چکیده

ایران با پیشینهاي کهن در فرهنگ و هنر معماري است. شهرها حاصل تجربههایی است که از معماري گذشتهي این سرزمین به ما رسیدهاست و بر ماست که این ارزشها را حمایت و حفظ کنیم. افزایش ارتباط جهانی از طریق رسانهها در همهي زمینهها ورود معماري
غربی را به همراه داشته است. روند معماري تابعامروزه دوران مدرنیته و جریانهاي اقتصادي به سمت ساخت و سازهاي دوران مدرن
معماري غربی به پیش میرود. اکثر بناهاي جدید بدون ارتباط و ناهماهنگ با بوم خود ایجاد شدهاند. لذا نباید به سادگی پذیراي یک
معماري وارداتی با سبک بودغربی و باید کوشید تا فرهنگ بومی را در روند ناگریز مدرنیزاسیون وارد کرد که یکی از راهحلها اتخاذ

رویکرد طراحی زمینهگرا و همچنین بالا بردن سطح فرهنگی افکار عمومی جامعه است تا ارزشها و فرهنگ غنی و اصیل ایرانی را به ایشان

یادآوريروش پژوهشکرد. حاضر از نظر هدف کاربردي و توصیفی- تحلیلی میباشد. مطالعات نمونهي موردي شهر ساري با برداشتهاي

محلی مبتنی بر روش مشاهدهي توام با تبادل نظر۱ انجام گرفت. پیروي از نمادها و اصول معماري بومیمخاطبکهبا طرحوارههاي ذهنی منطبق است به مثابه عامل تاثیر گذار فرآیند ادراك میتواند بر حفظ هویت و تداوم تاریخی تاثیر مطلوب داشته باشد.

کلمات کلیدي: هویت شهري، طراحی شهري زمینهگرا، معماري بومی، شهر ساري

مقدمه

در جریان مدرنیته اکثر بناهاي جدید بدون تبعیت از زمینه شکل گرفتهاند. این ساخت و سازها در شهر، به عوامل متعددي مرتبط میباشد. یکی از ایننبودعوامل راهنماي طراحی شهري و الگوهایی که بتوان از آن تبعیت کرد است که چهرهي ناهماهنگ و آشفتهاي را به شهر بخشیدهاست. زمینههاي کیفی مانند کیفیتهاي بصري، معماري و منظر شهري که به نوعی معرفی هویت و شخصیت محلی است، همراه با زمینههایی مانند حس مکان و ادراك محیط، موجب پایداري ارزشهاي محیطی میگردد. از آنجا که بروز کیفیات طراحیشهري در محیط و فضاي شهري نیازمند ضابطه، دستورالعمل و مبانی خاص خود میباشد، استفاده از تئوريها و مبانی نظري طراحیشهري براي نیل به هدف مذکور، اجتنابناپذیر مینماید. رویکرد طراحی زمینهگرا اهداف پژوهش (حفظ و تقویت هویت و تداوم تاریخی) را میسر میسازد که در ادامه به آن پرداخته میشود.

-۱ حفظ و تقویت هویت با طراحی شهري زمینهگرا

هویت۲ یکی از معیاري اصلی و مورد توجه طراحی شهري و نوشتار حاضر میباشد. انسان حتی با یک شیء، رویداد و فضا »احساس این همانی« کرده، آن را بخشی از ” من”خود یا “ما”ي جمعی که بهآن تعلق دارد میپندارد. امکان بازشناسی خاطرات، و پاسخگوئی به انتظارات شهروندان از یک فضا، خاصیتی را میطلبد که به آن هویت میگوئیمبذم . در فرهنگ لغات انگلیسی اکسفورد واژه لاتین yصطصغک۲ع از لفظ کهصطصغک۲عریشه گرفته استح این واژه داراي دو معناي اصلی و متمایز “تشابه مطلق” و “متفاوت” میباشد.[۲]

منظور از کلمه هویت در فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی اشاره به ذات و تشخص و این همانی موجودات است. واژه عربی هویت داراي کاربرد فلسفی است که عبارت است از دو چیز که با هم در وجود وحقیقت یکی باشند هر چند که داراي بعضی وجوه افتراق باشند.[۳]

خاصیتی که توسط مقیاس یک پدیده طبیعی یا تصویري از گونههاي مشابه آن که در ذهن نقش بسته است، پدید میآید. حافظهي جمعی و خاطرات جامعه نقش مهمی در این تطابق ذهنی که تشخیص هویت نامیده میشود، ایفا میکند .[۴] مکان به دو گونه با هویت ارتباط مییابد. نخست در تعیین هویت مکان، که مربوط به تعیین هویت شخص بوسیلهء توصیف مکان است، که بخشی از هویت اجتماعیست.

دومین حالت، هویت مکان است، که بهعنوان وجه خاصی از هویت، با هویت اجتماعی قابل قیاس است بزم. معیارهایی چون توجه به زمینه و فرهنگ بومی، توجه به طبیعت و آثار زیست محیطی، مقیاس انسانی و کیفیات بصري، انعطاف پذیري، توجه به قلمروهاي عمومی، ایجاد

