حركتهاي تجزيه طلبانه پس ازانقلاب

الف – عنوان تحقيق:
۱- فارسي: تجزيه و تحليل قوميت و حركتهاي تجزيه طلبانه در اولين دهه انقلاب اسلامي ايران. (به دنبال امنيت فراگير)

۲- خارجي:
An Anaalysis of Ethnithity And Aecessionist Movement in The First Decade of Isiamic Revolution of Iran.

ب- نوع تحقيق:
۱- كاربرد ۲- بنياد ۳- توسعه اي
ج- كليد واژه ها:
۱- تجزيه طلبي (Separatism) درخواست گروه قومي ساكن سرزمين معين براي جدايي از قلمرو حاكميت سياسي دولتي كه قوم و سرزمين جزئي از آن بشمار مي رود. هدف جدايي خواهان اغلب تشكيل دولتي تازه در سرزميني معين براي قومي خاص است. (آشوري ، ۱۳۸۲ ص ۱۰۸).

۲- هويت (Identity) اين واژه بيانگر چه كسي بودن است كه از احتياج بشر به شناخته شدن و شناسنده شدن به چيزي يا جايي ناشي مي شود. سرزمين ، تاريخ، زبان، ادبيات، فرنگ و هنر از جمله عناصر تشكيل دهنده هويت شمرده ميشوند (آقابخشي، ۱۳۸۱ ص ۳۰۵)

۳- ناسيوناليسم يا ملت باوري (Nationalism) نوعي آگاهي جمعي است، يعني آگاهي به تعلق ملت، اين آگاهي را «آگاهي ملي» خوانند. آگاهي ملي اغلب پديد آورنده حس وفاداري و شور دلبستگي افراد به عناصر تشكيل دهنده ملت: نژاد ، زبان، سنت ها، عادت ها، ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي به طور كلي فرهنگ است. (آشوري، ۱۳۸۲ ص ۳۱۹)

۴- قوميت (Ethnicity) حالت گروهي از مردمي كه از درجه اي از پيوستگي و همبستگي برخوردارند و آگاه از اينكه اصل و منشا مشترك دارند. (آقابخشي ۱۳۸۱ ص ۲۲۳).

د- شرح و بيان مساله پژوهشي:
ايران سرزميني پهناوري است. با سابقه تاريخي طولاني. در اين گستره خاكي اقوام متعدد در طول ساليان متمادي با هم زيسته اند. كشور ايران داراي تركيب شگفت انگيزي از آداب؛ رسوم، زبان و مذهب است. با وجود مجموعه اين تفاوت ها عنصر ايراني و ايران در طول تاريخ تداوم داشته. از طرف ديگر تاريخ ايران شاهد تلاشهايي است كه قصد جدايي و استقلال از پيكره ايران را دارد. از

نظر اين پژوهش صرف وجود اقوام متعدد موجب حركت هاي جدايي طلبانه نيست يا به تعبير صحيح تر نفس وجود تفاوتهاي قومي تضمين كننده بسيج قومي نيست. با نگاهي هر چند گذرا به تاريخ ايران صحت اين مدعا ثابت مي شو. با انتقاد از پژوهش تك عاملي تاكيد اين تحقيق بر مجموعه علل داخلي و خارجي است و با بررسي تاريخي قصد شناخت اين عوامل را دارد.
تا پيش از قرن ۱۳ هجري. در ايران هيچ گونه جنبش قومي كه حاكي از سياسي شدن شكافهاي قومي و زباني باشد مشاهده نمي شود، تنها ظهور دولت مدرن و متمركز در اين سالها بود كه ايلات و عشاير را در قالب اقليت قومي و زباني رودروي دولت مركزي قرار داد. اين كشمكش دولت

