـــواب: در جامعه سرمايه داري ، مفيد بودن ، مهم نيست سودمند بودن اهميت دارد .