مقدمه

در دنیایی که تفکر لیبرال دموکراسی، به عنوان یکی از گفتمان های مطرح در جهان، متفکران و دانشمندان غربی را واداشته بـود کـه آنرا تنها راه پیشروی ملتهابدانند و دین را کاملاً براساس آن، از صحنه سیاست کنار بزنند و تقریباً این باور را ایجـاد کننـد کـه دین، توانایی اداره جوامع بشری را ندارد، حکومتی دینی در ایران اسلامی، بر پایه ولایت فقیه، به رهبری فقیه فرزانه، حضرت امـام
خمینی(ره) شکل گرفت و همه تئوریهای غرب را نقش بر آب کرد، به گونه ای که جهانیان به یکبـاره بـا مشـاهده قـدرت دیـن، پیبردند که در جامعه امروزی، دین نیز حرفی برای گفتن دارد و میتواند با شناخت کامل روح و روان و نیازهای جسمی و دنیوی انسان، جوامع بشری را به سوی سعادت رهنمون سازد. (نک: جمعی از نویسندگان، ۲۰۵ :۱۳۸۴ ـ (۲۰۸

»امروز، الگوی نظام حکومتی اسلامی در پرتو اصل ولایت فقیه،در جهان بشری عموماً و در عالم سیاست خصوصاً شکل گرفته و

نشانی کامل از استقلال، آزادی و پویایی طریقت ]و[ کمال انسانها را در خود دارد. لذا شایسته است که امت بزرگ اسلام، آن را با دقت و درستی بیابند تا ضمن به تحقق رساندن آن در جامعه، بهعنوان امت وسط، الگوی زیبای اسلامی را به جهان بشری معرفی

]کنند[ و از این طریق، زمینهساز حکومت جهانی شمس ولایت و سپهر امامت، یعنی حضرت خاتم الاوصیاء، مهدی موعود(عج) باشند« (جوادی آملی، (۱۶ :۱۳۷۸

یک انقلاب زمانی به پیروزی خواهد رسید که سه رکن مهم آن، یعنی وجود ایدئولوژی قوی و همهجانبهنگر، وجود رهبری قاطع

و عادل و مقبول و نیز حضور پررنگ و قوی مردم، حاصل شود. ازاینرو، در انقلاب اسلامی ایران، ایدئولوژی این انقلاب،

برگرفته از اسلام ناب محمدی و قیام سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع)، بر پایه ولایت فقیه، شکل گرفت. رهبری قاطع و مصمم حضرت امام خمینی(ره) که مورد پذیرش آحاد ملت بود، به عنوان رکن دیگر این انقلاب، در رأس این هرم قرار داشت و رکن سوم این انقلاب نیز حضور مردمی بود که با ایثار جان و مال خود، در به ثمر رسانیدن انقلاب اسلامی ایران نقش اساسی داشتند. (نک: محمدی، ۱۰۱ :۱۳۸۰ ـ (۱۰۳

حضرت امام خمینی(ره) در عصر غیبت، حکومت اسلامی را با پشتوانه مردم مسلمان ایران پایهگذاری کرد و نوع حکومت را جمهوری اسلامی نامید.
این مقاله، در پی بحث مقایسهای میان نظریه ولایت فقیه و مدل حکومتی جمهوری اسلامی است. ازاینرو، مسئله اصلی در این

تحقیق، این است که: آیا جمهوری اسلامی با تز ولایت فقیه هماهنگی و تطبیق کامل دارد یا این دو متضاد یکدیگرند؟

فرضیه ما در این تحقیق این است که هیچگونه تضادی میان مسئله ولایت فقیه و جمهوری اسلامی با مفاهیمی که خواهد آمد، وجود ندارد و جمهوری اسلامی کاملاً با ولایت فقیه مطابق است، بهگونهایکه از دل آن بیرون آمده است.