مركزي و سران ايلات و عشاير در سرتاسر حكومت رضاشاه به صورت پنهان و آشكار ادامه يافت و با فروپاشي ساختار قدرت در شهريور ۱۳۲۰ ما شاهد شكل گيري جنبشهاي تجزيه طلبانه هستيم.
سر برآوردن دوباره اين حكومتهاي تجزيه طلبانه در فرداي انقلاب اسلامي ۱۳۵۷ حاكي از اين مساله است كه مشكل همچنان در طي اين سالها ادامه يافته است. حوادثي كه در سالهاي نخستين پيروزي انقلاب در ايران رخ داد و طرح مساله خلق هاي تركمن، عرب و كرد …

به خصوص از سوي گروههاي چپ و نيز رويدادهاي كردستان و نقشه هاي حزب بعث عراق براي خوزستان و حمله به ايران از جمله نشانه هاي تداوم اين معضل (تجزيه طلبي) ميباشد.
پرسش اصل پيش روي اين تحقيق اينشت كه چه عواملي در پيدايش و تداوم حركتهاي تجزيه طلبانه بعد انقلاب ۵۷ موثر بوده اند.

چرا اين موضوع براي اين پژوهش انتخاب شده است؟ و ارزش آن براي ايران امروز تا چه اندازه اهميت دارد؟ آفات تجزيه طلبي و پيامد هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن نياز به تكرار ندارد. تركيب جمعيتي كشورمان و وجود اقوام متعدد و همچنين سابقه حركتهاي گريز از مركز اهميت چنين پژوهشهاي را دو چندان مي سازد.

تاكيد اين پژوهش بر مجموعه علل است: از جمله مهمترين عوامل داخلي، ضعف جامعه مدني است. نهضت مشروطه با هدف برقراري حكومت قانون و سلطنت محدود روي داد ليكن در عمل اين حركت جامعه مدني نيرومند و حتي نوع ضعيف آن را به ارمغان نياورد، صرفا پاره اي از نمادهاي صوري جامعه مدني را در قالب قوانين موضوعه تصويب و قانوني كرد. تجزيه نا موفق نهضت مشروطه به دلايل ساختاري نقش تخريبگر قدرتهاي خارجي و واگرايي سياسي در كشور منجر به كودتاي ۱۲۹۹ شد و حكومت رضا شاه به نوبه خود مانع تكوين جامعه مدني شد. بطور كلي در طول حكومت پهلوي ما تلاش مستمري در جهت ايجاد مولفه هاي جامعه مدني صورت نگرفت. بعد از انقلاب

اسلامي ۱۳۵۷ نيز به دليل پراكندگي قدرت در سالهاي نخستين و از طرفي شروع جنگ تحميلي مانع اين مهم شد. عامل مهم ديگر ضعف حكومت مركزي است كه اين خود موجب تقليل انسجام ملي و سياسي شده است. در نهايت توجه به عامل خارجي و پديده استعمار است. نيروهاي خارجي و توانستند از طريق حمايت و پشتيباني زمينه سياسي شدن قوميت ها را در جهت استمرار منافع خود فراهم سازند. از جمله مي توان به همكاري و حمايت حزب بعث از جنبشهاي تجزيه طلبانه خوزستان اشاره كرد.
۴- پيشينه و تاريخچه موضوع تحقيق: ( مطالعات و تحقيقاتي كه در رابطه با اين موضوع صورت گرفته و نتايج حاصل از آن)

در مورد موضوع تجزيه طلبي به طور منفرد و پراكنده مقالات و كتاب هايي نوشته شده از جمله مهمترين منابع در مورد قوميت كتاب (قوميت و قوم گرايي در ايران افسانه يا واقعيت) نوشته حميد احمدي (۱۳۸۲) است. كتاب وي پژوهشي است انتقادي به مطالعات قومي از ديدگاه روش شناسي، احمدي در اين كتاب چهار چوب نظري سه گانه اي ارائه داده كه در آن دولت ، نخبگان و نيروهاي بين المللي نقش اصلي را براي سياسي كردن اختلافات زباني و مذهبي و شكل دادن به جنبش هاي قومي در ايران دارند. وي در اين اثر از كنار مشكلات قوميت ها عبور كرده و به عدم شكل گيري هويت ملي و سياسي كمتر پرداخته است. كتاب عمده ديگر (ناسيوناليسم در ايران) نوشته ريچارد كاتم (۱۳۷۸) است. وي در اين كتاب به بررسي مباني اجتماعي ناسيوناليسم در

