حق فرزند
«واما حق ولدك فتعلم انه منك و مضاف اليك في عاجل الدنيا بخيره و شره و انك مسئول عما وليته من الادب والدلاله علي ربه و المعونه له علي طاعته فيك و في نفسه فمثاب علي ذلك و معاقب، فاعمل في امره عمل المتزين بحسن اثره عليه في عاجل الدنيا، المعذر الي ربه فيما بينك و بينه بحسن القيام عليه والاخذ له منه، وله قوه الا بالله».

«و اما حق فرزندت اين است كه بداني او از تو و وابسته به تو است در زندگي دنيا، و خير و شرش با تو است و تو مسئوليت سرپرستي او را از حسن تربيت و راهنمايي او بر خداي عز و جل و كمك او بر طاعت و فرمانبرداري خدا در مورد تو و در مورد خودش، به عهده داري. سپس در صورت انجام اين مسئوليت، ثواب مي بري و در صورت كوتاهي، كيفر مي شوي. پس درباره او به گونه اي نيك عمل كن كه خوبي اثر او در دنيا مشهود، و در پيشگاه پروردگار عذري بين تو و او باشد به سبب سرپرستي خوبي كه از او كردي و نتيجه اي كه از او گرفتني، و كمكي جز از ناحيه او نيست».

نكاتي را كه حضرت سجاد(ع) در اين قسمت از حقوق درباره فرزندان تذكر و يادآوري مي فرمايند عبارتند از:
۱- پدر فراموش نكند كه فرزند از او و وابسته به او است و در دنيا خير و شرش نيز مربوط به پدر است.
۲- مسئوليت ادب و حسن تعليم و تربيت و راهنمايي او به سوي اطاعت خداوند نيز مربوط به پدر است.
۳- نسبت به آثار عمل درباره فرزند نبايد غفلت ورزد كه درمقابل خوبي، ثواب و درمقابل بدي، كيفر خواهد ديد.
۴- به گونه اي در رشد و كمال او بكوشد كه هم در مقابل فرزند و هم در پيشگاه خداوند داراي عذ موجه باشد.

امام(ع) در موضوعات قبل، حق پدر و مادر را بيان فرمودند و نوع وظيفه اي را كه فرزند در مقابل آنها داشت بيان كردند. اينكه به عنوان حق متقابل، راجع به حقوق فرزندان كه به عهده پدران و مادران است مطالب فوق را بيان كردند.
شكي نيست كه اساس شالوده شخصيت فرزندان از زماني پي ريزي مي شود كه يك زن و مرد طبق سنت آفرينش پيمان زناشويي مي بندند و مي دانند كه ميوه درخت وجود آنان فرزنداني هستند كه از آنها به دنيا مي آيندو تحويل جامعه مي شوند. يك سلسله از پايه هاي شخصيت فرزندان مربوط به صفات و سجايايي است كه از پدر و مادر به عنوان وراثت «ژنتيك» به فرزندان منتقل مي شود و در واقع فرزندان، آيينه تمام نماي روحيات پدران و مادران هستند. البته اينها صفات موروثي هستند كه طبق قانون خلفت، نسل بعد،وراثت نسل قبل مي شود واين قانوني است عمومي در نباتات و حيوانات و انسانها، و اين خود بحث مفصلي است كه نياز به بررسي مفصل تر دارد و در اين بحث فشرده جاي آن نيست.

اما از زماني كه كودك به امر و فرمان خداوند وارد فرودگاه عالم ماده و دنيا مي شود، دين مقدس اسلام وظائف مهم و سنگيني را به عهده پدر و مادر قرار مي دهد كه آنها در درجه اول بايد اين مسئوليتها را شناخته و در درجه دوم توفيق عمل به آن وظائف را از پيشگاه خداوند طلب نمايند. اكنون به طور فشرده و اختصار به آن وظائف اشاره مي نماييم.

