حکومت امیرالمومنین علی (ع) و مقایسه آن با سایر خلفا

چکیده: وفا داری علی (ع) به سیره ی پیامبر (ص) در برابر آزاد منشی عمر در قبال سیره رسول خدا از ویژگی های سیاست امام علی (ع) است. علی (ع) وظیفه ی اصلی خویش را تمسک به نص می دانست در این مورد میان قرآن و سنت تفاوتی قایل نبود. او حتی در حرکات ظاهری خود نیز از رسول خدا تقلید می کرد و از اظهار رای در برابر رسول بیزاری می جست. امام علی یکی از وظایف اصلی حاکم جامعه را تعلیم دین به مردم می دانست. بر این اساس می گفت وی پرچم ایمان را در میان مردم استوار کرده و آنان را بر حدود حلال و حرام آگاه نموده است.

کلید واژه: ۱) خلافت ۲) ابوبکر ۳) عثمان ۴) عمر ۵) بیعت ۶) کتاب ۷) سنت و سیره ی پیامبر
فهرست مطالب
مقدمه
علی و مشکلات علمی سیاسی خلیفه اول
علی و مشاوره های سیاسی خلیفه دوم
علی و رفع نیازهای علمی عثمان

علی و استمداد معاویه از آن
مرگ عثمان و حوادث خلافت علی (ع)
روی کار آمدن علی (ع)

حوادث بیعت
دفن عثمان
بیعت کردن کوفه
بیعت کردن یمن
مخالفان علی (ع)

انتخاب علی به رهبری جامعه
نتیجه
منابع و مآخذ

مقدمه
دستگاه قضایی نو بنیاد اسلام را رهبری می کرد. هر وقت این دستگاه با مشکلی رو به رو می شود فورا مساله را به آن حضرت ارجاع می داد و راه حل آن را خواستار می شود. گاهی نیز خود امام بودن آنکه کسی به وی مراجعه کند خلیفه وقت را که متصدی مقام قضاوت نیز بود راهنمایی می کرد و به اشتباه او در صدور حکم واقف می ساخت و با قضاوت های شگفت و قاطع خود موجی از تعجب در اذهان صحابه پیامبر پدید می آورد. هر گاه پای مصالح اسلام و مسلمانان به میان می آمد از هر نوع خدمت و کمک بلکه فداکاری و جانبازی دریغ نمی داشت و با چهره گشاده به استقبال مشکلات می شتافت. اهداف اساسی امام: پایداری اسلام و گسترش آن در جهان، آشنا ساختن امت به معارف و اصول و فروع دین، حفظ

عظمت اسلام در نزد دانشمندان یهود و نسارا گروه گروه برای تحقیق درباره ی این آیین نو ظهور به مدینه می آمدند تا آنچه که راه به روی آن حضرت باز بود و دستگاه خلافت ممانعتی نداشت. امام علی (ع) در طول دوران حکومتش سعی در بوجود آوردن حکومت اسلامی و عدل و عدالتی که پیامبر در سیره و خداوند در کتاب آنها را تایید کرده بود را به اجرا در آورد و در این دوران که هر چند کوتاه بود سعی در تخریب عناصری که خلفا به اسلام وارد کرده بودند و همچنین ایجاد صلح و تعلیم دین اسلام در کل فتوحات و بلاد اسلامی را بر عهده داشت.

امام علی (ع) و مشکلات سیاسی خلیفه اول (ابوبکر)
معرفی های جامع پیامبر گرامی از امیرالمومنین در حضور صحابه و یاران خود سبب شد که علی پس از درگذشت پیامبر مرجع فکری و علمی است شناخته شود. خلفا در مشکلات علمی و عقیدتی و حتی سیاسی دست نیاز به سوی آن حضرت دراز می کردند. استمداد خلفا از امام علی (ع) از مسائل مهم تاریخی است که انبوهی از مدارک قطعی همراه است و هیچ فرد منصفی نمی تواند آن را انکار کنند و علی اعلم است به کتاب و سنت و اصول و فروع و مصالح سیاسی اسلام بود.
علی و مشکلات علمی و سیاسی ابوبکر

تاریخ گواهی می دهد که خلیفه اول در مسائل سیاسی معارف و عقاید تفسیر قرآن و احکام اسلام به علی مراجعه می کرد و از راهنمایی های آن حضرت کاملا بهره می برد. در اینجا نمونه هایی را ذکر می کنیم: ۱) جنگ با رومیان ۲) مسیحی ۳) داروی امام درباره یک مرد شرابخوار
امام علی و مشاوره های سیاسی خلیفه دوم

امام علی (ع) در دوران خلیفه دوم نیز مشاور و گره گشای بسیاری از مشکلات سیاسی علمی و اجتماعی او بود. مواردی که عمر از راهنمایی علی (ع) در مسائل سیاسی استفاده می کرد: ۱) مشورت در فتح ایران ۲) مشورت در فتح بیت المقدس ۳) تعیین مبدا تاریخ اسلام ۴) تنها فرد برای مرجع فتوا
رفع نیازهای علمی عثمان و معاویه

