فهرست مطالب
عنوان صفحه
سخني كوتاه در مورد حافظ و اشعار او …………………………………………۱
شعر حافظ و سبك انتزاعي ……………………………………………………………۲
كاربرد واژه هاي دو يا چند معنايي ( ايهام ) …………….……………………….۵
اكسپرسيونيسم انتزاعي …………………………………………………………………۱۲

منابع :
آشنايي با ادبيات كهن

پيشگفتار

در مورد حافظ و اشعار او و همچنين در مورد انديشه ها و سلوك زندگي اش بسياري از اساتيد بزرگ زبان و ادبيات فارسي و حافظ شناسان بنام كتب و مقالاتي را ارائه داده اند و اشعاري را از جهات مختلف مورد بررسي و تحليل قرار داده اند ، اينك در هر كتابخانه اي مي توان كتابي در مورد اين خواجه بلند آوازه شيرازي پيدا كرد.
اما من به عنوان يك هنر جو در زمينه هاي تجسمي و بصري و علاقه مند به اشعار حافظ به دنبال پيوندي بين اشعار او و سبك هاي هنري موجود كه معمولاً به نقاشي اطلاق مي شوند بودم ، چرا كه بارها در كتب مختلف با اين نكته كه اشعار حافظ مجموعه اي از شعر و نقاشي و موسيقي است ، روبرو شدم.

پس از جستجو در كتب ادبي و هنري به اين نكته پي بردم كه شعر حافظ چه از لحاظ شاعري و چه معناي باطني مي تواند ترجمان برخي از سبكهاي هنري باشد كه ، نممود و ظهور آنرا به غرب و بخصوص اروپاييان منصوب مي دانيم ، البته به هيچ عنوان مقصود اين نيست كه حافظ را پايه گذار يك سبك يا يك مكتب هنري قلمداد كنيم، بلكه بر اين باوريم كه با در كنار هم گذاشتن شباهتهاي موجود بين اشعار حافظ و برخي از سبك هاي هنري مي توان چهره اي تازه از اشعار حافظ را كه تا كنون بر ما پوشيده بود به نمايش گذاشت.
مقاله حاضر مجموعه تلاش و مطالعاتي است كه بر پايه كتب هنري موجود و همچنين مقالات و نوشته هاي فراوان در مورد حافظ گرد آوري شده است.

سخني كوتاه در مورد حافظ و اشعار او ؛
خواجه شمس الدين محمد شيرازي متخلص به حافظ تولد :‌ ۷۹۲ ( ه . ق )
همانطور كه پيش تر اشاره شد د رمورد حافظ سخن فراوان گفته شده است كه در برخي از روايات اكثر حافط شناسان و محققان اتفاق قول داشته و در بعضي ديگر تناقص عقيده .
از جمله موارد مورد تاييد عموم صاحب نظران اينكه ‌:« وي در جواني به كسب علوم و معارف زمان خويش پرداخته و به علم احكام و بلاغت و قواعد و اصول زبان عربي و مسائل عرفاني تسلط كامل پيدا كرد و نيز اينكه حافظ قرآن بوده و به حقايق و معاني عميق آيات آگاه و آنرا با چهارده روايت حفظ كرد و اين خود از كم نظير ترين شگفتي هاست۱ . »
اما مطلبي كه در آن تناقض عقيده مشاهده ميشود اينكه ، علت تخلص خواجه شمس الدين محمد شيرازيي به حافظ بسياريي از تذكره نويسان و انديشمندان اين تخلص را بدان سبب دانسته اند كه وي حافظ قرآن بوده است ، اما دكتر باستاني پاريزي د رمقاله خود۲ علت را چيز ديگري دانسته اند .

، ايشان د رقسمتي از مقاله خود آورده اند كه :‌

« چنان به نظر مي آيد كه خوانندگان را د راين زمان ( دربار هنر پرور ملوك سيستان ) به لقب حافظ مي خواندند و اين لقب دويست سال بعد از مرگ حافظ شيرازي مرسوم بود . البته د راين نكته كه حافظ ، حافظ قرآن بوده شكي نيست و از اينكه قرآن را به « چهارده روايت » مي خوانده و از اين سبب عشق او به فرياد رسيده بود ، انكار نبايد كرد . اما اينكه تخلص او تنها به مناسبت « قرآني كه اندر سينه داشته است » انتخاب شده باشد و شهرت او در شيراز بدين نام تنها از اين جهت باشد جاي گفتگو دارد .