پدران و مادران براي نيل به سعادت و تامين كمال لايق فرزندان از نظر تربيت بايد به دو اصل توجه نمايند:‌اول؛ احياء استعدادهاي مفيد، و دوم؛ اماته و از بين بردن تمايلات مضر و زمينه هاي نادرست. مربي لايق كسي است كه تمام قابليت هاي دروني و استعدادهاي نهاني كودك را با مراقبت هاي علمي و عملي تدريجا پرورش داده و از حالت قوه به فعليت و بروز برساند واز طرف ديگر زمينه هاي نامطلوبي را كه از پدر و مادر يا آباء گذشته به ارث برده سركوب نموده و آن زمينه ها را از بين ببرد.

حضرت صادق(ع) فرموده است:
«و يجب للولد علي والده ثلاث خصال: اختياره لوالدته، و تحسين اسمه.، والمبالغه في تاديبه».
در اين حديث امام صادق(ع) مراقبت شديد پدران را در تربيت فرزندان، از حقوق واجب آنان دانسته است.
امام سجاد(ع) در دعا براي فرزندان در صحيفه سجاديه مي فرمايد:
«وأعني علي تربيتهم و تأديبهم و برهم».
بار خدايا! مرا در تربيت و تأديب فرزندانم و نيكي بر آنها ياري و مدد فرما.
با اين جملات معلوم مي شود كه كار پرورش كه كار پرورش و تربيت فرزندان بسيار مشكل، و هر انساني بايد توفيق انجام آن را از خداوند بزرگ بخواهد.

حقوق فرزندان
از زماني كه فرزند، ديده به جهان باز مي كند حقوقي را بر پدر و مادر پيدا مي كند كه اولين آنها موضوع انتخاب اسم و نامگذاري فرزند است كه در روايات زيادي بر اين برنامه تاكيد فراوان شده كه به برخي از آن روايات اشاره مي كنيم:
«قال النبي(ع) من خلق الولد علي الوالد أن يحسن اسمه و يحسن أدبه».
رسول اكرم فرموده است:‌از حقوقي كه فرزندان به پدر و مادر دارند اين است كه نام خوبي براي اوتعيين كنند و به نيكي ادبش نمايند.
«عن النبي(ع) قال: سموا أولادكم أسماء الانبياء، و احسن الاسماء عبدالله و عبدالرحمن».

از پيامبر اكرم نقل شده كه فرمودند:‌فرزندانتان را به نامهاي پيامبران نام گذاري كنيد و بهترين اسمها عبدالله و عبدالرحمن است.
«عن النبي(ع) قال:‌من حق الولد علي والده ثلاثه: يحسن اسمه و يعلمه الكتابه و يزوجه إذا بلغ».
پيامبر فرمود: از حقوقي كه فرزندان بر پدر خود دارند سه چيز است:‌ نام خوب، آموختن خط و سواد، وازدواج هنگام بلوغ.
در اين حديث به علاوه سواد و ازدواج، به نام زيبا نيز اشاره شده است.
علي(ع) در حكمت نهج البلاغه پيرامون حق فرزند بر پدر چنين مي فرمايد:
«و حق الولد علي الوالد أن يحسن اسمه، و يحسن أدبه و يعلمه القرآن».

حق فرزند بر پدر آن است كه نام نيكو براي او انتخاب كند و به آداب نيكوي اسلامي او را ادب نمايد وبه او قرآن كريم را تعليم نمايد.
در اين حديث هم، مسئله انتخاب نام مطرح شده است.
رسول اكرم اسم بد افراد و همچنين اسم بد مكانها را به نامها و اسامي خوب تغيير مي داد و شخصي را كه از نام بدش رنج مي برد، از عقده حقرات خلاص مي كرد. به نمونه هاي زير در اين باره توجه مي كنيم:

«عن جعفربن محمد عن أبيه (ع):‌ إن رسول الله كان يغير الأسماء القبيحه في الرجال و البلدان».
امام صادق(ع) از پدرش از رسول خدا نقل مي كند كه پيامبر، اسماء‌ قبيح مردم و شهرها را تغيير مي داد.
«و عن ابن عمر أن ابنه لعمر كانت يقال لها عاصبه، فسماها رسول الله(ع) جميله».

