چکیده:

در خانه سنتی ایرانی تفکیک فضاها به عمومی و خصوصی، تجلی کالبدی روابط بین عرصه های خصوصی و عمومی جامعه است. شکل ارتباط بین بخش عمومی و خصوصی خانه و مفاهیمی چون حریم خصوصی و کنترل فضا، بسته به الگو های رفتاری و فرهنگی جامعه و تعریف خانواده در آن دارد. خانواده در فرهنگ ایرانی حریمی مقدس است که باید از دسترس غیر دور بماند. اما در واقع خانه نمی تواند به طور کامل مجزا از دنیای خارج محسوب شود. ترسیم طیفی از عرصه های خصوصی تا عمومی روابط در محیطی که به طور معمول خصوصی تلقی می شود؛ امکان پذیر است. فضاهای خانه در خانه های سنتی ایرانی طیفی را تشکیل می دهد که در آن هر فضا می تواند کمی بیشتر یا کمتر از سایر فضاهای دیگر خصوصی باشد. وجود این طیف نشان می دهد چگونه سازماندهی فضاهای درونی خانه های سنتی از دنیای بیرون و حوزه عمومی جامعه تاثیر می پذیرد.

در مقاله حاضر از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. در قسمت ادبیات موضوع با نگاهی کاوشگر و بازخوانی برخی کتب و مقالات در مورد خانه های سنتی ایران به بررسی این سلسله مراتب فضایی در این خانه های پرداخته شده تا ابعاد، وجوه و جنبههای کاربردی آن وضوح بیشتری یابد. در بررسی میدانی نیز بر اساس مولفه های بدست آمده از ادبیات، مورد بررسی قرارگرفته اند. دستاوردهای پژوهش گویای آن است که اصل تفکیک فضاها به عمومی و خصوصی برخاسته از روانشناختی انسان، در خانه ایرانی مورد تدقیق قرار گرفته است. این امر در نهایت ایجاد حریم مطلوب در فضای معماری خانه ایرانی را به همراه داشته است.

کلمات کلیدی: معماری سنتی، فضای شخصی، عرصه عمومی و خصوصی، خانه، خانه ایرانی، سلسله مراتب

۲

مقدمه:

افراد در زمینه اجتماعی خاصی زندگی میکنند . جایی که مکان آن ها و لایه های محافظ حریم خصوصی مفهوم و معنا پیدا میکند. قلمرو اجتماعی قلمرویی است که این لایه ها را تولید میکند و می تواند شکل و ترکیب آن ها را به طور ناگهانی یا در طول زمان تغییر دهد تا افراد را قادر سازد که در کنار هم به صورت اجتماعی زندگی کنند. این لایه ها ابزاری هستند که جامعه خلق میکند و در اختیار اعضای خود می گذارد. آن ها نیز آن را شخصی کرده و همزمان با شهر خود و اجتماعی شدن آن ها را بکار می گیرد.(مدنی پور،(۴۱ :۱۳۸۷ در بخش نخست مقاله ابتدا به رابطه بین عرصه های عمومی و خصوصی از شخصی ترین فضا ها (یعنی فضای ذهنی) تا عمومی ترین آن (یعنی فضای شهری) و شناخت عرصه های خصوصی تا عمومی می پردازیم و در ادامه پس از باز تعریف خانه و خانه ایرانی تجلی کالبدی این رابطه در خانه های ایرانی و سلسله مراتب فضا های آن از عمومی تا خصوصی را در جامعه سنتی ایرانی بررسی خواهیم کرد.

-۱ فضای شخصی:

فضای شخصی فضایی است مرتبط با فضای اجتماعی_روانی، نامرئی و البته کالبدی_شخصی که دیگران بدون اجازه نباید وارد آن شوند. برای درک رابطه بین دو جهان خصوصی و عمومی باید از ابتدایی ترین تفکیک های فضا آغاز کرد. در درونی ترین بخش های خودآگاه انسان، ذهن قرار دارد که خصوصی ترین فضای او را شکل می دهند. فضای خصوصی جایی است که فرد از جهان بیرون بدان پناه می برد تا آرامش کسب کند، جهان را برای خود معقول کند یا آن را ظاهرا تحت کنترل خود در آورد. جایی که اصول رابطه بین خصوصی و عمومی در آن متجلی می شود(مدنی پور،( ۲۲ :۱۳۸۷ فضای شخصی فضایی انتزاعی در اطراف فرد است در عین حال این فضا عینی نیز هست به این معنا که فرد و دیگرانی که در نزدیکی او حضور دارند بر سر حد و حدود این فضا به توافق رسیده اند.(همان (۴۰: اما اهمیت فضای شخصی این است که نه تنها یک قلمرو فردی را بلکه بخشی از فضای گروهی را نیز معنا می بخشد و فقط در زمینه رویارویی های اجتماعی و نه به عنوان یک قلمرو مطلق شکل می گیرد. حق حریم خصوصی بخشی اجتناب ناپذیر از انسانیت خودمان است.

