حفاظت اطلاعات از دیدگاه اسلام

حفاظت اطلاعات در اسلام از دیدگاه امیرالمومنین
نام حضرت على(ع) تداعى کننده عدالت, شجاعت, عبادت, مظلومیت, جوانمردى و… است. اما کمتر کسى است که حضرت على(ع) را به انجام کارهاى اطلاعاتى و جمع آورى خبر از دشمن و سازماندهى تشکیلات حفاظتى و اطلاعاتى بشناسد.
در بررسى تاریخ اسلام و سیره آن حضرت به واژه هایى برمى خوریم که به روشنى حکایت از توجه خاص ایشان به رعایت مسایل و نکات حفاظتى و اطلاعاتى دارد, واژه هایى مانند عین (چشم), عیون, مطلع, رقیب, مراقب, طلایه و…

طلایه داران صدراسلام
در صدر اسلام طلایه داران به افرادى اطلاق مى شد که نقش آن ها روشن ساختن اطلاعات و به دست آوردن آن بوده است, در صدر اسلام و گذشته هاى دور طلایه افرادى بودند که از نقل و انتقالات مواضع و عقبه دشمن و نیز انتخاب مناطق عملیاتى براى نیروهاى خودى خبر مىآوردند. همچنین براى شناسایى مواضع و موقعیت هاى جغرافیایى دشمن از وجود آن ها استفاده مى شد.
پیغمبر اکرم(ص) به اسامه فرزند زید, هنگامى که او را به عنوان فرمانده لشکر به جنگ با رومیان فرستاد, چنین فرمود:
((جاسوسان و طلایه خود را جلوتر از خود و لشکرت بفرست))

در نامه امیرالمومنین به شریح فرزند هانى و زیاد فرزند نضر چنین آمده است:
… پس وقتى که از سرزمین خود بیرون رفتید پس از راهنمایى کردن طلایه و پیش گامان لشکر خود, مراقب علفزارها و بوته زارها, درختان و چیزهایى که در هر طرف براى مخفى شدن دیگران وجود دارد, باشید.
وجوب دادن خبر به حکومت اسلامى

ابوالاسود دولى, در نامه اى حضرت على(ع) را از خیانت مخفیانه کار گزارش در بیت المال مسلمین آگاه کرد.
حضرت على(ع) خطاب به وى نامه اى به این شرح نوشتند:

اما بعد, از محتواى نامه ات و منظورى که داشتى آگاه شدم مثل تو مثل کسى است که خیرخواه و مصلحت اندیش امام و امت خود باشد و به حق همراه و مإنوس بوده و از جور و ستم به دور است. نامه اى را به همکار و رفیق تو نوشته ام و از اطلاعات و اخبارى که به من داده بودى, او را آگاه کردم اما از مضمون نامه او را با خبر نکردم و از موضوع مهمى که وجود داشت, به او چیزى نگفتم. پس مراقب اوضاع باش و از آنچه که در اطراف تو مى گذرد غافل مشو و آنچه را که به خیر و صلاح مردم مى بینى به اطلاع من برسان, چون که این موضوع حقى است بر عهده تو و واجب و الزامى است. خدانگهدار(۲).
از گزارش ابوالاسود دولى و نامه حضرت على(ع) این مطالب به دست مىآید:

۱) حضرت على(ع) گزارش ابوالاسود دولى را امرى خیرخواهانه دانسته و آن را عملى جهت منافع امام و امت به حساب آورده است.

۲) حضرت على(ع) در نامه مبارک خویش مسوولیت ابوالاسود را امرى مهم شمرده و اخبار خیانت ها را از او خواسته است چنانکه حضرت على(ع) مى فرماید:

((هر اتفاقى و یا حادثه اى که در مقابل دیدگانت رخ مى دهد و فکر مى کنى که در جهت منافع عمومى است به اطلاع من برسان و از هیچ چیزى فروگذار نباش))

