-۱مقدمه

نوجوانی، مرحلهای حساس و تعیینکننده است.رشد جـسمانی، فـیزیولوژیک، تجربه بلوغ و تجربههای اجتماعی خاص این دوران، موجب میشود که فرد طی تعامل بامحیط پیـرامون،بـا سـؤالاتی از قبیل:»من کیستم؟«، » اطرافیان من کیستند؟«،»چرا اطرافیان من اینگونهاند؟«، »چرا دیگران این گونه نیستند؟« مواجه گردد. تلاش بـرای پاسـخ دادن به این سؤالات منجر به شناخت خود و درک تمایز خود از محیط پیرامون مـیشود.هـرچه تـوانایی فرد برای پاسخ به این قبیل سؤالات بیشتر باشد،توانایی او برای ارائه مجموعه صفات منسجم از خـود بـیشتر است که این امر،نشانگر هویت منسجم در فرد میباشد.همچنین عدم تـوانایی فـرد بـرای پاسخ گویی به این قبیل سؤالات،نشانگر»بحران هویت«در اوست.(مریدی وتقی زادگان،۱۳۸۶ص.(۱۴۶

خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته وجامعه برآن بناشده است.چگونگی وکیفیت عملکردخانواده درتحقق وظایف خویش شاخص مناسبی جهت ارزیابی عملکردجامعه می باشد.هرچه خانواده دارای عملکردخوب وسالم تری باشدبه همان نسبت ثبات وسلامت جامعه بیشترتأمین شده است وبرعکس هرچه خانواده ازعملکردبدتروآشفته تری برخوردارباشد،به همان نسبت جامعه بیشترتهدیدشده است.بنابراین هیچ جامعه ای نمی تواندادعای سلامت کند،مگرآنکه ازخانواده ای سالم برخوردارباشد(رجایی وتیموری وساقی،.(۱۳۸۷ ازطرفی خانواده،هـسته ی اولیـه ی شکلگیری هویت فرد است و این امر از هـنگام تـولد و آن گـاه آغاز میشود که پدر و مادر با »نامگذاری«کـودک خـود،جایگاه یا موقعیت ویژهای به فرزند خود میدهند.از آن پس،با رشد تدریجی کـودک طـی چند سال،تعلقات خانوادگی او بـیشتر و بـیشتر میشود تـابه نوجوانی بـرسد(سبحانی جو،۱۳۸۳ص.(۴۰امروزه اغلب روانشناسان، رشد انسان راشامل رشدجسمانی،اجتماعی،عقلانی وعاطفی می دانند. رشد و تحول به تغییرات در ساختار و کاربرد ویژگی های انسان مربوط است.تغییرات به طورمداوم روی می دهندآنهایکسان نیستند.اماازتعامل وراثت ومحیط،نشأت می گیرند.(خلیلی شورینی،۱۳۷۷ص .(۴۷شواهدگواه براین امرهستندکه تغییرات برجسته دراندام های بدن دردوران نوجوانی به مراتب بیش ازتغییرات عقلانی است.چنین به نظرمی رسدکه ماهیت هوش ازدوران کودکی تابزرگسالی تغییرنمی نمایدبه استثنای تغییرات تدریجی که باکسب معلومات وتجارب حاصل می گردد.بدیهی است چنین تغییرات کیفی نبوده ودرزمره اعمال عقلانی نخواهدبود.یکی ازوظایف اصلی واساسی رشددردوران نوجوانی، بدست آوردن هویت خویشتن است.فردجوان درمعرض نقش هاوارزش های اجتماعی بسیارقرارمی گیردکه بایدازمیان آنها،انتخاب لازم راانجام دهدتاپایه واساسی برای رفتارمناسب خویش،پی ریزی نماید (همان،ص.(۵۳ دوران نوجوانی،از اهمیت ویژهای برخوردار است و سـرنوشت و آیـنده فرد به تصمیمات درست و منطقی او در این دوران گره خورده است. اریک اریکسون۱ در نظریه ۸ مـرحلهای خـود،دوره ی نوجوانی را دوره ی بحران مینامد کـه در آن فـرد به انسجام هویت یا آشفتگی هویت میرسد. آنچه مهم بهنظر میرسد،این است که بحران هـویت هـرچه بیشتر ادامه یابد، اثرات وخیمتری بر شخص میگذارد و سبب میشود فرد نتواند از تواناییهای خود استفاده کـند.بـخش قـابل توجهی از افسردگیها،احساس پوچیکردنها و دل مشغولیهای بیهدف و بیهوده نتیجه ی بیهویتی است.لذا شناسایی عـوامل مـؤثر بـر شکلگیری هویت نوجوانان بسیار مهم بهنظر میرسد.پژوهشها نشان میدهند که عوامل متعددی در شـکلگیری هـویت نـوجوانان دارای نقش و اهمیت هستند. از جمله این عوامل میتوان به خانواده،مذهب، مدرسه،محلزندگی،نهادهای اجـتماعی و مـذهبی و رسانههای گروهی اشاره کرد(احدی و جمهری، .(۱۳۸۰ بهنظر میرسد،از میان عوامل یاد شده، خـانواده از اهـمیت بـیشتری برخوردار باشد؛زیرا خانواده محیطی است که در آن کودک چشم به دنیا میگشاید،تحول خـود را آغـاز میکند،شخصیتش پایهریزی میشود و سعادت یا شقاوت وی ریشه میگیرد(احدی و محسنی،۱۳۷۲به نقل ازنجفی.(۱۳۸۳ باتوجه به مطالب فوق، دراین مقاله سعی شده است تاتأثیرخانواده بربحران هویت نوجوانان موردبررسی قرارگیرد.

