خلاقیت
مقدمه :

بی تردید خلاقیت در زمره مهمترین و فراگیرترین فعالیت های انسانی به شمار می آید . خانه ها و اداره ها مملو از مبلمان ، اسباب ، اثاثیه و دیگر وسایل راحتی است که محصول ابداع و ابتکار انسانند. مردم با مطالب فکاهی روزنامه ها خود را سرگرم می کنند ، هنگامی که با هواپیما مسافرت می کنند یا به کنار دریا می روند با خود کتاب داستان می برند ، به سینما می روند تا آخرین فیلم های با شکوه را تماشا کنند . برنامه ها و پیام های بازرگانی و تلویزیونی را تماشا کنند ، برنامه

ها و پیامدهای ذهن خلاق گواهی می دهند ساختمان هایی که مردم به آنها وارد می شوند ، اتومبیل هایی که می رانند ، لباسهایی که می پوشند همگی نمونه هایی از خلاقیت هستند . تنها راه فرار از این پدیده این است که کاملا برهنه به عمق جنگلی بکر قدم گذاریم و حتی آنجا نیز شخص باید مواظب باشد که آهنگی را زمزمه نکند . حتی یک بیت شعر را به

یاد نیاورد . یا حتی به آسمان ننگرد مبادا هواپیمایی یا رد سفید آن را ببیند . جای شگفتی نیست که داشتن خلاقیت برای مردم خصلتی نیکو تلقی می شود ، معلمان از دانش آموزان خود انتظار دارند تا در پروژه های علمی و مقاله های درسی خود قدری خلاقیت نشان دهند . مدیران اجرایی در شرکت های دارای تکنولوژی پیشرفته از واحدهای تحقیق و توسعه خود

انتظار دارند تا فرآورده های تازه ای اختراع کنند و از واحدهای بازاریابی خود توقع دارند تا راهبردهای نوینی برای فروش آن فرآورده ها بیندیشند . در سطحی شخصی تر خلاقیت اغلب به عنوان نشانی از سلامت ذهنی و سلامت عاطفی تلقی می شود . در واقع انواع رمان های هنری از موسیقی هایی پدید آمده اند که از رهگذر ابراز خلاقیت درونی موجب بهبود سازگاری روانی و رشد شده اند ، خلاصه خلاقیت می توانند در زمره آن روش های بسیار ویژه به شمار آید که افراد بشر به وساطت آن می تواند کنش بهینه خود را ابراز کنند .

آیا خلاقیت را می توان آموزش داد؟
پژوهش های انجام شده در زمینه آموزش دهی خلاقیت ، عمدتا به این نتیجه رسیده است که خلاقیت را هم می توان آموزش و هم پرورش داد . تورنس ( ۱۹۷۲ ) اشاره می کند که طی پانزده سال تجربه در مطالعه و آموزش تفکرات خلاق ، شواهدی را دیده است که خلاقیت را می توان آموزش داد . وی روش های جالبی برای آموزش ارائه می دهد و کارایی این روش ها را مقایسه می کند .

ساندرز ( ۱۹۸۴ ) در کتاب « آموزش خلاقیت از طریق استعاره » تاکید می کند که برای پرورش خلاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام فعالیت های قالبی از پیش تعیین شده تا حد امکان برحذر داشت . این پژوهشگرمانند بسیاری دیگر از پژوهشگران به کارکرد بخش راست و چپ مغز اشاره می کنند و معتقد است که بخش چپ مغز مسئول آن دسته از فعالیتهای ذهنی است که عمدتا آنها را می توان در حیطه تفکر همگرا قرار داد . مانند حافظه محض

« استدلال کلامی » یادگیری متکی بر حافظه ، در حالی که بخش راست مغز آن دسته از فعالیتهای ذهنی را تولید ، کنترل و اداره می کند که در حیطه « تفکر واگرا » قرار دارند ، این محقق معتقد است که در آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر ، صرفاً به پرورش بخش چپ مغز می پردازند و به حافظه محض و فعالیتهای ذهنی نسبتا ساده تر توجه می کنند و خلاقیت را در کودک از بین می برند و یا باعث توقف در کودکان می گردند .