در واقع حضرت على(ع) گزارش دادن ابوالاسود دولى به ایشان را که جهت استحکام حکومت مى باشد, امرى واجب و الزامى مى داند.
۳) کسى که گزارش به دست او مى رسد, نباید به گونه اى برخورد کند که گزارش و گزارشگر افشا شود و افراد دیگر هم از آن اطلاع یابند.
روش هاى حضرت على(ع) در کسب خبر از دشمن
پاره اى از شیوه هاى آن حضرت در آگاهى از مواضع دشمن و همچنین اطلاع از عملکرد کارگزاران داخلى به این قرار است:
گماردن جاسوس در منطقه دشمن
گماردن جاسوس به شکل هاى مختلف در سرزمین دشمن و جمعآورى اخبار از آنان براى دریافت نقاط ضعف و قوت آنان یکى از روش هاى آن حضرت بوده است.
در نامه حضرت امیر(ع) به قثم بن عباس کارگزار خود در مکه آمده است:
((… اما بعد, جاسوس من در شام براى من نوشته است: مردمى از اهل شام به حج فرستاده شده اند که قلب هایشان کور, گوش هایشان کر, و دیده هایشان کور مادر زاد مى باشد…)) .
این بیان امام(ع) حاکى از آن است که جاسوس آن حضرت در شام ماندگار است تا هرگونه حرکت سیاسى و نظامى حاکم (معاویه) را گزارش کند.
فرستادن جاسوس در مإموریت فورى و آنى
دست یابى به اطلاعات دشمن و جمعآورى اخبار از آنان بویژه در زمان جنگ از روش هاى آن حضرت بوده است. در جنگ صفین حضرت امیر(ع) به منظور جلوگیرى از دستیابى معاویه به اخبار و اطلاعات, گروهى را روانه کرد. معاویه نیز گروهى را به فرماندهى ضحاک بن قیس فهرى به سمت گروه حضرت امیر(ع) فرستاد و گروه امیر(ع) را از بین بردند. جاسوسان حضرت خبر واقعه را براى حضرت (ع) آوردند.
به کارگیرى عناصر داخلى دشمن
همسر هیثم بن الاسودالعریان (هیثم از نزدیکان معاویه بود) زنى علویه (شیعه) و از علاقه مندان حضرت امیر(ع) بود. اخبار مربوط به معاویه را مى نوشت و در افسار اسب قرار مى داد و آن را به سوى سپاه حضرت على(ع) در منطقه صفین روانه مى کرد و سپاهیان حضرت, آن را به نزد حضرت على(ع) مى بردند.
تقسیم جاسوسان در مناطق
امیرالمومنین على(ع) در نامه اى که به یکى از کارگزاران خود مى نویسد در زمانى که ابن راشد و یارانش از کوفه گریخته بودند مى فرماید:
((…این نامه اى است از بنده خدا امیرالمومنین على(ع) به کسى که نامه من خطاب به او است (یعنى کارگزار من)… اما بعد, عده اى از افراد و نیروهاى ما که از زیر دستان و تابعین حکومت ما بودند, از آنجا گریخته اند و به گمان مى رسد که به سمت شهر بصره رفته باشند, پس درباره آن ها از شهروندان خود تحقیق و پرسش به عمل آور و براى دستگیرى آن ها به تمام نواحى و بخش هاى تحت قلمرو حکومت خود جاسوسانى را گسیل بدار…))
از این نامه برمىآید که وظیفه کارگزاران حکومتى این است که از اخبار تمامى عملیات و حرکت هاى سیاسى و نظامى افراد در حیطه مسوولیت خویش با خبر باشند.
علل کسب خبر توسط حضرت على(ع)
۱) کسب خبر براى نظارت بر مإمورین و کارگزاران
در دستور حضرت على(ع) به مالک اشتر مى بینیم:
((بازرسان مخفى راستگو رابه نزد مردم بفرست تا در پنهانى و به طور مخفیانه در باره آنان نظارت و بازرسى کنند. این کار به جهت انگیزه دادن به آنان است تا در مسوولیت خود به خوبى رعایت امانت را کرده و با زیردستان خود به نرمى رفتار کنند. ))