ولایت فقیه

.۱ واژه ولایت

»واژه ولایت، از ماده »ولی« مشتق شده و موارد استعمال آن بسیار است. واژه هایی که از این ماده مشتق شـده انـد، هرکـدام معـانی

خاصی دارند؛ برای مثال، واژه »ولاء« به معنای »دوستی، محبت، نزدیکی، نزدیک بودن، قرابت، خویشاوند، یاری، نصرت، دارایـی،

ملک و مال« استعمال شده است. همچنین واژه ولایت به معنی سرزمین یا شهری که زیر حاکمیت والی قرار دارد و نیـز بـه معنـی

حکومت و امارت، استعمال شده است.« (مألوف، :۱۳۸۲ ج۲، ۲۲۲۹ و (۲۲۳۰

.۲ ولایت اصطلاحی

»در اصطلاح، ولایت به معنای سرپرستی و سلطه داشتن بر فرد یا افراد معین میباشد و در حقیقـت، بیـانگر نـوعی حـق دخالـت و

اعمال نظر در امری برای شخص خاص است. مصطلح فقها آن است که ولایت به کسر واو، سلطه بر غیر به حکـم عقـل یـا شـرع، در بدن یا مال و یا هر دو میباشد. این سلطهتواندمی اصالتاً یا عرضاً ملحوظ گردد.« (مقیمی، (۱۰۰ :۱۳۸۵

.۳ مفهوم ولایت فقیه

»ولایت فقیه، نیابت امام معصوم(ع) و در دوران غیبت است که علت اصلی آن نیز آگاهی فقیه به احکام، قوانین و مقررات دیـن و برخورداری از شرایط اجتهاد و عدالت است؛ چه از نظر علمی تصور می شود آگاهترین فرد به برنامههای اجرایی و مقـررات دینـی
پس از امام معصوم(ع)، فقیه است و از نظر معنوی نیز تصور می شود که نزدیکترین فرد به عصمت و عـدالت امـام، فقیـه عـادلی است که از ملکه عدالت برخوردار شده و احتمال بروز گناه و خطا در مورد او از دیگران کمتر است.« (فوزی، (۱۱۵ :۱۳۸۴
.۴ اقسام ولایت

»ولایت سرپرستی، گاه ولایت تکوینی است، گاه ولایت بر تشریع اسـت و زمـانی ولایـت در تشـریع… ، ولایـت تکـوینی یعنـی

سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرف عینی داشتن در آنها، مانند ولایت نفس انسان بـر قـوای درونـی خـودش. هـر انسانی نسبت به قوای ادراکی خود، مانند نیروی وهمی و خیالی و نیز بر قوای تحریکی خویش ماننـد شـهوت و غضـب، ولایـت

دارد؛ اگر دستور دیدن می دهد، چشم او اطاعت می کند… . البته این پیروی و فرمانبری درصورتی است کـه نقـص در ایـن اعضـا وجود نداشته باشد. …ولایت بر تشریع، همان ولایت بر قانونگذاری و تشریع احکام است؛ یعنـی اینکـه کسـی، سرپرسـت جعـل

قانون و وضعکننده اصول و مواد قانونی باشد. …تنها قانون کامل و شایسته برای انسان، قانونی است کـه از سـوی خـالق انسـان و

جهان و خدای عالم و حکیم مطلق باشد و لذا ولایت بر تشریع و قانونگذاری، منحصر به ذات اقدس الـه اسـت؛ چنـانکـه قـرآن

کریم دراینإِنْباره الْحُکْمُفرمودهاست: »إِلﱠا لِلﱠهِ« (انعام: (۵۷

ولایت تشریعی، یعنی نوعی سرپرستی که نه ولایت تکوینی است و نه ولایت بر تشریع و قانون، بلکه ولایتی است در محدوده تشریع و تابع قانون الهی که خود بر دو قسم است: یکی ولایت بر محجوران و دیگری ولایت بر جامعه خردمندان.« (جوادی آملی، ۱۲۳ :۱۳۷۸ ـ (۱۲۵

ولایت فقیه از دیدگاه امام خیمنی(ره)

حضرت امام خمینی(ره) عنوانبه تنها فقیهی که موفق شد عملاً حکومت اسلامی تشکیل دهد، بهصـورت مشـروح بـه ایـن بحـث پرداخته است که در اینجا مختصری از نظریات ایشان درباره ولایت فقیه و حکومت اسلامی را بیان خواهیم کرد تا با روشن شدن

دیدگاه وی در امر حکومت، به بحث جمهوری اسلامی نیز بپردازیم.

