مقدمه :
خبر چسيت؟ پرسشي كوتاه كه پاسخ جويي براي آن بخش وسيعي از ادبيات
روزنامه نگاري را شكل داده است.
خبر، گزارش واقعيتهاست، اما خر واقعيتي را نمي توان خبرناميد.
در اين تعريف به اين دليل نمي توان هر واقعيتي را خبر ناميد كه فلان واقعيت مثلا بر همگان روشن است، نو نيست و چون كهنه است، قابل طرح نيست و وقتي واقعيت تازه نيست، نمي تواند جنبه خبري داشته باشد.

خبر، پيامي است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد.
خيلي از خبرها به چاپ مي رسند، اما روز بعد يا مدتي بعد تكذيب مي شوند. بنابراين، تعريف فوق نيز فقط بخشي از مفهوم خبر را در بر مي گيرد، اما در عين حال بايد افزود كه بر خلاف پيشين، كه خبر را گزارش مي خواند، در اين تعريف، خبر پيام ناميده مي شود.
خبر، الزاما گزارش رويداد جاري(تازه) نيست.

چرا؟ زيرا كه ممكن است كه جنبه هاي تازه اي از يك رويداد كهنه و قديمي، و به عبارت ديگر زواياي جديدي از انچه را كه قبلاً رخ داده است، اشكار كند بنابراين به يك موضوع قديمي، يك وجه تازه خبري بدهد.
رويدادي است كه قرار است اتفاق بيفتد.

خبرهايي نظير اينكه «فردا برف خواهد باريد»، «كنكور سراسري هفته آينده برگزار
مي شود» و يا «سمينار مطبوعات بهار آينده تشكيل مي شود»، از جمله خبرهايي هستند كه مشمول تعريف فوق قرار مي گيرند.
اگر يك نفر سگي را گاز بگيرد، خبر است، ولي به عكس اگر سگي، فردي را گاز بگيرد، خبر نيست.
اين تعريف از جمله تعاريف كلاسيك، كه در تبيين مفهوم خبر به كار گرفته مي شوند، به حساب مي آيد.
اطلاعات مربوط به آنچه رخ داده است، خبر ناميده مي شود.

اخبار اقتصادي در صفحات وسط مجله درج شده اند»، «بازارهاي مالي با شنيدن اخبار كاهش قيمت ارز دچار شوك شدند.»
اين دو اطلاع، هر دو حكم همان اطلاعاتي را دارند كه در تعريف، خبر، نام گرفته است. بر اساس اين تعريف، خبر اطلاع است.
خبر، مجموعه اي از لغات و عبارات است كه وقوع يا انجام كاري را اطلاع دهد.

اين تعريف اگرچه بركاربرد اطلاع رسان خبر متمركز است، اما آن را مجموعه اي از لغات و عبارات مي داند.
خبر، گزارش يك رويداد است، آنچه يك گزارشگر مي نويسد، خبر ناميده مي شود.
از اين تعريف اين نكته استنباط مي شود كه خبر (news) با اتفاق يا رويداد (Event) فرق دارد. ممكن است كه آنچه گزارش مي شود، عينا مانند واقعه اي كه رخ داده است، نباشد و فقط جنبه هايي از آن رويداد را منعكس كند. در اين تعريف كوشش مي شود تا اين نكته روشن گردد كه ميان حقيقت رويداد و واقعيت خبر تفاوت وجود دارد.

خبر، شامل هر انديشه و عمل واقعي است كه براي عده كثيري از خوانندگان جالب است.
اين تعريف،«چيستي» خبر را انديشه و عمل واقعي قلمداد مي كند. حال آنكه به وسيله مفاهيمي كه تا كنون ارائه شده اند به چيستيهايي نظير:گزارش واقعيت، پيام، رويداد، مجموعه لغات و عبارات و گزارش يك رويداد رسيده بوديم.
خبر، هر موضوع جاري روز است كه به علت جالب بودن و طرف توجه قرار گرفتن آن از جانب خوانندگان، در مطبوعات منتشر مي شود.
در اين تعريف به خبر عمدتا از وجه موضوع جاري قابل درج در رسانه هاي نوشتاري نگريسته مي شود، زيرا كه در آن بر اينكه طرف توجه خواننده باشد تأكيد مي شود و مثلا توجهي به شنيدن بودن خبر و يا ديداري بودن آن ندارد.