ايران پرداخته است. در فصولي از كتاب نويسنده به ناسيوناليسم قومي و جدايي طلبانه اشاره كرده است. منبع عمده ديگر كتاب (كردستان، علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامي) نوشته حميدرضا جلايي پور (۱۳۷۲) است. اين كتاب در جستجوي پاسخ به دو سوال كليدي است اول: روند شكل گيري مسله كردستان در بعد تاريخي و ديگر علل تداوم بحران آن پس از پيروزي انقلاب اسلامي كدامند؟

نويسنده در ادامه علل تداوم بحران را چنين معرفي مي كند، همبستگي كردي (قومي) كه در آغاز پيروزي انقلاب مجدداً تقويت شد.، وجود احزاب سياسي كردي كه شعار خود مختاري را مطرح كردند، موقعيت برون مرزي و حمايت خارجي از اين حركتها، جغرافياي سياسي كردستان و درنهايت سياست امنيتي دولت جمهوري اسلامي. نوشته مورد نظر كتاب جامعي راجع به مسله كردستان است اما در باب ساير حركتهاي جدايي طلبانه سخني به ميان نمي آورد. منبع ديگر مقاله (طرح هاي تجزيه خوزستان) نوشته اصغر جعفري ولداني (۱۳۸۴) است. نويسنده با بررسي اسناد و مدارك به اين نتيجه رسيده كه از زمان استقلال عراق تاكنون خوزستان ايران همواره مورد اهداف توسعه طلبانه بغداد بوده و اخيرترين اين اقدامات حمله عراق به ايران در سال ۱۳۵۹ است. اين مقاله نيز اطلاعات مفيدي را طبقه بندي نموده است اما تنها مورد خوزستان را بررسي كرده و بيشتر به ابعاد خارجي موضوع پرداخته.
۵- اهداف تحقيق:
۱) برسي رابطه بين جامعه مدني و شكل گيري انسجام سياسي و ملي.
۲) تعين رابطه بين ضعف و ناكار آمدي حكومت مركزي و شكل گيري جنبشهاي تجزيه طلبانه.
۳) تعين نقش نيروهاي خارجي در بروز حركتهاي قومي تجزيه طلبانه.
۴) تعين راهكار براي مقابله با تجزيه طلبي (به دنبال امنيت فراگير)

۶- اهميت و ارزش تحقيق:
كشور ايران داراي اقليت هاي زباني و مذهبي فراواني است. شناخت پديده تجزيه طلبي با توجه به مصاديق تاريخي آن ما را در درك و ارزيابي تبعات منفي قوميت گرايي و تجزيه طلبي ياري مي رساند. تبعات اقتصادي، سياسي و اجتماعي مساله تجزيه طلبي اهميت موضوع را دو چندان ميسازد. در نهيت بلحاظ تئوريكي بررسي مساله قوميتها و تجزيه طلبي بعد از انقلاب مي تواند تا حد زيادي در تدوين و ارزيابي تئوريها و نظريات مرتبط مفيد باشد.