عمر دختري داشت كه نامش را «عاصيه» يعني گناهكار گزارده بود، و رسول اكرم آن اسم را تغيير داد و او را «جميله» يعني زيبا، نامگذاري كرد.
«عن أبي رافع أن زينب بنت أم السلمه كان اسمها بره، فقيل: تزكي نفسها. فسماها رسول صلي الله عليه و آله زينب».
زينب- دختر ام السلمه- اسمش «بره» بود يعني نيكوكار. از اين كلمه استشمام خودستايي و خودپسندي مي شد و كساني درباره آن زن مي گفتند با اين اسم مي خواهد ادعاي پاكي نمايد. براي اين كه مورد تحقير و بي احترامي مردم واقع نشود رسول اكرم اسم او را «زينب» تغيير داد.
«عن أحمدبين هيثم عن الرضا(ع) قال: قلت لم:‌ لم يسمي العرب أولادهم بكلب و فهد و نمر و اشباه ذلك؟ قال: كانت العرب اصحاب حرب و كانت تهول علي العدو بأسماء‌اولادهم».

احمدبن هيثم از امام رضا(ع) سوال كرد:‌چرا اعراب، فرزندان خود را به نامهاي سگ، يوزپلنگ و نظائر آنها نامگذاي مي كردند؟ حضرت در جواب فرمود: عربها مردان جنگ و نبرد بودند. اين اسمها را روي فرزندان خود مي گذارند تا وقت صدا زدن، در دل دشمن ايجاد هول و هراس نمايند.
نام زشت، عامل تحقير و سرزنش
نام يكي از روساي عشاير عرب «جاريه» بود. أقرب الموارد در معناي جاريه مي گويد:‌ «الحيه من جنس الأفعلي» جاريه يك نوع ماري است از جنس افعي. «جاريه» مردي قوي و صريح اللهجه بود. او و كسانش از حكومت ظالمانه معاويه ناراضي بودند و در دل، نسبت بوي دشمني داشتند و معاويه اين موضوع را احساس كرده بود. تصميم گرفت در محضر مردم به او توهين كند و نامش را وسيله تمسخر او قرار دهد.

فرصتي پيش آمد و جاريه با معاويه روبرو شد. معاويه به او چنين گفت: «ماكان اهونك علي قومك أن سموك جاريه» چه مقدار تو نزد قوم و قبيله ات پست و ناچيزي كه اسم تو را مار گذارده اند! جاريه بدون تامل گفت:‌ «ما كان اهونك علي قومك إذ سموك معاويه و هي الأنثي من الكلاب» چه مقدار تو نزد قوم و قبيله ات پست و ناچيزي كه اسم تو را معاويه گذارده اند، يعني سگ ماده!

معاويه سخت ناراحت شد و به او گفت:‌ بي مادر، ساكت شو! جواب بداد: من مادر دارم، به خدا قسمت دلهايي كه بعض تو را در خود مي پرورد در سينه هاي ما است. معاويه گفت:‌ «لا أكثرالله في الناس مثلك يا جاريه» معاويه كه سخت شكست خورده بود گفت:‌ خداوند مانند تو را در جامعه زياد نكند.
نمونه دوم: درباره مردي به نام «شريك بن اعور» كه سيد و بزرگ قوم خود بود و همزمان با معاويه زندگي مي كرد. شكل بدي داشت و اسم او شريك بود. شريك، اسم خوبي براي انسان نيست. پدرش را «أعور» مي گفتند و اعور كسي است كه يك چشم او معيوب باشد.
در يكي از روزهاي اوج قدرت معاويه، شريك بن اعور به مجس او وارد شد. معاويه به او گفت: نام تو شريك است وبراي خدا شريكي نيست. تو پسر اعوري، و سالم از اعور بهتر است. صورت بدگلي داري و خوشگل بهتر از بدگل است. چرا قبيله ات تو را به سيادت و آقاي خود برگزيده اند؟!