 

معلم ، خلاقیت فردی و تاثیر آن در رشد و ابتکار دانش آموزان
معلم و نقش او در ایجاد زمینه های تجربی و عمل یاد گیرنده اهمیت خاص دارند . چگونه یک معلم مبتکر و خلاق می تواند کوشش کند ، خلاقیت را در دانش آموزان بازشناسی و تشویق کند و فرصت هایی برای بروز آن فراهم کند . این بخش ، پیشنهادهای ویژه ای برای فراهم کردن چنین فرصت هایی ارائه می دهد .

 

معلم خلاق کسی است که :
۱- سوالات غریب « غیر معمول » و « عجیب » دانش آموزان را نادیده نمی گیرد . ( بسیاری از اوقات می بینیم که به دانش آموزانی که سوالات غیر عادی می کنند گفته می شود « ساکت باش » و برو خودت آن را پیدا کن . دانش آموزان از طرح سوالاتی که معلم را دچار زحمت می کنند لذت می برند . معلم گرامی : در صورتی که نمی توانید برخی سوالات را جواب دهید . مثلا « چرا مورچه خوار دارای شش انگشت است ؟ » بگذارید دانش آموزان ببینند شما از چنین سوالاتی استقبال می کنید تا جواب آن را پیدا کنند .

۲- معلمانی که خود خلاقیت فردی دارند سعی می کنند در همه فکرها نکات مثبت را بیابند ، به فکرها و سوالات برچسب « احمقانه » و « بد» نمی زنند که باعث شود دانش آموزان سوالات خود را مطرح نسازند . بهترین روش این است که این گونه سوالات با مطالبی از سوی معلم دنبال شود و از یاد گیرنده بخواهد در مورد مسئله بیشتر فکر کند ، زمانی که دانش آموز فکر خود را ارزیابی می کند ، احتمال کمتری وجود دارد که در آینده از طرح سوال بپرهیزد .

۳- به طور منظم به خلاقیت و ابتکار دانش آموزان خویش پاداش می دهد . بسیاری از دانش آموزان نشان داده اند که با دریافت پاداش برای فعالیتهای خلاقانه ، رفتار خلاقانه آن ها ، افزایش یافته است .

۴- معلم خلاق از دانش آموزان خویش انتظار خلاقیت و ابتکار دارد و آن را طلب می کند . و در موقع نمره دادن به خلاقیت و ابتکار امتیاز اضافی می دهد و برای رفتارهای خلاق الگو نشان می دهد .

۵- تحقق مو به مو هدفهای از پیش تعیین شده و تسلط بر محتوا مورد تاکید نیست بلکه پرورش قوه تفکر خلاقیت و نوآوری اهمیت بیشتری دارد .
۶- برای فعال کردن فرآیندهای ذهنی فقط به غنی سازی شرایط بیرونی آموزش ، مثل کتاب راهنما ، کار و تمرین و نرم افزارهای آموزشی و … اکتفا نمی کند . بلکه زمینه هایی برای تجربه های شخصی یاد گیرنده به منظور فعال کردن فرآیندهای ذهنی و تفکر او فراهم می کند .

۷- معلم خلاق به روشهای یاددهی و راهبردهای یادگیری کلیشه ای و از قبل تهیه شده اکتفا نمی کند . بلکه در انتخاب ساز و کارهای یاددهی ، یادگیری به تناسب موضوع آموزش و آزادی به دانش آموزان می دهد.
۸- برای معلمان دارای خلاقیت فردی ، تنها ( بسته های آموزشی ) مرجع آموزش نیستند . بلکه هر نوع فناوری و هر نوع وسیله مناسب آموزشی اعم از منابع مکتوب و غیر مکتوب ممکن است به عنوان محتوایی برای آموزش و تربیت در نظر گرفته شود .

۹- برای معلم زمینه ساز خلاقیت ، محل آموزش ، ثابت و مشخص و استاندارد نیست . معلم و دانش آموز می تواند به هنگام ضرورت و به تناسب موضوع آموزش ، از محل یادگیری غیر از کلاس درس برای یادگیری استفاده کنند .
۱۰- معلم خلاق از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مفهوم درستی برداشت می کند و ارزشیابی را وسیله ای برای افزایش مهارتهای یادگیری تلقی می کند و از آن در جهت بهبود کیفی برنامه استفاده می کند و از ارزشیابی فقط در ارتباط با شناسایی نقطه ضعف ها بهره نمی گیرد بلکه نقش بزرگتر ارزشیابی را شناسایی استعدادها و توانایی ها می داند.
۱۱- ابزارهای ارزشیابی برای معلم خلاق از انواع ابزارهای مواد کاغذی ، کتبی ، شفاهی و عملی معمول و شناخته شده محدود نیست هر نوع ابزار ابتکاری ممکن است وسیله ای برای سنجش و ارزیابی قرار می دهد.

