حیوانات آزمایشگاهی

      امروزه، حيوانات آزمايشگاهي، جزء جدايي‌ناپذير بسياري از پروژه‌هاي تحقيقاتي دنيا محسوب مي‌شوند. داروها و روش‌هاي درماني جديد، همگي قبل از تجربه بر روي انسان، بايد بر روي حيوان تجربه شوند. بسياري از اطلاعاتي كه راجع به واكنش‌هاي سلولي و ملكولي، بدست آمده، حاصل كار بر روي حيوانات آزمايشگاهي است.ستلزم برقراري رابطه‌اي دوطرفه است كه در يك طرف آن، انسان و در طرف ديگر، حيوان قرار دارد. حاصل اين تعامل مي‌تواند از يك سو به محقق، كاركنان تيم تحقيق و مسؤولين نگهداري از حيوانات، آسيب رسانده و از سوي ديگر، موجبات آزار حيوان را فراهم سازد. بعنوان مثال، عدم رعايت نكات ايمني، بهداشتي و اخلاقي در هنگام كاركردن، جابجا كردن و غذادادن به حيوان ممكن است علاوه بر ابتلاي

انسان به بيماري‌هايي چون آلرژي و بيماري‌هاي مشترك بين انسان و حيوان، منجر به آزار حيوان و تحميل درد و شكنجه و محروميت حيوان از شرايط مناسب زيستي بشود.

چهار شيوه جديد براي آزمون سميت مواد توسط اتحاديه اروپا مورد تاييد قرار گرفته است. اين شيوه ها نقش قابل توجهي در كاهش تعداد حيوانات مورد نياز براي آزمايش هاي تاكسيكولوژي خواهد داشت. در انگلستان در سال ،۲۰۰۰ ۶/۲ ميليارد رويه آزمايشگاهي كه متضمن استفاده از حيوانات آزمايشگاهي بوده صورت گرفته است. استفاده از شيوه هاي جديد موجب كاهش ۱۶ درصدي در اين آزمايشات خواهد شد. دو آزمايش از اين آزمايش هاي چهارگانه باعث حذف خرگوش از آزمون هاي خورندگي مواد شيميايي مي شود. اكنون

به جاي مطالعه تاثير مستقيم مواد خورنده بر بافت پوست خرگوش، تاكسيكولوژيست ها مي توانند اثرات موادشيميايي را بر بافت پوست كشت يافته انسان يا جوندگان مورد مطالعه قرار دهند. آزمون سوم كه براي ارزيابي نفوذپذيري مواد در بافت هاي زنده به كار گرفته مي شود اكنون مي تواند با استفاده از بافت هاي كشت يافته صورت گيرد. آزمايش چهارم كه موسوم به فوتو تاكسيسيتي است تاثير توام نور و مواد شيميايي را بر بافت پوست ارزيابي مي كند. اين آزمون اكنون مي تواند بر روي بافت هاي مهندسي ژنتيكي شده موشي صور

ت گيرد كه تحت تشعشع امواج ماورا بنفش تغيير رنگ مي دهد. البته آزمون فوتو تاكسيسيتي تاكنون صورت نگرفته است بنابراين استفاده از اين شيوه جديد تاثيري بر حيوانات آزمايشگاهي نخواهد داشت. اكنون كمپاني هاي داروسازي و كشاورزي قدم هاي بزرگي را به پيش برداشته اند. آن ها با استفاده از تكنيك هاي بيوشيميايي و ژنتيكي، استفاده از حيوانات زنده را براي ارزيابي اثرات سمي آن ها منتفي كرده اند. اكنون مي توان با استفاده از شبكه اي از پروتئين ها يا ژن ها اثرات سمي مواد شيميايي را به خوبي شناخت. مطالعه ساختارهاي شيميايي مواد نيز مي تواند نشانه هايي از ميزان سميت آن ها را به دست دهد. اصل بنيادي براي پرهيز از استفاده از حيوانات آزمايشگاهي حركت به سمت كاهش، تصفيه و جايگزيني است. تاكنون بيشترين ميزان پيشرفت در زمينه كاهش و تصفيه به دست آمده است. در اين دو زمينه با ايجاد تغييرات در شيوه عمل از تعداد كمتري از حيوانات آزمايشگاهي استفاده مي شود. ولي هدف غايي، جايگزيني حيوانات آزمايشگاهي به وسيله شيوه هاي جديد است.