حضرت على(ع) کسب خبر از کارگزاران را براى حفظ خود آنان از لغزش ها, امرى لازم بر مى شمارد. همچنین از نامه هاى حضرت على(ع) بر مىآید که حضرت على(ع) کارگزاران خود را به نحو شایسته اى کنترل مى کرده است, تا جایى که مهمانى ها, خرید و فروش هاى آنان در بازار, استفاده از نوع لباس, آمد و شدها و نشست و بر خاست هاى آنان را کنترل مى کرده است. نامه ایشان به اشعت بن قیس, کارگزار ایشان در آذربایجان, نامه ایشان به نعمان عجلان, کارگزار وى در بحرین, نامه به عبدالله بن عباس, کارگزار ایشان در بصره و نامه ایشان به عثمان بن حنیف انصارى در بصره و… همه نشان از زیرکى و احاطه اطلاعاتى حضرت درباره کارگزاران است. نامه ایشان به عثمان بن حنیف در بصره نشان از احاطه کامل اطلاعاتى آن بزرگوار بر کارگزار خویش دارد.
((اما پس از حمد و درود بر پیامبر اسلام(ص) اى پسر حنیف, به من خبر رسیده است که یکى از جوانان بصره تو را به طعام دعوت کرده است و به سوى آن شتابان و با عجله رفته اى و خورشت رنگارنگ گوارا و لذیذ براى تو آورده اند, پس بنگر به آن غذایى که دندان هایت را بر آن فشرده اى و آن را مى جوى و…))
۲) کسب خبر براى حفظ بیت المال
همچنان که در تاریخ آمده, اهمیت حفظ بیت المال از سوى حضرت على(ع) بیش از هر چیزى بوده است.
حضرت على(ع) در یکى از نامه هاى عبرتآمیز خود به مصقله فرزند هبیره, کارگزار ایشان در ناحیه خره مى نویسند:
((اما بعد درباره کار تو به من خبر داده اند و براى من بسیار سنگین و گران است که باور کنم تو بیت المال مسلمین را میان مردم تقسیم کرده و از بیت المال به چاپلوسان و دروغ گویان از جمله شاعران بخشیده اى, قسم به کسى که دانه را در زمین شکافت و جانداران را آفرید من در ارتباط به این موضوع بررسى کامل را به عمل خواهم آورد و راجع به آن تحقیق خواهم کرد. و چنانچه این موضوع حقیقت داشته باشد, مطمئن باش که تو را به خاک ذلت خواهم نشاند))
۳) کسب خبر براى حفظ آمادگى
حرکت خصمانه و تهدید دایم دشمن براى صلح و امنیت عمومى, هوشیارى و احتیاط دائم حکومت اسلامى را ایجاب مى کند. براى هوشیارى و خوب عمل کردن در مقابل دشمن, اطلاع از برنامه آنان امرى لازم و ضرورى است.
حضرت على(ع) در نامه اى به عامل خود در مکه مى نویسد که آماده و مهیا براى مقابله با شبیخون هاى معاویه که در موسم حج رو به سوى مکه نموده بشود تا مبادا با ورود او غافلگیر شده و بدون آمادگى قبلى شکست خورد, مى فرماید:
((جاسوس من در مغرب با نامه اى مرا آگاه کرده است که مردمى از دیار شام به مکه گسیل شده اند و…))
در نوشته منور بالا مشخص است که آن بزرگوار براى حفظ حکومت خود و کارگزارانش افرادى را جهت کسب خبر در تمامى مناطق داشته است.
نقش زنان در جاسوسى و عملیات اطلاعاتى در زمان حضرت على(ع)
زنان زمان حضرت على(ع) همانند عصر پیامبر(ص) براى احیاى اسلام فداکارى زیادى انجام دادند. بعضى از آنان در زمان امامان معصوم(علیهم السلام) فرزندان و شوهران خود را روانه جنگ مى کردند. و خود در پشت جبهه هاى نبرد علیه دشمن به انجام کارهاى مربوط به رزمندگان مى پرداختند. شیعیان على(ع) نیز به تبعیت از فرمان حضرت رسول(ص) و گردن نهادن به امر ولایت در حمایت از حضرت على(ع) کمک شایانى را انجام دادند. ام سلمه, ام الفضل دختر حارث, همسر هیثم بن اسود العریان, اسمإ دختر حارث و مادر محمدبن ابى بکر و… کسانى بودند که در زمان بحران و سختى ها به کمک حضرت على(ع) شتافتند و از وقایع اتفاقیه گزارش نمودند. نمونه هایى را دراینجا مىآوریم:

۱) زمانى که عده اى براى کشتن حضرت على(ع) متحد شده بودند و علیه حضرت(ع) هواى توطئه در سر داشتند, اسمإ دختر عمیس, مادر محمدبن ابى بکر, خادمه اش را به خدمت حضرت زهرا(س) فرستاد و به او چنین گفت:

((به خدمت حضرت فاطمه(س) برو و سلام مرا به او برسان و زمانى که به درب خانه او رسیدى آیه ۲۰ سوره قصص را بخوان ((عده اى هستند که مى خواهند علیه تو توطئه کنند و تو را بکشند پس از خانه خارج شو که من تو را نصیحت کننده اى بیش نیستم.)) پس اگر حضرت زهرا(س) متوجه شد برگرد و گرنه دو باره آن را تکرار کن.

پس او حرکت کرده وارد خانه حضرت زهرا(س) گشته و آیه قرآن را براى حضرت زهرا(س) تلاوت کرد. وقتى که خواست از خانه حضرت زهرا(س) خارج شود دوباره همان آیه را تکرار نمود. حضرت على(ع) به خادمه اسمإ چنین فرمود:
((سلام مرا به بانوى خود برسان و به او چنین بگو, ((خداوند عز و جل میان آن ها و آنچه مى خواهند و قصد دارند مانع مى شود.ان شإالله.

۲) ام سلمه که خدایش رحمت کند در نامه اش به حضرت على(ع) مى نویسد:
این نامه اى است به بنده خدا على امیرالمومنین(ع) از ام سلمه دختر ابى امیه, درود و رحمت خدا و برکاتش برتو باد.
اما بعد طلحه و زبیر همراه با عایشه و فرزندانش که فرزندان ناخلف و از رهروان ضلالت و گمراهى اند به همراه فرزند جزار عبدالله بن عامر به شهر بصره رفته اند. آن ها گمان مى کنند که عثمان بن عفان مظلومانه کشته شده است و مى خواهند به خون خواهى او برخیزند. خداوند شما را کفایت کند و تمام بدىها و زشتى ها را بر آنان احاطه گرداند. ان شإالله. به خدا قسم که اگر خداوند گرانقدر و گرامى, زنان را از خارج شدن از خانه هایشان منع نمى کرد, و اگر سفارش پیامبر خدا(ص) به هنگام وفاتش به من نمى بود, مطمئن باش که من همراه با تو به جنگ با آنان مىآمدم, لکن کسى را به سوى تو فرستادم که دوست داشتنى ترین افراد در نزد تو و رسول خدا(ص) است! یعنى فرزندم عمربن ابى سلمه, خدانگهدار(۳)

۳) ام الفضل دختر حارث نامه اى را به این مضمون به حضرت على(ع) نوشت:

به نام خداوند بخشنده مهربان, به بنده خدا امیرالمومنین على(ع) از ام الفضل دختر حارث. اما پس از حمد و ستایش پروردگار عالمیان و درود بر پیامبر آخرین او, بدان که طلحه, زبیر و عایشه از شهر مکه بیرون رفته و عازم بصره شده اند و مردم را یکى یکى براى جنگ با تو دعوت کرده اند و آن هایى که در دل شان بیمارى و مرض جاى گرفته است بى مهابا به آن ها پیوسته اند. دست خدا بالاترین دست ها است. خدانگهدار.
پس از نگارش نامه, آن را به مردى از اهل جهینه داد. او فردى عاقل و معروف و نامش ظفر بود. به وى گفت تا آن را به حضرت(ع) برساند, پس دستور داد به هر منزلى که رسیدى شترى را ذبح کن و براى خوراک خود از آن استفاده کن و هزینه آن با من است. همچنین صد دینار به وى داد تا خرج سفرش کند.
روش هاى انتقال اطلاعات در زمان حضرت على(ع)
۱) انتقال اطلاعات به صورت شفاهى
روش هاى انتقال اطلاعات در زمان آن حضرت از طریق انتقال شفاهى و نامه نگارى و پیک و گزارش هاى رمزى بوده است.
در نبرد صفین آمده است: حضرت على(ع) گروهى را فرستاد تا عناصر و نیروهاى معاویه را بازداشت کنند, معاویه تا این خبر را شنید ضحاک بن قیس فهرى را با گروهى به سراغ آنان فرستاد تا آن ها را از بین ببرند, پس جاسوسان حضرت على(ع) برگشتند و اخبارى را که اتفاق افتاده بود براى ایشان به تفصیل گزارش دادند.
۲) انتقال اطلاعات از طریق نامه نگارى
یکى از راههاى انتقال اطلاعات, روش نامه نگارى است که در زمان حضرت(ع) بسیار مرسوم بوده است ((…به همراه معاویه مردى بود حمیرى به نام حصین بن مالک که در دستگاه معاویه آمد و شد داشت… او به حضرت على(ع) از طریق نامه نگارى و مکاتبه کارهاى زشت و خلاف شئونات را گزارش مى داد)).
۳) انتقال اطلاعات از طریق پیک و فرستاده
گاهى هم انتقال اطلاعات به وسیله پیک و پیغام رسان مورد اطمینان صورت مى گرفت. امیرالمومنین(ع) در سفارش خود به زیاد بن نضر و شریح بن هانى به هنگامى که آن ها را به عنوان فرماندهان تیم اطلاعاتى خود به صفین فرستاد, چنین فرمود:
((…اما خبرهایى از شما هر روز به وسیله پیکى که با شما فرستاده بودم به دست من مى رسد…))
۴) بیان وانتقال اطلاعات به رمز

مانند آنچه در مورد پیغام رساندن خادمه اسمإ دختر عمیس مادر محمدبن ابى بکر که به خدمت حضرت زهرا(س) رسیده بود و با قرائت آیه قرآن مطلب خود را به رمز به سمع حضرت رساند.

آنچه از نظر گذشت تنها گوشه اى از زندگى سیاسى, اجتماعى و نظامى حضرت على(ع) در دوران کوتاه حکومت بوده است, آن هم گوشه اى از شگردهاى مربوط به جمعآورى اخبار از دشمن و حفظ اطلاعات. مقصود ما از بیان مطالب بالا ایجاد حساسیت در برادران و خواهران مسلمان, و رسیدن به مرحله اى از آگاهى و آمادگى براى توجه به آنچه در اطراف مى گذرد, بوده است.

۱٫ در این نوشتار از کتاب هاى زندگانى امیرالمومنین نوشته دکتر سید جعفر شهیدى و میقات, ویژه نامه بسیج استفاده شده است.
۲٫ تاریخ طبرى, ج ۵ ص ۱۴۱٫
۳٫ کتاب الفتوح, ج ۲ ص ۲۸۲