۷- كاربرد نتايج تحقيق:
نتايج اين پژوهش مي تواند در تقليل تبعات منفي پديده تجزيه طلبي و قوم گرايي و حل مشكلات ناشي از آن بسيار مفيد باشد. و از طرفي موجب تقويت توسعه كشور در ابعاد مختلف و افزايش امنيت و همبستگي ملي و سياسي گردد.
۸- فرضيه ها (در صورت لزوم) يا سوالهاي تحقيق:

۱) ضعف جامعه مدني تا چه حد در شكل گيري حركتهاي تجزيه طلبانه مورد نظر موثر بوده است؟
۲) ضعف حكومت مركزي چه نقشي در شكل گيري جنبش هاي تجزيه طلبانه مورد نظر داشته است؟
۳) حمايت كشورهاي خارجي تا چه حدي در تكوين حركتهاي قومي و تجزيه طلبانه دهه اول انقلاب دخيل بوده است؟
________________________________________
۴- چه راه حل هاي براي جلوگيري و مقابله با تجزيه طلبي ؟ امنيت فراگير مي توان در نظر گرفت؟
________________________________________
۹- روش تحقيق:
۹-۱) نوع مطالعه و روش بررسي فرضيه ها و يا پاسخگوئي به سوالات (توصيفي ، تجربي، تحليل محتوا، اسنادي، تاريخي و …) توصيفي به تعريف مفاهيمي مانند تجزيه طلبي اشاره مي شود به نحوي كه آنرا از ديگر حركتها متمايز سازد. و با بهره برداري از روش تحليلي و تركيبي از مدل هاي دولت شازي ، رقابت نخبگان و نظام بين المللي حركتهاي قومي و جدايي طلبانه مورد نظر پرداخته و تبين مي شود. با تكيه بر اين سه مدل چهار چوب نظري ارائه مي شود كه در آن سه متغير عمده يعني دولت، نخبگان و نيروهاي بين اململلي نقش هاي مهمي در سياسي كردن مسائل قوميت و بروز حركتهاي سياسي در ميان گروههاي مذهبي و زباني ايفا مي كنند. (احمدي ، ص ۱۶۶)
۹-۲) جامعه آماري (در صورت لزوم)

۹-۳) روش و طرح نمونه برداري
۹-۴) حجم نمونه و روش محاسبه
۹-۵) ابزار گردآوري داده ها (پرسشنامه، مصاحبه و …)
۹-۶) ابزار تجزيه و تحليل
۱۰- منابع و مآخذ:
آبراهاميان، يرواند (۱۳۷۷) ايارن ميان دو انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي. كاظم فيروزمن و ديگران ، تهران : نشر مركز
احمدي ، حميد (۱۳۸۲) قوميت و قوم گرايي در ايران، افسانه يا واقعيت. تهران: نشرني
آشوري، داريوش (۱۳۸۲) دانشنامه سياسي. تهران: انتشارات مرواريد
برتون، رولان (۱۳۸۰) قوم شناسي سياسي. ناصر فكوهي. تهران: نشرني
جعفري ولداني، اصغر (۱۳۸۴) طرح هاي تجزيه خوزستان اطلاعات سياسي اقتصادي ش ۲۱۲-۲۱۱
جلايي پورحميدرضا (۱۳۷۲) كردستان علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامي. تهران: انتشارات وزارت امور خارجه
شميم، علي اصغر (۱۳۷۰) كردستان. تهران: نشر مدبر
فاوست، لوئيس (۱۳۷۴) ايران و جنگ سرد. كاوه بيات. تهران: انتشارات وزارت امور خارجه
فوران، جان (۱۳۸۳) مقاومت شكننده، تاريخ تحولات اجتماعي ايران. احمد تدين. تهران: موسسه خدمات فرهنگي رسا
Banani , Amin (1961) Modernization of Iran, Califonia: Stanford University Press
Cottam , Richard. (1978) Nationalism in Iran. Pitsburgh University Prss
Kellas ,James. The Politics of Nationalism and Ethnicity. New York: St. Martin
مقدمه:
پيروزي انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷ محصول ائتلاف چند طبقه اي چند قومي مردم ايران بود. هممچنان كه اين ائتلاف احاد مردم از هر گروه، قوميت و طبقه در برابر رژيم ستم شاهي شكل مي گرفت و موجبات سقوط آنرا فراهم مي ساخت به همان سرعت نيز انقلاب با طيف بسيار متنوعي از درخواست ها از سوي نيروهاي مختلف روبرو شد در هر سه مقطعي كه ما با وفور حركتهاي قومي و تجزيه طلبانه مواجه هستيمة (بعد از انقلاب مشروطه و ؟ شكل گيري دولت ملي و سلسه پهلوي ، شهريور ۱۳۲۰ و سقوط رضا شاه و انقلاب اسلامي سال ۱۳۵۷) اين سيل تقاضاها و