اندي كوگلان

 

طي ۱۰ سال آينده چندين ميليون موش، خرگوش و رات به نام علم محكوم به مرگ هستند. به زعم برخي، اين كار يك قصابي غيرقابل بخشش است. به زعم برخي ديگر استفاده از حيوانات تنها راه مناسب براي آزمودن داروها، مواد شيميايي و همچنين شيوه هاي درماني جديد است. وليكن طي هفته هاي گذشته برخي از دولت هاي غربي در تدارك مصوباتي برآمدند كه مي تواند شديدا بر اين جدل عاطفي و قطبي شده تاثير بگذارد. اكنون نشانه هايي

در دست است كه نشان مي دهد سياستمداران ممكن است در حال مهياكردن شرايطي باشند كه طي آن امكان آزمايش بر روي حيوانات به طور كلي از ميان برود. عامل اين حركت جديد يك منبع غيرقابل انتظار بوده است: سازمان همكاري و توسعه اقتصادي اروپا (OECD) يا كلوپ خصوصي ثروتمندترين كشورهاي جهان. در ماه مه گذشته اعضاي

OECD براي اولين بار موافقت كردند كه چهار نوع آزمون ايمني مواد بدون استفاده از حيوانات صورت گيرد. اين تصميم به تنهايي موجب خواهد شد كه ميليون ها حيوان آزمايشگاهي به كار گرفته نشوند.

اين تصميم يك پيروزي براي OECD محسوب مي شود چرا كه بسياري بر اين عقيده اند كه اعضاي اين سازمان مسئول رشد آرام شيوه هاي جايگزين براي آزمون ايمني مواد شيميايي هستند. نظام تصميم گيري دولتي به شيوه اي است كه همه اعضا مي بايست قبل از آغاز استفاده از آزمون با آن موافق باشند. بنابراين حتي اگر يك عضو با استفاده از يك شيوه آزمون ايمني مخالفت داشته باشد مباحثات متوقف مي شود. در گزارشي كه توسط مركز اروپايي تاييد شيوه هاي جايگزين (ECVAM) تهيه شده سرعت آرام پيشرفت امور مورد انتقاد قرار گرفته است. در انگلستان نيز در گزارشي كه توسط مجلس سنا انتشار خواهد يافت انتظار مي رود كه تحقيقات در زمينه توسعه شيوه هاي جايگزين براي آزمودن ايمني مواد شيميايي مورد تشويق واقع شود.
در حالي كه طرفداران استفاده از شيوه هاي جايگزين به جاي استفاده از حيوانات از پيشرفت امور اظهار رضايت نمي كنند برخي ديگر معتقدند كه تصميم اخير جامعه اروپا (OECD) نشانه آغاز دوره جديدي از تكوين و توسعه نگرش هاي جديد است. آزمون هاي جديد كه در اين كشورها آغاز خواهد شد مي تواند زمينه را براي توسعه تكنيك هاي قابل اعتماد فراهم سازد. اكنون طرفداران حقوق حيوانات اميد فراواني به اين روش هاي جديد يافته و معتقدند كه شيوه هاي جايگزين با سرعت توسعه خواهند يافت. چه عاملي باعث كندي امور در پيشرفت شيوه هاي جايگزين بوده است؟ دكتر جان مك آردل (J.McArdle) مدير بنياد تحقيقات جايگزين در مينه سوتا انگشت خود را به سوي دولت آمريكا و آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا نشانه مي رود. در بسياري از كشورهاي اروپايي در مواردي كه امكان استفاده از شيوه هاي جايگزين فراهم است آزمون دوزكشنده ۵۰ درصد (LD50) غيرضروري تشخيص داده مي شود. در اين آزمون خشن، گروه حيوانات در مقابل تراكم هاي متفاوت از مواد شيميايي سمي قرار داده مي شوند تا زماني كه ۵۰ درصد از آن ها از ميان بروند. در آمريكا استفاده از شيوه هاي جايگزين بسيار ديرتر از كشورهاي اروپايي ممكن شد. ريچارد هيل (R.Hill) نماينده آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا در اتحاديه اروپا كه اين آژانس به لحاظ نبود سازمان اداري و همچنين عدم اعتماد به هر چيز نوين دچار محافظه كاري مزمن است. به نظر هيل آزمون هاي تعيين سميت به خوبي جا افتاده و امكان استفاده از شيوه هاي جايگزين فراهم نيست. با اين وجود هيل معتقد است كه دورنماي تغييرات در حال نمايان شدن است.
عامل مهم اين تغييرات به زعم هيل، كميته ارزيابي شيوه هاي جايگزين است كه در سال ۱۹۹۶ تاسيس شده و هدف آن بررسي شيوه هاي قديم و جديد براي اولين بار است. براي نمونه در فوريه گذشته آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا كارگاهي تشكيل داد كه در آن به محققين آموخته مي شد چگونه مي توان به جاي استفاده از ۲۵ حيوان آزمايشگاهي از ۹ حيوان استفاده كرد تا LD50 مواد محاسبه شود. وليكن به نظر منتقدين

