مقدمه:
حجاب یکی از مهمترین مسائلی است که در ادیان آسمانی و بخصوص اسلام به آن توجه شده است. در این باب کتابهای متعددی ارائه گردیده و هر یک به زبانی خاص در مورد آن سخن گفته است. حجاب رفتاری است که به لحاظ ارتباطش با خصوصیات فردی و اجتماعی میتوان از دیدگاههای متعددی به بررسی آن پرداخت و از دیدگاه فرهنگی، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، اخلاق، مذهب، سیاست و ….. دردین آسمانی اسلام کاملترین و مهمترین دین خدا، و بخصوص قرآن بارها به مسئله حجاب توجه شده است و بر آن تأکید

شده است.اسلام میخواهد زن را از اینکه فقط وسیله شهوت باشد خارج کند و وجود زن را در تحکم مبانی خانواده و جامعه روشن نماید و اگر به این رهنمودها توجه نشود، همان وضع می شود که در دورة پهلوی می شد. یعنی زن وسیله ارزان ولی همیشه در دسترس برای عیش و عشرت و رواج بی عفتی و فساد می شود، ابزاری برای گرم کردن مجالس، و همچنین وسیلة تبلیغ در بازارها و سودهای تجاری در بازار سیاه استعمارگران می شود و حاضر است به نازل ترین قیمت به هرکاری تن دهد و جامعه ای که زن در آن به ابتذال کشیده

شد مردان نیز در امان نخواهند بود. و مکانی جز هرزه بازی وهوس رانی نخواهد بود. و همین زن وسیله ای برای تضعیف اراده های فاسد گمراه کردن جامعه که خود بزرگترین سلاح و مانع پیشرفت جامعه است خواهند شد و مردم دست به دل خود برده و بعد مادی و تمایلات جنسی خود را تا آنجا که در توان دارد ارضاء می کنند. زن که آرامش مرد است چرا باید بلای جان او شود. مگر اسلام کم نشانه کمال از زنان دارد. حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب کبری و بسیاری زنان پاکدامن دیگر که در بستر حجاب اسلامی به کمال رسیدند کم

نشانه ای است؟ آنروز که آدمی خلق شد پوشش هم پا به عرصه گذاشت. هم مرد و هم زن هر یک با پوشش خاص خود طبق حکمت و تدبیر خدا پا به عرصه وجود گذاشتند و دلایل برای حجاب آنقدر کافی هست که نیازی به نظریه پردازی ما نیست. نه تنها اسلام بلکه ادیان دیگر نیز حجاب و پوشش را پدیده ای مقدس و مقبول دانسته و آن را توصیه نموده اند. در بستر پوشش درست میتوان به همه کمالی دست یافت و به همه چیز رسید. پوشش مانع پیشرفت نیست بلکه پرچمی افراشته از استقلال و انسانیت است حجاب چیزی نیست که فقط بخواهیم با اسلام از آن دفاع کنیم زیرا که غربی ها که خود در چنگال ابتذال گرفتارند از آن حمایت می کنند آنگاه که هنرمند بزرگ کمدی چارلی چاپلین به دختر عزیزش در نامه ای می نویسد:

» دخترم هچیکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را بخاطر آن عریان کند .برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.»
این تنها نمونه ای است در اعماق وجود مردانی که با هرزگان اند. حسرت پاکدامنان نشته است.پس بدانیم که حجاب چه لطف عظیمی است که خدا به بندگانش رحمت کرده و به بهترین شکل آنرا حفظ کنیم و پرچم اسلام را با پوشش درست به اهتزاز درآوریم.

