خودباوری راز پیشرفت

فهرست :

عنوان ………………………………………………………………………………………………………………………صفحه

مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………….۱
خودباوری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان …………………………………………………………………..۲
خودباوری و ارتباط آن با موفقیت …………………………………………………………………………………۸
نتیجه گیری …………………………… …………………………………………………………………………………۱۰
منابع ……………………………………. …………………………………………………………………………………۱۱

مقدمه :

یکی از عواملی که می تواند در راستای پیشرفت انسانها نقش بسیار مهمی را داشته باشد خود باوری و تکیه بر روحیات فردی و اعتماد به نفس در بین انسانهاست.
امروزه پیشرفت و رسیدن به موفقیت آرزوی هر انسانی است و این امر در بین جوانان بسیار چشمگیرتر بوده و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
ما به لحظه اي از تاريخ رسيده ايم كه خودباوري – كه همواره يك نياز بسيار مهم رواني بوده است – به صورت يك نياز فوري اقتصادي درآمده است. براي هماهنگ شدن با دنياي پيچيده، چالشي و رقابتي اين زمانه بايد به صفت خودباوري متصف بود.
اينك ما در جهاني زندگي مي كنيم كه اقتصاد آن جهاني و مشخصات آن از اين قرار است: دگرگوني سريع، پيشرفت هاي پي درپي علمي و تكنولوژيك و رقابت در حد و اندازه اي كه تاكنون سابقه نداشته است. اين پيشرفت ها، نياز به تعليم و تربيت و آموزش را در قياس با نسل هاي قبل بيشتر كرده است و هركس كه با كسب و كار سروكار داشته باشد، اين نكته را مي داند، اما نكته اي كه به خوبي درك نشده، اين است كه پيشرفت ها به نوبه خود، نيازهاي ديگري را بر منابع روانشناختي ما تحميل مي كنند. به خصوص لازمه پيشرف

ت، داشتن ظرفيت بيشتر براي نوآوري، خودمديريت، مسئوليت شخصي و خوديابي است. داشتن اين ظرفيت ها براي همه افراد خواه مديريت ارشد، خواه سرپرستان و حتي تازه كاران لازم است.

خودباوری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به عوامل زیادی وابسته است و ارتقای یادگیری، حاصل توقعات و انتظارات است. انتظارات بالای معلمان از دانش‌آموزان و نیز انتظارات بالای دانش‌آموزان از خود، در بازده یاددهی – یادگیری تأثیر مثبت دارد، یکی از راهبردهای مؤثر در تحقق انتظارات پیش‌بینی شده در طراحی آموزشی، سهیم کردن دانش‌آموزان در تعیین اهداف آموزشی، نوع تدریس، شیوه مشارکت، تدوین قوانین و مقررات کلاسی و تعمیق چگونگی عملکرد و فعالیتهای خود در سطحی بالاتر از حد معمول است. دانش‌آموزان از اینکه در کلاس با ارزش و مفید تلقی شوند خوشحال و راضی خواهند شد. اگر توقعات ما از دانش‌آموزان و توقعات آنها از خودشان کم باشد انگیزه‌های یادگیری در آنها افت خواهد کرد و برعکس. توقعات سطح بالا، آنها را به سوی پیشرفت سوق خواهد داد. یکی از این فرایندها، فراهم کردن زمینه‌های مناسب برای تجربه‌های فردی دانش‌آموزان است. تجربه‌های فردی و درگیر کردن آنان با فعالیت تدریس (تمرین معلمی) به دانش‌آموزان کمک می‌کند، از موضوع درس شناخت بهتری پیدا کنند و با احساس همدلی با موضوع آموزش، موضوع درسی را به راحتی یاد بگیرند.
چنانچه دانش‌آموزان دیگر کلاس را راغب کنیم تا در مورد نتیجه تدریس فراگیرانی که به تدریس و آموزش افراد کلاس داوطلب شده‌اند قضاوت نمایند، دانش‌آموز را به تفکر منطقی و بهره‌گیری از قوه استدلال ذهنی خودشان وا می‌داریم. در این بین اگر دانش‌آموزان کلاس را در فرایند ارزشیابی و قضاوت کار فراگیران شرکت دهیم، آنها یاد می‌گیرند درباره کارهای خ

ود و نتایج یادگیری و آموخته‌هایشان به خوبی قضاوت کنند و نسبت ب

 

ه نتایج ارزشیابی از فعالیتهای خود حساس باشند و درصدد رفع نقطه ضعفها برآیند. این مقاله که چکیده‌ای از طرح انجام شده با عنوان «کلاس و تمرین معلمی» در مدرسه راهنمایی ناحیه ۲ زنجان می‌باشد، پیامدها و بازخوردهای مثبتی داشته است که به شرح ذیل می‌باشد.
– ۱) جلوگیری از تدریس تکراری و مدیریت زمان به نحو مطلوب.
– ۲) کنترل رفتار انضباطی دانش‌آموزان.
– ۳) تشویق و ترغیب دانش‌آموزان و انگیزه بیشتر فراگیران به یادگیری.
– ۴) ایجاد جو مشارکت و همکاری در کلاس که زمینه‌ساز مدیریت یادگیری است.
– ۵) توجه به تفاوتهای فردی دانش‌آموزان.
– ۶) افزایش بهره‌وری در کلاس درس.
– ۷) ایجاد خودباوری در بین فراگیران و تقویت اعتماد به نفس در آنان.
– ۸) شاد نمودن فضای کلاس و افزایش تعامل و گسترش ارتباط بین فراگیران و معلم در نهایت اجرای این طرح باعث احساس خودباوری و لیاقت در بین فراگیران می‌شود.
چراکه معلم با این کار پیامهای مثبت بیشتری به دانش‌آموزان منتقل می‌کند و استقلال و خودگردانی بیشتری به دانش‌آموزان می‌آموزد. وقتی فراگیران بتوانند محیط کلاس را اداره کنند به طور حتم افرادی کارآمد، لایق، مستقل و شایسته بار خواهند آمد. این احساس خودباوری و خودارزشمندی به فراگیران کمک می‌کند تا در محیط درس و مدرسه فعال و پویا باشند و احساس مفید بودن در جمع را تجربه کنند و هویت خاص پیدا کرده و جامعه‌پذیر شوند چراکه کار مدرسه، صرف آموزش مسائل علمی نیست، بلکه کار اصلی آن در درجه اول درونی کردن ارزشها و در یک کلام هویت‌بخشی به فراگیران است.
انگيزه، حالات دروني فرد است كه موجب تداوم رفتارش تا رسيدن به هدف مي‌شود. انگيزه ارتباط مستقيم و مثبت با پيشرفت تحصيلي دارد. به همين علت علاوه بر آنكه انگيزه وسيله‌اي براي پيشرفت تحصيلي در نظر گرفته مي‌‌شود، گاهي از آن به عنوان هدف نيز نام برده مي‌شود، زيرا با افزايش انگيزه، پيشرفت تحصيلي نيز پديد مي‌آيد. از آنجا كه هوش و استعداد تحصيلي به‌عنوان دو عامل اساسي در پيشرفت تحصيلي، كمتر تحت تأثير معلم يا مربي واقع مي‌شود، سعي بر آن است كه با افزايش انگيزه دانش‌آموزان حداكثر بهره‌وري از هوش صورت گيرد.

 است كه پيشرفت تحصيلي افراد با انگيزه چشمگيرتر بوده است. با وجود آنكه معلمان در تغيير هوش و استعداد تحصيلي نقش چنداني ندارند، ولي مي‌توانند در بالا بردن انگيزه دانش‌‌آموزان مفيد واقع شوند.
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره و از تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد. آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند. اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كمم داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير: معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواست معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود. اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد. از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است. درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان در

وس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.
به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:
۱ – سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
۲ – براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
۳ – با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
۴ – دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شد

يد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
۵ – بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
۶ – براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.

۷ – چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.
۸ – به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
۹ – در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
۱۰ – تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
۱۱ – مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
۱۲ – از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
۱۳ – در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
۱۴ – علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
۱۵ – آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
۱۶ – براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم
۱۷ – با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد. ۱۸ – شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
۱۹ – ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل

حل است، ارتباط برقرار كنيم
۲۰ – تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با ت

حريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم. ۲۱ – به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
۲۲ – محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
۲۳ – با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.
۲۴ – به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كند.
۲۵ – در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
۲۶ – زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم. ۲۷ – دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
۲۸ – به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
۲۹ – به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
۳۰ – مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است

.
۳۱ – تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
۳۲ – به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف

) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
۳۳ – دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
۳۴ – از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
۳۵ – با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
۳۶ – هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
۳۷ – به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
۳۸ – در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
۳۹ – تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
۴۰ – گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد.

خودباوری و ارتباط آن با موفقیت

.۱ یاد خدا دلهای ما را آرامش می دهد و دل آرام و مطمئن، انرژی روحی و روانی فراوانی جهت حل و فصل مسائل زندگی را برای ما فراهم می آورد.
.۲ برای رسیدن به هدفهای زندگی باید همواره از خطرکردن در زندگی خود نهراسید واز موقعیت های ایجاد شده به عنوان تجربه استفاده گردد. چون تجربه راه شکست را برای رسیدن به موفقیت نشان می دهد. تجربه آن چیزی نیست که برای انسان روی می دهد بلکه واکنشی است که وی در برابر آن رویداد از خود نشان می دهد.
.۳ وقتی ترس را رها کنیم، فقط علاقه مندی و امید است که برجامی ماند در این زمان باورهایی که در فرد به وجود می آید که او می تواند به جای آشفتگی، آرامش و به

جای ترس، شجاعت، عشق و امید به فردای زندگی را با اختیار خود برگزیند.
.۴ اگر می خواهید تصویر و نگاه خوبی از خویشتن داشته باشید باید دست از مقایسه خود با دیگران برداری. چون شما منحصر به فرد هستید و شخصیت شما وابسته به خودتان می باشد. هیچکس دیگر در این جهان بزرگ نمی تواند خود شما باشد. او نبو

ه و نخواهد آمد.
.۵ ما همان گونه زندگی می کنیم که به خویشتن نگاه می کنیم.
.۶ نگرش در انسان حرکت ایجاد می کند. اگر نگرش مثبت باشد حرکت سازنده و نتیجه مطلوب و اگر نگرش منفی باشد حرکت تخریبی و نتیجه اش ناخوشایند.
.۷ اندیشمندان همیشه می گویندکه اگر می خواهید انسان بزرگی شوید باید نسبت به همه چیز و همه کس نظر مناسب و نگاه خوبی داشته باشید و برای رسیدن به خود واقعی و کسب باورهای ارزشمند، خویشتن را دوست داشته باشید.
.۸ با توجه به توانائیهای خود به کاری که انجام می دهیم ایمان و باور درونی داشته باشیم. در این صورت موفقیت قطعی خواهد بود.
.۹ به دنبال رخدادهای جذاب بوده و زندگی عاشقانه و آگاهانه را از خود انتظار داشته باشید.
.۱۰ انسان تا زمانی که خود را باور نداشته باشد، آرامش ندارد.
.۱۱ ابراهام مازلو روانشناس آمریکایی (۱۹۷۰ – ۸ ۱۹۰ ) که از بزرگترین نظریه پردازان نهضت توانائیهای انسان به حساب می اید، زندگی را نه در بودن بلکه در شدن می دیده است و در این راستا نظریه خودشکوفایی را مطرح ساخته است.
.۱۲ اگر تمایل به انجام کاری نداری به راحتی به خود و دیگران نه بگوئید.
.۱۳ همیشه سعی کنید احساس خوبی از بودن خود داشته باشید، به شاد زیستن و شادکامی زندگی خود فکرکنید.
.۱۴ این حقیقت را بپذیرید که از آنچه که فکر می کنید بهتر هستید.
.۱۵ هیچ وقت خود را دست کم نگیرید.
.۱۶ به جای آنچه هستید به آنچه که می توانید باشید توجه کنید.
.۱۷ بدانید برای تغییرکردن هیچ وقت دیرنیست.
.۱۸ در جریان خودباوری انسان باید از آنچه انجام می دهد لذت ببرد و به نیروی برتر خود ایمان داشته باشد.
.۱۹ هیچ گاه نیروی عظیم اراده را در جسم کوچک خود زندانی نکنید

.۲۰ به تقویت روحیه و اعتقادات خود بپردازید و دلگرم و مقاوم به زندگی ادامه دهید.
.۲۱ حملات مهاجمان درونی و بیرونی را با نیروی خودباوری خنثی کنید و پیوسته کاری را انجام دهید که موجبات خرسندی وجدانتان را فراهم سازد.
.۲۲ همواره برنامه ها مسیرهای خود را بازشناسی کنید تا در زندگی دچار وقفه نشوید.
.۲۳ اگر به پیروزی خود معتقد باشید، مطمئنا پیروز و برنده خواهید شد. و نیل به خواسته های زندگی برای شما سهل و آسان می گردد.
.۲۴ هیچ وقت نخواهید کسی یا کسانی که به جای شما تصمیم بگیرند و یا به جای شما زندگی کنند، باید باور کنید وقتی که چیزی را بخواهید مطمئنا آن را بدست خواهید آورد.
چکیده :
شکل گیری خود باوری : خود باوری افراد نیز مثل بسیاری از ویژگیهای دیگر جسمی و روانی فرد از دوران کودکی شروع به رشد و شکل گیری می‌کند. خانواده اولین محیطی است که نقش مهم خود را در خود باوری کودک ایفا می‌کند. والدین خود باور ، فرزندان خود باور تربیت می‌کنند. والدینی که کودک خود را با تمام ویژگیهایی که دارد و به همان صورتی که هست می‌پذیرند فرد خود باوری را برای آینده تربیت می‌کنند. گذشته از خانواده و تآثیرات پیچیده ای که روی خود باوری کودک دارند، محیطهای دیگر مثل محیط دوستان و همسالان ، مدرسه ، محیط شغلی و … نیز خود باوری فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
با وجود تأثیری که این ویژگی فرد از محیط خود می‌پذیرد، اما این به معنی عدم تأثیر فرد روی خود باوری خود نیست. به عبارتی فرد بزرگسال براحتی می‌تواند درجه خود باوری خود را از خویش تغییر دهد. اجازه دهد تأثیرات محیطی به کاهش آن اقدام کنند یا با مقاومتی که از خود نشان می‌دهد دائما در تلاش برای افزایش خود باوری خود باشد.
موفقیت در زمینه‌های مختلف زندگی : افراد خود باور شناخت صحیحی که از خود دارند بهتر از بقیه به پرورش توناییها و استعدادهای خود می‌پردازند و آنها را در جهت درست هدایت می‌کنند. بنابراین از صرف انرژی برای استعدادهایی که ندارند خودداری می‌کنند و در عوض با توجه و گسترش دادن استعدادهایی که دارند موفقیتهای بیشتری را شامل خود می‌کنند. فرد خود باوری که می‌داند استعداد هنری ندارد، وقت و انرژی خود را صرف کسب هنر نم

ی‌کند و مثلا اگر می‌داند در زمینه تجارت یا تحصیل و … استعدادهایی دارند به پرورش آنها اقداام می‌کند و در آن زمینه موفق و موفقتر می‌شود.
انعکاس خود باوری در رفتار افراد : اینکه انسان چه اندازه خود را می‌شناسد و خود را می‌پذیرد، در رفتار و عمل او منعکس می‌شود. رفتارهایی که فرد از خود در زمینه‌های مختلف نشان می‌دهد نشانگر درجات خود باوری او است. البته گاهی افراد به خود باوریهای کاذبی نیز دچار می‌شوند که از لحاظ شدت و حدت پافشاری آنها در برخی ویژگیها قابل تشخیص است. مثل کسی که توان انجام کاری را به تنهایی ندارد و عملا نیز چنین چیزی ممکن نیست، ولی مصرانه خود را توانمند به انجام آن می‌داند. در هر حال داشتن درجات متعادلی از ویژگیهای زیر نشان از خودباوری خوب و مؤثر در فرد دارد.