اين كفايت نمي كند. قوانين موجود در آمريكا مي بايست اصلاح شوند تا بتوان همچون اروپا آزمايشگاه ها را مجبور كرد تا به جاي استفاده از حيوانات آزمايشگاهي از شيوه هاي جايگزين استفاده كرد. مشكل بزرگ و ديگري كه مك آردل به آن اشاره مي كند تغييرات اخير در قوانين حمايت از حيوانات آمريكاست. دو ماه پيش طي

تغييرات ايجاد شده در اين قوانين، موش رات و پرندگان از رده حيوانات مورد حمايت اين گروه خارج شدند. اين بدان معني است كه انجمن حمايت از حيوانات آمريكا حمايت خود را از قريب به ۹۵درصد از حيوانات آزمايشگاهي سلب مي كند.

هيل معتقد است كه تمايل كمتري براي استفاده از آزمون هاي آزمايشگاهي بر روي موجود زنده در آمريكا وجود دارد ولي در عين حال اذعان مي كند كه شيوه هاي جايگزين معمولا در اين موارد كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد. براي نمونه شيوه هاي جايگزين براي نشان دادن ميزان حساسيت آفريني مواد شيميايي بر روي چشم به سادگي وجود ندارند. نكته بنيادي آن است كه هر شيوه جديدي مي بايست در نهايت بتواند حداقل به اندازه شيوه هاي قديمي در جهت حمايت از سلامت انسان يا محيط زيست به كار گرفته شود يا اين كه بسيار موثرتر از شيوه هاي گذشته باشد. فرد استاكس (F.Stokes) از كميته ارزيابي شيوه هاي جايگزين مي گويد: «غيرمسئولانه است اگر چنانچه شيوه هايي مورد استفاده قرار گيرند كه نتوانند در جهت حمايت از سلامت انسان يا محيط زيست به كار گرفته شوند. » اگر استفاده از شيوه هاي جايگزين بدون مطالعه كافي صورت گيرد ممكن است يك توليدوميد ديگر روي دست ما بماند.