شناخت واژگانی حجاب
« حجاب» واژه ای است عربی که دارای معانی متعدد و مختلفی است. حجاب در لغت به معنای پرده، پوشش، وسیلة پوشش، حایل و …. می باشد. در کتاب« لسان العرب» دربارة معانی آن چنین آمده است:
« حجاب به معنای پوشش است زن محجوبه یعنی زنی که بوسیله ای پوشیده شده است. همچنین حجاب نامی است برای آنچه بدان خودر ا می پوشانند وآنچه میان دو چیز حایل گردد نیز حجاب نامیده می شود.جمع آن« حجب» است. کلام خداوند که می فرماید:« و من بیننا و بینک حجابه» بدین معناست که میان ما و شما حاضر و فاصله ای در لحظه و دین وجود دارد. حجاب در لغت معانی دیگری دارد. حجاب همان منع کردن است. گفته می شود« حجبوا زیداً عن الدخول» یعنی از ورود او ممانعت کردند و یا حجبوه عن الکلام.
در اصطلاح

معنای اصطلاحی واژه حجاب، متناسب با معانی لغوی آن است به همین جهت به دلیل اختلاف و تعدد معانی لغوی، برداشت هایی که از معنای اصطلاحی آن شده است با یکدیگر متفاوت می باشد. طبق نوشتة برخی از نوسیندگان حجاب در معنای اصطلاحی به معنای” پوشش مخصوص زنان” است. ولی گاهی هم به معنای پرده و حاجز می آید: مانند این آیه:« و اذا سالتموهن متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب » ولی علامه نقدی برخلاف نوشتة فوق درباره معانی اصطلاحی حجاب می نویسد در شرع برای حجاب سه اطلاق وجود دارد:
۱- این که زن تمام اجزای بدنش را- مگر آن مقداری که مجاز شمرده است- از هر ناظری که نگاه کردنش بدان زن جایز نیست بپوشاند. ۲- اینکه در خانه خویش بماند و جز هنگام ضرورت از آن خارج نشود. ۳- حایلی بین زن و مردان نامحرم ساتر قرار میدهد .

۲- تاریخچه حجاب
در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالاً در هند، حجاب وجود داشته باشد و از آنچه در قانون اسلام آمده است تر بوده است. در این زمینه« ویل دورانت» می گوید: قبل از اسلام در ایران باستان حجاب بسیار سخت و شکننده ای بین زنان رایج بوده است اما در هند معلوم نیست که حجاب از چه زمانی نفوذ پیدا کرده است. آیا قبل از اسلام یا بعد از آن، به علت اختلاط با مسلمین بویژه ایرانیان” اما در مورد جاهلیت عرب نظرات متعدد است. عده ای می گویند: در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و به بوسیله اسلام پیدا شده است. ولی عده ای دیگر می گویند: حجاب وجود داشته است. از جمله دانشمند معروف« فروید وجدی» دایرة المعارف قرن بیستتم در ماده حجب به بحث مفصلی راجع به حجاب دارد. و تاریخ آن را در

ملل و اقوام مختلف معترض شده است، تا می رسد به تاریخ حجاب در بین قوم عرب قبل از اسلام و از« دایره المعارف لاروس» نقل می کند که اعراب از قومی بوده اند که قبل از اسلام پایبند به حجاب بوده اند و خود هم این نظریه را تأئید کرده و می گویند:« کمی قبل از اسلام تا حدودی حجاب در بین زنان سست شده بود و برخی از سلک فرومایگان به خودنمایی و تبرج می پرداختند.

در کتاب آسمانی قبل از قبیل تورات و انجیل امر به حجاب بوده بلکه تاریخ چنان نشان می دهد که حجاب در کشیش وجود داشته است. به این صورت که« زن خواهید و جفت گیرید و هم جفت و هم خوابه دیگر ی را نبینید و به او منگرید و با او میامیزید.
عده ای مدعی هستند که حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است از ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرده است. این سخن، سخن نادرستی است چرا که قبل از اینکه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به حجاب نازل شده است.