شريك در جواب گفت: به خدا قسم تو معاويه هستي و معاويه، سگي است كه عوعو مي كند. تو عوعو كردي، نامت را معاويه گذاردند. تو فرزند حربي، و سلم و صلح از حرب بهتر است. تو فرزند صخري، و زمين هموار از سنگلاخ بهتر است. «فكيف صرت أميرالمومنين؟» با اين همه چگونه به مقام زمامداري مسلمين نائل آمدي؟ اين سخنان، معاويه را شكست داد و شريك را قسم داد كه از مجلس من خارج شو.
همانطور كه اندام ناموزون، اعضاء ‌ناقص و شكل نامطبوع منشا احساس حقارت است؛ همچنين اسم بد و لقب بد نيز باعث احساس حقارت است.لذا اسلام توصيه مي كند كه براي فرزندان خود نامهاي زيبا انتخاب كنيد كه در سرنوشت شخصيت آنها بسيار موثر است و روان آنها را از احساس و عقده حقارت مصون مي دارد.

تا اين جا به طور فشرده راجع به يكي از وظائف پدر و مادر درباره انتخاب نام نيك براي فرزندان بحث شد. اكنون درباره دومين وظائف آنها كه امام سجاد(ع) به آن اشاره مي فرمايد:‌ «و إنك مسئول عما وليته من حسن الأدب والدلاله علي ربه» پدر، مسئول حسن تربيت و ادب نمودن فرزند و آشنا نمودن او با خدا است. حال ببينيم در خلال روايات راجع به خوب تربيت كردن فرزند چه دستوراتي داده شده است.

نقش محبت در تربيت فرزند
شكي نيست همان گونه كه فرزند ازنظر جسمي نياز به غذا دارد، از نظر روحي و رواني نيز محتاج به غذا است. غذاي جسم از راه شير مادر و موادغذايي كه خداوند آفريده و متناسب با وضع جسمي و مزاجي او است تامين مي گردد. ولي غذاي روح از آموزشهاي لازم و مراقبت هاي دقيقي است كه پدر و مادر درباره او انجام مي دهند. فرزند هم نياز به غذا دارد و هم نياز به محبت، و محبت، غذاي جاي فرزندان به شمار مي رود. پيامر اكرم(ع) در اين باره فرمودند:
«أحبوالصبيان و ارحموهم، فإذا وعدتمهم ففوا لهم فانهم لايرون إلا أنكم ترزقونهم».

دوست بداريد فرزندانتان را و آنان را مورد ملاطفت و ترحم قرار دهيد، و هرگاه به آنان وعده داديد به وعده خويش وفا نماييد، چون فرزدان درك و پندارشان اين است كه پدران رازق آنها هستند.
در اين حديث به دو موضوع مهم تربيتي اشاره شده است:‌يكي؛ دوست داشتن فرزندان و مهر و رحمت درباره آنان داشتن.دوم؛ نسبت به وعده هايي كه به آنها مي دهند وفادار باشند تا از زمان كودكي، پيمان شكني و خلف وعده در وجود آنان زمينه پيدا نكند.
نشان دادن محبت ، راههايي دارد كه يكي از آنها بوسيدن و نوازش كردن آنان در سنين كودكي است. پيامبر اكرم(ع) فرمودند:
«قبلوا اولادكم، فإن لكم بكل قبله درجه في الجنه ما بين كل درجتين خمسماه عام».

فرزندانتان را ببوسيد، چون در مقابل هر بوسيدن، خداوند درجه اي براي شما قرار داده كه ما بين هر درجه پانصد سال فاصله زماني دارد.
در همين زمينه علي(ع) مي فرمايد:
«قبله الولد رحمه، و قبله المراه شهوه، و قبله الوالدين عباده، و قبله الرجل اخاه دين».
بوسيدن فرزند رحمت است. بوسيدن زن شهوت است. بوسيدن پدر و مادر، عبادت، و بوسيدن مرد، برادر خود را دين است.
اظهار محبت از راه بوسيدن براي غير والدين زمان خاصي دارد. وقتي از آن زمان گذشت، از اين راه ممانعت مي شود. امام صادق(ع) در اين باره مي فرمايد:
«اذا بلغت الجاريه ست سنين فلا تقبلها، والغلام لاتقبله المراه اذا جاوز سبع سنين».