کمک های علمی و فکری امام علی به خلفا به دوران ابوبکر و عمر نبود بلکه وی به عنوان سرپرست و حامی و دلسوز دین و نیازهای علمی سیاسی اسلام و مسلمانان را در دوره های مختلف خلافت بر طرف می کرد از جمله خلیفه سوم پیوسته از افراد بلند و راهنمایی های علی (ع) بهره می برد. معاویه نیز با تمام دشمنی و کینه ای که به امام داشت در مسائل علمی و مشکلات فکری دست نیاز به سوی آن حضرت دراز می کرد و افرادی را به صورت ناشناس به سوی آن حضرت می فرستاد و جواب سوال های خود را می گرفت. نمونه هایی از مراجعه ی خلیفه سوم به علی (ع): ۱) حقوق زن در اسلام و پیوند زناشویی و طلاق و احکام آن ۲) احکام و قرینه های مرد برای رفتن و اعمال حج یا عمره ۳) از عقاید مسلمانان معذب بودن و ناصر پس از مرگ

مواردی که معاویه از علی (ع) استمداد کرده است: ۱) حکم کسی که مدت ها نبش قبر کرده و کفن ها را برده ۲) حکم کسی که فردی را کشته است و مدعی است که او در حالی کشته که با همسر او مداخله کرده ۳) اختلاف در لباس بین دو نفر ۴) مردی با دختری عروسی کرده ولی پدر عروس دختر دیگری به حجله روانه خانه او کرده باشد ۵) سوالاتی که فرمانروایی روم درباره ی کهکشان و قوس و قزح…

خدمات اجتماعی امام علی در دوران سه خلیفه پیشین: ۱) دفاع از حریم عقاید و اصول اسلام در برابر تهاجمات علمی علمای یهود و نسارا و پاسخگویی به سوالات و دفع شبهات آن ۲) هدایت و راهنمایی دستگاه خلافت در مسایل دشوار به ویژه امور قضایی ۳) انجام خدمات اجتماعی، انفاق به فقرا و یتیمان، آزاد کردن بردگان، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مسجد، وقف اماکن و املاک

روی کار آمدن علی (ع)
امیرالمومنین علی (ع) بیست و پنج سال از حق قانونی و الهی خویش محروم ماند و در این مدت که دور از جنجال حکومت داری به گوشه نشینی پرداخته و به کارهای علمی، پاسخ به بشهات دینی، مناظره با علمای مسیحی و یهودی، پاسخ به مسائل جدید علوم اسلامی، رسیدگی به محرومان، مشورت سیاسی در مسائل پیچیده حکومتی و تربیت مفسر و محدث و متکلم مشغول بود.

در سال ۳۵ هجری در مرکز حکومت یعنی مدینه شورشی به پا خواست، ناراضیان حکومت عثمان، انقلابی را آغاز و بر ضد حکام و عمال او اعتراض کردند، در آن زمان عثمان به بنی امیه که از اقوام او بودند در دخل و تصرف بیت المال اختیار تام داده بود. مردم از مهاجر و انصار و مسلمانان ناراضی دارالحکومه را محاصره کرده بعد از چهل روز عثمان را که تغییری در روش خویش نداد به قتل رساندند.

حوادث بیعت
مهاجرین و انصار و مردم سایر بلاد اسلام به دنبال کشته شدن عثمان در مسجد النبی اجتماع کردند تا تکلیف خلافت و امامت را روشن کنند و اکثر مردم طالب خلافت و حکومت علی بن ابی طالب بودند.
در آن میان عدی بن حاتم، سعید بن قیس، ابو ایوب انصاری، عمار یاسر، ابو هیثم بن تیهان، رفاعه بن رافع، مالک بن عجلان، خالد بن زید به خلافت علی راغب تر بودند و از دیگران علاقه بیشتری نشان میدادند.

پس عمار یاسر در آن اجتماع بزرگ با صدای رسا گفت: ای گروه مهاجر و انصار، عثمان را ملاحظه کردید که در میان شما چگونه زیست؟ خویشتن را دریابید که بار دیگر با کسی چون او مواجه نگردید، اینک علی مرتضی (ع) درمان شماست. قرابت او با رسول خدا و سبقت او در اسلام می دانید از تفرقه بپرهیزید و در بیعت با او تعجیل کنید.
پس از این سختنان، مردم دسته دسته و گروه گروه به خدمت امیرالمومنین علی (ع) رسیدند و گفتند: ای ابوالحسن، مردم، عثمان را کشتند و می دانی که از انتخاب خلیفه چاره ای نیست و غیر از تو کسی شایستگی این کار را ندارد، اجازه بفرما با تو بیعت کنیم

علی (ع) فرمود: حاجتی به بیعت شما نیست، من سالهاست که خلافت را رها کرده ام و هیچ رغبتی به آن ندارم.
دفن عثمان
چون خلافت بر امیرالمومنین علی (ع) تثبیت شد، بلافاصله دستور دفن عثمان را صادر کرد. آنگاه فرمان داد کلیه اموال و دارایی هایی که در سرای عثمان قرار داشت و متعلق به بیت المال بود، به بیت المال برگرداندند، اموال شخصی او را هم به ورثه اش سپرد. سپس دارایی بیت المال که در دارالخلافه جمع آوری شده بود، بین مهاجر و انصار تقسیم کرد که به هر نفر سی دینار رسید.