خبر، نقل واقعي و عيني حوادث جاري مهم است كه در روزنامه چاپ مي شود و مورد توجه خوانندگان قرار مي گيرد.
اگر از عبارت نقل واقعي و عيني و صفت مهم صرف نظر كنيم، اين تعريف تا حدود زيادي به تعريف پيش شباهت دارد.
گزارش مناسب، خلاصه و دقيق يك رويداد است، نه رويداد.
تفاوت اين تعريف با تعاريف پيشين، مناسب،خلاصه و دقيق توصيف كردن گزارش است. در غير اين صورت، بر همان مميزه پيشين كه خبر خود رويداد نيست، تأكيد
مي ورزد.

خبر، نخستين گزارشي از يك حادثه با معناست كه مورد توجه عامه قرار مي گيرد.
«چيستي» اين تعريف حادثه با معناست، ضمن آنكه اين حادثه با معنا هنگامي خبر است كه نخستين گزارش از آن به مردم داده مي شود.
اشكال اين تعريف در اين است كه به پيگيري خبر و پيامدهاي خبر بي توجه است. افزودن بر اين، نمي شود كه به درستي مفهوم با معنا را تشريح كرد و معيارهاي ارزيابي آن را شناخت.

خبر، انتشار منظم جريان وقايع و آگاهيها، و دانشهاي انساني و نقل عقايد افكار عمومي است.
در اين تعريف، جنس خبر را وقايع، آگاهيها، دانشهاي انساني، عقايد و افكار عمومي تشكيل مي دهند و شرط آن نيز انتشار منظم است.
خبر، نقل ساده و خالص وقايع جاري است.
خبر، اعلام و بيان وقايع جالب زندگي اجتماعي و نقل عقايد و افكار عمومي است.
مضامين اين دو گزاره كمابيش در تعاريف پيشين بيان شده اند و تكرار، ضرورتي ندارد.
خبر، مردم است.

يكي ديگر از تعاريف معروف مربوط به خبر متعلق به يكي از بارونهاي مطبوعاتي انگليس يعني لرد نورث كليف (Lord North cliffe) ،(۱۸۶۹ تا ۱۹۲۲) است. كليف، كه صاحب چندين رسانه در انگليس بود و از غولهاي رسانه اي عصر خود به حساب
مي آمد، در جريان كار حرفه اي به چنين تعريفي از خبر رسيد:
خبر، چيزي است كه يكي مي خواهد آن را در جايي سركوب كند و آنچه مي ماند، آگهي است.
از نظر كليف، خبر بايد تأثيرگذار باشد و نه خنثي و در عين بخاطر پول درج نشده باشد.
خبر، چيزي است كه روزنامه نگاران آن را مي سازند.

خبر، نتيجه شيوه هايي است كه روزنامه نگاران آنها را به كار مي گيرند.
خبر، ماده اوليه روزنامه است. اين هم تعريف ديگري از خبر است كه غالبا در متون آموزشي دوره هاي مقدماتي روزنامه نگاري به چشم مي خورد.
خبر محصول جهان سياسي و اجتماعي يي است كه آن را گزارش مي كند.

خبر يك روش و رويه است؛ از اين ديدگاه، خبر، جهان را منعكس نمي كند. بلكه به جهان شكل مي دهد، خبر به طرزي اجتماعي ساخته مي شود و نه تنها به انعكاس بيطرفانه واقعيت اجتماعي و حقايق تجربي نمي پردازد، بلكه در ساخت اجتماعي واقعيت مداخله مي كند.
خبر بايد فورا، پس از حادثه به جريان افتد، براي عموم جالب باشد، حاوي اطلاعات تازه باشد، خنثي نباشد و ادراكات فرهنگي جوامع خاص خود را منعكس نمايد.
خبر يك حق اجتماعي است، نه يك كالاي تجاري.

ارزشهاي خبري
خبر، گزارشي است كه در آن كوشش مي شود تا وجوهي از تصوير جاري يك رويداد و يا فرايند كه مورد توجه مخاطب است، فراهم آيد.
ارزش خبري چيست؟
بايد تازه تر از بقيه رويدادها باشند، براي مردم مهم باشند، تكليف آنها كاملا روشن باشد، مربوط به چهره هايي باشند كه مردم بر روي حرف آنها حساب مي كنند.

