پیشگفتار
شكر و سپاس آفريدگاري را كه به انسان توان كشف روابط ضروري از حقايق هستي بخشيد. توانايي هرفرد در انجام امور فني كه همواره ترين خدمت به خلق بوده است زندگي را نشاط آور و غرورآفرين و بدو از وابستگي مي سازد.
و شكر و سپاس خداوندي كه به ما توان فكر كردن داده تا بتوانيم درباره عالم هستي فكر كنيم و نشانه ها و عظمت خداوند عزوجل پي ببريم. شكر خدائي

را كه دنيايي با اين زيبايي و منظم و دقيق در اختيار ما انسانها قرار داده است و ما هم بايد بتوانيم كه شكرانه اين نعمتها را به جاي آوريم .
و شكر براي اينكه اين توانائي را در ما قرار داده تا بتوانيم ياد بگيريم و به ديگران ياد دهيم .

 

چكيده :
همانگونه که از مفهوم عامیانه درآمد بر می آید ، درآمد به مبالغی اطلاق می گرددکه از ارائه خدمات و فروش کالا و غیره عاید موسسه می گردد . در صورتی که این درآمد به طور نقد عاید شود ، موجب افزایش در حساب وجوه نقد ( صندوق / بانک ) موسسه خواهد شد و در صورتی که تعهد گردد بعدا به موسسه پرداخت گردد ، موجب افزایش حسابهای دریافتنی و یا اسناد دریافتنی موسسه می گردد . البته باید به این نکته توجه داشت که کلیه افزایش های حساب وجوه نقد به دلیل کسب درآمد نیست ، بلکه مواردی از قبیل دریافت طلب نیز موجب افزایش در این حساب و کاهش در حساب های دریافتنی و یا اسناد دریافتنی خواهد شد. در واقع درآمد مطلبی است که موجب افزایش در حساب وجوه نقد و یا حسابهای دریافتنی ونیز افزایش در حساب سرمایه خواهد شد . البته گاهی افزایش در حساب وجوه نقد و نیز حساب سرمایه به دلیل سرمایه گذاریهای مجدد صاحب و یا صاحبان موسسه است . در اینجا یک مطلب حائز اهمیت وجود دارد و آن اینست که درآمد هر دوره باید مربوط به ارائه خدمات و یا فروش کالا در همان دوره باشد و الا اگر مبلغی بابت خدماتی که در آینده انجام خواهد شد و یا کالایی که در آینده تحویل خواهد گردید ، دریافت گردد ، درآمد آن دوره به حساب نمی آید.(ایرج نوروش و فیض الله شیرزادی، ۱۳۸۸)

فصل اول

مقدمه و تعاريف و اصطلاحات آورده شده در پروژه

مقدمه
حسابداري يک سيستم است که در آن فرآيند جمع‌آوري، طبقه‌بندي ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شکل‌ها و مدلهاي خاص انجام مي‌گيرد. تا افراد ذي‌نفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برون‌سازماني مثل بانک‌ها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده کنند. به همين دليل فردي که تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابد

ار. چرا که گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش کافي نمي‌شود و بيشتر تراز حسابها مي‌باشد.
هزینه به مبالغی گفته می شود که برای کسب درآمد به خرج گرفته می شود . به عبارت دیگر اگر موسسه ای فعالیتش در جهت ارائه خدمات به موسسات و یا اشخاص دیگر است ، خرجهایی که در راه ارائه خدمات متحمل می شود را هزینه می گویند یا اگر موسسه ای به کار خرید و فروش کالا اشتغال داشته باشد به منظور تحقق این هدف پرداختهایی انجام می دهد که همانا هزینه می باشد .اقلامی از قبیل بهای آب مصرفی ، اجاره ساختمان ، بهای برق مصرفی ، هزینه تلفن و استهلاک ساختمان از جمله هزینه ها می باشند . لازم به تذکر است همانگونه که درآمدها موجب افزایش در حسابهای « صندوق ، بانک و سرمایه ) م

ی شوند،هزینه ها موجب کاهش در این حسابها می گردند البته در مورد حساب سرمایه همانگونه که درآمد یک عامل مثبت و افزایش دهنده آن به حساب می آید ، هزینه یک عامل منفی و کاهش دهنده آن است . باید به این نکته توجه داشت که هرگونه کاهشی در حساب وجوه نقد به منزله هزینه نیست ، مثلا پرداخت بدهیها ، خرید دارایی بشوند ، در حالیکه هیچکدام هزینه محسوب نمی شوند .