بیعت کردن اهل کوفه
چون خبر کشتن عثمان و بیعت مهاجر و انصار با امیرالمومنین علی (ع) منتشر شد، اهل کوفه با شنیدن این خبر بی درنگ به نزد امیرشان که آن وقت ابوموسی اشعری بود رفتند و گفتند: چرا با امیرالمومنین علی (ع) بیعت نمی کنی و مردم را به بیعت او تشویق نمی کنی در حالی که مهاجر و انصار با او بیعت کرده اند.
ابوموسی گفت: می نگرم تا بعد از این مردم چه کار خواهند کرد و چه خبر جدیدی خواهد رسید؟
مردم از گفتارش راضی نشدند.

هاشم بن عتبه بن ابی وقاص گفت: ای ابوموسی منتظر چه خبر دیگری هستی، مردم عثمان بن عفان را کشتند آن گاه مهاجر و انصار خاص و عام با امیرالمومنین علی (ع) بیعت کردند. آیا می ترسی اگر با علی بیعت کنی، عثمان از آن جهان باز گردد و تو را توبیخ کند؟

ای ابوموسی اگر در بیعت با امیرالمومنین علی تردید داری و بیعت نمی کنی، امارت کوفه را راها کن تا دیگری را امیر خود قرار دهیم. هاشم این سخن ها را گفت، سپس یک دست را بر دست دیگر زد و گفت: دست راست من از آن امیرالمومنین علی و دست چپ از آن من و به این گونه با او بیعت می کنم و خلافت او را با جان و دل می پذیرم.
چون هاشم بن عتبه این چنین بیعت کرد، هیچ عذری برای ابوموسی اشعری نماند او نیز برخاست و با علی بیعت کرد به دنبال او بقیه مردم کوفه با علی بن ابی طالب بیعت کردند.
بیعت کردن اهل یمن

اهل یمن با شنیدن خبر پذیرش خلافت از جانب امیرالمومنین علی گروه گروه به مدینه رهسپار شدند و ضمن تهنیت گفتن با علی بن ابی طالب بیعت کردند. از بزرگان یمن نخستین کسی که به سوی مدینه حرکت کرد، رفاعه بن وائل علدانی از قبیله همدان بود و بعد از او رویبه بن وبر بجلی به اتفاق قبیله اش به سوی مدینه روی آورد شب و روز در حرکت بودند تا به خدمت امیرالمومنین علی شرقیاب شدند چون خبر حرکت بزرگان یمن به علی رسید به مالک اشتر فرمود با جماعتی از مشاهیر مدینه به استقبال آنان رود.

مالک اشتر هم با شکوه فراوان و تدارک نیکو از مدینه خارج شد و به استقبال رفت وقتی آنان را ملاقات کرد، خیر مقدم گفت و آنان را نیک گرامی داشت و گفت: ای اهل یمن به قومی نیکو وارد شدید که شما را دوست دارند و شما نیز به آنان محبت دارید، به خدمت امامی عادل، خلیفه ای فاضل که مهاجر و انصار او را پسندیده و بر خلافت او اتحاد و اتفاق دارند رسیده اید، پس به همراه مالک اشتر به مدینه وارد شدند، روزی به اشتراحت پرداختند و در روز دیگر ده نفر از مشاهیر آنان یعنی عیاض بن خلیل ازدی و رفاعه بن وائل همدانی و کیسوم بن سلمه الجهنی و رویبه بن وبر بجلی و رفاعه بن شداد خولانی و جمیع بن خیثم کندی و احنف بن قیس کندی و عقبه بن نعمان نجدی و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به خدمت امیرالمومنین علی شرقیاب شدند علی آنان را در نزد خویش نشانید و مورد لطف قرار داد آنگاه به آنان فرمود: شما بزرگان و روسای یمن هستیدو اگر برای ما مشکلات و دشواری سخت پدید آید و نیاز به شمشیر و نیزه باشد حمایت شما چگونه است و چه اندازه صبر می کنید؟

عبدالرحمان بن ملجم مرادی از میان جمع سخن آغاز کرد و گفت: یا امیرالمومنین ما را با جنگ ناف بریده و با پستان پیکان شیر داده و در میدان جنگ پرورش داده اند ما از شجاعان و شیران میدان هستیم، به هر سوی فرمان دهی جنگ پرورش داده اند ما از شجاعان و شیران میدان هستیم به هری فرمان دهی اطاعت می کنیم صفات پهلوانی و جنگ آوری را از اجدادمان به ارث برده ایم. علی آنان را مرحبا گفت و اکرام فرمود: با خوشی و خوشحالی به یمن برگشتند.