۱۲- معلم زمینه ساز خلاقیت ، ارزشیابی را فقط از آن چه آموزش داده شده است به عمل نمی آورد . بلکه آنچه یاد گرفته شده است مورد ارزیابی قرار می دهد.

۱۳- معلم خلاق یک جو کلاسی خلاق را به وجود می آورد و به دانش آموزان می آموزد که تفکر خلاق خود را معتبر بدانند .
۱۴- احساس وحشت از شاهکارها را برطرف می کند .
۱۵- یادگیری خودانگیخته را تشویق می کند .

۱۶- دانش آموزان را به محرک های محیطی حساس تر می کند .
۱۷- چگونگی آزمودن و عقیده را به طور منظم آموزش می دهد .
۱۸- کسب دانش در رشته های گوناگون را تشویق می کند .

معلم خلاق برای ایجاد انگیزه :
۱- یادگیری را متنوع می کند .
۲- یادگیری را با علاقه های دانش آموزان مرتبط می کند .
۳- دانش آموزان را به شرکت فعالانه در یادگیری ترغیب می کند و همواره دانش آموزان را از روند یادگیری مطلع می کند . فرصت های یادگیری را به گونه ای فراهم می کند که پیامدهای طبیعی یا نتیجه ای داشته باشد و از فنون یادگیری توام با همکاری استفاده کنند و دانش آموز را تشویق می کند موضوع یا چگونگی یادگیری را انتخاب کند .

در آخر روش هایی که « تورنس » جهت ایجاد خلاقیت پیشنهاد می کند یک معلم خلاق می تواند جهت بالا بردن سطح ابتکار ، رشد و خلاقیت دانش آموزان بکار گیرد و از دانش آموزان بخواهد برای رشد خلاقیت و ابتکار از آنها استفاده کنند.
اصل مطلب را دریابند.
ایده اصلی « ایده حاکم » را دریابند.
ساده کردن کارها بدون از دست دادن مطلب اصلی .
برای بهسازی دقت به خرج دهند ولی نه زیاد از حد .
فکر خود را باز نگه دارند.
از عواطف آگاه باشند .
ایده هایشان را در مفهوم وسیع بررسی کنند .
نگاه سریع و اجمالی به بی نهایت بیافکندند.

تورنس (۱۹۷۲) پس از ۱۵ سال تحقیق در کشور ژاپن معتقد است که ژاپنی ها برای کسب تخصص در مهارت با ارزش های میان بر را مصرف می دانند بلکه نیاز به تمرین مداوم در مدت زمان زیاد راحتی در عملیات بسیار ساده را ضروری می دانند از همه مهمتر عوامل مداومت ، پافشاری ، کار جدی ، انضباط و پشتکار و کوشش را پیشنهاد می کنند.

 

معلمانی که خود خلاقیت فردی دارند سعی می کنند در همه فکرها نکات مثبت را بیابند ، به فکرها و سوالات برچسب « احمقانه » و «بد» نمی زنند که باعث شود دانش آموزان سوالات خود را مطرح نسازند .

 

استعداد و انگیزش ، گرچه برای پدید آوردن یک اثر خلاقانه ضروری است اما پسندیده و کافی نیست . یک بررسی جالب توسط « جان هیز » نشان می دهد که چگونه حتی برای پر استعدادترین و راغب ترین افراد ، سال ها ممارست لازم است تا اثری که معمولا شاهکار آنان خوانده می شود ، پدید آورند .

خلاقيت مفهومي پيچيده و در برگيرنده ابعاد مختلف علمي، فرهنگي، سازماني و فردي است. اگر بخواهند در جامعه اي اين مفهوم توسعه يابد و به شکلي پايدار تحقق يابد بايد در درجه اول شرايط علمي، فرهنگي، سازماني و فردي آن را به وجود آورند. زيرا اگر شرايط لازم و مناسب علمي فراهم نيايد هر نوع کوشش از نظر کيفيت و محتوا بي نتيجه خواهد ماند. همچنين اگر نتوانيم شرايط فرهنگي و سازماني تحقق و توسعه خلاقيت را ايجاد کنيم هر چه بکوشيم و توان علمي خود را افزايش دهيم باز هم نمي توانيم به توسعه اي پايدار دست پيدا کنيم.