خواسته ها به حق و ناحق وجود دارد. انقلاب اسلامي نيز با هجوم تقاضا ها از اقصي نقاط كشور مواجه شد. طيف گسترده نيروهاي درگير در انقلاب نيز خود دليل بركثرت تقاضاها و خواسته هاي متنوع است.
از طرف ديگر در شرايط انقلابي سالهاي اوليه انقلاب ما با سربر آوردن دوباره حركتهاي قومي و تجزيه طلبانه مواجهيم ، عواملي مثل ، ضعف تا قدرت دولت مركزي، عدم استقرار كامل نهادهاي انقلابي جديد و مشخص نبودن وظايف آنها، فقدان تجزيه اداره كشور و تعدد مراكز تصميم گيري و از طرفي حمايت و دخالت كشورهاي خارجي زمينه ساز شكل گيري دوباره اين حركتها شد.
از بهمن ۱۳۵۷ زنجيره به هم پيوسته تقاضاي قومي و به دنبال آن خشونت هاي قومي و محلي آغاز شد. كردها در شمال غرب ايران اولين ودر عين حال مهم ترين مهره آغازين اين بازي بودند. در ماههاي بعد به ترتيب در تركمن صحرا و خوزستان نيز ما شاهد حركتهاي قومي هستيم در اين فصل حركتهاي قومي در كردستان و خوزستان را به دليل اهميت ويژه و از طرفي سابقه حركتهاي مشابه در گذشته را بررسي مي كنيم.

 

كردستان:
همانطور كه پيشتر اشاره شد كردها داراي سابقه طولاني در مبارزات براي كسب استقلال اند. مهمترين جلوه اين حركتها شكل گيري جمهوري خود مختار مهاباد در ۱۳۲۴ است. بعد از فروكش كردن غائله مهاباد كردها و گروههاي كردي با وجود كوله باري از سوابق مبارزاتي، حدود سه دهه انفعال سياسي و سياست انزواگرايانه را پيشه خود ساختند. در طول اين مدت رهبران گروههاي سياسي كرد در بهترين حالت تا سياست صبر و انتظاار و يا راه مهاجرت را در پيش گرفتند.
بعد از نزديك به سه دههه انفعال سياسي در كردستان همزمان با وقوع انقلاب اسلامي كردستان نيز حالت بحراني به خود كي گيرد.

گروههاي سياسي كرد سردمدار اين مبارزه براي كسب خود ختار ي از دوللت جديد التاسيس مي شوند. هر چند كردها نيز مانند ساير گروههاي قومي در اقصي نقاط كشور در آستانه پيروزي انقلاب به جنبش سرنگوني رژيم پهلوي پيوستند، اما به دلايلي زمينه براي حركتهاي خشونت آميز عليه دولت مركزي نو مهيا شد.
* جريانهاي اصلي سياسي كرد در آستانه انقلاب اسلامي:
در حوادث كردستان طيف وسيعي از نيروها شركت داشتند اما در يك طبقه بندي مي توان به دو گروه مشخص اشاره كرد گروههاي كرد و گروههاي غير كرد.