تعاريف و اصطلاحات آورده شده در پرو‍ژه
درآمد
درآمد مقدار پولی است که تولیدکنندگان با فروش محصولات یا خدمات خود به دست می‌آورند. هنگامی که یک موسسه خدماتی برای دیگران انجام دهد و یا کالایی به آنان تحویل دهد، در ازای آن مبلغی از ایشان دریافت می‌نماید یا معادل آن مبلغ از ایشان طلب‌کار می‌شود، و یا از ایشان سند (چک، سفته و …) دریافت می‌کند. تمام این موارد موجب افزایش دارایی شرکت می‌گردد و چنین افزایش در دارایی، درآمد خوانده می‌شود.
هر گونه افزایش در صندوق موسسه درآمد محسوب نمی‌گردد، به عنوان مثال:
دریافت وام نقدی از یک بانک کسب درآمد نیست، زیرا معادل دریافت این مبلغ شرکت به بانک بدهکار می‌گردد و در ترازنامه دارایی و بدهی افزایش میابد.
وصول مطالبات از بدهکاران درآمد محسوب نمی‌گردد زیرا در اثر این موضوع نوعی از دارایی (حساب بدهکاران) به نوع دیگری از دارایی (حساب صندوق) تغییر شکل میابد.
به زبان دیگر، لازمه تحصیل درآمد افزایش سرمایه می‌باشد.

انواع درآمد
در آمد حاصل از فروش کالا یا خدمات غالبا فروش خوانده می‌شود. برای شناسایی سایر منابع درآمد اصطلاحات دیگری مانند حق‌الزحمه خدمت حرفه‌ای، کارمزد، کرایه و درآمد بهره به کار می‌رود.
در موسسات تجاری درآمدهایی جدا از درآمدهای حاصل از فروش کالا و خدمات وجود دارد که به آن سایر درآمدها گفته می شود . درآمد بهره حاصل از سرمایه گذاریهای کوتاه مدت و یا بلندمدت که موسسه از سازمانهای اعتباری دریافت نموده است از این نوع درآمدها می باشد. در حسابداری موسسات یک نوع درآمد با عنوان درآمدهای ثبت نشده نیز وجود دارد . این درآمدها که به نام درآمدهای وصول نشده نیز موسومند به درآمدهایی گفته می شود که در طی دوره مالی تحقق یافته اند ، ولی دریافت و ثبت نشده اند مثلا اگر یک موسسه قرارداد ارائه خدمت منعقد نماید اما دریافت وجه منوط به اتمام کار باشد درآمد حاصل از ارا

ئه آن قسمت از خدمت که مربوط به دوره مالی جاری است، تحقق می یابد، در حالیکه در حسابها ثبتی صورت نگرفته است . در نتیجه در پایان دوره مالی با ثبت یک آرتیکل اصلاحی ، مانده حسابها تعدیل می گردند .
قانون ، سود شرکت را در ماده ۲۳۷ تعریف کرده و مقرر داشته سود خالص شرکت در هر سال مالی عبارت است از درآمد حاصل در همان سال مالی منهای که قانونی ( که عبارت از صدی پنج سود هر سال تا برسد به به یک دهم سرمایه است ) باید کسر شود بنابراین در مواد ۲۳۸ و ۲۳۹ مقرر گردیده که دو نوع حساب باید از خالص کسر شود تا قابل تقسیم بین شرکاء باشد به این شرح :
کسر اندوخته قانونی به اضافه هر نوع اندوخته ای که در اساسنامه ذکر شده یا مجمع عمومی فوق العاده تصمیم گرفته باشد. در صورتی که در سنوات قبل زیانی متوجه شرکت شده است باید از سود سال جاری کسر شود.اهمیت این دو موضوع به قدری است که مقرر گردیده هر تصمیم بدون رعایت این دو موضوع گرفته شود باطل است . و سودی که پس

از وضع دو فقره فوق باقی می ماند طبق تصمیم مجمع عمومی به وسیله هیئت مدیره قابل تقسیم بین شرکاء است مشروط بر این که در هر حال پرداخت سود به صاحبان سهام باید ظرف ۸ ماه پس از تصمیم مجمع عمومی راجع به تقسیم سود انجام گیرد.
در تقسیم سود دو وظیفه جهت هیئت مدیره شرکت مقرر گردیده به شرح زیر :
الف- هر گاه مقرر شود برای اعضاء هیئت مدیره از سود خالص سال مالی شرکت جهت پاداش برای آنها در نظر گرفته شود به هیچ وجه نباید در شرکت های سهامی عام از پنج درصد سودی که در همان سال به صاحبان سهام پرداخت می شود تجاوز کند . مقررات اساسنامه و هر گونه توضیحی که مخالف با مفاد این ماده باشد باطل و بلا اثر است.
ب- در شرکت های سهامی عام هیئت مدیره مکلف است به حساب های سود و زیان و ترازنامه شرکت گزارش حسابداران رسمی ( دولتی- قسم خورده ) را نیز ضمیمه کند.
حسابداران رسمی باید علاوه بر اظهار نظر در حساب های شرکت ، گواهی نمایند که کلیه دفاتر و اسناد صورت حساب های شرکت و توضیحات مورد لزوم در اختیار آنان قرار داشته و حساب های سود و زیان و ترازنامه تنظیم شده از طرف هیئت مدیره وضع مالی شرکت را به خوبی نشان می دهد.