آماده سازي شرايط گام اول پرورش خلاقيت دانش آموزان ابتدايي:
اکثر صاحبنظران بر اين باورند که اولين گام در پرورش خلاقيت کودکان به وجود آوردن شرايط مناسب در محيط خانوادگي، آموزشي است. کارل راجرز مي گويد: واضح است که خلاقيت را نمي توان با فشار به وجود آورد بلکه بايد به آن اجازه داد تا ظهور کند. در مورد خلاقيت هم همين وضع صادق است. چگونه مي توانيم شرايط خارجي را مساعد بسازيم تا شرايط داخلي تسريع شود و خلاقيت پرورش يابد؟ تجربيات من در روانشناسي مرا به اين مطلب معتقد کرد که مي توانيم با فراهم

کردن امنيت رواني و آزادي، احتمال ظهور خلاقيت سازنده را افزايش دهيم. آموزش و پرورش براي رشد و خلاقيت و نوآوري در معلم و دانش آموز به ويژه در دوره آموزش ابتدايي به منزله زيربناي تعليم و تربيت بايد درک روشن و صريحي از شرايط موجود به دست بياورد، در گام بعدي بايد بکوشد بر مبناي فلسفه تعليم و تربيت و اهداف اصولي و معيارهاي علمي و معتبر تصوير

روشني از شرايط مطلوب پرورش خلاقيت رسم کند. با ارايه اين تصوير مي توان به خوبي دريافت که شرايط پرورش خلاقيت در کلاس درس، مدرسه، سازمان آموزش، خانواده يا هر محل آموزشي و پرورشي ديگر، بايد به چه صورتي باشد. در نتيجه مي توان با کمترين صرف وقت، انرژي، انگيزه و سرمايه در مسير پرورش و شکوفايي خلاقيت و نوانديشي قرار گرفت. اما اگر شرايط مناسب علمي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و فردي پرورش خلا قيت را فراهم نياوريم هر عامل مثبتي در مسير خلا قيت نه تنها موثر نخواهد بود بلکه به صورت يک مانع عمل خواهد کرد.

 

معلم خلا ق و نقش او در پرورش خلا قيت دانش آموزان:
بسيار مي شنويم مي خوانيم و مشاهده مي کنيم که همه درباره شيوه هاي پرورش خلا قيت دانش آموزان بحث مي کنند. در حالي که دانش آموزان در مقام فراگيرنده و شکل پذير آموزش و پرورش به شدت تحت تاثير رفتار معلم قرار دارد. در دوره ابتدايي که اثرپذيري، نقش پذيري و انعطاف پذيري بيشتر به چشم مي خورد، ضرورت دارد که بيش از پيش از پرداختن به شيوه هاي پرورش خلا قيت دانش آموزان سعي کنيد يک معلم نوانديش، نوآور و خلا ق باشيد، زيرا معلم در ابتداي امر آموزش در نظر دانشآموز الگوي قابل اعتمادي است که سبب اثبات يا نفي يادگيري مي شود. اگر معلم آموزش خلا قيت را به دانش آموز به صورت کلا مي ارائه دهد، ولي خودش الگوي عملي خلا قيت نباشد براي او تناقض و تضاد شناختي به وجود مي آورد. اگر در گفتار خود شيوه آموزش و نحوه پرسيدن سوال شيوه برقراري ارتباط عاطفي و نحوه ارزشيابي خلا قي را بروز ندهيم و احساس و عاطفه خود را به شکل خلا قانه اي ابراز نکنيم هر چه تلا ش کنيم نمي توانيم به خوبي آموزش عملي باعث پرورش خلا قيت آنها بشويم. در حقيقت معلم بايد با رفتار عملي خود به شکل خلا قانه اي انديشه ها و افکارش را نمايش دهد و با ابراز احساس عاطفه و شکل هاي گوناگون کلا مي و غيرکلا مي خلا قيت، فرصت نمونه برداري ادراکي را براي دانش آموز فراهم کند تا او بتواند به خلا قيت و نوآوري دست يابد. ضروري ترين گام معلم براي پرورش خلا قيت دانش آموزان تلا ش و کوشش او در پرورش خلا قيت خود اوست. ولي اين حرکت نبايد سبب شود که معلم از ياد دانش آموزان غافل شود. در اصل اين حرکت دو سويه است و از معلم به شاگرد و از شاگرد به معلم باز مي گردد. «بي آرتورا – کارين و رابرت بي ساند» درباره نقش خلا قيت معلم در زمينه توسعه خلا قيت در کلا س مي نويسد:
معلماني که از خود رفتار خلا ق نشان مي دهند، محيط هاي کلا س درسي به وجود ميآورند که خلا قيت را ارتقا مي دهند. اين معلمان از موانع حسي و فرهنگي در کلا س خود پرهيز مي کنند:
– آثار مطابقت – ايمان بيش از حد به منطق – ترس از اشتياه يا ناکامي – خود ارضايي – نداشتن استقلا ل – اتکا به قدرت – کمال گرايي. اگر اين چند نشانه را در مورد معلم خلا ق و آفرينشگر در نظر بگيريم مي توانيم از همين امروز در جهت پويايي و خلا قيت بيشتر خود حرکت کنيم.»