از جمله مهمترين گروههاي كردي حزب دموكرات كردستان و سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان ايران يا همان «كومله» است.
زمينه هاي پيدايش حزب دموكرات به پيش از انقلاب مي رسد. در سال ۱۳۲۴ قاضي محمد رئيس فرقه دموكرات كردستان، حزب دموكرات كردستان ايران ، را با شعار خودمختاري براي كردستان و دموكراسي براي ايران تأسيس كرد. بعد از پايان غائله كردستان و يك دوره ركود حزب دموكرات ايران به صورت سازمان ايلتي حزب توده مجدداً شروع به فعاليت كرد اما بعد از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و شكست كامل حزب توده، حزب دموكرات نيز متلاشي شد و بسياري از سران آن دستگير و اعدام

شدند، عده اي نيز به عراق فرار كردند و به فعاليت خود ادامه دادند. اين حزب پس از پيروزي انقلاب دوباره تجديد حمايت كرد. بعد از انقلاب اين حزب از دو جناح عمده سياسي و نظامي تشكيل شده است. جناح سياسي كه در رأس آن غني بلوريان از زندانيان بنام حزب توده در دوره شاه قرار داشت و مورد حمايت شوروي بود و جناح نظامي به رهبري عبدالرحمن قاسملو تحت حمايت عراق بود.
سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان ايران نيز از جمله گروههاي مهم كردي است. زمينه هاي پيدايش اين گروه به پيش از انقلاب مي رسد اما اعلام موجوديت كومله به بعد از انقلاب و بهمن ۵۷ مي رسد. مشيِ اين گروه در برابر جمهوري اسلامي مبتني بر يك تضاد آشتي ناپذير قرار داده شده بود.
البته شخصيت هاي مهم ديگري وجود داشتند كه وزنه هاي قابل توجهي در منطقه به شمار مي آمدند. منجمله سيد عزالدين حسيني امام جماعت اهل تسنن شهر مهاباد و احمد مفتي زاده روحاني اهل سنندج.
در همان روزهاي اول انقلاب احمد مفتي زاده اقدام به تأسيس «حزب مساوات اسلامي» در شهر سنندج كرد. وي از طرف مطبوعات به عنوان رهبر مسلمانان اهل سنت كردستان شناخته مي شد و سرپرستي شوراي انقلاب شهر سنندج را نيز بر عهده داشت . نكته اي كه بايد به خاطر داشت اين است كه گروههاي سياسي كه در كردستان فعاليت مي كردند تنها موط به گروههاي سياسي كردي نبود بلكه گروهها و تشكيلات چپ گرا نيز در منطقه فعال بودند.از جمله اين گروههاي غير كرد سازمان چريك هاي فدائي خلق ايران است كه نقش بسيار فعالي در شورش ها در سال ۱۳۵۸ ايفا كرد. سازمان انقلابي زحمتكشان كرد يا همان كومله كه نشرية «شورش» اركان سازماني آن مي باشد نيز تلفيقي از اعضاي كرد و غير كرد بود. سازمان پيكار براي آزادي طبقه كارگر نيز يك گروه ماركسيستي – لنينيستي است كه حضوري فعال در قضاياي كردستان داشت اما نسبت به كومله بسيار محدود تر بود.
آغاز در گيريها:
حدود يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، نمايندگان دولت موقت در اجتماع مردم مهاباد حضور يافتند، اجتماع كنندگان در اين گردهمايي خواسته هاي خود را از طريق قطنامه هشت ماده اي اعلام كردند:

۱- خلق كرد همراه و همگام با ساير خلق هاي ايران ، انقلاب ايران را تأييد مي نمايد و تصميم دارد با تحكيم پيوند مبارزاتي با ساير خلق هاي ايران در ايجاد جامعه آزاد و آباد نقش اساسي ايفا كند.
۲- خلق كرد مانند ساير خلق هاي ايران رفع ستم ملي و تأمين حق تعيين سر نوشت خود به صورت فدرايتو در چهار چوب كشور ايران مي باشد.