اینکه بعضی گفته اند: که حجاب از ملل روم و ایران به جها ن اسلام وارد شده این نیز سخن نادرستی است. فقط بعدها براثر معاشرت اعراب و مسلمانان با تازه مسلمانان غیرعرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشته است و شدیدتر شده نه اینکه اسلام اساساً به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است بلکه تاریخ قطعی اسلام برخلاف آن شهادت می دهد و بدون شک اسلام در این جهت تحولی بوجود آورده است. و نویسنده کتاب تاریخ ایران درباره حقوق زنان می نویسد: با همه توجهی که به زن

ایرانی بویژه به عنوان مادر در داخل از آن( داخل خانه) بهره مند بودکمتردر انظار عمومی ظاهر می شد.در نظام حقوقی ساسانیان به زن در همه موارد نه به عنوان عامل، بلکه به عنوان موضوعی حقوقی رفتار شده است ، لذا در سراسر آسیای غربی نظرات تندی دربارة موقعیت زن در انظار عمومی انتشار یافت و داشت و این خود دلیل آن بود که اصولاً عقاید در اساس ملایم تر اعراب به تدریج از بین رفت و محجب کردن زنان و محدودکردن آنان در حرم جایگزین آن می شد.

بنابراین زنان ساسانیان آزادی عمل و محدودیت کمی داشتند. در دیلم در پایان قرن ۱۴ هجری قمری /دهم میلادی زنان اجازه داشتند فقط شبها و در لباس سیاه از خانه خارج شوند. از طبس در کویر نمک گزارش شده است که هر زنی که با مردی از غیر خویشاوندان خود صحبت می کرد مجازاتش مرگ بود. در گیلان تمام کارهای زرع به زنان را به مثابه وسیله ای در نظر می گیرد که اجازه دهد که با زنان اسیر، بدرفتاری شود. و این محدودیت و در تنگنا قراردادن زنان برخلاف دیگر نواحی طبرستان است که هر ۱۴ روز یکبار بازار هفتگی تشکیل می شد. به پسران و دختران جوان این فرصت را می دادکه با یکدیگر آشنا شوند و این بدان معنی است که حجاب هنوز به مرحله عمل درنیامده بود .»

درزمان رسول خدا، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به مسجد می رفتند و در نماز جماعت شرکت می کردند، در مراسم عظیم حج همراه با انبوه مسلمانان عالمف حج به جای آورده و باید حج بجای آورنند و از تواریخ اسلامی برمی آید که آنان در عزوات در کار امدادجویان و کارهایی تدارکاتی حضور جدی و فعال داشته اند و پیامبر اکرم همانطور که از مردان بیعت گرفته است از آنان نیز در صحنه جامعه همراه با مردان می کند و حضرت که حریم را نمی شکنند و باعث اختلاط فساد انگیزه نشود و بلکه همواره باید حریم ها در برخورد ها محفوظ بماند تا دلها به وسوسة شیطانی مبتلا نگردد.

حجاب در آئین ها
حجاب در آئین زرتشت
۱- در آئین زرتشت لباس یا کیفیت خاصی برای زنان واجب نشده است بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار از لحاظ شکل و برش همان شلوار بانوان کرد آذربایجان غربی است. و سرپوش یعنی چادر یا شنلی برروی آن بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است، هر چند که استفاده از سدره و کشتی لباس مذهبی ویژه زرتشتیان از سن پانزده سالگی برای همگان توصیه شده است.

۲- با توجه به متون تاریخی، در زمان زرتشت، پوشش صورت معمول نبوده است ولی پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر در بین همگان رایج بوده است. اگرچه زن با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می کرده و یا همپای مردان بکار می پرداخته است ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاف های فسادانگیز همراه بوده است.
۳- تاریخ و ادبیات ایران، روش عملی زنان زرتشتی، جامة ویژه زرتشتیان، لزوم پوشاندن موی سر درمراسم عبادی بنا به گفتة موبد« رستم شهرزادی»پوشش زنان باید بگونه ای باشد که هیچیک ا زموهای سرزن از سرپوش بیرون نباشد. و حرمت نگاه به زن و پند و اندرزهای دینی، نشانگر تشریع حجاب در دین زرتشت و بیانگر حدود و کیفیت حجاب از دیدگاه آنان است.