رازداری و حفظ اسرار نظامی:
در هر جنگ اطلاع از موقعیت جغرافیایی ، وضعیت قرارگاهها، شمار نیروها و محل استقرار بسیار ارزشمند است.بنابراین وظیفه ی یک رزمنده در درجه اول حفظ اسرار نظامی نیروهای خودی و بدست آوردن اطلاعات از وضعیت نیروهای دشمن است. در بررسی جنگ های پیامبر اسلام (ص) با دشمنان به روشنی مشخص می شود که آن حضرت در سپاه خود افراد ورزیده ای به نام «عیون» داشتند که با تاکتیکهای خاص به درون سپاه دشمن می رفتند و از جنبه های گوناگون اطلاعات لازم را بدست آورده و به پیامبر(ص) گزارش می دادند. آن حضرت بر اساس آن اطلاعات، تشکر خود را هماهنگ می کردند. برای حفظ اسرار نظامی باید فکر کنید که دشمن از چه راههایی می تواند از شما اطلاعات کسب کند. ممکن است گروهی از افراد دشمن، با افراد کینه ظاهراً خودی هستند اما وابسته به دشمن اند میان شما نفوذ کنند. هدف این افراد جمع آوری اطلاعات برای دشمن است. به این افراد در اصطلاح «جاسوس» می گوئیم.
افراد جاسوس همه جا هستند. این افراد سعی می کنند خودشان را به شما نزدیک کنند تا از شما اطلاعات بدست آورند. پس اگر در جبهه های جنگ هستید، به افرادی که با شما تماس می گیرند فکر کنید و سعی کنید آنها را بشناسید . گفتیم ستون پنجم همه جا هست و چون کسی آنها را نمی شناسد، براحتی می توانند اخبار اطلاعات نظامی را جمع کرده و با روشهای مختلف برای دشمن بفرستند. مراقب باشید و به سادگی به دیگران اعتماد نکنید. مانند افراد ساده لوح نباشید که دشمن را کوچک می شمارند. افراد ساده لوح اسرار نظامی را برای همه فاش می کنند و دشمن که با هدف خاص با این افراد تماس می گیرد، اطلاعات مورد نظر خود را از آنها کسب می کند. در نتیجه عملیات نیروهای خودی «لو» می رود و ضربه های غیرقابل جبران به نیروهای خودی وارد می شود.
بنابراین:
دشمن را ضعیف تصور نکنید
پرحرفی همیشه بد است و در جنگ بدتر از همیشه . بعضی از افراد بی توجه به اطرافیان و بدون موقع شناسی هر حرفی را به زبان می آورند، برای این افراد زمان و مکان مناسب نیست. اما خطرناک ترین افراد در جنگ کسانی هستند که شخصیت ناسالم دارند. این افراد سعی دارند خود را بیش از آنچه هستند بزرگ جلوه دهند. آنها درکسب اطلاعات کنجکاور هستند زیرا می خواهند به همه بفهمانند که آدم مهمی هستند نو از خیلی چیزها، از جمله اسرار نظامی دست اول، خبردارند. آ» وقت است که شروع به بازگو کردن اسرار نظامی می کنند. جاسوس نیز از این فرصت استفاده می کنند و اطلاعات مورد نیاز خود را بدست می آورد.
در واقع منشأ بیشتر شکستها در هر عملیات، جاسوسی عوامل دشمن است
گفتیم جاسوس اولین وسیله دشمن در کسب اطلاعات است، آیا دشمن و … دیگری هم دارد؟ معمولاً دشمن گشتیهایی به خطوط نیروهای ما می فرستد، یکی از وظایف این گشتیها گرفتن اسیر است. سعی دشمن این است که از اسیران اسرار نظامی را بدست آورد. اگر شما در موقعیتی هستید که احساس می کنید به زودی اسیر می شوید باید هر چیزی را که اطلاعاتی به دشمن می دهد از بین ببرید. در جنگ هایی که طرفین یا یک طرف پای بند اصول انسانی نیستند، با شکنجه های روانی و جسمانی و وعده و وعید دادن سعی در کسب خبر می کنند. اینک به دوستانی از صدر اسلام در مورد اهمیت حفظ اسرار نظامی توجه کنید: در جنگ احزاب خبرهایی از جانب نیروهای سپاه اسلام به پیغمبر اکرم(ص) می رسید. از جمله این خبرها عهدشکنی یهودیان «بنی قرنطیه» بود که پیمان دفاعی خود را با مسلمانان زیر پا نهاده بودند و می خواستند همراه با سایر گروهها و احزاب مخالف پیامبر با مسلمین بجنگند.

این خبر پیامبر(ص) را بسیار نگران کرد ولی برای حفظ روحیه ی مسلمانا این خبر را مخفی نگهداشت و برای اطمینان از درستی خبر، تعدادی از یارانش را برای بررسی به سوی دیار بنی قرنطیه فرساد و به آنان سفارش کرد که این خبر را از سایرین پوشیده دارند. زیرا روحیه سپاه را متزلزل خواهد کرد. یکی از یاران رسول خدا نقل می کند که پیامبر فرمود : «بروید و بنگرید که آنچه برای ما از این قوم خبر آورده اند درست است یا نه ؟ اگر دوست بود آن طوری به من بگویید که فقط من بدانم، زیرا اگر مردم بفهمند و در بین آنها سستی ایجاد می شود. ولی اگر خبردروغ بود و میان ما و ایشان به عهدی که بسته ای وفا می شود، آن را بلند بگویید تا همه بشنوند» یاران رسول خدا چنان کردند و پس از کسب خبر قطعی پیمان شکنی بنی قرنطیه، واقعه را با پیامبر در میان گذاشتند توجه به این داستان، اهمیت حفظ اسرار نظامی را برای ما روشن می کند. در این واقعه رسول خدا