 

هزینه
پیدایش هزينه:
از حسابداری هزینه برای مدتهای طولانی برای کمک به مدیران در شناخت هزینه های اجرایی یک شرکت استفاده می شده است.حسابداری نوین هزینه در طی سالهای انقلاب صنع

تی ایجاد شد ، زمانی که پیچیدگیهای اجرایی یک شرکت بزرگ باعث توسعه سیستمهای ثبت و ردگیری هزینه ها برای کمک به مالکان شرکت و مدیران در تصمیم گیری شد.
در اوایل عصر صنعتی شدن ،بیشتر هزینه های انجام شده توسط یک شرکت ، از طرف حسابداران جدید “هزینه های متغیر”نامیده میشدند ، زیرا آنها مستقیماً با مقدار تولید تغییر میکردند. پول به کارگران ، مواد اولیه و برق و غیره پرداخت میشد که مستقیماً در تولید نقش داشتند. مدیران به راحتی میتوانستند مجموع هزینه های متغیر را برای یک محصول بدست آورده و از آن بعنوان یک معیار نادرست برای تصمیم گیری استفاده کنند.
بر خلاف هزینه های متغیر که با حجم کار افزایش و کاهش پیدا میکنند، برخی از هزینه ها در طی دوره فعالیت ثابت می مانند. در طی زمان ،اهمیت این “هزینه های ثابت” برای مدیران آشکار شد. نمونه هایی از هزینه های ثابت عبارتند از:
استهلاک تجهیزات و ماشین آلات و هزینه بخشها همانند نگهداری ، ابزارآلات ، کنترل تولید ، خرید ، کنترل کیفی ، انبارداری و حمل ونقل ، سرپرستی و مهندسی سایت .
در اوایل قرن بیستم ،این هزینه ها اهمیت کمی برای اکثر شرکته داشت. با اینحال در قرن بیست و یکم ، این هزینه ها اهمی بیشتری از هزینه های متغیر پیدا کردند ، و اختصاص آنها به رنج وسیعی از محصولات باعث تصمیم گیریهای اشتباه شد. مدیران بایستی برای تصمیم گیری ،هزینه های ثابت را بشناسند.
برای مثال :یک کارخانه واگنهای راه آهن را تولید میکند و همین یک محصول را دارد. برای تولید هر واگن ،شرکت باید $۶۰ مواد اولیه و قطعات خریداری کند و بابت هر واگن به ۶ کارگر نفری $۴۰ پرداخت کند. بنابراین مجموع هزینه هایب متغیر او برای هر واگن $۳۰۰ است . با دانستن این مطلب که برای هر واگن نیاز به پرداخت $۳۰۰ است ، اینک مدیران میدانند که در صورت فروش واگن زیر $۳۰۰ متحمل زیان خواهند شد. هر قیمت بالای $۳۰۰ ناشی از هزینه های ثابت شرکت است . اگر هزینه های ثابت بابت اجاره ، بیمه و حقوق مالک ،$۱۰۰۰ باشد ، اگر شرکت بتواند در هر ماه ۵ واگن با قیمت کلی $۳۰۰۰ (هر واگن $۶۰۰) ،یا ۱۰ واگن با قیمت کلی $۴۵۰

۰ (قیمت هر کدام $۴۵۰) بفروشد ، آنگاه در هر دو حالت $۵۰۰ سود خواهد کرد.
تعريف هزینه
هزینه شامل بهای اشیا یا خدماتیست که برای تحصیل درآمد مورد نیاز می‌باشد. به عنوان مثال: هزینه حقوق کارمندان، آب، برق، تلفن، درج آگهی در روزنامه، هزینه استهلاک اثاثه و ساختمان همگی بخشی از هزینه‌های یک موسسه می‌باشند.

به طور کلی ، رقمی را می توان هزینه جاری یک دوره مالی در یک موسسه به حساب آورد که اولا در ارتباط با درآمد همان دوره باشد ، ثانیا موجب کاهش در سود ویژه دوره مالی و در نهایت صاحب یا صاحبان موسسه شود . نکته بسیار مهم در ارتباط با هزینه اینست که هزینه های هر دوره باید از درآمدهای همان دوره کسر گردد و این در واقع براساس یکی از مهمترین اصول حسابداری ( اصل وضع هزینه های یک دوره از درآمد همان دوره ) می باشد و مفهوم آن اینست که به عنوان مثال اگر هزینه اجاره ساختمان در پایان دوره مالی

پرداخت نگردید ، نباید به عنوان هزینه در دوره آتی به حساب گرفته شود ، بلکه باید از درآمد همین دوره مالی کسر گردد.
براي مثال يک حسابدار تجربي نمي‌تواند براحتي بين دارايي کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نمي‌داند که چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت کرد حسابداري به عنوان يک نظام پردازش اطلاعات، داده‌هاي خام مالي را دريافت نموده، آنها را به نظم در مي‌آورد محصول نهايي نظام حسابداري گزارش‌ها و صورت‌هاي مالي است که مبناي تصميم‌گيري اشخاص ذي‌نفع (مديران ، سرمايه‌گذاران ، دولت و …) قرار مي‌گيرد.