و بازمطلبي كه د رآن اتفاق قول است اينكه حافظ هنر مندي است كه علاوه بر توانايي د رشعر د رساي رهنرها از جمله موسيقي سر رشته داشته است .
عاشق ورند و نظر بازم ولي گويم فاش تا بداني كه به چندين هزار آراسته ام .

اگر بگويم كه « خواجه هنرمندي ماهر است كههنرهاي شعر و موسيقي۱ را در ابيات خود به هم آميخته و شعري پديد آورده كه هر سه هنر در آن جلوه گر است ۲ »
شايد چنين اجازه اي هم داشته باشيم كه شعر او را از حيث ظاهر و مضامين و همچنين صنايع ادبي به كار گرفته شده با سبكها و جنبشهاي هنري كه اغلب درمورد نقاشي بيان مي شود تطابق دهيم . البته اين موضوع كه جنبش هاي هنري غالباً به صورت يك انقلاب بر تمام عرصه هاي هنري و نه فقط نقاشي تاثير گزار بوده اند امري واضح و اثبات شده است . اما اين نكته كه اين سبكها و مكاتب كه اكثر اً درغرب به ويژه اروپا به ظهور رسيده اند را در اشعار يك اديب و فرزانه بلند آوازه شرقي جستجو. كنيم امري تازه و بديع به نظر مي رسد .

با نگاهي به اشعار حافظ مي توان به اين نتيجه رسيد كه كه حافظ مي كوشد كه با بياني ساده و قابل فهم براي عموم و همچنين بهره گيري هنرمندانه از صنايع ادبي مفاهيم بلند عرفاني را بنماياند . مفاهيمي آنقدر بلند و فيلسوفانه كه گاهي بدون يك نگاه كارشناسانه و تحليلي نمي توان به كنيه آن پي برد و خواننده كم سواد به معناي ظاهري و صوري لغات بسنده خواهد كرد . به همين دليل ما اغلب بايك معن يظاهري و يك معناي عميق و دور در اشعار روبرو هستيم .

شعر حافظ و سبك انتزاعي :
براي برقرار كردن پيوند صحيح بين اشعار حافظ و سبك انتزاعي د رهنر بايد نكات مهم و اساسي هر دو مقوله را مورد توجه قرار داد .
مهمترين ويژگي كه ما در اشعار حافظ با آن روبرو هستيم تمركز معاني است ، بدان معني كه شاعر چند مضمون را د ريك عبارت يا در يك جمله جمع مي كند . و براي نيل به اين مقصود از صنايع گوناگوني چون ايهام ، اضافه هاي چند بعدي ، يا حذف مضاف اليه ، استفاده از معني حقيقي و مجازي د رآن واحد بهره مي جويد يا به علت خاص خود كلام و گاهي با توجه به نمود سعي واژه ها مفاهيم گوناگوني را در شعر جمع كند .

كاربرد واژه هاي دو يا چند معنايي ( ايهام ):
« به كاربرد چنين واژه هايي در زيبا شناسي شعر قدمايي « ايهام » گفته اند . معمولاً ايهام را در كتابهاي جديد عبارت از آن مي دانند كه شاعر در شعر لفظي بياورد با دو معني يكي نزديك « قريب » و ديگري دور « بعيد » . ذهن شنونده به معني نزديك متوجه مي شود د رحاليكه مراد گوينده معني دور است .
در شعر حافظ در مواجه با ايهام بايد معاني را كه ساخت كلام بدانها مي تواند دلالت كند استخراج كرد و در كنار هم گذاشت و آنها را مفاهيمي دانست كه در ذهن حافظ بوده است .

تحليل روانشناختي ايهام نيز مؤيد اين مطلب است كه در ايهام ، دو يا چند معني د ركنار يكديگر به كلمه ايهام ساز تزريق مي شود ، ايهام بر مبناي تداعي معاني و تسلسل خاطر و به خصوص مبتني براصل مجاورت است . دو عنصر ذهني كه مجاور هم بوده باشند ، يكديگر را فرا مي خوانند ، براي مثال واژه شيرين « در ذهن فارسي زبانان آشنا به شعر و ادب با مفهوم و صورت ذهني طعم ضد شور و نيز معشوق خسرو و فرهاد مجاور است . »