۱ Erik Erikson

روانشناسی و سلامت اجتماعی

-۲هویت وبحران هویت چیست وچه مفهومی دارد؟

هویت عبارت است ازافتراق وتمایزی که فردبین خودودیگران می گذارد.هویت شخصی سازه ای روانی-اجتماعی است وطرزفکروعقایدونحوه ی ارتباط فردبادیگران راشامل می شود(احمدی،.(۱۳۷۵مفهوم هویت به دوبعدذهنی وعینی تقسیم می شود.بعدذهنی آن درواقع گرایش واعتمادفردبه دیگران وبعدعینی، مشارکت اجتماعی فردراشامل می شود(شریفی وکاکاوندی،۱۳۸۹ص.(۱اصطلاح هویت به معنای مجموعه ای ازعوارض واوصاف پایداراست که به اعتبارآن، فردازدیگران متمایزمی شود.این اصطلاح دردهه ۱۹۶۰ و۱۹۷۰درروانشناسی فردی وجمعی وسپس درجامعه شناسی کاربردفراوانی یافته است.این اصطلاح حکایت ازکشف جدیدی نداشته،چون باالفاظ دیگری چون منش وشخصیت،بیان می شده است.شایدیکی ازعوامل رواج این اصطلاح به دلیل تحقق پدیده ای است که امروزبه آن»بحران هویت«می گویند.به عبارت دیگربرای عده زیادی ازروانشناسان وجامعه شناسان موضوع مهم نه خودهویت، بلکه بحران هویت است(حاجیانی وهمکاران،۱۳۸۷ص.(۱۲یکی ازبحران های مهم درطول زندگی، بحران هویت است که درنوجوانی اتفاق می افتدودرسازگاری شخصی، روابط اجتماعی، پیشرفت تحصیلی وطرح ریزی شغلی نوجوان اختلال عمده ای ایجادمی کند.»من کیستم؟«این سؤالی است که ذهن هرفرد،به ویژه جوانان ونوجوانان رابه خودمشغول می کندوبرای یافتن پاسخ همین سؤال افرادرابه جست وجوی خویشتن وکسب هویت برمی انگیزد.دردوران نوجوانی، به موازات رشدفیزیکی، شناختی، عاطفی واجتماعی هویت یابی اهمیت خاصی پیدامی کند.بسیاری ازنوجوانان باشورزیادی ازخودمی پرسند: جایگاه اجتماعی من کجاست؟شغل آینده من چیست؟رشته تحصیلی من چه خواهدبود؟سرانجام باچه کسی ازدواج خواهم کردوارزش های اخلاقی وفلسفی من چه خواهندبود؟(دهشیری، بی تا).