مبالغی که تولیدکنندگان برای تولید صرف می‌کنند، هزینه تولید نامیده می‌شود. اگر هزینه از درآمد بیشتر باشد آن را زیان و اگر هزینه از درآمد کمتر باشد، به آن سود گفته می‌شود. همانگونه که درآمد موجب افزایش سرمایه می‌گردد، هزینه موجب کاهش آن می‌شود یعنی هر کاهشی در صندوق هزینه محسوب نمی‌گردد. به عنوان مثال:
• خرید بسیاری از اقلام دارایی مانند خرید ساختمان و اثاثه هزینه محسوب نمی‌گردد.
• واریز بدهی و پرداخت وجه به طلبکاران هزینه محسوب نمی‌گردد.
• برداشت نقدی صاحب موسسه از صندوق

جزء هزینه جاری موسسه نمی‌باشد.
صورت سود و زیان
صورت سود و زیان صورتی است که وضعیت فعالیتهای مالی یک موسسه و نتیجه آن را در یک تاریخ معین نشان می دهد . بنابراین بدون وجود صورت سود و زیان نمی توان از چگونگی فعالیتهای مالی طی یک دوره آگاه گردید .
به طور کلی باید گفت که صورتهای

مالی به منظور دادن اطلاعاتی در مورد قابلیت سودآوری و قدرت پرداخت بدهیهای واحدهای انتفاعی به استفاده کنندگان از این صورتها تهیه می گردند و صورت سود و زیان که از جمله مهمترین این صورتها هستند حاوی اطلاعاتی است که قابلیت سود آوری موسسه را نشان می دهد .
به طور کلی هر فرد در زندگی روزانه اش می تواند میزان سود و زیان حاصل از دسترنجش را با یک تفریق ساده هزینه ها از درآمدها بدست آورد . دریک موسسه نیز وضعیت به همین طریق است و سود و زیان آن موسسه در طی دوره مالی به ترتیب زیر حاصل می گردد :
هزینه ها در طی دوره مالی – درآمد در طی دوره مالی = سود ویژه در طی دوره مالی درآمد در طی دوره مالی – هزینه ها در طی دوره مالی = زیان ویژه

در طی دوره مالی
این صورت نیز دارای عنوانی مشتمل بر سه سطر است که سطر اول نام موسسه ای است که این صورت برای آن تهیه می گردد و سطر دوم نام صورت مالی یعنی صورت سود و زیان است و سطر سوم شامل دوره مالی که این صورت برای آن تهیه می گردد می باشد که به صورت برای سال / ماه منتهی به …… نوشته می شود .
برای تهیه صورت سود و زیان پس از نوشتن عنوان درآمدها را به جمع هزینه ها را از جمع درآمد کم می کنیم در صورتی که عدد مثبتی به دست آمد سود ویژه دوره مالی و در صورتی که عددی منفی به دست آمد زیان ویژه دوره مالی به دست می آید . البته این صورت سود و زیان از ساده ترین شکل صورتهای سود و زیان است که برای شرکتهای خدماتی مورد استفاده قرار می گیرد
بهاي تمام شده: عبارت است از مجموع ارزش عوامل تخصيص داده شده

به توليد يك محصول.
هزينه‌هاي توليدي: عبارت است از هزينه‌هايي كه براي ساخت يك واحد محصول بكار مي‌رود كه شامل دستمزد مستقيم، مواد مستقيم و سربار ساخت مي‌باشد.
مواد مستقيم: هر نوع موادي كه براي توليد مستقيما بكار مي‌رود و يك جزء اصلي و قابل شناسائي محصول تكميل شده را تشكيل مي‌دهد مواد مستقيم ناميده مي‌شود.
دستمزد مستقيم: حقوق و دستمزد كاركناني كه بطور مستقيم در توليد محصول دخالت دارند و مواد مستقيم را به محصول تبديل مي‌كنند، دستمزد مستقيم ناميده مي‌شود.
سربار ساخت: تمام هزينه‌هاي منظور شده در جريان توليد به جزء مواد مستقيم و دستمزد مستقيم، به عنوان سربار كارخانه تلقي مي‌شود، از قبيل مواد غير مستقيم، دستمزد غير مس

تقيم و ساير هزينه‌هاي غير مستقيم توليدي.

تخصيص هزينه‌ها: عبارت است از منظور نمودن هزينه‌ها به حساب هر يك از محصولات.
نرخ جذب سربار: نرخي است كه بر اساس آن هزينه‌هاي سربار ساخت به محصولات تخصيص داده مي‌شود.
عناصر تشكيل دهنده بهاي تمام شده محصولات توليدي به طور كلي شامل اقلام زير مي‌باشد:
۱ـ مواد مستقيم
۲ـ دستمزد مستقيم
۳ـ سربار كارخانه
هر نوع موادي كه براي توليد مستقيما بكار مي‌رود و يك جزء اصلي و قابل شناسايي محصو

ل تكميل شده را تشكيل مي‌دهد مواد مستقيم ناميده مي‌شود مانند سیب زمینی آماده شده جهت کاشت.
حقوق و دستمزد كاركناني كه بطور مستقيم در توليد محصول دخالت دارند و مواد مستقيم را به محصول تبديل مي‌كنند، دستمزد مستقيم ناميده مي‌شود، مانند حقوق كارگران قسمت برداشت گندم.
تمام هزينه‌هاي منظور شده در جريان توليد به جزء مواد مستقيم و دستمزد مستقيم، به عنوان سربار كارخانه تلقي مي‌شود از قبيل مواد غير مستقيم، دستمزد غير مستقيم و ساير هزينه‌هاي غير مستقيم توليدي.