اولاً : به گفته های افراد عادی قانع نشدند و گروهی از افراد قابل اعتماد را برای کسب خبر به سوی بنی قرنطیه فرستادند.
ثانیاً : سفارش کردند که خبر را برای همگان فاش نکنید

ثالثاً : پس از آنکه اطمینان پیدا کردند که خبر درست است برای حفظ روحیه سربازان خبر دست را مخفی کردند
طبقه بندی اطلاعات : اسرار و اطلاعات نظامی فاش شده موجب خسارت و یا شکست می شود و برای دشمن اهمیت دارد. بنابراین باید برای حفظ اطلاعات نظامی اقداماتی کرد. اولین قدم در این زمینه طبقه بندی اطلاعات است. اطلاعاتی که بر اساس اهمیتی که دارند و تهدیدی که در اثر افشای آنها متوجه نیروهای خودی می شود. معمولاً به چهار دسته تقسیم می شوند:

– اطلاعات به کلی سری
سری
خیلی محرمانه
محرمانه
توجه داشته باشید که این تقسیم بندی اطلاعات به ترتیب اهمیت آنها صورت گرفته است. مثلاً برای دشمن اطلاعات سه نسبت به اطلاعات محرمانه اهمیت بیشتری دارد. گاهی تشخیص اینکه کدامیک از اطلاعات نظامی دارای اهمیت بیشتر است برای شما مشکل است. به همین دلیل طبقه بندی اطلاعات توسط افرادی که از موقعیت نیروهای خودی دشمن آگاه هستند صورت می گیرد. باید توجه داشت لزومی ندارد همه افراد به اطلاعات طبقه بندی شده دسترسی داشته باشند زیرا :
هر کس باید اطلاعاتی را در اختیار داشته باشد که به آن نیازمند است. برای دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده مسلماً محدودیتهایی وجود دارد به این محدودیتها در اصطلاح «حیطه بندی» می گویند. رعایت حیطه بندی احتمال افشای اطلاعات را کاهش دهد. زیرا تعداد خاصی را در اختیار دارند بسیار کم است. همچنین جاسوسان نیز امکان دسترسی به اطلاعات را نخواهند داشت.
حیطه بندی یکی از اصول مهم و مؤثر در حفظ اطلاعات است.
حال به بعضی از اصول حفاظتی توجه کنید و آنها را به یاد بسپارید.
– از بازگو کردن اطلاعات برای دیگران خودداری کنید
– از کنجکاوی به منظور کشف اطلاعاتی که در حیطه شما نیست خودداری کنید – اگر دوستان شما اسرار نظامی را برای سایرین بازگو می کنند، آنها را به رعایت اصول حفاظتی توصیه کنید.
– اگر دریافتید که اطلاعاتی بر خلاف اصول حیطه بندی فاش شده است به فرماندهان خود اطلاع دهید.
حفاظت اسناد:

برای حفظ اسرار نظامی و مقابله با فعالیت های جاسوسی دشمن باید از اسناد اطلاعاتی محافظت کنید.
سند اطلاعاتی بسیار است . از هر شیئی که به نحوی بازگو کننده اطلاعات طبقه بندی شده باشند.
این اسناد می تواند یک برگ گزارش عملیاتی یا حتی یک حلقه فیلم باشد. اما آنچه اینجا بیشترمورد نظر است، اسناد مکتوبی است که در بردارنده اسرار نظامی است و می تواند در مورد بهره برداری دشمن قرار گیرد. مثلاً یک نقشه عملیات اگر بدست دشمن نیفتد می تواند خسارت جبران ناپذیری بدنبال داشته باشد. همچنین یک قطعه کارت شناسایی می تواند مورد استفاده دشمن قرار گیرد.

این کارت شناسایی که در زمان جنگ بدست نیروهای رزمنده افتاده است، حاوی اطلاعاتی از موقعیت یک سرباز دشمن می باشد. این کارت می تواند اطلاعات زیادی در مورد فرد دشمن، یگانی که او در آنجا خدمت می کند و همچنین موقعیتی که نیروهای آن یگان در آن جا می باشند ارائه کند. پس یک رزمنده باید بکوشد تا کارت شناسایی خود را گم نکند.

