حجاب رستگاري حقيقت نور

موضوعات تحقيق :
الف-مقدار پوشش زنان و حفظ خود از نامحرم را به استناد آيات قرآن كريم بيان كنيد .

ب-نور بودن خدا يعني چه وحقيقت نور چيست ؟
ج-اهل سعادت ورستگاري چه كساني هستند ؟

الف – گل پاك
يكي بامدادان فصل بهار
جواني به باغ فتادش گزار
به شاخي گلي ديد خوش رنگ وبو
كه از جان ودل گشت مشتاق او
گلويش بنشرد وكردش جدا

زگيلهاي ديگر به وجوروجفا
چوآن گل جدا شد زشاخ درخت
بيفتاد در دست آن تيره بخت
بكرد از طريق تحسّر نگاه
به ياران واز دل بر آوردآه
بگفتا كه اي خواهران عزيز

براي شما هست اين روز نيز
گذاريد آرايش خود كنار
بگيريد در زير برگي قرار
نماييد خود را از اين دم نهان
كه مانيد ايمن زغار تگران

اگر گل در برگها مخفي نشود ، اگر گل مراقبت باغبان را نپذيرد و اگر گل بر بيگانگان جلوه گري كند به غارت خواهد رفت . او امانتدار لطافت ها وظرافت هاست و آنگاه است كه مي تواند با اين خود نگهداريها يك قهرمان را به آستان خود بكشاند ودر دست يك قهرمان قرار گيرد نه در زير پاي غارتگران !

زن گل است ويك گل دانا و پاك هرگز نمي پسندد چهره واندام و موي خود را در اختيار نگاههاي هوس ، آلود قرار دهد ، در پس برگهاي حجاب وحيا مي ماند و حيثيت خود را پاسباني مي كند.
غنچه تا در پرده است از دست گلچين ايمن است
گر ضيافت از جفا خواهي حيا مي بايدت

حجاب مصونّيت است نه محدوديت !
متفكر انديشمند فرزانه استاد شهيد مرتضي مطهري‌دراين‌زمينه مي‌نويسند:
مرد بسياري از هنرنمايي ها و شجاعت ها ودلاوريها ونبوغها وشخصيت‌هاي خود را مديون زن وخودداري هاي ظريفانه زن ، مديون حيا وعفاف زن مي داند

.
زن هميشه مرد را ساخته و مرد اجتماع را ، آنگاه كه حيا وعفاف وخود داري زن از ميان برود وزن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله مي خورد وبعد مرد، مردانگي خود را فراموش مي كند وسپس اجتماع منهدم مي گردد.

حضرت امام (ره) مي فرمايند : « زن مربع جامعه است . زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مي كند وبا تربيت صحيح خودش كشور آباد مي كند .»
از همه شگفت آورتر سخني است كه يكي از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك نقل مي كند :
«زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب وروبندي كه به كار مي بردند خود به خود جذاب مي نمودند وهمين مساله جذبه نيرومندي به آنها مي داد اما به تدريج با تلاشي كه زنان اين كشورها براي برابري با زنان غربي ا زخود نشان مي دهند حجاب وپوششي كه ديروز وبرزن شرقي كشيده شده بود از ميان مي رود وهمراه آن از جاذبه جنسي او هم كاسته مي شود . »
بگو اي محمد صلي الله عليه واله وسلم زنان مؤمنه ر

از ام سلمه روايت است كه گفت بعد از نزول آيه حجاب من و ميمونه نزد پيغمبر بوديم عبدالله مكتوم در آمد پيغمبر بما فرمودند پنهان شويد گفتيم يا رسول الله عبدالله مكتوم اعمي است و چيزي نمي بيند فرمو دند آيا شما هم اعمي هستيد ؟ ودر بعضي تفاسير آورده اند كه روزي رسول اكرم (ص ) در حجره حضرت فاطمه عليهما سلام بودند عبدالله مكتوم در آمد حضرت فاطمه عليهما سلام برخاست و پنهان شد چون اين مكتوم از نزد پيغمبر رفت حضرت زهرا نزد پدر خود آمد حضرت بر سبيل امتحان فرمود دختر جان چرا از اين مكتوم پنهان شدي او كه چشم نداشت ؟ حضرت فاطمه عليهماسلام عرض كرد پدر جان او چشم نداشت اما من كه چشم داشتم اگر او مرا نمي‌ديد من كه او را مي ديدم .

همچنانكه حق تعالي مرد آنرا امر نموده كه چشم خود را ازديدن زنان نامحرم نگاهدارند زنان را هم چنين امر نموده كه حفظ چشم خود كنند از ديدن مردان نامحرم وظاهر نسازند .
و بايد كه زنان مؤمنه سينه و گريبان يعني گردن وبرودوش خود را بمقنه بپوشانند وزينت و جمال خود را اشكار نسازند وظاهر ننمايند سروساعد وساق وگردن بند وخلخال را جز براي شوهران خود وپدران ، و پدران شوهر و پسران خود و پسران شوهر ، وبرادران وپسران برادر كه در حكم برادرند ويا پسران خواهران واينها كساني هستند كه نكاح با ايشان روانيست .