اصطلاحاً جمع هزينه‌هاي مواد مستقيم و دستمزد مستقيم و سربار كارخانه را بهاي توليد يا بهاي ساخت گويند و جمع هزينه‌هاي مواد مستقيم و دستمزد مستقيم را بهاي اوليه و جمع دستمزد مستقيم و سربار كارخانه را هزينه‌هاي تبديل گويند.
ساير هزينه‌هايي كه در يك موسسه توليدي واقع مي‌شوند هزينه‌هاي دوره ناميده مي‌شوند. مانند هزينه‌هاي توزيع و فروش و اداري و تشكيلاتي كه در پايان سا

 

ل مالي به حساب سود و زيان انتقال مي‌يابند.

جدول ۱-۲ خلاصه طبقه بندی های مختلف هزینه و برخی از کاربردهای آن ها
طبقه بندی هزینه ها کاربردها
هزینه محصول، هزینه دوره ارزشیابی موجودی ها، تهیه صورتهای مالی و اندازه گیری سود و تهیه بودجه.
هزینه تبدیل و بهای اولیه قیمت گذاری محصولات، ارزشیابی موجودی ها، تهیه بودجه.
هزینه تفاضلی تصمیم گیری در زمینه هایی نظیر: گسترش عملیات، ادامه یا توقف تولید برخی از محصولات، قبول یا رد سفارش های خاص، قیمت گذاری انتقالات داخلی، ساخت یک قطعه در داخل یا خرید آن از بیرون، ارزیابی پروژه های سرمایه ای و اجرای برنامه های کاهش هزینه ها.
هزینه مستقیم و هزینه غیرمستقیم مقایسه هزینه های مستقیم یک محصول با درآمد آن برای تعیین سودآوری محصول و اجرای طرح های کاهش هزینه ها.
هزینه منقضی شده و هزینه منقضی نشده اندازه گیر

ی سود و تهیه صورتهای مالی در پایان هر دوره مالی.
هزینه های ثابت و هزینه های متغیر تحلیل گرایش های هزینه، قیمت گذاری محصولات، محاسبه مبلغ فروش در نقطه ی سربه سر، تصمیم گیری های بلندمدت، تهیه ی بودجه و تصمیمات مبتنی بر رابطه بین هزینه- حجم فعالیت و سود، اجرای برنامه های کاهش هزینه ها.
هزینه از دست رفتن فرصت تصمیم گیری های گوناگون نظ

یر قبول یا رد یک سفارش خاص، ساخت یک قطعه در داخل یا خرید آن از بیرون، قیمت گذاری انتقالات داخلی بین قسمتهای مختلف یک شرکت و…
هزینه ریخته یا از دست رفته این گونه هزینه ها در تصمیم گیری ها، نظیر تصمیمات مربوط به جایگزینی ماشین آلات، جزء اطلاعات نامربوط محسوب می شوند و تنها اثر مالیاتی آنها بر تصمیمات مختلف از جمله تصمیم گیری در خصوص جایگزینی ما
هزینه ها در حسابداری صنعتی از دیدگاههای متفاوتی طبقه بندی شده اند. به شکل زیر که خلاصه طبقه بندی هزینه ها را نشان می دهد توجه کنید تا در ادامه آنها را به صورت کلی تر بررسی نمائیم.
همچنانکه در شکل ۴-۱ ملاحظه می کنید هزینه ها به شکلی کلی به ۳ طبقه تقسیم می شوند و هر طبقه بندی خود به گروههایی تقسیم خواهد شد.
۱- طبقه بندی طبیعی هزینه ها
۲- طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط آنها با تولید محصول
۳- طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط با حجم و تعداد تولید
۱- منظور از طبقه بندی طبیعی هزینه ها چیست؟

در این طبقه بندی ابتدا هزینه ها به الف) هزینه های ساخت ( تولید) و ب ) هزینه های تجاری تفکیک خواهند شد.
الف- ۱) هزینه های ساخت
هزینه هایی می باشند که در کارخانه ها جهت تولید کالا و محصول مصرف و ایجاد می شوند مانند مواد اولیه مصرفی، هزینه دستمزد و سایر هزینه های تولید
ب-۱) هزینه های تجاری
هزینه هایی می باشند که برای ساخت محصول و در قسم