عليرغم همه مشكلات اكنون در آمريكا نيز توافق عمومي بر اين است كه مي بايست رنج و صدمات وارده بر حيوانات آزمايشگاهي به حداقل ممكن برسد. طرفداران حقوق جانوران معتقدند دليل آنكه آمريكا در اين زمينه از اروپا عقب مانده اين است كه مردم آمريكا در مقايسه با اروپاييان به حيوانات توجه كمتري دارند. عامل ديگري كه باعث كندي پيشرفت در استفاده از شيوه هاي جايگزين در آمريكا مي شود كمبود بودجه در اين زمينه است. هرمن كوتر (H.Koeter) كه براي مدت هاي طولاني برنامه هاي اتحاديه اروپا در تهيه دستورالعمل براي استفاده از حيوانات آزمايشگاهي را هدايت كرده معتقد است كه همواره عدم انطباق كاملي بين آن چه كه مردم مي خواهند و آن چه كه دولت در اختيار آن ها مي گذارد وجود دارد. كوتر مي گويد كه تعداد پيشنهادهاي جديد براي استفاده از شيوه هاي جايگزين در حال كاهش است چرا كه آزمايشگاه ها و همچنين مقامات اداري، آمادگي استفاده از روش هاي نوين را ندارند. غالب شيوه هاي جايگزين به وسيله موسسات خصوصي يا گروه هاي علمي وابسته به انجمن هاي حمايت از حيوانات به وجود آمده است. دولت بريتانيا سالانه كمتر از ۶۰ هزار پوند را براي تحقي

قات در زمينه توسعه روش هاي جايگزين اختصاص مي دهد. اين ميزان از اختصاص بودجه بسيار ناچيز است. بايد در نظر داشت كه هرگونه پيشرفت در زمينه توسعه روش هاي جايگزين اهميت اقتصادي فراواني دارد چرا كه هزينه پرورش و نگهداري اين حيوانات بسيار زياد است. در هر حال به نظر مي رسد كه دولت ها در حال رعايت نظرا

ت افراد و انجمن هايي هستند كه از حقوق حيوانات حمايت مي كنند. اين امر در نهايت ممكن است موجب شود كه برخي از آزمون هاي سنتي تعيين ايمني مواد منسوخ اعلام شوند. در سال جاري انجمن هاي حمايت از حيوانات براي اولين بار اجازه يافتند تا به صورت يك نمايندگي واحد تحت نام انجمن بين المللي حمايت از حيوانات در جلسات OECD شركت كنند. آن ها در اين جلسات صاحب راي نيستند اما نقش اساسي در تغيير لحن و محتواي مصوبات داشته اند. طي چند هفته گذشته اين انجمن بين المللي پيروزي بزرگي را در زمينه آزمون سرطان زايي مواد شيميايي به نام خود رقم زد. به طور سنتي براي آنكه بتوان نشان داد يك ماده جديد شيميايي قابليت سرطان زايي دارد يا خير به تعدادي بين ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ جونده و ۲ سال وقت نياز است. وليكن شيوه هاي جايگزين آزمون سرطان زايي كه متضمن استفاده از بافت جنين هامستر سوري است مي تواند اين كار را طي چند روز صورت دهد. اين امر باعث صرفه جويي مقدار قابل توجهي پول و نجات جان هزاران حيوان آزمايشگاهي مي شود. در واكنش نسبت به خواست عمومي و به ويژه طرفداران حقوق حيوانات و همچنين دانشمندان، كميسيون اروپايي توسعه شيوه هاي جايگزين را مورد حمايت بيشتري قرار داده است. اكنون به زعم بسياري عامل عمده محدودكننده، پشتيباني مالي براي ايده هايي است كه به سرعت در حال توسعه هستند

پايين آمدن از درخت

پستانداري كه جرأت اين ريسك را داشته باشد كه تا نوك شاخه هاي ناپايدار آنجا كه ميوه و گل به وفور يافته مي شود صعود كند پاداش خوبي دريافت خواهد كرد

Carpolestes simpsoni بازسازي شده

بهار سال گذشته، رابرت مارتين (R.D.Martin) از موزه صحرايي شيكاگو با استفاده از يك رويكرد آماري برآورد كرد كه نخستي ها در حدود ۸۰ ميليون سال پيش طي دوره كرتاسه، هنگامي كه دايناسورها هنوز بر زمين حاكم بودند، منشأ گرفتند. اين تاريخ نسبتا به خوبي با نتايج حاصل از بررسي هاي مولكولي تطابق دارد. اما قديمي ترين سن