خلا قيت در کلا س:
معلم دوره ابتدايي مي بايد ذهني فعال، پويا و اطلا عاتي علمي و به روز و کاربردي داشته باشد. معلم دوره ابتدايي بايد يک سلسله اصول و مباني را در جهت پرورش خلا قيت دانشآموزان در کلا س درس در نظر بگيرد تا بتواند دراين زمينه موفق شود. برخي از اين اصول به شرح زير است:

۱- پرورش خلا قيت در آموزش ابتدايي نيازمند نوگرايي، انعطاف پذيري و تنوع در رفتار، گفتار و تدريس است.
۲- اگر معلم ابتدايي پرتکاپو، با انرژي و فعال و با نشاط باشد سبب رشد خلا قيت در دانشآموز خواهد بود.
۳- اعتماد به نفس معلم در رشد اعتماد به نفس در دانشآموزان ابتدايي خلا قيت است.

۴- خطر پذيري، بارش فکري، يورش انديشه براي دانشآموز زمينه فن پرورش خلا قيت است.
۵- ميل به تجربه هاي آموزشي ناشناخته، ترجيح دادن سادگي به پيچيدگي، طرح سوال، تحريک کنجکاوي، آموزش کشف محيط، جهت دهي ذهني دانشآموز، براي رشد خلا قيت در دوره ابتدايي ضروري است.

۶- فشار نياوردن، تحميل نکردن دانسته هاي خود و تقويت مثبت دانشآموز ابتدايي در پرورش خلا قيت تاثير بسيار دارد.
۷- بازي و فعاليت هاي آزاد و انعطاف پذير کلا س سبب رشد افکار و احساسات خلا قانه مي شود.
۸- معلم شوخ طبع، خوش رو و داراي علا يق هنري باعث تحريک در رشد خلا قيت مي شود.

۹- پرهيز از دانش جديد، روش هاي تازه، فکر نو، برنامه هاي جديد و ابراز وجود مانع رشد خلا قيت است.
۱۰- گرايش به روش هاي تکراري، آموزش از روي عادت، پرسش و پاسخ کليشه اي، روح خلا قيت را در دانشآموز ابتدايي مي کشد.

۱۱- نداشتن تمرکز ذهني، تحمل نکردن، ابهام و تضاد وابستگي و انجام فکري نشانه نبود خلا قيت است.
۱۲- رشد علمي، تجربه کلا سي، ارزشيابي مستمر از خود از عوامل رشد خلا قيت است.
پرورش خلا قيت در خانواده:

۱- به انديشه ها، ايده ها و نظرهاي فرزندانتان بي اعتنا نباشيد و آنها را بي اهميت و ناچيز نشماريد.
۲- فرزندانتان را با داستان، اسطوره و افسانه ها آشنا کنيد تا پشتوانه فرهنگي قوي و محکمي در اين زمينه داشته باشيد.
۳- در صورت امکان به فرزندانتان حق انتخاب و آزادي عمل بدهيد.
۴- با فرزندانتان از روياها و اميدهاي آينده صحبت کنيد.