ککأشطغلاطکص yکهطأک ئهغپطصههطککتق ح ۱ yصطصغک۲ع ح۲

شکل:۱ خانهها در میدان کاتدرال، استراسبورگ، فرانسه،
فضاهاي غیرقابل دفاع میتوانند کیفیت محتوایی یک طرح شهري را مورد ارزیابی قرار دهند. علاوه بر آن، معیارهاي رویهاي از جمله میزان مشارکت مردم، نظارت و اختیار و سایر معیارهاي تاثیرگذار بر روند تهیه و اجراي طرح نیز در جهت سنجش ابعاد گوناگون طراحیشهري یعنی چگونگی بهکارگیري ارزشها و هنجارها در جهت ایجاد ساختار پایدار شهر و عملکرد اجتماعی فضاي شهري کاربرد وسیعی خواهند داشت. طراحی با توجه به اصالت »مکان« براساس نظریهي بنتلی در کتاب محیطهاي پاسخگو، به طیف وسیعی از تفکرات طراحی پاسخ میدهد. بنتلی به معیارهایی چون نفوذپذیري، انعطاف پذیري، سهولت امکان انتخاب، تنوع، خوانایی، تجارب احساسی مبتنی بر آشنایی با مکان و کیفیات بصري تاکید دارد.[۶] تیبالدز میگوید قبل و (بیش) از ساختمان، به فضا/مکان اهمیت دهید. او در ساخت مکان به زمینه و تاریخ، ایجاد محیطی خوانا و قابل درك، مقیاس انسانی، و تشویق به حرکت انتخابی پیاده اشاره دارد ب،م. ارزشهاي مودون١ در ساخت مکان در سه اصل توجه به زمینه، تغییر تدریجی در مقیاسهاي مختلف، و تداوم ساختار فضایی موجود تجلی مییابد بنم.
»کمیسیون معماري و محیط مصنوع« در بخشی از جزوهي منتشرهي خود »به کمک طراحی«، اصول و شیوههایی را براي ایجاد مکانی با هویت خاص خود به مفهوم کاراکتر و شخصیت آن مکان، مطرح نمودهاند که برخی از موارد مرتبط با نوشتار حاضر به شرح زیر مورد نظر خواهد بود:

– پاسخگویی به آرایش موجود بناها، خیابانها و فضاها ارتباط بناهاي مجاور با هم را تضمین میکند و نیز ارتباط میان خیابان را تامین کرده و فضاهاي مکمل ایجاد میکند.

– هماهنگی بناهاي موجود با توسعهي جدید، قطعات با عرض کم، در نظر گرفتن تاریخ و عملکرد یک ناحیه.

– پاسخگویی به فرم بناهاي محلی و الگوهاي توسعه در طراحی ساخت و سازها و آرایش٢ دقیق و با جزئیات، به تقویت حس مکان کمک میکند.

– استفاده از مصالح محلی، روشهاي ساخت و جزییات عامل عمدهاي در تقویت تشخص محلی است(توجه به مقیاس، رنگ، بافت).
مقیاس، توده و ارتفاع توسعهي پیشنهادي میبایست در ارتباط با بناهاي مجاور در نظر گرفتهشودبکم.

معماري و طراحیشهري زمینهگرا نه تاکید بر تقلید دارد و نه مانع نوآوري و خلاقیت است. پیام آن ضرورت توجه به محیط کالبدي پیرامون اثر است و نشان میدهد که این توجه میتواند هم بر خود اثر معماري و هم براي زمینه عاملی مثبت و تقویتکننده باشد. معماري و طراحیشهري زمینهگرا تلاشی براي نشان دادن توان ایجاد محیط مطلوب بصري در مقیاسی کلانتر از معماري. در این میان طراح هنرمند با آفرینش اثري جدید در فضاي شهري موجود، میتواند نقش تعیین کنندهاي در توجه به زمینه ایفا کند. همین امر، بار مسئولیت او را در قبال محیط شهري پیرامون افزایش میدهد. معماري زمینهگرا خواستار حفظ وضع موجود نبوده و مشوق حفظ و مومیایی کردن شهرهاي قدیمی نیز نمیباشد. هرچند ممکن است در مواردي این امر مطلوب باشد.

-۱-۱ نمونهي معماري زمینهگرا، ساختمانهاي قـدیمی بـا

سبکهاي منطقهاي ش

خانهها: تاثیر اولیهي انسجام بصري میان این خانهها، عدم تشابه واقعی آنها را از دیده پنهان میدارد. دو ساختمان سمت چپ سبک نیمه چوبی قرون وسطایی خود را حفظ کردهاند. دو ساختمان دیگر به صورت نماي واحدي مرمت شده و تنها آرایههاي قدیم پیرامون پنجره، بهصورت یک چهارچوب رنگ شده حفظ شده است که یادآور سبک نیمه چوبی آن است. سپس یک خانه کوچکتر ایتالیایی با کرکرههاي چوبی و پنجرهي سنتوري زیر اطاق شیروانی قرار گرفته است. مجموعه با نماي افقی طویل یک ساختمان بسیار حجیمتر که با نماهاي باریک و بلند ساختمانهاي مجاور کاملا مغایر
است، پایان مییابد.علاوه براین خطوط افقی نماي این ساختمان به- مأخذ: برولین،۱۳۸۶، .۳۵ ش
طور ناگهانی با پنجرههاي ساختمان باریک مجاور برخورد میکند، به-
طوري که سه طبقهي اصلی این ساختمان در کنار چهار طبقهي ساختمان مجاور قرار میگیرد.
دلایل اصلی این موفقیت دو مهم است: پشت بامها و ریتم طبقهي همکف، انواع مختلف پنجره، رنگهاي متنوع، ارتفاعهاي مختلف بنا و سبکهاي گوناگون تزیینات در بین دو لایه نسبتن همگونتر، همانند محتویات یک ساندویچ قرار گرفته اند. بامهاي سنگی با شیب تند و پنجرههاي باز در سطح آن و فرم رواق نسبتا متداومی در طبقه همکف.

غپ۲أپق حک شصأپyهع ذ

۲