خلاقیت در زیبا سازی شهری
بسیاری از ما در شهرها زندگی می کنیم ، ولی هنگامی که با کمی دقت به اطراف خود نگاه می کنیم ، در می یابیم شهرها تبدیل به موزه هایی شده اند که نازیبایی ها را به نمایش گذاشته اند. به هنگام طلوع آفتاب ، کوچه ها و خیابانها با دستان زحمت کش و پرکار نیروهای خدماتی شهرداری از آلودگی ها پاک می شوند و در انتهای روز ، تمامی سطح کوچه و خیابانها پر از زباله می شود . کمتر کوچه و خیابانی را می توان یافت که با گل و گیاه و با نظمی در خور تحسین آراسته شده باشد ، به گونه ای که با عبور از آن ، روح انسان تلطیف یابد. در نمای ساختمان ها خبری از بکارگیری فضای سبز نیست و بسیاری از مردم اطلاعاتی در خصوص زیبا سازی و طراحی فضای سبز ندارند و خلاصه کلام آنکه خبری از خلاقیت انسان ها برای زیبا سازی شهر نیست .

بسیاری از ما در شهرها زندگی می کنیم ، ولی هنگامی که با کمی دقت به اطراف خود نگاه می کنیم ، در می یابیم شهرها تبدیل به موزه هایی شده اند که نازیبایی ها را به نمایش گذاشته اند. به هنگام طلوع آفتاب ، کوچه ها و خیابانها با دستان زحمت کش و پرکار نیروهای خدماتی شهرداری از آلودگی ها پاک می شوند و در انتهای روز ، تمامی سطح کوچه و خیابانها پر از زباله می شود . کمتر کوچه و خیابانی را می توان یافت که با گل و گیاه و با نظمی در خور تحسین آراسته شده باشد ، به گونه ای که با عبور از آن ، روح انسان تلطیف یابد. در نمای ساختمان ها خبری از بکارگیری فضای سبز نیست و بسیاری از مردم اطلاعاتی در خصوص زیبا سازی و طراحی فضای سبز ندارند و خلاصه کلام آنکه خبری از خلاقیت انسان ها برای زیبا سازی شهر نیست .

حال این سوال در ذهن ما شکل می گیرد که چرا کوچه ها و خیابان ها نازیبا هستند؟
شاید چندین علت وجود دارد:

۱- روشی برای مشارکت دادن مردم در زیباسازی شهری طراحی نشده است .
۲-مردم از آموزش های لازم برای یک زندگی شهروندی موفق برخوردار نشده اند
۳-مردم هنوز به نقش زیبا سازی شهرها و تاثیرات روانی آن بر جسم و روان خود اطلاع ندارند.

۴-مردم گاهی زیباسازی شهرها را با چراغانی کردن و مصرف بی رویه برق مترادف می دانند.

۵-فرصتی برای خلاقیت انسان ها برای زیباسازی شهرها در نظر گرفته نشده است .
هنگامی که از یک مجتمع مسکونی و یا منزل شخصی خود خارج می شویم و به داخل کوچه می رویم در می یابیم که به محیطی قدم گذاشته ایم که دیگر کسی در فکر زیبا نمودن آن نیست و شهرداری نیز از منابع انسانی کافی برای حضور در تمامی اجزای شهر برخوردار نیست و چه بسا برای حضور در تمامی قسمت های شهر ، نیاز به لشکری بیکران از انسانهاست که امکان تامین آن نیز امکان پذیر نخواهد بود و تنها باید روشی جدید برای مشارکت مردم در زیبا سازی کوچه ها خلق کرد.

یکی از پیشنهاداتی که می توان برای خلاقیت در زیباسازی و طراحی فضای سبز کوچه ها مطرح نمود ، ایجاد مدیریت کوچه ها و خیابان هاست .
امروزه ضروری است اهالی یک کوچه با انتخاب یک فرد شایسته ، رقابتی را با دیگر کوچه ها برای پدید آوردن مکانی زیبا آغاز نمایند و اگر قوانینی برای شکل گیری مدیریت کوچه ها با مشارکت مردم تدوین شود ، می تواند نتایج زیر را در پی داشته باشد:

۱- ایجاد اوقات فراغتی سالم برای مردم در کوچه ها برای زیبا سازی
۲-پدیدار شدن خلاقیت های جمعی برای زیبا سازی
۳-شناخت مردم نسبت به یکدیگر و شکل گیری فعالیت های جمعی در سطح یک کوچه
۴-شناخته شدن افراد توانمند و متخصص در یک کوچه و بهره گیری از این قابلیت جهت تحول در زیبا سازی

