چکیده

خودپنداره، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی افراد میباشد. اگر فرد تواناییها و استعدادهای خود را بشناسد و تلقی و برداشت مثبتی از تواناییهای خود داشته باشد و به این باور برسد که میتواند به آن چیزی که استعدادش را دارد دست یابد، این امور موجب افزایش بازدهی و کارآمدی و تحقق اهداف وی میشود، و با توجه به اینکه خودپنداره تحصیلی بخش جدایی ناپذیر از زندگی تحصیلی افراد میباشد در این پژوهش خودپنداره تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن مورد بررسی قرار میگیرد.

کلمات کلیدی: خودپنداره، خودپنداره تحصیلی.

مقدمه

»خود« عبارت است از مجموعه نظرات فرد در مورد خویشتن که یک ساخت شناختی و عاطفی محسوب میگرددکه رجوع به آن قابل مشاهده و بررسی از طرف شخص نمیباشد. البته بدون شک دیگران میتوانند به آن بازخورد داشته باشند، اما آن بازخورد نیز توسط شخص تعبیر میشود .]۴۱[

خودپنداره را میتوان به عنوان ترکیبی از کلیه افکار و احساساتی که شخص نسبت به خود دارد و یا تصویر وی از خویشتن، تعریف نمود. ادراک خود یا مفهوم، خویشتن دارای دو بعد است: جسمی و روانی. بعد جسمی، خصوصیات فردی خودش میباشد. خودپنداره تا حدود زیادی توسط ماهیت روابط فرد با دیگران شکل میگیرد. نظری که فرد راجع به خود پیدا میکند بهطور عمده مبتنی است بر نظری که به عقیدهی او، شخص مهم زندگیاش مانند: والدین، معلمان و دوستان نسبت به او دارند .]۴[

خودپنداره از »عزت نفس«۱ و خودِ»گزارش شده«۲ متفاوت است. عزت نفس شامل خودپنداره نیز میشود، ولی از آن کلیتر است. عزت نفس بر اساس ترکیب ارزیابیهای عینی و ذهنی استوار است. خودپنداره یعنی خودواقعی شخص که بهطور عینی ادراک شده است، و عزت نفس از فاصلهی خودواقعی به خودآرمانی ایجاد میشود و از اینجا مسأله ذهنی بودن عزت نفس مشخص میشود .]۴۱[

در واقع عزت نفس احساس ارزش شخص و سطح رضایت از خود میباشد، در حالیکه خودپنداره احساس فرد از خودش، توانایی و قابلیت و عواطف خودش میباشد. همچنین خودپنداره از خودگزارشدهی نیز متفاوت است. خودگزارشدهی همان چیزی است که شخص میخواهد و قادر است آن را بیان کند و گزارش کند .]۴۴[

۱٫ Self- esteem 2. Self- report

اجزاء خودپنداره
مفهوم خودپنداره سه جزء عمده دارد: جزء ادراکی، جزء مفهومی، و جزء نگرشی.

جزء ادراکی، تصور شخص از نمود بدنی و اثری که آن بر روی دیگران دارد، میباشد. آن شامل تصور او از جذابیت و تناسب اندام بدنی خودش است. جزء ادراکی اغلب »خودپنداره جسمانی«۱ نامیده میشود.جزء مفهومی، تصور شخص از ویژگیهای متمایز خودش است. از جمله تواناییها و گذشته و آیندهاش، این جزء اغلب »خودپنداره روانی«۲ نامیده میشود. این جزء مرکب از کیفیت سازگاری مطلوب در زندگی، اعتمادبه نفس، استقلال، جرأت و شجاعت میباشد.