بحران هویت به وضعیتی گـفته مـیشود که فرد یا جامعه، هوشیاری و آگاهی لازم را نسبت به خود از دست بدهد و حالت مردد و ناپایدار به خود بگیرد.(ربانی،۱۳۸۱ص (۲۳ روانشناسان از بحران هویت فرد و جـامعه تـعریفهای متفاوتی ارائه دادهاند.برای مـثال»عـدم موفقیت نوجوان«در شکل دادن به هویت فردی خود،اعم از اینکه به علت تجارب کودکی یا شرایط نامساعد فعلی باشد،بحرانی ایجاد میکند که بحران هویت یا سرگشتگی نام دارد.( شرفی، ۱۳۸۰ص (۱۸در تـعریف دیـگری،اریکسون۱ بحران هویت را»عدم توانایی نوجوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد«،به کار برده است.(همان)روشن است که همین حالت بحران میتواند فراتر از فرد در زمینه ی اجتماعی نیز بروز کـند و بـحران اجتماعی بـه وجود آورد.در نتیجه ی این بحران،جامعه وفاق و همبستگی خود را از دست میدهد و از پیگیری آرمانهای اساسی زندگی خود دور میماند کـه به تبع آن افراد نیز دچار سرگشتگی و سردرگمی میشوند.در حالت بـحران هـویت اجـتماعی،افراد نقش خود را در گروه نمیدانند و در سطح کلانتر،جامعه نیز کارکرد خود را از دست میدهد و دچار سردرگمی میگردد،نـهادهای اجـتماعی از حالت تعادل خارج میشوند و منزلت اجتماعی افراد لطمه میبیند(سبحانی جو،۱۳۸۳ص.(۲۳ مشکلی که درواژه ی بحران هویت وجوددارد، نشانگراین معناست که فرآیندکسب هویت،آسیب زااست.امااریکسون اضافه می کندکه بحران هویت یک دوره تصمیم گیری بهنجاراست، نه دوره ناگهانی وبدون نظم یااجباراًهمراه باتنش واضطراب.تحقیقات اخیرنیزحاکی ازآن است که بیشترنوجوانان به اندازه ی کافی»من«نیرومندی دارندتابامشکلات همراه باهویت خوب مقابله کنند(کلمن،۱۹۸۷به نقل ازبیابانگرد،۱۳۷۶ص.(۱۲۵

-۳نوجوان وهویت یابی

اریکسون اولین کسی بود که هویت را به عنوان پیشرفت مهم شخصیت نوجوان و گامی مهم به سمت تبدیل شده به بزرگسال ثمربخش و خوشحال تشخیص داد.تشکیل هویت عبارت است از اینکه مشخص کنید چه کسی هستید،برای چه چیزی ارزش قایلید، وتصمیم گرفته اید چه مسیری در زندگی دنبال کنید.(برک۱۳۹۲ص(۶۸

۱ Erikson

روانشناسی و سلامت اجتماعی

Psychology and Social Health

آنا فروید۱درکتاب»مطالعه روان کاوانه کودک« درمورد نوجوانی می نویسد: »اگرکودکی دردوران نوجوانی متعادل بماند، نابهنجاراست. چون تظاهرات دوران نوجوانی شبیه نشانه های روان رنجورانه، روان پریشانه یاغیراجتماعی است ونمی توان آن هاراازبیماری های روانی متمایز ساخت )«فروید۲،۱۹۵۸به نقل ازهربرت ۳،۱۳۷۸ ص.(۲۲۲ دردهه ۱۹۶۰یک روان پزشک کودک به نام گیلسپی۴ درکتاب»مبانی روان پزشکی کودک«نوشت:»تناقض هاوناهماهنگی های حیرت آوردوران نوجوانی که حاکی ازبی ثباتی شدیدنوجوانان است،گاهی ماراوادارمی کندآن رابابیماری اسکیزوفرنی اشتباه بگیریم)«گیلسپی،۱۹۶۸به نقل ازهربرت،۱۳۷۸ ص.(۲۲۲اریک اچ،اریکسون(۱۹۶۳)۵ ازهشت مرحله زندگی انسان صحبت به میان آورده است که هردوران عهده داروظیفه ای درارتباط بارشدفردمی باشد،وظیفه مرحله ی نوجوانی واوایل بزرگسالی درزیرآورده می شود.

-۱-۳ هویت یابی در برابرآشفتگی نقش ( ۱۲تا ۱۸سالگی ) :

» هدف دراین مرحله تکامل هویت »خود« است. یعنی بدست آوردن اطمینان کافی ازیکنواختی هویت وتداوم آن . خطردراین مرحله،آشفتگی نقش به ویژه شک کردن درهویت جنسی وشغلی است.اگرنوجوان دریکی کردن نقش هادرموقعیت های گوناگون،چنان موفق شودکه درادراک ازخویش به تداوم برسد،هویت ایجادشده است.واگرنتوانددرجنبه های مختلف زندگی به ایجادحس پایداری برسد،آشفتگی نقش ایجادمی شود)«خلیلی شورینی،۱۳۷۷ص.(۳۹ازآنجاکه نوجوانی،دورانی است که تلاش بسیاربرای شناختن هویت»خود«به کاربرده می شود،باپیشرفت هردوره ی نوجوانی،ثبات دررفتار،افزایش می یابد.هویتی که هرنوجوان بامقداری جرح وتعدیل درنهایت می پذیرد،شبیه خوداوست.(به استثنای سازش هایی که فرد،هنگام برخوردباواقعیت می پذیرد.)لازم است بزرگسالان،نوجوانان راقبل ازآنکه بحران هویت درنوجوانی ظاهرگرددباجزئیات هرنقش،پذیرش خودوقبول دیگران آشناسازند(همان ص.(۴۳