حجاب در آئین یهود:
۱-سیره عملی یهودیان مبنی بر استفاده از چادر و برقع و روبند ه ای که زنان با آن سر و صورت و اندام خویش را می پوشانده اند، بطور صریح نام برده شده است، که نشانگر کیفیت پوشش زنان یهود در آن عصر است. برای نمونه در کتاب روت می خوانیم: توغر گفت زنهار کسی نفهمد که این زن به خرمن آمده است و گفت چادری که بر تو است بیاور و بگیر. پس آن را بگرفت و او شش کیل جو پیموده بر وی گذارد و به شهر رفت، و به گونه های گوناگون مطالب را بیان می کنند . در تفکیک و جدابودن محل عبادت زنان از مردان در کنیسه، ناشایسته شمردن اشعاری که در تمجید زیبایی زنان سروده شده است.منع گفتگوی علنی میان مردان و زنان حتی بین شوهر و زن، جلوگیری از رفتن به مدرسه، و مسجد و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، نه تنها بیانگر وجوب حجاب در شریعت یهود می باشد بلکه نشانگر اجرای سخت سیره یهودیان بر حجاب نیز هست. پس حجاب زنان در یهودیت سخت و شدیدتر بوده است.

۲- رواج حجاب بین زنان یهودی به وسیله همه مورخان گزارش شده است به گونه ای که هیچ کس نمی تواند آن را انکار یا مورد تردید قرار دهد.
۳- در مواضع متعددی از کتاب مقدس تورات و کتاب فقهی«تلمود» بطور صریح و روشن وجوب پوشش سر از نامحرمان و در بیرون خانه حتی برای عبور از راه مخصوص بین رودخانه، بیان شده است. همچنین نهی از تشابه زن به مرد و بالعکس در لباس پوشیدن، منع لمس و تماس و اختلاط با زنان بیگانه، پرهیز از آرایش و ناز و غمزه و به صدا درآوردن خلخال های پا که موجب نزول قهر و عذاب الهی می گردد، به صراحت آمده است و در تلمود مجازات سنگینی یعنی« طلاق بدون پرداخت مهریه» برای متخلفین از قانون حجاب پیش بینی گردیده است.

حجاب در آئین مسیحیت
به عنایت به آن که ادیان الهی از نظر تناسب با فطرت و احکام کلی، جهت و شیوة واحدی دارند، در مسیحیت نیز همان دین زرتشت و یهود، حجاب زنان، امری واجب بشمار می آمده است. خوب است در آغاز سخن سخنان جرجی زیدان دانشمند مسیحی را خاطر نشان کنیم که می گوید:
اگر مقصود از حجاب پوشاندن تن و بدن است این وضع قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور دین مسیح معمول بوده است و دیانت مسیح هم تغییری در آن نداده است و تا اواخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده است و آثار آن هنوز نیز در خود اروپا باقی مانده است.

مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود در مورد حجاب زنان را تغییر نداده و قوانین شدید آنرا استمرار بخشید، بلکه در برخی موارد قدم را فراتر نهاده و با تأکیدی بیشتر وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زیرا در شریعت یهود تشکیل خانواده و ازدواج امری مقدس محسوب می شد وطبق نوشتة ویل دورانت در سن بیست سالگی اجباری بود. اما از دیدگاه مسیحیت صدر اول تجرد، مقدس شمرده می شد، بنابراین باید مسیحیت برای از بین بردن زمینة هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدی به رعایت کامل پوشش و دوری از هرگونه آرایش وتزئین فرا می خواند. هرگز معقول نخواهد بود که در یک مکتب و آئین از یک طرف زنان و مردان به تجرد فرا خوانده شوند و از طرف دیگر آرایش و تبرج زنان که به فساد و تباهی و ارتباط جنسی خارج از کانون خانواده منجر می شود تجویز گردد.