ت ساخت ایجاد نشده بلکه در سایر بخشها مانند بخش اداری، بخش توزیع و فروش، سایر قسمتها ایجاد می شوند به طور معمول به هزینه های تجاری هزینه های عملیاتی نیز گفته می شود.
۲- منظور از طبقه بندی هزینه ها براساس ارتباط آنها با تولید محصول چیست؟
در حسابداری صنعتی، هزینه ها براساس ارتباط آنها با تولید به ۲ گروه الف) مستقیم ب) غیرمستقیم تقسیم می شوند.
الف-۲) هزینه های مستقیم
همچنانکه مشخص می باشد هزینه هایی می باشند که ارتباط مستقیم با تولید دارند و می توان آنها را در کالاهای تولید شده مشخص نمود یا به مرحله ای از ساخت یا سفارش تولید ارتباط داد. مشخص ترین این هزینه ها مواد اولیه و دستمزد مستقیم تولید می باشد. موادی که مستقیماً در تولید یک کالا نقش دارند مواد مستقیم تولید می باشند به عنوان مثال چوبی که در ساخت میز و صندلی، چرمی که در ساخت کفش و یا شیری که در ساخت بستنی به کار می رود مواد مستقیم تولید می باشند و یا دستمزد کارگرانی که در خط تولید کار می کنند و در تولید کالا نقش دارند دستمزد مستقیم تولید محسوب می شود.
ب-۲) هزینه های غیرمستقیم

هزینه های غیرمستقیم هزینه هایی می باشند که در تولید محصول نقش اصلی را نداشته هرچند برای تولید محصول لازم اند و برای ساخت محصول ایجاد می شوند لیکن ارتباط مستقیمی با محصول ندارند. این هزینه ها را به سادگی نمی توان به یک مرحله از ساخت و یا یک سفارش معین و مشخص ارتباط داد هرچند که این هزینه ها در طی تولید صورت پذیرفته اند مانند هزینه های سوخت و برق مصرفی سالن و کارگاه تولید، روغن مصرفی جهت ماشین آلات تولیدی و سایر موارد مشابه و یا حقوق و دستمزد غیرمستقیم پرداختی در جهت تولید مانند حقوق سرکارگران و یا نگهبانان که به عنوان هزینه های غیرمستقیم شناسایی می شوند و یا هزینه استهلاک ساختمان کارخانه که نمی توان آن را به یک تولید مشخص مرتبط کرد نمونه هایی از هزینه های غیرمستقیم می باشند مواد غیرمستقیمی که در جهت تولید مصرف می شوند نیز می توانند به عنوان هزینه های غیرمستقیم تلقی شوند موادی مانند چسب مصرفی در ساخت کفش و یا میخ در ساخت میز و صندلی مواد غیرمستقیم تولید محسوب می شوند البته

همچنانکه اشاره شد وجود این هزینه ها گاهی الزامی است ولی به دلیل ناچیز بودن و یا غیرقابل تفکیک بودن به یک محصول آنها را به عنوان هزینه های غیرمستقیم شناسایی می کنند به هزینه های غیرمستقیم سربار ساخت یا سربار تولید نیز گفته می شود.

حسابداري بهاي تمام شده:
چه چيزي را به چه قيمتي به دست آورده ايم؟ پاسخ اين سوالات در حسابداري به وسيله تكنيكها و روشهايي داده مي شود كه به آن حسابداري بهاي تمام شده يا حسابداري صنعتي مي گويند.
شناخت و طبقه بندي صحيح هزينه ها، تعيين محل وقوع آنها و تخصيص درستشان به انواع فعاليتهاي سازمان و نهايتا تجزيه و تحليل نتايج بدست آمده را مي توان به عنوان هدف اصلي سيستم بهاي تمام شده ناميد.
– قبول يا عدم قبول سفارش مشتريان
– تعيين قيمت فروش محصولات
– توليد يا عدم توليد يك محصول خاص
– افزايش يا كاهش حجم توليد محصولات
– ايجاد يك خط توليد جديد و يا توسعه واحد صنعتي

– حذف و يا ايجاد تغيير در خط توليد موجود
– تغيير در كيفيت محصولات و يا تغيير در فرآيند توليد
تصميم گيري در مورد هر يك از موارد فوق و دهها مورد ديگر از اين قبيل، بدون داشتن يك سيستم مناسب حسابداري بهاي تمام شده، اگر غير ممكن نباشد، بدون شك خالي از اشكال نخواهد بود. محاسبه بهاي تمام شده در بدو امر كاري ساده به نظر مي رس

د. چرا در هر موسسه توليدي، حداقل براي محاسبه سود و زيان سال، ناچارند كه هزينه ها را ثبت و در مقابل درآمدها قرار دهند. حال كافي است كه مشخص شود در طي سال چه محصولاتي و با چه كميتي توليد شده است كه با تخصيص اين هزينه ها به توليدات، قيمت تمام

شده هر محصول بدست خواهد آمد. آنچه كه گفتيم، اساس كار حسابداري بهاي تمام شده است ولي انجام اين كار به مراتب از گفتن آن مشكل تر است.