گواره نخستي ها كه بر سر آن اختلاف نظري وجود ندارد تنها ۵۵ ميليون سال قدمت دارد. اكنون توصيف Carpolestes و ساير ميمون هاي سنجاب شكل به عنوان نخستي قدمت شواهد سنگواره اي اين گروه را به ۶۵ ميليون سال پيش بازمي گرداند. آيا ممكن است ديرين شناسان سرانجام نخستي هاي كرتاسه را بيابند؟ بلاخ معتقد است كه گرچه چنين چيزي بعيد است اما غيرممكن نيست. اگرچه شواهد سنگواره اي متعلق به دوره كرتاسه، نسبتا با دقت زيادي در آمريكاي شمالي، اروپا و آسيا ثبت شده اند اما هنوز م

مكن است در آفريقاي جنوبي و شبه قاره هند شگفتي هاي بسياري در انتظار ديرين شناسان باشد.

نخستي هاي كنوني (Primates يا نخستي ها، راسته اي از پستانداران هستند كه ميمون ها، لمورها، انسانريخت ها و انسان را شامل مي شود ـ م) تنوع حيرت آوري از اشكال را به نمايش مي گذارند ـ از بوش بي بي هاي نعلبكي چشم پايين تر از صحراي آفريقا گرفته تا ميمون دماغ دراز جنگل هاي بورنئو (پينوكيوي نخستي ها) تا انسان ها كه جانوران دوپاي جهان زي اند. اما داشتن مغز بزرگ، چشم هاي رو به جلو، ناخن به جاي چنگال، توانايي گيرندگي و توانايي جهيدن آنها را يكپارچه مي سازد. تقريبا سه دهه است كه زيست شناسان تكاملي سردرگم از آنند كه چگونه اين مجموعه متمايز از صفات در نخستي هاي امروزي گرد آمده است. بعضي از پژوهشگران استدلال كرده اند كه اين ويژگي ها تكامل يافته اند تا شكار حشرات را امكان پذير سازند. ديگران پيشنهاد كرده اند كه اين صفات آنها را قادر به تهيه ميوه از نوك شاخه هاي درخت كرده اند و اين در حالي است كه پژوهشگراني ديگر آنها را سازش هايي با يك شيوه از جابه جايي مركب از گيرندگي و جهش مي دانند. اما شواهد سنگواره اي ناقص از نخستي هاي اوليه ـ عمدتا دندان ها و قطعات استخواني اسكلت ـ پژوهشگران را براي آزمودن اين فرضيه ها در وضعيت دشواري قرار داده است.
يك اكتشاف تماشايي در دره هاي وايومينگ (ايالات متحده ـ م) بخشي از پاسخ را روشن كرده است. ديرين شناسان به تازگي اسكلت ۵۵ ميليون ساله تقريبا كاملي را از خاك خارج كردند كه به موجودي در اندازه موش به نام Carpolestes simpsoni تعلق دارد. اين جانور مانند نخستي هاي امروزي (يا در اصطلاح علمي نخستي هاي حقيقي) انگشتاني دراز و نيز روي هر بند متقابل ناخن داشت كه براي گرفتن شاخه هاي نازك درختان مناسب است. اما برخلاف نخستي هاي حقيقي چشم هاي اين جانور در وضعيت جانبي قرار گرفته و پاهايش براي بالا رفتن ساخته شده بودند نه جهيدن. پيش از اين بعضي از محققان، كارپولستيدها و خويشاوندان شان ـ گروهي معروف به plesiadapiforms (يا ميمون هاي سنجاب شكل ـ م) ـ را در گروهي از پستانداران بالباز رونده به نام پوست بالان قرار داده بودند. اما شواهد آناتوميك موجود در نمونه اي جديد از نظر كاشفان آن، جاناتان بلاخ (J.I.Bloch) كه اكنون در دانشكده معادن و تكنولوژي داكوتاي جنوبي كار مي كند و داگ بوير (D.M.Boyer) از دانشگاه ميشيگان در آن آربر