۳- ما بر آن هستيم كه زحمتكشان ايران مهم اساسي را در انقلاب ايران ادا كرده اند به همين جهت حق مسلم زحمتكشان و آبادگران و دهقانان است كه در دولت انقلابي شركت داشته باشند.
۴- رفع ستم اقتصادي از كردستان ، از خواسته هاي اساسي است.
۵- همه پادگانها در كردستان بايد تحت نظر شوراي انقلابي اداره شود.
۶- افسران جنايتكار محاكمه شوند.
۷- همه نمايندگان شهرستانهاي كرد نشين سيد عزالدين حسيني را به عنوان رئيس هيات مذاكره كننده با دولت مركزي مي شناسند.
۸- از آن جا كه ملامصطفي بارزاني و گروه معروف به «؟ موقت» عمال سازمان سياسي آمريكا و ساواك ايران و ؟ تركيه بودند و مي باشند مورد نفرت تمام خلق كرد هستند. لذا از دولت انقلابي مي خواهيم ارتباط خود را با اين گروه و سركرده آن قطع كند.
گروه اعزامي دولت موقت متشكل از داريوش فروهر «مدير كار و امور اجتماعي» دكتر اردلان، دكتر مكري، دكتر يونسي و دكتر كامياب بودند اعضاي هيات كه به منظور بررسي اوضاي منطقه از جمله ادامه محاصره پادگان مهاباد، خلع سلاح پاسگاههاي مرزي و مسأله خود مختاري به منطقه سفر كرده بودند با عزالدين حسيني و نمايندگان «خلق كرد» ديدار كردند.

اعضاي دولت موقت در پي ادامه ناآراميهاي كردستان اعلم كردند كه با كمال قدرت از تجزيه كشور جلوگيري خواهند كرد.
پادگان مهاباد كه از چندي پيش در محاصره عناصر مسلح وابسته به حزب دموكرات كردستان بود سر انجام سقوط كرد و تمامي سلاحها و مهمات آن به غارت رفت اين واقعه تنها هشت روز بعد از پيروزي انقلاب اتفاق افتاد و توطئه گران پادگان ارتش مهاباد را محاصره و پس غارت كردند. همزمان كه گروههاي كردي درخواست خودمختاري خود را در قالب قطعنامه هشت ماده اي اعلام مي كردند منتظر پاسخ دولت نماندند و در صدد برآمدند تا كنترل كردستان را به عهده بگيرند.

در اين ميان گروههاي چپ گرا نيز به تدريج به فعاليت هاي خود در كردستان سازمان مي دادند. از جمله چريكهاي فدايي خلق بودند كه حضوري فعال در منطقه داشتند. اينان در اجتماع مردم سنندج خواستار اداره پادگانها به وسيله شوراهاي انقلابي بودند. پيرو اين قضايا درگيريها به ديگر شهرها منجمله پاوه، مريوان و سنندج سرايت كرد

و تظاهرات و راهپيمايي در اكثر شهرها انجام مي شد. اكثر احزاب و گروههايي كه در گذشته فعاليت مخفي داشتند يا دوره ركود را مي گذراندند با ايجاد فضاي جديد راه را براي حركت دوباره بازديند و فعاليت علني خود را آغاز كردند، در همين راستا حزب دموكرات كردستان نخستين ميتينگ خود را در مهاباد برگزار كرد. قاسملو دبير كل حزب طي سخناني خود را پيرو راه قاضي محمد ناميد . در اين كنگره نمايندگان چريكهاي فدائي خلق ، حزب توده ايران نيز حضور داشتند و پيام همبستگي خود را با كنگره اعلم كردند. كمتر از يكماه بعد شهر سنندج صحنه درگيريهايي شديدي بين گروههاي مختلف شد كه در ادامه عناصر مسلح كومله شهرباني و راديو و تلويزيون سنندج را تصرف كردند. گروه سياسي از تهران به سرپرستي وزير كشور آقاي احمد صدر حاج جوادي براي حل مسأله سنندج عازم شد. در جلسه اي كه در خانه معلم شهر سنندج برگزار شد ساير گروههاي سياسي كردي نيز حضور داشتند. كه به دليل مانور هواپيماي ارتش بر فراز شهر و اعتراض حاضران نتيجه قابل توجهي به دست نيامد.