ویل دورانت در تصویری که از برگزاری اعیاد مسیحی که ایام سرور و شادی و تفریح است ارایه نموده مطلب فوق را اثبات می کند وی چنین می گوید:
به حکم سنای وینس، آخرین روز قبل از ایام عموم عیسویان تعطیلی عمومی محسوب می گردید. در این قبیل اعیاد، افراد اعم از ذکور و اناشا خود را با فاخرترین جامه ها و گرانبهاترین ملبوسات می آراستند.خاتون های اعیان نیم تاج هایی مزین به جواهرات یا دستارهایی از پارچة زربفت برسر می نهادند. چشمان آنها از ورای روبنده هایی از طلا و پیچه هایی از تارهای نقره برق می زد….

زنان همیشه آزادانه در ملاء عام رفت و آمد می کردند و با فریبندگی توأم با حجب در مجالس انس و گردش های دور از اغیار شرکت می جستند.
او پس از مطرح کردن نظر یونانیان و مسیحیان در مورد زن می گوید:
« نظر یونانیان و یهودیان که دربارة زن اجرا می شد چنین بود ولی رومیان بر این عقیده نبودند. شاید این روش، واکنشی بوده است در قبال بی بندوباری برخی از زنان که مسبب انحطاط وآزادی روز افزون بود. با توجه به همین نکوهش های سخت، می توان پنداشت که حتی بدون استفاده از جواهر و عطر و با وجود چادر و حجاب، زنان عییسوی دل انگیز بودند و نیروهای دیرین خود را با روشی زیرکانه اعمال می کردند.

از این نکات بخوبی استنباط می شود که چادر و روبند، برای همگان حتی برای خاتون های اشراف ضروری بوده، و در اعیاد نیز که ایام تفریح و سرور بود نیز کسی آنرا کنار نمی گذاشت، بلکه با طلا و نقره و پارچه ها زربفت آن را تزئین می نمودند و حتی برای تفرج نیز با حجب و حیای کامل در مجالس انس یا گردش هایی دور از نامحرمان شرکت می جستند.
« آیات انجیل» کتاب مقدس مسیحیان دستورات دینی پاپها و کاردینال ها که از طرف کلیسا لازم الاجرا شمرده می شد. همچنین سیرة عملی زنان مسیحی از صدر اول تا اواخر قرن هیجدهم و نوزدهم نیز مطلب فوق را تأئید می کند .

حجاب درکتاب مقدس انجیل:
انجیل نه تنها در مواضع متعدد وجوب حجاب و پوشش را تذکر داده است بلکه در برخی از آیات خود ذکر شده است. درون انسان رانیز از تمایل به اعمال شهوت، منزه سازد و بدین وسیله عفاف درون را پشتوانه مستحکم حجاب برون قرار دهد. دربارة حجاب مسائل مربوط به آن در انجیل فرازه های ذیل آمده است.
۱- لزوم عفت و خانه نشینی ۲- لزوم آراستگی به حیاء نه آرایش ظاهری ۳- پرهیز از آرایش ظاهری بدن ۴- لزوم پوشاندن موی سر بویژه در مراسم عبادی ۵- لزوم سکوت بویژه در کلیسا ۶- با وقار و امین بودن زن ۷- نهی از نگاه ناپاک به بیگانگان

سیرة عملی زنان مسیحی
با دقت در مفاد آیات انجیل و دستورات اکید تریسان کلیسا، بخوبی می توان سیرة عملی زنان مومنه ای که با اشتیاق یا بخاطر رعایت عرف جامعه، پیرو آداب و رسوم مذهبی مسیحیت بوده اند را پیش چشمان خود ترسیم نمود، ولی برای ارائه تصویر واقعی از سیره عملی زنان مسیحی، بویژه زنان صدر اول که عملکردشان نمی تواند آئینه تمام نمای فرهنگ مذهبی مسیحیت باشد کلمات مورخان و نویسندگان را در این باره نقل می نمائیم.