 

روشهاي طبقه بندي هزينه ها:
الف: طبقه بندي هزينه ها به تفكيك عوامل اصلي بهاي تمام شده
موسسات توليدي در جريان عمليات خود، مواد اوليه را با كمك تكنولوژي و كار نيروي انساني به محصول تبديل مي كنند . پس عوامل تشكيل دهنده بهاي تمام شده محصولات يك موسسه توليدي را مي توان در سه بخش كلي هزينه مواد، هزينه كار و هزينه سربار طبقه بندي كرد.
ب: طبقه بندي هزينه ها به مستقيم و غير مستقيم:
هزينه هاي مستقيم هزينه هاي هستند كه بتوان آنها را به سهولت به واحد محصول تخصيص داد مثل هزينه مواد اوليه، هزينه پرسنلي كه مستقيما با مواد و ماشين آلات سازنده محصولات كار مي كنند و بقيه هزينه ها غير مستقيم تلقي مي شوند يعني هزينه هاي مواد اوليه و پرسنلي كه در تعريف فوق به صورت مستقيم تلقي نمي شوند.
ج: طبقه بندي هزينه هاي متغير و ثابت
د: طبقه بندي هزينه ها با توجه به وقايع سازماني : هزينه هاي توليدي _

خدماتي_اداري_فروش
ه: طبقه بندي هزينه ها به روش تركيبي: در سطح حسابهاي كل از يك روش و در سطح حسابهاي معين از ديگر روشهاي طبقه بندي هزينه ها استفاده كرد.
مراكز هزينه :
عمليات ساخت محصول در يك موسسه توليدي ممكن است توسط قسمتها

ي مختلفي صورت گيرد در اين حالت هر قسمت،مسئوليت بخشي از فرآيند توليد را بعهده داشته و محصول با عبور از اين قسمتها بتدريج تكميل شده ونهايتا بصورت محصول آماده براي فروش در مي آيد. بمنظور كنترل هزينه هاي توليد ومحاسبه بهاي تمام شده محصولات به شكلي كه بتوان مشخص كردكه هر يك از قسمتهاي توليد چه مبلغي از عوامل تشكيل دهنده بهاي تمام شده را به خود اختصاص داده اند،مي بايست اين قسمتها به دقت شناسايي شوند. د

ر حسابداري صنعتي هر يك از اين قسمتها را مركز هزينه مي نامند. تعيين مراكز هزينه بايد بنحوي صورت گيرد كه تخصيص هزينه ها به آنها امكان پذير بوده و حوزه مسئوليت سرپرستان اين مراكز مشخص باشد. در حسابداري بهاي تمام شده اصطلاح مركز هزينه به هر يك از واحدها و قسمتها اعم از توليدي، پشتيباني، اداري و فروش اطلاق مي شود. مراكز پشتيباني، خدماتي- سرويس دهنده مانند مراكز تهيه آب و برق و گاز، تعميرگاهها و انبارها. اين مراكز با خدمت خود عمليات توليد را تسهيل مي كنند و بدون وجود آنها اصولا عمل توليد امكان نخواهد داشت .
منظور از حسابداری (بهای تمام شده) چیست؟
حسابداری بهای تمام شده شاخه‌ای از علم و فن حسابداری است که وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته با و تجزیه و تحلیل گزارش‌ها و بررسی‌ راههای تولید روشهای تقلیل بهای تمام شده تولیدات را بیان می‌کند.

اهمیت حسابداری بهای تمام ش

ده برای چیست ؟
در واقع حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیار مهم در اختیار مدیریت می‌باشند تا مدیران با استفاده از حسابداری صنعتی، بهای تمام شده تولیدات را محاسبه می‌کند و کنترل خود را بر روی هزینه‌های مواد، دستمزد و سایر هزینه‌های تولید اعمال می‌کند.
مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشند در تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایر تصمیم گیری‌ها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهند شد.
کاربرد حسابداری بهای تمام

شده چیست ؟
گاهی تصور می‌شود کاربرد حسابداری صنعتی و بهای تمام شده محدود به کارخانجات و صنایع تولیدی می‌باشد هرچند شای

د مشهورترین کاربرد آن در این جهت باشد ولی سایر مؤسسات نیز از حسابداری بهای تمام شده بهره برده و از روشهای حسابداری بهای تمام شده در بانکها، شرکتهای بیمه عمده فروشی‌ها ، شرکتهای حمل و نقل ، شرکتهای هواپیمایی ، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها در جهت کارایی بیشتر استفاده می‌گردد.
هزينه هاي عملياتي
شامل کليه هزينه هاي که به پيمان کار پرداخت مي شود و مبلغ کليه موادي که از انبار شرکت بيرون رفته است براي هر فعاليت يک نوع هزينه عملياتي محسوب مي شود و غيره . . . .
اين هزينه ها در طي سال به وسيله صورت وضعيت هاي که در اختيار قسمت حسابداري بهاي تمام شده قرار مي گيرد در هر پروژه جداگانه وارد شده و بين پروژه هاي مختلف تسهيم مي شود به همان اندازه که هر طرح از اين هزينه ها سهم دارد و در پايان سال معلوم مي باشد که هر پروژه چه مقدار مواد و هزينه عملياتي دربر داشته است و چه مقدار سود از اين پروژه عايد شرکت مي شود. اما هر شرکتي نيز داراي هزينه هاي است که به علت بزرگي و بروکراسي بودن خود و تعداد زياد کارکنان داراي هزينه هاي زياد اداري مي باشد.
هزينه هاي اداري:
به هزينه هاي گفته مي شود که در خود شرکت اتفاق مي افتد و شامل هزينه حقوق و دستمزد و استهلاک و ملزومات و غيره مي با