۵- طوري رفتار نکنيد که گويي فقط آن چه بزرگ ترها انجام مي دهند اهميت دارد.
۶- به فرزندتان ياد بدهيد چگونه براي کاري که مي خواهد انجام دهد پيشاپيش برنامه ريزي کند و آينده نگر باشد.
۷- اگر فرزندتان گوشه گير و خجالتي است در حضور ديگران از او تعريف کنيد و برايش احترام قائل شويد و در خلوت در آغوشش بگيريد.
۸- ترس و تشويش خود را نسبت به دستگاه هاي صاحب اقتدار به فرزندتان منتقل نکنيد.
کارشناس ارشد مديريت آموزش

تقويت خلاقيت و نوآوري در دانش آموزان
خلاقيت واژه اي است بسيار مبهم و ارائه تعريفي دقيق از آن، امري است بس دشوار. واقعيت اين است كه تاكنون محققان و روانشناسان مختلف به جاي ارائه تعريف جامعي از خلاقيت، بيشتر سعي داشته اند تصويري از ويژگي هاي افراد خلاق ترسيم كنند. بنابراين ارائه تعريفي جامع و كامل از خلاقيت كه همه ابعاد و كنش هاي آن را شامل شود اگر غيرممكن نباشد، فوق العاده مشكل است زيرا پژوهشگران مختلف برداشت هاي متفاوتي از خلاقيت دارند و بالطبع تعاريف متنوعي از آن عرضه داشته اند. وجود اختلاف نظر در اين زمينه ناشي از ماهيت بسيار پيچيده و مركب كنش هاي مغزي است.

به نظر بعضي روانشناسان، خلاقيت تركيبي است از قدرت ابتكار، انعطاف پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي كه يادگيرنده را قادر مي سازد خارج از نتايج تفكر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشند كه حاصل آن رضايت شخص و احتمالاخشنودي ديگران خواهد بود. متداول ترين برداشت از خلاقيت عبارت است از اينكه فكري نو و متفاوت ارائه دهد. خلاقيت را مي توان با توليد يا خلق اثر نو متفاوت ارزيابي كرد. خلاقيت فرآيندي ذهني است كه توسط فرد معين در يك زمان مشخص صورت مي پذيرد، فرآيندي كه در نتيجه آن يك اثر جديد اعم از ايده يا چيز نو متفاوت توليد شود. توليد جديد و متفاوت مي تواند كلامي يا غيركلامي، عيني يا ذهني باشد. تحقيقات نشان داده است كه تمام انسان ها داراي قوه خلاقيت هستند. بعضي در يك زمينه داراي خلاقيت بيشتر هستند و برخي در زمينه هاي ديگر. خلاقيت مي تواند به وسيله معلمان در دانش آموزان شكوفا گشته و يا از بين برود. بنابراين بايد محيط و فضاي مساعدي براي رشد و پرورش قوه خلاقيت دانش آموزان فراهم آورد.

همانگونه كه در تعاريف خلاقيت آمده است، مي توان گفت خلاقيت يك توانايي ذهني است كه به توليد آثار خلاقانه منجر مي شود. مهم ترين خصوصيات دانش آموزان خلاق و نوآور عبارت است از اينكه جزئيات را مي گويند و رفتارهايشان را به نمايش مي گذارند، مي خواهند مطرح شوند، دنبال سوژه مي گردند تا برنامه ريزي كنند، دقت و توجه شديد در گوش دادن،

مشاهده كردن يا انجام كاري، استفاده از قياس در صحبت كردن، ابراز هيجان در اثر يك اكتشاف، عادت به پرسيدن سوال و آزمودن نتايج، يادگيري از روي ابتكار شخصي، عادت به گلچين و وارسي منابع مختلف (كتاب، تلويزيون، سوال از استاد، رايانه و …)، صداقت و ميل شديد به اطلاع يافتن از امور، طرح سوالات عجيب و غيرمعمول بالاتر از سطح علمي و سن دانش آموزان، نگاه كردن با دقت به اشيا، اشتياق در صحبت كردن در مورد كشفيات ديگران، مستقل عمل كردن و حس استقلال

طلبي بالا، شور و نشاط و مشغوليت هاي شديد جسماني، ادامه كار بعد از تمام شدن وقت (نقاشي كردن بعد از زنگ تفريح، گوش دادن به موسيقي)، دقت نظر فوق العاده و الگوبرداري در نگاه ها، استفاده از نظريات و اشيا براي دستيابي به يك هدف معين، پي بردن به روابط در اموري كه به ظاهر با هم بي ارتباطند، طرح رابطه ها مانند اينكه وقتي برف آب مي شود رنگ سفيد آن كجا مي رود، ميل به اطلاع يابي و كشف احتمالات، علاقه مندي به چيستان و معماها و يافتن پاسخ شان