نمايندگان گروههاي كردي هر كدام ضمن اينكه سر گرم تثبيت تشكيلات سياسي و نظامي خود در كردستان بودند، براي كسب خومختاري و رسميت دادن به آن سفرهايي به تهران و قم داشتند. در اين راستا اعضاي حزب دموكرات كدستان با امام در قم ديدار كردند. امام خميني در اين ديدار به وحدت كلمه تاكيد كردند و گفتند بايد در زمان انقلاب وحدت كلمه حفظ شود و صرف نر از هر مذهب و مليت، همه بايد حقوق مساوي داشته باشند و همه آزادانه و بدون هيچ گونه ستي در ايران زندگي كنند. ظاهراً روز برگزاري رفراندوم با سالگرد كشته شدن قاضي محمد رئيس فرقه دموكرات كردستان (۵-۱۳۲۴) مصادف بود، اكثر گروههاي كردي و شخصيتهاي كليدي كردستان طي بيانيه هايي جداگانه عدم شركت خود را در انتخابات اعلام داشتند. امام خميني طي سخنرانيي در قم نسبت به توطئه هاي ضد انقلاب داخلي و خارجي هشدار دادند. جلايي پور نويسنده كتاب

كردستان معتقد است كه در مورد حل بحران به وجود آمده در كردستان به طور كلي دو گرايش عمده وجود داشت. اول گرايشي كه بحران كردستان را مي خواست از ؟ سياسي حل كند و بيشتر در داخل دولت موقت بود. كه در اين راستا گفت و گوهايي را نيز با گروههاي درگير كرد انجام داد. دوم گرايشي بود كه وقايع كردستان را در چهار چوب دشمني ها و مخالفت ها با انقلاب مي ديد، از نظر اين گرايش اين بحران توطئه اي عليه نظام است، اين گرايش خواستار عدم سازش با گروهها و برخورد نظامي و برقراري امنيت بود.
طرح مشترك خودمختاري هيات نمايندگاني خلق كرد به رياست سيد عزالدين حسيني ؟ با نمايندگان دولت موقت پيرو حوادث بعدي ناكام ماند. بحث بر سر قانون اساسي و اصل ۱۳ پيش نويس قانون اساسي كه مذهب رسمي كشور را در شيعي اثني عشر اعلام مي كرد نيز از ديگر موضوعات مورد اختلاف بين گروههاي كردي و تهران بود. تظاهرات و اجتماعاتي در چند شهر كردستان جهت درخواست به رسميت شناختن تسنن در كنار تشيع به عنوان مذهب رسمي كشور انجام شد. در اين ميان هيأتي به سرپرستي آيت ا.. جنتي و آيت ا.. كرماني به دستور امام وارد سنندج شدند و با روحانيون و معتمدين اين شهر ديدار و مذاكره كردند. در ماههاي بعدي ساير نقاط منطقه صحنه درگيري نيروهاي طرفين بود. خبر قتل عام ۵۲ نفر از پاسداران انقلاب اسلامي در

نزديكي سردشت به دست عناصر ضد انقلاب موجب حركت خيل عظيمي از نيروهاي مردمي به منطقه شد. نكته جالب توجه حمايت و شركت گروههاي چپ گرا تنها مختص به حمايت مطبوعاتي و تبليغاتي نبود بلكه گروههايي نظير پيكار و چريك هاي فدايي خلق نقش مستقيم در اين شورش ها داشتند. سازمان مجاهدين خلق نيز در حمايت از اقدامات ضد دولتي در كردستان اعلام كرد كه موضوع تجزيه طلبي در كردستان بزرگنمايي حوادث از سوي دولت براي تقويت ارتش است.