خلاصه

اگر چه خرد گرایی تعبیري فلسفی است که از سوي فیلسوفان شرح و بسط یافته است. اما، ” خرد گرایی هم چونان روش” از سوي نظریه پردازان و معماران، مورد توجهی ویژه قرار گرفته است. تا جایی که می توان به “ادبیات خرد گرایی معماري” اشاره کرد . مجموعه وسیعی از تحلیل ها، نظریه پردازي ها، و تفسیرهاي خرد گرایی ، از سوي معماران ونظریه پردازان معماري درچهار قرن (۱۷٫۱۸٫۱۹٫۲۰) نگاشته شده است.

در این میان، یکی از پرسش هاي کلیدي آن است که چگونه می توان از یک سو تفکرات فلسفی صرف را به حوزة عمل و نظر معماري وارد کرد، و از دیگر سو، خرد گرایی را درعمل، جهت تحلیل آثار معماري و خوانش محیط به کار گرفت؟براي پاسخ به پرسش دوم، شاید بهترین منبع ارجاع به نوشته هاي محققانی باشد که پیش تر در این راستا گام برداشته اند، و به تحلیل خرد گرایی آثار معماري پرداخته اند. اما علی رغم دامنه گستردة ادبیات خرد گرایی معماري، تحلیل هاي قابل توجه خرد گرایی ، چندان گسترده هستند، و این امر خود حکایت از آن دارد که دراین حوزه کار و تمرکز بیشتري شده است.این مقاله بر آنست تا با تکیه بر آراي رنه دکارت، نظریه پرداز ،ماریو بوتا ،معمارمعاصر که آثار وي در عرصه خرد گرایی معماري، تأثیري به سزا در گسترش این قلمرو داشته است، به بازخوانی چندي از آثاربرجسته وي بپردازد. در این راستا ابتدا وجوه عمدة نظریه خرد گرایی وي معرفی خواهد شد، وسپس با مروري بر تحلیل فوق، نحوة کاربست نظریه خرد گرایی وتوانمندي هاي آن مورد توجه قرار خواهد گرفت.

کلمات کلیدي: معماري ، خردگرایی در معماري ، رنه دکارت ، ماریو بوتا ، روند و فرآیند طراحی.

مقدمه

خرد گرایی در اصل تعبیري نه معمارانه، بلکه فلسفی است. بدین معنا که در آغاز، این فیلسوفان بوده اند که این واژه را جهت بسط تفکرات فلسفی شان به کار برده اند. براي فیلسوفان، خرد گرایی روشی است براي حل مشکلات واقعی و عینی از طریق فرآیند هاي خرد گرایانه . در این معنا مبانی خردگرایی در تضاد با اکسپرسیونیسم شکل گرفته بودند. اگر وجه مشخصه ي اکسپرسیونیسم یک بدبینی تسلیم شده بود که به نیروهاي تاریک احساسات تند و هیجانی پر قدرت اعتبار می داد ، خردگرایی ملهم بود از یک خوش بینی مصمم که مبارزه با واقعیات را فعالانه پذیرفته بود. در آن موضوع درون نگري محلی از اعراب نداشت ، در عوض برخوردار از یک آمادگی سخاوتمند براي ورود به مباحث محیطی و تغییر آن بود .

دومین همایش ملی پژوهش هاي کاربردي در »مهندسی عمران، معماري و مدیریت شهري«

nd National Conference on Applied Researches in Civil engineering, Architecture and Urban planning٢

سابقه استفاده از واژة خرد گرایی به رنه دکارت می رسد. دکارت بود که این واژه را در قالب روشی کاملا نو بسط داد

.اگرچه بعدها توسط پست مدرنیست ها و فلاسفه پست مدرن از جمله میشل فوکو مورد انتقاد قرار گرفت ولی با این حال از جمله جریانات قرن هفده بود که تا قرن بیست فراگیر شد.

در این میان، عرصه نظر و عمل معماري، یکی از مهمترین عرصه هایی است که در آن خرد گرایی حضوري درخور توجه داشته است. خرد گرایان معماري با مد نظر قراردادن قابلیت هاي خرد گرایی در هر دو قلمرو نظر و عمل، دغدغه هاي بنیادین آن را چونان نقطه عزیمت کار خود قرار داده و سعی کرده اند تا با تحلیل معمارانه آنها، درکی متفاوت و نو از معماري و محیط ارائه دهند. در این میان، نوشته ها و تحقیقات متعددي صورت گرفته که در آنها روش خرد گرایی اصل و مبنا بوده است. اما، همواره این پرسش براي معماران جدي بوده که چگونه می توان آموزه هاي نظري عقلی را در عمل به کار بست و در تحلیل و خوانش محیط به کار گرفت. در این میان، آلدوروسی برادران کریر،ماریوبوتا معماران راه گشا هستند.