شد که در طي سال اتفاق مي افتد و لي روي پروژه ها تسهيم نمي شود.
قسمت حسابداري بهاي تمام شده کليه هزينه هاي اداري خود را که شامل هزينه هاي حقوق و دستمزد و ملزومات مصرفي و هزينه هاي اداري غيره مي باشد در طي سال جمع آوري نموده و در سيستم نگهداري مي کند.
سپس در پايان سال بعد از اعلام سود ناخالص قسمت حسابداري بهاي تمام شده اقدام به تسهيم هزينه هاي اداري و غيره روي پرو

ژه هاي انجام شده مي نمايد.
چون بر طبق اصول تنها هزينه هاي مواد و تجهيزات و طراحي و غيره صرف يک پروژه نشده است و هزينه هاي کارکنان و هزينه هاي اداري نيز براي پيشبرد اهداف شرکت مصرف شده اند و هزينه هاي اداري و استهلاک و غيره نيز ايجاد شده است و اين سود خالص نمي باشد اما قسمت حسابداري بهاي تمام شده با تسهيم هزينه هاي اداري و استهلاکات و غيره اقدام به خالص سازي سود مي نمايد و سود خالص را به مديريت و هيئت مديره گزارش مي دهد.
و اين تسهيم به چه صورت صورت مي گيرد:
اين تسهيم بندي با توجه به مبالغ هر قرارداد صورت مي گيرد و هر قرارداد که مبلغ آن بيشتر باشد هزينه بيشتري را به تناسب به خود مي گيرد و هزينه بيشتر به فعاليت بيشتر تعلق مي گيرد.
با توجه به اينکه سيستم حسابداري در اولين سال تغييرات خود به سيستم حسابداري صنعتي مي باشد و هنوز به جايگاه خود نرسيده است و اين نوع هزينه ها را به هزينه هاي سربار تعلق داده اند و در سالهاي آينده هزينه هاي اداري را به عنوان سربا

ر بين فعاليت ها تقسيم نموده و براي هر نوع فعاليت يک نرج جذب سربار تأيين نموده و هزينه هاي را در سال آينده به عنوان سربار با توجه به نرخ هاي مختلف هر فعاليت به ثبت رسانده و از درآمدهاي هر نوع فعليت کسر نموده..
و در پايان سال براي شرکت معلوم مي شود که کدام يک از طرح ها سود آور بوده و کداميک از طرح هاي زيان داشته و دليل زيان پروژه به چه دليل بوده است و مديريت مي تواند بر اساس اطلاعات حسابداري بهاي تمام شده تصميمات جديدي را براي فعاليت هاي سال آينده خود برنامه ريزي کند. مقدار خالص سود را قسمت حسابداري بهاي تمام شده به مديريت سازمان گزارش مي دهد و مقدار سودي را که قسمت حسابداري بهاي تمام شده بدست آورده در صورت هاي مالي سازمان نشان ميدهند و مبناي تصميم گيري هاي مديريت سازمان م

ي باشد.
شناسایی درآمد و هزینه
در شرکتهایی که در ساخت و ساز واحد مسکونی تجاری یا اداری فعالی

ت می کنند و اقدام به پیش فروش و انعقاد قرار داد واگذاری واحدها به مشتریان و اخذ پیش دریافت می نمایند و عملیات ساخت و ساز و موضوع قرارداد بیش از یک دوره مالی طول می کشد نحوه شناخت درآمد و هزینه چگونه است؟
در چنین شرکتهایی بسیاری مبالغی یا بهتر بگویم مخارجی که شرکتها انجام می دهند هزینه نیست چون دارای منافع آتی است و باعث خروج سرمایه نخواهد شد و تنها سرمایه در گردش را تقلیل می دهد .
مخارجی که دارای چنین ماهیتی هستند در گروه دارائیها قرار می گیرند و با کد ساختمان در حال احداث ثبت می شوند . و تا زمان فروش آن درآمدی ثبت نم

ی شود و تنها مخارج مربوط به ساخت ساختمان به حساب ساختمان در حال احداث یا تکمیل و در پایان ساخت آن با کد داراییهای غیر جاری – زمین ، ساختمان و تجهیزات – ساختمان می رود . و کلیه مبالغی نیز که برای فروش آن قبل از تحویل و یا تکمیل دریافت شود ماهیت بدهی دارد و درآمد نیست .