اگر در مناطق جنگی کارت شناسایی از دشمن یا از نیروهای خودی پیدا کردیم باید به قسمتی به نام حفاظت اطلاعات مراجعه کرده و موضوع را با آنها در میان بگذاریم. در هر سازمان نظامی تشکیلاتی به نام «حفاظت اطلاعات» وجود دارد. در بعضی از موارد شما موظفید به مراجع حفاظتی مراجعه کرده و موضوع را با آنها در میان بگذارید. بعضی از این موارد عبارتند از :

– هنگامی که به افراد مشکوکی برخورد کردید که جهت کسب اسرار نظامی کنجکاوی می کنند.
– اگر کارت شناسایی خود را گم کردید

– اگر با عوامل دشمن مثل ستون پنجم برخورد کردید
– اگر با افرادی که شایعه پراکنی می کنند برخورد کردید
– در همه این موارد وظیفه ی شما این است که موضوع را به اطلاع مراجع حفاظتی برسانید. هدف از این کار جلوگیری از بروز خسارت به نیروهای خودی است.
پرسش
۱ – تعیین اهمیت اطلاعات نظامی به عهده ی چه کسانی است؟
اهمیت وظیفه بندی اطلاعات نظامی توسط افرادی که از موقعیت نیروهای خودی و دشمن آگاه هستند صورت می گیرد.
۲ – این اصل «اصطلاح» چه نامیده می شود؟ «هر کس باید فقط اطلاعاتی را در اختیار اشته باشد که به آن نیازمند است».
اصل طبقه بندی لازم به تذکر است که برای دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده مسلماً محدودیت هایی وجود دارد. به این محدودیت ها در اصطلاح حفاظتی «حیطه بندی» گفته می شود.
۳ – چه هنگام به تشکیلات «حفاظت اطلاعات» مراجعه می کنید؟
در بعضی از موارد شما موظفید به مراجع حفاظتی مراجعه کرده و موضوع را با آنها در میان بگذارید . بعضی از این موارد عبارتند از :
الف.هنگامی که به افراد مشکوکی برخورد کردید که جهت کسب اسرار نظامی کنجکاوی می کنند.
ب – کارت شناسایی خود را گم کرده اید
ج – اگر با عوامل دشمن مثل ستون پنجم برخورد کردید
د) اگر با افرادی که شایعه پراکنی می کنند برخورد کردید
۴ – رعایت اصل طبقه بندی چه نام دارد؟
رعایت اصل طبقه بندی احتمال افشای اطلاعات را کاهش می دهد. بدین صورت که از افشا شدن اسرار واطلاعات نظامی که موجب بروز خسارت با شکست می گردد و برای دشمن اهمیت دارد، جلوگیری می کند. زیرا تعداد افرادی که اطلاعات خاصی را در اختیار دارند بسیار کم است.

۵ – «عیون» به چه کسانی گفته می شود؟
در بررسی جنگ های پیامبر اسلام با دشمنان به روشی مشخص می شود که حضرت در سپاه خود افراد ورزیده ای به نام «عیون» داشتند که با تاکتیهای خاص به درون سپاه دشمن می رفتند و از جنبه های گوناگون اطلاعات لازم را بدست آورده و به پیامبر گزارش می دادند. آن حضرت بر اساس آن اطلاعات لشکر خود را هماهنگ می کردند
جمع آوری و حفاظت اطلاعات یک بحث مهم بوده که از اول خلقت انسان همواره در زندگی
شخصی و اجتماعی انسان ها تاثیر گذار بوده است .به گونه ای که در بسیاری از موارد افراد

زیادی جان،مال و حتی موقعیت خود را به سبب رعایت نکردن مسائل حفاظتی و اطلاعاتی از
دست داده اند .و در بسیاری از موارد افرادی بوده اند که به سبب رعایت کردن نکات ایمنی و
امنیتی و حفاظتی توانسته اند خود را از افتادن در مهلکه نجات دهند.
با نگاهی عمیق و دقیق در آیات قران و سیره پیامبران الهی می توان نکات ارزشمندی در رابطه با
حفاظت اطلاعات را مشاهده نمود .