در این نوشتاربه فعالیت هاي برجسته کشورهاي مختلف در زمینه معماري خردگرایانه وبررسی آثار یکی از معماران خرد گرا (ماریو بوتا )می پردازیم که با توجه به تحلیل کارهاي بوتا و ترسیم روند وفرآیند طراحی وي معماري خرد گرا یانه وویژگی آن را می آموزیم.

.۲پیشینه تاریخی خردگرایی

دوره مدرنیته با ابداع سوژه مدرن توسط رنه دکارت در قرن هفدهم میلادي آغاز شد.این واژه بر این اساس پیش فرض است که انسان فاعلی آزاد و عاقل است وفرایند هاي اندیشه ازجبرشرایط تاریخی و فرهنگی رهایند.

دکارت در پی ایجاد نظامی مستحکم براي شناخت هستی به همه دانسته هاي خود شک کرد و مبناي تعیین خویش را بر پایه اي استوار نمود که امکان تردید درباره آن وجود نداشته باشد.پس عمل اندیشیدن در لحظه ي تردید مبناي عروج معرفت شناختی او شد.

در این زمان بود که دکارت متوجه شد که در عین تردید می اندیشد.که این باعث شناخت من ذهنی یا من اندیشنده پی برد.تضمینی براي وجود جهان و محوري براي شناخت هستی واقع واقع گردید و سوژه آفریده شد.

سوژه محور ومرکز هستی بود به این ترتیب قرن هجدهم میلادي دوره عصر روشنگري و عصر تاجگذاري عقل مدرن بود.عصري که تمام فعالیت هاي انسان به زیر سیطره عقل در امد و تمام ابزارها ومنابع دیگر دانش مشروعیت خود را در برابر عقل از دست دادند.اینگونه بود که عقلانیت شاهراه دانش را کشف کرد و به تمامی پرسشهاي هستی پاسخ داد.

قرن نوزده میلادي قرنی بود که عقلانیت مدرن سیر طولانی در آزمون وخطا را پشت سر گذاشت .جامعه طبقاتی کارخانه هاي بزرگ صنعتی و آزادي هاي فردي وغیره همه دگرگونی هاي عظیم در شیوه زیست و تفکر انسان هاي غربی بودند از حاکمیت مدرنیته سر بر آوردند.

عقلانیت قرن بیستم میلادي حرکت دانش رانه روندي قائم به خود وانتزاعی و حقیقت جو بلکه مثابه حیاتی جانوري وابسته به محیط آمیخته با رفتار و موثر از کل می داند که بقاي آن اتفاقی و پیش بینی نا پذیرو بی قاعده است. معماري خردگرا در دهه ي بیست به شهرسازي توجه بیشتري داشت . طرح هاي اولیه ي آن ، آرمانی و آینده گرایانه بود. این طرح ها سنتزي از تفکرات سوسیالیستی ، روش تولید صنعتی در ساخت و ساز و جستجوي زبانی بین المللی در فرم پردازي بود که خود را در ساختن مجتمع هاي مسکونی متبلور نمود . فراخوان ها ، پژوهشهاي اوتوپیایی –آرمانشهري و متون آن، همراه با پژوهشهاي روشمند درباره ي »واحدهاي مسکونی تکرار پذیر« به راهکارهایی عملی در خانه سازي انجامید.(بانی مسعود.پست مدرنیته و معماري)

بنا به روند تاریخی واگشت ها و دگرگونی هاي دانش حرکت خطی پیوسته و تکامل یابنده را به نمایش نمی گذارند.در این دوران نظریه هاي متفاوت و نا متجانس گاه به کمک هم می آیند و گاه هم مخالف یکدیگرند.

دومین همایش ملی پژوهش هاي کاربردي در »مهندسی عمران، معماري و مدیریت شهري«

nd National Conference on Applied Researches in Civil engineering, Architecture and Urban planning٢

۳٫ مبانی نظري :

۱٫ . ۳ راسیونالیسم بعد از جنگ جهانی دوم (خردگرایی متاخر)

وضعیت روشنفکرانه ي خردگرایی متاخر در واقع بر مبناي واکنش پی ریزي شده بود: فرهنگ معماري عمیقا توسط قدرتی ضربه خورد که زیرکانه براي یک شکل معماري ( مانند نوکلاسیک گرایی ) به دست آمده بود تا بتواند در خدمت یک رژیم بی پروا ( مانند حکومت ناسیونال سوسیالیست آلمان ) باشد ، و به سوي جنبش قبلی یعنی خردگرایی چرخش کرد .

دلایل چنین رفتاري، متعدد و گوناگون هستند :