كسانيكه از نسبت شير محرم شده اند نيز همين حكم ثابت است وبزنان همدين خود يعني زنان مؤمنه و كنيزان ملكي نه كافر از قبيل زنان يهوديه ونصرانيه ومجوسيه چه قرآن آنها را هم در حكم مردان بيگانه دانسته وجايز ندانسته كه زنان مومنه نزد آ‎نها برهنه باشند واتباع خانواده كه رغبت بزنان ندارند مانند مردانيكه بنهايت پيري وسالخوردگي رسيده اند .

ويا ابلهان كه مطلقاً از مباشرت با زن خبر ندارند ويا اطفال كه هنوز بر عورت ومحارم زنان آگاه نيستند يعني هنوز بحد بلوغ نرسيده وقوه جماع در آنها پديدار نشده پس معلوم شد كه بجز اين اشخاص مذكور زنان بايد از نشان دادن محل زينت خود احتراز كنند واحتجاب باطني خود را ازدست ندهند ودر وقت راه رفتن آنطور پاي بزمين نزنند كه جلب توجه مردان شود مقصود از اين جمله اين است كه درعصري زنان لباسها وكفشهاي مخصوصي در برمينمايند مثلادر چهارده قرن پيش زنان عرب خلخال بپا مي انداختند

كه وقتي را ه مي رفتند صداي آن باعث جلب توجه مردان بود واين خود يكنوع زينت براي زنان حساب مي شد از اين جهت اين آيه براي منع ازاين روش نازل شد مانند عصر خودمان كه بانوان كفشهائي ميپوشند كه وقتي راه مي روند باعث جلب توجه مردان است همانطور كه در فوق ذكر شد مطابق آ‎يه شريفه زنان مسلمان حق اينكه محل زينت را بنامحرمان نشان بدهند ندارند ، حال بايد فهميد محل زينت زن كه قرآن وذكر كرده كجا ميباشد . اگر خوب دقت در اين آيه بشود پر واضح وآ‎شكار خواهد شد كه تمام سرتا قدم زن محل زينت مي باشد مانند سر كه محل زينت مواست و ميشود آنرا با انواع مختلف آرايش نمود چنانكه امروز مي كنيم .

دوم صورت كه محل آرايشي اصلي زن است كه با زهم زينت حساب مي‌شود .
سوم جاهائي را كه بوسيله گوشواره ويا كردن بند ويا دست بند آرايش مي نمايند وحتي در بعضي ملت ها ديده شده كه بيني راهم بوسيله جواهرات زينت مي نمايند . وبدن زن با لباسهاي مختلف الوان زينت داده مي شود وهمچنين پا را بوسيله كفشهاي مدل با روز آرايش مي دهند مانند زمان

پيغمبر (ص) كه زنها پاهاي خود را بوسيله خلخال بستن زينت ميدادند پس فهميديد كه تمام اعضاي بدن زن عورت ومحل زينت است وبايد از نامحرمان پوشيده شود ولي افسوس كه درعصر ما بانوان اسلامي بر خلاف اين آيه رفتار مي نمايند ومحل زينت را كه هيج بلكه طوري لباس برتن مي نمايند كه هم عورت آنها از قبيل سينه وبازوها وپاها پوشيده نيست وهم خود را در ميان نامحرمان زيباتر جلوه مي دهند كه در حقيقت ميتوان گفت با اينكه لباس بر تن دارند ولي عريان مي باشند .
ب: ترجمه :

خداوند نور آسمانها وزمين است ، مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي ( پرفروغ ) باشد ، آن چراغ در حبابي قرار گيرد ، حبابي شفاف ودرخشنده همچون يك ستاره فروزان ، اين چراغ با روغني افروخته مي شود كه از درخت پربركت زيتوني گرفته شده كه نه شرقي است ونه غربي ( آنچنان روغنش صاف وخالص است كه ) نزديك است بدون تماس با آتش شعله ور شود ، نوري است برفراز نور ، وخدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مي كند وخداوند به هر چيزي آگاه است .

تفسير:
در تفسير آيات فوق سخن بسيار گفته شده است ، ومفسران وفلاسفه وعرفاي اسلامي هر كدام بحثهاي فراواني دارند ، پيوند ارتباط اين آيات با آيات گذشته از اين نظر است كه در آيات پيشين سخن ازمساله عفت ومبارزه با فحشاء با استفاده از طرف و مسائل گوناگون بود ، واز آنجا كه ضامن اجراي همه احكام الهي ، مخصوصاً كنترل كردن غرائز سركش ، بخصوص غريزه جنسي كه نيرومند ترين آنها است .

جزء هيجدهم
بدون استفاده از پشتوانه ايمان ، ممكن نيست ، سرانجام بحث را به ايمان واثر نيرومند آن كشانيده واز آن سخن مي گويد .
نخست مي فرمايد : خداوند نور آسمانها وزمين است ، ( الله نور السموات والارض ).