۵-رشد همبستگی در میان مردم یک کوچه و گره خوردن سرنوشت افراد به یکدیگر
۶-ایجاد روح جمعی در محیط یک کوچه و ارتباط نزدیکتر مردم به یکدیگر و یاری رساندن به یکدیگر در مواقع سخت

۷- افزایش امنیت به علت حساس شدن مردم نسبت به سرنوشت یکدیگر
۸- افزایش دانش و مهارت مردم یک کوچه در اثر آموختن از یکدیگر و انجام تجربیات جدید در زمینه زیبا سازی
۹-تلاش مردم جهت جلوگیری از آلودگیها در شهر و آموزش کودکان در اثر این مشارکت جمعی
۱۰-شناسایی افراد نخبه در عرصه زیباسازی و بکارگیری از وجود آنان در تصمیم گیریهای کلان شهر

۱۲-زیبایی شهر و علاقمندی جهت پیاده روی در کوچه ها ها و لذت بردن از زیباییها و ایجاد مناظر بدیع و نو در شهر به گونه ای که شهر تبدیل به یک موزه می شود.
۱۳-آرامش روانی به علت ایجاد محیط زیبا
۱۴-فعال شدن کلاس های زیبا سازی در شهرها و ارتقاء فرهنگ زیباسازی و طراحی فضای سبز شهری
۱۵-برگزاری مسابقات شهری در خصوص انتخاب زیباترین کوچه های شهر به همراه جوایز ویژه برای ساکنین آنها و حمایت مالی از کوچه ها توسط شهرداری و تبدیل آنها به مکان هایی برای بازدید توریست های خارجی

۱۶-ایجاد تحول در شهرها و همه گیری آن در سطح کشور
۱۷- تبدیل کشور به یک جاذبه توریستی در سطح دنیا و تعامل با دیگر فرهنگ های جهان و تکامل فرهنگی کشور و زمینه سازی برای ایجاد رشد وتوسعه سریع تر

اصول طراحی باغ ایرانی
طراحی باغ ایرانی را می توان در اصول زیر خلاصه نمود.
الف ) سلسله مراتب

بر اساس این اصل فضاها و عناصر مختلف بر اساس اهمیت، ارزش کارکردی و بسیاری از عوامل دیگر در کنار هم قرار می گیرند. در طراحی اغلب باغ های ایرانی این اصل به خوبی دیده می شود. سلسه مراتب در باغ ها از سردرورودی یا گاهی میدان و آبنمایی در بیرون باغ (جلوخان) شروع و با گذشتن از هشتی و محور اصلی به کوشک باغ می رسد. این اصل را در ارتفاع، رنگ و اندازه عناصر باغ هم میتوان جستجو کرد.

ب)تقارن
تقارن یکی از اصول طراحی به شمار می رود که در دوران باستان در بسیاری از بناهای عمومی و مذهبی به کار رفته است. اصل تقارن را می توان کامل ترین شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه های زیبا شناسی از لحاظ ایستایی نیز همواره مورد توجه بوده است. در باغ های ایرانی به وفور از این اصل استفاده شده است. کوشک های ساخته شده متقارن بوده و بر روی محور یا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرینه سازی را می توان در محورهای اصلی دید. در محور اصلی حتی درختان، درختچه ها و گل ها نیز قرینه کاشته شده اند. باغ های مستطیلی بسته به مکان قرار گیری کوشک، یک یا دو محور تقارن و پلان های مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.

) مرکزیت
یکی از امور مهم در ترکیب و سازمان دهی عناصر در بسیاری از فضاهای معماری مرکزیت است و غالبا برای تاکید به مهم ترین قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمی گیرد. اصل مرکزیت بیشتر در کوشک ها دیده می‌شود. خصوصا کوشک هایی با طرح هشت بهشت. این اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود می باشد.

د) ریتم
به معنی تکرار موزون ساده یا پیچیده یک عنصر یا پدیده در یک اثر هنری است. منظور از تکرار موزون پیچیده، تکرار چند عنصر یا مجموعه به نحوی است که درک روابط و قانونمندی های حاکم بر آنها به مشاهده دقیق و عمیق نیاز دارد.