ارزشهاي خبري
ارزشهايي كه در روزنامه نگاري معاصر تقريبا حالت معيار مطلوب(استاندارد) به خود گرفته اند. اين ارزشها در سراسر جهان براي روزنامه نگاران آشنا و شناخته شده هستند.
دربرگيري (Impact):
رويداد داراي ارزش خبري دربرگيري است كه برتعداد فراواني از افراد جامعه تأثيرگذار باشد، و اصلا مهم نيست كه اين تأثير مثبت است يا منفي، مستقيم است يا غير مستقيم و مثلا خبر ضرورت تعويض شناسنامه ها، يك خبر داراي دربرگيري است زيرا كه براي همه مخاطبان مهم است و همه آنان را در بر مي گيرد.
شهرت (Fame/ prominence)

اشخاص، اشياء و نهادهايي كه داراي شهرت هستند، از ارزش خبري برخوردارند.
اين ارزش خبري به خودي خود كاملا گوياست. البته در اين باره ديدگاهي منتقدانه وجود دارد كه طرح آن ضروري است. به اين معني كه در اين ديدگاه، اعتقاد بر اين است كه خبرها، مردم عادي را پوشش نمي دهد، چونكه اينان از شهرت برخودار نيستند.

برخورد، اختلاف و درگيري (conflict):
اين گونه از رويدادها حاوي برخوردهايي هستند كه در شكل هاي گوناگون جلوه گر مي شوند. اين برخوردها ميان افراد، گروهها و ملتها صورت مي گيرند. اين برخوردها به شكل انسان عليه انسان، انسان عليه محيط و انسان عليه طبيعت، فجايع طبيعي و حوادث مربوط به حيات وحش قابل پيگيري هستند.
استثنا و شگفتي (oddity):

اين نوع رويدادها از وجه غير عادي بودن و يا عجيب و استثنايي بودن از ارزش خبري برخوردارند.
به طور كلي اين رويدادهاي نادر را خوانندگان و مخاطبان خبرها تحت عنوان ترين ها مي شناسند: پيرترين فرد جهان، بلندترين آسمانخراش دنيا، كوچكترين كامپيوتر و مانند اينها.

بزرگي و فراواني تعداد و مقدار (magnitude):
اين ارزش خبري عمدتا به اعداد و ارقام مربوط مي شود. فرقي نمي كند كه اين ارقام مربوط به چيست، هر اندازه كه تعداد ارقام بزرگتر باشد- چونكه از جنبه فراگيري اهميت مي يابد- از ارزش خبري بيشتري برخوردار مي شود.

مجاورت (ptoximity):
مخاطبان رسانه ها ترجيح مي دهند كه ابتدا از خبرهاي مربوط به محله، شهر، كشور و كشورهاي همجوار خود اطلاعات كسب كنند. مجاورت به لحاظ ارزش خبري در دو شكل مورد گزينش قرار مي گيرد: جغراقايي و معنوي. مجاورت جغرافيايي مثل شهر، كشور و منطقه مجاور؛ و مجاورت هاي معنوي مثل مشابهت هاي فرهنگي، عقيدني، قومي، اجتماعي و مانندهاي آنها.

تازگي (Timelyness):
روزنامه اي از لحاظ خبري موفق تر است كه حاوي اخبار تازه تر و به عبارت بهتر حاوي اخبار به هنگام باشد. اگر خبر ديروز را امروز چاپ كنيم، تازگي خود را از دست داده است و خواننده رغبتي به خواندن آن نشان نمي دهد. پس هر اندازه كه فاصله وقوع رويداد و درج آن به عنوان خبر، نزديكتر باشد، خبر، تروتازه خواهد بود.

ارزشهاي دوازده گانه
اين دو پژوهشگر با اعلام يك مرحله اي بودن فرايند تبديل رويداد به خبر، دوازده عامل مؤثر بر گزينش خبر را مشخص كردند. به عقيده ايشان هشت ارزش نخست از آن دوازده ارزش، در همه جاي جهان به طرزي مشترك مورد استفاده روزنامه نگاران قرار مي گيرند و ربطي به مشخصه هاي فرهنگي ملل گوناگون ندارند. اما چهار عامل ديگر از نظر فرهنگي بر انتخاب اخبار مؤثرند و دست كم مي توان گفت كه اين چهار عامل در گوشه شمال غربي دنيا از جنبه فرهنگي، به طرزي يكسان و مشابه در امر گزينش اخبار به كار گرفته مي شوند.
اكنون نخست هشت ارزشي را كه با عوامل و معيارهاي فرهنگي در ارتباط نيستند، معرفي مي كنيم.