-۴رابطه هویت وخودپنداره

دیدگاه اریک اریکسون درموردپیدایش هویت بسیارمعروف است.ازنظراریکسون(۱۹۶۸و(۱۹۶۵دراین مرحله نوجوانان بایک چالش یاتکلیف خاص روبه روهستندوآن »هویت«ویا»آشفتگی هویت«است که مقابل یکدیگرند.نوجوانان پس ازرهاکردن نقش های کودکانه بااین پرسش مشغول می شوندکه »کی هستم؟« سپس برای یافتن پاسخ این پرسش،هویت هاونقش هاوروابط مختلفی راامتحان می کنند.آن هادراین خودکاوی به آزمایشگری متوسل می شوند.برخی ازآن هاخیلی زودصاحب یک خویشتن ناپخته می شوند»بسته شدن زودهنگام هویت.«عده ای هم خیلی دیرخودرامی یابند.وقتی پسرهاودخترها هویت روشنی کسب نمی کنندوهویت خودرانمی یابند،ممکن است دچارافسردگی وحتی ناامیدی شوند.این احساسات به اضافه احساس پوچی وسرزنش خویش برخی ازنشانه های»آشفتگی هویت«موردنظراریکسون است.مهم ترین شرط سازگاری روان شناختی مطلوب درامرتحصیل ودرسایرشئونات زندگی،هماهنگی خودپنداره(یعنی همان کسی که هستیم)وخودآرمانی(یاهمان کسی که می خواهیم باشیم)است(آزوبل۶ وهمکارانش،.(۱۹۵۴ اختلاف زیادبین این دو(یعنی داشتن خودپنداره ی منفی)موجب اضطراب،عدم شادی ونارضایتی می شود(کراندال۷ وبلاگی،.( ۱۹۴۵داشتن نگرش های مثبت درموردخود،ازجمله اجزای اصلی بهداشت روانی،وخودپنداره منفی ازجمله زمینه های مهم ناسازگاری محسوب می شود(کوپراسمیت۸،.(۱۹۶۷ نوجوانانی که خودپنداره ی مثبتی دارندازاحساس اضطراب رنج نمی برند.آن هابه ادراک ها و واکنش های خویش اطمینان دارندومطمئن هستندکه تلاش هایشان نتیجه خواهدداد.برخوردآن هابادیگران نیز برمبنای این انتظاراست که باآن هاخوش رفتاری خواهدشد.البته خوش بینی

۱ Anna Freud 2 Freud 3 Herbert 4 Gillespie 5 Erik.Erikson 6 Ausubel

۷ Crandall and Bellugi× ۸ Cooper Smith

روانشناسی و سلامت اجتماعی

Psychology and Social Health

آن هابی دلیل نیست ومبتنی برسنجش دقیق آن هاازتوانایی ها،مهارت های اجتماعی وخصایص شخصی خوداست.آن هاخجالتی نیستندیابامشکلات خویش اشتغال وسواسی ندارند.همچنین،درمقایسه بانوجوانانی که عزت نفس ضعیفی دارند،کمترمبتلابه اختلالات روان تنی هستند(هربرت۱،۱۳۷۸ ص۲۲۸و.(۲۲۷ ریدان و گریفینگ(۱۹۸۳)۲معتقدند ارتباط مثبت پدر و مادر با فرزند برای رشدیک خود پنداره نیرومند که بتواند از مشکلات رفتاری پیشگیری کند دارای اهمیت زیادی است.رشد و پدیدآیی هویت یک جستجوی فعالانه و یک تعهد ضروری برای رسیدن به نقطه نظرات شخصی ،قواعد اخلاقی، اهداف و آرزو های زندگی فعلی و آتی نوجوانان است، که نوع پرورش فرزند والدین می تواند در تکامل آن اثری مثبت داشته و ی به عنوان مانعی در راه رسین به هویت سالم عمل کند.(اریکسون،۱۹۶۸، به نقل ازامانی و گرم خانی،:۱۳۹۳ص(۵۳۳