این اصل در مواردی جوابگوی نیاز عملکردی می باشد همچون حجره های یک مدرسه یا کاروانسرا ، وگاهی بر آورده کننده نیاز زیبایی شناختی است از لحاظ بصری منظری ظریف و خوشایند پدید آورد. (سلطان زاده ۱۳۷۸)
در باغ ایرانی این اصل را می توان در دیواره های حاشیه باغ، دیواره های صفحه بندی حاصل از زمینهای شیب دار و حتی در کفسازی ها مشاهده می شود.
ه) استقلال و تشخیص فضاها

در معماری ایرانی همه فضاها دارای استقلال و متشخص اند و هیچ فضایی منفی یا مانده از فضای دیگر نیست.
این ویژگی که به نظر می رسد گاهی با واقعیت های کارکردی در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونه‌های ارزشمند معماری ایران است. درباغ ایرانی نیز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هویتی به نمایش می گذارند.بطوریکه حتی فاصله میان دو فضای مستقل، خود عرصه ای کامل به شمار می‌آیدکه واجد تعریف ، هویت و عملکرد مستقل می باشد.

و)تنوع در وحدت، وحدت در تنوع
باغ ایرانی در عین وحدت در خطوط کلی، هندسه و مصالح اجرایی، دارای تنوع فضایی بی نظیری است.تنوع فضایی باغ با تعریف فضاهای مستقل از هم از طریق محدودسازی، تنظیم فاصله دید، بهره گیری از اشکال کامل هندسی، طرح کاشت، ترکیب بندی های متفاوت از گونه های گیاهی، کارکردهای فضایی آب، بهره گیری از مصالح و امثال آن نمود پیدا میکند. محورهای اصلی، محورهای فرعی، کرت‌ها، انواع حوض ها و فضاهای ساخته شده با نوع بسیار زیادی که ارائه می دهند نشان از یک نظم و وحدت سازی در کلیت باغ می دهند.
ز)طبیعت گرایی و بهره گیری از منظر

فرهنگ ایرانی انسان را جدا از طبیعت نمی بیند بلکه او را همراه باسایر عناصر طبیعت و جزء لا ینفک آن و دل سپردن به طبیعت و استفاده از مناظر طبیعی را علاوه بر اینکه پی بردن به آیات و نشانه های خدا می بیند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمی می داند. از این رو معماری و هنر ایران به شدت طبیعت گراست. این اصل در باغ ایرانی سبب بوجود آمدن فضاهای نیمه باز مانند ایوان و کوشک شده است که حد فاصل و پیوند دهنده فضای طبیعت (حیاط یا منظره باغ) و بخش ساخته شده می باشد. وجود فضای دنج و خلوت و پناه بردن به گوشه طبیعت در باغ ایرانی یک قاعده است، در نتیجه باغ ایرانی فضایی عارفانه و شاعرانه برای تامل به شمار می رود. وجود چشم اندازهای عمیق و باز در محورها و مسیرهای اصلی باغ، عدم وجود موانع بصری و هدف دار بودن این مسیرها (رسیدن به فضای ساخته شده یا یک نشانه بصری) بر طبیعت گرایی بیشتر صحه میگذارد.

ضوابط طراحی پارک شهری
“ضوابط به عنوان جایگزین واژه استاندارد شامل معیارهای انتزاعی می شود که بدون در نظر گرفتن ویژگی های فرهنگی و یا نیازهای فردی استفاده کننده گان تعیین می گردد ، امّا نادیده نباید گرفت که اساس ضوابط را اعتقاد عمیق به نیروی منطق،اقتصاد ،تساوی انسانها در ارتباط با نیازهای زندگی اجتماعی در ساختار جوامع شهری و روستایی تشکیل می دهد.”

به طور کلی ،ضوابط و مقرّرات کاربری فضای سبز و پارکها در ” طرح جامع شهر تهران ” به شرح زیر است:
۲-۵-۲ موارد استفاده از زمین
در محل هایی که به صورت کاربری فضای سبز در نقشه کاربری اراضی مشخص شده اند ،استفاده از اراضی به عنوان پارک ،فضای سبز عمومی به همراه خدمات وابسته مربوطه ،کاربری ورزشی و استقرار عملکردهای خدماتی نظیر فرهنگی ،مذهبی ،تأسیسات و تجهیزات شهری ،پذیرایی و تفریحی مشروط به رعایت موارد زیر مجاز می باشند:
بند ۱- رعایت حداکثر ۱۰ درصد سطح به عنوان سطح مجاز احداث

بند ۲- رعایت حداکثر ۲۰ درصد سطح جهت کاربری ورزشی در فضای باز.
۲-۵-۳ضوابط مربوط به تفکیک زمین
ماده ۶- در اراضی مشخص شده یه عنوان فضای سبز و پارک ،اعم از موجود یا پیشنهادی ، هرگونه تفکیک ممنوع است .
ماده ۷-حداقل مساحت قطعه زمین پارک و فضای سبز در رده محله ، در محدوده حوزه مرکزی ۵۰۰۰ متر مربع و در محله های سایر حوزه ها یک هکتار می باشد .
ماده ۸- حداقل مساحت قطعه زمین پارک و فضای سبز در رده ناحیه در محدوده حوزه مرکزی ۵ هکتار و در محدوده سایر حوزه ها ۱۰ هکتار می باشد.
ماده ۹- حداقل مساحت قطعه زمین پارک و فضای سبز در رده منطقه ۲۰ هکتار می باشد .