-۲ عرصه عمومی-عرصه خصوصی:

مفاهیم عرصه عمومی و خصوصی باید در چهار چوب مفهوم کلاسیک از “خود” مورد بررسی قرار گیرند. در این چارچوب، “خود مستقل” قلمرو خصوصی را تحت کنترل داشته اما با دیگران که بر قلمرو های خصوصی خودشان کنترل دارند نیز ارتباط برقرار می کند تا قلمرو عمومی را بسازند که از کنترل خصوصی فراتر رود. (مدنی پور، (۳۴ :۱۳۸۷ لایه حریم خصوصی که حفاظت از فرد را قطعی می کند تا مقیاس های بزرگتر و پیچیدگی های عمیق تر در سطوح بالاتر گسترش می یابد. فضای شخصی، نامرئی و قابل حمل است و هنگامی که بسط داده شود و نهادینه شود به شکل حقوقی ملک یا به شکل صمیمی خانه در می آید که شکل هایی ثابت از حیطه و قلمرو خصوصی هستند. ملک خصوصی فضای قابل رویت و ساکن و ایستای عرصه خصوصی است. اگر بنا باشد “فضای شخصی” فضای اجتماعی_روانشناسانه و “بین شخصی” برای حفاظت و برقراری ارتباطات با دیگران تلقی شود، “ملک شخصی” موجودیتی نهادینه شده و حقوقی است که بعد شخصی و غیر شخصی را در هم ترکیب می کند.(همان: (۵۸ جدایی فضای درونی و بیرونی مانند سایر تمایزات بین خصوصی و عمومی متکی است به مرزی که همان بدن انسان است. به عبارت دیگر بدن بین خودآگاهی و جهان واسطه گری می کند. بدن مرز بین دو حوزه است واسطی است که از طریق آن دو حوزه به یکدیگر مرتبط می شود. تعریف عرصه عمومی وابسته است به این که عرصه خصوصی در کدام لایه (ذهن، بدن، تملک یا خانه) دیده شود که در هر یک از این لایه ها عرصه عمومی می تواند معنایی مرتبط ولی متضاد با عرصه خصوصی داشته باشد. قلمرو خصوصی می

۴

تواند متشکل از یک یا تعدادی از این لایه ها با شهر و به موازات آن، قلمرو عمومی می تواند بر اساس همان لایه ها تعریف شود.(مدنی پور،(۱۳۷ :۱۳۸۷ عرصه عمومی شهر در مقابل عرصه خصوصی خانه خود نیز در لایه های خود به فضاهای عمومی تر و خصوصی تر تقسیم می شود.

شکل(:(۱ فضای شخصی فضایی انتزاعی در اطراف فرد است.۱ شکل(:(۲ فضای شخصی در ارتباطات متراکم شکسته می شود و در نفوز جمع قرار می گیرد.۲

-۳ فضاهای عمومی

شهر ترکیبی است از فضاهای خصوصی و فضاهای عمومی که به گونه ای پیچیده در یکدیگر تداخل یافته اند. فضاهای خصوصی در فاصله ای اندک از فضاهای عمومی قرار گرفته اند و به این ترتیب افراد می توانند به سرعت در این فضاها، جابه جا شوند. این امر می تواند هم نوعی امتیاز، هم نوعی مشکل در شهر به حساب آید. امتیاز از آن رو که فرد می تواند خصوصی بودن را برای خود انتخاب کرده و تنها در موارد علاقه مندی خود وارد فضای عمومی شود. ورود به فضای عمومی در شهر، تماس هایی اتفاقی و کوتاه مدت و گذرا هستند. اما مشکل از آنجا ناشی می شود که به هر دلیل، خصوصی بودن فضاها نتواند در برابر نفوز فضاهای بیرونی تاب آورد و افراد ناچار باشند به رغم علاقه خود دائما فضاهای عمومی یا اثرات بیرونی فضاهای خصوصی (مزاحمت های همسایگی) را تحمل کنند. اما تا آنجا که فضای خصوصی بتواند در حد خود حفظ شود، شهر می تواند به شکل آرمانی باقی بماند. جین جاکوبز، منتقد معماری امریکایی، همین خصوصیت شهر را از بزرگ ترین امتیاز آن می شمارد: پیاده روهای شهری، به گمان او، کارکرد ایجاد جو اعتماد و نزدیکی بین افراد و صمیمیت یک محله را به وجود می آورند بدون آنکه برای این افراد تعهدی (به شکل همبستگی گروهی) ایجاد کنند. به عبارت دیگر افراد در پیاده روهای شهری می توانند تا اندازه ای از »ناشناسی« خود بیرون بیایند بدون آنکه حوضه زندگی خصوصی خود را از دست بدهند. در چنین شهرهایی همراهی هویت گروهی فرد در حرکات کالبدی او در شهر سبب می شود که نوعی کنترل اجتماعی سنگین بر وی همواره باقی بماند.(فکوهی،(۲۴۴ : ۱۳۸۹