، به معناي آن است كه Carpolestes و ديگر ميمون هاي سنجاب شكل در واقع نخستي هاي باستاني و خويشاوندان نزديك نياكان لمورهاي امروزي، ميمون ها، انسانريخت ها و انسان بودند. اگر اين طور باشد، Carpolestes نخستين شاهد سنگواره اي است كه نشان مي دهد نخستي ها صفات شاخص خويش را تدريجي كسب كرده اند. ديرين شناس دانشگاه واشنگتن، تب راسموسن (D.Tab Rasmussen) با توجه به اينكه تا پيش از

اين اكتشاف، شواهد سنگواره اي تنها شامل نمونه هايي بود كه يا همه ويژگي ها را با هم داشتند يا هيچ كدام را نداشتند، مي گويد: «در ابتدا، نظريه هاي مربوط به منشاء نخستي ها، تمام اين صفات را يكجا در نظر مي گرفتند. » راسموسن معتقد است كه بلاخ و بوير «توانستند اين تصور را باطل كرده و نشان دهند كه سازش هايي مانند گرفتن شاخه هاي انتهايي، ابتدايي هستند و بقيه صفات احتمالا اندكي بعد ظاهر شدند. »

اين يافته با شواهد ديرين شناختي كه نشان مي دهند گياهان گلدار درست در همان زمان از نظر ابداع ميوه گل، صمغ و شهدهاي جديد براي تطميع گرده افشان ها و انتشاردهندگان بذر به اوج فراواني و تنوع رسيده بودند، به خوبي جفت و جور مي شود. پستانداري كه جرأت اين ريسك را داشته باشد كه تا نوك شاخه هاي ناپايدار، آنجا كه ميوه و گل به وفور يافت مي شود، صعود كند، پاداش خوبي دريافته خواهد كرد و هنگامي كه نخستي ها به تغذيه از شاخه هاي انتهايي عادت كردند، احتمالا پس از آن تنها طي زماني كوتاه چشم هاي رو به جلو نيز در آنها تكامل يافت تا بتوانند حشراتي را نيز كه در اطراف خوان گسترده گياه ازدحام مي كردند، شكار كنند. بلاخ و بوير از اين جلوتر رفته و حدس مي زنند كه رقابت با جوندگان نيمه درختي كه در آن زمان در سرتاسر جهان انتشار يافته بودند، ممكن است به راندن نخستي هاي اوليه به سمت شاخه هاي قطورتر كمك كرده باشد.
براي تشخيص اينكه ساير صفات معرف نخستي ها دقيقا چگونه و در چه زمان ظهور كرده اند، سنگواره هاي بيشتري لازم است. ممكن است از پنج نمونه ديگر از ميمون هاي سنجاب شكل كه به تازگي توسط اين تيم مورد بررسي قرار گرفته است سرنخ هاي ديگري به دست آيد. تمام اين نمونه ها از فضايي به اندازه يك جعبه كفش در يك صخره آهكي خارج شده اند كه Carpolestes را نيز در خود مدفون ساخته بود. تابستان امسال بلاخ و بوير براي جمع آوري سنگواره از نهشته هاي قديمي تر به حوضه رشته كوه كريزي در مونتانا خواهند رفت. اما خارج كردن بقاياي جانداران از دل سنگ كاري كند و طاقت فرساست. سنگ آه

ك بايد به تدريج حل شده و موقعيت هر استخوان با دقت زياد ثبت شود تا اطلاعات حياتي درباره اينكه كدام استخوان به كدام اسكلت تعلق دارد حفظ شود. بنابراين تا آشكار شدن كامل ريشه هاي درخت خانوادگي نخستي ها هنوز زمان باقي است.