ماده ۱۰– حداقل مساحت قطعه زمین پارک وفضای سبز دررده حوزه ،۵۰ هکتارمی باشد.
ماده ۱۱- قطعه زمین بزرگتر از ۵۰ هکتار با کاربر فضای سبز جزو فضاهای سبز رده شهر و فراتر بوده و استفاده از آنها به صورت پارکهای جنگلی مجاز می باشد.
ماده ۱۲-به طور کلی شکل قطعه زمین جهت کاربری فضای سبز دارای محدودیتی نمی باشد ،لیکن حداقل در ۷۵ در صد از سطح ،عرض قطعه نباید کمتر از ۳۰ در صد طول آن باشد.
ماده ۱۳- دسترسی مجاز برای انواع پارکها بسته به محل قرار گیری در سلسله مراتب خدمات شهری به شرح زیر می باشد:
بند ۱- در مراکز محلات و نواحی خیابان های در جه ۲ و دسترسی .
بند ۲- در مراکز مناطق و حوزه ها از خیابان های درجه ۲ و درجه ۳٫
بند ۳- در رده شهر از خیابان های در جه یک ،درجه ۲ و درجه ۳٫
۲-۵-۴ضوابط مربوط به احداث ساختمان
ماده ۱۴:فقط احداث عملکرد های فهرست زیر در کاربری پارکها و فضای سبز مجاز می باشد.
بند ۱- اماکن فرهنگی واجتماعی ،کتابخانه و کتابفروشی ،موزه ، نمایشگاه ،رستوران و چایخانه و مشابه ، گلخانه ، ساختمان اداری و نگهبانی پارک ،مسجد ،سرویس های بهداشتی و ساختمان تاسیسات و تجهیزات فنی ،فضاهای تفریحی کودکان ،فضاهای ورزشی و تاتر و سینمای کودکان و اتلیه های هنری .
ماده ۱۵- حداکثر ضریب اشغال ۱۰ در صد سطح زمین با تراکم ساختمانی ۱۰ در صد می باشد.

ماده ۱۶- دسترسی ساختمان هایی که داخل پارکها و فضای سبز ساخته می شوند ، به صورت مستقیم و بلافاصله به معابر پیرامون مجاز نمی باشد مگر به عنوان دسترسی فرعی به خیابان های درجه ۳ و دسترسی.
ماده ۱۷- علاوه بر اینکه پارکینگ های پیرامون پارکها به استفاده کننده گان از پارکها اختصاص دارد تامین حداقل فضای پارکینگ اضافی در اراضی پارک به ازای هر ۱۰۰۰ متر مربع سطح پارک یک پارکینگ لازم می باشد.
ماده ۱۸ – احداث دیوار و حصار به در اراضی پارک ها و فضای سبز عمومی ممنوع است.
آب در طراحي پارك

در ايران باستان آب پيام‌آور روشنايي و پاكي به شمار مي‌رفت و از ارزش زيادي برخوردار بود. شايد به علت اينكه ايران كشوري كم‌آب بوده، اين مايع حياتي بين ايشان قدر و منزلتي والا داشته است. آب در نزد ايرانيان نه تنها براي رفع نيازها مورد استفاده قرار مي‌گرفته، بلكه از لحاظ معنوي و روحي نيز تاثير بسياري داشته است. آب با قابليت‌هاي مختلف خود مانند حيات، تازگي، درخشندگي، پاكيزگي، رونق و رواج روشنايي، سكون و آرامش و تحرك، احساس‌هاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است. به همين دليل همواره در مكان‌هايي كه ساخته دست بشر هستند، به صورت‌هاي مختلف براي خود جا باز كرده است.

اين مساله در رابطه با مكان‌هايي مانند پارك يا باغ بيشتر چشمگير است. زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينه‌هاي ديد و يكي از موارد تكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته در اين مكان‌ها وجود آب براي پاكيزگي محل و آبياري درختان و گل‌ها يا استفاده براي سرويس‌هاي بهداشتي، ضروري و پراهميت است.
در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هاي شيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سر و صدا مي‌شد.

اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد، آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت در مي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت. در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌ها مي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهايي كه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كار مي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.

باغ‌هاي قديمي ايران اغلب در مناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجود چشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است.