پیش از شروع بحث لازم است ابتدا به آثار حضرت امام(ره) که بحث حکومت اسلامی در آنها مطرح شده است، اشاره کنیم. از نظر سیر تاریخی، این آثار به شرح زیر است:

یک ـ کشفالاسرار

»این اثر در واکنش به کتاب اسرار هزار ساله نوشته علیاکبر حکمیزاده که در آن با رویکـرد وهـابیمسـلکانه بـه عقایـد و آداب مذهبی شیعه تعرض شده بود، به نگارش در آمده است. این اثر در سـال ۱۳۲۲ هــ.ش تـألیف و در سـال ۱۳۲۳ هــ.ش در ۴۲

سالگی امام خمینی(ره) منتشر شده است. برای نخستین بار نظریه حکومت اسلامی، نظارت فقیه بر امور سیاسی و لزوم توجـه بـه بعد اجتماعی و سیاسی دین اسلام و قرآن با ادله عقلیه و نقلیه، در این کتاب ذکر شده است.« (فوزی، (۶۲ :۱۳۸۴

دو ـ البیع

»این کتاب در فقه استدلالی و در ابواب گوناگون مربوط به بیع و تجارت و مسائل مربوط به آن، از جمله مباحث تصرف، ولایـت

فقیه، احتکار و… است که امام آن را طی سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ (در قم و نجف) تدریس می کرده و سپس در پنج جلد تقریر و

تدوین و منتشر شده است.« (همان: (۶۱

سه ـ شئون و اختیارات ولی فقیه

این کتاب از جلد دوم کتاب البیع امام خمینی(ره) ، صفحه های ۴۵۹ تا ۵۲۰ منفک شده است و مباحثی از قبیل عنصر سیاسـت در

احکام اسلام، لزوم تشکیل حکومت اسلامی، ویژگیهای حاکم اسلامی، ولایت فقیه و حق تصرف فقیه را در بـر دارد کـه امـام آنهـا را طی سالها]ی[ دهه ۱۳۴۰ در درس خارج فقه حوزه علمیه نجف تدریس کردهاند.« (همان: (۶۰

چهار ـ رساله اجتهاد و تقلید از کتاب رسائل

»کتاب رسائل، مجموعه چند رساله درباره اصول فقه است که از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲هـ.ش به عربی تألیف شده است و در سـال

۱۳۴۴هـ.ش انتشارات اسماعیلیان قم آن را در دو جلد منتشر کرده است.« (جمشیدی، (۵۱۳ :۱۳۸۴

حضرت امام(ره) در اواخر کتاب الرسائل خویش، در بحث اجتهاد و تقلید، به اختصار به ولایت فقیه اشاره کرده است. (فوزی،

(۶۳ :۱۳۸۴

پنج ـ صحیفه نور، صحیفه امام

»صحیفه نور، یک دوره بیست و دو جلدی است و بعدها به شکل کاملتری تحت عنوان »صحیفه امام« منتشر شد کـه مجموعـه بیانیـههـا،

پیامها، فرمانها، مصاحبههـا و سـخنرانیهـای سیاسـی ـ اجتمـاعی امـام از سـال ۱۳۴۱ تـا ۱۳۶۸ را در بـردارد. ایـن اثـر بیـانگر افکـار، اندیشه، راهبرد، مدیریت و ساز و کارهای سیاسی ایشان در دوره نهضت و نظام اسلامی ایران است.« (همان)

حکومت اسلامی در دیدگاه امام خمینی(ره)

در این بخش، به طور کلی نظرات حضرت امام درباره ولایت فقیه و حکومت اسلامی را بررسی خواهیم کرد. در این مقاله، تنها به دلایل عقلی حضرت امام درباره ولایت فقیه اشاره میکنیم؛ زیرا دلایل نقلی خود بحث مفصلتری میطلبد که این مقام گنجایش آن را ندارد.
الف) بدیهی بودن مسئله ولایت فقیه

نخستین بحثی که در اینجا مطرح است، مسئله بدیهی بودن مسئله ولایت فقیه است. حضرت امام دراینباره میفرماید:

ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شود و چندان به برهـان احتیـاج نـدارد؛ بـه ایـن

معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام ا رحتی اجمالاً دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسـد و آن را بـه تصـور

آورد، بیدرنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت. (امام خمینی، (۳ :۱۳۷۶

ب) تشکیل حکومت، اقتضای ماهیت قوانین اسلام

»ماهیت و کیفیت این قوانین می رساند که برای تکوین یک دولت و برای اداره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه تشریع گشـته است.« (نجفی اسفاد و محسنی، (۵۰ :۱۳۸۶