، فكر كردن به چيزهايي كه در تلويزيون، رايانه و ساير رسانه ها نشان داده مي شود، استفاده از اكتشاف يا تجربه، بررسي و مطالعه الگوهاي اختراعي دانشمندان، مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان، معاشرت و صحبت با بزرگان و دبيران و احساس لذت از اين صحبت ها، دستكاري روابط رياضي براي ايجاد رابطه جديد و علاقه مندي به فشرده سازي و خلاصه نويسي مطالب.

روش هاي آموزش خلاقيت و نوآوري به دانش آموزان
بدون شك آينده هر جامعه اي را خلاقيت افراد آن جامعه مي سازد و در عصر دانايي محوري، كشوري مي تواند جايگاه مطلوب در كهكشان رقابت هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي را داشته باشد كه روي آموزش خلاقيت به دانش آموزان خود سرمايه گذاري كرده باشد زيرا بنا بر نتايج تحقيقات مختلف و برخلاف تصورهاي غلطي كه خلاقيت را ذاتي مي دانند، خلاقيت امري اكتسابي است. بنابراين يكي از وظايف اساسي نظام آموزشي، آموزش خلاقيت به دانش آموزان است. براي آموزش خلاقيت، روش هايي وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
۱-تجارب دانش آموزان را به موقعيت هاي خاص محدود نكنيم: كارهاي بديع و تخيلات دانش آموزان را مورد تشويق قرار دهيم، سوال هايي از آنها بپرسيم كه مشوق تفكر باشد و از تكرار روش هاي معمول و متداول بپرهيزد؛ سوال هايي كه راه حل هاي متعدد داشته باشد، مشوق تفكر و خلاقيت است. مثلامعلمان رياضي، بايد رياضي را آن طور كه هست به ديگران ياد دهند. بايد توجه كنيم كه رياضيات تنها مجموعه اي از حقايق نيست كه به شكل قضيه يا مساله به ديگران نشان داده شود، رياضي تفكري است كه به وسيله مجموعه اي از قضايا و مسائل بايد آن تفكر را در كساني كه خواستار آن هستند به وجود آوريم تا هر كس به هر مقداري كه رياضي مي داند، بتواند با مسائل برخورد كند.

۲- براي طرح سوال ها و انديشه هاي غيرمعمول و بديع ارزش قائل شويم: دانش آموزان خود را تشويق كنيد تا سوال هاي گوناگون از ما بپرسند، فراتر از اطلاعات دانش هاي معمول فكر كنند و راه هاي مختلف براي مسائل پيشنهاد دهند، دانش آموزان را در اظهار انديشه هاي اصيل و بديع تشويق كنيم و با اظهارنظرهاي غيرقالبي، غيرمتداول و تازه آنها با خوشرويي و با احترام برخورد كنيم؛ حتي اگر فراتر از تصورات خود باشند.

وقتي كه رياضيات به صورت ساخته و پرداخته و در آن هر سوالي با جواب صريح و متكي بر دليل توسط خود معلم به دانش آموز ارائه شود، ديگر دانش آموز حق هيچ نوع اظهاري ندارد زيرا سخن معلم درست است و دليلي براي درستي آن ارائه داده و چون و چراي دانش آموز رد مي شود. بايد به دانش آموز فرصت داده شود تا در جريان يادگيري فعال باشد و ببيند كه چگونه تعريفي تكامل پيدا مي كند. بايد حدس زدن و آزمون را كه شيوه علمي و خلاقانه است به دانش آموزان در رياضيات و هندسه آموزش داد.