موارد مشمول جزء نگرشی عبارت از: نوع احساسات شخص دربارهی خود، نگرش به وضع فعلی و دورنمایی از آینده، احساسات او دربارهی ارزشمندی خویش، نوع نگرش به وضع عزت نفس خود؛ غرور یا کمرویی .]۴۱[
هارلوک(۱۹۷۴)۳، خودپنداره را به چهار طبقهی عمده تقسیم نموده است که عبارتاند از: خویشتنپنداری پایه، خویشتنپنداری گذرا، خویشتنپنداری اجتماعی و خویشتنپنداری آرمانی .]۶[

خویشتنپنداری پایه مطابق برداشتی است که فرد از »خود واقعی« دارد و عبارت است از مفهوم و برداشت شخصی از آنهچ که واقعاً هست و شامل ادراک فرد از اندام ظاهری، شناختش از تواناییها و ناتواناییها، نقش خود در زندگی، ارزشها، باورها و آرزوهایش میباشد. خویشتنپنداری پایه منتهی به واقعیتگرایی است.خویشتنپنداری گذرا در فرد زمانی است که شخص اشاره میکند به اینکه مثلاً، او در حال حاضر خوشحال است یا میترسد. به این معنا که شخص نوعی خویشتنپنداری دارد که یک زمانی آنها را حفظ کرده و زمانی دیگر از آن صرف نظر میکند، خویشتنپنداری گذرا ممکن است برای فرد مساعد یا نامساعد باشد و این بیشتر بستگی دارد به حالتی که فرد در آن لحظه در خودش احساس میکند.خویشتنپنداری اجتماعی بر اساس طرز تلقی فرد از دیگران دربارهی خودش است. این طرز تلقی فرد بستگی به حرف و عمل دیگران دارد. معمولاً این خویشتنپنداری را دستور آیینهوار مینامند. این نوع خویشتنپنداری نوعی ذهنخوانی است.

تعاریف خودپنداره
فرام(۱۹۵۶) ۴، خودپنداره را در واقع »روح آشکار شدن از خودش« تعریف میکند .]۱[ آلپورت(۱۹۶۱) ۵، خودپنداره را به عنوان »ادراک شخص از شخصیت خود میداند« و بنابراین ماهیت خودپنداره ممکن است به این صورت تعریف شود »ادراک افراد از صفاتی که دارا هستند و نیز افراد نسبت به شخصیت خودشان.]۶[ «

هانیز نوریسم(۱۹۹۰) ۶، خودپنداره را چنین تعریف میکند: “خودپنداره کودکان یک جنبه مهم از تمایلات توانشناختی از محیط آنها میباشد”. در واقع خودپنداره در یک مجموعه از اعتقادات درباره ماهیت واقعی فرد و کیفیتهای بینظیر او و رفتار نوعی فرد میباشد (همان).دان هامچک (۱۹۹۲)، مطرح کرده است که مردم مفاهیم جداگانه از جنبههای فیزیولوژیکی – اجتماعی هیجانات و انتخابهای هوشمندانه خودشان دارند که این خودپندارههای گوناگون توسط تمایز بین احساسات فرد مشخص میشود .]۹[

ویلیام پرکی(۱۹۸۸) ۷، خودپنداره را مجموعهای از نظام پویا و مشکل و پیچیده از اعتقادات آموخته شدهای میداند که در هر شخص آن حقیقت مربوط به وجود خودش را حفظ میکند .]۱[

۱ . Physical self- concept 2. Mental Self- concept 3. Harlook 4. Framm 5. Allport

۶٫ Haynes Nnorrism 7. Parkey

معنا و ماهیت خودپنداره: فرهنگ توصیفی روانشناسی، خودپنداره را ارزیابی کلی فرد از شخصیت خودش میداند. این ارزیابی ناشی از ارزیابی ذهنی است که معمولاً از ویژگیهای رفتاری خود به عمل میآوریم و در نتیجه خودپنداره ممکن است مثبت یا منفی باشد. به نظر این فرهنگ اصطلاحاتی چون عقده حقارت، خودپنداره منفی و عزت نفس پایین از اصطلاحاتی هستند که میتوان کم و بیش آنها را به

جای هم به کار برد .]۱[