دختر وقتي به سن شش سالگي رسيد، مرد نبايد او را ببوسد، و پسر وقتي به سن هفت سالگي به بالا رسيد زن نبايد او را ببوسد.
پيامبر اكرم حسنين(ع) را دوست داشتند و آنها را مي بوسيدند. روزي مردي به نام «اقرع بن حابس» در نزد رسول خدا بود. حضرت، فرزندان خويش را بوسيدند. آن مردم گفت: من ده پسر دارم و هيچكدام از آنان را نبوسيدام. حضرت فرمودند: اگر خداوند محبت را از قلب تو برداشته چه ارتباطي به من دارد! در اين برخورد مي بينيم رسول اكرم نبوسيدن آن مرد فرزندان خودش را حمل بر بي لطفي و بي عاطفگي و قساوت قلب او مي نمايد.
افراط در محبت
آيين مقدس اسلام در عين اينكه پدران و مادران را موظف مي كند كه نسبت به فرزندان خود محبت بورزند، در عين حال آنها را از زياده روي و افراط در محبت نهي مي نمايد و آثار بد زياده روي در محبت را به آنها گوشزد مي ند. امام قابر(ع در اين باره مي فرمايد:
«عن أبي جعفر(ع) قال: شر الاباء من دعاه الي الافراط؛ و شرالابناء من دعاه التقصير الي العقوق».
بدترين پدران كساني هستندكه در نيكي و محبت نسبت به فرزندان از حد تجاوز كنند و به زياده روي و افراط بگرايند، و بدترين فرزندان كساني هستند كه در اثر تقصير وكوتاهي در انجام وظائف، پدر را از خود ناراضي نمايند.
در اين حديث شريف به بدبختيهايي كه به علت زياده روي در محبت، دامنگير فرزندان مي شود اشاره شده است. زياده روي در محبت نسبت به فرزند موجب خودپسندي فرزند ميگردد و اورا مستبد به راي بارمي آورد.علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «شر الامور الرضا عن النفس» خودپسندي و از خود راضي بودن بدترين حالت رواني است.
دختران، بهترين فرزندان
فرزنداني را كه خداوند به پدر و مادر عنايت مي فرمايد بايد قدر آنها را شناخته و بدانند كه آنها امانت اي الهي هستند و مسئوليت خود را در مقابل آنها شناخته ، در تربيت و كمال آنها بكشوند. در ديدگاه اولياء گرامي اسلام، دختران بيشتر مورد محبت و عطوفت قرار دارند تا پسران. لذا مي بينيم در گفتار رسول اكرم و ساير امامان درباره آنها سفارش زيادتر شده است. به نمونه هاي زير توجه كنيم:

«عن حذيفه اليماني قال: قال رسول الله (ع) :‌خير اولادكم البنات».
حذيفه يماني از رسول اكرم نقل مي كند كه فرمودند: بهترين فرزندان شما دختران شما هستند.
«و عنه(ع) قال:‌البنات حسنات و البنون نعمه، فالحسنات يثاب عليها و النعمه يسال عنها».

امام صادق(ع) فرمودند: دختران، حسنات هستند و پسران، نعمت. بر حسنات، ثواب و پاداش داده مي شود و از نعمت، انسان را مورد سوال قرار مي دهند.
«و بشر النبي(ع) بابنه فنظر في وجوه اصحابه فراي الكراهيه فيهم. فقال: مالكم؟ ريحانه اشمها ورزقها علي الله».
به پيامبر اكرم بشارت داده شد خداوند دختري به شما عنايت كرده. اصحاب از شنيدن چنين خبري چهره در هم كشيده و آثار نارضايتي در صورت آنها پديدار شد. حضرت فرمود: چه شده براي شما اين چنين حالي پيدا كرديد؟! دختر گلي است كه او را مي بويم و روزي او بر خداوند است.

«قال رسول الله(ع) : نعم الولد البنات المخدرات، من كانت عنده واحده جعلها الله سترا له من النار و من كانت عنده اثنتان ادخله الله بهما الجنه و ان كن ثلاثا او مثلهن من الاخوات وضع عنه الجهاد و الصدقه».