تواتر (Frequency)
آستانه (Threshold)
فقدان ابهام (Unambiguity)

معني دار بودن (Meaningfulness)
مجاورت فرهنگي (cultural proximity)
همخواني و هماهنگي (consonance)
غير منتظره بودن (Unexpectedness)
استمرار (continuity)

تركيب (composition)
ارجاع يا تمثيل به ملل برگزيده (reference to elite nations):
ارجاع به اشخاص برگزيده (Reference to elite person)
شخصيت سازي (personalization)
منفي گرايي (Negativity)

عناصر يا اركان خبر
اگر ارزشهاي خبري به اخبار شكل مي دهند،«عناصر خبري» اخبار را به نمايش
مي گذارند.
عنصرهاي تشكيل دهنده عناصر خبري
– چه كسي(كه)؟ (Who)؛

– چه چيزي(چه)؟ (what)؛
– كجا؟ (where)؛
– چه وقت(كي)؟ (when)
– چرا؟ (why)؛
– چطور (چگونه) (How)

نكته اي كه در اينجا بايد متذكر شد اين است كه در واقع بين عناصر خبري و ارزشهاي خبري رابطه مستقيم وجود دارد:
چه كسي شهرت؛
چه چيزي دربرگيري و شگفتي و فراواني؛
كجا مجاورت؛

چه وقت تازگي
همانطور كه مي دانيد دو عنصر چرا و چطور، ارزش تحليلي- توصيفي دارند، زيرا كه خواننده نمي داند كه رويداد چرا و چطور به تحقيق پيوسته است.
عنصر مهمي كه در روزنامه نگاران به تشخيص خود از ميان عناصر خبري انتخاب
مي كنند و در آغاز خبر («ليد» خبر كه آن خواهيم پرداخت) به كار مي گيرند تا خواننده را به خواندن خبر ترغيب كنند، عنصر جذاب (Feature) ناميده مي شود.
در جمله نخست فقط از دو عنصر:«چه كسي؟» و «كجا» استفاده شده است؛

جمله دوم از سه عنصر:«چه كسي»؟، «چه وقت؟» و «كجا؟» برخوردار است؛
جمله سوم حاوي عنصار:«چه كسي؟»، «چه وقت؟»، «كجا؟» و «چه چيزي؟» است.
چه كسي(كه)؟:
هرگاه خبري تهيه مي كنيم، بايد عوامل درگير در ماجراي آن خبر، و در اينجا به طور اخص، آدم و يا آدمهاي ماجرا را كه در پيدايش و وقع رويداد نقش داشته اند، دقيقا بشناسيم و آنان را در خبر خود معرفي كنيم.
اطلاعاتي نظير:نام، نام خانوادگي، سن، شغل، موقعيت.
چه چيزي(چه)؟

مواردي كه عنصر چه چيزي از ويژگيهاي فراواني دربرگيري برخوردار است، از آن به عنوان عنصر جذاب خبر استفاده مي كنند و آن را در پاراگراف اول خبر ارائه مي كنند.
چه وقت(كي)؟
رويدادها را نبايد بدون زمان ارائه كرد، خواننده بايد از زمان وقوع رويداد(گذشته، حال و آينده) اطلاع داشته باشد.
چرا؟ چطور؟
عناصر خبري چرا؟ و چطور؟ جنبه هاي تحليلي و توصيفي رويدادها را تبيين مي كنند. اين دو عنصر در بسياري از موقع با ديدگاههاي شخصي خبرنگارخواسته و ناخواسته- آميخته مي شوند و همه آنچه درباره بيطرفي خبري، عيني گرايي و پرهيز از جانبداري خبري گفته مي شود از همين دو عنصر سرچشمه مي گيرند.

سبكهاي خبرنويسي
در ميان روزنامه نگاران امروز چهار قسم سبك خبرنويسي مرسوم است:
۱-سبك هرم وارونه (Inverted pyramid)؛
۲-سبك تاريخي (chronological style)؛
۳-سبك تاريخي به همراه ليد (combination style)؛
۴-سبك پايان شگفت انگيز (surprise ending)؛
سبك هرم وارونه:

در سبك هرم وارونه قاعده عرم حاوي جذابترين، و در بسياري از مواقع حاوي مهمترين بخش خبر است و نوك آن- بخش انتهايي- حاوي بي اهميت ترين بخشهاي ماجرا است.
در واقع در سبك هرم وارونه مطالب با توجه به ميزان اهميت آنها از بالا به پايين تنظيم
مي شوند.
پاراگراف اول (ليد) در سبك هرم وارونه اصلي ترين بخش مطلب را در خود جا مي دهد.
سبك هرم وارونه عمدتا به دو منظور مورد استفاده قرار مي گيرد و مقبوليت دارد:
شيوه طبيعي نقل وقايع؛

مشخص شدن سريع تكليف خواننده با متن
سبك هرم وارونه علاوه بر مزاياي فوق دو مزيت ديگر هم دارد:
الف.چونكه اصل مطالب در پاراگراف اول(ليد) مي آيد، كار تيتر زدن هم آسان مي شود؛
ب.اگر به دليل تراكم مطلب قرار باشد كه از متن خبر كاسته شود، حذف پاراگرافهاي بعد كه حاوي مطالب بي اهميت تر هستند، امكان پذير است.
معايب سبك هرم وارونه:

خبرنگار به خاطر قدرت مانووري كه اين سبك از نظر جا به جاييعناصر خبري به او
مي دهد، قادر به اعمال نظر مي شود؛
خواننده چونكه اصل مطلب را در پاراگراف نخستين خبر، خوانده است، ممكن است كه از مطالعه بقيه خبر منصرف شود؛
كاربرد سبك هرم وارونه:
روزنامه نگاران از سبك هرم وارونه براي تنظيم خبرهاي مربوط به سمينارها، سخنرانيها و اخبار روزمره بهره مي گيرند.
سبك تاريخي

در سبك تاريخي بر خلاف سبك هرم وارونه مطالب به همان صورتي كه به لحاظ زماني تحقق يافته اند در قالب خبر ارائه مي شوند.
نكته مهم در خور ذكر اين است كه در اين سبك اين مهم نيست كه شما در كار تبديل چه مطلبي به خبر هستيد، بلكه مهم اين است كه از رهنمودهاي مقبول و متداول استفاده كنيد و اين موضوع با پيروي از فرمول فرق مي كند.
معايب سبك تاريخي

بايد دقت بيشتري را در مقايسه با سبك هرم وارونه، وقف خواندن خبر يا متني كرد كه به اين شيوه تهيه شده است؛
خواننده را خسته مي كند، چونكه طولاني است و لذا امكان ترغيب خواننده به خواندن ادامه مطلب كم مي شود؛
به خاطر طولاني بودن، مشكل تراكم مطلب، همواره وجود خواهد داشت؛
صفحه بندي و تهيه ماكت در شيوه سبك تاريخي دشوارتر از سبك هرم وارونه است.
سبك تاريخي به همراه ليد:
تلفيقي از دو سبك هرم وارونه و سبك تاريخي است و خاص پوشش دادن به خبرهاي شهري و حادثه اي.
سبك تاريخي به همراه ليد مي تواند آميزه اي از شكل فوق به علاوه يك ليد باشد يعني به اين صورت:
سبك تاريخي به همراه ليد در ميان روزنامه نگاران و به ويژه كساني كه رويدادهاي شهري و خبرهاي حوادث را پوشش مي دهند از جذابيت بسيار بالا برخودار است.

سبك پايان پگفت انگيز
سبك پايان شگفت انگيز از سبكهاي شيرين خبرنويسي است. در اين سبك فل ماجرا در پايان خبر باز مي شود و خواننده را شگفت زده مي كند. طبعا اين سبك به اين دليل پا به عرصه ادبيات روزنامه گيري گذاشته است كه به نياز نوجويي خواننده پاسخ دهد.
سبك بازگشت به عقب و سبك تشريحي

اكنون در پايان تبيين چهار سبك اصلي خبرنويسي به سبك بازگشت به گذشته و سبك تشريحي مي رسيم.
در سبك بازگشت به گذشته، كه نقطه مقابل سبك تاريخي است، متن خبر با آخرين بخش رويداد شروع مي شود و سپس سابقه و پيشينه ماجرا ارائه مي گردد. سبك بازگشت به گذشته، كه براي هر نوع خبري مناسب نيست، صرفا به كار ارائه خبرهاي نسبتا كوتاه مي آيد و بايد مراقب بود كه مطلب به شكلي عرضه نشود كه به درك آن لطمه اي وارد آيد.
گذارها:

در پايان بحث مربوط به سبكهاي خبرنويسي بايد به مبحث گذارها (Transition) نيز اشاره كرد.
استفاده از گذارها از اصلي ترين مهارتهاي خبرنويسي است. گذارها، واژه ها، عبارتها و پاراگرافهايي هستند كه استخوانبندي خبر را محكم مي كنند. گذارها، سيمان خبرها و عنصر جدا شدني آنهايند.

منبع و ليد
حوزه خبري (News beat/ news run):
روزنامه ها براي آنكه بيشترين بهره را از منابع خبري ببرند، به برخي از منابع خبري، به طرزي پيوسته رجوع مي كنند. اين منابع خبري كه به دليل خبرساز بودن، مورد توجه پيوسته روزنامه نگاران قرار دارند، حوزه خبري ناميده مي شوند.
اعتبار منبع (source credibility):
در انتخاب منبع خبري- به ويژه از وجه اعتبار و سلامت آن- بايد هوشيار بود و از نقش آن در تنظيم نقشه توزيع ثروت و قدرت اطلاع كافي داشت.