۳- فرصت هايي براي خودآموزي و يادگيري اكتشافي در اختيار دانش آموزان قرار دهيم: يكي از ويژگي هاي افراد آفريننده، استقلال شخصي و توانايي پيدا كردن راه حل مسائل به طريق اكتشافي و از راه خودآموزي است. اگر تنها حفظ كردن مطالب و راه حل هاي قالبي مورد تاييد معلمان واقع شود، دانش آموزان به حفظ مطالب تشويق خواهند شد. اما اگر انديشه هاي اصيل مورد تاييد قرار گيرد، دانش آموزان به فعاليت هاي خلاق مبادرت خواهند كرد. كلاس بايد جايگاه كشف كردن باشد. به

دانش آموزان اجازه دهيد كه خود مساله و يا قضيه اي ارائه دهند، هرچند ساده باشد. مهم اين است كه فكري تازه و كشفي جديد به وقوع بپيوندد. رياضيات بايد طوري تدريس شود كه حس كنجكاوي را در فراگيران به طوري تداوم بخشد كه هميشه در پي يافتن عقايد تازه در رياضي و كشف مطالب جديد باشند، هرچند كه اين مطالب قبلابه وسيله ديگران كشف شده باشد.

۴- نسبت به تفاوت هاي فردي دانش آموزان با احترام برخورد كنيم: برخورد درست معلمان با دانش آموزان در رشد استعدادهاي خلاق آنها تاثير فراواني دارد. از وادار كردن دانش آموزان به رقابت و هم چشمي با يكديگر بپرهيزيم. هر يك از دانش آموزان داراي استعداد و قريحه هاي خاص خود هستند كه شايد از اين جنبه با دانش آموزان ديگر متفاوت باشند. در پرورش اين استعدادهاي ويژه در دانش آموزان بكوشيم.
۵- از روش ها و فنون ويژه بالابردن سطح آفرينندگان استفاده كنيم: تعدادي روش و فن آموزشي وجود دارد كه استفاده از آنها در پرورش استعدادهاي خلاق دانش آموزان بسيار موثرند. معروف ترين آنها روش (بارش مغزي) است. در اين روش معلم مساله اي را به دانش آموزان مي دهد و از آنها مي خواهد تا هرچه راهحل براي مساله به ذهنشان مي رسد، بگويند. معلم دانش آموزان را براي دادن راه حل ها و اظهارنظرهاي مختلف تقويت مي كند ولي پيش از ارائه تمامي راه حل ها از سوي دانش آموزان، درباره آنها هيچ گونه اظهارنظري نمي كند. روش ديگر، آموزش <مهارت هاي پژوهشي> است. آموزش مهارت هاي پژوهشي به طرح آزمودن فرضيه از سوي يادگيرندگان كمك مي كند. روش هاي درست طرح فرضيه به وسيله دانش آموزان منجر به ايجاد طرز تفكر خلاق در آنها مي شود.

ايجاد تفكر خلاق، يكي از اهداف مهم آموزش وپرورش است. همه افراد داراي استعداد خلاقيت اند و با تغييرات جزئي در كار و روش هاي تربيتي و آموزشي اولياي خانه و مدرسه، مي توان <دانش آموز خلاق> تربيت كرد.

راه هاي پرورش خلاقيت در دانش آموزان
هيچ فرمولي وجود ندارد كه طبق آن كسي به خلاقيت برسد. مركز خلاقيت در نيم كره راست مغز قرار دارد و براي خلاق بودن بايد آن را فعال كرد. مهندس علي محمد شجاع جزايري كه سال هاست نقاشي خلاق از مقطع ابتدايي تا دانشگاه را تدريس مي كند با بيان اين نكته، بهترين سن براي وارد كردن به مركز خلاقيت مغز را قبل از ۹ سالگي مي داند و مي گويد: <اگر سيستم آموزش و نظام زندگي توانسته باشند اين مركز را تا پيش از ۹ سالگي فعال كنند مي توان انتظار پرورش افراد را در جوامع داشت و مسلم است كه افراد خلاق هم جامعه اي خلاق را خواهند ساخت. جامعه اي كه بتواند مشكلاتش را خودش حل كند، چون يكي از معيارهاي خلاقيت يافتن راه حل هاي درست براي مشكلات ما است. منحني خلاقيت تا سن ۹ سالگي معمولاسير صعودي دارد، اما متاسفانه در جامعه ما بعد از ۹ سالگي اين منحني سير نزولي پيدا مي كند.> معلمي كه قصد دارد ياددهي و يادگيري در زمينه خلاقيت را در كلاس خود افزايش دهد و در فرآيند رشد خلاقيت، نقش تسهيل كننده و تسريع كننده را داشته باشد بايد اصولي را رعايت كند كه به طور خلاصه چند نمونه از اين اصول در اين قسمت آورده شده است: