چکیده

یکی از اهدافی که خودکنترلی در پی آن است، ایجاد حالتی است در درون فرد که او را به انجام وظایفش متمایل بسازد بدون آنکه یک عامل خارجی او را تحت کنترل داشته باشد. در صورت تحقق این مهم در سازمان، مدیران بدون آنکه به مسئله کنترل انتهای برنامه ها به وسیله مقامات عالی فکر کنند، کارمندان بدون ترس از عواقب کنترل و کارگران بدون آنکه سرپرست بالای سرشان باشد و … همه وظایف خود را خود انجام می دهند و خود خویشتن را کنترل می کنند.

در مقاله حاضر نگارنده در پی یافتن پاسخ این سوال است که آیا تحقق خودکنترلی عملی است؟ بدین منظور ابتدا به بیان تعاریفی از خودکنترلی و مصادیق آنها در سازمان و بیان دیدگاههای موجود در مورد کنترل می پردازد. و در پایان به برخی راه حل ها جهت رسیدن به خود کنترلی به اشاره می شود.

کلمات کلیدی: خودکنترلی، تئوری آشوب، تکنولوژی انظباطی، مدیریت مبتنی بر هدف، ، توانمند سازی، خود کنترلی اسلامی

مقدمه

هر نظامی که ساخته دست بشر است اگر کنترل نشود، دیر یا زود متلاشی می شود. اگر چه بتوان در سطح تئوریک نظامی بوجود آورد که به کنترل و نظارت احتیاج نداشته باشد. ولی بر اساس تجارب موجود نظامهای ساخت انسان بدون کنترل نمی توانند مدت مدیدی به کار خود ادامه دهند(صادق پور،۱۳۷۲،ص .(۳۷

مفهوم کنترل اصطلاح بسیار مبهم و دشواری در مباحث سازمان و مدیریت محسوب می شود؛ تا جائیکه صورت ۵۷ مورد تنوع در معناهای ضمنی آن توسط راث((۱۹۶۰ مشخص شده است. این تنوع به اهمیت تعریف و تشکیل حدد و مرزها ی مناسب برای کنترل مربوط می شود. آنگونه که جانسون و گیل (۱۹۹۳) توضیح می دهند کنترل از یک گستره متنوعی در رشته های مختلف نظیر مهندسی، حسابداری، سایبرنتیک،جامعه شناسی و روان شناسی برخوردار است( عباس پور،.(۱۳۸۰

تعاریف زیادی از کنترل وجود دارد ، به عنوان نمونه فایول می گوید : ” در یک موسسه کنترل به معنای آن است که معلوم شود،همه کارها هماهنگ است و با دستورها و اصول مطابقت دارد یا خیر؟ هدف کنترل نشان دادن نقاط ضعف و اشتباهات

-۱ دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی مدرس دانشگاه ) mosamoghadas@yahoo.com)

۱

است. تا این دوپدیده برطرف و اصلاح شود. کنترل هرنوع اندیشه،شیء ، شخص و اقدام را شامل می شود.”(لوتانز،ترجمه ایران نژاد پاریزی، ۱۳۷۴، ص (۹۰۹

در طول تاریخ اندیشمندان مدیریت رویکردهای مختلف را به مسئله کنترل داشته اند. اما در رویکردهای اخیر با توجه به وجود اطلاعات بیش از حد ، تغییرات سریع و تقاضاهای متناقض که باعث سردرگمی مدیران و کارکنان شده و با توجه به پیچیدگی و غیر قابل پیش بینی بودن عصر حاضر ، دیگر کنترل سازمانی مانند آنچه که قبلاً وجود داشت اهمیت ندارد.

اخیراً برای دستیابی به کارآمدی بیشتر، مقولاتی همچون درونی شدن کنترل و نگاه سیستمی و نقش نظارت را در فرایند ارتقای کیفیت مورد تأکید قرار می دهند (سپهر،۱۳۸۳،.(۲۴برای اینکه فرایند کنترل با انسانیت انسان بیشتر انطباق داشته باشد لازم است که در بین اعضای سازمان احساس کنترل خویشتن توسعه یابد. به جای کنترل کارکنان توانمند سازی آنان مطرح شود و مشارکت آنان مورد تشویق قرار بگیرد. در همین راستا مسأله خودکنترلی ذهن نظریه پردازان دانش مدیریت و مدیران را به خود مشغول کرده است ، که به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

البته در ابتدا ذکر این نکته ضروری است که مفاهیم ،دیدگاه ها و الگوها به سرعت هر چه تمام تر همراه با تحولات مداوم نظام مدیریت جهانی در حال تغییر است. و رسالت جامعه علمی و اداری کشور این است که داده های نو را انتشار بدهند و از تجویز نسخه های تاریخ مصرف گذشته که منجر به انحراف علمی و کج آموزی می شود دوری کنند. در مقاله حاضر نیز به هیچ روی قصد بیان خودکنترلی به عنوان تنها راه کار در سازمانها و ارائه آن به عنوان حل نهایی نداریم ، بلکه هدف طرح مسأله و برانگیختن سوال در اذهان می باشد.

تعاریف و زمینه های نظری

در سازمانهای اجتماعی بهترین نوع کنترل آن است که فرد کنترل را از خود شروع کند، منظور از خود کنترلی این است که فرد تقریباَ آزاد است و آزادی فرد تا جایی است که به آزادی حقوق و اموال دیگر افراد ، لطمه نزند، کنترلی که در باره خود اجرا می کنیم ساخته خودمان است. طنابی که به دور خودمان می بندیم انتخاب خودمان است. اگر خود را وارد قراردادی

می کنیم با تعهد انجام دادن عملی را بر عهده می گیریم و در واقع خود را مقید می سازیم(.(odiorni,1978,21 چنانچه کارکنان سازمان شناخت روشنی از مسئولیتهای خود برای انجام دادن تعهدات داشته باشند خودکنترلی بهترین و

محکم ترین نوع کنترل است. و چون هر نوع کنترل به جز خودکنترلی عاملی در برابر انعطاف پذیری (که خود لازمه تغییر می باشد) است، باید ازاین طریق بین کنترل و انعطاف پذیری تعادل ایجاد کرد(.(Robbins,1978,21

با توجه به دیدگاه لوتانز اداره خویشتن self management پیش شرط اساسی برای اداره موثر سازمانها گروهها وزیر دستان می باشد، و در کارآیی مدیریت حلقه مفقوده missing link یا حداقل نخستین گام فراموش شده است (لوتانز،ترجمه ایران نژاد پاریزی، ۵۳۳،.(۱۳۷۵